X
تبلیغات
آباداک

آباداک

آباداک آبادی کوچکی یست در ذهن من

تفاوت مدیران در اونور دنیا و اینور دنیا!

ونوردنیا:موفقیت مدیربراساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود.
اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

اونور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا می‌دهند.
اینور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود.

اونور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
اینور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است.

اونور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند.
اینور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود.

اونور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
اینور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

اونور دنیا : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.
اینور دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.

اونور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
اینور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد.

اونور دنیا : مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند.
اینور دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند.

اونور دنیا : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند.
اینور دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند.

اونور دنیا : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
اینور دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند.

اونور دنیا : همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
اینور دنیا : مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

اونور دنیا : برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
اینور دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.

اونور دنیا : مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
اینور دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان.

اول از همه باید بدانید منظور از اعتماد به‌نفس، اعتماد به‌نفس واقعی است نه لاف های بیهوده و خود بزرگ‌بینی های مصنوعی. افرادی که فقط فیلم انسان های بی‌باک و با اعتماد به‌نفس را بازی می کنند، هیچ ویژگی خاصی برای الگو برداشتن ندارند

اما انسان های واقعا معتمدبه‌نفس ویژگی های والایی دارند که باید از آنها یاد بگیریم تا کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشیم. از جمله به موارد زیر باید اشاره کرد 

آنها نظرات خود را بیان می کنند، اما نه برای اینکه همیشه حق با آنها است برای اینکه از اشتباه کردن هراسی ندارند 

افراد خودنما و آنهایی که بی جهت به خود می نازند، با سروصدای زیاد کارهای خود را انجام می دهند و ادعاهای بی‌خود دارند و به نظرات دیگران نیز اهمیتی نمی دهند. آنها تصور می کنند عقل کل هستند و همیشه حق به جانب آنها است و می خواهند دیگران نیز به این باور برسند 

اما رفتارهای آنها به هیچ عنوان نشان از اعتمادبه‌نفس ندارد و فقط یک زورگوی باهوش هستند 

افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، از اینکه اشتباهات آنها مشخص شود ترسی ندارند و می دانند دانستن واقعیت بسیار بهتر از حق به جانب بودن است. هنگامی که متوجه می شوند در مساله ای اشتباه کرده اند، با احترام از حرف خود کوتاه می آیند و برای اثبات آن اصراری ندارند 

افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، قبول دارند که انسان جایزالخطاست، اما زورگوهای باهوش هرگز این تفکر را قبول نمی کنند 

آنها بیش از این که حرف بزنند، گوش می کنند .

گفته می شود، بی کمالی های انسان در سخن پیدا شود/ پسته بی مغز چون لب وا کند، رسوا شود. لاف زدن و خودنمایی نوعی نقاب برای عدم اعتمابه‌نفس آدم ها است. افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، در بیشتر مواقع سکوت اختیار می کنند و بسیار متواضع و بی ادعا هستند. آنها به افکار خود اشراف کامل دارند و می خواهند با طرز فکر شما آشنا شوند 

آنها سوال های استدلالی و خلاقانه می پرسند و به افراد دیگر اجازه می دهند تا تفکر و تعمق روی موضوع داشته باشند. به طور مثال، از شما در مورد کار، نحوه انجام آنها، علاقه مندی های شما به آن و اینکه چه چیزهایی از آن آموخته اید از شما می پرسند و در انتها نیز نظر خود را می گویند که اگر جای شما بودند چه رفتاری می داشتند 

افرادی که  اعتمادبه‌نفس واقعی دارند، مهارت و دانش بسیاری دارند اما هرگز به آن بسنده نمی کنند و همیشه تشنه یادگیری و به‌روزرسانی دانش خود هستند. این را خوب می دانند بهترین روش یادگیری، کمتر حرف زدن و بیشتر گوش دادن است 

به قول مادربزرگ ها، خدا به انسان یک زبان و دو گوش داده است. یعنی بیشتر از این که حرف بزنی باید گوش کنی .

اهل خودنمایی نیستند

شاید آنها کار مهمی انجام داده باشند. شاید به خوبی بر یک مشکل و مانع بزرگ فائق آمده باشند. شاید به خوبی بتوانند موارد جزئی و جداگانه را در کنار هم به کارکرد واحد و گروهی برسانند تا بهترین نتیجه حاصل شود. اما انسان هایی که اعتمادبه نفس واقعی دارند، این مسایل برایشان مهم نیست و آن را در بوق و کرنا به همه نمایش نمی دهند. در درون خود احساس رضایت دارند که کارهایشان را درست و کامل انجام داده اند، اما توجه دیگران برایشان مهم نیست 

آنها به تایید دیگران نیاز ندارند، زیرا به قدری باهوش و عاقل هستند که خوب را از بد تشخیص دهند. آنها اصولا عقب می ایستند تا دیگران خودنمایی کنند تا شاید بتوانند اعتمادبه‌نفس واقعی در زندگی خود بیابند .

  آنها بدون ترس از دیگران کمک طلب می کنند

بسیاری از مردم تصور می کنند کمک گرفتن از دیگرات نشانه ضعف آدم ها است. اما افراد معتمد به‌نفس ضعف های خود را به خوبی می شناسند و در آن زمینه ها از دیگران کمک می طلبند. این کار آنها باعث تشویق دیگران نیز می شود. وقتی یک انسان موفق از شما کمک بخواهد، بدون شک بسیار خوشحال می شوید که می توانید به او کمک کنید و هرگز به این فکر نخواهید کرد که او ضعف یا کمبود دانش دارد

    آنها همیشه فکر می کنند:  چرا من نه؟  

بسیاری از مردم همیشه منتظر می مانند تا استخدام شوند، مورد تشویق یا ترفیع قرار بگیرند یا .... اما افرادی که واقعا اعتمادبه‌نفس دارند، تقریبا همه دنیا را در دست خود دارند. آنها می دانند چگونه با افراد مهم در ارتباط باشند تا بتوانند در کنار آنها رشد کنند و به اهداف خود برسند. آنها می دانند چطور محصولات خود را تبلیغ کنند تا بیشترین فروش را داشته باشند. آنها خودشان روابط لازمه را می سازند و منتظر نمی نشینند تا دیگران برایشان آستین بالا بزنند. آنها روش و کاری که تصور می کنند درست است را انتخاب می کنند و در ادامه آن به جلو پیش می روند .

هرگز انسان های دیگر را تحقیر نمی کنند .

صادقانه و بی تعارف باید بگوییم، افرادی که دایم در مورد دیگران نظرهای منفی دارند و پشت سر آنها غیبت می کنند، می خواهند با این مقایسه خود را در نگاه دیگران خوب جلوه دهند 

اما تنها مقایسه ای که افراد بااعتمادبه‌نفس انجام می دهند این است که امروز چه کسی هستند و در آینده چه می خواهند باشند 

   از اینکه ساده‌لوح به نظر برسند هراسی ندارند .

اصولا آدم هایی که واقعا و ذاتا اعتمادبه نفس دارند، هرگز در شرایطی قرار نمی گیرند که دیگران به خود اجازه دهند آنها را مسخره کنند. آنها همیشه پوشش و رفتار مناسب دارند

    آنها اشتباهات خود را قبول می کنند .

افراد با اعتماد به نفس واقعی همیشه اشتباهات خود را قبول می کنند و هیچ وقت خود را مصون از اشتباه نمی پندارند. انسان وقتی اعتماد به نفس دارد، خیلی برایش مهم نیست گاهی بد به نظر برسد. آنها به خوبی می دانند مردم به آنها نمی خندند و آنها را مسخره نخواهند کرد .

  آنها فقط به دنبال تایید افرادی هستند که واقعا برایشان مهم هستند .

اینکه در شبکه های اجتماعی یا جوامع دیگر شما را تشویق یا تحسین کنند بسیار خوب است. اما اینکه موردتایید افرادی باشید که برایتان مهم است، بسیار باارزش تر و مهم تر است. افرادی که ما برای آنها ارزش بسیار قایل هستیم و نظرات آنها برایمان مهم است، پشتیان های واقعی ما هستند و در پیشرفت ما نقش مهمی دارند

اما چه کسی می‌تواند تصور کند که رنگ‌ها هم به همان سان بر خلق و خوی ما تأثیرگذارند؟ بله، این حقیقت دارد! یافت شده است که رنگ‌های با فرکانس کوتاه، مانند قرمز، زرد و نارنجی ما را تهییج می‌کنند (احتمالا به دلیل انتشار آدرنالین در خونمان) در حالی که رنگ هایی با فرکانس بلند مانند آبی، بنفش و سبز در ذهنمان اثر آرام بخشی دارد.
رابطه ی بین رنگ و خلق و خو، چیزی نیست که اخیرا کشف شده باشد. از زمان های بسیار دور، عروس های هندی لباس‌های قرمز می پوشیدند که بر عشق و علاقه دلالت می‌کند. یا راهبان بودایی نیز در اتاق‌هایی با دیوار های آبی و راه راه‌های عمودی قرمز رنگ به تأمل می پرداختند، چرا که عقیده داشتند آبی برایشان آرام‌بخش و قرمز ذهنشان را آگاه نگاه می‌دارد.

در زیر جزئیات بیشتر از تاثیر رنگ ها بر خلق و خو را برایتان فهرست کرده ایم.

۱. آبی

این رنگ، تسکین دهنده و آرام‌بخش است. رنگ آبی بهره وری را افزایش می‌دهد، اما استفاده ی بیش از حد از آن می‌تواند در ذهن شما تاثیر افسردگی بر جای گذارد!

۲. مشکی

رنگ مشکی نشانگر قدرت و اقتدار است. بعلاوه باعث می‌شود احساس برتری داشته باشید. از آنجایی که مشکی، یک رنگ محافظ است، معمولا اشخاصی که درونگرا هستند استفاده از این رنگ را ترجیح می‌دهند.

۳. خاکستری

لباس‌های خاکستری از این جهت متداولند که نشانگر اعتماد به نفس و کنترل شخصی هستند. البته از آنجایی که این رنگ، نه مشکی است و نه سفید، احساس دو دلی نیز ایجاد می‌کند.

۴. سبز

چشمان ما با این رنگ راحتند. رنگ سبز نمایانگر صلح و دوستی، سکوت و نگرش مثبت است. این رنگ، آرامش بخش است و گفته شده که دید را بهبود می‌بخشد!

۵. زرد

طیف رنگی زرد، شدید ترین تأثیرات را بر چشم دارد و کسی که از آن استفاده می‌کند پر جنب و جوش و با حرارت بنظر می‌آید. اگرچه زرد به عنوان یک رنگ خوش‌بینانه و مثبت در نظر گرفته می‌شود، اما استفاده ی بیش از حد از آن باعث تندی خلق و خو نیز می‌شود.

۶. قرمز

قرمز نشانگر انرژی، و شور و هیجان است. در حالیکه مقداری رنگ قرمز به شما کمک می‌کند تا پر انرژی باشید، استفاده بیش از اندازه ی آن می‌تواند خونتان را بجوش بیاورد!

۷. سفید

رنگ سفید نماد پاکی و پاکدامنی است و مرتبط با صلح. از این رو، قرار گرفتن در معرض این رنگ باعث می‌شود آرام باشید، اما این رنگ همچنین می‌تواند منجر به خستگی و سر‌خوردگی شما نیز بشود!

بسیار خوب، از آنجایی که رنگ‌ها در خلق و خوی شما تأثیر گذارند، شما نیاز دارید تا خودتان و محیط اطرافتان را با رنگ هایی بیارایید که شما را در کاری که انجام می‌دهید کمک کند. قطعا تفاوت را احساس خواهید کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 10:8  توسط لیلا مرادنژاد  | 

تفاوت IQ هوش شناختی با EQ هوش هيجانی

بين IQ و EQ هيچ رابطه شناخته شده‌ای وجود ندارد. شما اصلا نمی‌توانيد از روی هوش شناختی يا IQ يک نفر هوش هيجانی او را حدس بزنيد. اين يک خبر خوب است زيرا هوش شناختی يا IQ انعطاف پذير نيست . IQ از همان لحظه تولد ثابت است يا دستکم ثبات نسبی دارد. مگر اينکه يک تصادف، مثلا آسيب مغزی آن را تغيير دهد، هيچ کس با يادگيری واقعيت‌های جديد يا فرا گرفتن اطلاعات عمومی بيشتر باهوش نمی‌شود، هوش شناختی يعنی توانايی يادگيری. اما برعکس، هوش هيجانی، مهارتی انعطاف پذير است که به آسانی آموخته می‌شود، با اينکه بعضی مردم، نسبت به ديگران، به طور طبيعی هوش هيجانی بالاتری دارند، کسی که حتی بدون هوش هيجانی به دنيا آمده است باز هم می‌تواند در خود، EQ بالا به وجود آورد .
هوش هيجانی يعنی توانايی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بين احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند. هوش هيجانی همان توانايی شناخت، درک و تنظيم هيجان‌ها و استفاده از آنها در زندگی است .
هيجان‌ها، شامل حالات خوشايند و ناخوشايند احساسات ما هستند مانند :
▪ خشم: تهاجم، اوقات تلخی، پرخاش، خصومت، تند مزاجی 
▪ اندوه: غصه، دلتنگی، عبوسی، نااميدی، دل شکستگی 
▪ ترس: اضطراب، بيم، ناآرامی، دلواپسی، وحشت، شوک (ترس ناگهانی )
▪ نفرت: تحقير، اهانت، خوار شمردن، بيزاری، اکراه 
▪ شرم: احساس گناه، حسرت، احساس پشيمانی، افسوس 
▪ عشق: پذيرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، پرستش 
▪ شادمانی: شادی، لذت، سعادت شوق، تفريح، آسودگی، وجد، خشنودی 
▪ شگفتی : جا خوردن، حيرت، بهت، تعجب 
هوش هيجانی از چهار مهارت اصلی تشکيل می‌شود :
۱ ) خودآگاهی: توانايی شناسايی دقيق هيجان‌های خود و آگاهی از آنها به هنگام توليد . خودآگاهی، کنترل تمايلات خود در نحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نيز شامل می‌شود. فردی که از هوش هيجانی بالايی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بی‌واسطه و بدون وقفه دارد. به عبارت ديگر، او در همان زمان که احساسی را تجربه می‌کند، نسبت به آن آگاه است و بدان اعتنا دارد. او می‌‌تواند به خود بگويد، وای، من واقعا احساس حسادت، ترس، خودخوری، قدردانی، غرور، دفاع از خود در برابر انتقاد و ... می‌کنم. در حقيقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشيم مانند قورباغه‌ای خواهيم بود که نمی‌داند چه وقت از آبی که آرام به نقطه جوش می‌رسد بيرون بپرد . قورباغه با اينکه به راحتی می‌تواند از آب بيرون بپرد، اگر تغيير درجه حرارت به قدر کافی تدريجی باشد تا زمانی که پخته شود و بميرد در آب باقی می‌‌ماند. اگر ما بتوانيم احساسات را از قبل پيش‌بينی کنيم، قادر به اتخاذ تصميماتی خواهيم بود که ما را به شادکامی برساند مانند؛ می‌دانم که پشيمان می‌شوم، می‌دانم احساس گناه خواهم کرد و ... احساسات، صدای درونی ما هستند که ما را راهنمايی می‌کنند. تنها نياز به گوش دادن به آنها است .
۲ ) خود- مديريتی: توانايی در به کارگيری «آگاهی از هيجان‌ها» به منظور انعطاف پذير ماندن و رفتارها را مثبت هدايت کردن، يعنی اينکه بتوانيد واکنش‌های هيجانی خود را در مقابل همه مردم و شرايط مختلف کنترل کنيد . کنترل هيجان‌ها سبب :
۱ ) افزايش تحمل کافی و کنترل خشم 
۲ ) کاهش اهانت، زد و خورد و ايجاد مزاحمت 
۳ ) توانايی ابراز خشم به شيوه‌ای مناسب و بدون زد و خورد 
۴ ) کاهش تعليق و اخراج 
۵ ) کاهش رفتار پرخاشگرانه يا آسيب رساننده به خود 
۶ ) افزايش احساسات مثبت نسبت به شخص خود و ديگران 
۷ ) بهتر کنار آمدن با فشار روانی و کاهش اضطراب و احساس تنهايی می‌شود .
۳ ) آگاهی اجتماعی: توانايی در تشخيص دقيق هيجانات ديگران و درک اينکه دقيقا چه اتفاقی در حال روی دادن است. اين موضوع اغلب به اين معناست که طرز تفکر و احساسات ديگران را درک می‌کنيد، حتی زمانی که خودتان همان احساسات يا تفکرات را نداريد و اين همان همدلی است. پس همدلی به معنای درک احساسات ديگران است يعنی خود را جای ديگران گذاشتن، توانايی همدلی، مستقيما وابسته به توانايی تشخيص احساسات و درک آنهاست .
۴ ) مديريت رابطه : توانايی در به کارگيری «آگاهی از هيجانات ديگران» به منظور موفقيت در کنترل و مديريت تعامل‌ها، همچنين اين توانايی، ارتباط واضح با شرايط و کنترل موثر تعارض‌های دشوار را شامل می‌شود .
بی‌شک همه افراد دوست دارند توسط اطرافيان خود مورد تائيد، تقدير، تشويق، تحسين و قدردانی قرار بگيرند. با هوش هيجانی بالا شما می‌توانيد افراد را جذب کنيد و برای خود نگه داريد زيرا، به جای اينکه در مورد آنها قضاوت کنيد آنها را قبول می‌نماييد، احساساتتان را بيان کرده، آنها را نيز تشويق می‌کنيد که اينکار را انجام دهند. مسئوليت احساساتتان را به عهده می‌گيريد و هيچ‌گاه تقصير را به گردن ديگران نمی‌اندازيد، نسبت به احساسات آنها همدلی و مهربانی نشان می‌دهيد و آنها را درک می‌کنيد، در مورد احساسات و نيازهای آنها حساس هستيد ولی خود را مسئول برآورده کردن آنها نمی‌دانيد چون هر شخص مسئول احساسات خود است و از اين‌رو هرگز احساس سربار بودن نمی‌کنيد، آنها را ملامت نمی‌کنيد و به آنها حمله نمی‌نماييد، بنابراين نيازی نيست که آنها حالت تدافعی يا ضد حمله به خود بگيرند. آنها را نصحيت نمی‌کنيد و به آنها نمی‌گوييد چه کاری را انجام دهند، چرا که می‌دانيد اين کار حس استقلال آنها را از بين می‌برد و خشم آنها را برمی‌انگيزد . نسبت به آنها صادق هستيد حتی وقتی که مجبوريد چيزی را که برای آنها ناخوشايند است بگوييد .
«هوش هیجانی» را اینگونه تعریف کرده اند: «توانایی تشخیص هیجان های خودو دیگران، توانایی درک هیجان های دیگران و توانایی مدیریت هیجان های خود و دیگران. هر کدام از بخش های این تعریف، مهارتی هستندکه باید آموخته شوند.»
چند نوع هیجان داریم؟
معمولا وقتی پای تقسیم بندی هیجان به میان می آید، روانشناس ها از شش هیجان اصلی که در همه فرهنگ های دنیا وجود دارد، سخن می گویند؛ مواردی نظیر ترس، خشم، تعجب، سادی، اندوه و نفرت. حتما شما هم در درونتان دنبال هیجان هایی می گردید که تا به حال نامی از آنها برده نشده است. درست است هیجان ها معمولا به شفافیت و شدت هیجان های اصلی نیستنداما در طبقه بندی بالا ترکیبی از ترس و پذیرش را «سلطه پذیری»، ترکیبی از خوشی و انتظار را «خوش بینی»، ترکیبی از عصبانیت و انتظار را «پرخاشگری»، ترکیبی از عصبانیت و نفرت را «اهانت» و ترکیبی از اندوه و تعجب را «یاس» می نامند.
چرا اینگونه شدم؟
اینکه ما بفهمیم چرا غمگین یا چرا شاد شده ایم و یا کمی پیچیده تر از این موضوع، چرا از یک نفر خوشمان یا بدمان می آید، از تشخیص هیجان ها واجب ترو مهمتر است. در مجموع، می توان برای هر کدام از هیجان های اصلی علتی کلی ذکر کرداما همین علت کلی می تواند در زندگی هر نفر معنی خاصی داشته باشد؛ مثلا داشتن اندوه، به دلیل از دست دادن موردی به وجود می آید؛ در حالی که برای کسی، از دست دادن می تواندگم کردن روان نویسش باشد و برای کس دیگر، مرگ مادر می تواند به معنای اندوه باشد. اینکه دقیقا بدانید چه چیزی باعث به وجودآمدن چه حسی در شما شده است، می تواند به شما کمک کند که هم بهتر خودتان را بشناسید و هم بهتر هیجان هایتان را مدیریت کنید.
هیجانی شدن چه عواقبی دارد؟
هر هیجانی، چه مثبت و چه منفی، باعث ایجاد فرآیندهای فکری و رفتاری خاصی در درونمان می شود. وقتی که شادیم، سازگارتریم و ذهنمان برای فکرهای تازه آماده تر است؛ وقتی غمگینیم، انگیزه انجام هیچ کاری را نداریم؛ وقتی خشمگینیم فکرهای منفی در سرمان می چرخند و می خواهیم یک جوری از خودمان دفاع کنیم؛ وقتی متعجب می شویم، لحظه ای ذهنمان ایست می دهد و نمی توانیم فکر کنیم و بعد برعکس، توجه بیشتری به موضوع تعجب آور می کنیم. وقتی می ترسیم، اول متوقف می شویم و بعد دنبال راه فرار می گردیم و بالاخره وقتی از چیزی متنفر می شویم، می خواهیم طوری منبع تنفر را از خودمان دور کنیم.
چه مقدار از هیجان خوب است؟
در علم روانشناسی منحنی مشهوری به نام «U شکل» وجوددارد که به ما می گوید، چقدر از برانگیختگی هیجانی خوب است. جالب است بدانید برانگیختگی هیجانی کم، نه تنها خوب نیست بلکه کارکرد ما را نیزکاهش می دهد. همه ما برای اینکه انگیزه داشته باشیم تا کاری را پیش ببریم، به کمی استرس نیاز داریم؛ زیرا استرس، به اصطلاح نمک زندگی است که اگر خیلی زیاد یا خیلی کم باشد، زندگی ما خوب پیش نمی رود اما استرس، تضمینی برای پیشرفت ماست.
نتیجه این بخش: خواننده عزیز! دنبال علت هیجان های خودتان بگردید؛ مثلا زمانی که پرخاشگری می کنید، اگر بدانید این هیجان ترکیبی از عصبانیت و انتظار است، متوجه خواهید شد که خواسته ای از شما برآورده نشده است که عصبانی شده و به دنبال آن پرخاشگری کرده اید. این خواسته می تواند نتیجه آزمون آزمایشی شما یا نوعی عارضه در رفتار والدین تان باشد که شما را آزرده کرده است. وقتی علت مشخص شد، تنظیم و کنترل هیجان نیز آسانتر می شود.
یا زمانی که بسیار ناراحت هستید اما علتش را نمی دانید، ممکن است ناراحتی شما به خاطر از دست دادن موردی مانند رتبه خوب یا قبولی در رشته و شهر مورد علاقه تان باشد که نتیجه آن، از دست دادن وجهه خوبی است که نزد خانواده خود دارید. اگر بتوانید علت نگرانی ها و در مجموع هیجان هایتان را بنویسید، در تحصیلتان پیشرفت خواهید کرد.
چطور هیجان های خودمان را تنظیم کنیم؟
برای کنترل هیجان، حداقل بر روی کاغذ، راه های فراوانی وجود دارد.
۱- سرکوب کردن
هیجان را می توان سرکوب کرد و می توان خوددار بود. همه ما این را تجربه کرده ایم؛ مثلا وقتی که در مجلس ختمی موضوع خنده داری را ببینیم یا جایی در مقابل جمعی غریبه بغضمان بگیرد، سرکوبی هیجان ها ساده است اما همیشه جواب نمی دهد؛ ضمن اینکه در بلند مدت عواقب وحشتناک جسمی و روانی خواهد داشت.
- یکی از معضلات داوطلبان، تودار بودن در سال کنکور است. اگر به احساسات و افکار منفی تان اجازه بروز ندهید، آنها مانند اسید در ظرف، به دیواره های ظرف می خورد.
۲- به تاخیر انداختن
می توان ابراز هیجان ها را به تاخیر انداخت. وقتی که ما هیجان زده ایم بعید است بتوانیم کارها را درست انجام دهیم؛ برای مثال اگر در آزمون خیلی هیجان زده شویم، نمی توانیم اطلاعاتمان را درست پیاده سازی کنیم.
برای به تاخیر انداختن هیجان، شمردن تا یک عدد خاص و یا چند نفس عمیق می تواند مفید باشد.
۳- منحرف کردن توجه
مثلا وقتی که زیر تیغ دندانپزشک هستید و هیجان ترس بر شما هجوم می آورد، یک «سفر ذهنی» به ساحلی آرام واقعا جواب می دهد اما منحرف کردن توجه برای وقت هایی خوب است که کنترل چندانی بر اوضاع نداریم. در زمانی که می توان موقعیتی را فعالانه درست کرد، استفاده از این روش، تنها می تواند بهبودی حال ما را به تعویق بیندازد.
۴- برنامه ریزی
یکی از راه هایی که قسمت عقلانی را به کمک قسمت هیجانی مغز می فرستد، برنامه ریزی است؛ مثلا شما می دانید که برای این ماه کمبود مالی دارید و اگر موجودیتان صفر شود، استرس شدیدی خواهید داشت؛ پس از قبل، برنامه ریزی صرفه جویانه ای می کنید؛ مثلا در آن ماه تنقلات نمی خرید یا برای مثال، تیر ماه سال آینده کنکور دارید و اگر درس نخوانید زمان کنکور استرس شدیدی بر شما وارد خواهد شد؛ پس برای خودتان برنامه مطالعاتی می ریزید. برنامه ریزی وقتی مفید است که شما از قبل، آمدن یک توفان هیجانی را پیش بینی کنید؛ در غیر اینصورت وقتی توفان یکباره بر سرتان فرو می ریزد، مثلا دوستتان در کنار شما تصادف می کند، برنامه ریزی به کار نمی آید.
۵- استفاده از حمایت های اجتماعی
استفاده از حمایت دیگران چه به صورت مادی، نظیر پول، وقت و غیره و چه به شکل غیرمادی، مانند توجه یا مشورت، می تواند ما را در هیجان های شدید یاری کند. اگر ناگهان هنگام مطالعه، هیجانی به شما هجوم می آورد، مشورت با اعضای خانواده یا مشاورتان می تواند به شما کمک بسزایی کند.
۶- تغییر نگاه به واقعه
یکی دیگر از راه هایی که در آن، عقل به کمک هیجان می آید، روش ارزیابی مجدد شناختی است. در این شیوه ما با اصلاح باورهای منفی خودمان نسبت به واقعه، معنای منصفانه تری به واقعه می دهیم تا همه چیز خوشایندتر شود؛ برای مثال کسی که امتحان کنکور را امتحانی عادی بداندو مهمتر از آن شکست در آ« را هم به معنی ناشایستگی خودش تلقی نکند، خیلی راحت تر می تواند از پس کنکور برآید تا کسی که از این امتحان یک فاجعه بسازد و کنکور را سدی بزرگ در برابر اهدافش ببیند، از زمین و زمان گله داشته باشد و اوقات خودش را دائما تلخ کند؛ پس بهتر است همیشه به این فکر کنید که «آیا می شود جور دیگری هم به ماجرا نگاه کرد؟»
تکلیف
روزانه یکی از هیجاناتی را که با آن درگیر می شوید، یادداشت کنید و بکوشید تا علت آن را بشناسید و راه کنترل و تنظیم آن را بررسی کنید؛ در نتیجه، پس از مدتی با تنظیم هیجان های خود در حد متوسط می توانید، از زمان و زندگی تان بیشترین بهره را بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 12:24  توسط لیلا مرادنژاد  | 

دختران دهه60: ترس از ازدواج حق مسلم ماست!

پژوهشگران علم روان‌شناسي در رتبه‌بندي فشارهاي رواني كه مي‌تواند يك فرد را تحت‌تاثير قرار بدهد، «ازدواج» را جزو پرفشارترين موقعيت‌هاي زندگي معرفي مي‌كنند. ‌تمايل نداشتن به ازدواج در ميان جوانان، چند سال است كه ذهن جامعه را به‌خود مشغول كرده. جدا از پيامدهاي اجتماعي اين موضوع، شناخت چرايي و چگونگي اين ‌تمايل نداشتن، مسئله‌اي مهم به‌نظر مي‌رسد. وقتي پاي ازدواج به ميان مي‌آيد، در دوره كنوني به‌طور طبيعي افراد متولد دهه 60 در خط مقدم انتخاب‌ها قرار مي‌گيرند.

مهم‌ترين بهانه‌هاي فرار

گفته مي‌شود كه در آقايان به‌علت‌هاي مختلفي مثل دغدغه‌هاي مالي و مسئوليت‌هاي متعدد و پيچيده، تمايل به ازدواج كاهش بيشتري يافته است اما شواهد حاكي از آن است كه ميل به تشكيل زندگي مشترك در خانم‌ها هم با كاهش جدي روبه‌روست. چيزي كه كمتر شنيده‌ايم دلايل اين كاهش تمايل به ازدواج است. نظرسنجي مجله تپش، نتايج جالب و تا حدود زيادي روشنگر را به ما ارائه داده است كه مي‌تواند مورد تحليل دقيق قرار بگيرد. در اين نظرسنجي، خانم‌هاي متولد دهه 60 دلايل مجرد ماندن خود را از ميان چند گزينه پيش‌بيني شده انتخاب كرده‌اند. بگذاريد به نتايج نظرسنجي نگاهي بيندازيم و پاسخ‌ها را بررسي كنيم. بيشترين درصدها به اين 3 گزينه مربوط مي‌شود: نداشتن خواستگار مناسب، ترس از ازدواج و گزينه آخر كه با عنوان «دلايل ديگر» مطرح شده. بين اين 3 گزينه كه بيشتر از 80 درصد پاسخ‌ها را در بر مي‌گيرند، به‌نظر مي‌رسد «ترس از ازدواج» پاسخ سر راست‌تري باشد. زيرا همين ترس از ازدواج مي‌تواند خود را در پاسخ‌هاي ديگر (مثل نداشتن خواستگار مناسب يا قصد ادامه تحصيل) پنهان كند. نداشتن خواستگار، مشكلات مالي و موانع مرسوم در مسير ازدواج، درصد زيادي را به‌خود اختصاص نداده‌اند اما به هرحال مشكلات قابل تاملي هستند.

چرا از ازدواج مي‌ترسند؟

پژوهشگران علم روان‌شناسي در رتبه‌بندي فشارهاي رواني كه مي‌تواند يك فرد را تحت‌تاثير قرار بدهد، «ازدواج» را جزو پرفشارترين موقعيت‌هاي زندگي معرفي مي‌كنند. ازدواج پس از موقعيت‌هايي مثل «از دست دادن افراد نزديك خانواده» و «جدايي»، مي‌تواند به‌عنوان رخدادي پراسترس كه يك فرد در طول زندگي ممكن است با آن روبه‌رو شود، ارزيابي مي‌شود. پس ترس از ازدواج، ترس غيرطبيعي نيست. به‌طور مشخص، ازدواج براي نسل‌هاي گذشته هم با استرس همراه بوده اما چه شده كه در سال‌هاي اخير، روند بالا رفتن سن ازدواج و در نهايت تمايل نداشتن به آن بيشتر شده است؟ شايد اين مسئله به‌طور عمده به تحول جامعه و عبور از دوران سنتي به دوران مدرن وابسته باشد كه آن را مي‌توان در چند محور از جمله موارد زير، پيگيري كرد.

1) بلوغ ديررس اجتماعي

امروزه فرزندان بايد مسيرهاي طولاني و پيچيده‌اي را تا رسيدن به استقلال شخصي طي كنند. تحصيلات، پيدا كردن شغل و توانايي استقلال مالي مي‌تواند سال‌هاي زيادي از عمر هر جوان را براي فراهم كردن يك زندگي مناسب، بگيرد. اين موضوع در حالي است كه معمولا آموزش‌هاي ارائه شده - چه از طرف والدين و چه از طرف نهادهاي آموزشي- چندان در بر گيرنده مهارت‌هاي لازم براي زندگي نيست.

2) به‌هم ريختن تعريف‌ها و نابساماني نقش‌ها

گذر از يك ساختار و نرسيدن به سازمان جديد، مشكلي است كه سال‌ها با آن دست و پنجه نرم مي‌كنيم. در شكل سنتي ازدواج چيزهايي مثل سن، انتخاب، وظايف و نقش‌ها تعريف مشخص‌تر و دقيق‌تري داشت اما امروزه اين مقياس‌ها به‌هم ريخته و تعريف مشخصي ندارد. به همين دليل ريسك تشكيل يك زندگي جديد بالا رفته و نگراني‌ها در مورد آن زياد شده است. از طرفي تداخل ارزش‌هاي سنتي و مدرن، اين موضوع را پيچيده‌تر مي‌كند؛ چيزهايي مثل تفاوت جايگاه زن در اجتماع، خانواده و مسئوليت‌هاي او، در مقابل فشار باورهاي سنتي يا مراسم و مراحل ناكارآمد ازدواج در دوره جديد، موانعي است كه خودبه‌خود اين موضوع را دشوارتر مي‌كند.

3) كمبود حمايت اجتماعي

زندگي كردن در جامعه امروزي، همه ما را به سمت فردگرايي بيشتر و دوري از روابط عاطفي گسترده سوق مي‌دهد. روابط ما محدود شده و مشكلات خود را بايد از ديگران پنهان كنيم. اين پنهان‌كاري تا جايي است كه تقريبا نمي‌دانيم ديگران با اين مشكل چگونه دست و پنجه نرم مي‌كنند. شك نكنيد اطلاعات عمومي كه توسط رسانه‌ها به دست ما مي‌رسد چندان كارگشا نيست. بچه‌هايي كه در دهه 60 به دنيا آمدند، احتمالا پدر و مادري دارند كه آن‌ها را از مشكلات دور نگه داشته و تنها توصيه والدين به آن‌ها خوب درس خواندن و موفقيت شغلي و اجتماعي بوده است! اين موضوع باعث شده كه اطلاعات بچه‌ها از والدين بيشتر باشد و در نتيجه اعتماد بچه‌ها به راه‌كارهاي آن‌ها كمتر. در نتيجه اضطراب رويارويي با موقعيت‌هاي زندگي افزايش مي‌يابد.

یک روز در هفته را می توان به صبحانه خوردن در کنار اعضای خانواده اختصاص داد و سری به این مکان ها زد :

حتما می دانید صبحانه مهم ترین وعده غذایی است. اینکه می گویند فلان چیز از نان شب هم واجب تر است جمله واهی بیش نیست. چون نان شب ملاک نیست. شب باید هرچه کمتر غذا خورد. عوضش باید برای صبحانه وقت گذاشت اما کار ما برعکس است. سراسیمه از خواب بیدار می شویم و به سمت توالت می دویم و در عرض 5 دقیقه لباس می پوشیم و به سمت در خروجی می دویم. چون خیلی دیرمان شده. چون تا آخرین دقیقه ای که مهلت داشتیم توی رختخواب مانده ایم. چون شب ها دیر می خوابیم و بیداری در سحر را از دست می دهیم، صبحانه و رساندن نیروی اولیه به بدن را از دست می دهیم. برای همین صبح ها کسل هستیم و چند ساعت طول می کشد تا موتورمان روشن شود و سر حال بیاییم. 

بیشتر کسانی که کل هفته را صبح زود بیدار می شوند و به سر کار می روند احتمالا ترجیح می دهند روزهای جمعه کمی دیرتر از بستر بیدار شوند. صبحانه شان را ساعت 11 بخورند و ناهار و عصرانه را یکی کنند یا ناهار سبک تری بخورند. صبحانه خوردن در کنار خانواده از آن موهبت هایی است که خیلی از ما از آن بی بهره ایم.

فوقش یک روز جمعه بتوانیم دور هم در کنار اعضای خانواده صبحانه بخوریم. یک روز در هفته را می توان برای صبحانه خوردن در کنار خانواده مثلا جمعه ها اختصاص داد و برای ایجاد تنوع صبحانه را همراه با آنها بیرون از خانه مصرف کرد. بنابراین ما خوردن صبحانه در چند رستوران و کافه تهران را پیشنهاد می کنیم که از سر صبح باز هستند و آماده برای سرویس دادن به مشتری.

 این کافه ها و رستوران ها روزهای جمعه هم باز هستند و صبحانه می دهند. احتمالا جمعه و روزهای تعطیل تنها روزهایی است که می شود به صبحانه مفصل خوردن در بیرون خانه فکر کرد.

بوفه صبحانه

رستوران نایب ساعی دارای منوهای جداگانه صبحانه با قیمت های متفاوت است. املت، پن کیک، تخم مرغ آبپز و نیمرو و البته آبمیوه های طبیعی خوردنی هایی  است که در منو این رستوران گنجانده شده است.می توان هم با پرداخت پول بوفه کامل و هم با پرداخت قیمت یک منوی خاص از غذاها استفاده کرد. صبحانه از ساعت 6:30 تا 10:30 دقیقه برقرار است.

بوفه کامل که شامل صبحانه گرم و سرد با انواع نوشیدنی ها و نان هاست 11هزارو 200 تومان قیمت دارد و منوی صبحانه از پنج هزار تومان تا 10 هزار تومان است که شامل انواع تست ها، نیمرو، سوسیس، سالاد میوه و... است.

نایب ساعی در خیابان ولیعصر نرسیده به پارک ساعی است. قبل از آن می توانید سری به پارک بزنید و ورزش صبحگاهی کنید. کله پزی ساعی هم همان نزدیک است که کله پاچه را با نان سنگک داغ سرو می کند.

صبحانه لبنانی

رستوران عروس لبنان در خیابان بهشتی نرسیده به سهروردی، نبش اندیشه واقع شده که از ساعت 7 تا 10:30 صبح می شود آنجا صبحانه خورد.

این رستوران دارای یک بوفه کامل صبحانه است که مرباهای گوناگون و پنیرهای مختلف از ویژگی های آن است. زیتون های جورواجور سبز و سیاه، ماست چکیده، نوعی شور بادمجان و شیرکاکائو از تفاوت های عمده این بوفه با انواع مشابه است. بوی نان تازه را هم باید اضافه کرد چراکه هر دو مدل نان تافتون و نان سنگک کنجددار در خود رستوران پخته می شود. برای هر میز همی ک ظرف بزرگ آبجوش اضافی پیش بینی شده که برای آدم های پایخور نعمت بزرگی است. قیمت بوفه کامل صبحانه 8 هزار تومان است. انواع فطیر را در این رستوران می توان امتحان کرد.

صبحانه های متفاوت

رستوران استندفود در نارمک، میدان هفت حوض، خیابان خاموشی واقع شده. تازه تاسیس است و سبد صبحانه ای شامل پنیر و گردو و خیار و گوجه با نان تازه دارد. عردسی و ساندویچ نیمرو هم در کنار آن سرو می شود. قیمت مناسب آن قابل توجه است. کافه اخرا (کوچه دهم یوسف آباد)، کافه ویونا (پارک دوپرنس ونک) و کافه زمان (زعفرانیه) از جاهای پیشنهادی دیگر برای صبحانه در طول هفته و تعطیلات است. کافه ها و رستوران هایی که از ساعت 9 تا 12 از مشتریان پذیرایی می کنند.

صبحانه در ایوان

کافه گالری ایرانشهر در باغ هنرمندان و طبقه دوم تماشاخانه ایرانشهر واقع شده که از ساعت 10 صبح تا یک ظهر سرویس صبحانه می دهد. در این فصل نشستن توی تراس کافه گالری و صبحانه خوردن و باغ و درختان را نگاه کردن لذت زیادی دارد.

این کافه سه منوی متفاوت صبحانه دارد: مخصوص، کلاسیک و فرانسوی. بهترین و پر و پیمان ترین آن منوی مخصوص است که علاوه بر صبحانه معمول، بیکن و تخم مرغ و لوبیا گرم هم دارد. ویژگی منوی کلاسیک در سبزی خوردن فراوان آن است. روی هر منو هم می توان به انتخاب یک چای یا قهوه رایگان داشت.

صبحانه در باغ

باغ موزه هنر در تجریش خیابان مقصودبیک، خیابان حسابی هم منوی صبحانه دارد. فضای باز و چشم انداز بسیار زیبایی دارد اما بوفه صبحانه بسیار شکل صبحانه های هتل هاست و البته به نسبت کیفیتش، گران است. کافه از ساعت 9:30 تا 12:30 سرویس صبحانه می دهد و می توان در این فصل از میز و صندلی هایی که در باغ چیده شده استفاده کرد. صبحانه به صورت سلف سرویس ارائه می شود و قیمت آن 15 هزار تومان است.

از شیر مرغ تا شیر پاستوریزه

رستوران اردک آبی در میدان تجریش، مجتمع تندیس، طبقه اول واقع شده. این رستوران جمعه های برای ساعات صبحانه شلوغ است. اما در طول هفته آرامش خوبی دارد و به صورت سلف سرویس خدمات می دهد. دارای دو مدل منوی صبحانه سرد است اما با خرید یک منو، استفاده از بوفه آن منو به شکل نامحدود آزاد است و همه جور خوراکی و خوردنی برای صبحانه در هر منو یافت می شود.

میز صبحانه اردک آبی به غذاهای سرد و گرم تقسیم شده و البته چند نوع نوشیدنی هم دارد. انواع نان با چند نوع غذای مناسب صبحانه. شما می توانید چند نوع نان انتخاب کنید که در کنار سبد نان، دستگاه مخصوصگ رم کردن نان قرار گرفته و می توانید نان موردعلاقه خود را گرم یا تست کنید. پس از آن نوبت به غذاهای گرم می رسد که شما می توانید تخم مرغ آب پز بخورید یا با نان سنگک، نمیرو و عدسی نوش جان کنید. سوسیس تخم مرغ و املت هم هست و کمی آن طرف تر می توانید کره و پنیر و انواع مربا هم انتخاب کنید. قیمت صبحانه کامل اردک آبی 14 هزار تومان است که شامل غذاهای سرد و گرم و انواع نوشیدنی می شود اما هرکدام قیمت خاصلی هم دارند. در این رستوران از ساعت 6:30 تا 11:30 می توان صبحانه خورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 9:50  توسط لیلا مرادنژاد  | 

دماغ سربالا و هزار دردسر/ بازار داغ جراحی بینی

این روزها جراحی زیبایی بینی خیلی عادی شده است و دیگر نمی توان آن را نشانه متمول بودن دانست اما برخی همچنان با شتاب زیر تیغ جراحان می روند و انگیزه های مختلفی همب رای این کار دارند. جالب است بدانید کشور ما همچنان صدرنشین جدول جراحی زیبایی بینی در جهان است و با کشور برزیل که در رتبه دوم قرار دارد، به شدت رقابت می کند! 

البته تعداد زیادی از این جراحی های زیبایی سلیقه ای است. چنانکه برخی افراد رادر جامعه می بینیم که بینی چندان زیبایی ندارند اما رغبتی نیز به چنین جراحی هایی نشان نمی دهند. عده ای هم با داشتن یک بینی طبیعی تصمیم به اجرا می گیرند تا صاحب یک بینی کوچک تر شوند. به این ترتیب شاید بتوان جراحی های ضروری بینی را حتی کمتر از یک سوم جراحی های انجام شده دانست. به هر حال، اگر تصمیم دارید بینی خود را به تیغ جراحی بسپارید یا از عمل بینی خود ناراضی هستید، خواندن پرونده این هفته تندرستی را به شما توصیه می کنیم.

ایران، رکورددار جراحی زیبایی بینی

خداحافظ پینوکیو!

روزی نیست که رو به روی آینه نایستد و دماغش را بالا نگیرد. «یکی از آرزوهام اینه که از شر این کوفته روی صورتم خلاص بشم! مطمئنم بعد از جراحی بینی یه شوهر خوب پیدا می کنم و همه فامیل انگشت به دهن می مونن...!»

بسیاری از متخصصان بر این باورند جراحی بینی به دلیل ارتباط مستقیم یا سیستم تنفسی فرد، عمل بسیار حساسی است و باید حتما توسط متخصص انجام شود تا ریسک عوارض منفی آن به حداقل برسد. البته این تنها یک روی این سکه است، روی دیگر آن صادق نبودن برخی پزشکان با بیمارشان است که صرفا با داشتن اهداف مادی و سوءاستفاده از عدم آگاهی بیمار، مشکلات فرضی مختلفی مثل انحراف داخلی و... را مطرح می کنند تا بیمار تشویق به جراحی زیبایی شود. 

در عین حال، تقاضای بیش از حد جراحی بینی در ایران افراد غیرمتخصص و حتی پزشکان عمومی را هم وارد این عرصه کرده است و نه تنها در کلینیک ها و بیمارستان ها بلکه در مطب ها و در شرایط غیراستاندارد هم این نوع عمل ها انجام می شود و متاسفانه در موارد زیادی بیماران حتی نفس کشیدن عادی را هم از دست می دهند. این درحالی است که براساس آمارهای سازمان نظام پزشکی در سال، سه تا چهار مورد جراحی زیبایی بینی منجر به فوت می شوند که این جراحی ها توسط پزشکان غیرمتخصص صورت می گیرند.

تاریخچه جراحی بینی

جراحی زیبایی بینی که تصور می شد امری مدرن باشد، براساس شواهد قدیمی، ریشه 400 ساله دارد. این شواهد از یک کتاب قدیمی به نام «جراحی نقص ها از طریق کاشتن» که در سال 1597 و توسط یک جراح یا استاد دانشگاه بلوگنا نوشته شده، به دست آمده است. این کتاب به شرح و تفسیر جراحی صورت افرادی که در جنگ زخمی شده بودند می پردازد و تصاویری از نمودارهای پروسه جراحی در آن وجود دارد که طی آن بینی بیمار به یک فلاپ پوست از بالای بازوی وی پیوند خورده بود. 

در یک نمودار، بیماری دیده می شود که بر روی تخت بوده، ساعد وی به سرش متصل است و یک فلاپ از پوست ناحیه ماهیچه دو سر بیمار به بینی اش چسبانده شده است. بیمار باید سه هفته به همین حالت باقی بماند تا پوست بازوی وی کاملا در محل بینی بچسبد. کمی پس از دو هفته، پوست مانند بینی شکل گرفته و پروسه تکمیل می شود. در عین حال، این کتاب جزو اولین اسناد درمورد جراحی بینی در گذشته بوده و هیچ شاهد دیگری از عمل های جراحی مشابه تا اواخر قرن 18 میلادی وجود ندارد.

امان از چشم و هم چشمی ها

مهسا با آب و تاب از جراحی بینی زن برادرش حرف می زند و می گوید: «اگه ببینی نمی شناسیش... اینقدر قیافه اش شبیه فلان هنرپیشه هالیوود یه...! اما مینا سرش را پایین انداخته چرا که سه بار جراحی کرده اما وقتی از شاهکارهای جراحی فلان فامیلو فلان دکتر می شنود، فکر می کند بینی اش هنوز قوز دارد، نافرم است و...

حال باید پرسید که بیماران با چه انگیزه ای تن به جراحی بینی می دهند؟ دکتر ابراهیم رزم پا، متخصص جراحی گوش و حلق و بینی در این باره می گوید: «دلایل متعددی در این زمینه موثرند که جدی ترین آنها، چشم و هم چشمی و مدگرایی است.

نکته دیگر موفقیت هایی است که در این گونه جراحی ها حاصل می شود؛ به طوری که افراد با مشاهده تغییرات مثبت در اطرافیان به دلیل جراحی، ترغیب می شوند این عمل را انجام دهند. ناگفته نماند همین توفیق ها و ارزانی هزینه جراحی باعث شده که از سایر کشورها حتی کشورهای اروپایی برای جراحی به کشور ما سفر کنند.

دلایل اجتماعی جراحی بینی

وی به افرادی که برای جراحی بینی مراجعه می کنند، اشاره کرده و می افزاید: «یک گروه، افرادی هستند که در بینی آنها، ایراد چشمگیر و جدی ای وجود دارد و نیاز به جراحی دارند. در این افراد پس از عمل جراحی تغییرات چشمگیری حاصل می شود و همین موفقیت باعث افزایش اعتماد به نفس در آنها شده و شرایط را برایشان بهتر می کند. البته این جنبه مثبت قضیه است. 

در مقابل افرادی هستند که تنها به دلیل چشم و هم چشمی و بدون وجود عیب بارزی زیر تیغ جراحی می روند تا به اصطلاح از قافله مد عقب نیفتند که البته اغلب به نتیجه ایده آلی که در ذهن دارند نمی رسند و به فکر ترمیم می افتند. در واقع دسته ای از این افراد کسانی هستند که متاثر از فشارهایی مانند مشکلات شغلی و خانوادگی سراغ جراحی بینی می روند تا مشکلات دیگری که دارند، حل شود. در حالی که اگر این بیماران بهترین کیفیت جراحی را انجام دهند بازهم مشکل دارند زیرا اصل مساله آنها زیبایی چهره نیست.

 گروه دیگر نیز کسانی هستند که به لحاظ روانی کاستی ها و نواقص کوچک را چشمگیر و جدی می پندارند. درواقع برخی از این افراد مبتلا به بیماری «دیس مورفو فوبیا» هستند که این تصور از علائم این بیماری است. برخی افراد هم به دلیل ابتلا به برخی تومورهای مغزی در ناحیه لوپ تمپرال (که تظاهرات و علائمشان به گونه ای است که فرد نکات ناچیز را جدی تر حس و تصور می کند) بر جراحی زیبایی بینی اصرار دارند. بنابراین توصیه می شود کسانی که به عمل جراحی بینی اصرار دارند اما ایراد چندانی در چهره ندارند، قبل از جراحی به مشاور روان شناس یا پزشک مراجعه کنند.

هزینه هایی که سر به فلک می کشند

یکی از بازارهایی که با نزدیک شدن به ماه های آخر سال از رونق و گرمی خاصی برخوردار می شود بازار جراحی های زیبایی است چراکه بسیاری از افراد می خواهند با قیافه، شکل و ظاهری متفاوت سال جدید را شروع کنند. از طرفی در حال حاضر جراحی بینی شایع ترین و درآمدزاترین جراحی زیبایی در ایران است و برخی از پزشکان که حتی تخصصی در این زمینه ندارند نیز به طور غیرمجاز در مطب یا کلینیک های خصوصی این عمل را انجام می دهند.

در این میان اکثر متقاضیان جراحی بینی جوانان 17 تا 30 ساله هستند و بسته به نوع پزشک و محل عمل و... باید بین یک میلیون تا 10 میلیون تومان هزینه کنند تا شاید به بینی دلخواه خود برسند. متاسفانه برخی افراد برای پایین آوردن هزینه جراحی خود به پزشکانی مراجعه می کنند که صلاحیت انجام عمل را ندارند و انجام جراحی توسط این افراد عواقب خطرناکی برای متقاضی در پی دارد ضمن اینکه انجام جراحی توسط این پزشکان نه تنها هزینه را پایین نمی آورد بلکه متقاضی مجبور می شود برای برطرف کردن عیوب پس از جراحی هزینه های بیشتری نیز بپردازد.

بیمه و جراحی های زیبایی

اگرچه ارائه خدمات بیمه نیازی انکارناپذیر است اما همیشه راهگشای نظام سلامت نیست؛ به خصوص در حمایت از جراحی های زیبایی. اما پشت این سخن، حرف و حدیث دیگری هم هست که نباید از آن غفلت کرد. دکتر مریم سماک، متخصص گوش و حلق و بینی در این باره می گوید: «در هیچ کشوری اعمال زیبایی زیر پوشش خدمات بیمه قرار نمی گیرد زیرا اگر بیمه بود جنبه های منفی بیشتری برای سلامت جامعه داشت اما باید تاکید کرد اگر بیمه می توانست برخی جراحی های زیبایی را که همراه با نیازهای درمانی است پوشش دهد آثار مناسبی بر سلامت جامعه داشت زیرا برخی افراد ضمن نیاز به جراحی های زیبایی ناگزیر از جراحی های درمانی نظیر انحراف بینی شدید هستند و تعداد زیادی از این افراد به لحاظ اقتصادی توانایی پرداخت هزینه درمان را ندارند». 

وی تاکید می کند: «همان قدر که باید در نفی جراحی های بی مورد سخن گفت باید افرادی را که نیاز به درمان از طریق جراحی دارند نیز راهنمایی کرد زیرا بسیاری از آنها، اطلاعات و انگیزه کافی برای مراجعه به پزشک ندارند.»

روانکاوی جراحی زیبایی بینی

براساس آمارها بسیاری از افرادی که سراغ جراحی های زیبایی مانند جراحی بینی می روند دچار اختلالات روحی و روانی، اضطراب و استرس هستند. این افراد برای جبران خلأهای روانی خود باید کاری بکنند و تنها چیزی که ممکن است باعث شود آنها از نظر ظاهری ارضاشوند جراحی های زیبایی است.

در عین حال، این افراد چون شخصیت وسواسی دارند ممکن است با عمل جراحی مانند جراحی بینی تا حدودی احساس کنند آن خلأ روانی پر شده است اما متاسفانه بارها و بارها برای ترمیم به پزشک خود مراجعه می کنند. این تیپ افراد وقتی با جراحی بینی و ترمیم های مکرر راضی نمی شوند سراغ اعمال جراحی زیبایی دیگری می روند و هیچ وقت از چهره خود رضایت کامل ندارند و با تحت فشار قراردادن خانواده و هزینه های گزاف دست به جراحی های زیبایی متنوع و غیرضروری می زنند.

متاسفانه در سال های اخیر تعداد زیادی از افراد که از چهره و یا اندام خود ناراضی هستند و در خود کمبودهایی احساس می کنند به جراحی های زیبایی مانند لیپوساکشن، کشیدن پوست جهت برطرف کردن چین و چروک صورت و جراحی بینی روی می آورند. همچنین درصدی از این افراد هم از روی چشم و هم چشمی دنبال جراحی هیا زیبایی می روند؛ مثلا وقتی افراد می بینند یکی از اقوام و یا دوستشان اقدام به یک عمل جراحی مانند جراحی بینی کرده ناخودآگاه وسوسه شده و به فکر یک عمل جراحی زیبایی می افتند. بنابراین افراد قبل از اعمال جراحی حتما باید از نظر روانی توسط یک روان شناس مورد بررسی قرار بگیرند تا مشخص شود آنها از نظر روحی و روانی مشکلی نداشته باشند. شاید هم با گرفتن مشاوره از یک کارشناس از عمل جراحی منصرف شوند.

حالا این سوال مطرح می شود که آیا عمل جراحی بینی اعتماد به نفس می آورد؟ در جواب باید گفت در بعضی از افراد که بینی بزرگ و یاناموزونی دارند و این موضوع آنها را اذیت و فکرشان را مشغول کرده است، عمل جراحی تا حدودی اعتماد به نفس را در آنها افزایش می دهد.

در اين شماره سعي كرده‌ايم تعدادي از رايحه‌هاي نه چندان جديد اما پرطرفدار را معرفي كنيم. شايد اين رايحه‌ها همان رايحه‌هايي باشد كه روزگاري مورد پسندتان قرار گرفته بود و دوباره براي‌تان يادآور خاطرات و لحظات شيرين گذشته را داشته باشد و اگر از آن دسته افرادي هستيد كه به رايحه‌ها و بوهاي قديمي علاقه‌مند هستيد نيم‌نگاهي به پيشنهاد اين شماره ما بيندازيد. رايحه‌هاي اين عطر و ادكلن‌ها حتي با گذر زمان نه چندان زياد همچنان جزو پرطرفدارها در بين رايحه‌هاي مختلف و شيشه‌هاي رنگارنگ به حساب مي‌آيند.در انتخاب هر رايحه 3 مرحله وجود دارد. قابل ذكر است اول از همه با توجه به شخصيت و روحيه‌اي كه داريد رايحه مورد نظر را انتخاب كنيد، كمي از آن را روي كاغذ تستر بزنيد و بو كنيد. بعد از 5 الي 10 دقيقه صبر كرده و دوباره كاغذ را بو كنيد در اين مرحله الكل موجود در عطر تبخير شده است. براي رسيدن به رايحه اصلي عطر حدود نيم‌ساعت صبر كنيد، رايحه‌اي كه بعد از گذر اين زمان به مشام‌تان مي‌رسد. براي 3 الي 4 ساعت ماندگار خواهد بود و اگر مورد پسندتان قرار گرفت مي‌توانيد آن عطر يا ادكلن را تهيه كنيد.

در انتخاب عطر روحيات و احساسات خود را درنظر بگيريد. ممكن است رايحه‌اي كه از عطر دوست‌تان به مشام‌تان رسيد، مناسب شما نباشد.

شايد براي شما دشوار باشد كه بوي عطر گرم و سرد از هم تشخيص دهيد. توجه داشته باشيد به‌طور معمول رنگ شيشه عطرهاي گرم صورتي، قرمز و نارنجي است ولي، ‌عطرهاي سرد بطري‌هاي خاكستري، آبي و سرمه‌اي دارند.

( Linstant de (Guerlain

Guerlain از برندهاي محبوب و پرطرفداري است كه رايحه‌هاي متنوعي دارد اما رايحه اين ادكلن نزديك به بوهاي شرقي و معطر است كه مورد پسند آقايان كلاسيك پوش قرار مي‌گيرد. گل مگنوليا ، عسل و زنجبيل از درون مايه‌هاي اصلي رايحه‌اش هستند.

Homme Exceptionnel montblanc

رايحه اين ادكلن در سال 2008 با بويي تلخ و مرموز روانه بازار شد. اگر از روحيه‌ قوي و اعتماد به نفس بالايي برخوردار هستيد مطمئن باشيد رايحه‌اش مورد پسند قرار مي‌گيرد. اسطوخودوس، نعنا، ميخك، گياه خزه بويي تلخ و معطر گياهان را به مشام مي‌رساند.

L'INSTANT DE
 
Guerlain-crystalline Floral

مخلوطي از بوهاي گل زنبق، مشك سفيد، گل ياس و گل ياسمن، گل رز كه رايحه‌اي شيرين، گرم و بادوام را به مشام مي‌رساند كه براي خانم‌هاي ميانسال و استفاده در مناسبت‌هاي ‌رسمي پيشنهاد مي‌شود.

CAROLINA HERRERA

شركت CAROLINA HERRERA همچنان با رايحه‌هاي قديمي‌اش علاوه بر رايحه‌هاي جديدي كه روانه بازار كرده است در حال رقابت‌كردن با ديگر رايحه‌هاي هم‌تراز خود است. زنجبيل، گريپ‌فروت، چوب صندل و مشك‌درون مايه‌هاي اصلي اين ادكلن هستند.  اگر رايحه‌اش را هنوز بو نكرده‌ايد مطمئن باشيد قدرت بالايي در ماندگاري لحظات شيرين را دارد.

insense) ultramarine)

اگر از طرفداران رايحه‌اش بوده‌ايد قطعا همچنان رايحه خاص و اسپرت‌اش در خاطره‌تان باقي مانده است. رايحه‌اي كه از مخلوط پوست مركبات هل، چوب سرو، نعنا از درون‌مايه‌هاي اصلي هستند كه در تركيباتش استفاده شده است همچنين براي استفاده در طول روز پيشنهاد مي‌شود.

( Hot coutyre ( Givenchy

يكي از قديمي‌هاي برند Givenchy كه در حوالي سال 2000 روانه بازار شد. ردپاي ترنج، ‌بالنگ، توت‌فرنگي و مشك سفيد رايحه‌اي را به ارمغان آورده كه اغلب مورد پسند خانم‌هايي با روحيه فعال و با اعتماد به نفس بالا قرار مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 9:27  توسط لیلا مرادنژاد  | 

مهارت های ده گانه زندگی

1. خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 2. همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

3.  ارتباط مؤثر

این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 4. روابط بین فردی

این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

 5. تصمیم گیری

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 6. حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

7.  تفکر خلاق

این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

8.  تفکر انتقادی

تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  9. توانایی حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 10. توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

 خودآگاهی

·          آگاهی از نقاط قوت

·          آگاهی از نقاط ضعف

·          تصویر خود واقع بینانه

·          آگاهی از حقوق و مسئولیت ها

·          توضیح ارزشها

·          انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی

·          ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر

·          ابراز وجود

·          مذاکره

·          امتناع

·          غلبه بر خجالت

·          گوش دادن

 همدلی

·          علاقه داشتن به دیگران

·          تحمل افراد مختلف

·          رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر

·          دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)

·          احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی

·          همکاری و مشارکت

·          اعتماد به گروه

·          تشخیص مرزهای بین فردی مناسب

·          دوستیابی

·          شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله

·          تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق

·          درخواست کمک

·          مصالحه (برای حل تعارض)

·          آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات

·          تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق

·          تفکر مثبت

·          یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )

·          ابراز خود

·          تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )

·          تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات

·          شناخت هیجان های خود و دیگران

·          ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار

·          مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب

·          مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری

·          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.

·          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

·          تعیین اهداف واقع بینانه

·          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود

·          آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید

 مهارتهای تفکر انتقادی

·          ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار

·          آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها

·          واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند

·          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس

·          مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند

·          استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)

·          مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

·          آرام ماندن در شرایط فشار

·          تنظیم وقت

اتاق كار پروفسور باهر پر از دست‌نوشته‌ها و مقاله‌هايي است كه با ديدن عناوين آن‌ها شگفت‌زده مي‌شويد البته جست و جو ميان اين كاغذها كاري بسيار دشوار است و پروفسور با تهيه فهرستي از مطالب كار مخاطبانش را راحت كرده است.  اين‌بار ميان مطالب پروفسور باهر، اين عنوان را براي گپ‌زدن انتخاب كرديم: «دختران ناجنس، پسران بدجنس» توصيه مي‌كنيم براي شناخت بهتر دختران و پسران امروز و رفع بسياري از مشكلات در ارتباط با آن‌ها، حتما اين مطلب را بخوانيد. 



تعريف اوليه من‌از دختران در حال گذار

ابتدا باید بگویم این اصطلاح «ناجنسی» دختران مودبانه كلمه بدجنسی است كه در جامعه استفاده می‌شود و بسیار هم كاربرد دارد و در كنار كلمه ناجنس به كار می‌رود. به همین دلیل است كه از این 2 واژه برای شرح و توضیح نابسامانی‌های رفتاری و اخلاقی هر 2 جنس استفاده می‌شود. عوامل متعددی باعث شده است كه طی 30 سال اخير دختران به‌صورت جهشی تغییرات عمده ای داشته باشند و همین تغییرات باعث شده توقع دختران بیشتر شود. این موارد در بین دختران جامعه بزرگی مثل تهران و در سطوح و لایه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و تحصیلاتی قابل رویت است و شاید بتوان آن را به دیگر مناطق نیز تعمیم داد و با بررسی و آسیب‌شناسی بتوان از بروز و تكرار نابسامانی‌ها در آن مناطق جلوگیری كرد. 



توصیه‌های كاربردی

اولین اولویت این است كه جوان، شناخته شود. با شناخت درست از نیازها و خواست‌های او می‌توان تصمیمات درستی گرفت. باید برای جوانان زمینه فعالیت‌های تولیدی فراهم شود تا از انرژی مازاد او، بهره‌برداری مناسبی صورت بگیرد. جوان اگر مولد نباشد، مخرب می‌شود. باید برای جوانان آزادی‌های مشروع و مشروطی درنظر گرفت كه اختیار انتخاب آن هم باید متناسب با شرایط بومی، اقلیمی و فرهنگی جوانان هر شهر، استان یا... باشد نه این‌كه یك تصمیم مركزی گرفته شود و بخواهند آن را در تمام نقاط و در هر شرایطی اجرا كنند.‌حتی مجریان و محافظان این آزادی‌ها هم باید با شرایط جامعه هماهنگ باشند تا برداشت‌هاي متفاوت باعث ایجاد اختلاف و ناهماهنگی نشود. 

 باید گفت ضربه‌های فرهنگی كه ممكن است از طریق اجرای غلط و ناصحیح قوانین انضباطی و محدودیتی به جامعه جوان وارد شود به‌مراتب از ضربه‌های تهاجم فرهنگی و تحریم های اقتصادی و... مخرب‌تر و كشنده‌تر خواهد بود.  پس وضع قوانین،  یك طرف قضیه است و نحوه اجرا و صیانت از آن، بعد دیگر قضیه. بنابراین اگر بنیان های اجرایی و اعتقادی‌مان محكم باشد نباید نگران تلاش‌های دیگران باشیم.

  • آموزش عالی
 سواد و تحصیلات دانشگاهی در مقایسه با سال‌هاي قبل و همچنین قبل از انقلاب رشد بسیار فزاینده‌ای داشته‌ است.  در حال حاضر متوسط سواد در دختران شهرنشین لیسانس است در حالی‌كه در قبل تحصیل تا پایان مقطع دبستان بالاترین میزان بود. 
  •  تغییرات چشمگیر
 در مقایسه آماری، تعداد دختران نیز تغییر داشته است.  اگر كیفیت را با مواردی چون سلیقه و سواد و آگاهی‌های عمومی و درك و فهم تعریف كنیم در همه این موارد دختران تغییرات چشمگیری با هم‌نوعان خود در سال‌هاي قبل دارند. 
  • توقعات بالا
 یكی از دلایلی كه باعث شده دختران دیر و خیلی كم ازدواج كنند توقعات بالا و زیاده‌خواهی‌های آنان است كه بر تمام تصمیم‌گیری‌های‌شان تاثیر گذاشته است. قبلا دختران می‌گفتند هرچه پدر و مادرم بگویند یا خدا بزرگ است و من چیز زیادی نمی خواهم ولی در این دوران دختران خواسته‌های‌شان را اعلام می‌كنند و می‌خواهند و براساس آن تصمیم می‌گیرند یعنی تنها تامین مادی از طرف یك مرد برای‌شان ملاك نیست و انواع و اقسام خواسته‌ها و نیاز های مختلفی كه دارند را بیان می‌كنند و در ازدواج به‌دنبال برطرف كردن‌شان هستند. 
  • كمیت
تعداد زنان و دختران جوان براساس آمار و مشاهدات نسبت به سالیان گذشته بالا رفته و افزایش داشته است و این افزایش نه تنها نسبت به تعداد دختران در سال‌هاي قبل بوده بلكه در مقایسه با پسران نیز این افزایش چشمگیر است. 
  • ارتباطات گسترده
 ارتباطات اجتماعی دختران در جامعه امروز بیشتر شده است؛ در جامعه امروز ارتباط با جنس مخالف هم بیشتر از گذشته شده است مثل حضور در دانشگاه و محيط‌هاي كاري  و ... و طبق آخرین آماری هم كه اعلام شده 80 درصد از دختران دبیرستانی دوست پسر دارند.  شاید بتوان گفت دختران جوان در این دوره آزادی‌های اجتماعی بیشتری می‌خواهند.
  • شغل یابی
 موقعیت های شغلی دختران در مقایسه با سال های گذشته تفاوت های آشكاری پیدا كرده است.  در گذشته دختران عموما یا كار نمی كردند یا كارهایی در حیطه خانه انجام می‌دادند و كمتر دختری خارج از خانه كار می‌كرد ولی امروزه دختران علاوه بر انجام امور منزل عموما خارج از خانه به‌دنبال كار هستند و به راحتی هم جذب بازار كار می‌شوند. در جامعه امروزی می‌بینیم كه دختران به كار كردن مشتاق‌تر هستند و توفیقات‌شان در كاریابی و پیشرفت كاری هم بیشتر است.
  • سن دخترانگی ( اصلاح باهری )
منظور از این سن، سنی است كه دختران را بالغ و عاقل فرض می‌كردند؛ این سن نیز 10 تا 15 سال تفاوت پیدا كرده است؛ به این معنی كه در گذشته یك دختر 15 ساله را به‌عنوان یك دختر خانم كامل معرفی می‌كردند كه آمادگی ازدواج داشت و اگر در این سن ازدواج نمی‌كرد و مثلا 20 ساله می‌شد می‌گفتند كه ترشیده و دیگر شوهری پیدا نخواهد كرد ولی امروزه اگر بخواهند یك دختر 20 ساله را شوهر بدهند همه می‌گویند چرا به این زودی و مگر عجله دارید و. . . سن مناسب و متعارف برای ازدواج كه میانگینش در گذشته 15 بود الان به 25 سال رسیده است. به همین دلیل سن دخترانگی بالا رفته است. 
  • زنان مدیر
در سطوح میانی مدیریتی، حضور زنان خیلی بیشتر از گذشته شده است و این یعنی خانم‌های جوان توانسته‌اند از محدوده‌های ممنوعه كه در گذشته وجود داشته عبور كنند.
  • استقلال‌طلبی
دختران امروزی استقلال‌طلب هستند یعنی با درنظر گرفتن همه شرایط از جمله مهریه‌های سنگین و حق طلاق و... باز هم دنبال استقلال هستند و حاضر نیستند زیر سايه هیچ‌كسی باشند چه پدر ،چه مادر، چه همسر و چه بچه...

  • بي‌خردي
 خرد به معنای قدرت تمييز و تشخیص در بین پسران به‌شدت كاهش یافته است. در مقایسه پسران گذشته با پسران امروزی در سنین مثلا فوق لیسانس این تفاوت فاحش است. در گذشته در این سن هم فعالیت بیشتر بود، هم كسب درآمد، هم شعور و فهم اجتماعی و هم انگیزه.  نسل امروز هوشمندی و ضریب هوشی بالاتری نسبت به نسل گذشته دارند ولی خردشان كمتر و قدرت تحلیل‌شان ضعیف‌تر است. برای مثال در مواجهه و هم كلامی با یك دانشجوی ممتاز در مقطع فوق لیسانس اگر در زمینه‌هایی خارج از حیطه تخصصی دانشگاهی بحث كنی، بسیاری از سوالاتت بی‌جواب می‌ماند یعنی اگر میلیمتری از چهارچوب كتاب های دانشگاهی خارج شوی نمی‌تواند پاسخ بدهد و این خیلی سخت و مشكل است كه آدم ببیند این نسل اینگونه از داخل تهی و پوچ می‌شود.
  • شادی سطحی
شادی در بین پسران ذاتی نیست. خنده‌ها و صداهای بلند بیشتر حالت هیستریك دارد و تحت تاثیر استفاده از مواد محرك یا مخدر است.  در فضا های عمومی و پارك‌ها شاهد هستیم كه پسران خیلی قهقهه می‌زنند و به ظاهر شادند ولی گفت‌وگو‌ها و خوشی‌های بین آن‌ها كم محتوا، مبتذل و پوچ است. مثلا ساعت‌ها در باره یك سوسك كه پیدا كرده‌اند حرف می‌زنند و می‌خندند. حرف‌های پرمحتوایی برای گفت‌وگو ندارند. 
  • نا آگاهی از مسائل روز
پسران امروز نسبت به فرهنگ و تمدن ايران ناآگاه و بی‌تفاوت شده‌اند. نه تنها از مسائل روز بی‌اطلاع هستند بلكه از مسائل دیروز هم بی اطلاعند. برای مثال اگر بپرسید خواجه عبدالله انصاری چه كسی است؟ فقط لبخندی احمقانه تحویلت می‌دهند بدون آن‌كه فكر كنند یا بخواهند او را بشناسند. درحالی‌كه خواجه عبدالله انصاری فرد بسیار بزرگی است و حداقل یك ایرانی باید او را به‌عنوان یك فیلسوف و دانشمند ایرانی بشناسد. 
  • در آمد های کم
پسران امروزی یا درآمدهای بسیار پایینی دارند یا اصلا درآمدی ندارند و همچنان وابسته به درآمد پدر و مادر هستند. در مقایسه با دختران می‌بینیم كه كمتر فكر كار هستند چون دختران با كارهای متوسط،  با حداقل حقوق 400 تا 500 هزار تومان هم راضی می‌شوند تا ادامه بدهند ولی پسران با این درآمد حاضر نیستند كار كنند یا اگر هم كار كنند این میزان درآمد برای‌شان كافی نیست.
  • نبود وابستگی به خانواده
پسرها بلافاصله بعد از اولین آشنایی با یك دختر حتی در حد رابطه دوستی و همكاری،  بلافاصله خانواده را فراموش می‌كنند و كاملا به طرف او تمایل پیدا می‌كنند ولی دختران همدلی و وابستگی بیشتری به خانواده دارند.
  • پشت میز نشینی
پسران علاقه‌مندند كه بلافاصله بعد از اتمام دانشگاه شغلی در حد مدیر و مدیر كل داشته باشند تا راضی باشند ولی دختران در سطوح مختلف مشغول به كار می‌شوند. 
  • کاهش انگیزه
انگیزه های پسران به‌صورت عمومی كاهش پیدا كرده است و این بی انگیزگی یا كم‌انگیزگی به‌صورت اپیدمی در میان پسران افزایش یافته است.



موضوعي كه بايد نگرانش بود

می‌توان گفت فرار مغزها اتفاق می‌افتاد یعنی افراد مستعد و هوشمند برای ادامه تحصیل به خارج از كشور می‌رفتند و بعد از اتمام تحصیلات به ایران بر می‌گشتند و زندگی و خانواده ای فراهم می‌كردند ولی امروزه شاهد هستیم كه افراد مختلف از سطوح مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی و... به محض رسیدن به‌مراتب بالای اجتماعی و موفقیت به خارج از كشور مهاجرت می‌كنند و دیگر به كشور برنمی‌گردند. در این زمان است كه ژن عامل موفقیت تحصیلی، ورزشی و... كه از پدر به پسر و نسل بعدی رسیده بود این بار از كشور خارج می‌شود بدون آن‌كه دنباله و ادامه‌ای داشته باشد. اینجاست كه باید نگران بود.  حالا اگر نسل فرهیخته و موفق از این جمع نیز خارج شوند و باقیمانده هم كاري برای ارتقاي فرهنگ و دانش خود نكنند چه اتفاقی می‌افتد؟ بالاترین خسارتی كه می‌توانیم از آن نام ببریم همین فرار مغزها و در نهایت آن فرار ژن‌هاست كه اتفاق می‌افتد. 



ناجنسی دختران و بدجنسی پسران...

ناجنسی دختران یعنی این‌كه توقعات دختران زیاد شده، IQ در آن‌ها به‌صورت جهشی افزايش يافته و به‌طبع از نظر ژنتیك شاید بشود گفت X X (علائم ژنتیك) عامل زن بودن كه همان كروموزوم‌های X است هم كوچك‌تر شده‌اند و این یعنی بعد زنانگی‌شان كم شده است.  زنی كه در گذشته برایش شعر می‌گفتند و به خال لبش جنگ‌ها می‌كردند و فتح‌ها می‌كردند به‌نظرم امروز شاید وجود نداشته باشد... نه تنها از طرف پسران این اتفاق نمی‌افتد بلكه از طرف دختران هم شما این طنازی و ملاحت را نمی بینید. این كوچك شدن X را من به ناجنسی دختران ترجمه می‌كنم و گاهی در میان صحبت‌های‌شان می‌شنویم كه می‌گویند: «ما خودمان یه پا مردیم  و غافل از این‌كه در این دوره و زمانه 2 پا مرد هم به كار نمی‌آید.»

پسرها هم به‌صورت نسبی توفیقات كمتری دارند و افت كرده‌اند و X و Y كه نشانه مرد بودن است دچار نقصان شده به این شكل كه Y كه نشانه و علامت مردانگی است كوچك شده و X به‌عنوان نماد و نشانه زن بودن بزرگ‌تر شده است، به معنایی دیگر تمایلات زنانه در آن‌ها بیشتر شده است و به طبع جنس‌شان بد شده و همان اصطلاحی كه به‌عنوان بدجنس به كار می‌بریم در این مورد معنا پیدا می‌كند، مثل گلابی كه ظاهر، رنگ و بوی گلابی دارد ولی وقتی گاز می‌زنیم طعم میوه به را دارد.  در یك جمع‌بندی می‌توانم بگویم كه زن ما از پله زنانگی یك پله بالاتر آمده است و مرد ما هم از جایگاه مردانگی یك پله پایین‌تر آمده است.  به این ترتیب در این فرآیند نه زن،  زن است و نه مرد، مرد!

صعود دختران

شاید بتوان این فاكتورها را به نمادهای بورسی دختران تشبیه كرد كه همه صعود داشتند و باعث ارتقاي موقعیت اجتماعی و نوسانات رفتاری آن‌ها شده‌اند. در مقابل این نوسانات و تغییرات، پسران نیز بی‌تغییر نمانده‌اند؛ كمیت پسران نسبت به قبل و در مقایسه با دختران رو به كاهش است. با هر تعریفی كه از كیفیت داشته باشید مثل سواد، معرفت، توانایی‌ها و... كیفیت پسران كاهش پیدا كرده است.  



قیچی تفاوت ها

توفیقات دختران خیلی بیشتر از حد انتظار و بیش‌ازحد قابل‌پیش‌بینی بوده است و در مقابل ناكامی‌ها و بی توفیقی پسران نیز بی‌اندازه و غیرقابل چشم‌پوشی است. این كامیابی‌ها و این ناكامی‌ها هر2، مثل 2 تیغه تیز قیچی عمل می‌كنند كه رشته ارتباط مناسب اجتماعی و تعامل تاثیرگذار را قیچی می‌كند و نمی‌گذارد كه این 2 بخش ارتباط و دوستی داشته باشند و این است كه روابط و تعاملات‌شان دائم با چالش روبه‌رو می‌شود.  همین باعث ایجاد انواع و اقسام مسائل مختلف می‌شود مثل اعتیاد، خانه‌های مجردی، ارتباط‌ها ی متعدد و... خیلی از معضلات و نابسامانی‌هایی كه امروز در جامعه شاهد آن هستیم به دلیل آن است كه ما مسئله را حل نكرده‌ایم و حالا نوبت مسئله است كه ما را منحل كند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 9:52  توسط لیلا مرادنژاد  | 

شوک بانکی به مهاجران کانادا

دیروز خبرگزاری های رسمی کشور به نقل از خبرگزاری فرانسه مونترال گزارشی منتشر کردند مبنی بر اینکه دولت کانادا به دلیل تحریم هایی که اخیرا علیه ایران اعمال کرده و موجب توقف فعالیت سرمایه گذاران مهاجر شده، در آینده نزدیک میلیون ها دلار ضرر می کند. 

ونسان ولی، وکیل اهل مونترال روز سه شنبه به خبرگزاری فرانسه گفت: «اگرچه این قانون استثنائاتی دارد اما به شکلی موثر مانع از ارسال وجوه ایرانی هایی می شود که خواستار مهاجرت به کانادا هستند زیار آنها نمی توانند در بانک های کانادا حساب باز کنند.»

طبق این گزارش ایرانی ها پس از چین دومین گروه بزرگ سرمایه گذاران مهاجر در کانادا محسوب می شوند. اطلاعات گردآوری شده فقط در ایالت فرانسوی زبان کبک نشان می دهد که آنها 1695 تقاضا در سال 2010 داشته اند که این رقم درمورد چینی ها در همان سال 5999 بوده است. 

یک عضو اتحادیه صنعتی کانادا اظهار کرد که هر کارگشای مهاجر سرمایه ای را با خود به همراه می آورد که به او اجازه می دهد 784 هزار دلار را با یک وام بانکی به عنوان بخشی از برنامه دولت برای پنج سال سرمایه گذاری کند. 

اما در تاریخ 22 دسامبر وزارت مهاجرت کبک اعلام کرد که دیگر تقاضای مهاجران سرمایه گذار احتمالی را نمی پذیرد زیرا در انتظار دریافت جزئیات بیشتر از جانب دولت فدرال است. 

در عین حال بانک ها خاطرنشان کرده اند که دیگر برای مهاجران ایرانی حساب باز نمی کنند و بنابراین دیگر به آنها وامی نمی دهند. عضو اتحادیه صنعتی کانادا هشدار داد که این امر همچنین به شرکت های کانادایی که به صادرات و واردات کالا با ایران می پردازند ضربه خواهد زد.

از تهران تا ونکوور

آنطور که در گزارش این خبرگزاری فرانسوی آمده مهم ترین شیوه مهاجرتی ایرانی ها که با این شرایط جدید تحت تاثیر قرار می گیرد. روش سرمایه گذاری در این کشور است. همین ابتدا بگوییم که شرایط دریافت اقامت کانادا در استان کبک با سایر استان ها متفاوت است و رد بخش جداگانه ای به شرایط کبک می پردازیم. 

برای پاسخ به این سوال که مهاجران تاکنون از چه رها هایی به کانادا مهاجرت می کردند با اقای علی نافعی، مدیر یک دفتر خدمات مهاجرتی تماس می گیریم. «روش های مهاجرت به کانادا زیاد هستند اما شایع ترین آنها از طریق سرمایه گذاری است که متقاضی باید 180 هزار دلار خرج کند.

 روش های ارزان تر دیگری هم هستند مثل اقامت تحصیلی و روش توانایی های شغلی که معمولا با کمتر از 40-30 میلیون تومان قابل حل هستند.» به گفته این وکیل مهاجرتی مقصد کسانی که برای بیزینس و کار مهاجرت می کنند تورنتو است. افراد مرفه و پولدار هم به ونکوور سفر می کند.

اما راه دیگری هم برای مهاجرت به کانادا وجود دارد که هزینه بسیار کمتری دارد. ماجرا اینطوری است که دولت کانادا سالانه لیستی از مشاغلی که نیاز دارد را اعلام می کند. به طور میانگین سالانه 40-30 شغل معرف می شود و متقاضیان باید مدارک خود را ترجمه و ارسال کنند. 

لیست مشاغل هم دامنه وسیعی دارد، از بهیار و پرستار گرفته تا لوله کش، دندانپزشک و آشپز. متقاضی که پرونده اش را می فرستد باید حداقل 67 امتیاز کسب کند.

تحصیلات با 25 امتیاز مهم ترین سهم را دارد. دانش زبان انگلیسی یا فرانسه، تجربه کاری و سن هم از عوامل موثر دیگر برای متقاضیان هستند. ضمن اینکه متقاضی بادی یکی از دو شرط زیر را داشته باشد:

1 – دارای درخواست کار از یک شرکت کانادایی که به تایید وزارت کار کانادا (HRSDC) رسیده باشد.

2 – در 10 سال گذشته حداقل یک سال به صورت تمام وقت در شغل درخواستی اش سابقه کار داشته باشد.

هزینه درخواست نامه برای مهاجرت نیروی متخصص برای نیروی اصلی 550 دلار کاناداست و برای هر همراه بالای 22 سال 550 دلار و برای همراه زیر 22 سال 150 دلار است. این طور که پیداست هزینه این نوع مهاجرت خیلی پایین تر از مهاجرت از طریق سرمایه گذاری است. ضمن اینکه کسی که قصد استفاده از این روش را دارد پولی که باید هزینه کند فقط همین 180 هزار دلار نیست. 

متقاضی باید دارایی حداقل یک میلیون و 600 هزار دلاری داشته باشد (ملک، حساب بانکی و ارزشیابی بیزینس) و البته سابقه مدیریت یا بیزینس شخصی حداقل دو سال در پنج سال اخیر داشته باشد. پس اوضاع آنقدر هم راحت نیست که هر کسی بتواند مثلا خانه اش را بفروشد و با 180 هزار دلار اقامت دائم کانادا دریافت کند.

کبک محبوب مهاجران

کبک ایالتی عجیب در کانادا، ایالتی که همه ساله ایرانی های زیادی را به سمت خود روانه می سازد و طرفداران زیادی دارد. کبک از آن جهت ایالت عجیبی است که هم زبان رسمی و اصلی آن فرانسوی است و هم برخی قوانین مهاجرت به آن با سایر ایالت های کانادا تفاوت های اساسی دارد. 

پایتخت این ایالت شهر کبک و بزرگ ترین شهر آن مونترال است. آخرین آمار که در هفته گذشته منتشر شد از جمعیت هشت میلیونی این ایالت خبر می دهد. جمعیتی که تا همین چند وقت قبل شش میلیون نفر بود و خیلی ها هنوز گمان می برند این جمعیت همان مقدار باقی مانده است. 

دو عامل مهم درباره دلایل افزایش این جمعیت نام برده می شود: حضور زیاد مهاجران و کم شدن از تعداد جا به جایی خود کبکی ها که برای زندگی به دیگر ایالت های کانادا می رفتند. جالب است بدانید که نرخ رشد جمعیت در این ایالت به بیش از یک درصد رسیده که یکی از بالاترین سرعت رشد جمعیت این ایالت در 50 ساله اخیر بوده است؟

شاید برای شما هم جالب باشد بدانید کبک نه تنها در بین ایرانی ها، بلکه جزو ایالت های محبوب در میان بسیاری از مردم کشور دنیا است. در سال 2010 این ایالت 54 هزار مهاجر از 130 کشور جهان بوده که کشورهای مراکش، الجزایر و فرانسه از نظر تعداد، رتبه های اول را داشته اند. 

کبک تنها ایالتی است که به صورت مستقل دارای بخش مهاجرت بوده و برای افرادی که آشنایی کافی با زبان فرانسه دارند مقصد مناسبی جهت اقامت در کانادا به شمار می آید.

ایرانی، سرمایه گذاران کبک

ایرانی ها هم یکی از شهروندانی هستند که اقامت در کبک را به سایر نقاط کانادا ترجیح می دهند. طبق آمارهای دولت کانادا البته از روند میزان مهاجرت ایرانی ها به کبک کم شده است، درحالی که حدود 10 سال پیش کبک به عنوان اولین مقصد ایرانی ها انتخاب شده بود، 

در سال های اخیر رتبه اش نزول کرده است و به سومین شهر پرطرفدار ایرانی ها رسیده است. در سال 2010 فقط حدود 1300 ایرانی به این استان مهاجرت کردند و به تعداد ایرانی های قبلی این ایالت افزودند. طبق آمارهای رسمی حدود 25 هزار ایرانی و آمارهای غیرسمی حدود 40 هزار ایرانی در کبک زندگی می کنند و یکی از قطب های اصلی در سرمایه گذاری های این استان هستند.

چگونه اقامت کبک را می توان خرید؟!

این راه دریافت اقامت، درواقع همان سرمایه گذاری در این ایالت و گرفتن اقامت است که به نام خریدن اقامت معروف شده است. خبر تصمیمات جدید دولت کانادا اگر صحت داشته باشد، ایرانی ها دیگر نمی توانند از این روش استفاده کنند. در حالت عادی برای آنکه از چنین شرایطی بتوان استفاده کرد، دو راه پیش روی شماست:

1 – دارایی خالص تان حداقل معادل یک میلیون و 600 هزار دلار کانادا باشد.

2 – مایل باشید مبلغ 800 هزار دلار را به مدت پنج سال در کانادا سرمایه گذاری کنید، بدون آنکه توقع دریافت بهره داشته باشید.

درمورد سرمایه گذاری پنج ساله کافی است سرمایه گذاران مبلغ 800 هزار دلار را به مدت پنج سال در کانادا سرمایه گذاری کنند. سرمایه گذاری مبلغ مذکور به معنای آن است که آن را در اختیار دولت کانادا قرار می دهند تا به هر شکل که مایل بود از آن استفاده کند و در هر کجا که صلاح دانست سرمایه گذاری نماید. 

دولت این مبلغ را به مدت پنج سال در اختیار می گیرد و بعد از مدت مذکور بدون بهره به فرد سرمایه گذار برمی گرداند این مبالغ برای سال 2011 است و در سال 2012 امکان تغییراتی در آن وجود دارد.

 در سال 2010 حدود 9467 پرونده سرمایه گذاری کبک ثبت شده است که از این تعداد 5999 پرونده مربوط به چین و 1659 پرونده مرتبط با ایران است. آمار نهایی پرونده های سال 2011 هنوز منتشر نشده اما طبق تخمین های اداره مهاجرت کانادا این تعداد احتمالا دوبرابر خواهد شد. 

چنین آماری البته یک هشدار جدی است و می تواند نشانه گسترش فرار سرمایه ها باشد. سرمایه گذاری هایی که مشخص نیست حتما موفق و مفید باشد.

همین که هرکدام از این ده نوع رابطه را می خوانید، به انتخاب های عشقی گذشته و نیز روابط فعلی خود و همچنین روابط اعضای خانواده و دوستان نزدیک تان بیندیشید. آن ده نوع رابطه اینها هستند:


ده نوع رابطه که سرانجامی نخواهد داشت:

1 – رابطه ای که در آن بیش از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.

2 – رابطه ای که در آن کمتر از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.

3 – رابطه ای که در آن عاشق توانایی های بالقوه نامزد خود هستید.

4 – رابطه ای که در آن مأموریت نجات نامزدتان را به عهده دارید.

5 – رابطه ای که در آن به نامزد خود به عنوان یک الگو و آموزگار چشم دوخته اید.

6 – رابطه ای که در آن به دلایل بیرونی شیفته نامزد خود شده اید.

7 – رابطه ای که در آن شما و نامزدتان از تفاهم جزئی برخوردار هستید.

8 – رابطه ای که در آن نامزدتان را از روی سرکشی و عصیان انتخاب کرده اید.

9 – رابطه ای در آن نامزدتان را به عنوان عکس العملی در برابر نامزد قبلی تان انتخاب کرده اید.

10 – رابطه که در آن نامزدتان در دسترس شما نیست.

نکته مهم

اگر پس از آنکه این مطلب را خواندید، گمان می کنید در یکی از این ده نوع رابطه هستید، سعی کنید کمک بگیرید: با خانواده و یا دوستان نزدیک خود صحبت کنید، نزد مشاور یا روان شناس بروید تا به شما کمک کند بفهمید که آیا عاقلانه است به رابطه تان ادامه دهید یا باید به رابطه تان خاتمه دهید.
یکی از دوران هایی که در داشتن زندگی مشترک موفق نقش حساسی دارد، «دوران نامزدی» است. اگر همسران در این دوران، با ظرافت و ماهرانه رفتار و به وظایف مخصوص عمل کنند، می تواند در بالندگی، پرباری و استحکام دوران های بعدی، تاثیر عمیقی داشته باشد.

بیشتر مردم معتقدند «یک روز دوران نامزدی، بهتر از یک سال دوران بعد از عروسی است!» گرچه این اعتقاد، مبالغه آمیز است اما حقیقت مهمی را بیان می کند؛ اینکه دوران نامزدی از جهانی مهم تر، شیرین تر، پربارتر، لذت بخش تر و سازنده تر از دوران پس از عروسی است و می توان در این دوران، شالوده و پایه های زندگی آینده را بنا نهاد. منظور از «دوران نامزدی»، فاصله بین عقد (دائم یا موقت) و عروسی است. این دوره، دوره شناخت متقابل، خرده دعواها و تلاش برای تطابق است و برخلاف تصور عام، ممکن است اصلا شاد و خوب نباشد. افراد در دوره نامزدی به شدت تنش ها و اضطراب های زیادی را تجربه می کنند.

دو نوع نامزدی

در فرهنگ ایرانی، 2 نوع تعریف از دوره نامزدی وجود دارد؛ نامزدشدن دختر و پسر با «عقد رسمی» و وقفه تا برگزاری مراسم عروسی که ممکن است باتوجه به شرایط، چندماه تا چند سال طول بکشد.

نوع دوم، دوره پیش درآمد عقد است، یعنی به اصطلاح دختر و پسر را برای هم «نشان» می کنند. در واقع این نوع نامزدی با اطلاع و حضور در خانواده ها و با تبادل حلقه ای ساده تر از حلقه عقد، رسمیت می یابد. معمولا بسیار از اقوام یا خانواده های ایرانی علاقه و اعتقادی به نوع دوم نامزدی ندارند یا درپی کاهش مدت زمان نامزدی هستند. 

خیلی از خانواده ها هم اگر این نوع نامزدی را در چارچوب اعتقادات و رسم و رسوم خانواده باشد، راهی برای شناخت بیشتر خانواده ها و دختر و پسر از همدیگر قبل از عقد می دانند. آنهایی که دغدغه شرعی بیشتری دارند، بین دختر و پسر «صیغه محرمیت» جاری می کنند. نمی توان یکی از این دو نوع نانمزدی را قاطعانه روش بهتر و برتری دانست زیرا هر خانواده ای براساس ویژگی های مذهبی، قومی و طایفه ای، تلقی خاصی از عبارت «نامزدی» دارد.

خانواده ها و نامزدی

بسیاری از دختران و پسران زیر 25 سال، فکر می کنند خانواده ها و ویژگی های آنها، هیچ نقشی در الگوی انتخاب، برگزاری مراسم نامزدی و عروسی و شروع زنگدی مشترک ندارند. گاهی تصور می کند همین که همدیگر را دوست دارند، برای شروع زندگی کافی است در صورتی که نمی توان نقش خانواده طرفین را نادیده گرفت. در جوامع شرقی نقش خانواده ها بسیار پررنگ تر از جوامع غربی است و رضایت نداشتن خانواده می تواند به راحیت زندگی را به ناکامی بکشاند. 

دوره نامزدی دوره بسیار خوبی بریا شناخت خانواده ها از روحیات و علایق همدیگر است. اگر یکی از دو نامزد، تاکید دارد که به نظرهای خانواده اش درمورد مساله خاصی توجه شود، باید حتما این اعتقاد را به صراحت با طرف مقابل در میان بگذارد نو نظر او را جویا شود تا در این مورد به توافق برسند. برخی جوان ها فکر می کنند دوره  نامزدی فقط رفتن به رستوران و کافی شاپ و صحبت درباره مسایل رویایی است؛ درحالی که اصلا اینطور نیست و باید این دوره را جدی گرفت. 

مذاکرات در این دوره سرنوشت ساز است. درمورد رسم و رسوم و باید و نبایدهای خانوادگی همدیگر کنجکاوی و سوال کنید. نگران نباشید، کسی به شما نمی گوید «فضول» و اینجا لازم است کمی فضول باشید. ممکن است در میان صحبت های طرف مقابلتان به باید و نبایدهایی برخورید که شما یا خانواده تان هرگز حاضر به پذیرفتن آنها نباشید. 

در ازدواج های دنیای امروز، دو نفر حتی با فرهنگ های بسیار متفاوت، با هم زندگی مشترکشان را آغاز می کنند، با هم کار می کنند و با هم می سازند، اما ما چنین الگویی در ایران نداریم، به همین دلیل بخش مهمی از انرژی نامزدها صرف چانه زنی درباره چگونگی برگزاری مراسم عروسی می شود و به طور طبیعی، بر سر این مسائل تنش ها و بگومگوهایی پیش می آید. 

گاهی دختر و پسرها به اشتباه فکر می کنند حالا که در این مرحله این همه کشمکش دارند بقیه زندگی شان هم همین طور خواهد بود. آنها فراموش می کنند که هریک دو فرهنگ خانوادگی کاملا متفاوتی دارند و به عنوان نماینده این خانواده ها باهم مذاکره می کنند (یعنی وظیفه سخت چانه زنی درباره رسم و رسوم خانوادگی به آنها سپرده شده است) ولی این به معنی آن نیست که در زندگی آینده شان هم اینقدر جدال خواهند داشت. البته در اینجا دو نکته بسیار مهم را یادآور می شوم:

اول اینکه اگر مشاهده کردید نامزدتان در مقابل پدر و مادرش تسلیم مطلق است، از خود هیچ اختیاری ندارد و حتی توصیه های غیرمنطقی آنها را می پذیرد، کمی در انتخاب خود تردید کنید. دوم اینکه اگر مشاهده کردید برای نامزدتان مسائلی مثل شیوه برگزاری مراسم عروسی به طور افراطی مهم تر از خود رابطه است، آن را به عنوان خطر جدی بگیرید.

در دوره نامزدی باید به دقت رفتار نامزدتان را هم با خانواده خودش و هم با خانواده خودتان زیرنظر داشته باشید. اگر در رفتارش بی احترامی، تحقیر و تمسخر می بینید یا خانواده همسر آینده تان به شما چنین نگاهی دارند یا با اکراه می پذیرندتان، ممکن است در زندگی آینده با مشکل مواجه شوید.

وظایف دختر و پسر در دوران نامزدی

دختران و پسران جوان در دوران نامزدی می توانند این دوران را به مقدمه برای یک زندگی مشترک پایدار بدل کنند؛ رعایت توصیه های زیر به شما در این راه کمک می کند:

1) افزایش شناخت یکدیگر برای تفاهم بیشتر:

هرچند دختر و پسر باید ابتدا شناخت کافی پیدا و بعد طرف مقابل را انتخاب کنند اما علاوه بر آن باید در دوران نامزدی هم، شناخت ملموس تر و محسوس تر و بیشتری پیدا کنند و با روحیات و اخلاق و دیدگاه های هم بیشتر آشنا شوند. در حقیقت این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی، شناخت مرحله گزینش را تکمیل می کند. آن شناخت، برای «انتخاب» بود و این شناخت، برای «تفاهم و سازگاری».

2) محبت به یکدیگر: 

یکی از شرط های اصلی برای داشتن سعادت در زندگی زناشویی، «محبت» است و زمینه آن باید قبل از عقد فراهم شده باشد ولی دوران نامزدی، بهترین فرصت برای افزایش و تحکیم محبت است. رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها در افزایش محبت با کاهش آن تاثیر دارد. بنابراین دختر و پسر باید کاملا مواظب رفتار و اعمال خود باشند و از انجام هر عمل پسندیده ای که باعث افزایش محبت می شود، کوتاهی نکنند و کارهایی انجام ندهند که باعث دلسردی و کاهش محبت طرف مقابل شود.

3) بهادادن به احساسات و عواطف یکدیگر: 

نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگر باشند نو به آنها بها دهند. بعضی از نامزدها، به عواطف و احساسات لطیف نامزدشان، بها نمی دهند و به او بی اعتنایی می کنند زیرا تصورشان این است که با این رفتار عزیزتر می شوند! 

درحالی که اصلا این طور نیست و چنین رفتاری فقط باعث جریحه دارشدن عواطف طرف مقابل خواهد شد و ممکن است کینه او را به دل بگیرد و زندگی و روابط لطمه های سنگینی بخورد. معمولا خاطرات دوران نامزدی تا آخر عمر در ذهن می ماند و در زندگی آینده تاثیر د ارد. بنابراین رفتارها باید کاملا سنجیده باشد. بی اعتنایی، سرسنگینی و تکبر در مقابل نامزدتان، لطمه های سنگینی به عواطف و شخصیت او می زند که گاهی غیرقابل جبران است.

4) هدیه دادن: 

«هدیه» در جلب توجه و افزایش محبت ها نقش مهمی دارد. نامزدها نباید از این اقدام زیبا و مهم غفلت کنند. لازم نیست که هدیه حتما گران قیمت باشد، بلکه زیبابودن و اینکه موردعلاقه طرف مقابل باشد و با ظرافت تقدیم کردن آن مهم است. هدیه دادن، ظرافت و سلیقه خاصی دارد. فراموش نکنید که هر دو طرف باید به هم هدیه دهند نه اینکه فقط پسر به دختر هدیه بدهد.

5) ملاقات های صمیمانه: 

نامزدها باید در این دوران شیرین و به یادماندنی، دیدارهای دوستانه داشته باشند. این ملاقات ها، امید و شور و علاقه را در آنها تقویت می کند. این کار نه تنها خلاف شرع نیست بلکه باعث تقویت عفت در آنها می شود. در این ملاقات ها، دختر و پسر باید با یکدیگر صحبت های محبت آمیز داشته باشند و به هم عشق، علاقه و محبت نشان دهند و درباره آینده شان گفت و گو کنند؛ به هم دلگرمی و امید بدهند و به گردش و تفریح بروند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 9:20  توسط لیلا مرادنژاد  | 

اینجاها حجاب برای خانم ها الزامی نیست.

با افتتاح اولین رستوران مخصوص بانوان در «هتل لاله»؛ لیست مکان هایی که برای زنان ایجاد شده اند کامل می شود.
بعد از انقلاب تا به امروز در ایران اماکن عمومی زیادی بوده که فقط و فقط برای بانوان باشد. جاهایی مثل پارک بانوان، اتوبوس ها، تاکسی ها، متروهای شلوغ، کافی شاپ و به تازگی هم بانک بانوان اما جدیدترین جایی که قرار شده فقط متعلق به خانم ها باشد، یک رستوران بین المللی در هتل لاله است که ظاهرا مسئولین این هتل برنامه های زیادی برای رونق گرفتن آن در نظر گرفته اند. 

شاید بعضی ها با خودشان فکر کنند این هم یک مدل جدید از تفکیک جنسیتی است و اتفاق خاصی نیفتاده اما باتوجه به اینکه عمده تفریح تهرانی ها محدود به همین رستوران و کافی شاپ رفتن و فیلم دیدن در سینما می شود و در تمام این مکان ها هم حجاب برای خانم ها الزامی است، این خبر می تواند برای بانوان ایرانی، خبر خوبی باشد.
با افتتاح این رستوران، از این به بعد خانم های ایرانی می توانند در یک رستوران سرپوشیده، قرارهای کاری و دوستانه بگذارند و راحت و بدون دغدغه چند ساعتی را با دوستان یا آشنایان خود باشند. ما هم برای مطلع شدن از جزئیات افتتاح این رستوران سری به هتل لاله زدیم. البته گزارش پیش رو، فقط مربوط به این رستوران زنانه نیست. پس اگر می خواهید تنها کافی شاپ، بانک، پارک و رستوران زنانه ایران را بشناسید، این گزارش را از دست ندهید.

رستورانی بدون نام، فقط برای زنان

رستوران زنانه هتل لاله قرار است یک هفته دیگر افتتاح شود. رستورانی که به گفته مسئولین هتل لاله، پیش از این در ایران وجود نداشته است. تمام خدمه این رستوران خانم هستند. 

مسئولین هتل در نظر دارند، بعد از ماه محرم و صفر، در این رستوران خانم نوازنده هم بیاورید تا بانوانی که می خواهند ساعاتی را با دوستان و آشنایان خود راحت و بی دغدغه بگذرانند از برنامه های مفرح رستوران هم لذت ببرند. خدمه این رستوران بین المللی همه خانم های تحصیلکرده رشته هتلداری هستند و به زبان انگلیسی هم مسلطند و ظرفیت رستوران هم 60 نفر است. 

مهدی سالارزاده؛ مدیر روابط عمومی هتل لاله از جزئیات تاسیس این رستوران می گوید: «رستوران در طبقه سیزدهم هتل واقع شده و موقعیت مکانی آن طوری در نظر گرفته شده که منظره ای رو به کوه های البرز داشته باشد و از طرفی از بیرون هم مشرف به جایی نیست و دید ندارد. در این رستوران غذاهای خاور دور و ایرانی و اروپایی و انواع دسرها و نوشیدنی های گرم و سرد سرو می شوند.» 

سالارزاده درباره قیمت های منوی این رستوران می گوید: «در حال حاضر، منوی رستوران کامل نیست و مشغول قیمت گذاری و تهیه منوی کامل هستیم اما به هر حال به خاطر ویژه بودن رستوران، قیمت ها به  نسبت رستوران های مشابه بالاتر خواهد بود.» هتل لاله، غیر از این رستوران زنانه، یک رستوران چینی و فرانسوی را هم در مجموعه خود دارد و هر سه رستوران تحت نظر یک سرآشپز هستند. 

به گفته مدیر روابط عمومی هتل، ایده تاسیس این رستوران را مدیر جدید هتل داده است. این رستوران که هنوز اسمی برایش انتخاب نشده، برای قرارهای کاری زنان هم جای مناسبی است. سالارزاده در این باره می گوید: «ایده اصلی تاسیس این رستوران برای برگزاری همایش ها و کنفرانس های زنانه بود تا خانم ها بتوانند در یک فضای امن و راحت قرارهای خود را بگذارند. برای همین هم ممکن است قیمت منوها گران تر از بقیه جاها باشد.»

اولین بانک زنان در مشهد

خردادماه سال گذشته اولین بانک بانوان در مشهد تاسیس شد. این بانک که در راستیا طرح حجاب و عفاف صورت گرفته بود، توسط بانک ملی صورت گرفت. بانکی که تمام کارکنان آن از حسابدارها تا نگهبان همگی خانم بودند و تنها مشتری های خانم حق ورود به این بانک را  داشتند. 

به گزارش برترین ها پیش از این کشورهای افغانستان و عربستان تجربه تاسیس بانک ویژه بانوان را داشتند که سال گذشته هم این اتفاق در ایران رخ داد. هرچند مکان های عمومی مثل بانک ها، آزادی عمل جاهایی مثل پارک بانوان را از نظر پوشش ندارند اما باز با این حال استقبال از آنها خوب بوده و اکثر خانم ها از این طرح استقبال کردند. البته با این افتتاح برخی کارشناسان مخالفت کردند و معتقدند بانکداری اسلامی به معنای تفکیک جنسیتی شعب نیست و باید در تمام شعب خدماتی ارائه شود تا با راحتی بانوان بتواند به کارهایشان بپردازند.

کافی شاپی تا آستانه افتتاح

پیش از این هم کافی شاپ مخصوص بانوان تا آستانه راه اندازه رفته بود اما بنا به مشکلاتی تعطیل شد. به گزارشبرترین ها این کافی شاپ هم به گفته صاحب آن قرار بود محیطی را فراهم کند که خانم ها راحت و بدون حجاب در آن حضور داشته باشند و از خدمات کافه لذت ببرند و به خصوص در جشن تولدها و میهمانی های زنانه میزبان پایتخت نشینان باشد اما بنا به دلایلی که ظاهراً ربط چندانی هم به مشکلات اماکن نداشته است تعطیل شد و به افتتاح نرسید، کافه نشینی این روزها یکی از تفریحات مورد علاقه افراد است. افرادی که خیلی از آنها را زنان و دخترانی تشکیل می دهند که این روزها دنبال یک جای دنج برای دور هم نشستن و راحت بودن دارند. قطعاً مکان هایی مثل رستوران ها و کافه های زنانه می تواند این جای دنج را برای آنها فراهم کند.

بهشت مادران در حوالی اتوبان

بعد از انقلاب، همیشه نیاز به یک محیط تفریحی سر باز برای بانوان احساس می شد تا اینکه در اردیبهشت 87، «بوستان نشاط» تبدیل به پارکی برای بانوان شد. پارک بانوان، در اتوبان رسالت، تقاطع اتوبان حقانی و خیابان شهید کاوه واقع شده و از سال 87 تا به امروز فقط بانوان حق ورود به آن را دارند. البته این قانون شامل روزها یجمعه و ایام تعطیل نمی شود. این پارک نزدیک به بیست هکتار وسعت دارد. این پارک مجهز به پیست های معمولی و حرفه ای دوچرخه سواری، تیر و کمان، وسایل بازی کودکان، ابزار و لوازم تندرستی در فضای باز بوستان، سرویس های بهداشتی، آلاچیق و نیمکت و مسیرهای مناسب پیاده روی و خانه فرهنگ با امکانات آموزشی است.

به گزارش برترین ها در شهر تهران نزدیک به 1500 پارک وجود دارد و صدها سالن ورزشی مخصوص آقایان، در این میان باتوجه به اینکه 50 درصد جمعیت را زنان تشکیل می دهند، ایجاد پارک ویژه بانوان و سالن های ورزشی ویژه بانوان، یک ضرورت است. یکی از مهم ترین نیازهای خانم ها، توجه به اوقات فراغت، سلامت روحی و جسمی آنهاست، زیرا اگر یک خانم در خانه دچار مشکلاتی روحی و جسمی شود، آثار منفی آن در حوزه تربیتی، اقتصادی و کارآمدی جامعه مشخص می شود. شهردار تهران در زمان افتتاح این پارک اعلام کرد که در پنج پهنه شهر تهران حداقل به 5 پارک ویژه بانوان نیاز داریم تا زنان تهرانی بتوانند مانند خانه خود از این محیط ها استفاده کنند. 

پیش از انتخاب این پارک، جاهای زیادی برای تبدیل شدن به پارک زنانه، کاندیدا شده بودند. مثل پهنه شمالی شهر تهران که گفته می شد تنها نقطه ای است که امکان ایجاد پارک بانوان را دارد، این پارک بود که به دلیل نداشتن مشرف می تواند محیطی مناسب برای خانم ها باشد تا بدون محدودیت در پوشش از این پارک استفاده و ورزش های گوناگون را پیگیری کنند.

پارک هایی برای بانوان

بعد از ایجاد اولین پارک بانوان، کم کم پارک های دیگری هم اضافه شدند که مخصوص بانوان باشند و بعضی از آنها هنوز در دست احداث هستند. دومین پارک مخصوص بانوان که در حال حاضر خانم ها می توانند از آن استفاده کنند، پارکی در جنوب تهران واقع در منطقه آزادگان در زمینی به وسعت 27 هکتار در حال احداث است که شش هزار متر فضای سرپوشیده ورزشی برای بانوان دارد و غير از آن دو، پارک دیگري در جنوب غرب تهران قرار دارد تا بانوان تهرانی بتوانند از تمام مناطق شهر به این پارک ها دسترسی داشته باشند.

در ميان خطوط دست و انگشتان، شما خطوط ريز ديگري را نيز مشاهده مي‌كنيد كه به‌عنوان خطوط برجسته ساخته شده‌اند. چرا در طبيعت اين خطوط چنين طراحي شده‌اند؟ شايد تنها هدف از ايجاد اين خطوط اين بوده كه دست انسان قدرت گرفتن اشياي مختلف را داشته باشد و اين يك حقيقت انكارناپذير است كه انسان هنگام گرفتن اشيا با دست خود با هيچ مشكلي مواجه نمي‌شود زيرا پوست كف دست و انگشتان آدمي با اعصاب انتهايي و حساس پوشيده شده است و اين به آن معناست كه وظيفه خطوط برجسته دست و انگشتان اين است كه يك احساس قوي لمسي را تضمين كنداين خطوط و نقوش از 18 ماهگي روي دست انسان ظاهر مي‌شوند و تا آخر عمر هم بدون تغيير باقي مي‌مانند.


انگشت مشتري و خورشيد،  كدام سياره در شما فعال‌تر است؟

انگشتان براساس سياره‌ها نامگذاري مي‌شوند زيرا دربرگيرنده انرژي سياره‌ها هستند. انگشتان بلندتر به‌عنوان انگشتاني قوي‌تر از ديگر انگشتان مدنظر قرار مي‌گيرند. اين به اين معناست كه درون شما انرژي‌هاي بعضي سياره‌ها فعال‌تر از انرژي ديگر سياره‌هاست.

با مقايسه طول انگشت مشتري و انگشت خورشيد دست خود، كار را آغاز كنيد. كف دست خود را روي يك ميز قرار دهيد. انگشتان خود را نزديك يكديگر نگه داريد، به‌صورتي كه هيچ فاصله‌اي بين آن‌ها نباشد. به انگشتان مشتري و خورشيد خود نگاه كنيـــد، كداميك بلندتر هستند؟

• ‌انگشت مشتري انرژي قدرت و رهبري دارد.
• ‌انگشت خورشيد انرژي خلاقيت و فردگرايي دارد.

اگر انگشت مشتري در شما بلند است ، شما يك رهبر هستيد

اگر انگشت مشتري شما بلندتر از انگشت خورشيد است، در اين صورت توانايي‌هاي طبيعي در امر رهبري داريد. بزرگ‌ترين استعداد شما سازماندهي افراد و جهت دادن به ديگران است. از آنجايي كه دوست داريد همواره رئيس باقي بمانيد، ممكن است اگر ديگران به شما بگويند كه مثلا فلان كار را بكن يا نكن به مذاق‌تان خوش نيايد. انگشتان مشتري بسياري از بزرگ‌ترين ژنرال‌هاي نظامي و روساي شركت‌ها، بزرگ‌تر از انگشت خورشيد آن‌هاست. همچنين افرادي كه انگشت مشتري آن‌ها بلند‌تر است دوست دارند به ديگران كمك كنند و  ممكن است مايل باشند كارهايي مانند دادن پول به افراد مستحق يا داوطلب شدن براي انجام امور خيريه كه در بهتر شدن زندگي ديگران تاثير دارد انجام دهند اين تمايلات با مسن‌تر شدن بيشتر آشكار مي‌شود.



  نوك انگشت مشتري

مشتري سياره روحانيت، ايمان، اعتقادات و اميدهاست. شكل نوك بند بالايي انگشت مشتري اثبات‌كننده نوع روحانيتي است كه فرد به آن جذب شده است.نوك انگشت 4 شكل دارد كه شامل زمين، آب، آتش و هواست.
  •   ‌نوك انگشت زميني: (قسمت بالايي نوك انگشت زميني، مسطح است)
    از اين‌كه عضو يك گروه يا جنبش مذهبي سازماندهي شده باشيد، لذت مي‌بريد. بسيار جذب مراسم، تشريفات و سنت‌هاي قديمي مذهبي هستيد. همچنين تحت‌تاثير معابد و كليساهاي بزرگ قرار مي‌گيريد.
  •   ‌نوك انگشت آبي: (نوك انگشت آبي، تيز است)
    دنياي پيرامون، بصيرت و انرژي روحي- رواني، بسيار مورد علاقه شماست. ايمان دروني قوي نسبت به هر چيز روحاني داريد و براي اعتقادات خود به‌دليل و برهان نياز نداريد. همچنين به سمت روابط عارفانه، عشق و دوستي بين پيروان خدايان و الهگان علاقه‌مند هستيد.
  •   ‌نوك انگشت آتشي: (نوك انگشت آتشي،  مانند يك كف‌گير كوچك است)
    از استعدادهاي بسيار فردي و روحاني برخورداريد. شكل انگشتان افرادي كه جنبش مذهبي و روحاني جديدي را به‌وجود مي‌آورند، به اين صورت است. اگر انگشتان شما به اين شكل است ممكن است روزي به يك جنگاور روحاني يا شركت‌كننده در جنگ‌هاي مذهبي تبديل شويد.
  •   ‌نوك انگشت هوايي: (نوك انگشت هوايي، مدور است)
    براي شما مهم‌ترين بخش از يك خط سير مذهبي، فلسفه موجود در پس آن است. خواندن كتب مقدس، گردآوري دانش و اكتشافات دانش باستاني چيزهايي هستند كه شما بيش از هر چيز ديگر از آن لذت مي‌بريد. افرادي كه نوك انگشتان‌شان به اين شكل است، مايلند بيشتر ارتباط بين علم و مذهب را ببينند تا انفصال آن را.

  انگشت شما بلند است يا كوتاه؟

اكنون به انگشتان نگاه مي‌كنيم. انگشتان و شست ما در انجام بسياري از كارها كه با دست انجام مي‌شوند به ما كمك مي‌كنند. كف دستان ما حاوي انواع انرژي است ولي انتقال اين انرژي به دنياي بيرون وظيفه انگشتان است. همچنين انگشتان ما انرژي دنياي بيرون را به كف دستان‌مان وارد مي‌سازد. از اين‌رو انگشت‌ها مانند درختان كه انرژي را از زمين بيرون مي‌كشند و انرژي‌هاي خورشيد را گرفته و به داخل خود منتقل مي‌كنند، عمل مي‌كنند.

براي اين‌كه بدانيم اين انرژي‌ها چه نوع انرژي‌هايي هستند و چه نوع انرژي‌هايي بر ما تاثير مي‌گذارند، در وهله اول بايد به طول انگشتان خود نگاه كنيم. آيا انگشتان شما كوتاهند؟ اگر انگشتان متعددي را مورد بررسي قرار دهيد سريعا متوجه خواهيد شد افراد مختلف يا انگشتان كوتاه دارند يا بلند.

طول انگشت‌ها را با كف دست مقايسه كنيد. اگر طول آن‌ها تقريبا به اندازه طول كف دست باشد در اين صورت نوع انگشتان بلند هستند. انگشتاني كه كوتاه‌تر از كف دست به‌نظر مي‌رسند به‌عنوان انگشتان كوتاه مدنظر قرار مي‌گيرند. اكنون به دستان خود يا دستان دوستان‌تان نگاه كنيد. انگشتاني كه نگاه مي‌كنيد كوتاه هستند يا بلند؟ به چشمان خود و نخستين انديشه‌اي كه در اين مورد به ذهن‌تان مي‌رسد اعتماد كنيد. حدس اول شما هميشه صحيح خواهد بود.

   اگر انگشت خورشيد  در شما بلند است، شما يك هنرمند هستيد

اگر انگشت خورشيد شما بلندتر از انگشت مشتري است، در اين صورت شما توانايي انجام كارهاي هنري و خلاق بسزايي داريد. انگشت خورشيد بسياري از موسيقيدانان و هنرمندان مشهور بلندتر است. داشتن سرگرمي‌هاي خلاق مانند نواختن موسيقي، طراحي و ساختن اشيا شما را شاد و بانشاط مي‌كند همچنين ممكن است تمايل زيادي به محبوب بودن داشته باشيد و هنگامي كه ديگران توجه كافي به شما نشان نمي‌دهند كسل شويد. براي شما در كنار جمعيت ايستادن و متفاوت بودن از ديگران بيش از مسئول آن‌ها بودن اهميت دارد. گاهي به‌نظر مي‌رسد كه بلندي هر دو انگشت يكسان است. اگر اين مسئله در مورد شما صدق مي‌كند انگشتي را انتخاب كنيد كه پهن‌تر و مسطح‌تر به‌نظر مي‌رسد. اين انگشت، انگشت قوي‌تر شما خواهد بود.

  اگر  انگشتان كوتاهي داريد، شما اهل معاشرت هستيد

اگر انگشتاني كوتاه داريد، مطمئنا دوست نداريد مدت زيادي در حالت انفعال به سر ببريد. به پايان رساندن كار و عجله كردن را دوست داريد. افرادي كه انگشتاني كوتاه دارند به فعال بودن و در دست گرفتن كار تمايل بسيار دارند. آن‌ها افرادي هستند كه نمي‌توانند منتظر بازي كردن با آخرين ابزارهاي كوچك مكانيكي باقي بمانند. اگر كسي نحوه انجام كاري را به آن‌ها نشان دهد، نمي‌تواند مجددا آن را امتحان كند. كساني كه انگشتان كوتاه دارند مايلند دوستان متعددي داشته باشند و از اين‌كه افراد فعال و با هيجان دور و برشان را گرفته باشد، لذت مي‌برند. افرادي كه انگشتان كوتاه دارند اغلب بلند همت هستند. اگر اهداف‌شان را كاملا بدانند آن‌ها را به انجام خواهند رساند. در افرادي كه انگشتان كوتاه دارند تنبلي معنايي ندارد. اگر فردي هستيد كه انگشتان كوتاهي داريد، بهتر است شكيبايي را بياموزيد.

   اگر انگشتان بلند داريد، شما يك متفكر هستيد

اگر انگشتان بلندي داريد، فرد متفكري هستيد و مايليد وقت خود را با چيزهاي مختلف بگذرانيد. براي شما خوب انجام دادن كار اهميت بسيار دارد. به‌‌خصوص دوست نداريد كارهاي‌تان را با عجله انجام دهيد. چه روي پروژه يك مدرسه كار كنيد و چه روي سرگرمي خود، در هر صورت مايليد به انجام دقيق و صحيح كار و به جزئيات دقت كنيد. اگر درختي را رسم كنيد پرندگان يا برگ‌هاي ريز آن را نيز ترسيم خواهيد كرد.اين افراد مايلند بيشتر اوقات خود را در تنهايي سپري كنند و وقتي روابط اجتماعي برقرار مي‌كنند دوست دارند همراه يك يا 2 دوست خوب خود باشند. همچنين احساسات افرادي كه انگشتان بلند دارند به راحتي برانگيخته مي‌شود. آن‌ها توصيه‌هاي ديگران را به‌طور جدي مدنظر قرار نمي‌دهند.

برقراري يك ارتباط نزديك و صميمانه ميان يك مرد و يك خانواده جديد در بهترين حالت اتفاقي دشوار و در بدترين حالت غيرممكن است اما زماني كه شما و همسرتان براي يك زندگي هميشگي پيمان بسته‌ايد و قرار است، در يك مسير حركت كنيد نزديكي او با خانواده شما نه تنها اعتماد به نفس شما را بيشتر خواهد كرد بلكه او را نيز در جريان زندگي آرام‌تر كرده و اطمينان بيشتري نسبت به موفقيت اين زندگي در او ايجاد خواهد كرد. ازدواج يك مجموعه است؛ يك بازي تيمي و تا زماني كه شما، همسرتان، خانواده‌اش و خانواده شما در يك تيم قرار نگيريد نمي‌توانيد موفقيتي كه انتظار داريد را به دست بياوريد. قبلا هم گفتيم، ايجاد يك پيوند واقعي ميان او و اين خانواده جديد آسان نيست اما با چند قدم مهم در آغاز زندگي‌تان مي‌توانيد اين روند را ساده‌تر كنيد.



 سري به خاطره‌ها  بزنيد

اگر در ماه‌هاي نامزدي يا هفته‌هاي اول ازدواج‌تان فاميل‌هاي نزديك يكي‌يكي شما را دعوت مي‌كنند نبايد دست خالي و بدون پيش فرض به مهماني‌شان برويد. شايد بد نباشد كه سري به آلبوم عكس‌هاي‌تان بزنيد يا برخي خاطرات خانوادگي را براي همسرتان تعريف كنيد. در مورد ميزبانان يا مهمان‌هاي ديگري كه در آن جمع هستند اطلاعاتي بدهيد و از عادت‌هاي خاص‌شان براي همسرتان صحبت كنيد. تنها از اين راه است كه مي‌توانيد از درگير سوء تفاهم شدنش جلوگيري كرده و كاري كنيد كه همه آدم‌هاي جمع با وجود اخلاق‌هاي خاص و ويژگي‌هاي عجيب و غريب‌شان براي او قابل پذيرش باشند.



موضوعات خصوصي‌تان را فاش نكنيد

هر زوجي ابتداي آشنايي‌شان مشكلات خاص خودشان را دارند. آشنا شدن با عادت‌هاي خاص و ويژگي‌هايي كه اغلب ابتداي رابطه عجيب به‌نظر مي‌رسند مي‌تواند شما را نگران كند يا زمينه ساز بحث و مشاجره شود. دليلي ندارد به محض بروز چنين اتفاقاتي خانواده‌تان را در جريان بگذاريد و اعتمادشان را نسبت به همسرتان از بين ببريد، زيرا بعد از تمام شدن آن دوره شما و نامزدتان همه اين روزها را فراموش خواهيد كرد اما خانواده‌تان هرگز اين موضوعات را از ياد نخواهند برد و براساس حرف‌هاي شما روي او قضاوت خواهند كرد.



 او را در رازهاي خانوادگي شريك كنيد

اگر فكر مي‌كنيد دانستن برخي راز‌هاي خانوادگي مي‌تواند به نفع اين ارتباط تمام شود، او را از اين رازها آگاه كنيد. اگر پدر شما يك آدم ضد‌سياست است، به همسرتان اين موضوع را بگوييد تا با صحبت مدام از مسائل سياسي اوضاع را به ضرر خودش تمام نكند. يا اگر خواهر شما از يك افسردگي همراه با پرخاشگري رنج مي‌برد اين موضوع را به همسرتان بگوييد تا هنگام برخورد با او راه ديگري را در پيش بگيرد و به محض روبه‌رو شدن با رفتارهاي پرخاشگرانه او از خانواده شما نرنجد و مقابله به مثل نكند. شما بهترين شخص براي شناساندن خانواده‌تان به همسرتان و برعكس هستيد؛ پس با ترس از قضاوت‌هاي او يا خانواده‌تان از دادن اين اطلاعات كليدي پرهيز نكنيد.



دعواي داماد و مادر زني و حتي اختلافات‌شان در ماه‌هاي اول موضوع تازه‌اي نيست، اما بايد باور كنيد كه نقش شما به عنوان همسر او و همينطور دختر خانواده‌تان در اين ميان از هركسي مهم تر است. شما بايد در اين ارتباط نقش يك پل را بازي كنيد،‌ بدون اينكه كسي از اين نقش خبردار شود. پس همين حالا دست به كار شويدو بازيركي‌تان هم او را در دل خانواده خود جا كنيد و هم با برقرار كردن اين ارتباط صميمي، به آرامش زندگي تان كمك كنيد.



 مرزهاي‌تان را حفظ كنيد

برخي موضوعات چه خوب و چه بد بايد تنها بين شما بمانند. حق نداريد حتي به صميمي‌ترين دوستان يا اعضاي فاميل‌تان در مورد رازهايي كه همسرتان با شما در ميان گذاشته چيزي بگوييد. اگر او در گذشته‌اش مشكلاتي را تجربه كرده كه تنها شما از آن‌ها خبر داريد به هيچ وجه و مقابل هيچ كسي نبايد فاش‌شان كنيد. اگر در صحبت‌هاي زن و شوهري يا حتي بحث‌هاي زندگي مشترك‌تان شما را ناراحت كرده دليلي ندارد كه رازهايش را توي سرش بكوبيد و به خاطر آن‌ها تحقيرش كنيد. يادتان نرود اعتماد او به شما باعث بيان اين حرف‌ها شده پس در يك چشم به هم زدن اين اعتماد را از بين نبريد.

  يك گردش دسته جمعي راه بيندازيد

صميميت پشت ميز و با كت و شلوار به‌وجود نمي‌آيد. اگر مي‌خواهيد همسرتان به خانواده‌تان نزديك بشود بايد او را به جمع‌هاي صميمانه تري وارد كنيد. يك پيك‌نيك آخر هفته، يك مسافرت چند روزه يا دعوت خانواده و فاميل‌هاي‌تان به خانه خودتان مي‌توانند راه‌هايي براي نزديك‌تر‌شدن اين خانواده جديد باشد. 



  شريك شادي و غم يكديگر شويد

قرار نيست تمام مشكلات خانواده‌تان را روي سر همسرتان بريزيد و از اين داماد تازه يك سوپرمن بسازيد اما او بايد در جريان موضوعاتي كه به شما استرس مي‌دهد باشد و با مشكلات خانواده‌تان هم تا حدودي آشنايي داشته باشد. كمك‌هاي گاه و بي‌گاه او به خانواده شما مي‌تواند ارزشش را در اين خانواده بالاتر ببرد و اعتماد به او را بيشتر كند. يادتان نرود كه منظور از اين كمك‌ها، كمك‌هاي مادي نيست بلكه او بايد تا آنجا كه مي‌تواند نقش يك پسر را براي پدر و مادرتان باز كند. او را تا جايي در اين نقش پيش ببريد كه حريم‌هاي خانوادگي‌تان از بين نرود و تنها به انسجام بيشتر اين خانواده جديد كمك كند.



خوبي‌هايش را پنهان نكنيد

اگر هنوز نامزد هستيد و در معرض خطر بيشتري قرار داريد اما اگر ازدواج هم كرده باشيد همه اعضاي فاميل و دوستان‌تان با ديدن شما به‌دنبال دلايل ازدواج‌تان مي‌گردند. خيلي از آن‌ها از شما مي‌پرسند چرا انتخابش كرده‌ايد و اگر همسرتان تفاوت‌هاي قابل مشاهده‌اي با خواستگارهاي گذشته‌تان داشته باشد اين سوال‌ها قطعا بيشتر و بيشتر مي‌شود. زياده روي نكنيد اما بد نيست گاهي از خاطرات دوران نامزدي يا آشنايي‌تان را براي‌شان بگوييد يا اين‌كه ويژگي‌هاي مثبت او را برجسته‌تر كنيد. اگر او در زمينه شغلي، تحصيلي يا خانواده شرايط قابل ذكري دارد لازم نيست پزش را به ديگران بدهيد بلكه تنها مي‌توانيد آن‌ها را از اين نقاط مثبت آگاه كنيد و احترام همسرتان را نزد ديگران بالا ببريد.



جرقه يك گفت‌وگو را بزنيد 

به همسرتان در مورد كارها و موضوعاتي كه براي خانواده‌تان جالب است اطلاعاتي بدهيد مثلا اگر پدر شما عاشق پختن غذاهاي مدرن است از همسرتان بخواهيد اطلاعاتي در اين مورد به دست بياورد و هرازگاهي با بيان اين اطلاعات و مشاركت در بحث‌هاي مربوط به جديد‌ترين رستوران‌ها و خوش‌طعم‌ترين غذاها خودش را به پدرتان پيوند بزند. يا اگر برادر شما به ورزش خاصي علاقه‌مند است بهتر است همسرتان هم چيزهايي در مورد اين ورزش بداند و بتواند سر گفت‌وگو با او در مورد اين مسئله را باز كند. او بايد در مورد علائق همه اعضاي خانواده‌تان چيزي بداند تا در ماه‌هاي اول آشنايي هنگام گفت‌وگوهاي خانوادگي شما ساكت نباشد و بتواند از اين راه دل خانواده‌تان را به دست بياورد. صحبت كردن از علائق آدم‌ها با آن‌ها يك برگ برنده است؛ پس به همسرتان در داشتن اين برگ كمك كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 9:51  توسط لیلا مرادنژاد  | 

آن چه با پول نمی توان خرید

شما فرد ثروتمندی نیستید مگر این که مالک چیزی باشید که با پول نمی توان آن را خرید. «گرت بروکس»

*مفهوم واقعی عشق: گرمای حاصل از عشق سال ها زندگی مشترک با کسی که می دانید انتخاب مناسبی برای شما بوده است.

*زیبایی: چراکه زیبایی در چشم بیننده است.

*دوستی حقیقی: دوست شما هرچقدر ضعیف و ناتوان باشد سمت شما ایستاده و زمانی که به جز او هیچ کس را ندارید از شما جانبداری می کند.

*آرامش خاطر: که آن را تنها با صداقت قلبی می توان به دست آورد.

*نگاه یک فرد تازه کار: که هرگز دیگر مانند بار اول نخواهند بود.

*لذت تعریف کردن یک ماجرای جالب و واقعی: یکی از وسوسه انگیزترین نقش هایی که در زندگی بازی می کنیم نقش یک قصه گوست. کمتر چیزی هست که به اندازه تعریف کردن یک داستان یا ماجرای جالب لذت داشته باشد.

*شادی: شاید واقعی با انجام کاری که دوست داشته و به آن اعتقاد دارید به دست می آید.

*موفقیت: تعریف ساده موفقیت، کسب مهارت در انجام کاری است که به آن علاقه دارید.

*یک لحظه خاص از زمان: لحظه ای که رفته دیگر رفته است، حسرت آن را نخورید.

*خنده یک نوزاد: نوزادان به پول اهمیت نمی دهند. آنها عشق، محبت و زندگی در لحظه را می شناسند.

*ملاقات ناگهانی دوستی که مدت ها از او بی خبر بوده اید: سال هاست که او را ندیده اید و فکر می کرده اید شاید یدگر هرگز او را نبینید. اما ناگهان او سر راهتان سبز می شود.

*احساس رضایت از موفقیت خویشتن: شما به هدف خاصی چشم دوخته و تا جایی که به موفقیت برسید آن را دنبال کرده اید. اکنون بهانه ای برای جشن گرفتن دارید.

*صدای قطره های باران: درحالی که روی مبل راحتی لم داده اید، صدای باران را از بیرون می شنوید. کمتر صدایی هست که تا این اندازه آرام بخش باشد.

*یک گفت و گوی خوب و خالصانه:  لحظاتی که گفت و گوی ساده ای در جریان است و همه حضار به همان اندازه که صحبت می کنند چیزهایی نیز می آموزند.

*تحسین وتمجید غیرمنتظره: بعد ازظهر تعطیل کسل کننده دیگری از راه رسید اما به محض اینکه وارد منزل می شوید، همسرتان می گوید: «چقدر این پیراهن بهت میاد!!»

*احساس این که ایده های شما مفید و به درد بخور بوده اند: تمام روز درگیر حل یک مشکل پیچیده بوده اید اما به نتیجه ای نرسیده اید. در حالی که کاملا ناامید شده اید ناگهان تصمیم می گیرید آخرین راه ممکن را نیز امتحان کنید. بارها شکست خورده اید اما این بار ایده شما کارساز از آب درمی آید.

*شنیدن اتفاقی آهنگ مورد علاقه تان: در یک ترافیک سنگین گیر افتاده اید و برای پرت کردن حواس خودتان با بدخلقی امواج رادیو را عوض می کنید که ناگهان آهنگ موردعلاقه خود را می شنوید.

*بعدازظهر آفتابی روز جمعه: پرنده ها آواز سر داده اند، نسیم خنکی می وزد و پرتوهای خورشید صورت شما را گرم می کنند.

*یادآوری خاطرات خوب دوران کودکی: اولین روزی که دوچرخه سواری را یاد گرفتید به خاطر می آورید؟ اولین باری که با پدرتان کشتی گرفتید چطور؟ اولین باری که با دوستان خود از درخت بالا رفتید؟

*یادکردن از گذشته ها با یک دوست صمیمی: آن تجربه های خنده داری که شما دو نفر در گذشته در کنار یکدیگر داشته اید.

*محبت: ثروت واقعی از آن کسانی است که حرف دل خود را گوش می کنند. شما نمی توانید مهر و محبت کسی را با پول بخرید یا برعکس کاری کنید که او علاقه خود را تسلیم مادیات کند.

*اشیایی که بار احساسی و شور فراوانی در آنها نهفته است: عکس های قدیمی خانوادگی، جعبه موسیقی مادربزرگ، نقاشی هایی که فرزند خردسال برادرتان برای شما کشیده و خیلی چیزهای دیگر که نمی توان قیمتی بر روی آنها گذاشت.

*استشمام یک بوی خوش و آشنا: بعد از سال ها به منزل پدری خود بازمی گردید و عطر آشنای آن خانه را استشمام می کنید. بوی درخت میوه همسایه به مشامتان می خورد. همین که از در رد می شوید، همان بوی آشنای همیشگی شامه شما را می نوازد و با خودتان می گویید: «هیچ جا خانه خود آدم نمی شود!!»

*پی بردن به طنز نهفته در یک لطیفه بامزه: لطیفه ای که دفعه اول وقتی آن را می شنوید متوجه منظور آن نمی شوید.

*استعدادهای شگفت انگیزی که از بدو تولد با شما بوده اند: مانند نبوغ ذهنی یا صدای زیبایی که دارید.

*هیجان خنداندن دیگران: چراکه خنده آنها لبخند را بر لب خودتان نیز می نشاند.

*تقویت حواس پنجگانه: بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه هرکدام دریچه ای به سوی کسب تجارب رضایت بخشی از زندگی هستند.

*تقسیم یک خنده درست و حسابی با دوستان و اعضای خانواده: برخی از به یادماندنی ترین خاطرات زندگی همه ما همان لحظاتی هستند که با خنده و شوخی سپری شده اند.

*گرما و راحتی رختخواب خودتان: هیچ جا برای خوابیدن راحت تر از رختخواب خودتان نیست.

*تماشای حیوانات وحشی در طبیعت: مانند اوج گرفتن شکوهمندانه یک عقاب بر فراز درختان یا خرامیدن آهو در یک دشت سبز.

*بیدارشدن با عطر غذای خانگی: هنوز در خواب ناز به سر می برید اما یکی از عزیزان شما هست که می داند به زودی با احساس گرسنگی از خواب بیدار خواهید شد.

*آرامش سکوت کامل: هیسسسسس!

*صدای وزیدن نسیم لا به لای درختان: این صدای مادر طبیعت است که شما را احاطه کرده است.
*تجربه تماشای مردم: این کار جالبی است که هیچ وقت کسی از انجام آن سیر نمی شود. شما نمی توانید لذت این سرگرمی را با پول بخرید.

*تماشای طلوع و غروب خورشید در کنار همسرتان: برای این کار وقت بگذارید، ارزشش را دارد.

*شنیدن صدای امواج اقیانوس و تماشای آن: این نیز یکی دیگر از پدیده های طبیعت است.

*تپش قلب بعد از انجام یک ورزش سنگین: احساس می کنید که دنیا را مغلوب خود ساخته اید.

*لذت خیالبافی: نشستن، اندیشیدن و رویاپردازی.

*وقتی همسرتان می گوید دوستت دارم: و شما می دانید که منظور واقعی او همین است چرا که صداقت در چشمانش موج می زند.

*وقتی یک نفر بی خبر روز تلودتان را به شما تبریک می گوید: دوستی که ماه هاست او را ندیده اید روز تولدتان زنگ می زند تا به شما تبریک بگوید.

*پیداکردن چیزی که فکر می کردید برای همیشه آن را گم کرده و از دست داده اید: بعد از روزها جست و جو بالاخره تسلیم شده اید و اکنون بعد از شش ماه ناگهان آن را پیدا می کنید.

*فکر بکر پنهان در یک اثر هنری خلاقانه: هر قطعه و اثر هنری در چشم بیننده ای که به نوعی در ساخت آن دست داشته فوق العاده ارزشمند است. خلاقیت نهفته در آثار هنری نیز از این قاعده مستثنا نیست.

*یک لحظه تلاقی نگاه با یک فرد غریبه: شما هرگز او را ندیده اید و شاید دیدگر هم او را نبینید اما فقط یک لحظه از زمان را با یکدیگر قسمت کرده اید.

*در آغوش گرفتن یکی از عزیزان خانواده: بغل کردن گرم و صمیمانه عزیزانتان همان چیزی است که آرزو دارید تا ابد به طول بینجامد.

*خواندن یک آواز شاد از ته دل: دوست دارید فریاد بکشید، دست های خود را بالا ببرید و چهچه بزنید!

*تماشای نفس خودتان در یک هوای سرد: این پدیده ساده از همان دوران کودکی توجه شما را به خود جلب کرده است.

*احساس پذیرش: اکنون که پذیرفته شده اید عضوی از یک گروه بزرگ تر هستید و این احساس خوبی به شما می دهد.

*تماشای ابرهایی که اشکال عجیب و غریب و بامزه ای دارند: این اشکال شاید بار دیگر تکرار نشوند.

*بغل کردن یک نوزاد تازه متولد شده: واقعا احساس زیبایی است، فوق العاده زیبا.

*وقتی می دانید که می توانید به کسی اعتماد کنید: شما این اع تماد و اطمینان را در چشمان او می خوانید و آن را از صمیم قلب احساس می کنید. هیچ نیت و انگیزه مخفی و پنهانی وجود ندارد.

*نشستن دور آتش با دوستان: این یکی از بهترین لحظات برای یادآوری خاطرات و قصه گویی درباره مسایلی است که به آنها اهمیت می دهید.

*تماشای یک زوج سالمند: تماشای این که چگونه عشق از آزمایش گذر زمان سربلند بیرون آمده است.

*زیبایی آسمان مهتابی: کمتر چیزی با لذت خیره شدن به مهتاب در آسمان برابری می کند.

*قدرت پریدن از سنگ های درون رودخانه: مهم نیست چه سن و سالی دارید، برای انجام این کار هیچ وقت دیر نیست.

*تماشای روشنایی شهر در دوردست: کار فوق العاده آرامش بخشی است.

*وقتی می دانید همسرتان در منزل منتظر شماست: بله این ثبات زندگی شما را نشان می دهد و او بخش مهمی از این ماجراست.

*تماشای همسرتان درحالی که به خواب فرو رفته است: همین که کنار او هستید و با او نفس می کشید کفایت می کند.

*رنگ پاییز: این هنر مادر طبیعت است.

*کسانی که تنها با فکر کردن به آنها لبخند می زنید: هرجا که باشم، دست به هر کاری که بزنم، کافی است به او فکر کنم تا لبخندی روی لب هایم بنشیند.

*وقتی می دانید که مردم دست نوشته های شما را می خوانند: کلمات  نمی توانند لذت ن را توصیف کنند.

*هیجان خواندن نظر جدیدی که در وبلاگ شما به ثبت رسیده است: همه ما این کار را دوست داریم.

 حتما اجاق گازهايي را انتخاب كنيد كه پيلوت داشته باشند. وجود پيلوت ايمني شما را هنگام سر رفتن شير يا خاموش شدن ناگهاني گاز تضمين مي‌كند و مانع از نشر گاز در فضاي خانه و به‌وجود آمدن خطر مي‌شود.

اگر خانواده كم جمعيتي داريد يك اجاق گاز 4 شعله براي شما كفايت مي‌كند ولي اگر خانواده شما پرجمعيت است و رفت‌وآمد زيادي داريد بهتر است يك اجاق گاز 5 شعله را جايگزين اجاق قبلي كنيد.

در صورتي كه مجبوريد ساعتي از روز را صرف پرداختن به اموري خارج از منزل كنيد، اجاق گاز هوشمند خريداري كنيد. اين اجاق گاز قابل تنظيم است و مي‌تواند سر ساعت معيني شعله را خاموش كرده و غذاي شما را آماده كند.

پيش از خريد اجاق گاز علاوه بر توجه به استاندارد بودن كالا به اعتبار برند و مارك تجاري آن نيز توجه كرده و سعي كنيد متناسب با بودجه خود مطمئن‌ترين اجاق گاز را خريداري كنيد.

به تجهيزاتي كه اجاق گاز به شما ارائه مي‌دهد از قبيل فندك، پيلوت، ترموكوبل و فر توجه كنيد و متناسب با نياز خود، اجاق گازي را خريداري كنيد كه براي شما پراستفاده باشد.

هنگام خريد به نوع انرژي اجاق‌ها دقت كنيد. برخي از اجاق‌ها به جاي استفاده از گاز از برق استفاده مي‌كنند و اين مسئله براي يك خانواده پرجمعيت كه پخت و پز زيادي دارند چندان به صرفه نيست.

 گاهی اوقات زن و شوهرهایی را می بینیم که هیچ تناسبی با هم ندارند، مشکلات زیادی در زندگی مشترک شان دارند و به نظر می رسد از همان اول، ازدواج شان نادرست بوده است. 

در این مواقع با خودمان می گوییم چطور آنها همدیگر را انتخاب کرده اند؟ مگر از همان اول متوجه نبودند که تا این حد با هم اختلاف دارند؟ شاید فکر کنید که آنها در زمان انتخاب، آگاهی و منطق درستی نداشته اند، یا اساسا آدم های عجیب و غریبی هستند که توانسته اند دست به چنین انتخابی بزنند! اما بیشتر مواقع این طور نیست!

مساله این است که در خیلی از موارد، افراد در هنگام انتخاب همسر در شرایطی قرار می گیرند که نمی توانند فکر کنند و درست انتخاب کنند. باورتان نمی شود؟ در اینجا می خواهیم شما را با 10 وضعیت خطرناک برای انتخاب همسر آشنا کنیم که اگر خود شما هم در چنین شرایطی قرار بگیرید ممکن است ندانسته مرتکب همان اشتباهات آشکار شوید.

1 – زیبایی خیره کننده

شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!

شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید.



2 – پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه

می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را «خانم دکتر» صدا می زنند!

موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر «خانم دکتر» نخواهید بود!

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند
3 – شیفتگی و عشق بی اندازه

مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید!

یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم. 

اگر نخواهیم از اصطلاح «عشق کور» در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند.

اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.
4 – احساس تنهایی شدید

تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است و...، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید.

تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!

افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.

5 – عجله

«برای من دیگر دارد خیلی دیر می شود.» آیا چنین ندایی را از دوستان می شنوید؟

شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.

در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید. یک راه حل ساده: به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!

6 – سن پایین

شاید خیلی ها طرفدار ازدواج در سن پایین باشند، اما شما اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید.

این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر 20 سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقلمان چیره است.

درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: ایا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزیده و تصویری از آینده تان ترسیم کنید

7 – شناخت ناقص

دو سال است که با کسی قرار ازدواج گذاشته اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط بوده اید، اما این ارتباط شما محدود به کافی شاپ رفتن آخر هر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی بوده است. بگذارید خیالتان را راحت کنم: اگر 20 سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است! وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپ» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید. 

احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.
8 – بحران روحی

در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم را درک می کنم، اما الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست.

بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.
9 – سرخوشی و هیجان

در عروسی دخترخاله تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده یاد که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را «جوزدگی» می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.

در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص  فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

10 – چشم و هم چشمی

متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.

از کجا می فهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از اینجا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودتان با مورد ازدواج کسی هستید که حسادت شما را برانگیخته و این خیال رهایتان نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند!

چشم و هم چشمی به طور خاص درمورد افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد. توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی، راه های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 11:47  توسط لیلا مرادنژاد  | 

چطور بفهميم شخصي به حرف‌هاي‌مان گوش مي‌دهد؟

 ما انسان‌ها با 2 گوش براي شنيدن به دنيا مي‌آييم اما متاسفانه كمتر از گوش‌هاي‌مان براي شنيدن حرف‌هاي ديگران استفاده مي‌كنيم! آيا تا به حال براي شما اتفاق افتاده است كه هنگام صحبت كردن با كسي حس كنيد به حرف‌هاي‌تان توجه نمي‌كند؟ تشخيص اين‌كه كسي به حرف‌تان توجه مي‌كند يا نه، بسيار ساده است. تصور كنيد با دوست‌تان در حال صحبت هستيد و او به شما نگاه نمي‌كند يا به كسي سلام مي‌كنيد ولي بي‌توجه از كنار شما رد مي‌شود. بي‌شك اينگونه موارد براي همه ما پيش آمده است. در اين موقعيت‌ها به اين‌كه ناديده گرفته شده‌ايد توجه نكنيد و به صحبت خود ادامه دهيد. هميشه اين بي‌توجهي به معني بي‌احترامي به شما نيست، زيرا معمولا مسائلي وجود دارد كه ذهن افراد را درگير خود مي‌كند و در كنترل فرد نيست. نگران نباشيد. راه‌هاي بسياري وجود دارد تا مطمئن شويد كه ديگران واقعا به شما گوش مي‌دهند.

حالت بدن

حالت بدن افراد به‌خوبي ميزان توجه آن‌ها را نشان مي‌دهد. اگر حين صحبت‌تان به چشمان‌تان نگاه نمي‌كنند، احتمالا به شما توجه ندارند البته زماني كه از كسي انتقاد مي‌كنيد، حالت طبيعي اين است كه از روي شرم به شما نگاه نكند و سر خود را پايين بيندازد. بنابراين اين مورد را نبايد با بي‌توجهي اشتباه بگيريد. افرادي كه به حرف‌هاي شما توجه دارند، معمولا به نشانه توجه به شما، گهگاهي سر خود را تكان مي‌دهند يا اگر در حالت نشسته هستند، بدن خود را قدري به جلو خم مي‌كنند.

كلمات تكراري نشانه خوبي نيست

استفاده از صوت‌هايي مانند «آهان» يا كلمه‌هايي مانند «بله» از سوي مخاطب به‌خوبي نشان مي‌دهد، مخاطب به صحبت شما تا چه اندازه توجه دارد. اگر مخاطب صوت يا كلمه‌اي را چند بار به نشانه توجه داشتن يا تاييد، تكرار كند ممكن است به حرف شما توجه لازم را نداشته باشد. چون معمولا كساني كه به درستي به سخن شما توجه مي‌كنند از صوت‌ها و كلمه‌هاي متفاوتي استفاده مي‌كنند. همچنين گاهي افراد گفته شما را دوباره به زبان خود بيان مي‌كنند و اين از ديگر نشانه‌هاي درست گوش دادن است. در اينگونه موارد كاملا مطمئن باشيد كه همه حواس مخاطب به شماست.

جواب‌هاي غيرمنتظره

 در احوال‌پرسي به جاي جواب‌هاي هميشگي و كليشه‌اي مانند «خوبم، ممنون» جوابي جديد و دور از انتظار بدهيد، مثل «خيلي خوب نيستم». اگر به صحبت شما توجه كرده باشند دليل خوب نبودن‌تان را جويا مي‌شوند يا از شما مي‌خواهند كه صحبت‌تان را تكرار كنيد. در غير اين صورت مكالمه به پايان مي‌رسد و شما درك مي‌كنيد به حرف شما توجه نكرده‌اند. همين مسئله درباره بحث‌هاي گروهي نيز صادق است. براي اين‌كه حين گفت‌وگو از توجه ديگران به‌خود مطمئن شويد، مي‌توانيد جمله‌اي بي‌ارتباط با موضوع گفت‌وگو بيان كنيد تا عكس‌العمل آن‌ها را ببينيد. اگر توجه‌شان به شما بود با تعجب به شما نگاه مي‌كنند و مي‌خواهند ارتباط آن جمله را با موضوع بدانند اما اگر بدون هيچ واكنشي به گفت‌وگو ادامه دادند، مطمئن باشيد به صحبت‌هاي قبلي‌تان گوش نكرده‌اند و در افكار خود غرق بوده‌اند.

سوال‌هاي ناگهاني

راه ديگر اين است كه مخاطب‌تان را با سوال‌هاي ناگهاني غافلگير كنيد. معمولا اگر به حرف شما گوش نداده باشند، متوجه سوال شما نمي‌شوند و از شما مي‌خواهند سوال را دوباره تكرار كنيد يا سكوت مي‌كنند. البته سكوت كردن براي كساني كه در بيشتر اوقات ساكت و خجالتي هستند، نشانه بي‌توجهي نيست. همچنين مي‌توانيد از آن‌ها بخواهيد بخشي از گفته قبلي شما را تكرار كنند. اگر صحبت‌هاي قبلي شما را اصلا به خاطر نداشتند به اين معناست كه به شما گوش نداده‌‌اند.

شوخ باشيد

كاري كه در سخنراني‌ها براي جلب توجه مخاطب مي‌توانيد انجام دهيد، اين است كه در نحوه شروع سخنراني و انتخاب كلمه‌ها دقت و حساسيت به خرج دهيد اما هر كسي بايد روش مخصوص خود را پيدا كند. وقتي حس مي‌كنيد مخاطبان توجه كافي به شما ندارند، انتخاب كلمه يا عبارتي غيرمعمول، زيبا و گاهي طنزآميز به شما كمك مي‌كند كه تشخيص دهيد چه كساني به شما توجه كافي دارند.

از به كارگيري روش‌هاي بالا براي تشخيص اين‌كه ديگران به حرف‌تان گوش مي‌دهند يا نه، هراس نداشته باشيد. هميشه به واكنش‌هاي مخاطبان دقت كنيد تا بتوانيد متوجه شويد كه آيا آن‌ها به حرف‌تان توجه دارند يا نه و نيز از روش‌هاي متفاوتي براي جلب توجه ديگران استفاده كنيد. اگر معمولا در شرايطي قرار مي‌گيريد كه ديگران به حرف شما توجه ندارند و روش‌هاي ذكرشده براي شما كارساز نبوده است، بهتر است نوع صحبت كردن خود را بررسي و اصلاح كنيد.

هر سال از اوايل زمستان، رنگ خيابان‌ها تغيير مي‌كند اما اين تغيير رنگ، ربطي به آب و هوا و برف و ريزش برگ‌ها و تغيير رنگ هر ساله ندارد، اين تغيير رنگ، اول از ويترين مغازه‌ها شروع شده و بعد به‌تدريج، به سطح خيابان سرايت مي‌كند، رنگ لباس‌ها را عوض مي‌كند، رنگ شال‌ها را و بعد از مدتي، هر جايي را كه نگاه كنيد، رد پايي از اين رنگ را مي‌بينيد؛ رنگي كه با تغيير فصل هم تغيير نمي‌كند و تا زمستان سال بعد كه دوباره، رنگ سال تعيين شود و از زير دست طراحان لباس، طراحان وسايل خانه و طراح هر وسيله‌ا‌ي كه رنگي در خود دارد، به همه‌جا پخش شود و رنگ دنيا را براي يك‌سال مشخص كند، در همه‌جا باقي مي‌ماند. همان‌طور كه امسال همه دنيا، نارنجي شده است؛ نارنجي نارنگي.


سال نارنجي، سال نارنگي

 توجه به روح زمانه بود كه باعث شد با توجه به فضاي سرد و نااميدي كه در سال 2012 براي دنيا پيش‌بيني شده است، پنتون رنگ نارنجي متمايل به قرمز يا نارنجي ميوه نارنگي را به‌عنوان رنگ سال اعلام كند؛   او معتقد است رنگ ميوه نارنگي يا آن‌طور كه پنتون مي‌گويد، تانجرين تانگو، تيفي از نارنجي است كه عمق خاصي دارد؛ « اين رنگ، بسيار خاص و همزمان مهيج و اغواكننده است، سايه‌هاي قرمز تيره‌اي كه در اين رنگ وجود دارد، باعث مي‌شود تا هم سرزندگي و هيجان ناشي از هجوم آدرنالين در اثر رنگ قرمز را حس كنيد و هم احساس گرمي و صميميت رنگ زرد را.»

با چي بپوشيد با چي نه

با اعلام رنگ تانجرين تانگو يا همان نارنجي نارنگي، به‌عنوان رنگ سال، طراحان مد معروف دنيا، نمايش‌هاي ويژه‌اي‌ از توليدات‌شان با اين رنگ داشتند. تامي هيلفيگر، سينتيا اشتفي و آدرين ويتاديني، تنها چند نمونه از معروف‌ترين طراحان دنيا بودند كه براي مدل‌هاي زمستانه و بهاره خود، رنگ نارنجي را به كار بردند. به غير از مد و لباس، در بقيه صنايع هم نارنجي جاي خود را پيدا كرده و محصولات مختلف خانگي از وسايل آشپزخانه گرفته تا مبلمان و حتي ماشين‌ها هم با اين رنگ به بازار عرضه شده‌اند. به‌زودي ويترين مغازه‌ها و فروشگاه‌ها از اين همه رنگ نارنجي با طيف‌هاي مختلف و به‌خصوص نارنجي تند، شعله‌ور خواهد شد. نكته مثبتي كه در مورد رنگ نارنجي وجود دارد اين است كه تقريبا همه رنگ‌ها به آن مي‌آيند اما قهوه‌اي، مشكي، سفيد و آبي بيشترين رنگ‌هايي هستند كه همراه با نارنجي استفاده مي‌شوند، رنگ‌هايي كه انرژي فوق‌العاده نارنجي را تا حدودي تعديل كرده يا به آن جهت مي‌دهند. به غير از اين رنگ‌ها، مي‌توان از قرمز، صورتي، زرد و حتي سبز هم همراه با نارنجي استفاده كرد اما تنها رنگي كه بايد از استفاده از آن در كنار نارنجي اجتناب كرد، ارغواني و زرشكي است.

اين رنگ پر از انرژي است

رنگ نارنجي، از ديد روان‌شناسان؛ رنگ بسيار دوست‌داشتني و مثبت است، نارنجي به دليل تركيب زرد و قرمز در آن رنگي پرانرژي به حساب مي‌آيد. بررسي روان‌شناسان نشان داده است هيجان، شور و شوق گرما، احساساتي است كه با ديدن اين رنگ به ذهن متبادر مي‌شود. نارنجي، به‌شدت توجه را به‌خود جلب مي‌كند، به همين دليل در علائم و نشانه‌هاي ترافيكي هم از رنگ نارنجي استفاده مي‌شود. انتخاب اين رنگ براي لباس يا آرايش ظاهري جسارتي مي‌خواهد كه از اعتماد به نفس بالاي فرد مي‌آيد اما روان‌شناسان معتقدند اين تاثير مي‌تواند يك رابطه 2 طرفه باشد يعني استفاده از رنگ نارنجي هم مي‌تواند به فرد اعتماد به نفس و هيجان و انرژي بدهد. لذت، شادي و بازيگوشي‌اي كه در رنگ نارنجي وجود دارد، باعث شده تا سال‌ها اين رنگ، بهترين رنگ براي وسايل كودكان باشد اما اين به آن معني نيست كه نارنجي رنگ كودكانه‌اي است بلكه تحقيقات نشان داده ديدن اين رنگ و آدرناليني كه از ديدن آن در بدن ترشح مي‌شود باعث مي‌شود تا گردش خون و در نتيجه ميزان اكسيژني كه به مغز مي‌رسد افزايش پيدا كند و باعث افزايش هشياري و تحريك بيشتر سلول‌هاي مغزي شود. به عقيده پزشكان، اين تحريكات باعث مي‌شود تا رشد سلول‌هاي مغزي در كودكان بيشتر شده و در واقع نارنجي، كودكان را باهوش‌تر مي‌كند. رنگ نارنجي، اشتها را هم تحريك كرده و همچنين ارتباط اجتماعي بين افراد را هم تقويت مي‌كند. در ژاپن، هند و چين، نارنجي رنگ شادي است و به‌عنوان سمبلي براي عشق و خوشحالي به كار مي‌رود. در مذهب هندو هم رنگ نارنجي، رنگ مقدسي محسوب مي‌شود.

فروردين
  • سرگردان نباش
برترین ها:  يكي از علت‌هاي سرگرداني و بلا تكليفي خود آدم‌ها هستند چون هنوز قادر به انتخاب نيستند. در نخستين فرصت، هدف زندگي‌تان را تعيين كنيد تا هم خودتان و هم ديگران تكليف‌شان را بدانند. مراقب كساني كه ادعاي دوستي مي‌كنند باشيد و فريب ادعاهاي چاپلوسانه آن‌ها را نخوريد، در عوض قدر دوستان يك‌رنگ خود را بدانيد كه در كنار اين دوستان از هرجاي ديگري احساس آرامش مي‌كنيد و از همدلي آن‌ها استفاده كنيد. دوستان واقعي هميشه در كنارتان مي‌مانند و به شما در پيگيري اهداف‌تان كمك مي‌كنند و انگيزه بخش هستند. موضوع مهم ديگر تمركز كردن روي توانايي‌هاي‌تان است. با پي‌گيري اهداف و دستيابي به آن‌ها، مي‌توانيد اعتماد به نفس‌تان را تقويت كنيد و گام‌هاي مثبت بعدي را در زندگي‌تان برداريد. 

ارديبهشت

  • از فرصت استفاده كن
ممكن است براي هر كسي ميان كارهاي تكراري‌اش يك وقفه غيرقابل پيش‌بيني پيش بيايد كه اينگونه افراد را تا حدودي دلسرد كند‌ اما به‌وجود آمدن اين وقفه مي‌تواند معني نشاط‌آوري به زندگي و كار خسته‌كننده و ملال آور شخص دهد؛ پس از اين فرصت استفاده كنيد؛ گاهي اوقات تصميم گرفتن به‌نظر كار خيلي سختي مي‌آيد چون بين انتخاب فعاليتي جديد دچار ترديد مي‌شويد. زياد نگران اين نباشيد كه بايد چه كاري بكنيد؛ اجازه دهيد قلب‌تان شما را در طول زندگي و در تصميم‌گيري‌هاي‌تان راهنمايي كند. شما بايد به‌دنبال هيجان باشيد و ماجراجويي جديدي را تجربه كنيد، كمي به علائق و لذت‌هاي شخصي خود هم اهميت دهيد. 

خرداد
  • خودت را كنترل كن
كنترل خود را در دست بگيريد و عاقلانه‌تر است اگر وقتي هر چند كوتاه را صرف تفكر در مورد امور مالي خود كنيد، آيا نگاه واقع‌بينانه‌اي به بودجه خود داريد؟ روي عادت‌هاي خرج كردن خود نگاهي دوباره بيندازيد و سعي كنيد نگاهي عاقلانه‌تر روي خرج كردن خود داشته باشيد. كارهاي خود را به دقيقه آخر موكول نكنيد و از فرصت‌هاي باقي‌مانده نهايت استفاده را ببريد. عصبانيت براي هر موضوع كوچك و بي‌ارزشي درست نيست و فقط پشيماني را براي شما به‌دنبال دارد؛ منطقي‌تر با مسائل برخورد كنيد، هميشه هم حق با شما نيست. با عصبانيت و برخورد نادرست در مسائل محبوبيت خود را در ميان اطرافيان‌تان از دست مي‌دهيد، هر چند كه اين حالت شما زودگذر باشد. 

تير
  • با فرد مورد اعتمادت مشورت كن
براي زندگي بهتر و موفق‌تر خود از گشايش مالي پيش روي‌تان استفاده كنيد، در اين مواقع عاقلانه‌ترين كار استفاده از يك راهكار مناسب براي حل مشكل احتمالي است. به خاطر داشته باشيد كه خوش قلبي و مديريت خوب در همه كارهاي‌تان تاثير مثبت خود را مي‌گذارد، چه در خانه و چه در محيط كار هميشه سعي كنيد، با انرژي خود به ديگران انگيزه بدهيد و شادي را در جايي كه هستيد به‌وجود آوريد. منتظر اين نباشيد كه ديگران شما را شاد كنند بلكه گاهي لازم است شما شروع‌كننده يك فعاليت مفرح باشيد و انسان‌هاي اطراف خود را به حركت بيندازيد. همچنين به ياد داشته باشيد هرگز از اين‌كه اشتباه تصميم‌گيري كنيد ترس به‌خود راه ندهيد، زيرا اين ترس مي‌تواند مانع قدرت تصميم‌گيري شما شود.

مرداد
  • انرژي‌ات را حفظ‌كن
براي هر كسي پيش مي‌آيد كه نخواهد انرژي‌اش را با صحبت كردن در مورد احساساتش هدر بدهد؛ دليل موفقيت شما هم منطقي‌تر شدن شماست. راه درست را انتخاب كنيد، بهتر نيست نسبت به قطع خوشي‌هاي پوچ و بي‌ارزش واقع‌بين‌تر باشيد و هدف خود را تعيين كنيد؟ با مشخص كردن هدفي درست و با نگرش مثبت نسبت به شرايط پيش آمده به جلو قدم برداريد. اراده‌تان را قوي‌تر كنيد و از افكار منفي دوري كنيد چون اكثر مشكلات ما از افكار غلط متولد مي‌شود. موفقيت وقتي به ما روي خوش نشان مي‌دهد كه بخواهيم به دستش بياوريم و حتي در تنگناها نااميد نشويم. 

شهريور
  • روحيه‌ات را تقويت كن
گاهي اوقات زياد فكر كردن مي‌تواند مثل يك سد بزرگ شما را از پيشرفت عقب نگه دارد. همه آدم‌ها با ناملايمات مواجه مي‌شوند اما بهترين عكس‌العمل براي مقابله با اين ناملايمات در نظر گرفتن جنبه‌هاي مثبت زندگي است تا هر روز بيشتر و بيشتر سلامت جسمي و روحي خودتان را تقويت كنيد. ممكن است هزينه‌هاي پيش‌بيني نشده زيادي سراغ‌تان بيايد اما در اين شرايط نبايد با نگراني با آن‌ها برخورد كنيد و فكر كردن و حل مشكل را به زماني خوب موكول كنيد تا بهترين تصميم‌ها را بگيريد. سفر كوتاه مدت و مفرح براي تجديد قوا و بالا بردن روحيه‌تان مفيد است. در سفر تفريحي به مسائل كاري و گرفتاري فكر نكنيد، كمي به‌خودتان استراحت دهيد تا روحيه خود را بازيابيد و اجازه دهيد تا اثر مثبتش را در زندگي‌تان نمايان كند. 

مهر
  • خودت انتخاب كن
 براي عملي كردن تصميمي كه گرفته‌ايد دچار ترديد نشويد، بهتر است رفتار و تصميم‌تان از روي عقل باشد نه از روي احساسات زود گذر. نزديكي به موفقيت زماني است كه در مقابل‌قبول يا رد كردن پيشنهادي كه به شما مي‌شود به‌طور دقيق و نه جزئي تمام جوانب را بسنجيد و سپس بپذيريد يا رد كنيد و اين نكته را فراموش نكنيد كه ممكن است اين پيشنهاد مقدمه‌اي براي برنامه‌هاي طولاني مدت شما باشد. شما زماني به موفقيت نزديك‌تر مي‌شويد كه با انديشه و تفكر پيش برويد و صد در صد شانس را از آن خود كنيد. يادتان باشد شانس يك بار در خانه را به صدا در مي‌آورد. 

آبان
  • رضايت خودتان مهم است
كمي در كنار خانواده باشيد و به آن‌ها اهميت بيشتري دهيد، خيلي از ما خودمان را غرق در كارهاي روزمره مي‌كنيم كه ممكن است فرصت‌هاي خوب را از ما بگيرد و موجب پشيماني ما شود كه در زمان مناسب از كنار خانواده خود بودن استفاده نكرده‌ايم. در شرايطي كه با ترديد روبه‌رو هستيد خانواده و افراد نزديكتان مي‌توانند مشاور‌ خوبي براي شما باشند. از اين فرصت استفاده كنيد و رابطه‌تان را با خانواده‌تان بهتر كنيد. هميشه مناسب‌ترين روش صداقت در رفتار و گفتار است، شما انسان خوش شانسي هستيد بر آنچه در ذهن‌تان است جامه عمل بپوشانيد، زيرا پيامدي جز شادي و موفقيت براي شما نخواهد داشت. 

آذر
  • از خوش شانسي بهره ببر
اين مسئله خوب است كه حرف دل و زبان‌تان يكي است و در كل انسان رك گويي هستيد ولي در بعضي مواقع مراقب باشيد چون ممكن است فردي كه در مقابل شماست به‌دليل زود رنج و حساس بودنش از شما ناراحت شود و از ادامه مسير بازماند. هنگام صحبت كردن با ديگران تنها به‌خودتان فكر نكنيد بلكه روحيات و ويژگي‌هاي مخاطب خود را هم در نظر بگيريد. به خاطر داشته باشيد كه گاهي شنونده خوبي بودن بهتر از زياد صحبت كردن است. احترام زماني به‌وجود مي‌آيد كه خود شما نيز به ديگران احترام بگذاريد. انسان‌ها نوع ديدگاه شما را از نحوه برخوردي كه با آن‌ها داريد حس كرده و براساس آن با شما برخورد مي‌كنند. مراقب ديدگاه‌هاي خود باشيد و با ديگران همان‌طوري رفتار كنيد كه دوست داريد با شما رفتار شود. 

دي
  • از تغيير استقبال كن
براي تصميم‌هايي كه مي‌گيريد قدري بيشتر تلاش كنيد و روي آن‌ها وقت بگذاريد. هميشه شروع يك كار سخت‌ترين مرحله انجام آن است اما بعد از مدتي كه انجام آن كار را به‌صورت روزانه انجام داديد، به‌صورت عادت در مي‌آيد و شما بهتر مي‌توانيد انجامش دهيد. از شروع يك كار جديد نترسيد و سعي كنيد سختي شروع آن را به جان بخريد. وقتي ذهن‌تان را نسبت به يك كار جديد آشنا كنيد، به مرور زمان انجام فعاليت‌هاي جديدتر براي‌تان راحت‌تر به‌نظر مي‌رسد و ذهن‌تان هم قوي‌تر مي‌شود. علاوه‌بر اين، بايد هر روز وقت خود را روي فكر كردن روي تصميم و فعاليت جديدتان متمركز كنيد تا آن را فراموش نكنيد و جدي‌اش بگيريد. 

بهمن

  • منعطف باش
مورد‌توجه قرار گرفتن براي همه شيرين و دلچسب است ؛ اين توجه نتيجه رفتاري است كه آدم‌ها با يكديگر دارند. اگر شما هم مي‌خواهيد در جمع دوستانه مورد توجه ديگران قرار بگيريد بايد به آن‌ها توجه كنيد و درك‌شان كنيد. در مناسبت‌هايي خاص براي دوستان خود هديه بخريد چون با اين كار انرژي مثبت بيشتري را به آن‌ها خواهيد رساند. نكته ديگر اين‌كه، هرگز به دليل اين‌كه فكر مي‌كنيد گذر زمان ممكن است شرايط را بهتر كند در يك جا نمانيد و به‌دنبال تغييري باشيد كه آينده شما را تضمين كند، يادتان باشد تغيير از درون ناشي مي‌شود. از خودتان انعطاف نشان دهيد چون انسان‌هاي منعطف در شرايط مختلف موفق‌ترند. 
اسفند
  • مثبت‌تر فكر و زندگي كن
اگر به‌دنبال بهبود روابطتان هستيد، بايد بدانيد كه انتظار كمك داشتن از ديگران بيهوده است. چرا بهبود از خود شما شروع نشود؟ روي خودتان حساب كنيد تا نتيجه بهتري را نصيب خود كنيد. شما مي‌توانيد با برقراري ارتباط با همه ويژگي‌هايي كه در وجودتان است حركت را شروع كنيد، احساس درماندگي ناشي از اين است كه خودتان را دست كم مي‌گيريد. به ياد داشتن اين نكته كه ما همگي يكي هستيم، كمك مي‌كند به همدلي بيشتري برسيد و همه فشارهاي روحي را به تنهايي به دوش نكشيد. فشارهاي روحي در نتيجه تصورات خود شماست. فكر خود را تغيير دهيد تا زندگي بهتري را براي خود رقم بزنيد. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 10:18  توسط لیلا مرادنژاد  | 

7 نشانه ناکامی در ازدواج

یک سوال ساده و رایج مخاطبان از کارشناسان حاضر در برنامه های رادیویی و تلویزیونی این است: «چگونه بفهمم ازدواج من دچار مشکل شده است؟» این نشان می دهد زوج ها می خواهند نشانه های بروز مشکل در زندگی مشترکشان را بدانند.

براساس نتایج پژوهش ها، 7 نشانه ناکامی در ازدواج را می توان این چنین برمشرد:

1 - دعواهایتان بیشتر و بدتر شده

درحقیقت در چنین وضعیتت ترجیح می دهید به جای حرف زدن با هم، از یکدیگر ایراد بگیرید. این ایرادگیری ها هم معمولا با نیت خوب انجام نمی شود و برای نارحت کردن و رنجاندن طرف مقابل است. شما از روش سرزنش یکدیگر برای تخلیه ناراحتی هایتان استفاده می کنید. 

متاسفانه بیشتر جر و بحث ها درباره موضوعات مشابهی است، هرروز بیشتر از یکدیگر انتقاد می کنید و با هم جنگ و دعوا دارید و دیگر در این دعواها انصاف را رعایت نمی کنید. البته جرو بحث کردن به خوید خود اشکالی ندارد و حتی زوج های موفق هم جروبحث می کنند، اما حقیقت این است که زوج های موفق یاد گرفته اند چگونه «منصفانه» دعوا کنند. جروبحث های آنها به توهین کردن نمی انجامد و تهاجمی نیست.

2 – احترام تان کمتر و بی احترامی هایتان بیشتر شده

در ازدواج های ناموفق، بی احترامی به یکدیگر مشاهده می شود. دلخوری و رنجش جای صبر و عشق را می گیرد. هرکدام از طرفین به راه خودش می رود تا مجبور نباشد در کنار دیگری حضور داشته باشد. متاسفانه در این حالت هنگامی که همسرتان حضور ندارد، شادتر از زمانی هستید که در کنارتان است و تفریح با همسر به خاطره ای دور تبدیل می شود. هنگامی که احترام و درک دوجانبه از بین می رود، ازدواج در مسیر پایان یافتن است. در این مورد شک نکنید.

3 – ارتباط تان کمتر و ضعیف تر شده

برقراری ارتباط میان زن و شوهر برای سلامت یک رابطه موفق اهمیت بسیاری دارد. در ازدواج های ناکام، برقراری ارتباط با یکدیگر کمتر و کمتر می شود وضعیت بدتر هنگامی خواهد بود که درباره مشکلاتتان با یکدیگر صحبت نکنید. به صراحت باید گفت طرفین در یک ازدواج ناموفق توانایی و اشتیاق حل مشکلاتشان را از دست می دهند. 

آنها دیگر برای یکدیگر اهمیتی قائل نیستند. هنگامی که ا ترابط میان زن و شوهر به چنین وضعیتی برسد، دیگر نمی توان امید چندانی برای ادامه زندگی مشترک داشت. هنگامی که افراد از ارتباط برقرارکردن با یکدیگر اجتناب می کنند، دیگر نه مشکلی حل می شود و نه شکافی را می توان پر کرد.

4 – صمیمیت زناشویی تان کمتر شده

صمیمیت در رابطه زناشویی در ازدواج ناموفق پایین است. با ادامه اختلافات، صمیمیت جنسی کمتر و کمتر می شود و زن و شوهر مانند کسانی می شوند که فقط با هم در یک خانه زندگی می کنند (همخانه)، اما هیچ کدام از صمیمیت های عاطفی زندگی مشترک بین آنها وجود ندارد. 

البته تحقیقات 3 دهه گذشته نشان داده است گاهی تاکید بیش از حدی روی رابطه زناشویی به عنوان نشانه ازدواج موفق می شود درحالی که عناصر دیگری هم در این موفقیت نقش دارند که به همان اندازه رابطه زناشویی اهمیت دارند یا حتی از آن مهم تر هستند. اشتباه نکنید؛ «صمیمیت» چیزی بیش از یک رابطه زناشویی خوب است. صمیمیت ممکن است دست در دست هم راه رفتن، نوازش و به طور کلی ابراز احساسات برای یکدیگر باشد.

5 – مشاجره های مالی تان بیشتر شده

وقتی شما و همسرتان مدام درمورد موضوعات مالی جروبحث می کنید، روشن است که ازدواجتان دچار مشکل شده است. بسیاری از اختلافات زناشویی، ریشه در موضوعات مالی دارند و وقتی وضعیت بدتر می شود که کشف کنید همسرتان درباره پول یا سایر موضوعات مالی به شما دروغ گفته است. وقتی زن و شوهر درباره صورتحساب ها، حساب های بانکی، مخارج و بدهی ها به یکدیگر دروغ بگویند، نشانه آشکاری از موفق نبودن ازدواج بروز کرده است.

تردیدی نیست که همه زوج ها در دوران ناپایداری اقتصادی، به زحمت می افتند و بیکاری، افزایش قیمت ها، نگرانی درباره حقوق بازنشستگی و پس اندازها و بالارفتن اجاره و قیمت خانه فشار زیادی به آنها وارد می کند. اما به یک حقیقت باید توجه کنید؛ زوج های موفق این دوران فشار اقتصادی را از سر می گذرانند و به شکوفایی ادامه می دهند.

زوج هایی که رابطه مستحکمی دارند، راه هایی برای گذراندن موفق این بی ثباتی های اقتصادی، پیدا می کنند. زوج های ناموفق، یاد نگرفته اند با مشکلات اقتصادی کنار بیایند، زیرا اصلا نحوه برقرارکردن ارتباط درست با یکدیگر را نیاموخته اند. اگر همه صحبت هایتان درباره مسایل مالی شده، ازدواج تان به خطر افتاده است.

6 – اعتمادتان کمتر شده

اعتماد، اساس هر ازدواج موفقی است. در واقع هیچ چیز در یک رابطه موفق، مهم تر از اعتمادکردن نیست. اگر نتوانید به همسرتان اعتماد کنید، چه کسی برای اعتماکردن باقی می ماند؟ اگر شما یا همسرتان به بی وفایی طرف مقابل فکر می کنید و طلاق گرفتن ذهنتان را اشغال می کند، مشکل در ازدواج شروع شده است. اگر میزان اعتماد دوجانبه به صفر برسد، دیگر امیدی برای تداوم زندگی مشترک وجود ندارد.

7 – مداخله های خانوادگی تان بیشتر شده

برای بستگان و نزدیکانتان (از فرزندان و پدر و مادرها و خواهر و برادرها گرفته تا اقوام دورتر) پادرمیانی کردن و واسطه شدن در مشاجره های شما مشکل و مشکل تر می شود. اعضای دو خانواده شروع به طرفداری می کنند و بردن و باختن در این جنگ به قانون روزمره تبدیل و مصاحله و آشتی به فراموشی سپرده می شود. 

در این حالت هریک از شما، سعی می کند دیگری را از اعضای خانواده و دوستانش جدا و منزوی کند و «تفرقه بینداز و حکومت کن» به شمار روزانه تان تبدیل خواهد شد. متاسفانه باید گفت چنین ازدواج های مشکل داری، باعث اختلاف و ازبین رفتن تفاهم سایر اعضای خانواده هم می شوند. دشمنی خانوادگی نشانه یک ازدواج سالم نیست. شناختن نشانه های ابتدایی در معرض خطر بودن ازدواج و توجه دقیق به بروز این نشانه بسیار مهم است. هنگامی که این نشانه ها بروز می کنند، باید اقدام های اساسی انجام دهید تا رابطه تان با همسرتان نجات یابد. ازدواج سالم و شاد از دستاوردهای بزرگ زندگی است. هرگز برای نجات ازدواج دیر نیست.

یكی از لذیذ‌ترین خورا‌كی‌های دنیا دسر است ‌كه هیچ ‌كس توانایی نه گفتن به آن را ندارد. اما تا به حال مي‌دانستيد كه اين‌كه به چه دسري علاقه‌مند هستيد مي‌تواند تا اندازه زيادي ابعاد وجودي شخصيت شما را آشكار كند؟ از بین دسرهای زیر یكی را انتخاب ‌كنید و با خواندن جواب‌ها خودتان را بهتر بشناسید.
1. ‌كیك اسفنجی
2. پای لیمو با رو‌كش خامه
3. ‌كیك وانیلی با رو‌كش شكلات
4. ‌كیك ساده با توت‌‌فرنگی خرد شده و خامه 
5. ‌كیك شكلاتی با رو‌كش شكلات
6. بستنی
7. ‌كیك هویج


كیك اسفنجی

شیرین، با محبت و فردی راحت هستید. شما عاشق عروسك و اشیا گرم، نرم و پرزدار هستید. هرازگاهی شلوغ و شیطان می‌شوید. گاهی اوقات در پایان روز هوس بستنی می‌‌كنید. دیگران شما را فردی می‌شناسند ‌كه گاهی مثل بچه‌ها می‌‌شود و رفتارش مانند فردی بالغ نیست.

پای لیمو با رو‌كش خامه

فردی انعطاف‌پذیر و زيبا هستید. از دست‌های خود هنگام حرف زدن زیاد استفاده می‌‌كنید. یك سخنران و معلم خوب هستید اما هنگام این ‌كار بهتر است راه نروید و آدامس نجوید. گاهی دوست دارید ریاست همه چیز را به دست بگیرید، با این حال دوستان زیادی دارید.

كیك وانیلی با رو‌كش شكلات

رفیق‌باز، خوش پوش و بذله‌گو هستید. در زندگی هدف خاصی ندارید و گاهی سردرگم و بی‌انگیزه‌اید. با این حال هر‌كسی از بودن با شما لذت می‌برد. شما واقعا یك بذله‌گوی قهار هستید. اطرافیان‌تان باید سعی ‌كنند ‌كه شما را عصبانی نكنند و شما دوستی هستید ‌كه برای یك عمر می‌مانید.

كیك ساده با توت فرنگی خرد شده و خامه

دوست‌داشتنی، گرم و رمانتیك هستید. شما به فكر دیگران هستید و وقتی اطرافیان‌تان به دردسر بیفتند، روی شما حساب می‌‌كنند. قابلیت این را دارید ‌كه خودتان را برای دیگران فدا ‌كنید. گاهی اوقات احساساتی بودن بیش از حدتان غیر قابل تحمل و آزاردهنده است.

‌كیك شكلاتی با رو‌كش شكلات

همواره آمادگی خدمت ‌كردن به دیگران را دارید. زيبا، خلاق، ماجراجو، بلند پرواز و پرشور هستید. شاید به ظاهر آدمی خونسرد باشید،  اما ذاتا خونگرم هستید و نشانش نمی‌دهید. از ریسك ‌كردن با‌كی ندارید. هر مسئله ‌كوچكی در زندگی شما را به‌خودش درگیر نمی‌‌كند. عاشق خندیدن هستید.

بستنی

شما عاشق ورزش هستید. هر ورزشی! بیسبال، فوتبال، بسكتبال و حتی راگبی! بدتان نمی‌آید ‌كه در آنها شر‌كت ‌كنید اما ترجیح می‌دهید مسابقات را تماشا ‌كنید. ‌كنترل تلويزیون از شما دور نمی‌شود. فردی خود محور هستید و مایلید روی پای خود بایستید.

كیك هویج

شما شخصی دوست داشتنی هستید همیشه خنده بر لبانش است. با شما بودن مساوی است با خوش‌گذراندن. همه دوست دارند ‌كه با شما به گردش و تفریح بروند. فردی خوش‌قلب ولی گاهی دمدمی مزاج هستید. در ضمن دوستان وفادار زیادی دارید.

در طول تاريخ، مردم مجذوب و شيفته رمز و رازهاي شخصيت انسان بوده‌اند. در تلاش و كوشش‌ براي يافتن اين‌كه چرا و چگونه انسان‌ها با يكديگر تفاوت دارند؛ مردم در ستاره‌ها به‌دنبال جواب بوده‌اند، در تجزيه و تحليل دست‌خط‌ها و دست نوشته‌ها، در مورد مطالعه شكل و شمايل سر و همچنين در مورد خط‌ها و اشكال دست انسان. هر كسي مي‌تواند به دست آدمي نگاه كند و برخي حقايق را از اين نگاه برداشت كند. براي مثال يك دست با تاول‌ها و آبله‌ها و پينه‌هاي موجود به ما مي‌گويد؛ فرد دارنده اين دست كارهاي سخت و زحمات فيزيكي زيادي را انجام مي‌دهد اما برخي از مردم فراتر رفته‌اند و خطوط و اشكال متفاوتي را در كف دست انسان تشخيص و آن‌ها را با ويژگي‌هاي درست شخصيتي انسان ارتباط داده‌اند. متخصصان در مطالعه كف دست، خطوط زيادي را در كف دست انسان تشخيص داده‌اند كه طول، درازا، وضوح و روشني آن‌ها سيماي درست شخصيت را تعيين مي‌كند. در اين شماره ما با خط زندگي آشنا مي‌شويم. در اين شماره از 14 خطي كه روي دست‌تان قرار دارد تنها خط زمين را بررسي مي‌كنيم و در شماره‌هاي بعدي به ترتيب هر كدام از خطوط را بررسي مي‌كنيم.


 14 خط كف دست و مفاهيم آن‌ها

  خط زمين: سبك زندگي 
  خط خورشيد: خوش‌بيني 
  خط آب: احساسات 
  خط عطارد: برقراري ارتباط 
  خط آتش: انرژي 
  خط زهره: لذت و خوشي 
  خط هوا: تفكر 
  خط ماه: توانايي روحي و رواني
  خط اتصال: تمركز
  خطوط مريخ: شجاعت
  خطوط مشتري:روحانيت
  خط نپتون: احساساتي بودن
  خط زحل: تسلا
  خط ايكاروس: آزادي

14 خط كف دست و مفاهيم آن‌ها

خطوط دست به وسيله امواج مغز شما ايجاد مي‌شوند. آن‌ها نقشه ضمير ناخودآگاه شما هستند. تصور كنيد هر يك از اين خطوط رودخانه‌اي در حال حركت هستند. هر چه خطوط عميق‌تر و گسترده‌تر باشند، مي‌توانند قدرت بيشتري را به شما ببخشند. اين به آن معناست كه انرژي آن‌ها در زندگي شما قوي‌تر خواهد بود. به‌عنوان مثال، اگر خط هواي دست شما عميق باشد، بيانگر اين است كه بيشتر وقت خود را صرف تفكر مي‌كنيد.

 داشتن خط باريك و كم عمق به معناي وجود قدرت اندك در اين نقطه است. اگر خط هواي شما كم عمق و ظاهري به‌نظر برسد، به اين معناست كه به سختي مي‌توانيد روي برنامه‌هاي‌تان متمركز شويد.  خط كف دست بايد همانند يك رودخانه آشكار و روشن به‌نظر برسد. اگربه اين صورت باشد بيان مفهوم آن خط آسان خواهد بود. به‌عنوان مثال اگر خط عطارد شما آشكار باشد، تبادل تفكرات‌تان براي شما آسان خواهد بود.

 همچنين خط كف دست شما مي‌تواند همانند رودخانه با قطعات بسيار مسدود و داراي انشعابات متعددي در طول مسير خود باشد. اگر خط كف دست شما به اين صورت است بيان انرژي آن خط مشكل‌تر خواهد بود. به‌عنوان مثال اگر خطوط بسياري خط عطارد را قطع كرده باشند، اين به آن معناست كه در مورد تبادل تفكرات خود تامل مي‌كنيد. اگر همواره خطوط را به‌عنوان رودهاي انرژي مدنظر داريد. ادراك آن‌ها آسان خواهد بود.

با زمين سبك زندگي‌تان را بيابيد

افرادي كه اندكي در كف‌بيني اطلاعاتي دارند اين خط را خط زندگي مي‌نامند اما نام صحيح آن خط زمين است. بعضي افراد فكر مي‌كنند، اين خط بيانگر طول عمر فرد است و اين مسئله صحيح نيست. خط زمين نشان‌دهنده زندگي مورد نظر شماست. (نوعي از زندگي كه دوست داريد) نه طول زندگي.

اگر خط زمين عميق باشد، فرد توانايي برطرف كردن مشكلاتي را كه در طول زندگي با آن‌ها رو‌به‌روست، دارد. شخصي كه خط زمين دست او عميق نيست، در رويارويي با فشارها و مشكلات زندگي احساس دستپاچگي و پريشاني مي‌كند. همچنين به خاطر داشته باشيد كه هرچه اين خط گسترده‌تر و عميق‌تر باشد نيروي فيزيكي شخص بيشتر خواهد بود. باريك‌تر و كم‌عمق‌تر بودن اين خط بيانگر اين است كه شخص مورد نظر نيروي ضعيف فيزيكي دارد. خط زمين هميشه از مركز دست آغاز مي‌شود (در قسمت شست) و به سمت پايين مي‌آيد. قسمتي كه اين خط در آنجا به نقطه پاياني خود مي‌رسد، اهميت بسزايي دارد. خط زمين حول قسمت تويي شست كشيده شده است. اين ناحيه را «كوه زهره» مي‌نامند. اكنون 6 نمونه اصلي خط زمين را مورد بررسي قرار مي‌دهيم. به نمونه نگاه كنيد و نوع خط زمين خود را بيابيد. به خاطر داشته باشيد كه ابتدا از دست اصلي خود استفاده كنيد.

خط زمين شخص اجتماعي و عاشق بيرون از خانه بودن

اين شكل نشان‌دهنده نوع منحني شكل خط زمين است كه بزرگ و فربه است. اين خط تقريبا به ميان كف دست مي‌رسد. اين به آن معناست كه شما شخصي بسيار اجتماعي و عاشق بيرون از خانه هستيد. به ندرت نسبت به انجام انفرادي كارها تمايل داريد. همچنين كمتر در خانه تنها به سر مي‌بريد. اغلب مايليد در كارهاي بيرون و با دوستان‌تان سر و كار داشته باشيد.

خط زمين شخص خانه‌نشين يا علاقه‌مند به خانه

اين شكل بيانگر نوعي از خط زمين است كه منحني شكل نيست و از قسمت مياني دست دورتر است و نزديك به شست قرار دارد. اين خط بيشتر به شكل خط راست است تا منحني و به اين معناست كه خيلي به بودن در ميان شلوغي و جمعيت تمايل نداريد. آرامش و خلوت را بسيار دوست داريد. گاهي لازم است روابط اجتماعي برقرار كنيد ولي نه خيلي زياد. شما با تعداد اندكي از دوستان خوب‌تان خرسند هستيد.

خط زمين شخص خانواده دوست

اگر خط زمين شما در قسمت تحتاني كوه زهره به نقطه انتهايي خود برسد، متوجه خواهيد شد كه خانه و خانواده اهميت بسزايي براي شما دارد. دوست داريد اتاق خواب‌تان راحت باشد و از تزئين و گذراندن وقت خود در آن لذت مي‌بريد. اغلب از جابه‌جايي خوش‌تان نمي‌آيد. مكاني كه در آن زندگي مي‌كنيد و همسايه‌هاي‌تان براي شما بسيار حائز اهميت هستند. هميشه به دانستن آنچه در پيرامون مي‌گذرد احساس نياز مي‌كنيد و با قدم گذاشتن به سن جواني شايد تمايل به خريد خانه‌اي بزرگ در اطراف شهر در شما ايجاد شود.

خط زمين شخص ماجراجو

اين نوع خط زمين به سمت قسمت ديگر كف دست حركت مي‌كند و كوه ماه به نقطه پاياني خود مي‌رسد. اگر خط كف دست شما به اين شكل است در اين صورت عاشق انواع ماجراجويي و سفر هستيد. ممكن است بيشتر وقت خود را صرف تحقيق كنيد تا بودن در خانه.شايد هم بخواهيد باستان‌شناس يا كاشف شويد. احتمالا از رفتن به سفرهاي طولاني لذت مي‌بريد. مطالعه در مورد اماكن دوردست و تمامي افراد جهان براي شما جالب است.

خط زمين شخص ناآرام

كوتاه بودن خط زمين بيانگر اين است كه شخص مورد نظر آزادي را بسيار دوست دارد. دارندگان اين خط افرادي ناآرام هستند و از سخت‌كوشي لذت مي‌برند. اگر شما چنين خطي داريد متوجه خواهيد شد كه بيشتراوقات خود را صرف كار براي دستيابي به اهداف‌تان مي‌كنيد. شخصي كه براي حضور در المپيك آموزش بسيار مي‌بيند، مي‌تواند اين خط زمين را داشته باشد. اغلب افرادي كه اين نوع خط كوتاه را دارند بيشتر وقت و انرژي خود را در راه پيروزي به كار مي‌بندند.

تغييرات خط زمين با سبك زندگي

اين شكل نشان‌دهنده انفصال در خط زمين است. اين خط نيمي از راه را دور كوه زهره سپري كرده و در آنجا قطع مي‌شود، سپس دوباره از نزديك آن ولي از مكان متفاوتي شروع مي‌شود. هرگاه خط زمين شما منقطع ‌شود به مكان ديگري نقل مكان مي‌كنيد. اگر انفصال آن بزرگ باشد ممكن است جابه‌جايي عظيمي در زندگي خود داشته باشيد به‌صورتي كه كل زندگي شما را تغيير دهد. يعني چيزي مانند جا‌به‌جايي از ساحل شرقي به ساحل غربي. اگر خط زمين شما 2 يا 3 انفصال دارد، شما توانايي تفوق بر تغييرات را داريد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 11:28  توسط لیلا مرادنژاد  | 

مطالب قدیمی‌تر