امید به موفقیت در کارآفرینان موفق
همه کسانی که می خواهند خود را از کارمند به کارآفرین تبدیل کنند رویایی در ذهن دارند و می خواهند با راه انداختن کسب و کاری مستقل حرفه مورد علاقه شان را پیش گیرند و به روشی که دوست دارند پول در بیاورند. اگر شما هم راه تازه ای را شروع کرده اید و به جرگه کارآفرینان پیوسته اید، خواندن این مطلب سودمند خواهد بود.با چند سوال شروع می کنم: فکر می کنید که چقدر به تحقق آرزویتان نزدیک هستید؟ شاید هم دیگر آن شور و شوق ابتدای کار را ندارید. خب اگر این طور است فکر می کنید علت چیست؟ چه چیز باعث شده که در میانه راه تردید داشته باشید؟ آیا از شکست می ترسید؟شاید هم درباره موفقیت نگرانید؟ به نظر می رسد که دیگر آن علاقه و اشتیاق قبلی را ندارید و اصلاً علتش را هم نمی توانید بیابید. در این جا چند مثال از این کارآفرینان خسته و مردد می آوریم:
«لورا» یک کارآفرین خود اشتغال است که در زمینه مشاوره املاک و مستغلات فعالیت می کند. این زن کارآفرین در ابتدا به شدت به کارش علاقه مند بود و ساعات بسیاری را به کارش اختصاص می داد ولی اندک اندک احساس خستگی و فرسودگی کرد و انگیزه اش را از دست داد و عملاً نتوانست کار مناسبی را سر و صورت دهد و برای پیشرفت کسب و کارش اقدام موثری کند.
«مایکل» نمونه ای دیگر است ولی این بار مایکل کارآفرین نیست بلکه برای یک شرکت بزرگ تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات کار می کند و به واقع یک کارمند است. مایکل در بخش روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی کار می کند و از وضعیت خودش کاملاً راضی و خوشحال بوده و به فعالیت هایش علاقه مند است ولی در این چند ماه گذشته، شرکت آنها با مجموعه دیگری مشارکت کرده و این تحولات سبب شده اند که مایکل فشار عصبی زیادی احساس کند و در توانایی خودش برای اداره امور دچار تردید شود. او نگران و عصبی است و این اضطراب و فشار روانی علاوه بر روان به جسم مایکل هم صدمه زده است. او فکر می کند که دیگر نمی تواند مدت زیادی در این پست کار کند. سرانجام این کارمند نگران به یک مشاور و روانشناس مراجعه کرده و از او کمک می خواهد. مشاور به مراجعش یاد می دهد که چطور نگاهش را به مسائل کاری اش تغییر دهد و دلهره ها و نگرانی های بیهوده را از خودش دور کند. در واقع شناخت مایکل از خودش و دنیای اطرافش تغییر می کند و به تبع آن رفتارش نیز بهتر شده و مشکلات روان و جسمش را بهبود می بخشد. مایکل حالا می داند که چطور خود را با تغییرات سازگار و هماهنگ کند و همچنان با شور و علاقه به کارش بپردازد. «راشل» کارآفرین دیگری است که تغییری در زندگی شخصی اش او را نگران کرده و درباره ادامه حرفه اش و مدیریت یک کسب و کار مستقل دچار تردید شده است. راشل واقعاً به کارش علاقه مند است و هفت روز هفته را کار می کند. او به تازگی نامزد کرده و می بیند که یک هفته پرکار بر زندگی شخصی و ارتباطات با نامزدش تاثیر گذاشته است. راشل نمی داند چه کار کند و چطور هم با علاقه بسیار کارش را ادامه دهد و هم به زندگی جدیدی که پیش رو دارد، بپردازد. این زن کارآفرین و مشتاق تصمیم می گیرد که به درستی و واقع گرایانه فکر کند و ببیند که به راستی کدام یک از این دو برایش مهم تر هستند؟ تمامی این اشخاص هم به قسمتی از کارشان علاقه مند هستند و هم دوست دارند که بخشی از الگوی زندگی شان هم به همین روند کنونی پیش برود ولی با این حال هرکدام قطعه گمشده ای دارند که وقتی می خواهند بین زندگی و کارشان ارتباطی موثر و سودمند برقرار کنند دچار مشکل شده و نبود این قطعه را حس می کنند.
لورا دریافت که اگر دیدگاه ها و شناخت هایش نسبت به خود و توانایی هایش را تغییر دهد می تواند انرژی مثبت قبلی اش که به شکل انرژی منفی به محیط اطرافش می داد را بازیابد. در زیر تعدادی خطوط راهنما هست که به شما کمک می کند بتوانید از شک و تردیدهایی این چنین بیرون بیایید و راهتان را دوباره پیدا کنید:
- این نکته ای است که در ظاهر ساده به نظر می رسد ولی معنای عمیقی در پس آن وجود دارد. «سعی کنید خودتان باشید». زمانی که تصمیم می گیرید برای احساس آرامش، ارزشمندی و کسب درآمد، اقدامی انجام دهید، مسوولیت آن را صددرصد به عهده بگیرید و دقت کنید که برای راحتی و آسایش «خودتان» کار کنید نه برای اخذ تایید و تحسین دیگران. اگر بخواهید همیشه مورد توجه و تایید بقیه باشید مجبور می شوید مطابق ارزش های آنها رفتار کنید؛ گاهی اوقات این ارزش ها و استانداردها با باورها و مسائل مورد توجه شما مغایرت دارند. پس به جای اینکه بخواهید همیشه برای جلب توجه دنیای بیرون تلاش کنید، سعی کنید هویت، ارزش ها و علایق خودتان را از یاد نبرید. باز هم باید نکته ای را اضافه کنم. همه می خواهند مورد توجه باشند و کارها و فعالیت هایشان درصدر بوده و تحسین همگان را برانگیزد. دقت کنید که افراد سرآمد، ابداعات، کارها و کوشش های «خودشان» را به اوج می رسانند و دیگران را نیز خوشحال می کنند. این نوع جلب توجه و تحسین شدن با مجری خواسته های دیگران بودن تفاوت عمده ای دارد.
- زمانی که دیدید شک و تردید و دودلی دارید آرام آرام به درون ذهنتان می خزید، فوراً به خودتان یادآوری کنید که شما می دانید کارهایی که لازم است انجام دهید را چه وقت و کجا و چطور به اجرا درآورید. سعی کنید شناخت هایتان را بهبود بخشید چرا که افکار و شناخت های شما به اعمالتان تبدیل می شوند.
- همیشه شادی هایتان را به خاطر داشته باشید. آن تجارب، احساسات، رویدادها و داشته هایی که باعث شادیتان می شوند را به یاد بیاورید و به خاطرشان شکرگزار باشید.
چیزهای زیادی در اطراف شما هستند که به آنها توجه نمی کنید. موفقیت های کوچک و شادی های ناچیز را دست کم نگیرید و فراموششان نکنید. همین ها انرژی های مثبتی القا می کنند که به بهبود حال روحیتان کمک می کنند. نکات منفی و ناکامی هایتان را بزرگ نکنید و موفقیت ها را به حاشیه برانید.
زمانی که نسبت به خودتان، شادی ها، ناکامی ها، موفقیت ها و احساس های مثبت و منفی خود کاملاً آگاهی یافتید، آن وقت می توانید تصویر روشنی از اهداف و خواسته های واقعیتان خلق کنید. بعضی کارآفرینان نگران می شوند که حالا چطور به این هدف برسند و کارهایشان را سر و سامان دهند. ترس و اضطراب در هر کاری عاملی مخرب است که اجازه نمی دهد فرد کاری را آغاز کند پس ترس از شکست را از خود دور کنید.
- نکته آخر اینکه همیشه از مربی و دانای درونتان سوال کنید.
بهترین کاری که الان می توانم انجام دهم چیست؟ یاد بگیرید که معلم درونی برای صحبت کردن با مخاطبش او را «تو» می نامد و از دوم شخص مفرد استفاده می کند. همیشه این طور می گوید: «تو فوق العاده ای،» یا «باید سعی کنی عاقل باشی،» یا «تو می توانی رویاهایت را به واقعیت تبدیل کنی.»
به خاطر داشته باشید که ذهن ما سه بخش دارد: هشیار، نیمه هشیار، ناهشیار. تفکرات بخش ناهشیار که در سایه ذهن نیمه هشیار پنهان هستند، جهان اطراف شما را می سازند. بنابراین از زمزمه های آهسته ای چون «اگر شکست بخورم چه؟» یا «نمی توانم، می ترسم این کار را شروع کنم» غافل نشوید. برنامه ها و طرح های بیهوده و به دردنخوری که در گوشه و کنار ذهنتان جا خوش کرده اند را دور بریزید و از شر باورهای محدوده کننده و خودساخته هم خلاص شوید.
خودشناسی مقدمه خوشبختی ست
خودآگاهی عبارت است از شناخت آدمی نسبت به تواناییها و درک ویژگیهای فردی و اجتماعی خود، باوجود خودآگاهی، فرد قادر است نسبت به نقاط قوت و ضعف، علائق و تمایلات، نیازها و سایر ابعاد وجودیاش معرفت صحیحی به دست آورد. این شناخت در تمامی مراحل زندگی انسان تأثیر بسزایی در رشد، پیشرفت و موفقیتها دارد.
همچنین خودآگاهی زمینه را برای شناخت ارزشها و توانمندیهای هر فرد فراهم میکند. کسی که به ارزشهای خویش واقف باشد و هدفمند زندگی کند هرگز تباه نمیشود. در مقابل کسی که خود را نمیشناسد، نیازها، استعدادها و تواناییهایش هرگز بر او آشکار نمیشود. این عدم شناخت موجب تباه شدن استعدادها و از بین رفتن فرصتهاست.
می دانید که:
- بالاترین مرتبهی خردمندی این ا ست که انسان خودش را بشناسد.
- خودشناسی، پایه و محور خداشناسی است.
- شرط اول برای رسیدن به کمال، خودشناسی است.
- در وجود انسان استعدادهای بیشماری وجود دارد که اگر شناخته نشوند به تدریج از بین میروند.
- با درک و شناخت پیچیدگی درون خود، به عظمت خالق پی میبریم.
بیندیشیم:
- نام خود را روی یک برگهی کاغذ یادداشت کن. در سمت راست نامت ویژگیهای مثبتی که داری و در سمت چپ، خصوصیات منفیات را بنویس.
- به هر یک از آنها نمرهای اختصاص بده. نمرهها میتوانند براساس پررنگ بودن این خصوصیت در تو باشد.
- تلاش کن تا نمرهی ویژگیهای منفیات هر روز کاسته شود تا بالاخره بتوانی آنها را از این فهرست حذف کنی! این ارزیابی را پایان هر ماه میتوانی تکرار کنی.
خوشناسی و تصمیم گیری موثر
ما در هر حوزهای که فعالیت کنیم، هر علایقی که داشته باشیم یا هر پروژهای را که به انجام برسانیم، به هر حال در دنیایی زندگی میکنیم که اصل مهم موفقیت در تجارت آن برقراری ارتباطات است. در یک کسب و کار ما همواره با همکاران ، مراجعان و مشتریان بالقوه تعامل داریم. روابط و تعاملات ما با دیگران در زندگی شخصی ما بارزتر است و مهمتر از همه این است که ما با خودمان مراوده داریم. همه ما فکر میکنیم که چطور با دیگران رابطه برقرار کنیم که موثرتر و کارآمدتر باشند.
در تمامی لحظات زندگی ما در حال تصمیمگیری هستیم. در زندگی شخصی و زندگی کاری با اخذ تصمیمات گوناگونی روبروییم که همگی بر زندگی ما اثر میگذارند. حالا شما برای اخذ تصمیمات به چه معیارهایی توجه میکنید و هنگامی که میخواهید تصمیماتتان را ارزیابی کنید، به چه مسائلی توجه دارید؟ تصمیمگیری و روابط ما با دیگران کاملا به یکدیگر مربوطند. اگر بخواهیم تصمیماتی بگیریم که با ارزشها و اهدافمان موافق باشند و انتظارات ما را برآورده کنند، باید از خودمان شناخت کافی داشته باشیم و نیروهای درونیمان را بشناسیم.
وقتی که اتفاقات بدی رخ میدهند و زندگی به ما سخت میگیرد، اجازه میدهیم که ارتباطمان با درون و منابع الهام بخش درونیمان قطع شود. آن وقت است که رنج میکشیم و کارهایمان درست پیش نمیروند. اما اگر بخواهیم بر زندگی خود و دیگران تاثیر مثبتی بگذاریم و آنطور زندگی کنیم که شایسته ماست، باید وقت صرف کنیم و تلاش کنیم تا نیروی درونیمان را رشد دهیم تا بتوانیم به کمک آن با انرژی بالا و خلاقیت ، تصمیماتی مناسب اتخاذ کنیم.
● پرورش نیروی درون
حالا شما چطور این ارتباط و نیروی درونی را پرورش میدهید؟ چطور آن را تقویت میکنید؟ همگی ما باید از معلمان و مربیانمان درس بگیریم تا بتوانیم با انجام کارهایی ساده این ارتباط و نیروی درونی را تقویت کنیم. وقتی توانستیم با درونمان ارتباط موثری برقرار کنیم، میتوانیم بهتر تصمیم بگیریم و این تدابیر مناسب بر کیفیت روابط ما با دیگران اثر گذارند. معمولا وقتی ما این ارتباط درونی ضروری را پرورش میدهیم، بهتر میتوانیم از ملزومات مدیریت آن موقعیت آگاه شویم.
علاوه بر این بهتر میتوانیم با مشکلات روبرو شویم و حلشان کنیم. با وجود این ارتباط درونی ، دورنمای بهتر و شفافتری از موقعیتها پیش رویمان قرار میگیرد که با وجود آن میتوانیم با ابتکار و خلاقیت آن را به پیش ببریم . وقتی که میخواهیم تصمیمی بگیریم، گزینههای متعددی پیش روی ماست، اما به نظر من بهترین انتخاب ، آن است که تواناییهای ما را افزایش دهد و به خود ما ، دیگران و آنهایی که در جهت تحقق اهداف یک مجموعه و ارتقای آن میکوشند، آزادی عمل بیشتری بدهد. چند فاکتور وجود دارد که توجه به آنها هنگام انتخاب گزینههای پیشرو ، مفید است:
●خلاقیت
یک انتخاب خوب شما را به خلاقیت و نوآوری تشویق میکند و باعث میشود که به دنبال راهحلهای پنهان بروید. علاوه بر این احساس خوبی هم به شما دست میدهد چرا که درمییابید روحیه نوآوریتان تقویت شده است و از اینرو رضایتمند خواهید بود.
● امنیت و سلامت
وقتی که میخواهید تصمیمی اتخاد کنید، باید آیندهنگر باشید و ببینید که تاثیر آن روی شما ، همکارانتان و نسل آینده چیست؟ پیشنهاد این آیندهنگری را نداریم و به اثرات طولانیمدت یک تصمیم توجه نمیکنیم و اغلب تصمیماتی اتخاذ میکنیم که در کوتاهمدت اثربخش هستند، اما تبعات آن در طولانیمدت روشن و شفاف نیست.
● فرصتها و اهداف
آیا اگر این گزینه را انتخاب کنید، باز هم به فرصتهای گوناگون دسترسی خواهید داشت؟ آیا میتواند فرصتهای بیشتری برایتان فراهم کند؟ آیا علاوه بر اینکه نیازهای احساسی شما را تامین میکند، در نیل به اهداف شغلی هم موثر است؟
● نتیجه
اگر تصمیمی که گرفتهاید، روند سخت و دشواری پیشرو داشته باشد، فقط یک چیز میتواند شما را به ادامه راه تشویق کند، اینکه بدانید پس از تلاش و کوشش فراوان به نحو احسن نتیجه خواهید گرفت. این انگیزه باعث میشود که اعتماد به نفس شما بالا رود و انرژی موجود در سیستم نیز افزایش مییابد.
● ارتباطات
گاهی اوقات ما در کارمان یکه و تنها میمانیم. ممکن است دیگران ما را تنها بگذارند یا خودمان احساس کنیم خیلی تواناییم و کمک دیگران را رد کنیم. اما بدانید که اگر با همکاران و دیگر منابع آگاه ، ارتباط داشته باشیم و تصمیمی اتخاذ کنیم که این ارتباطات موثر ، برقرار شوند و دوام داشته باشند، تصمیم خلاق و عاقلانهای گرفتهایم.
● رضایت
وقتی که در پایان روز تصمیماتتان را مرور میکنید، خوشحال میشوید و از اینکه اینچنین مدیری هستید، به خود میبالید. یا اینکه سر در گم و عصبی خواهید شد. چرا که کارها مثل کلاف سردرگمی به نظر میآیند؟ اگر گزینه دوم صحیح است، باید حتما در تصمیماتتان تجدید نظر کنید.
● احساس و نیروی درون
تصمیماتی که ارتباط شما با نیروی درونی و هسته اصلی وجودتان را تقویت میکنند، تصمیماتی هستند که بهترین نتایج را به دنبال خواهند داشت. تصمیماتی که ویژگیهای بالا را داشته باشند، خلاقیت شما راتقویت کنند، به کارهای مفید با اثرات سازنده طولانی مدت منجر شوند و به شما و همکارانتان رضایت و آرامش خاطر هدیه کنند، بهترینهایی هستند که پیشروی شما هستند. این گزینهها خالق انرژی هستند و آن را هدر نمیدهند.
ما با اتخاذ آنها به آسودگی و آرامش میرسیم، چرا که میدانیم نتیجه هر چه که باشد، از سختکوشی، درایت و دوراندیشی ما سرچشمه گرفته است. ما خودمان نگارنده سطرهای دفتر زندگی شخصی و شغلیمان هستیم. البته هر کداممان در معرض انواع فشارها ، قدرتها و جبرهایی هستیم که تاریخ بر ما تحمیل میکند. اما در عوض صاحب درایت و خلاقیت هستیم. این هنر را داریم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم. این نیروها من و شما را یاری میکنند که کشتی زندگیمان را در این جریان زندگی هدایت کنیم. جریانی که گاهی بسیار متلاطم و خطرناک است.
فردریک داگلاس یکی از سیاهپوستانی بود که قبل از جنگ داخلی آمریکا برای نهضت آزادی سیاهپوستان و مبارزه با بردگی فعالیت میکرد. این سخنران و مبارز مشهور میگوید: حقیقت وجودتان را بشناسید و در عین حال عمل کنید و دست به کار شوید. برای نیل به آنچه میدانید راست و حقیقت است، خطر کنید.