این كيك شوهرتان را عاشق شما می کند

كيك پختن از آن كارهايي است كه به قول معروف لم دارد؛ بايد بارها آن را درست كرده باشيد تا بتوانيد يك كيك بي‌عيب درست كنيد. معمولا لم ياد دادني نيست و با تجربه به دست مي‌آيد اما اين 6 تكنيك به عقيده بسياري از آشپزهاي حرفه‌اي، لم اصلي كيك پختن است؛ اگر آن‌ها را بدانيد هيچ‌وقت كيك‌تان خراب نخواهد شد.

1- از مصرف تخم‌مرغ سرد اجتناب كنيد

معلوم است كه مي‌دانيد بايد قبل از پختن كيك كره را بيرون بگذاريد تا به دماي اتاق برسد اما خيلي‌ها با تخم‌مرغ اين كار را نمي‌كنند. درصورتي كه اگر تخم‌مرغ سرد را در مايه كيك استفاده كنيد، موادتان به‌خوبي با هم مخلوط نخواهند شد. اگر وقت كافي براي گرم كردن مواد نداريد، كره را به تكه‌هاي كوچك تقسيم كنيد و براي 5 ثانيه، فراموش نكنيد، فقط 5 ثانيه در مايكروويو بگذاريد. براي گرم كردن تخم‌مرغ‌ها هم مي‌توانيد آنها را در يك ظرف پر از آب گرم براي چند دقيقه غوطه‌ور كنيد.

2- آرد را به درستي اندازه كنيد

آرد را با قاشق در پيمانه اندازه‌گيري كنيد و روي آن را حتما با چاقو صاف كنيد. هيچ‌وقت آرد را با پيمانه از بسته آن برنداريد چون آرد فشرده شده و بيشتر از چيزي كه براي درست كردن كيك از روي دستورتان نياز داريد آرد در پيمانه جمع مي‌شود.

3- براي چرب كردن كف قالب از برس مخصوص استفاده كنيد

اگر كره را در قالب بيندازيد و درست همه جاي آن را چرب نكنيد، كيك در بعضي‌جاها به قالب مي‌چسبد. كره بايد كاملا همگن در ته قالب پخش شود. كره كاملا نرم شده را با قاشق برداريد، برس را روي آن بكشيد و با دقت با برس همه جاي قالب را چرب كنيد. اگر برس در دسترس نداريد، مي‌توانيد از يك تكه پنبه براي چرب كردن قالب استفاده كنيد.

  4- تا جايي كه مي‌توانيد قالب را نزديك به مركز گرما در فر قرار دهيد

مي‌دانيد كه بايد حتما فر را از قبل گرم كرده باشيد اما قالب را در فر گذاشتن تكنيك‌هاي ديگري هم دارد. پنجره وسط هميشه بهترين مكان است. سعي كنيد،  قالب در مركز گرماي فر قرار بگيرد. علاوه بر اين دقت داشته باشيد قالب به هيچ وجه به ديواره‌هاي فر نچسبد چون حرارت در بخشي از قالب بالا‌تر مي‌رود. اگر مي‌خواهيد چند قالب را با هم در فر بگذاريد، آن‌ها را تا جايي كه مي‌توانيد در فر پخش كنيد.

5- قالب را هنگام پخت بچرخانيد

چرخاندن قالب در فر پخت يكنواخت كيك را تضمين مي‌كند. بايد صبر كنيد  حدود دو سوم از زمان پخت كيك بگذرد تا كيك كاملا خودش را بگيرد، بعد قالب را بچرخانيد و اگر لازم است آن را در فر جابه‌جا كنيد و اجازه دهيد يك سوم زمان باقيمانده با زاويه ديگري بپزد.

 6- براي ماليدن خامه كيك را وارونه كنيد

پشت كيك معمولا صاف‌تر است. مي‌توانيد براي درست كردن كيك‌هاي لايه‌اي كيك را برگردانيد و پشت آن را خامه بماليد. اگر روي كيك شما به اندازه كافي صاف نيست، مي‌توانيد كمي از آن را با چاقو ببريد تا صاف شود.

بهترین قهوه فروشی های تهران

  • قهوه اِدِنا
  • در بوي قهوه گم  شدن ميدان هفت تير

ميدان هفت تير بزرگ‌تر و شلوغ‌تر از آن است كه به جز فروشگاه‌هاي بزرگ و مانتو‌فروشي‌هاي رنگارنگ و ترافيك هميشگي‌اش چيزي ديگري به چشم بيايد. در ضلع شمالي اين ميدان و ابتداي خيابان مفتح شمالي مغازه‌اي قديمي سال‌هاست كه قهوه مي‌فروشد. قهوه ادنا... ويترين كوچك و شلوغ اين مغازه كوچك پر از بسته‌هاي كوچك و بزرگ قهوه، كاكائو و چاي است و قهوه‌جوش‌هاي كوچك و بزرگ كه مقواهاي كوچك چسبيده به تن‌شان قيمت‌شان را با متانت به شما نشان مي‌دهند اما ميان اين همه شلوغي، ترازوي كرم رنگ و قديمي بيشتر از همه خود نمايي مي‌كند حتي از چند آسياب دستي خاك گرفته كه شايد سال‌هاست همان گوشه‌اند. كسي نيست. چند كارتن گوشه‌اي روي هم تلنبار شده‌اند. فروشنده را صدا مي‌زنم. پيرمردي از اتاقك گوشه مغازه بيرون مي‌آيد و نزديك كه مي‌شود بوي قهوه حواسم را پرت مي‌كند. از قهوه‌ها مي‌پرسم. مي‌گويد از دلال‌ها مي‌خريم، اگر بازار بروي راحت پيداي‌شان مي‌كني. اين جا فقط آسياب‌شان مي‌كنيم و در بسته‌هاي 100 گرمي مي‌فروشيم. پيرمرد عجله دارد. در حالي كه به سمت اتاقكش كه هنوز بوي سنگين قهوه را بيرون مي‌دهد مي‌رود، مي‌گويد: قهوه ترك كيلويي 12 هزار تومان و قهوه فرانسه 14 هزار تومان و... و در بوي قهوه گم مي‌شود.

  • قهوه ريو
  • گرم مثل آرژانتين- چهار راه استانبول

در ملغمه لباس فروشي‌ها و فروشگاه‌هاي لوازم صوتي و تصويري خيابان جمهوري، در ميان همهمه عابران و موتورسواران چهار راه استانبول، بوي قهوه گرماي تابستان را براي چند لحظه دلپذير مي‌كند. يكي از قديمي‌ترين قهوه فروشي‌هاي تهران «قهوه ريو» است البته قديمي بودن تنها دليل شهرت اين قهوه فروشي نيست. مهم‌ترين دليل شناخته شده بودن «ريو» بالا بودن كيفيت محصولات اين فروشگاه است. قهوه ريو تنها قهوه فروشي تهران است كه محصولات خود را در بسته‌بندي‌هاي مناسب به بازار عرضه مي‌كند. انواع قهوه ترك، فرانسه، اسپرسو و كاپوچينو‌هاي لايت، مديوم و... كه سراسر ديوارهاي فروشگاه را پوشانده‌اند، چند لحظه پيش، وقتي كه خيره به ويترين، دانه‌هاي قهوه، قهوه جوش‌ها و آسياب دستي‌هاي زيبا را نگاه مي‌كردي را از يادت مي‌برد. قيمت هر كيلو قهوه فرانسه و اسپرسو قهوه ريو 15 هزار تومان و قهوه ترك اين فروشگاه 12 هزار تومان است.

  • قهوه سِت
  • گياه جان سبز است- چهارراه كالج

خيابان انقلاب خيابان كافه‌ها، دانشگاه‌ها و كتابفروشي‌هايي است كه هر چند، هر روز از تعدادشان كاسته مي‌شود اما تصوير خيابان با آن‌ها گره خورده است. بعد از پل كالج و روبه‌روي خيابان نجات‌اللهي (ويلا) نقطه خاصي براي رهگذران دائمي اين مسير است. هر وقت بوي تند قهوه تمام اين مسير را فرا مي‌گيرد، عابران آشنا مي‌دانند «قهوه ست» در حال بو دادن دانه‌هاي قهوه است. حسي عجيب؛ نوستالژي آرامش نوشيدن يك فنجان قهوه ناب...

چهره «ست» قهوه‌اي سوخته است، به رنگ قهوه! پشت شيشه‌هاي هميشه درخشان مغازه لبريز از دانه‌هاي قهوه است. وقتي در را باز مي‌كني بوي تندي مشامت را مي‌زند. سمت چپ دستگاه بزرگ بو دادن قهوه به وضوح خودنمايي مي‌كند. خانم فروشنده كه روپوش سفيدش با گرد قهوه طرحي غريب را به وجود آورده با لهجه ارمني جواب سلامت را مي‌دهد. ظرف‌هاي بزرگ شيشه‌اي، پر از دانه‌ها و پودر قهوه روي پيشخوان است. بوي قهوه سرسام‌آورتر از آن است كه به چيزي جز اين جا فكر كني. خانم! لطفا 100 گرم قهوه ترك...
دوست داريد ازدواج كنيد اما احساس مي‌كنيد كه هيچ كدام از مردان جهان به شما توجهي ندارند و حتي حاضر نيستند به‌عنوان يك گزينه احتمالي به شما فكر كنند؟ اطراف‌تان كساني هستند كه مشتركات زيادي با شما دارند اما آن‌ها هم تنها به‌عنوان يك دوست روي شما حساب مي‌كنند و تمايلي به ازدواج با شما ندارند؟ دوستان دوره دبيرستان و دانشگاه‌تان يكي‌يكي سر خانه و زندگي خودشان رفته‌اند و احساس مي‌كنيد كه تنها مانده‌ايد؟ اگر مدام ذهن‌تان را با اين فكر و خيال‌ها پر كرده‌ايد، بهتر است دست برداريد و از مجردي‌‌تان يك بحران پر از غصه نسازيد. شايد هنوز آمادگي ازدواج نداريد و نتوانسته‌ايد آنطور كه بايد براي ساختن يك زندگي مشترك آماده شويد. ازدواج كردن موضوعي نيست كه بتوان برايش الگو و راه حل ارائه كرد اما شايد با خواندن مراحل زير بتوانيد براي ازدواج‌تان آماده‌تر شويد و دست از اين نگراني‌ها هم برداريد.



آه و ناله نكنيد

به منفي‌بافي‌هاي‌‌تان پايان دهيد. وقتي كه با دوستان يا خانواده‌‌تان صحبت مي‌كنيد، خشم يا عصبانيت‌‌تان از اين‌كه ازدواج نكرده‌ايد را بروز ندهيد. به جاي اين‌كه مدام از ازدواج نكردن‌تان حرف بزنيد سعي كنيد در مورد موضوعاتي كه براي طرف مقابل‌تان جالب است گفت‌وگو كنيد. مي‌توانيد با توجه به شخصيت فرد مقابل‌تان از سياست،  مذهب،  هنر، سرگرمي يا ورزش صحبت كنيد و اگر هم كسي از شما پرسيد كه چرا ازدواج نكرده‌ايد، به جاي آه و ناله كردن خيلي منطقي بگوييد كه هنوز با فردي كه براي‌تان مناسب باشد روبه‌رو نشده‌ايد.

دوستي‌هاي‌تان را خراب نكنيد

براي جلب توجه ديگران به هر شيوه‌اي متوسل نشويد. اگر شما يك دوست يا همكار‌ داريد كه نسبتا به شما نزديك است و احساس مي‌كنيد، مي‌تواند فرد مناسبي در زندگي شما باشد، عجولانه اقدام نكنيد. بگذاريد زمان بگذرد و به شما ثابت شود كه آيا مي‌توانيد زوج خوبي براي هم باشيد يا اين‌كه او هم همين علاقه را به شما دارد؟ هيچ وقت با فرستادن يك پيامك عاشقانه و ابراز عشق‌تان به زبان بي‌زباني، رابطه دوستي‌‌تان را خراب نكنيد زيرا ممكن است او با ديدن چنين واكنش‌هايي از طرف شما، كاملا از شما فاصله بگيرد و همين دوستي آرام و ساده را هم از دست بدهيد. از طرف ديگر اگر او به فرد ديگري علاقه‌مند است، واكنش خصمانه‌اي نشان ندهيد و دوستي‌‌تان را به هم نريزيد. به اين فكر كنيد كه اين فرد در مقام يك دوست ساده چقدر به زندگي شما آرامش مي‌دهد و تنهايي‌‌تان را از بين مي‌برد. با اين اوصاف آيا هنوز هم ارزش اين را دارد كه به‌خاطر اين‌كه عاشق‌تان نيست از زندگي‌‌تان بيرون برود؟

زندگي‌‌تان را شلوغ كنيد

براي مشغول كردن ذهن‌تان و شلوغ كردن زندگي‌‌تان راه‌هاي ديگري پيدا كنيد. درست است كه هر تعلقي در زندگي جاي خودش را دارد و هيچ‌چيز نمي‌تواند جاي يك همراه خوب را براي شما پر كند اما اگر از تك‌بعدي بودن دست برداريد و مشغوليت‌هاي ديگري براي خود‌تان ايجاد كنيد خيلي چيزها تغيير مي‌كند. سعي كنيد كار مورد علاقه‌‌تان را پيدا كنيد و آن را جدي بگيريد، براي زندگي‌‌تان دليلي پيدا كنيد. اين دليل مي‌تواند كار، تحصيل، دوستان‌، خانواده يا هر چيز ديگري باشد. همانطور كه گفتيم اين موارد نمي‌تواند جاي يك رابطه حمايت‌گرانه و عاطفي را پر كند اما اگر شما زندگي‌‌تان را پوچ و بي‌معنا نبينيد و دلايل زيادي براي افتخار كردن به‌خود و زندگي‌‌تان داشته باشيد، حال‌تان خيلي بهتر از حالا مي‌شود.



قطعا در خانواده و در ميان دوستان شما افراد زيادي هستند كه قصد ازدواج دارند و روز به روز هم تعدادشان كمتر مي‌شود. ممكن است با ازدواج‌كردن هر كدام آن‌ها از خود بپرسيد كه چرا شما نتوانسته‌ايد يكي از گزينه‌ها باشيد و چرا هميشه زنان ديگر هستند كه مورد توجه قرار مي‌گيرند اما به جاي اين فكر و خيال‌ها سعي كنيد در خود معيارهايي را پرورش دهيد كه از نظر همه براي انتخاب يك همسر ايده‌آل ضروري هستند. آدم‌هاي اطراف شما براساس رفتارهايي كه در همين لحظات عادي زندگي‌‌تان انجام مي‌دهيد روي شما قضاوت مي‌كنند. بدخلقي‌ها، بهانه‌گيري‌ها، رفتارهايي كه با خانواده‌‌تان داريد و بسياري موارد ديگر مي‌تواند مبناي قضاوت ديگران روي شما باشد. پس اگر واقعا قصد ازدواج داريد و اين دنياي مجردي آزار‌تان مي‌دهد، به همه اين جزئيات توجه كنيد. ظاهر‌سازي‌ كافي نيست بلكه بايد با دل و جان همه اين‌ها را تغيير دهيد.



از رابطه‌هاي‌‌تان درس بگيريد

ممكن است شما پيش از اين، چند رابطه شكست خورده را تجربه كرده باشيد و اين شكست‌هاي مكرر اعتماد به نفس شما را از بين برده باشد. به‌جاي اين‌كه احساس ناتواني كنيد سعي كنيد از اين شكست‌ها درس بگيريد. رابطه‌هاي شما به چه دلايلي شكست خورده؟ چه اشتباهاتي كرده‌ايد و چه كارهايي مي‌توانستيد و نكرده‌ايد؟ اگر واقعا دوست داريد كه ازدواج كنيد بايد براي شروع يك رابطه تازه آماده باشيد. مهم نيست كه اين رابطه در چه زماني شكل مي‌گيرد بلكه شما بايد هميشه براي چنين ارتباطي آماده باشيد. رابطه‌ها و زندگي‌هاي مشترك اطرافيان‌تان هم مي‌تواند براي شما الگوي خوبي باشد اين‌كه چه رفتارهايي انجام مي‌دهند كه از نظر‌تان اشتباه است و بايد از آن‌ها بپرهيزيد و چه رفتارهايي مي‌تواند الگوي مناسبي براي زندگي آينده شما باشد. از طرف ديگر به رفتارها و شخصيت مردان اطراف‌تان هم دقت كنيد. شايد با همين بررسي‌ها بتوانيد در تصميم‌گيري آينده‌‌تان هم موفق‌تر باشيد و بدانيد كه چه مردي مي‌تواند شاهزاده سوار بر اسب شما باشد.



وسواس را كنار بگذاريد

محافظه كاري‌هاي بي‌مورد را كنار بگذاريد و با ازدواج، وسواس گونه برخورد نكنيد. اگر خواستگارهايي داريد كه حاضر نيستيد حرف‌هاي‌شان را بشنويد يا اگر گاهي فاميل و دوستان‌تان كسي را براي ازدواج به شما معرفي مي‌كنند اما شما اهميتي نمي‌دهيد، بايد كمي در نگاه‌تان تجديد نظر كنيد. شايد يكي از همين موارد بتواند همسر ايده‌آلي براي شما باشد. از آشنايي نترسيد و چند هفته‌اي با خواستگارهاي‌تان صحبت كنيد و بعد تصميم بگيريد، مشكلات كوچك آدم‌ها را بهانه نه گفتن نكنيد. فراموش نكنيد كه هر كسي با هر شخصيتي هم كه باشد، مشكلاتي دارد كه مي‌توان از آن‌ها ايراد گرفت. شما نمي‌توانيد يك شخصيت بي‌عيب و نقص را به‌عنوان همسر‌تان انتخاب كنيد چون اصلا چنين شخصيتي وجود ندارد اما سعي كنيد فردي را انتخاب كنيد كه بتوانيد با مشكلاتش كنار بياييد و مدام به خاطرشان افسرده يا عصباني نشويد.



تكليف‌تان را روشن كنيد

شما نبايد براي فرار از چيزي به سمت ازدواج برويد بلكه بايد تنها براي ساختن يك زندگي بهتر در كنار فردي كه به شما آرامش مي‌دهد چنين قدمي برداريد.

 اگر نمي‌دانيد چطور بايد انتخاب كنيد و چطور پيش برويد بهتر است سراغ يك مشاور برويد.

 با شركت در كلاس‌هاي آمادگي ازدواج مي‌توانيد تا حدودي تكليف‌تان را روشن كنيد و هم آگاهانه‌تر انتخاب كنيد و هم منطقي‌تر پيش برويد.

دختران دهه60: ترس از ازدواج حق مسلم ماست!

پژوهشگران علم روان‌شناسي در رتبه‌بندي فشارهاي رواني كه مي‌تواند يك فرد را تحت‌تاثير قرار بدهد، «ازدواج» را جزو پرفشارترين موقعيت‌هاي زندگي معرفي مي‌كنند. ‌تمايل نداشتن به ازدواج در ميان جوانان، چند سال است كه ذهن جامعه را به‌خود مشغول كرده. جدا از پيامدهاي اجتماعي اين موضوع، شناخت چرايي و چگونگي اين ‌تمايل نداشتن، مسئله‌اي مهم به‌نظر مي‌رسد. وقتي پاي ازدواج به ميان مي‌آيد، در دوره كنوني به‌طور طبيعي افراد متولد دهه 60 در خط مقدم انتخاب‌ها قرار مي‌گيرند.



مهم‌ترين بهانه‌هاي فرار

گفته مي‌شود كه در آقايان به‌علت‌هاي مختلفي مثل دغدغه‌هاي مالي و مسئوليت‌هاي متعدد و پيچيده، تمايل به ازدواج كاهش بيشتري يافته است اما شواهد حاكي از آن است كه ميل به تشكيل زندگي مشترك در خانم‌ها هم با كاهش جدي روبه‌روست. چيزي كه كمتر شنيده‌ايم دلايل اين كاهش تمايل به ازدواج است. نظرسنجي مجله تپش، نتايج جالب و تا حدود زيادي روشنگر را به ما ارائه داده است كه مي‌تواند مورد تحليل دقيق قرار بگيرد. در اين نظرسنجي، خانم‌هاي متولد دهه 60 دلايل مجرد ماندن خود را از ميان چند گزينه پيش‌بيني شده انتخاب كرده‌اند. بگذاريد به نتايج نظرسنجي نگاهي بيندازيم و پاسخ‌ها را بررسي كنيم. بيشترين درصدها به اين 3 گزينه مربوط مي‌شود: نداشتن خواستگار مناسب، ترس از ازدواج و گزينه آخر كه با عنوان «دلايل ديگر» مطرح شده. بين اين 3 گزينه كه بيشتر از 80 درصد پاسخ‌ها را در بر مي‌گيرند، به‌نظر مي‌رسد «ترس از ازدواج» پاسخ سر راست‌تري باشد. زيرا همين ترس از ازدواج مي‌تواند خود را در پاسخ‌هاي ديگر (مثل نداشتن خواستگار مناسب يا قصد ادامه تحصيل) پنهان كند. نداشتن خواستگار، مشكلات مالي و موانع مرسوم در مسير ازدواج، درصد زيادي را به‌خود اختصاص نداده‌اند اما به هرحال مشكلات قابل تاملي هستند.

چرا از ازدواج مي‌ترسند؟

پژوهشگران علم روان‌شناسي در رتبه‌بندي فشارهاي رواني كه مي‌تواند يك فرد را تحت‌تاثير قرار بدهد، «ازدواج» را جزو پرفشارترين موقعيت‌هاي زندگي معرفي مي‌كنند. ازدواج پس از موقعيت‌هايي مثل «از دست دادن افراد نزديك خانواده» و «جدايي»، مي‌تواند به‌عنوان رخدادي پراسترس كه يك فرد در طول زندگي ممكن است با آن روبه‌رو شود، ارزيابي مي‌شود. پس ترس از ازدواج، ترس غيرطبيعي نيست. به‌طور مشخص، ازدواج براي نسل‌هاي گذشته هم با استرس همراه بوده اما چه شده كه در سال‌هاي اخير، روند بالا رفتن سن ازدواج و در نهايت تمايل نداشتن به آن بيشتر شده است؟ شايد اين مسئله به‌طور عمده به تحول جامعه و عبور از دوران سنتي به دوران مدرن وابسته باشد كه آن را مي‌توان در چند محور از جمله موارد زير، پيگيري كرد.

1) بلوغ ديررس اجتماعي

امروزه فرزندان بايد مسيرهاي طولاني و پيچيده‌اي را تا رسيدن به استقلال شخصي طي كنند. تحصيلات، پيدا كردن شغل و توانايي استقلال مالي مي‌تواند سال‌هاي زيادي از عمر هر جوان را براي فراهم كردن يك زندگي مناسب، بگيرد. اين موضوع در حالي است كه معمولا آموزش‌هاي ارائه شده - چه از طرف والدين و چه از طرف نهادهاي آموزشي- چندان در بر گيرنده مهارت‌هاي لازم براي زندگي نيست.

2) به‌هم ريختن تعريف‌ها و نابساماني نقش‌ها

گذر از يك ساختار و نرسيدن به سازمان جديد، مشكلي است كه سال‌ها با آن دست و پنجه نرم مي‌كنيم. در شكل سنتي ازدواج چيزهايي مثل سن، انتخاب، وظايف و نقش‌ها تعريف مشخص‌تر و دقيق‌تري داشت اما امروزه اين مقياس‌ها به‌هم ريخته و تعريف مشخصي ندارد. به همين دليل ريسك تشكيل يك زندگي جديد بالا رفته و نگراني‌ها در مورد آن زياد شده است. از طرفي تداخل ارزش‌هاي سنتي و مدرن، اين موضوع را پيچيده‌تر مي‌كند؛ چيزهايي مثل تفاوت جايگاه زن در اجتماع، خانواده و مسئوليت‌هاي او، در مقابل فشار باورهاي سنتي يا مراسم و مراحل ناكارآمد ازدواج در دوره جديد، موانعي است كه خودبه‌خود اين موضوع را دشوارتر مي‌كند.

3) كمبود حمايت اجتماعي

زندگي كردن در جامعه امروزي، همه ما را به سمت فردگرايي بيشتر و دوري از روابط عاطفي گسترده سوق مي‌دهد. روابط ما محدود شده و مشكلات خود را بايد از ديگران پنهان كنيم. اين پنهان‌كاري تا جايي است كه تقريبا نمي‌دانيم ديگران با اين مشكل چگونه دست و پنجه نرم مي‌كنند. شك نكنيد اطلاعات عمومي كه توسط رسانه‌ها به دست ما مي‌رسد چندان كارگشا نيست. بچه‌هايي كه در دهه 60 به دنيا آمدند، احتمالا پدر و مادري دارند كه آن‌ها را از مشكلات دور نگه داشته و تنها توصيه والدين به آن‌ها خوب درس خواندن و موفقيت شغلي و اجتماعي بوده است! اين موضوع باعث شده كه اطلاعات بچه‌ها از والدين بيشتر باشد و در نتيجه اعتماد بچه‌ها به راه‌كارهاي آن‌ها كمتر. در نتيجه اضطراب رويارويي با موقعيت‌هاي زندگي افزايش مي‌يابد.

ایرانی ها 500 میلیارد تومان آدامس می جوند

ایرانیان سالانه 500 میلیارد تومان خرج آدامس جویدن می کنند. این جمله شاه بیت گزارشی است که دیروز خبرگزاری ایسنا منتشر کرد، آمار این خبرگزاری البته مربوط به سال 89 است ولی بعید است که این عدد، امسال کمترشده باشد. 

از این رقم درشت، حدود 80 درصدش به صورت قاچاق وارد می شود و مارک هایی چون اوربیت و ریلکس، بخش عمده بازار فروش ایران را به خود اختصاص داده اند. این دو رقم معنی دیگری هم دارد و آن بازنده بودن کامل آدامس های داخلی در یک بازار بزرگ و رو به رشد است. بازاری که بخش عمده اش اکنون دست کشورهایی چون لهستان و ترکیه است که اوربیت و ریلکس را تولید می کنند. اوربیت البته آدامس آمریکایی است ولی یکی از 14 کارخانه وابسته به اوربیت که در لهستان خط تولید دارد، ماموریت صادرات این آدامس به ایران را به عهده دارد.

ریلکس؛ سوغات ترک ها 
ترکیه به نوعی مهد آدامس جهان است، 60 شرکت در این کشور به تولید آدامس مشغول هستند. «ریلکس» یکی از محصولات شرکت kraft foods ترکیه است که با نام kentGida مطرح است. هرچند این آدامس خیلی بین برندهای مشهور حرفی برای گفتن ندارد اما توانسته در بازار کشورهای همسایه مثل ایران، نام خود را جا بیندازد.

ریلکس در دسته آدامس های بدون قند قرار می گیرد. در آن مواد شیرین کننده ای استفاده شده که برای سلامت دهان و دندان مضر نباشد. بسته بندی خهاص ریلکس هرچند در تمام دنیا می تواندن به نقطه قوت این آدامس تبدیل شود اما سه سال پیش برای این شرکت در ایران دردسرساز شد و می رفت تا به پاشنه آشیل آن تبدیل شود.و در آن مقطع برخی مسئولین اعلام کردند به این دلیل که بسته بندی این آدامس شبیه بسته سیگار است و لوگوی kent روی آن درج شده باید فروشش ممنوع شود. حتی خیلی از تبلیغات محیطی این شرکت هم از سطح شهر تهران جمع آوری شد اما در نهایت خللی در توزیع فروش این آدامس بین شهروندان وارد نشد. 

سال 88 هم شایعه ای مطرح شد که این آدامس نیکوتین دارد و درج نام kent هم به این دلیل است اما جانشین دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخذر این موضوع را کاملا تکذیب کرد و گفت عنوان کردن این مسئله کار مافیای سیگار است و واردکننده ای می خواسته محصولات رقیب خود را تحت تاثیر قرار دهد و این شایعه را در جامعه پخش کرده است.

اوربیت از دیار یانکی ها 
تا قبل از سال 2000 آدامس اوربیت در ایران آنچنان محبوب نبود و کسی این برند آمریکایی را نمی شناخت. این شرکت اما برای کنارزدن رقیبانش با گرفتن نمایندگی در ایران توانسنت در مدت کمی به محبوبیت زیید برسد. قیمت نسبتا مناسب آن نسبت به نمونه های خارجی، بسته بندی جدید و به روز، طعم های متفاوت و متنوع و همچنین تبلیغات گسترده از دلایل پرفروش شدن این برند به حساب می  آید.

آدامس اوربیت در اکثر نشریات و روزانه های معتبر کشور تبلیغات خود را انجام می داد و حتی توانست راه به تبلیغات تلویزیونی هم باز کند. با اینکه اوربیت دیگر در تلویزیون آگهی تبلیاتی ندرد اما با تبلیات ماهواره ای و همچنین ویزیتورهای گسترده در سطح شهر همچنان به تبلیات خود ادامه می دهد. آنطور که ایسنا گزارش داده، تاریخچه آغاز تولید آدامس اوربیت به سال 1944 در آمریکا برمی گردد. در جریان جنگ جهانی دوم مواد تشکیل دهنده آدامس اوربیت شامل قند، شربت ذرت، نرم کننده و طعم دهنده های میوه مصنوعی می شد. 

شرکت آمریکایی ریگلی نیز که تولیدکننده آدامس اوربیت است، به طور کلی در حوزه صنایع غذایی فعالیت می کند. این شرکت در سال 1891 پایه گذاری شد و در ابتدا اقدام به فروش محصولاتی مانند صابون و بکینگ پودر می کرد. این شرکت هم اکنون محصولات خود را در بیش از 180 کشور جهان می فروشد و 14 کارخانه نیز در کشورهای مختلف مانند آمریکا، مکزیک، استرالیا، انگلیس، کانادا، اسپانیا، نیوزلند، فیلیپین، فرانسه، کنیا، تایوان، چین، هند، لهستان و روسیه دارد.



آدامس های ایرانی؛ گزارش یک شرکت

سال هاست با پرشدن بازار از آدامس های خارجی نشانی از آدامس های ایرانی نیست و از برخی نام ها فقط سایه روشنی در ذهن ما مانده است. هرچند از بعضی از آنها خاطرات خوشی داریم. هنوز طعم آدامس عسلی پرستو زیر زبان ما مانده اما امروز حتی نمی دانیم کجا می توانیم یکی از آنها را پیدا کنیم اما علبت شکست شرکت های ایرانی چیست؟ شاید باید علت آن رادر قبضه شدن بازار توسط برندهای خارجی جست و جو کرد که البته عمده آن هم به صورت قاچاق وارد کشورمان می شود شاید هم تقصیر خود تولیدکننده های داخلی است که هیچ ایده جدیدی را رو  نکردند. اخیرا شرکت «پارس مینو» سعی کرد با تولید آدامسی با بسته بندی شبیه «ریلکس» با برندهای خارجی رقابت کندف حتی تبلیغات محیطی این آدامس تازه وارد در شهر نصب شده اما بازهم به نظر نمی رسد این محصول جدید، چندان موفقیتی کسب کرده باشد.

آدامس های نوستالژیک، طعم های نوستالژیک

قدیم ترها یعنی همین 10، 15 سال پیش بسته بندی آدامس ها مثل امروز اینقدر شیک و رنگارنگ نبود و روی آنها هم نوشته شده بود No suger. آن موقع ها بیشتر از آنکه بدون شکر بودن آدامس ها اهمیت داشته باشد، عکس برگردان های دامس ها و مقدار بادشدن شان برای ما اهمیت داشت. زمانه اما کم کم عوض شد و آدامس ها رنگ و بوی دیگری به خود گرفتند، رنگ و بویی که دیگر نشانه ای از دوران کودکی ما ندارد...

* آدامس خرسی

اینکه چرا اسم آدامس «خرسی»، شیر، اسب یا حیوان دیگری نشده را نمی دانیم. آدامی نرم و شیرین که بسیاری از اوقات بچگی مان صرف بادکردن این نوع آدامس و مسابقه دادن با دوستان مان برای بیشتر بادکردن آدامس ها می شد. آدامسی با طرح یک خرس سیاه که عکس برگردانش از خود آدامس محبوب تر بود. آدامس را هنوز کاملا نجویده بودیم که عکس برگردانش را با تف به روی دستمان می چسباندیم و مشتاقانه منتظر می ماندیم تا ببینیم عکس برگردان چه شکلی می شود. البته اکثر مواقع هم عکس برگردان خوب درنمی آمد و نصفه و نیمه شکل می گرفت! آدامس خرسی هنوز هم در بازار آدامس ها خودش را حفظ کرده و مشتریان ثابتش را هم دارد.

آدامس موزی

آدامسی با رنگ زرد خوش رنگ که پوشش آن هم زردرنگ بود و در یک بسته شش تایی قرار گرفته بود. آدامسی که مدتی بعد طعم توت فرنگی آن هم در بازار پیدا شد و البته هیچ گاه نتوانست به محبوبیت طعم موزی خود برسد. هنوز هم نمی دانیم چرا با اینکه آدامس های موزی نه خوب باد می شدند و نه طعم ماندگاری داشتند و بعد از چند دقیقه جویدن هم سفت می شدند، اما بازهم آنها را می خریدیم و از جویدن آن لذت می بردیم! از کشور سازنده این آدامس اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، روی بسته بندی آن به زبان انگلیسی و عربی نوشته شده اما گفته می شود کشور سازنده آن کره جنوبی است!

* آدامس خروس نشان

آدامس خروس هم مشتریان و دنیای خودش را داشت، آدامسی که گفته می شود برای رقابت با آدامسی به نام طوطی نشان وارد بازار شده بود. مهم ترین عامل برتری آدامس خروس نشان تبلیغات وسیع آن بود که توانست با شعار آدامس دهان را خوشبو، هضم را آسان، اعطاب را آرام و هوش را زیاد می کند، مشتریان زیدی را به سمت خودش جلب کند.

* آدامس لاویز

آدامسی محبوب که خیلی ها علاقه زیدی به جمع کردن عکس های آن داشتند و برای خودشان کلکسیون جمع آوری می کردند. کلکسیونی که بعدها با آمدن آلبوم این آدامس هم بیشتر از گذشته محبوب شد و طرفداران لاویز بعد از جویدن آن، عکس درون آداسم را در جای مخصوص آلبوم شان می چسباندند. گفته می شود نوشته های داخل این آدامس در واقع بخشی از یادداشت هایی بود که به صورت یادداشت های عاشقانه بین «کیم کازالی» و نامزدش «روبرتو» آغاز شد و بعد از ازدواج شان هم ادامه پیدا کرد. به خاطر کمرویی، کیم کاریکاتورهایی را که از خودشان دوتا می کشید، به هرماه نوشته های کوتاهی که زیر آنها می نوشت زیر بالش یا توی جیب روبرتو می گذاشت، روبرتو هم تمام آنها را نگه می داشت؛ کاریکاتورهای کیم برای اولین بار در سال 1970 در لس آنجلس تایمز منتشر شد و به سرعت محبوب شد. این کتاب خیلی زود به یکی از پرطرفدارترین و مردمی ترین مجموعه های کاریکاتور تبدیل شد.



آدامس شیک

آدامس شیک، جزو معدود آدامس های قدیمی ایرانی است که توانسته همچنان بقای خودش را حفظ کند و در بقالی ها و سوپرمارکت ها پیدا می شود. کاربرد آدامس شیک هم البته بیشتر به بقیه پول و پول خرد تبدیل شده و فروشنده ها به جای بقیه پول به شما یک عدد آدامس شیک می دهند. طعم های نعناع، اوکالیپتوس، موز، هلو، دارچین، توت فرنگی و... همگی جزو طعم های شیک هستند و طرفدارانشان را دارند.

آدامس قلقلی


برگ برنده این آدامس شکل و ظاهر متفاوتش بود که در بسته بندی های سه و پنج تایی و با ظاهر گردش توانست محبوب شود و خیلی ها با نام قلقلی یا توپی آن را می شناسند. آدامسی با رنگ های قرمز، سبز، آبی، زرد و... که بعد از چند دقیقه جویدن شیرینی اش نزدیک به صفر می رسید و سفتی اش مانند لاستیک. این نکات اما باعث نمی شد که با رفتن به بقالی ها بازهم برای خریدن آدامس قلقلی وسوسه نشویم و یک بسته از آنها را نخریم.

آدامس پرستو

از محبوب ترین آدامس های ایرانی که بیشتر از آنکه طعم آدامسش محبوب باشد، عکس های فوتبالی داخلش محبوب بود و کودکان و نوجوانان زیادی را طرفدار خودش کرد. سال های 76 و 77 درحالی که جو عمومی جامعه تحت تاثیر رفتن ایران به جام جهانی 1998 فرانسه بود، آدامس های پرستو با عکس های مهدوی کیا، علی دایی، عابدزاده و... به شدت محبوب شدند و نوجوانان زیادی به عشق فوتبالیست های محبوب خود آدامس پرستو را می خریدند. افسوس که دیگر نه تیم ملی به جام جهانی می رود و نه آدامس پرستویی تولید می شود.

آدامس های محرک و مخدر

در چند سال اخیر شاهد حضور برخی انواع آدامس های تحت عنوان آدامس های محرک و مخدر در سطح گسترده هستیم که بارها توسط مسئولان و سازمان های بهداشتی مختلف به مصرف نکردن آنها هشدار داده شده است. این آدام ها که براساس ادعای شرکت های تولیدکننده و فروشندگان به خصوص در بخش آدامس های محرک از مواد اولیه کاملا گیاهی تهیه و تولید شده اند درحقیقت ماده ای غلیظ و سرخ رنگ از ریشه نوعی گیاه است که به آن «پان» اطلاق می شود و قابلیت اضافه شدن به انواع آدامس و خوشبوکننده های دهان را دارد.

ماده پان از گروه آمفتامین ها است که خاصیت توهم زایی را در مصرف کننده ایجاد می کند. ضمن آنکه برخی از کارشناسن فعال در حوزه اعتیاد به وجود انواع دیگر آدامس هایی اشاره می کنند که به واسطه افزودن داروهای شیمیایی دست ساز به مواد اولیه آدامس ها تولید شده و مصرف آنها نیز عوارضی همچون توهم زایی و سرخوشی کاذب را برای مصرف کننده به همراه دارد. از سوی دیگر در چند سال اخیر انواع دیگری از آدامس ها تحت عنوان آدام های محرک جنسی به بازار کشور راه یافته اند که کارشناسان حوزه بهداشت و درمان کشور بر جلوگیری از فروش آنها در مراکز درمانی و داروخانه ها تاکید دارند. 

این کارشناسان معتقدند این آدامس ها به واسطه داشتن مواد شیمیایی و ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی در بدن فرد مصرف کننده می تواند به مرور زمان مشکلات عدیده ای را برای مصرف کننده آن موجب شوند. البته مبداء تولید این آدامس ها کاملا مشخص نیست اما براساس اطلاعات موجود، اغلب آنها در اماکن مخفی و زیرپله ای در کشورهای پاکستان و افغانستان و به صورت دست ساز ساخته شده و از همان مرزها وارد کشور می شوند.

اگر می خواهید از زنان خسته نشوید!

حتما شما هم بسياري از مردهايي را كه درست چند ماه بعد از ازدواج خسته و نااميد مي‌شوند و مدام از تصميم‌شان ابراز پشيماني مي‌كنند را ديده‌ايد. شايد با ديدن چنين مردهايي حتي نسبت به تصميم ازدواج خودتان هم ترديد كنيد يا از اين‌كه همسر آينده شما هم به هيولايي كه آن‌ها از آن صحبت مي كنند تبديل شود دچار ترس و اضطراب شويد اما بهتر است به جاي اينكه نقش مردهاي ضعيف را بازي كنيد و با ترس‌هاي بيهوده زندگي‌تان را به بازي بگيريد، با دنياي زنانه بيشتر آشنا شويد. اگر شما دنياي زنان را خوب بشناسيد، ديگر نه او شما را آزار خواهد داد و نه شما به هيولاي زندگي همسرتان تبديل خواهيد شد.

دايره‌المعارف باشيد

اگر مي‌خواهيد ازدواج موفقي داشته باشيد، بايد تحقيقات‌تان را از سال‌ها قبل آغاز كنيد. زن زندگي شما تنها همسرتان نيست. مادر، خواهران، ‌خاله‌ها و عمه‌ها هم مي‌توانند منابع خوبي براي تكميل شناخت شما باشند و با ريزبيني رفتار آن‌ها را مورد بررسي قرار دهيد. ببينيد چه چيزهايي اكثر آن‌ها را آزار مي‌دهد و چه رفتارهايي خوشحال‌شان مي‌كند. خجالت نكشيد! اگر ابهام يا سوالي داريد از آن‌ها بپرسيد و اطلاعات‌تان را تكميل كنيد. شايد باور نكنيد اما زماني كه ازدواج مي‌كنيد، اين اطلاعات مي‌توانند زندگي‌تان را نجات دهند. شايد آدم‌ها در برخي ريزه كاري‌هاي رفتاري و شخصيتي با هم تفاوت داشته باشند اما واقعيت اين است كه ويژگي‌هاي شبيه به هم بسياري دارند و اگر يكي را بشناسيد موفقيت بيشتري در شناختن ديگري خواهيد داشت. 



گوش كنيد و توجه كنيد

شايد ندانيد كه چطور مي‌توانيد يك زن را عاشق خود كنيد و هميشه او را عاشق نگه داريد اما اين اتفاق يك كليد دارد؛ ‌«توجه» تازماني كه همسرتان توجه شما نسبت به خودش را مي‌بيند عاشق شما مي‌ماند و در اين زندگي احساس امنيت مي‌كند. يكي از مهم‌ترين و البته آسان‌ترين راه‌هاي نشان دادن اين توجه گوش كردن است. قبلا هم گفتيم كه زنان دوست دارند شنيده شوند اما راه‌هاي ديگري هم وجود دارد. از نظر خيلي از زن‌ها، توجه به ريزه‌كاري‌هاي زندگي و مشكلات مالي يكي از نشانه‌هاي توجه و البته قدرت مردانه است. اگر دوست داريد اين 2 حس را در او هم بيدار كنيد، بايد مراقب اتفاقاتي كه در زندگي‌تان مي‌افتد باشيد و با پيش‌بيني‌ كردن اغلب آن‌ها به همسرتان اين اطمينان را بدهيد كه تحت حمايت و البته توجه شما قرار دارد.

در چشم او نگاه كنيد

يكي از مهم‌ترين كارهايي كه زنان را آرام مي‌كند اين است كه همسرشان موقعيت و شرايط‌شان را درك كند. وقتي مي‌خواهيد در مورد او قضاوت كنيد، ‌اول تلاش كنيد كه دنيا را از چشم يك زن ببينيد. براي انجام اين كار بايد به مرحله اول برگرديد و از‌شناختي كه پيش از اين در مورد زنان به دست آورده‌ايد استفاده كنيد. اگر شما با بعضي اتفاقات ناخوشايندي كه زنان به لحاظ جسمي و اجتماعي با آن روبه‌رو هستند و مشكلاتي كه به همين دلايل پشت سر مي‌گذارند آشنا باشيد، بهتر مي‌توانيد به همسرتان كمك كنيد و در شرايط سخت در تصميم‌گيري‌ها كمكش كنيد. 



زندگي‌اش را خاكستري نكنيد

زن‌ها به شادي‌هاي‌شان اهميت زيادي مي‌دهند. اگر ازدواج آن‌ها را از تمام لحظات لذت بخش و شادي‌آورشان دور كند، ‌خيلي زود دلسرد خواهند شد و ميل‌شان را به آن زندگي از دست خواهند داد. اشكالي ندارد كه گاهي با هم بازي كنيد، تفريحات يا ورزش‌هاي مشتركي را انجام دهيد يا شرايطي را فراهم كنيد كه از ته دل بخنديد. وقتي شما مهم‌ترين آدم زندگي او هستيد و بيشتر از هر كسي با او وقت مي‌گذاريد، پس مسئوليت بيشتري براي تزريق شادي به زندگي‌اش داريد. اگر زندگي مشترك را به يك كار اداري با وظايف مشخص و زمان و مكان مشخص تبديل كنيد خيلي زود او را از دست مي‌دهيد. پس تلاش كنيد كه طراوت زندگي‌تان را حفظ كنيد.

تهديد نكنيد

قدم بعدي حرف زدن است. شما يا بايد در مورد مشكلات‌تان مشاجره و دعوا كنيد يا اين‌كه با گفت‌و‌گو كردن آن‌ها را حل كنيد. اگر براي شناخت هم وقت بگذاريد مي‌توانيد به راه دوم نزديك‌تر شويد. هيچ وقت او را با سكوت‌تان تهديد نكنيد و اگر نظر مخالفي در مورد موضوعي داريد، با استدلال و گفت‌و‌گو همسرتان را قانع كنيد. اگر او ناراحتي شما را متوجه شده و دليل آن را مي‌پرسد، ‌با تلخي نگوييد «هيچي!» بلكه سعي كنيد با حرف‌هاي‌تان خودتان را بيشتر به او بشناسانيد و به سمتي برويد كه ديگر دليلي براي اين ناراحتي‌ها وجود نداشته باشد.

قاضي باشيد

 اگر از نظر شما همسرتان زني حسود و حساس است، بايد علتش را در خودتان جست‌و‌جو كنيد. درست است كه برخي آدم‌ها ممكن است به خاطر مشكلات رواني چنين علائمي را مرتب از خود بروز دهند اما اغلب آدم‌هايي كه دچار چنين حسي مي‌شوند، دليلي براي داشتن آن دارند. دليلي كه اگر مرتبا تكرار شود، مي‌تواند آرامش و سلامت روان‌شان را به خطر بيندازد. اگر اين نشانه‌ها را در همسرتان مي‌بينيد نگاهي به رفتارهاي خود بيندازيد. هيچ‌چيزي را بي‌اهميت تصور نكنيد. يك دروغ كوچك مي‌تواند آغاز يك بي‌اعتمادي بزرگ باشد. پس اول خودتان را قضاوت كنيد و بعد او را. براي تبرئه‌كردن خودتان هرگز به او حمله نكنيد و سعي كنيد بدون توجيه‌هاي هميشگي و با رفتارهاي‌تان به او اطمينان بدهيد.



خانه‌اي‌امن بسازيد

براي آرامش همسرتان لازم است كه يك خانه امن بسازيد. اگر او به دليلي منطقي از حضور بعضي آدم‌ها آزرده مي‌شود دليلي ندارد كه پايه اصلي معاشرت‌هاي‌تان را بر حضور آن آدم‌ها بسازيد. خانه يكي از مهم‌ترين مكان‌هايي است كه زنان به آن تكيه مي‌كنند، ‌پس او را هم در مديريت اين مكان و آدم‌هايي كه به آن مي‌آيند سهيم كنيد و با حضور مداوم افرادي كه آزارش مي‌دهند او را مشوش نكنيد. از طرف ديگر به بهانه كار يا خستگي خودتان را در يك جزيره متروكه حبس نكنيد. زمان‌هايي را براي حضور كساني كه هر دوي شما دوست‌شان داريد مشخص كنيد و از اين راه چند‌ساعت آرام را براي خودتان و البته همسرتان تدارك ببينيد.



زيادي عاقل نباشيد

بعضي وقت‌ها لازم است اين‌كه درست و غلط چيست و چه كسي راست مي‌گويد را فراموش كنيد. وقتي او از موضوعي يا كسي ناراحت است مدام جمله‌هايش را تصحيح نكنيد. بگذاريد احساساتش را بيان كند و نصيحت‌هاي‌تان را براي وقتي كه آرام‌تر است بگذاريد يا اگر او خواسته‌اي دارد كه از نظر شما با برخي قوانين زندگي‌تان مغاير است، ‌به جاي چسبيدن سفت و سخت به اين قوانين به آرامش زندگي‌تان فكر كنيد. اگر واقعا انجام اين خواسته زندگي شما را زيبا‌تر مي‌كند پس چه دليلي دارد كه با او مخالفت كنيد و با نصيحت‌هاي مداوم ذهنش را خسته كنيد؟ قرار نيست هميشه حق با شما باشد و نتوانيد مخالفت او با نظرات‌تان را تحمل كنيد. چه درست و چه غلط مطمئن باشيد كه تلفيق 2 نظر خيلي بهتر از انجام يكي از آن‌هاست. از طرف ديگر همسر شما ممكن است ضعف‌هاي زيادي داشته باشد يا اشتباهات بسياري را مرتكب شود. قرار نيست شما اين اشتباهات را يك روزه تصحيح كنيد. با غلط‌گيري‌هاي مداوم اعتماد به‌نفس او را از بين نبريد و همه عاقل بودن‌تان را يك‌جا به زندگي‌تان تزريق نكنيد.

در روزهای بارانی و برفی خودتان را آراسته کنید!

خیلی ها هستند که از هوای بارانی یا برفی خوش شان نمی آید. پس تکلیف شان چیست؟ در روزهای بارانی که احساس غم و افسردگی همه جان شان را پر می کند چه باید کنند؟ در فهرستی که در زیر می خوانید با 10 ایده آشنا می شوید که می توانید در روزهای بارانی از آنها برای تغییر روحیه خود استفاده کنید. این 10 کار که هم مقرون به صرفه هستند و هم عملی، باعث می شوند در روزهای سرد احساس رخوت و کسالت را فراموش کنید. نیازی نیست برای شادبودن و سرگرم کردن خودتان هزینه زیادی بپردازید.

1 – فیلم ببینید

خیلی از شما در خانه مجموعه ای از فیلم های قدیمی دارید، اگر هم ندارید می توانید از یک ویدئوکلوپ نزدیک خانه تان فیلمی تهیه کنید. امروزه فیلم ها بسیار ارزان قیمت هستند و نیاز نیست پول زیادی بابت تماشای یک فیلم بپردازید. با چند نفر از دوستان نزدیک تان تماس بگیرید و از آنها بخواهید باری تماشای فیلمی که گرفته اید دور هم جمع شوید. یک بسته چیپس و پفک یا ذرت بوداده برای دیدن یک فیلم خوب در کنار دوستان تان می تواند بسیار لذت بخش باشد. اگر هم حوصله  کسی را ندارید می توانید به تنهایی فیلم را ببینید.

2 – خودتان را لوس کنید

اگر می توانید به یک استخر در نزدیک محل زندگی تان بروید، در غیر این صورت می توانید دوش آب گرم بگیرید و خودتان را برای مدتی به دور از هرگونه فکر و خیال رها کنید. حمام کردن در روزهای بارانی و سرد بسیار آرامش بخش است.

3 – زمانی را با دوستان نزدیک بگذرانید

قوتی باران می بارد هیچ چیز بهتر از این نیست که در کنار آنها که دوست شان داریم در سکوت به تماشای باران بنشینیم. نیازی نیست کار به خصوصی انجام دهید فقط در سکوت مدتی را با همسر، مادر، پدر یا دوست نزدیک تان به تماشای ریختن دانه های باران بگذرانید. مطمئن باشید حس خوبی در شما ایجاد می شود و از اینکه با کسی که دوستش دارید ریزش باران را نگاه می کنید، مالامال از محبت می شوید.

4 – آتش روشن کنید

اگر در خانه شومینه دارید می توانید روشنش کنید و از نشستن در کنارش لذت ببرید. بنشینید و به شعله های آتش نگاه کنید. اگر شومینه ندارید، از خودتان با یک شیرکاکائوی داغ در کنار شوفاژ یا بخاری پذیرایی کنید و از نشستن جلوی تلویزیون لذت ببرید.

5 – کار مورد علاقه تان را انجام دهید

این روزها کمتر کسی پیدا می شود که برای سرگرم کردن خود زحمت خارج شدن از خانه را بکشد، پس بهتر است در خانه کاری را که همیشه دوست داشتید، انجام دهید. مثلا کتاب موردعلاقه تان را بخوانید یا چیزهایی را که همیشه دوست داشتید روی کاغذ بنویسید یا به آلبوم های دوران کودکی تان نگاه کنید و خاطرات تان را مرور کنید. بعضی ها تمبر جمع می کنند یا پازل درست می کنند. بعضی ها بافتنی می بافند. خلاصه لیستی طولانی از فعالیت های مورد علاقه همیشه پیدا می شود. کافی است کمی فکر کنید و دست به کار شوید.

6 – برنامه ریزی کنید یا همه جا را مرتب کنید

فرض کنید میهمانی در پیش دارید و هنوز برای آن برنامه ریزی نکرده اید. یکی از بهترین کارهایی که می توانید برای فرار از حس رخوت در روزهای بارانی انجام دهید، برنامه ریزی برای کارهایی است که پیش رو دارید. با این کار مجبور نیستید عجله کنید یا برای انجام کاری که برایش برنامه ریزی نکرده اید، احساس اضطراب کنید. حتی می توانید خودتان را با منظم کردن قفسه کتاب ها یا کمد لباس ها سرگرم کنید. می توانید دکوراسیون منزل را تغییر دهید.

7 – خودتان را آراسته کنید

لازم نیست حتما مناسبتی در کار باشد تا دستی به سر و روی خود بکشید. روزهای بارانی که احساس افسردگی به شما دست می دهد، بهترین فرصت برای رسیدگی به ظاهرتان است. لباس خوب بپوشید. حتی می توانید برای تغییر روحیه به آرایشگاه بروید و در مدل موهایتان تغییری ایجاد کنید.

8 – آشپزی کنید

در یک روز بارانی پختن سوپی خوشمزه می تواند کاملا روحیه شما را عوض کند. اگر سوپ دوست ندارید، می توانید غذاها یا دسرهای دیگر را امتحان کنید. خلاصه آشپزی همیشه سرگرم کننده و مفرح است به خصوص اگر بخواهید کیک یا شیرینی بپزید و عصر بارانی تان را شیرین کنید.

9 – کمی بی خیال شوید

چون هوا بارانی است دلیل نمی شود شما هم بارانی و غم زده باشید و در خانه نمانید. بیرون بروید و زیر باران کمی قدم بزنید. به هیچ چیز فکر نکنید و خودتان را در همان لحظه دریابید. از همانل حظه لذت ببرید. بگذارید باران همه چیز را بشوید و با خود ببرد. حتی می توانید کمی هم در خیابان های خلوت که این روزها کم گیر می آید رانندگی کنید.

10 – به خاطر باران شکرگزار باشید

بیشتر کارهایی را که در بالا عنوان شد در خانه انجام می شوند اما اگر امکانش برای شما هست بیرون بروید و کمی در بیرون در هوای سرد قدم بزنید. وقتی به خانه برمی گردید از داشتن خانه ای گرم احساس لذت می کنید. شکرگزار باشید که خانه گرمی دارید که به آن پناه می برید. باران نعمتی است که برکت را به زمین ارزانی می کند و شادی به ارمغان می آورد، پس به جای زانوی غم بغل گرفتن و احساس کسالت کردن، بهتر است از باران لذت ببریم.

هفت چیزی که...

هفت چیزی که شاید امروز برات اهمیت داشته باشند و آرامشت رو بهم بزنند. ولی ده ساله دیگه حتی به یادشون هم نمی آری!

1 – کتاب هایی که به دوستت امانت داده بودی و اون دیر بهت پس داد چون فراموش کرده بود.

2 – رفتن برق وقتی داشتی برنامه مورد علاقه ات را تماشا می کردی

3 – پول اضافه ای که به اشتباه به راننده تاکسی یا یک فروشنده دادی

4 – بچه ای که بهت زبون درازی کرد

5 – گم شدن کیف پولت

6 – کم محلی یکی از همکارانت در محل کار

7 – لیوان چایی که روی لباس تازه ات ریخت و به همین خاطر به مهمانی دیر رسیدی

اما: هفت چیزی که ده سال دیگه از اینکه امروز – یا این روزها – آنها را انجام دادی خیلی خوشحال خواهی بود!

1 – وقت گذاشتن برای فکر کردن به خود خود خودت و نوشتن اهداف ده ساله آینده ات

2 – گفتن دوستت دارم از ته قلب و با انرژی به کسی که باهاش زندگی می کنی (پدر، مادر، همسر و فرزندانت)

3 – زنگ زدن به یک کسی که دوستت داره اما مدتهاست ازش خبر نگرفتی

4 – وقت گذاشتن برای یادگرفتن یک مهارت جدید مانند تقویت حافظه، یادگیری یک زبان جدید، مهارت کنترل خشم و کنترل استرس

5 – ترک یک عادت بد مثلا ترک سیگار

6 – کاشتن یک نهال

7 – یک ساعت خلوت کردن با خداوند

نشانه های خیانت همسران بی بند و بار!

آن شعرهاي عاشقانه، مردن و زنده شدن براي يك تار موي يكديگر و جدايي فقط با مرگ... لطفا همين‌جا دست نگه داريد.  زندگي زناشويي مثل هر گياه تازه‌رسته‌اي نياز به مراقبت دارد و اگر مراقبت از آن را رها كنيد آفت‌هايي كشنده تمامي اين خاطره‌هاي خوب را تبديل به يك افسانه خواهد كرد.  هر زن و مردي وقتي اسم خيانت را مي‌شنوند واكنش بسيار تندي نسبت به آن نشان مي‌دهند اما با ناديده گرفتن علت‌هاي خيانت نمي‌شود انتظار يك زندگي آرام و دوستانه را داشت.  ما سعي داريم در هر شماره شما را با دلايل خيانت و شناسايي و اصلاح آن آشنا كنيم تا با اين موضوع بتوانيد به‌راحتي كنار بياييد. براي شروع نشانه‌هاي خيانت را براي‌تان شرح داده‌ايم تا چشم‌هاي‌تان را در مقابل اين نشانه‌ها باز نگه داريد. 



تغییر لباس

اگر همسر شما از آن دسته افرادي است كه خيلي به ظاهر خود توجه نمي‌كند اما ناگهان تبديل به يك فرد خوش‌لباس شده اين يك هشدار جدي براي شماست.  استفاده از عطرهاي خوشبو و لباس‌هاي زيبا و مرتب، به آينه نگاه كردن نشانه‌هاي خوبي نيستند.  اگر كمد لباس همسرتان بيشتر از گذشته لباس‌هاي متنوع دارد بهتر است سرسري از اين موضوع نگذريد. 



بهانه گیری بر سر غذا

اگر همسرتان مدام غذا بهانه مي‌گيرد و اغلب به دليل معده حتي غذاي مورد علاقه‌اي كه برايش پخته‌ايد را نمي‌خورد، بدانيد كه او با فرد ديگري قرار ملاقات داشته كه با او غذايش را صرف كرده و باز هم يك هشدار و نشانه براي شماست كه بايد دست به كار شويد. 



بوی یک عطر آشنا

زنان در اين موضوعات گيرنده‌هاي بسيار عجيبي دارند.  اگر به تازگي بوي عطري ناآشنا را از لباس همسرتان حس كرده‌ايد اين نشان مي‌دهد يك جاي كار مي‌لنگد.  از او راجع به اين عطر سوال كنيد، اگر او دست‌پاچه شد بايد فكر راه‌حلي براي اصلاح اين موضوع باشيد. 



سردی ارتباط

اگر همسرتان مدام در مورد بدي ارتباط و پايان گرفتن رابطه‌تان صحبت مي‌كند، نشانه اين است كه او براي ارتباط با فرد ديگر به‌دنبال توجيه قابل‌قبولي است كه خودش را از عذاب وجدان راحت كند.  اين نشانه را هم جدي بگيريد، سردي ارتباط او و اين‌كه كمتر از گذشته با شما حرف مي‌زند نشانه‌هاي يك خيانت هستند كه بايد نسبت به آن‌ها آگاه باشيد.



دروغ و بازهم دروغ 

اين خيلي خنده‌دار است كه مردان فكر مي‌كنند با دروغ مي‌توانند خودشان را از سوال‌هاي زنان خلاص كنند.  به چشم‌هاي مردتان نگاه كنيد و علت ديرآمدن يا تغييرات ديگر را بپرسيد، قدرت تشخيص دروغ مثل يك رادار قوي همه چيز را آشكار خواهد كرد، به همين آساني.



ديرآمدن‌هاي پشت سر هم

اين نشانه بيشتر مربوط به آقايان است.  همسر شما تا ديروقت اضافه كاري مي‌كند تا براي شما زندگي خوبي را تامين كند اما اگر اين دير آمدن‌ها قبلا نبوده و ناگهان اتفاق افتاده مطمئن باشيد دليل ديگري در پشت پرده دارد. ماموريت كاري كه هر هفته بايد انجام شود هم يك هشدار است. براي فهميدن درستي حرف‌هاي او فيش حقوقي او را چك كنيد، اگر بابت اضافه كاري او تغييري در درآمدش به‌وجود نيامده، اين نشان مي‌دهد همسرتان دروغ گفته است. 



استفاده زیاد از کامپیوتر

همسرتان به‌تازگي مدت زمان زيادي را صرف چك كردن اي‌ميل‌هايش مي‌كند؟ اين هم يك نشانه براي اين‌كه نشان دهد بايد هوشيار باشيد.  اگر او بعد از چك كردن اي‌ميل‌هايش سريع آن را پاك مي‌كند حتما دليلي براي اين كار دارد و اين موضوع در مورد تلفن همراهش هم صدق مي‌كند.  اگر داخل پوشه پيام‌هاي همسرتان خالي است اين خالي بودن اصلا نشانه خوبي نيست. 
اگر به دنبال یک گياه تزئيني و بسيار زيباهستید بدون شک پيله‌آ موردپسندتان است؛ گیاهی با برگ‌های خاکستری رنگ که امکان ندارد کسی از آن خوشش نیاید. رنگ برگ‌هاي آن سبز پر رنگ است ولی در فاصله بین 3 رگبرگ اصلی آن‌ها لکه‌هایی به رنگ سفید نقره‌ای دیده می‌شود. گياه پيله‌آ بومي آفريقا و از خانواده اورتيكاسه‌هاست. اين گياه خیلی زود رشد می‌کند، توقع زیادی ندارد و برای كاشت گروهي مناسب است. اگر می‌خواهید گياه‌تان پرپشت شود خوب است كه جوانه‌هاي انتهايي آن را حذف كنيد. اين گياه هرچقدر پرپشت و توپي شكل باشد زيباتر است. 



عاشق نور است

بيشترين نوری را که می‌توانید در یک اتاق داشته‌باشید باید به گیاه بدهید یعنی پرنورترین پنجره و روشن‌ترین اتاق را برای نگهداری گیاه انتخاب کنید. البته لازم است بدانید آفتاب پشت پنجره تابستان را دوست ندارد امامحل كم نور باعث دراز شدن ساقه‌ها و علفي شدن برگ‌هاي گياه مي‌شود. 



حواس‌تان به آبیاری باشد

در فصول گرم، هر هفته 2 تا 3 بار  گیاه را آبیاری کنید البته در هواي ملايم آبیاری کمتری نیاز دارد و کافی است هفته‌ای یک‌بار به آن آب دهید البته حواس‌تان باشد که با آب هم‌دماي محيط آبياري شود. 



از سرما بیزار است

این گیاه از سرما بيزار است.حداكثر دمای مناسب برای آن در تابستان 24 درجه و حداقل آن 13 درجه است. البته حواس‌تان باشدهنگام كم شدن درجه حرارت دفعات آبياري را كاهش دهيد. 



اگر می‌خواهید زیاد شود

این گیاه آنقدر زیباست که مسلما دوست دارید روز به روز بیشتر شود. برای این کار لازم است  قلمه ساقه گياه را در اواخر زمستان يا اوايل بهار جدا كرده و در دماي 21 درجه و خاك مناسب بكاريد يا این‌که بوته گياه را در فصل بهار تقسيم كنيد.



خاك مخلوط دوست دارد

 بهترين خاك براي اين گياه،‌ يك قسمت خاك پيت ماس، يك قسمت خاك برگ و مقداري پرليت است. اين تركيب خاك، رشد خوبي به گياه شما مي‌دهد. 


لازم نیست گلدان را تعویض کنید

 به تعويض گلدان نيازي  نيست اما بهتر است در فصل بهار گياه را حتما هرس كنيد.



به هوای مرطوب نیاز دارد

این گیاه در تابستان و فصل زمستان احتياج به رطوبت 50درصدي دارد بنابراين گیاه را از مه‌پاشي محروم نکنید.توجه داشته باشيد، چنانچه روي برگ‌ها قطرات آب به‌جاي بماند، آب برگ‌هاي آن را خراب خواهد كرد. 



برگ‌ها را تمیز کنید 

مه‌پاشي با آب ولرم رطوبت گياه را تامين خواهد كرداما گیاه شما نیاز دارد هر از گاهي با آب و صابون بدون بو تمیز شود. البته دقت كنيد كه آب صابون داخل خاك گلدان نريزد.



  آنچه بايد درباره گياه بدانيد
  •    اگر هواي محيط گياه خيلي سرد باشد، برگ‌ها سياه شده و مي‌ريزند.
  •   چنانچه آبياري به اندازه نباشد هم برگ‌ها مي‌ريزند.
  •    اگر به‌منظور نظافت از مواد براق‌كننده شيميايي استفاده كنيد، روي برگ‌ها لكه‌هاي سوخته به وجود مي‌آيد.
  •    چنانچه برگ‌ها خيلي ريز و كوچك شدند، گلدان را تعويض كنيد.
  •   اگر تمام اندام گياه در حال افتادن باشد، محل استقرار گياه خيلي سرد است.
  •   اگر نور محل استقرار گياه كم باشد، ساقه‌ها دراز و منحرف و فاصله بين 2 برگ زياد مي‌شود.
  •    گياه حاضر رطوبت را دوست دارد بنابراين بايد از قرار دادن گلدان كنار پنجره كه در زمستان سوز سرما مي‌آيد خودداري كرد.
  •    وقتی نقاط خاکستری و زخم‌هایی روی برگ‌ها دیده می شوند،درواقع  مربوط به حمله قارچ بوتری تیس است، پس سم قارچ‌کش تهیه کرده و گياه را سمپاشي كنيد (در اصل مربوط به آبیاری زیاده از حد و سپس حمله قارچ است.)
  •    اگر دیدید تمامي اندام گیاهی در حال افتادن و تلف شدن است در واقع عارضه مربوط به یخ زدگی است و خشک شدن گیاه حتمی است.

چگونه آقا داماد را از خجالت در آوریم؟!

برقراري يك ارتباط نزديك و صميمانه ميان يك مرد و يك خانواده جديد در بهترين حالت اتفاقي دشوار و در بدترين حالت غيرممكن است اما زماني كه شما و همسرتان براي يك زندگي هميشگي پيمان بسته‌ايد و قرار است، در يك مسير حركت كنيد نزديكي او با خانواده شما نه تنها اعتماد به نفس شما را بيشتر خواهد كرد بلكه او را نيز در جريان زندگي آرام‌تر كرده و اطمينان بيشتري نسبت به موفقيت اين زندگي در او ايجاد خواهد كرد. ازدواج يك مجموعه است؛ يك بازي تيمي و تا زماني كه شما، همسرتان، خانواده‌اش و خانواده شما در يك تيم قرار نگيريد نمي‌توانيد موفقيتي كه انتظار داريد را به دست بياوريد. قبلا هم گفتيم، ايجاد يك پيوند واقعي ميان او و اين خانواده جديد آسان نيست اما با چند قدم مهم در آغاز زندگي‌تان مي‌توانيد اين روند را ساده‌تر كنيد.



 سري به خاطره‌ها  بزنيد

اگر در ماه‌هاي نامزدي يا هفته‌هاي اول ازدواج‌تان فاميل‌هاي نزديك يكي‌يكي شما را دعوت مي‌كنند نبايد دست خالي و بدون پيش فرض به مهماني‌شان برويد. شايد بد نباشد كه سري به آلبوم عكس‌هاي‌تان بزنيد يا برخي خاطرات خانوادگي را براي همسرتان تعريف كنيد. در مورد ميزبانان يا مهمان‌هاي ديگري كه در آن جمع هستند اطلاعاتي بدهيد و از عادت‌هاي خاص‌شان براي همسرتان صحبت كنيد. تنها از اين راه است كه مي‌توانيد از درگير سوء تفاهم شدنش جلوگيري كرده و كاري كنيد كه همه آدم‌هاي جمع با وجود اخلاق‌هاي خاص و ويژگي‌هاي عجيب و غريب‌شان براي او قابل پذيرش باشند.



موضوعات خصوصي‌تان را فاش نكنيد

هر زوجي ابتداي آشنايي‌شان مشكلات خاص خودشان را دارند. آشنا شدن با عادت‌هاي خاص و ويژگي‌هايي كه اغلب ابتداي رابطه عجيب به‌نظر مي‌رسند مي‌تواند شما را نگران كند يا زمينه ساز بحث و مشاجره شود. دليلي ندارد به محض بروز چنين اتفاقاتي خانواده‌تان را در جريان بگذاريد و اعتمادشان را نسبت به همسرتان از بين ببريد، زيرا بعد از تمام شدن آن دوره شما و نامزدتان همه اين روزها را فراموش خواهيد كرد اما خانواده‌تان هرگز اين موضوعات را از ياد نخواهند برد و براساس حرف‌هاي شما روي او قضاوت خواهند كرد.



 او را در رازهاي خانوادگي شريك كنيد

اگر فكر مي‌كنيد دانستن برخي راز‌هاي خانوادگي مي‌تواند به نفع اين ارتباط تمام شود، او را از اين رازها آگاه كنيد. اگر پدر شما يك آدم ضد‌سياست است، به همسرتان اين موضوع را بگوييد تا با صحبت مدام از مسائل سياسي اوضاع را به ضرر خودش تمام نكند. يا اگر خواهر شما از يك افسردگي همراه با پرخاشگري رنج مي‌برد اين موضوع را به همسرتان بگوييد تا هنگام برخورد با او راه ديگري را در پيش بگيرد و به محض روبه‌رو شدن با رفتارهاي پرخاشگرانه او از خانواده شما نرنجد و مقابله به مثل نكند. شما بهترين شخص براي شناساندن خانواده‌تان به همسرتان و برعكس هستيد؛ پس با ترس از قضاوت‌هاي او يا خانواده‌تان از دادن اين اطلاعات كليدي پرهيز نكنيد.



دعواي داماد و مادر زني و حتي اختلافات‌شان در ماه‌هاي اول موضوع تازه‌اي نيست، اما بايد باور كنيد كه نقش شما به عنوان همسر او و همينطور دختر خانواده‌تان در اين ميان از هركسي مهم تر است. شما بايد در اين ارتباط نقش يك پل را بازي كنيد،‌ بدون اينكه كسي از اين نقش خبردار شود. پس همين حالا دست به كار شويدو بازيركي‌تان هم او را در دل خانواده خود جا كنيد و هم با برقرار كردن اين ارتباط صميمي، به آرامش زندگي تان كمك كنيد.



 مرزهاي‌تان را حفظ كنيد

برخي موضوعات چه خوب و چه بد بايد تنها بين شما بمانند. حق نداريد حتي به صميمي‌ترين دوستان يا اعضاي فاميل‌تان در مورد رازهايي كه همسرتان با شما در ميان گذاشته چيزي بگوييد. اگر او در گذشته‌اش مشكلاتي را تجربه كرده كه تنها شما از آن‌ها خبر داريد به هيچ وجه و مقابل هيچ كسي نبايد فاش‌شان كنيد. اگر در صحبت‌هاي زن و شوهري يا حتي بحث‌هاي زندگي مشترك‌تان شما را ناراحت كرده دليلي ندارد كه رازهايش را توي سرش بكوبيد و به خاطر آن‌ها تحقيرش كنيد. يادتان نرود اعتماد او به شما باعث بيان اين حرف‌ها شده پس در يك چشم به هم زدن اين اعتماد را از بين نبريد.

  يك گردش دسته جمعي راه بيندازيد

صميميت پشت ميز و با كت و شلوار به‌وجود نمي‌آيد. اگر مي‌خواهيد همسرتان به خانواده‌تان نزديك بشود بايد او را به جمع‌هاي صميمانه تري وارد كنيد. يك پيك‌نيك آخر هفته، يك مسافرت چند روزه يا دعوت خانواده و فاميل‌هاي‌تان به خانه خودتان مي‌توانند راه‌هايي براي نزديك‌تر‌شدن اين خانواده جديد باشد. 



  شريك شادي و غم يكديگر شويد

قرار نيست تمام مشكلات خانواده‌تان را روي سر همسرتان بريزيد و از اين داماد تازه يك سوپرمن بسازيد اما او بايد در جريان موضوعاتي كه به شما استرس مي‌دهد باشد و با مشكلات خانواده‌تان هم تا حدودي آشنايي داشته باشد. كمك‌هاي گاه و بي‌گاه او به خانواده شما مي‌تواند ارزشش را در اين خانواده بالاتر ببرد و اعتماد به او را بيشتر كند. يادتان نرود كه منظور از اين كمك‌ها، كمك‌هاي مادي نيست بلكه او بايد تا آنجا كه مي‌تواند نقش يك پسر را براي پدر و مادرتان باز كند. او را تا جايي در اين نقش پيش ببريد كه حريم‌هاي خانوادگي‌تان از بين نرود و تنها به انسجام بيشتر اين خانواده جديد كمك كند.



خوبي‌هايش را پنهان نكنيد

اگر هنوز نامزد هستيد و در معرض خطر بيشتري قرار داريد اما اگر ازدواج هم كرده باشيد همه اعضاي فاميل و دوستان‌تان با ديدن شما به‌دنبال دلايل ازدواج‌تان مي‌گردند. خيلي از آن‌ها از شما مي‌پرسند چرا انتخابش كرده‌ايد و اگر همسرتان تفاوت‌هاي قابل مشاهده‌اي با خواستگارهاي گذشته‌تان داشته باشد اين سوال‌ها قطعا بيشتر و بيشتر مي‌شود. زياده روي نكنيد اما بد نيست گاهي از خاطرات دوران نامزدي يا آشنايي‌تان را براي‌شان بگوييد يا اين‌كه ويژگي‌هاي مثبت او را برجسته‌تر كنيد. اگر او در زمينه شغلي، تحصيلي يا خانواده شرايط قابل ذكري دارد لازم نيست پزش را به ديگران بدهيد بلكه تنها مي‌توانيد آن‌ها را از اين نقاط مثبت آگاه كنيد و احترام همسرتان را نزد ديگران بالا ببريد.



جرقه يك گفت‌وگو را بزنيد 

به همسرتان در مورد كارها و موضوعاتي كه براي خانواده‌تان جالب است اطلاعاتي بدهيد مثلا اگر پدر شما عاشق پختن غذاهاي مدرن است از همسرتان بخواهيد اطلاعاتي در اين مورد به دست بياورد و هرازگاهي با بيان اين اطلاعات و مشاركت در بحث‌هاي مربوط به جديد‌ترين رستوران‌ها و خوش‌طعم‌ترين غذاها خودش را به پدرتان پيوند بزند. يا اگر برادر شما به ورزش خاصي علاقه‌مند است بهتر است همسرتان هم چيزهايي در مورد اين ورزش بداند و بتواند سر گفت‌وگو با او در مورد اين مسئله را باز كند. او بايد در مورد علائق همه اعضاي خانواده‌تان چيزي بداند تا در ماه‌هاي اول آشنايي هنگام گفت‌وگوهاي خانوادگي شما ساكت نباشد و بتواند از اين راه دل خانواده‌تان را به دست بياورد. صحبت كردن از علائق آدم‌ها با آن‌ها يك برگ برنده است؛ پس به همسرتان در داشتن اين برگ كمك كنيد.

دعوت به این مهمانی را کسی رد نمی کند!

وقتي مي‌خواهيد مهمانان‌تان را به جشن خاصي مثل تولد، عروسي، سالگرد ازدواج يا جشن‌هاي ديگري مثل فارغ‌التحصيلي دعوت كنيد، چه مي‌كنيد؟ خيلي‌ها تلفن مي‌كنند و دعوت مي‌كنند، بعضي‌ها كارت دعوت مي‌فرستند و بعضي ديگر از روش‌هاي جالب و ابتكاري استفاده مي‌كنند. اگر شما هم دوست داريد چند روش جالب براي دعوت كردن را ياد بگيريد، اين مطلب را بخوانيد و مهمانان‌تان را شگفت‌زده كنيد.

  اين روش به درد مهماني‌هاي شام مي‌خورد. يك بطري كوچك را پر از آجيل، ترشي يا مربا كنيد و روي آن برگه دعوتنامه را بچسبانيد.

  براي مهماني‌هاي جوانانه مي‌توانيد از اين روش استفاده كنيد. يك بطري نوشابه يا آبميوه را برداريد و يك ني به آن بچسبانيد و بعد مي‌توانيد كارت دعوت را روي آن ني سوار كنيد.

 براي مهماني‌هاي غافلگيرانه مي‌توانيد بسته‌هاي كوچك پر از شكلات را تهيه كنيد و درون هر كدام از آن‌ها يك كارت دعوت بگذاريد. مهمان شما با باز كردن جعبه شكلات، كارت دعوت را خواهد ديد.

   اگر مهمانان‌تان كم هستند و يك مهماني رسمي و كاري داريد، مي‌توانيد براي هر كدام از مهمانان هديه‌اي درنظر بگيريد. مثلا فلش‌مموري يا خودكار، هديه‌هاي مناسبي هستند كه مي‌توانيد كارت دعوت را به آن‌ها متصل كنيد.

  براي مهماني بچه‌ها مي‌توانيد قيف‌هاي پر از تنقلاتي مثل شيريني، آجيل يا برنجك و شاهدانه تهيه كنيد، سر آن‌ها را ببنديد و كارت دعوت را به سر قيف وصل كنيد.

  اگر تعداد مهمان‌ها كم است، مي‌توانيد براي آن‌ها هديه‌هاي گران‌تري درنظر بگيريد. براي مثال كاكتوس‌هاي كوچك وسيله‌هاي مناسبي هستند براي اين‌كه دعوتنامه را روي گلدان آن‌ها بچسبانيد.

  براي مهماني‌هاي سنتي مي‌توانيد دعوت سنتي درنظر بگيريد. براي مثال يك شاخه نبات يا مقداري چاي خشك را در پلاستيك‌هاي كوچك بريزيد، سر آن‌ها را پاپيون كنيد و كارت دعوت را به پاپيون بچسبانيد.

  اگر مي‌خواهيد كمتر هزينه كنيد، مي‌توانيد از كيك‌يزدي يا بيسكويت‌هاي كوچك استفاده كنيد. روي آن‌ها را با سلفون بپوشانيد و دعوتنامه را به آن متصل كنيد.

 اين روش جالب به درد مهماني‌هاي زنانه يا شو‌ي لباس مي‌خورد. يك متر را تا كنيد و روي آن كارت دعوت را با يك نوارچسب بچسبانيد. مي‌توانيد متر را جوري تا كنيد كه تاريخ كارت دعوت روي عدد متر بيفتد.
اين‌كه سال‌ها پيش به دليل علاقه‌اي كه به هم داشته‌ايد، تصميم به زندگي زير يك سقف‌گرفته‌ايد، براي داشتن يك زندگي عاشقانه كافي نيست. حتي اگر تمام وجودتان پر از احساسات خوش آب و رنگ نسبت به همسرتان باشد، باز هم بايد با رفتارهاي‌تان اين احساسات را يادآوري كنيد. نه يك‌بار و نه يك لحظه، اگر به‌دنبال يك عشق هميشگي هستيد، بايد اين حس را در تمام لحظاتي كه در كنار هم هستيد به جريان بيندازيد. ما براي ساختن يك زندگي رمانتيك، 8 راه را به شما پيشنهاد مي‌كنيم. اين روش‌ها را امتحان كنيد و بعد در مورد تاثيرشان قضاوت كنيد.



يك صبحانه عاشقانه

حاضر‌كردن يك صبحانه رمانتيك هزار و يك راه دارد اما يكي از دلپذيرترين راه‌هايش خوردن صبحانه در تختخواب است. اگر مي‌خواهيد روز شما با يك اتفاق هيجان انگيز و عاشقانه شروع شود، يك صبحانه رنگارنگ آماده كنيد و وقتي كه هنوز همسرتان از تختخوابش بيرون نيامده، آن را به اتاق‌تان ببريد. اين موضوع مي‌تواند همسرتان را تحت‌تاثير قرار بدهد رنگ و بوي احساسي كه به خرج داده‌ايد را در تمام روز مشترك شما پخش كند.



ماه عسل دوباره

سفرهاي 2 نفره و يك روزه را فراموش نكنيد. اين سفرها نه هزينه زيادي دارند و نه نياز است به خاطرشان مرخصي بگيريد. شما مي‌توانيد در همان روزهاي آخر هفته، برنامه يك روز رفتن به خارج از شهر را بريزيد و ياد ماه عسل‌تان را زنده كنيد. يك خانه روستايي در خوش آب و هواترين منطقه دور و برتان، يك ويلاي رو به دريا يا يك خانه جنگلي همگي مي‌توانند براي شما يك آخر هفته رمانتيك را رقم بزنند. يادتان نرود كه اين قرار نيست يك مسافرت خانوادگي باشد بلكه تنها يك ماه عسل‌ يك‌روزه است و قرار هم نيست با رفتن به اين سفر خودتان را ورشكست كنيد بلكه بايد با صرف كمترين هزينه روز رمانتيك‌تان را بسازيد.



زماني براي او

هر زمان كه مي‌توانيد پاي صحبت‌هاي همسرتان بنشينيد و با دل و جان به او گوش كنيد. صد در صد حواس‌تان بايد در اين لحظات متعلق به او باشد. مهم نيست كه چه مي‌خواهد بگويد. از احساساتش مي‌خواهد صحبت كند يا اين‌كه خاطرات محيط كارش را تعريف كند، بگذاريد اين زمان‌ها فقط و فقط متعلق به او باشد و در كنار شما احساس واقعي شنيده شدن را لمس كند. همسرتان با اين كار احساس مي‌كند كه مورد محبت شما قرار گرفته و براي‌تان اهميت خاصي دارد، پس حين حرف‌زدن‌هايش از جاي‌تان بلند نشويد و با گفتن اين جمله تكراري «گوشم با توست» ‌سر كار ديگري نرويد. او فقط گوش شما را نمي‌خواهد بلكه دوست دارد تنها چند دقيقه از وقت شما فقط و فقط مال او باشد.



بدانيد چه انتظاري از شما دارد

اين‌كه او را در دل‌تان دوست داشته باشيد، همه چيزي نيست كه يك همسر از شما انتظار دارد. او دوست دارد ستايشش كنيد و موضوعاتي كه از نظر خودش مهم است را در وجود او برجسته كنيد. اگر دوست دارد زيبايي‌اش را ستايش كنيد يا اين‌كه او را به‌‌دليل صبوري‌اش تحسين كنيد. در هر حال لازم اين است كه به او القا كنيد كه يك همسر ايده‌آل است و حتي در سخت‌ترين شرايط هم شما به داشتن او افتخار مي‌كنيد. گذشته از عاطفه‌اي كه ميان شماست، همين بده و بستان‌هاي كلامي باعث مي‌شود، عشق بيشتري به رابطه شما تزريق شود و هر دوي شما حس بهتري نسبت به اين زندگي پيدا كنيد.



هديه بي‌بهانه

وقتي كه تنها براي خريد بيرون مي‌رويد يا حتي زماني كه قصد خريد نداريد و از كنار مغازه‌ها مي‌گذريد، يك كادوي كوچك براي همسرتان تهيه كنيد. قرار نيست خودتان را با اين كادو خريدن‌هاي بي‌بهانه ورشكست كنيد بلكه تنها بايد از اين طريق محبت‌تان را به ياد يكديگر بياوريد. به اين فكر كنيد كه او به چه چيزي احتياج دارد كه وقت نكرده براي خودش تهيه كند يا اين‌كه آرزوي داشتن چه چيزي را دارد كه پيش از اين نتوانسته به دستش بياورد. همچنين به ياد داشته باشيد كادو خريدن براي او،‌ مي‌تواند حس ميان‌تان را قوي‌تر و محبت را به جريان اصلي زندگي شما هديه كند. البته بايد بدانيد لزومي ندارد همه اين كادو‌ها قيمت زيادي داشته باشند و نبايد هم به‌خاطر اين‌كه كادوهاي زيادي مي‌خريد قبل از خريد هر چيز به قيمت پايينش فكر كنيد. شما مي‌توانيد انتخاب‌هاي گران‌تر را در مناسبت‌هايي كه براي‌تان اهميت دارد تهيه كنيد و كادوهاي ارزان‌تر را بي‌بهانه و مثلا هر ماه يك‌بار براي همسرتان تهيه كنيد.

دور از استرس

اگر همسرتان يك هفته كاري سخت را مي‌گذراند، سعي كنيد راهي براي آرام كردنش در خارج از اين ساعات پيدا كنيد. يك شام آرام و رمانتيك كه قبل از بازگشتش تداركش را ديده‌ايد؛ يك موسيقي ملايم كه مي‌دانيد هميشه با شنيدنش آرام مي‌شود يا يك ناهار آخر هفته در رستوران مورد علاقه‌اش مي‌توانند هديه‌هاي ساده‌اي باشند كه همسرتان را از فضاي پر استرس هر روزه دور مي‌كنند البته يك خانه پر از بوي خوش مي‌تواند آرامش او را چند برابر كند. پس حتي اگر برنامه رستوران رفتن نداريد، چند شاخه گل به خانه ببريد تا بويش او را به محض آمدن آرام كند.



يك برنامه‌ريزي اقتصادي

استرس‌هاي مالي رايج‌ترين استرس‌هاي زندگي زن‌و‌شوهري است. اگر مي‌خواهيد همسرتان را آرام‌تر كنيد و با كمك اين آرامش فرصت بيشتري به احساسات‌تان بدهيد، بد نيست او را با برنامه‌ريزي مالي‌تان سورپرايز كنيد. مثلا مي‌توانيد براي پس‌اندازي كه مدت‌ها پيش براي جمع كردنش تلاش كرده‌ايد يك برنامه‌ريزي كنيد يا اين‌كه در زماني كه خسته از پرداخت‌هاي اول ماه به خانه برگشته، با حل كردن برخي ازمشكلات مالي‌اش او را تحت‌تاثير قرار دهيد. 



براي هميشه، نه يك‌بار
درست است كه از اين راه‌ها و بسياري راه‌هاي ديگر مي‌توانيد زندگي مشترك‌تان را رمانتيك‌تر كنيد اما دليلي ندارد كه همه اينها را در يك هفته انجام دهيد يا همه‌شان را مدام تكرار كنيد. بگذاريد اين ايده‌هاي عاشقانه، هفته‌ها و ماه‌هايي از زندگي شما را پرطراوت كنند و هيچ‌وقت براي شما و همسرتان عادي نشوند. 

قانوني دعوا كنيد...

در بيشتر زندگي‌ها دعوا و كشمكش وجود دارد و شايد

برترین ها: به قول قديمي‌ها دعوا نمك زندگي باشد اما اگر بلد نباشيد با اين موقعيت‌ها برخورد كنيد، ممكن است به بحران بخوريد، پس يادگرفتن اصول دعوا براي هرفردي واجب استبيشتر ما فكر مي‌كنيم وقتي زن‌و‌شوهري با يكديگر اختلاف‌نظرهاي زيادي داشته‌باشند، حتما خوشبخت نيستند و يك زندگي خوب را مساوي با نداشتن هيچ‌گونه اختلاف‌نظر و كشمكش مي‌دانيم اما بايد بدانيد مي‌توان اختلاف‌نظرها و كشمكش‌ها را تبديل به وسيله‌اي كرد كه ازدواج را محكم‌تر كنند نه آن‌كه موجب آسيب آن شوند به شرط آن‌كه بلد باشيد چگونه با اين موقعيت‌ها برخورد كنيد، گاهي حتي چنين موقعيت‌هايي سبب مي‌شوند از يكديگر شناخت بيشتري به‌دست بياوريد و خواسته‌هاي يكديگر را بهتر درك كنيد، البته اگر هم مناسب و خوب برخورد نكنيد، ممكن است به سمت يك بحران پيش برويد و چيزهايي را در رابطه خراب كنيد كه هيچ‌گاه درست نشوند.



اختلاف‌ها را در آغوش بگيريد

نبايد از اختلاف‌ها و كشمكش‌ها ترسيد، وجود كشمكش و ستيز در زندگي طبيعي است. وقتي با هم تفاوت داريد يعني مي‌توانيد از يكديگر چيزهاي جديد ياد بگيريد، گاهي اختلاف‌ها نشان مي‌دهند كه شما كجا احتياج به رشد داريد، سعي كنيد به‌دنبال علت اختلاف و كشمكش باشيد نه‌گير دادن به يكديگر. زماني مي‌توانيد دوستانه دعوا كنيد كه به موضوع اختلاف بچسبيد، شما نبايد يكديگر را متهم كنيد، همين كافي است كه فقط مشكل را حل كنيد و لازم نيست يك مشكل جديد يعني جريحه‌دار كردن احساسات طرف مقابل را نيز به آن اضافه كنيد.



با احترام گوش دهيد

بيشتر افراد وقتي احساسات عميقي دارند، تنها كافي است كسي به آن‌ها گوش دهد، وقتي به كسي با احترام گوش دهيد يعني احساسات او را تصديق مي‌كنيد و آن‌ها را قبول داريد و اين يعني هيچ‌وقت نبايد به كسي بگوييد كه نوع احساساتش درست نيست. نظر خود را نگه داريد تا طرف مقابل كامل احساساتش را بروز دهد و بفهمد كه او را درك مي‌كنيد و مي‌فهميد چه احساسي نسبت به آن موضوع دارد حتي اگر واقعا در درون‌تان اينگونه نباشد.



حالت دفاعي نگيريد

دفاع‌كردن از خود به هر شكلي، مثلا اگر با حرارت و عصبانيت از بي‌گناهي و به حق بودن خود دفاع كنيد، ‌خواه به طرف مقابل حمله كنيد و وسايل را پرت كنيد، مي‌تواند دعوا را بدتر كند. به جاي اين‌كه وضعيت را بدتر كنيد بهتر است از طرف مقابل بخواهيد بيشتر توضيح دهد، مثال بزند و همه چيز را با جزئيات بگويد، معمولا افراد مختلف براي شكايت‌هاي خود دلايل مشخصي دارند اما شما بايد آن دلايل را كشف كنيد. وقتي شما با كنجكاوي شكايت‌هاي طرف مقابل را گوش دهيد، مي‌توانيد علت نارضايتي او را بفهميد.



كلي نگوييد

هيچ‌وقت از جملات كلي استفاده نكنيد، جملاتي كه عباراتي چون هميشه و هرگز دارند بيشتر اوقات هيچ نتيجه‌اي در‌بر نخواهند داشت، در حقيقت هيچ‌گاه هم درست نيستند. وقتي همسرتان در حال شكايت از موضوع خاصي است از او بخواهيد به جاي استفاده از عبارت‌هاي كلي و بغض‌آلود، مثال‌هاي مشخص بزند تا شما بتوانيد دقيقا بفهميد او درباره چه موضوعي صحبت مي‌كند، شما هم وقتي شكايتي داريد، بهترين كار اين است كه با زدن مثال‌هاي فراوان علت شكايت‌تان را روشن كنيد.

در دعواها هميشه بخش‌هايي وجود دارد كه هر2 طرف با هم موافق هستند. سعي كنيد اين بخش‌ها را كه با هم هم‌نظر هستيد پيدا كنيد، حتي اگر توافق داريد كه مشكلي وجود دارد، تا به اين مرحله توافق نرسيد نمي‌توانيد راه‌حلي مناسب پيدا كنيد.



پيشنهاد بدهيد

همه دعواها زماني تمام مي‌شوند كه 2طرف بخواهند با همكاري هم مسئله را حل كنند. مودبانه از همسرتان بخواهيد پيشنهاد خود را براي حل مشكل مطرح كند، هنگامي كه او نظرش را مي‌گويد بادقت گوش دهيد تا احترام خود را نشان دهيد. بعد از شنيدن نظرات او، پيشنهاد‌هاي‌تان را مطرح كنيد تا بفهمد اين موضوع براي شما هم مهم است و شما نيز مي‌خواهيد بهترين راه‌حل را پيدا كنيد.



فقط يك كم كوتاه بياييد

بيشتر اوقات اگر فقط كمي كوتاه بياييد وضعيت كاملا تغيير مي‌كند، چون وقتي طرف مقابل مي‌بيند كه شما از مواضع‌تان كمي پايين آمده‌ايد او نيز سعي مي‌كند كمي كوتاه بيايد.سازش‌ها و كوتاه آمدن‌هاي كوچك مي‌تواند تفاهم‌هاي بزرگ به همراه بياورد و رابطه را متحول كند. البته بايد بدانيد تفاهم و توافق به اين معنا نيست كه همه چيز زندگي 50-50 است. گاهي مثلا 60 به 40 به نفع شماست و 80 به 20 به نفع طرف مقابل، مهم اين نيست كه حتما هر 2 طرف به يك ميزان در توافق شركت داشته باشيد بنا به شرايط ممكن است هركدام از طرفين سهمي بيشتر يا كمتر داشته‌باشند و مهم اين است كه بتوانيد مشكل را با هم حل كنيد.



دعوا را قيچي كنيد

راه‌هاي زيادي براي قطع دعوا وجود دارد؛ يكي از آن‌ها، دور‌شدن از فضاي متشنج است و اين كار به آرام شدن فضا كمك مي‌كند. راه ديگر اين است كه هنگام دعوا آشكارا بگوييد از چه چيزي ناراحت هستيد تا بتوانيد زودتر طرف مقابل را قانع و دعوا را ختم كنيد. مي‌توانيد بگوييد كه بحث را بعدا دنبال مي‌كنيد تا كمي آرام‌تر شويد. عوض كردن موضوع هم گاهي مي‌تواند كمك‌كننده باشد و عصبانيت هر 2طرف را فرو بنشاند. عذرخواهي نيز يكي از روش‌هايي است كه مي‌توان به كمك آن، دعوا را به‌طور موقت خاتمه و اگر لازم بود بعدا دوباره آن را ادامه داد. در دعواي خانوادگي، نبايد هميشه فكر كنيد كه حق با شماست. اصرار بر يك رفتار، معمولا نتيجه خوبي ندارد.



از جادوي كلمات استفاده كنيد

اگر ياد بگيريد كه با حمله زباني شريك زندگي‌تان را مورد هدف قرار ندهيد، به احتمال زياد مي‌توانيد از همسرتان بخواهيد از زاويه ديد شما به قضيه نگاه كند. بهتر است لحن صحبت‌هاي‌تان را تغيير دهيد و از جادوي كلمات استفاده كنيد. مي‌توانيد يك درخواست تند و خشونت‌‌آميز را با جملات نرم‌تر طوري تغيير دهيد كه روي شنونده تاثير بيشتري داشته باشد و بدين‌ترتيب از جدال‌هاي هميشگي پيشگيري كنيد. يك مثال مي‌زنيم، فرض كنيد شما و همسرتان جايي باهم قرار داشته‌ايد اما او دير آمده، شما را مدتي در خيابان معطل كرده و بعد هم دير به مهماني رسيده‌ايد. شما از اين كارش ناراحت و كمي هم عصباني هستيد. به جاي اين‌كه بگوييد: «تو واقعا آدم بي‌ملاحظه‌اي هستي.» اين جمله را به‌كار ببريد:« اگر كمي زودتر مي‌آمدي من احساس آرامش بيشتري داشتم و شب بهتري را با هم مي‌گذرانديم. مي‌توانم روي قرار بعدي كه با تو دارم اين‌طور حساب كنم؟» در اين صورت همسر شما براي اين‌كه به درخواست‌تان پاسخ دهد تمايل بيشتري دارد چون احساس نمي‌كند كه مورد حمله و فشار قرار گرفته و در مقام دفاع از خودش برنمي‌آيد.



وقت مناسب دعوا را بدانيد

نسبت به زماني كه همسر شما خلق‌وخوي مناسبي ندارد، حساس باشيد. آيا شوهر شما صبح‌ها عجله دارد و آشفته است؟ در اين صورت وقتي او از خواب بيدار مي‌شود بحث موضوعات مهم را پيش نكشيد؛ به‌ويژه اگر موضوع به‌گونه‌اي است كه يك مكالمه طولاني را مي‌طلبد. به جاي اين كار زماني را انتخاب كنيد كه به‌نظر مي‌رسد آرامش او بيشتر است و آمادگي شنيدن صحبت‌هاي شما را دارد. پيدا كردن زمان مناسب براي حرف زدن به اين معنا نيست كه همواره از صحبت كردن هراس داريد بلكه به سادگي نشان مي‌دهد اگر همسرتان در وضعيت ذهني مناسبي نباشد شايد به سرعت با شما مخالفت كند درصورتي‌كه اگر موضوع را در يك وقت عادي مطرح كنيد، نظر شما را مي‌پذيرد.  به شما پيشنهاد مي‌كنيم هيچ‌گاه يك دعوا را طولاني نكنيد، حتي مي‌توانيد با هم قرار بگذاريد تا زماني كه مشكل‌ حل نشده‌است نخوابيد. بايد بدانيد و از قبل با هم توافق كنيد كه رابطه شما خيلي مهم‌تر از تمايل‌تان به دعوا و بحث است، البته شايد گاهي مجبور شويد تا ديروقت بيدار بمانيد تا با هم به تفاهم برسيد. البته زمان‌هايي هم پيش مي‌آيد كه يكي از شما يا هردو به توافق مي‌رسيد كه موضوع آنقدر مهم نيست كه بخواهيد به خاطر آن بيدار بمانيد يا فكر مي‌كنيد الان خيلي عصباني هستيد و بهتر است زماني ديگر با هم صحبت كنيد. اين‌جور مواقع راحت برويد،  بخوابيد.

هنر خوب خرید کردن را یاد بگیرید

ترجيح مي‌دهيد در يك روز تعطيل، برنامه روزانه‌تان را خالي كنيد تا با رفتن به يك مركز خريد بزرگ، مايحتاج زندگي‌تان را تهيه كنيد اما زرق‌وبرق ويترين مغازه‌ها چنان جذب‌تان مي‌كند كه جوگير مي‌شويد و اجناسي مي‌خريد كه تنها بعد از چندبار استفاده، متوجه مي‌شويد كيفيت‌شان هيچ تناسبي با شكل و شمايل‌شان ندارد! آن‌وقت است كه مي‌گوييد «حيفه پووول!» شايد اين مسئله بارها براي‌تان پيش آمده باشد اما همين حالا تصميم بگيريد كه هنر خريد كردن را به ساير هنرهاي‌تان اضافه كنيد و مثل آدم‌هاي موفق با اطلاعات و شناخت كافي خريد كنيد. صفحات خريد موفق اين‌بار هم پيشنهاداتي براي شما دارد پس با ما همراه شويد و اگر هركدام از اين پيشنهادات در فهرست خريد يا برنامه‌هاي‌تان قرار دارد در انتخاب‌تان شك نكنيد.

لاغري با حلقه‌هاي رنگي

چگونه در عرض 2 ماه 2 سايز كم كنيم؟

شايد شما هم جزو آن دسته از كارمندان يا كساني هستيد كه وقتي براي ورزش كردن و رفتن به باشگاه‌هاي بدنسازي و... نداريد و براي پر كردن اين خلأ و حفظ تناسب اندام‌تان تا به حال انواع و اقسام راه‌هاي لاغري از خريد دستگاه‌هاي ورزشي گران‌قيمت تا قرص‌ها و چربي‌سوز‌هاي مضر را امتحان كرده‌ايد. جست‌وجو كافي است! هولاهوپ يا همان حلقه‌هاي رنگي دوران كودكي امروزه يكي از بهترين وسايل ورزشي چربي‌سوز هستند كه با هزينه بسيار مناسب در تمام فروشگاه‌هاي لوازم ورزشي و داروخانه‌ها مي‌توانيد با تهيه در منزل ميان ساير كارهاي‌تان انجام دهيد. ورزش هولاهوپ نه تنها باعث تقويت ماهيچه‌ها و افزايش انعطاف بدن و سلامت قلب مي‌شود بلكه هر يك ساعت ورزش هولاهوپ معادل يك ساعت كلاس ايروبيك 400كالري مي‌سوزاند و طبق نظر كارشناسان اگر در روز فقط 2تايم 10 دقيقه‌اي را به اين ورزش اختصاص دهيد در عرض 2 ماه 2 سايز كم مي‌كنيد!

گل مصنوعي‌هاي‌تان را دور بريزيد

چگونه موفق به خريد گياهي لوكس بي‌دردسرشويم؟

اگر به‌دنبال گياهي هستيد كه جايگزين گل‌ها و گياهان لوكس مصنوعي در منزل‌تان كنيد ولي آنچنان كه بايد تخصص‌هاي لازم در نگهداري از گياهان طبيعي را بلد نيستيد، كاكتوس‌ها بهترين انتخاب براي شما خواهند بود. اين(اچينوي تيغ زرد) يك نمونه از كاكتوس‌هايي است كه اين روزها طرفداران زيادي پيدا كرده كه درصورت فراهم كردن شرايطي ايده‌آل براي نگهداري‌اش، عمر زيادي خواهد كرد و از نظر لوكس بودن هم هيچ گل و گياه مصنوعي به گرد پايش نمي‌رسد!

تلخ و شيرين

چگونه كام مان را شيرين كنيم؟

شكلات خوراكي پرطرفداري است كه در تمام فروشگاه‌ها، قفسه‌هاي زيادي از انواع و اقسام آن وجود دارد اما شكلات‌هاي تلخ به خاطر تاثيرات مفيدي كه در كاهش فشار خون، كنترل ديابت و كاهش ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و عروقي دارند، اين روز‌ها يك سرو گردن بالاتر از ساير شكلات‌ها قرار دارند. پس بهتر است شما هم از ميان قفسه‌هاي رنگارنگ و متنوع شكلات در فروشگاه‌ها تلخ‌ترين آن‌ها را انتخاب كنيد.

بهترين فست‌فود ايراني

چگونه يك غذاي با اصالت بخوريم؟

پيتزا مخلوط، مخصوص، ساندويچ ژامبون، چيز برگر، پاستا و... ديگر از ديدن اين غذاها در منو فست‌فود‌هايي كه تعدادشان سر به فلك مي‌زند خسته شده‌ايد!

نظرتان با يك فست‌فود كاملا ايراني كه در منوي آن فقط نام انواع ديزي را مي‌بينيد و به جاي سس، نوشابه و سيب‌زميني سرخ كرده دوغ، نان سنگك، سبزي و ترشي روي ميزتان مي‌آورند، چيست؟ اگر موافقيد كافي است به نيمچه رستوران مستر ديزي در مركز خريد گاندي برويد و در كنار خانواده با اصالت‌ترين غذاي ايراني را به سبك فست‌فودي نوش‌جان كنيد.

قاب چشم‌تان را زيبا كنيد

چگونه ابروهايي پرپشت داشته باشيم؟

ابرو نقش بسيار مهمي در زيبايي چهره ايفا مي‌كند و از نظر تاثير‌گذاري به قاب چشم شهرت دارد. متاسفانه بسياري از خانم‌هاي ايراني به خاطر رسيدگي نكردن و برداشتن‌هاي غيراصولي خيلي زود با ابروهاي پر پشت دوران كودكي‌شان خداحافظي و با رو آوردن به روش‌هاي خطرناكي مثل تاتو سعي مي‌كنند فقدان آن را جبران كنند. در حال حاضر محصولات گياهي خوبي براي تحريك و رشد ابرو در داروخانه‌ها موجود است كه يكي از بهترين آن‌ها قطره پر پشت‌كننده ابرو سينره است. مطمئن باشيد تهيه اين محلول گياهي و زدن چند قطره از آن روي ابروهاي‌تان خيلي زود (كمتر از 40روز) شما را به روياي پرپشت شدن ابروهاي‌تان نزديك مي‌كند.

نگران مهمان ناخوانده نباشيد!

چگونه گردوخاك را از وسايل‌مان دور كنيم؟

شايد در ميان قفسه‌هاي مواد شوينده در فروشگاه‌هايي مثل شهروند بارها چشم‌تان به اين بسته افتاده باشد اما تا به حال به فكر خريد آن نيفتاده باشيد. اين دستمال دسته‌دار بهترين گزينه براي زماني است كه مهمان ناخوانده در راه داريد و بايد در كمترين زمان وسايل خانه را گرد‌گيري كنيد. جالبي اين محصول اين است كه علاوه بر گردگيري به دليل مواد واكس چوبي كه داخلش هست تمام چوب‌ها را برق مي‌اندازد و با يك تير چند نشان مي‌زند.

ديگر به آرايشگرتان نياز نداريد

چگونه موهايي خوش‌حالت داشته باشيم؟

ديگر لازم نيست موهاي‌تان را با سشوار‌هاي معمولي خشك كنيد و مثل طناب دور هم بپيچيد و با يك كليپس خشن ببنديد! با خريد اين سشوار بابيليس كه برس چرخشي اتوماتيك دارد، خيلي راحت مي‌توانيد خودتان در منزل و بدون نياز به حضور آرايشگرتان علاوه‌بر خشك كردن مو‌ها در 2جهت زير و رو به موهاي‌تان حالت دهيد و هميشه موهايي آراسته و زيبا داشته باشيد.
مام کسانی که با هواپیما مسافرت می کنند از خلبان ها گرفته تا مسافران همواره در معرض خستگی های ناشی از مسافرت قرار دارند. این خستگی ها، ریتم معمول بدن را مختل کرده و ساعت بدن که ساعات بیداری و خواب با آن تنظیم می شوند را تغییر می دهد.

 علاوه بر آن تاثیراتی نیز بر عملکردهای روحی و جسمی افراد گذاشته و حالاتی همچون خستگی، بی خوابی، کسالت، سردرد، سنگینی سر و بسیاری دیگر از این علائم را به انسان تحمیل می کند. پژوهش های پزشکی همچنین ثابت کرده اند که خستگی های ناشی از مسافرت های طولانی، مسافران را به بیماری هایی همچون سرماخوردگی، آنفلوآنزا و حتی بیماری های گوارشی مبتلا کرده است.

باوجود اتمام این علایم، نوع عوارض بسته به مسیر مسافرت های هوایی تفاوت دارد. به عنوان نمونه مسافرت از غرب به شرق از آنجایی که بدن برای تنظیم زمان از دست رفته با مشکلات فراوانی رو به رو است، سخت تر از مسافرت شرق به غرب است زیرا در این مسیر بدن زمان به دست می آورد. اما راهکارهای نسبتا مشترکی برای رفع آن وجود دارد که در زیر به نمونه هایی از آن اشاره می شود:

1 – الگوی خواب خود را چند روز پیش از مسافرت تغییر داده و آن را با زمان مقصد خود هماهنگ کنید. تنظیم زمان خوبا تا یک ساعت در روز آثار ناشی از خستگی های مسافرتی را کاهش خواهد داد.

2 – پیش از مسافرت به قدر کافی استراحت کنید. بسیاری از افراد پیش از مسافرت احساس خستگی می کنند که در حقیقت آثار کسالت های مسافرتی را به صورت اغراق آمیزی افزایش خواهد داد.

3 – در لحظات اولیه پرواز ساعت خود را با ساعت مقصد تنظیم کنید.

4 – در زمان پرواز و حتی پس از آن مایعات زیاد بنوشید. فضای خشک داخل هواپیما باعث از دست رفتن آب بدن می شود که این امر خستگی ناشی از مسافرت های طولانی را بیشتر می کند.

5 – اگر زمان مقصدتان شب هنگام بود، در هواپیما بخوابید و متعاقبا در صورتی که زمان مقصد موردنظر شما در هنگام روز بود، بیدار بمانید.

6 – در زمان پرواز و در مواقعی که بیدار هستید، ورزش کنید. ورزش های کششی برای دست و پا و قدم زدن در طول هواپیما تاثیر خستگی های پروازی را کاهش می دهد.

7 – از تجربه های گذشته خود استفاده کرده و بهترین روش را در هنگام سفر برای رفع خستگی برگزینید.

8 – از قرص های خواب آور در هنگام مسافرت خودداری کنید زیرا آثار خستگی های مسافرتی را بیشتر می کند.

9 – در هنگام ورود، از خوابیدن یا استراحت کردن خودداری کنید زیرا خوابیدن، ساعت بدن را همچنان در حالت قبلی نگه خواهد داشت.

10 – در برخی موارد، مسافران در زمان خروج از سکونتگاه خود خسته نمی شوند بلکه این خستگی بیشتر در مسافرت های برگشت رخ می دهد. در این صورت تمام دستورالعمل های ذکرشده باید به همان روش به کار گرفته شوند.

زنان عاشق خوشبخت‌تر از مردان عاشق هستند

عاشق شويد و عاشق بمانيد؛ اين نصيحت پزشكان براي شماست، شايد فكر كنيد عاشق شدن براي شما اضطراب، ترس و هيجان به ارمغان مي‌آورد اما فكر نكنيد كه اين حالت‌ها به ضرر شماست. مطالعات پزشكان و روان‌شناسان نشان داده، وجود عشق در زندگي شما به سلامت روح و جسم‌تان كمك مي‌كند.


عاشق‌ها معتاد نمي‌شوند

مطالعات نشان مي‌دهد، افرادي كه عاشقانه كسي را دوست دارند، كمتر به مصرف مواد مخدر و سيگار گرايش دارند. در مطالعه‌اي در فنلاند مشخص شد، ميزان استفاده دائمي از مواد مخدر در افرادي كه يك ارتباط عاشقانه مستحكم دارند بسيار كمتر از افرادي است كه چنين ارتباطي ندارند.  تنها 4درصد از افرادي‌كه يك ازدواج مناسب داشته‌اند و بين يك تا 3 سال از زندگي مشترك آن‌ها گذشته و تنها 3درصد از كساني كه يك ازدواج مناسب داشته‌اند كه بين 3 تا 5 سال از زندگي مشترك آن‌ها گذشته، استفاده تفنني و گاه‌به‌گاه مواد مخدر دارند، اين در حالي است كه اين ميزان در بين افراد همان گروه‌هاي سني كه ازدواج يا رابطه عاشقانه مستحكمي نداشته‌اند اين ميزان 9 درصد بوده است. روان‌شناسان مي‌گويند تنهايي، انزوا و احساس كمبود محبت يكي از دلايل اصلي گرايش به مواد مخدر است.



عاشق‌ها جوان مي‌مانند

«عاشق‌ها جوان‌تر هستند»؛ اين يك ضرب‌المثل قديمي است كه در كشورهاي حوزه بالكان رواج داشته اما حالا علم هم ثابت كرده، عاشق بودن مي‌تواند انسان‌ها را جوان نگه دارد، نه فقط روح آن‌ها را بلكه جسم آن‌ها را. تحقيقات دانشمندان و پژوهشگران مركز تحقيقاتي ادينبوري اسكاتلند نشان داده است زنان بين 40 تا 45 ساله‌اي كه براي يك مدت 5 تا 10 ساله ازدواجي همراه با خوشبختي داشته‌اند به طور متوسط 3 تا  5 سال كمتر از سن واقعي خود به نظر مي‌رسيدند. در واقع در اين تحقيق سن متوسط زنان مجردي كه زندگي خود را «خالي از عشق» توصيف كرده بودند از سوي افرادي كه آن‌ها را نمي‌شناختند بين يك تا 3 سال بيشتر از سن واقعي آن‌ها تخمين زده شد دكتر ديويد ويكس، متخصص پزشكي خانوادگي در وست‌بينستر مي‌گويد، علت اين مسئله مشخص است: «افرادي كه كسي را دوست دارند بيشتر به فكر سلامت جسمي خود هستند و به ظاهر خود هم بيشتر اهميت مي‌دهند... در ضمن ترشح هورمون‌ها و عملكرد دستگاه‌هاي مختلف بدن در اين افراد كه آرامش بيشتري دارند، منظم‌تر است.»

زنان عاشق، خوشبخت‌تر هستند

بهتر است اين موضوع را به آقايان نگوييد اما تحقيقات پژوهشگران دانشگاه ولشكاير نشان داده، زناني كه زندگي مشترك خوبي دارند از همسران خود خوشحال‌تر و سالم‌تر هستند. در واقع كيفيت زندگي اين زنان از كيفيت زندگي همسران آن‌ها بالاتر ارزيابي مي‌شود. برخي روان‌شناسان معتقدند، در يك رابطه عاشقانه نيازهاي روحي زنان بيشتر از مردان پاسخ مي‌گيرد و اين دليل كيفيت بالاتر زندگي آن‌ها در چنين شرايطي است ولي دكتر نورااسپارن، متخصص روان‌شناسي مي‌گويد: «زنان بيشتر از مردان از احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت مي‌برند و احساس شادي آن‌ها از اين موضوع تاثير بيشتري در وضعيت خلق‌وخو و كيفيت زندگي آن‌ها دارد.»



اگر مي‌خواهيد به خودكشي فكر نكنيد

عاشق‌بودن فوايد سلامت زيادي براي بدن شما دارد و عاشق بودن براي ذهن شما هم فايده‌‌هاي زيادي دارد. پژوهشگران دانشگاه اوتاگو در نيوزلند هزار زن و مرد بالغ را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند، مردان و زناني كه بيش از 5 سال در يك ارتباط عاشقانه موفق بوده‌اند كمتر به افسردگي مبتلا مي‌شوند و احتمال خودكشي و فكر كردن به خودكشي در آن‌ها پايين‌تر است. مطالعه ديگري كه در بزاسكا انجام گرفته هم نشان داده، در يك دوره 10 ساله ميزان مراجعه به روان‌شناسي و روان‌پزشكي در زنان و مرداني كه ازدواج موفق داشته‌اند و زندگي خود را عاشقانه توصيف كرده‌اند، بسيار كمتر از ديگران است و ميزان اضطراب و استرس در اين گروه به ميزان مشخص كمتر از افراد با وضعيت متفاوت است. مطالعات جهاني هم نشان داده ميزان خودكشي در مردان متاهل 50درصد كمتر از مردان مجرد و 70درصد كمتر از مرداني است كه از زنان خود جدا شده‌اند.

چرا سمبل عشق، قلب است؟

سمبل عشق در جهان چيست؟ در سراسر جهان براي نشان دادن عشق از شكل قلب استفاده مي‌كنند، اما چرا؟ خب، شايد دليلي پشت اين موضوع باشد. در واقع شايد مسئله اين است كه عشق، سلامت قلب شما را تضمين مي‌كند. نتايج تحقيقي در دانشگاه روچستر در نيويورك نشان داده،‌ افراد متاهل و داراي ارتباط عاطفي مستحكم ديرتر از هم‌سن‌هاي خود كه چنين ارتباطي ندارند دچار مشكلات قلبي مي‌شوند و در صورت نياز به عمل جراحي قلب هم احتمال زنده ماندن آن‌ها بيشتر است. يك گروه مطالعاتي در كانادا مدعي شده‌اند، داشتن يك ارتباط عاطفي مناسب مي‌تواند مثل كنار گذاشتن سيگار به سلامت قلب كمك كند. افرادي كه داراي ارتباطات عاطفي مستحكم هستند بيشتر متوجه وزن خود هستند، رژيم غذايي سالم‌تري را انتخاب مي‌كنند و فشار خون آن‌ها در حد طبيعي است و براي همين قلب سالم‌تري دارند. دكتر وسلي كانر از دانشگاه كاروليناي شمالي مي‌گويد: «همه مطالعات نشان داده، عاشق‌بودن و بيان‌كردن احساسات عاشقانه تاثير مثبتي روي قلب شما دارد و سلامت قلب و عروق‌تان را تا حدودي تضمين مي‌كند.»



تعداد بيشتري شمع فوت مي‌كنيد

عاشق بودن به جشن تولدهاي شما مي‌افزايد، البته اين به آن معنا نيست كه شما بيشتر از يك‌بار در سال مي‌توانيد جشن تولد بگيريد اما به اين معناست كه اگر عاشق باشيد به طول عمرتان اضافه مي‌شود. براي مثال، در انگلستان مطالعات طولاني‌مدت نشان داده، ميزان مرگ‌ومير در مردان و زنان مجرد بين 30 تا 60 ساله 2برابر ميزان مرگ‌ومير در مردان و زنان متاهل در همين گروه سني است. مطالعه‌اي در آلمان هم نشان داده، ميزان مرگ‌ومير در زنان مجرد 30 تا 50 ساله 25درصد بيشتر از زنان متاهل همين گروه سني است. دكتر روانا اسكالامدير مركز تحقيقات سلامت دانشگاه هانور مي‌گويد: «مردان و زنان مجرد كمتر به فكر سلامت خود هستند، كمتر به پزشك مراجعه مي‌كنند،  كمترچك‌آپ سالانه مي‌روند و از لحاظ شغلي و اجتماعي كمتر موفق هستند، همه اين عوامل باعث مي‌شود كه وضعيت سلامت آن‌ها بدتر باشد.»

در 13 روز مشکلات زناشویی خود را حل کنید

 روزهای تعطيلات عيد نوروز قرار است در این روزها بیشتر از هر زمان دیگری از سال با همسرتان باشید؛ روزهایی كه هم می‌توانند خیلی شیرین باشند و هم آزاردهنده، به‌خصوص اگر هنوز نمي‌دانيد چگونه با هم گفت‌وگو كنید تا بیشتر با هم بودن‌تان مساوی شود با بحث‌هاي بيشتر. شما می‌توانید این نوروز را تبدیل به یكی از زیباترین تعطیلات زندگی‌تان كنید. تنها كافی است همان‌طور كه منزل‌تان را خانه‌تكانی می‌كنید و چیزهای اضافه را دور می‌ریزید، زایده‌‌های رابطه‌تان را نیز دور بریزید و رابطه‌ای پاك و بدون ایراد بسازید تا هم خواسته‌هاي خودتان و هم همسرتان برآورده شود‌. می‌توان گفت ازدواج مثل یك سفر است، سفری كه با یك دوست عزیز دارید تا با هم تجربه‌های نو و تازه به‌دست بیاورید و مهم است كه برای هم همسفر خوبی باشید. در اینجا برای 13روز عید شما برنامه‌ای ویژه ریخته‌ایم تا با برنامه‌ریزی و جدیت هر روز یك مشكل را حل كرده و یك عادت سازنده را ایجاد كنید.

روز اول : گفت‌وگوي سالم را  یاد بگیرید

 روزهای عید بیشتر از هرزمان دیگری با هم هستید و اگر بلد نباشید با هم گفت‌وگوی سالم كنید این روزها بیش از هر زمانی آزاردهنده می‌شود. اگر بخواهید مسائل مختلفی را با همسرتان حل كنید باید تعامل بیشتری باهم داشته‌ باشید ولي اگر تعامل داشتن را بلد نباشید مشكلات زیاد می‌شوند و در نهایت از تعطیلات‌تان هیچ‌لذتی نخواهید برد. برای داشتن یك رابطه سالم اولین شرط، گفت‌وگوكردن است. گفت‌وگو راهی برای ارتباط دنیاهای درونی شماست‌. در‌واقع گفت‌وگوی سالم يعني بلد باشید پیام‌، احساس و فكرتان را با طرف مقابل در میان بگذارید و در جاهایی هم قضیه را مدیریت كنید.

باید بدانید همان طور كه هر سازمان یا شركتی اصولی خاص برای پیشرفتش لازم دارد، زندگی مشترك نیز قواعد خاص خودش را دارد و نمی‌توان بدون هیچ‌ قاعده مشتركی عمل كرد و با آزمون و خطا رابطه را پیش برد پس باید با گفت‌وگو این اصول را پیدا كرد.



روز دوم : هر احساسي را بيان كنيد

در پژوهش‌های‌ مختلف عنوان شده یكی از اولویت‌های مهم همه آدم‌ها، گفت‌وگوی سالم و بیان احساسات با شریك زندگی‌ است. وقتی احساسات‌تان را بیان نكنید، اول از همه احساس تنهایی می‌كنید چون حرف‌ها و احساس‌های نگفته‌ای را در دل‌تان نگه‌داشته‌اید و بعد وقتی احساسات به‌طور طبیعی بیان نشوند به تدریج تبدیل به غم می‌شوند و وقتی غم‌ها روی هم جمع شوند خشم به وجود می‌آید و خشم می‌تواند حسابی به رابطه آسیب بزند.خیلی از زوج‌ها بلد نیستند احساسات‌شان را بیان كنند، مثلا وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند به جای این‌كه با او صحبت كنند و بگویند عصبانی هستند، هرچیزی را می‌گویند به جز این مورد و آن‌ها خاطرات گذشته را یادآوری می‌كنند، متلك می‌گویند، سرزنش و توهین می‌كنند و... تا بالاخره به او بگویند عصبانی هستند!



روز سوم : ويتامين رواني را به همسرتان برسانيد

توجه نداشتن زوجین به یكدیگر می‌تواند حسابی مشكل‌ساز شود، من نام توجه به همسر را «ویتامین روانی» می‌گذارم و می‌گویم همانطور كه بدن ما به طور روزانه به انواع ویتامین‌ها نیاز دارد وگرنه تحلیل می‌رود، رابطه نیز نیاز به ویتامین دارد وگرنه روز به روز سردتر، روزمره و كسالت‌آور می‌شود و در نهایت تحلیل می‌رود. 

مهم‌ترین ویتامین روانی ما توجه به یكدیگر است، دقیقا همان توجه‌ای كه در روزهای اول به هم داشتید باید در طی زندگی نیز حفظ شود و همچنين باید مرتب حواس‌تان به همه ابعاد رابطه باشد و نباید بعد از ازدواج به چيزهاي متفرقه فكر كنید چون با هم زندگی می‌كنید كافی است. حواس‌تان باشد طرف مقابل شی نیست بلكه یك انسان است و انسان‌ها نیاز به توجه دارند. جالب است بدانید كه تحقیقاتی انجام شده‌است كه اگر كودكی از لحظه تولد هیچ توجهی را دریافت نكند و تنها به او آب و غذا بدهند زنده نخواهد ماند. آدم‌ها وقتی توجه لازم را نمی‌بینند كم‌كم از رابطه سرد می‌شوند و همین به رابطه آسیب می‌زند.



روز چهارم : در توقعات منطقي باشيد

یكی از آسیب‌هایی كه در زندگی بسیاری زوج‌ها وجود دارد توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای است كه از یكدیگر دارند. وقتی مرتب از یكدیگر توقع داشته باشید طرف مقابل در منگنه قرار می‌گیرد حالا اگر این توقعات غیر واقع‌بینانه، بیش از اندازه و فراتر از توان او باشد می‌تواند مشكلات عدیده‌ای ایجاد كند، مثلا انتظاراتی چون « وقتي سركار هستی باید 5 بار به من زنگ بزنی» یا «باید وقتی به خانه می‌رسی همه كارهایت را كنار بگذاری و فقط با من حرف بزنی» و... به خودتان و رابطه‌تان نگاه كنید و ببینید در كجاها از طرف مقابل توقعات بیش از اندازه دارید كه اجابت آن مشكل یا غیرممكن است و در همین‌جاها چقدر بحث و جدل پیش می‌آید.

روز پنجم : صبور نبودن، يعني خودخواهي

یكی دیگر از آسیب‌هایی كه می‌تواند به رابطه خدشه وارد كند صبور نبودن طرفین است مثلا زمانی كه طرف مقابل‌تان در حال مطرح كردن خواسته‌ای است یا انتقادی می‌كند یا در حال بیان عصبانیتش است یا حتی حالش بد است یا هرچیز دیگر ؛شما صبر ندارید تا او حرف‌هایش را بزند تا كمی آرام شود یا... اشتباه‌ترین كار اين است كه؛ وقتی می‌بینید ذهن همسرتان بسیار مشغول  است خود را جای او قرار ندهید و دركش نكنید، یعنی صبر نداشته‌باشید كه حالش تغییر كند و در عوض مرتب جواب او را بدهید و شما هم انتقاد و بحث كنید، همه این‌ها می‌تواند نشان‌دهنده خودخواهی شما باشد. همین صبور نبودن باعث می‌شود، هر حرفی گفته شود و در نتیجه خیلی از پل‌ها خراب شوند.



روز ششم : به ویژگی‌های مثبت همسرتان توجه كنید

یكی دیگر از آسیب‌های رابطه توجه نكردن زوج‌ها به جنبه‌های مثبت یكدیگر است. باید این را قبول كنید كه به طور طبیعی هر آدمی چه شما، چه همسرتان نقص‌هایی دارد و اگر بخواهید تنها با نگاه نقص‌بین و كمال‌گرایانه‌ای نسبت به طرف مقابل بنگرید، تنها نقص‌هایش را می‌بینید و دیر یا زود از چشم‌تان می‌افتد. اگر تنها نقص‌های همسرتان را ببینید، آن‌ها را بزرگ كنید و توجهی به ویژگی‌های مثبت او نكنید و حتی آن‌ها را كوچك كنید، چیزی نمی‌گذرد كه دیگر همسرتان را دوست نخواهید داشت و نمی‌توانید با او زندگی كنید.



روز هفتم : مهارت‌های حل مسئله را یاد بگیرید

نداشتن توانایی برای حل مسائل زندگی می‌تواند حسابی به زندگی شما آسیب برساند، خیلی از زوج‌ها حتی نمی‌دانند كه مسئله‌شان واقعا چیست! در واقع آن‌ها آنقدر با هم بحث می‌كنند و همه چیز را پیچیده می‌كنند كه اصلا از یكدیگر نمی‌پرسند «مسئله تو چیست؟» من برای حل مسئله توصیه‌ای ساده دارم كه همه‌جا می‌توان انجام داد و نام آن هشت پای حل مسئله است. وسط یك كاغذ دایره‌ای بكشید و مشكلات خود را به صورت یك تیتر كلی درون دایره بنویسید مثلا «سفر رفتن در عید نوروز» یا مثال دیگر «دعوت كردن خانواده‌ها» یا.... حالا در سمت راست دایره 4خط بیرون بكشید(مثل پاهای هشت‌پا) و زیر هركدام از این خط‌‌ها علت‌هایی كه باعث به وجود آمدن این مسئله شده‌اند را بنویسید. در سمت چپ، چهار پای دیگر هشت‌پا را بكشید و روی خط‌ها راهكارهایی كه برای هركدام از علت‌ها وجود دارد را بنویسید تا كاملا مسئله برای‌تان روشن شود.باید بدانید وقتی نتوانید مسئله را به درستی ببينید، وقتی نتوانید علت‌هایش را به درستی پیدا كنید، به‌طور طبیعی قادر به ارائه راهكار برای حل آن نیز نخواهید بود.



روز هشتم : به همسرتان گوش كنید

به تجربه دیده‌ام كه بسیاری از زوج‌ها اصلا به آن‌ يكي گوش نمی‌كنند، در واقع اصلا برای یكدیگر وقتی ندارند تا باهم گفت‌وگو كنند، گپ بزنند و... در تحقیقی كه در دانشگاه ماساچوست انجام شده آمده، زوج‌هایی كه به یكدیگر گوش نمی‌كنند و بین‌شان فضای گفت‌وگو نیست بعد از یك سال با مشكلات شدید زناشویی مواجه می‌شوند.باید یك زما‌ن‌هایی تنها به همسرتان فضا دهید تا با شما حرف بزند، در این زمان‌ها نباید به دنبال حرف‌زدن خودتان باشید بلكه باید با تمام وجود به طور فعال به او گوش دهید، در این زمان باید تمام حواس‌تان به او باشد، یعنی نه روزنامه بخوانید نه تلویزیون ببینید و نه در آشپزخانه باشید، نه بچه‌ها در كنارتان باشند و... تنها گوش دهید حتی اگر انتقاد بشنوید تا تمام احساسات و هیجانات همسرتان خالی شود و دیگر مشكلی با شما نداشته باشد.



روز نهم : احساس مالكیت نكنید

خیلی از زوج‌ها نسبت به همسرشان احساس مالكیت می‌كنند، مثلا این‌كه «او زن من است»، «شوهر من است» به همین دلیل مرتب او را چك می‌كنند، به او زنگ می‌زنند، او را كنترل می‌كنند، از او می‌خواهند رفتارش را عوض كند مثلا فلان كار را بكند‌، فلان گونه نباشد و... این مورد حتما به رابطه آسیب می‌رساند، ممكن است ابتدای رابطه طرف مقابل به خاطر دوست داشتن یا احترام خواسته‌های همسرش را برآورده كند ولی به مرور احساس دلزدگی می‌كند، اعتمادبه‌نفسش را از دست می‌دهد و از رابطه دلسرد می‌شود. جبران خلیل جبران در كتاب پیامبر می‌گوید: «رابطه دو زوج مثل دو ستون زیر یك سقف است، اگر این دو ستون از یك حدی بیشتر به هم نزدیك شوند سقف می‌ریزد و اگر از حدی بیشتر از هم دور شوند باز هم سقف می‌ریزد.» وقتی احساس مالكیت زیاد شود یعنی زوج از یك حدی بیشتر به هم نزدیك شده‌اند و به‌حریم‌های یكدیگر نفوذ كرده‌اند این می‌تواند آسیب زننده باشد.



روز دهم : همسرتان هميشه مقصر نيست

بعضی از زوج‌ها مدام رفتارهای منفی یكدیگر را ديده و آن‌ها را به رخ یكدیگر می‌كشند و همدیگر را مقصر می‌دانند، به هم برچسب می‌زنند، سرزنش می‌كنند و از جملاتی چون «تو باعث شدی»، «تو هیچ‌وقت نخواستی»، «خانواده‌ات هم همین ‌جوری‌اند» و... استفاده مي‌كنند.

خود زوج‌ها بهتر می‌دانند با این بحث‌ها نمی‌توان به هیچ‌جا رسید و با زیرسوال بردن طرف مقابل در او تغییری ايجاد كرده چون وقتی شما شروع به سرزنش او می‌كنید در آن لحظه او احساس گناه كرده و حالت دفاعی به خود می‌گیرد و در آن احساس گناه گیر می‌كند؛ باید بدانید آدمی كه در فضای احساس گناه است یا گارد گرفته‌ به هیچ‌وجه تغییری نمی‌كند.

حواس‌تان باشد فقط همسرتان را مقصر جلوه ندهيد، ‌به خود نیز نگاهی بیندازید تا ببینید شما می‌توانید برای بهبود این رابطه چه كار كنید؟



روز یازدهم : تفاوت‌های همسرتان را بپذیرید

خیلی از اوقات نمی‌توانیم قبول كنیم طرف مقابل متفاوت از ما فكر می‌كند و همین امر می‌تواند حسابی آسیب‌زننده باشد. در یك خانواده یك خواهر و برادر كه والدین یكسان هم دارند تفاوت‌های زیادی با هم دارند چه برسد به 2 زوج كه از 2 دنیای متفاوت با خانواده‌های مختلف آمده‌اند. باید تفاوت‌ها را پذیرفت، اگر بخواهید مرتب طرف مقابل را زیر سوال برده و او را به خاطر عادت‌هایش بازخواست كنید، بحث‌ها شروع خواهد شد بنابراین اول باید بپذیرید با هم اختلاف سلیقه دارید و بعد با هم فكر كنید كه چگونه به نقطه اشتراك برسید.

روز دوازدهم : او مهم‌تر از همه است

پرداختن بیش از حد به دیگران مثل پدر و مادرها یا بچه‌ها می‌تواند به رابطه شما آسیب بزند مثلا بعضی از زوج‌ها هستند كه با به دنیا آمدن بچه همه توجه خانم به سمت بچه می‌رود در این مواقع آقا به مرور احساس ناامنی و عدم توجه می‌كند و آسیب می‌خورد و حتی احتمال خیانت وجود دارد و... یا مثلا آقا اولویت اول را به پدر و مادرش بدهد و در اولویت بعدی زندگی مشتركش را قرار می‌دهد و اول از همه برایش مهم است كه والدینش چه می‌گویند در صورتی كه وقتی ازدواج می‌كنید ضمن احترامی كه برای پدر و مادرها قائلید باید اولویت اول را به همسرتان بدهید و نظر او برای‌تان مهم‌تر از هركس دیگر باشد تا زندگی‌تان را بهتر مدیریت كنید.



روز سیزدهم : اجازه دخالت ندهید

به زوج‌ها توصیه می‌كنم اجازه ندهید هیچ‌كس و هیچ حرفی بین شما و همسرتان قرار بگیرد، مثلا وقتی خانم حرفی را كه پدرش درباره همسر ‌او زده به خانه می‌آورد مسلم است مشكل ایجاد می‌شود یا بالعكس. وقتی شما اجازه دهید خانواده‌تان هر رفتار یا برخوردی را با زندگی شما بكنند و هیچ تذكری هم به آن‌ها ندهید تنها به این دلیل كه آن‌ها بزرگ‌تر هستند اين می‌تواند مشكل‌ساز شود، قرار نیست به بزرگ‌ترها بی‌احترامی شود بلكه باید سعی كنید زندگی‌تان را مدیریت كنید تا به هم نریزد.

خطرناک ترین جاده های دنیا را بشناسید

معمولا به رانندگان تازه وارد گفته می‌شود که برای رانندگی در جاده، در ابتدا کنار یک راننده‌ای که در جاده تجربه زیادی دارد، بنشیند تا از آن‌ها بیاموزند و در صورت مواجه شدن با خطر، بهترین و البته سریع‌ترین راه حل را انتخاب کند. وجود کامیون‌ها و کشنده‌های غول آسا، رانندگان کم حواس و خواب‌آلود، تاریکی جاده، پیچ‌های تند و خطرناک، خطر ریزش سنگ، تغییرات آب و هوایی و هزاران موارد دیگر باعث شده‌اند تا جاده‌ها برای رانندگان دلهره‌آور، چالش‌انگیز و تهدید کننده باشند.از آن‌جایی که اکثر رانندگان تنها به منظور سفر یا رفت و آمد به محل کار و... از جاده‌ها استفاده می کنند، تجربه کمی در جاده‌ها دارند و این امر به خطرات جاده دامن می‌زند. در حالی‌که برای برخی دیگر، تردد در جاده‌ها به نوعی به زندگی آن‌ها تبدیل شده است. این رانندگان حاضرند هر چند هم که ناگزیر باشند، در هر شرایطی از جاده‌ها استفاده کنند. بارانی و لغزنده، کوهستانی و سنگ​لاخی و شب یا روز برای‌شان تفاوتی ندارد.در نوشتار زیر به چند مورد از خطرناک‌ترین جاده‌های دنیا اشاره می‌کنیم که در صورت عدم رعایت مسائل ایمنی، به روش‌های گوناگونی می‌تواند باعث مرگ شما شود. حتی خواندن درباره این جاده‌ها، مو بر تن راست می‌کند چه برسد به بودن و تردد در آن‌ها.

یونگاس شمالی

North Yungas

 احتمالات مرگ: لِه شدن، سقوط، اصابت گلوله از سوی کارتل‌های مواد مخدر بولیویایی 

جاده یونگاس که به جاده مرگ و Grove نیز شهرت دارد، بین 60 تا 70 کیلومتر طول دارد و لاپاز را به کورویکو متصل می‌کند. طبق گزارش بی.بی.سی، سالانه 300 نفر در این جاده می‌میرند.این جاده در دهه 30 میلادی توسط اسرای جنگی ساخته شده است که از شهر لاپاز که با 3660 متر ارتفاع از سطح دریا به عنوان مرکز اداری کشور بولیوی شناخته می‌شود، شروع شد. البته بخشی از این جاده، از ارتفاع اشاره شده هم مرتفع تر می‌شود. عرض بخش اعظم این جاده، 3.2 متر است و با توجه به این‌که هیچ گارد ریلی در کنار این جاده کوهستانی وجود ندارد، حتی تردد اتومبیل‌ها (با حداقل عرض 1.7 متر) هم از دو جهت مخالف مشکل بوده چه بسا که این جاده، بیش‌تر کامیون‌رو است. یونگاس از یک سو به کوه و از یک سو به دره‌ای با عمق حداقل 600 متر با شیب تقریبا 90 درجه ارتباط دارد. مِه و باران‌های سیل آسا نیز از عناصر جدانشدنی این جاده هستند.

طبق آمار ثبت شده، بدترین حادثه رخ داده در این جاده به تاریخ 24 ژولای 1983 بازمی‌گردد که یک اتوبوس با 100 مسافر درون دره افتاد و تمام مسافران را به کشتن داد.

خاردونگ لا 

Khardung LA

احتمالات مرگ: لِه شدن، اصابت گلوله شلیک‌شده توسط نگهبانان مرزی، خفگی بدلیل کمبود اکسیژن 

این جاده که در هند مستقر است، یکی از سه مسیر ماشین رو مرتفع در دنیا بوده که 5359 متر از سطح دریا ارتفاع دارد که Leh شمالی را به شیوک و نوبرا وَلی متصل می‌کند. سطح این جاده، صاف‌تر و یکنواخت‌تر از بسیاری از جاده‌های هند است اما ارتفاع زیاد و طبعا، کمبود اکسیژن برای وسایل نقلیه و انسان، و هم‌چنین آب و هوای غیر قابل پیش‌بینی، تردد را در این جاده به چالشی بزرگ تبدیل کرده است. 

سطح این جاده در وسط مملو از خاک و ماسه و در اطراف مملو از سنگ‌های ریز و درشت است، که با در نظر گرفتن عدم بکارگیری گارد ریل، عرض کم و اشراف به دره‌ای عمیق از یک سو، هدایت و کنترل وسایل نقلیه را به امری دشوار مبدل ساخته است. اما طبق گزارشات، این جاده یکی از جاده‌های مورد علاقه دوچرخه‌سواران است که دلیل آن اعلام نشده است.

آزاد راه لنا

Lena

  احتمالات مرگ: گرسنگی، تشنگی، غرق‌شدن، یخ زدن

اگر از شرایط جاده‌های اطراف محل زندگی‌تان شکایت دارید، با دانستن در مورد این جاده، قطعا دیگر شکایتی نخواهید داشت. لِنا، شهر Yautsk را به جنوب روسیه متصل می‌کند و 1212 کیلومتر طول دارد. 

سطح آن کاملا خاکی بوده و هیچ آسفالتی ندارد. نه به خاطر بی مبالاتی مسئولان و عدم اختصاص دادن بودجه، بلکه به دلیل باران‌های مکرر و خاکی بودن سطح جاده، لِنا همیشه غرق در گل بوده و آسفالت کردن آن غیرممکن است.

در زمستان با یخ زدن گل سطح مسیر، جاده لغزنده شده و برای رانندگان چالش بر انگیز است.  در تابستان نیز با بارش مکرر باران، لِنا به دریاچه‌ای از گل تبدیل می‌شود و تقریبا دو ماه از سال، کاملا گلی است. طبق گزارشات، بارها پیش آمده که این جاده گل آلود، اتومبیل‌های سبک وزن و کوچک را بلعیده است.

جاده زمستانی توکتویاکتوک

Tuktoyaktuk

  احتمالات مرگ: یخ زدگی، غرق شدن

شاید پیش خود فکر کنید که کلمه زمستانی در این عبارت چه می‌کند. در پاسخ به این سؤال باید گفت که این جاده فقط در زمستان قابل استفاده است. این جاده که در یکی از شمالی‌ترین نقاط کانادا مستقر است از یخ زدن آب سطح رودخانه مَکِنزی و اقیانوس شمال پدیدار می‌شود. این جاده، اینوویک و توکتویاکتوک را به هم متصل می‌کند و بخشی از آزادراه Dempster را تشکیل می‌دهد.

این جاده در سطح دریا بوده و 130 کیلومتر طول دارد که بیش‌تر آن بر روی دریاچه مَکِنزی است. روی سطح آن، مملو از ترک‌ها و شکاف‌های بزرگ و کوچک بوده که کشنده‌ها و کامیون‌های سنگین با عبور از روی آن، سر از اعماق دریا در می‌آورند.

با وجود تمام خطرات ممکن، آمار مرگ و میر در این جاده بسیار کم بوده زیراکه ضخامت سطح یخ‌زدگی روی دریاچه 2.5 متر است و به راحتی از بین نمی‌رود.

تونل گوالیانگ

Guoliang

  احتمالات مرگ: لِه شدن، حمله قلبی از شدت ترس

برای کسی که از ارتفاع و هم‌چنین فضای تنگ و تاریک می‌ترسد، عبور از این جاده معادل مرگ است. زیرا این جاده، هم در ارتفاع زیادی از سطح دریا ساخته شده و هم این‌که از دل کوه عبور می‌کند.

تونل Guoliang، در کوه‌های تای هانگ چین مستقر است و تنها 3.6 متر عرض این جاده است اما خوشبختانه، تنها 1200 متر طول دارد. به دلیل این‌که این جاده از دل کوه می‌گذرد، 4.5 متر ارتفاع دارد. اگرچه این جاده کم تردد بوده و طول زیادی ندارد، مواجه با آن در صورت عدم آمادگی و مخصوصا برای اولین‌بار، قطعا بسیار دلهره‌آور است.

چرا زن‌ها و مردها حرف هم را نمی‌فهمند؟!

 زن‌ها و مردها به لحاظ شخصیتی و مهارت‌های ارتباطی تفاوت‌های زیادی باهم دارند اما بسیاری از خانم‌ها و آقایان از این نكته مطلع نیستند به همین دلیل شیوه برخورد درست با هم را نمی‌دانند و در نتیجه انتظارات و توقعات نابجایی از هم پیدا می‌كنند. این مسئله بیشتر از همه در روابط خانوادگی و زناشویی خود را نشان می‌دهد، وقتی زن و شوهر يكدیگر را درست نشناسند چگونه می‌توانند نیازهای هم را درست پیش‌بینی كنند و یكدیگر را راضی و خرسند نگه دارند؟ همین امر به مرور باعث به‌وجود آمدن اختلاف‌های جدی می‌شود و در مواردی هم زن و شوهرها به این نتیجه می‌رسند كه با هم تفاهم ندارند و این می‌تواند عواقب وخیمی به بار آورد، در این مطلب سعی می‌كنیم به شما بگوییم با همسرتان به لحاظ روانی چه تفاوت‌هایی دارید و چه توقعاتی می‌توانید از او داشته‌باشید.



قدرت‌بدني مهم نيست

نمی‌توان گفت كه آدم‌های با اعتماد به نفس كمتر از دیگران دچار شك و ترديد می‌شوند اما بايد بدانيد آن‌ها بهتر این شك‌ها را مدیریت می‌كنند و می‌توانند تمام انرژی خود را معطوف به حل مسئله كنند و این همان جایی است كه تفاوت‌هایی میان مردها و زن‌ها می‌بینیم.

مردها: در طول تاریخ مردها برای آنچه خواسته‌اند جنگیده‌اند،  آن‌ها با توان فیزیكی بالایی كه داشتند توانستند ثروت و منابع زیادی را به دست بیاورند. ولي در دوران مدرن كه تكنولوژی پیشرفت زیادی كرده‌است مسائل خیلی كمی هستند كه به قدرت‌بدنی نیاز داشته ‌باشند. این روزها وقتی تعارض و تضادی پیش می‌آید، مردها سعی می‌كنند با گفت‌وگویی صلح‌آمیز آن را حل كنند اما همچنان در ناخودآگاه آن‌ها این موضوع وجود دارد كه قدرت بدنی بیشتری دارند، به همین دلیل وقتی بحث و جدلی پیش می‌آید كه نمی‌توان با صحبت آن را حل كرد، ناخودآگاه قدرت بدنی آن‌ها به ذهن‌شان می‌آید و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس‌شان می‌شود، البته منظورمان این نیست كه آن‌ها از این نیرو استفاده می‌كنند بلكه به لحاظ ذهنی قوی‌ترشان می‌كند.

زن‌ها: زن‌ها می‌دانند كه به لحاظ قدرت بدنی توان كمتری دارند و شاید همین امر باعث می‌شود برای خیلی از خانم‌ها بحث جدی با آقایان كمی مشكل شود چون وقتی بحث بالا می‌گیرد ناخودآگاه یادشان می‌آید به لحاظ بدنی ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر هستند و نمی‌توانند به خوبی در برابر آن مرد از خود دفاع كنند. ولي توصیه ما به خانم‌ها این است كه اول از همه یادشان باشد، اگر طرف مقابل حمله فیزیكی كند بیشتر نشان‌دهنده ترس اوست تا قدرتش. از طرف دیگر در طول تاریخ مردها از طریق قدرت بدنی خود زندگی را گذراندند ولی زن‌ها بیشتر از مهارت‌های زبانی خود استفاده كرده و توانسته‌اند مردها را متقاعد كنند، پس قدرت خود را در قانع كردن طرف مقابل دست‌كم نگیرید.



مردها برای‌شان هدف مهم است 

مردها مشكلات‌شان را همانند یك ماشین اتوماتیك حل می‌كنند؛ آن‌ها روی موضوعی تمركز كرده و همه كار می‌كنند تا آن را به دست آورند و به همين دليل، فرآیند و راهی كه آن‌ها را به خواسته‌‌شان می‌رساند برای‌شان چندان مهم نیست، مهم تنها نتیجه است اما زن‌ها توجه بیشتری به فرآیندها و طریقه رسیدن به هدف دارند و سوال مهم برای آن‌ها این است كه چطور بهتر عمل كنند؟ چگونه رفتار كنند؟ چگونه كار درست را انجام دهند؟ همه این سوال‌ها می‌تواند توجه را از هدف نهایی منحرف كند و حتی گاهی دسترسی به هدف غیرممكن می‌شود. به خانم‌ها توصیه می‌كنیم اینقدر به حاشیه‌ها فكر نكنند بهتر است تمام توجه‌تان را تنها به یك نتيجه مثبت متمركز كنید. البته باید حواس‌تان به تمام موانع ممكن و راه‌های غلبه بر آن‌ها باشد، جالب است بدانید افراد با اعتماد به نفس یك قانون مهم دارند: به جای این‌كه هنگام مواجهه با مسائل نگران پیامدها شوند تنها به حل آن فكر می‌كنند.



اعتماد به نفس با بي‌ادبي فرق دارد

مردها خیلی به ندرت به مشكلات‌شان اعتراف می‌كنند؛ آن‌ها وقتی به‌دنبال دستیابی به علائق خود هستند كم پیش می‌آید احساسات افراد دیگر را در نظر بگیرند. مردانی كه هدف برای‌شان مهم است معمولا سلطه‌جو هستند؛ آن‌ها تنها به‌دنبال دستیابی به هدف‌شان هستند و برای‌شان اهمیتی ندارد كه همكاران یا زیردستان‌شان درباره آن‌ها چه فكری می كنند، آن‌ها نمی‌ترسند كسی را بیازارند یا گستاخ به‌نظر برسند. زن‌ها در نقطه مقابل هستند، برای آن‌ها بسیار مهم است دیگران درباره آن‌ها چه فكری كنند؛ آن‌ها می‌خواهند همه را خشنود كرده و همه آن‌ها را تحسین كنند و دوست‌شان داشته باشند و در نتیجه آن‌ها حاضر می‌شوند كارهایی را كه نمی‌خواهند انجام دهند تنها به این دلیل كه همكاران و دوستان‌شان را نیازارند. نمی‌‌گوییم بیش از اندازه بر اهداف‌تان پافشاری كنید و حاضر باشید به هر دليلي به خودتان فشار بیاورید اما حواس‌تان باشد اعتماد به نفس با بی‌ادبی یا گستاخی فرق دارد.



خانم‌ها رمزگشاتر هستند

توانایی رمزگشایی به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیركلامی اوست؛ برای نمونه فردی كه این توانایی را دارد كه از حالات صورت، وضعیت بدن و حركات و نیز صدای دوست خود، در می‌یابد كه او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این توانایی در زنان به‌مراتب بیش از مردان است؛ زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف به ویژه از حالات صورت بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی هم دیده می‌شود. زنان در رمزگشایی توان بالایی دارند برای مثال در یك جمع و در یك مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره كند خانم سریعا متوجه می‌شود و مسیر حرف را عوض می‌كند ولی آقایان كمتر می‌توانند چنین كاری بكنند.



فرق زن‌ها و مردها در كنترل احساسات

مردها: از همان دوران كودكی معمولا پسرها را جوری تربیت می‌كنند كه در آینده بتوانند از خودشان دفاع كنند. آن‌ها یاد می‌گیرند نباید گریه كنند،  نباید از هیچ چیزی بترسند، نباید موجودات ضعیف‌تر را بترسانند و اذیت كنند. پدر و مادر به آن‌ها یاد می‌دهند باید قوی و شجاع باشند و روی خودشان كنترل داشته باشند. آدم‌ها و جامعه نیز از یك مرد انتظار دارند در هر موقعیتی آرامشش را حفظ كند، به دلیل همين باورها مردها تلاش می‌كنند كه چنین قابلیت‌هایی را در خود به‌وجود آورند اما منظور ما این نیست كه مردها در وضعیت‌های بحرانی عصبی نمی‌شوند. آن‌ها معمولا احساسات‌شان را كمتر نشان می‌دهند، در نتیجه زن‌ها احساس می‌كنند مردها اعتماد به نفس زیادی دارند و كاملا به‌خودشان مطمئن هستند.

زن‌ها: خانم‌ها به‌طور طبیعی، ‌احساساتی‌تر و حساس‌تر هستند، عصبی بودن آن‌ها كاملا آشكار است و خیلی راحت می‌توان آن‌ها را آشفته كرد و بعد نقطه ضعف‌های‌شان را به رخ كشید. اگر به‌عنوان یك خانم دوست ندارید كسی بتواند با شما چنین كاری كند باید یاد بگیرید در جمع به‌خود مسلط باشید و خودتان را كنترل كنید. حواس‌تان به تمام حركت‌ها، حالت‌های صورت و صدای‌تان باشد. وقتی عصبی می‌شوید، سعی كنید عمیق نفس بكشید و حواس‌تان باشد كه كاری نكنید كه بعدا از خودتان خجالت بكشید. باید سعی كنید احساسات‌تان را تا زمانی كه به خانه می‌روید یا جایی كه غریبه‌ای نیست درون‌تان نگه داريد و آن‌ها را بروز ندهید. البته حواس‌تان باشد نباید احساسات منفی را درون خودتان نگه دارید بلكه باید به نحوی آن‌ها را تخلیه كنید و اما هیچ‌گاه افراد با عزت نفس این كار را در مقابل غریبه‌ها انجام نمی‌دهند. البته فراموش نكنید هیچ‌كس از شما انتظار ندارد كه همچون مردها رفتار كنید ولي اگر بتوانید در موقعیت‌های بحرانی خودتان را كنترل كنید، برای‌تان نقطه قوت بزرگی است.

مردها پیام‌ها را می‌سنجند و زن‌ها فراپیام را

زنان و مردان با وجودی كه از كلمات مشابه استفاده می‌كنند ولی حرف یكدیگر را نمی‌فهمند. كلماتی كه ما به كار می‌بریم 2 قسمت دارند: به اطلاعاتی كه به وسیله معانی كلمات منتقل می‌شوند «پیام» می‌گویند و آنچه درباره روابط مخابره می‌شوند، تلقی در قبال یكدیگر، موقعیت و حرفی كه می‌زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما هنگام صحبت‌كردن، «فراپیام» ناميده مي‌شود. در حالی كه كلمات اطلاعاتی را منتقل می‌سازند، طرز سخن ما،  بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای كلمات و تاكیدها، ذهنیت ما را مشخص می‌سازند؛ حالتی كه به مخاطب ما می‌فهماند عصبانی هستیم یا احساس دوستانه داریم و می‌خواهیم صمیمی‌تر شویم همان فراپیام است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند، زن‌ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می‌دهند در حالی كه برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد. زنان برای بیان احساسات به‌خود حق می‌دهند از انواع صفات عالی و مبالغه‌آمیز استفاده كرده و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند؛ مثلا می‌گویند:« تو هیچ وقت به فكر من نبودی»، « تو همیشه دیر می‌آیی»، «100 بار به شما گفتم.» زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی‌بیند در صورتی كه مردان این كلمات را واقعی پنداشته و واكنش نامناسب نشان می‌دهند؛ مثلا می‌گویند: «در یك ماه گذشته فقط یك شب دیر آمدم.»



فرق ميان گوش دادن زن و مرد

تحقیقات نشان می‌دهند زن‌ها و مردها از روش‌های متفاوتی برای نشان دادن گوش‌كردن خود به حرف‌هاي ديگران استفاده می‌كنند. زن‌ها حین گوش دادن بیشتر سر تكان می‌دهند و از كلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می‌كنند و مقصودشان نیز از استفاده این كلمات این است كه «دارم به حرف های شما گوش می‌دهم.» ولی مردها كمتر این حركات انجام می‌دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و كلمات استفاده می‌كنند كه بخواهند توافق خود را اعلام كنند بنابراين بيشتر اوقات زن‌ها شكایت می‌كنند كه همسرشان به حرف‌های‌شان گوش نمی‌دهد یا حوصله شنیدن حرف‌های آن‌ها را ندارد. در صورتی كه نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.

گوشتخوارترین مردم دنیا را بشناسید!

کدام یک از کشورهای دنیا بیشترین سرانه مصرف گوشت را دارد؟ پاسخ این سوال می تواند شما را شگفت زده کند.

اشتباه نکنید، پاسخ این سوال آمریکا نیست (اگرچه آمریکایی هایِ همبرگر دوست رتبه دوم مصرف سرانه گوشت را دارند)، بلکه کشور کوچک لوکزامبرگ است که سرانه مصرف گوشت در آن به 136.5 کیلو گرم (یا تقریباً 300 پوند) در سال می رسد. در بین 177 کشوری که موردبررسی قرار گرفته اند، هندوستان کمترین میزان مصرف گوشت را داشته است.

طبق یافته های این تحقیق، که توسط FAO (سازمان موادغذایی و کشاورزی ملل متحد) صورت گرفته است، مصرف گوشت جهان در طول 50 سال گذشته افزایش یافته است.

به گزارش برترین ها مصرف گوشت علاوه بر ایجاد مشکلات جسمی، به محیط زیست نیز آسیب های جدی می رساند. اطلاعات FAO در سال 2008 نشان داد که 18 درصد از گازهای گلخانه ای از فعالیت های دامداری ناشی می شوند، که این میزان در مورد اتومبیل ها، قطارها، و قایق ها تنها 13 درصد بوده است.

آمار تحقیقات بدست آمده از مصرف گوشت کشور ها به شرح زیر است:

1. لوکزامبورگ با مصرف 136.5 کیلوگرم در سال
2. ایالات متحده آمریکا با مصرف 122.7 کیلوگرم در سال
3. استرالیا با مصرف 118.7 کیلوگرم درسال
4. نیوزلند با مصرف 115.6 کیلوگرم درسال
5. اسپانیا با مصرف 109.7 کیلوگرم درسال
.
.
.
173. روآندا با مصرف 5.3 کیلوگرم در سال
174. بوروندی با مصرف 4.8 کیلوگرم در سال
175. جمهوری دموکراتیک کنگو با مصرف 4.4 کیلوگرم در سال
176. بنگلادش با مصرف 4 کیلوگرم در سال
177. هند با مصرف 3.1 کیلو گرم در سال

اگر احساس می‌كنید در برابر همسرتان همیشه كم آورده‌اید

 نه زندگی میدان جنگ است و نه شما یك آدم بی‌عیب و نقص یا همیشه شكست خورده. این پیش‌فرضی ‌است كه اگر باورش داشته باشید، بسیاری از مشكلات‌تان با خود و دیگران حل می‌شوند. در این  مقاله  نمونه برخی اشتباهات رایج در زندگی مشترك را مطرح می‌كنیم كه تنها به دلیل نداشتن عزت نفس بالا رخ می‌دهند و از شما می‌خواهیم كه پس از خواندن مشكلات این آدم‌ها، با دقت بیشتری به رفتار‌ها و سبك زندگی‌تان نگاه كنید.  اگر  شما هم خودتان را شبیه  چنین آدم‌هایی‌می‌بینید، توصیه می‌كنیم با حذف برخی ویژگی‌های‌تان عزت نفس خود را بالا ببرید. نمی‌گوییم كار آسانی است‌ اما اگر این عادت‌های كهنه را نادیده بگیرید، دیر یا زود زندگی مشترك‌تان را با مشكلات زیادی روبرو می‌كنید كه حل كردن‌شان ساده نیست.


زمانی كه زهره با همسرش ازدواج كرد، تازه وارد دانشگاه شده بود. او كه فكر می‌كرد به دنیای پرمسئولیتی وارد شده و توان انجام همه كارها با هم را ندارد،‌ به سختی چند واحدی گذراند و ترجیح داد با گرفتن كاردانی و بیرون آمدن از دانشگاه، وقتش را وقف همسرش كند.

 حالا او یك زن 31ساله است كه در 10 سال گذشته جز مسائل خانه‌داری، برای یادگرفتن هیچ چیزی وقت نگذاشته و احساس می‌كند كه كیلومتر‌ها از همسرش كه فوق لیسانس مدیریت و مدیر یك شركت خصوصی است، عقب مانده. زهره فكر می‌كند، برای دوباره شروع كردن دیر است و راهی كه برای حفظ زندگی به نظرش می‌رسد، نظارت بیشتر بر همسرش و مانع پیشرفت بیشتر او شدن است. شما اگر موقعیت مشابهی داشتید،‌ چه رفتاری می‌كردید؟
  • سراغ توانایی‌های‌تان بروید
اگر شما حس كنید در زندگی‌تان آنقدر كه باید خوب عمل نمی‌كنید و همیشه شكست می‌خورید این موضوع باعث می‌شود تصویری كه در مورد خودتان دارید هم خدشه‌دار شود و درنتیجه دیگران هم تصویر جالبی در مورد شما نخواهند داشت. قرار نیست شما در تمام موضوعاتی كه همسرتان از آن‌ها سردر می‌آورد وارد شوید اما قطعا مسائلی هست كه شما بیشتر از او از آن‌ها اطلاع دارید و بیشتر توانایی رسیدگی به آن‌ها را دارید. 

سعی كنید به این مسائل رسیدگی بیشتری كنید تا هم تصویرتان در ذهن خودتان بهتر شود و هم در ذهن دیگران. نقاط قوت خودتان را فهرست كنید و اگر از آن‌ها با خبر نیستید، نظر دیگران را در این مورد بپرسید اما سعی نكنید خود را وارد هر ماجرایی بكنید و با صحبت كردن در مورد موضوعاتی كه تخصص یا اطلاعی در مورد آن‌ها ندارید، حرف‌های‌تان را برای دیگران بی‌اعتبار كنید.
  • خودتان را بشناسید
به جای این‌كه پله ترقی همسرتان شوید و خودتان درجایی كه هستید در جا بزنید، در عین حمایت كردن از او به فكر رشد خودتان هم باشید. سعی كنید تعریفی از خود داشته باشید كه به شما اعتماد به نفس و آرامش می‌دهد. در ذهن‌تان یك عنوان برای خود بسازید و سعی كنید این عنوان را هر روز تقویت كنید. 

مثلا بگویید من آشپز خوبی هستم؛ من یك ورزشكارم؛ من كارمند نمونه‌ای هستم؛ من به فكر تحصیلاتم هستم و... اگر شما چنین عنوانی را در ذهن‌تان نداشته باشید، بعد از چند سال احساس بی‌ارزشی خواهید كرد و ممكن است فكر كنید همین همسری كه شما پله ترقی‌اش شده‌اید، هزاران پله از شما بالاتر است و چرا باید برای بودن با شما انرژی بگذارد! در عین حال همیشه پشتیبان همسرتان باشید و به‌خاطر ترس از این‌كه روزی از شما بالاتر برود و قدرتان را دیگر نداند، او را از آنچه استحقاقش را دارد محروم نكنید.

الهام و دوستان خانوادگی‌اش هفته‌ای یك‌بار دور هم جمع می‌شوند. دوستانی كه به نظر الهام، هر كدام‌شان دلیلی برای افتخار كردن به خود را دارند. البته خود او هم زن موفقی است. هم ظاهر خوبی دارد و هم تحصیلات بالایی اما چون مثل دوستان دیگرش سراغ كار بیرون از خانه نرفته، احساس می‌كند كه ممكن است دیگران توانایی‌هایش را نادیده بگیرند. به همین دلیل سعی می‌كند كه گاهی برتری‌هایش را به دیگران گوشزد كند تا مبادا یاد‌شان برود كه او هم چیزی از دیگران كم ندارد. شما در چنین موقعیتی چه رفتاری می‌كنید؟
  • به فكر اثبات خود‌تان
دیگران شما را همان‌طور كه هستید می‌بینند، با تمام توانایی‌ها و ضعف‌های‌تان. شاید در برخورد‌های اولیه به تمام این موضوعات پی نبرند اما در ملاقات‌های بعدی نظر‌شان را در مورد شما اصلاح می‌كنند و به شناخت بهتری می‌رسند. تا زمانی كه این تصور در آن‌ها كامل شود دست نگه‌دارید و به‌خاطر ترس از قضاوت‌های آن‌ها مدام خود‌تان و عادت‌های‌تان را معرفی نكنید. اگر شما در كار‌تان برجسته باشید، ‌اخلاق خوبی داشته باشید یا هزار و یك هنر دیگر در وجودتان باشد، دلیلی ندارد كه به محض دیدن دیگران از همه این توانایی‌ها پرده‌بردارید و اگر هم ضعف‌ها و شكست‌هایی دارید، قرار نیست همه دنیا را از وجود‌شان با خبر كنید. در مورد خودتان كم توضیح دهید و بگذارید هركسی از دریچه دید خودش شما را بشناسد.

مریم طاقت ناراحتی كسی را ندارد. او به شوهرش و دوستانش بیشتر از هرچیزی اهمیت می‌دهد و وقتی كه ناخواسته مشكلی میان پیش می‌آید، به جای این‌كه تقصیر را گردن كسی بیندازد، سعی می‌كند كه رفتارهای خودش را بررسی كند و با تغییر دادن خودش یا حتی عذرخواهی كردن اوضاع را آرام كند البته از اغلب مواردی كه او با عذاب وجدان از دیگران عذرخواهی می‌كند، ‌مشكل به خاطر رفتارهای او درست نشده است. وقتی میان شما و دیگران سوءتفاهم ایجاد می‌شود چه احساسی پیدا می‌كنید؟ آیا خودتان را مقصر می‌دانید یا به آن‌ها حمله می‌كنید؟
  • همیشه حق با شما نیست
هرچقدر هم كه توانمند باشید، باز هم اشتباه می‌كنید. فكر نكنید نپذیرفتن اشتباهات و انكارشان یعنی داشتن اعتماد به نفس. یكی از نشانه‌های افرادی كه عزت نفس پایینی دارند، ناتوانی در پذیرش اشتباهات و مهم‌تر از آن، اعتراف به اشتباهات است. اگر مشكلات شما باعث یك دعوای خانوادگی شده، چند ساعتی بعد از آرام شدن همه چیز از همسرتان عذرخواهی كنید و به او نشان دهید كه مسئولیت‌پذیرید و می‌توانید قضاوت درستی در مورد رفتار خودتان داشته باشید. اگر شما همیشه از زیر عنوان تقصیر من بود شانه خالی كنید، او قضاوت‌های‌تان را در مورد خودش هم نخواهد پذیرفت و شما را مسئول تمام ناراحتی‌های زندگی مشترك‌تان خواهد دانست.
  • خودتان را زیر ذره بین نگذارید
شاید این پیشنهاد به‌نظر عجیب بیاید اما زیاد از حد فكر كردن به همه ویژگی‌ها و جزئیات می‌تواند در شما وسواس ایجاد كند و عزت نفس‌تان را هم تحت‌تاثیر قرار دهد. وقتی كاری می‌كنید یا حرفی می‌زنید، مدام از خود نپرسید كه آیا درست بود یا نه و آیا دیگری را رنجانده‌اید یا نه؟ شاید همسر شما خسته یا بی‌حوصله باشد، پس دلیلی ندارد به محض احساس ناراحتی در او بپرسید، من كاری كردم؟ از من ناراحتی؟ فلان حرف یا رفتارم تو را ناراحت كرد؟ و... قبل از انجام هر رفتاری به آن فكر كنید اما بعد از آن، این بررسی پایان‌ناپذیر را قطع كنید. مطمئنا اگر دیگران از شما ناراحت باشند، شما را در جریان خواهند گذاشت، پس سعی نكنید كه ناراحتی آن‌ها را پیش‌بینی كنید.


سمانه زن بداخلاقی نیست و خیلی راحت با دیگران كنار می‌آید اما دلخوری‌های ساده‌ای كه مدام میان او، همسرش و خانواده همسرش پیش می‌آید،‌ زندگی آن‌ها را به شدت تحت فشار قرار داده ‌است. او حتی نمی‌تواند از یك شام با خانواده شوهرش لذت ببرد، چون فكر می‌كند، دیگران همیشه به زبان بی‌زبانی او را سرزنش می‌كنند و تمام لحظات بعد از مهمانی به فكر رمز‌گشایی حرف‌هایی است كه دیگران زده‌اند. 
  • توهم توطئه نداشته باشید
فكر نكنید پشت همه حرف‌های دیگران، منظور خاصی هست كه باید تحلیلش كنید یا به فكر تلافی كردنش باشید. حتی اگر با آدمی سروكار داشته باشید كه واقعا چنین منظوری دارد، باید فكر كنید كه وقت و آرامش شما ارزشمند‌تر از این است كه مدام برای تلافی كردن كار او صرف شود. 

اگر در خانواده همسرتان كسی با چنین ویژگی‌هایی هست از كنار حرف‌هایش بگذرید و خودتان را درگیر موضوعات ساده و سطحی نكنید. اگر هم شما فكر می‌كنید كه دیگران چنین ویژگی‌هایی دارند، توان‌تان را بالا ببرید و با گذشتن از كنار حرف‌هایی كه شما را آزار می‌دهد، زندگی مشترك‌تان را نجات دهید.


نگار خانه‌دار است و روزی 10 ساعت تنها بودن برایش از هركاری سخت‌تر است. او فكر می‌كند كه شوهرش این موضوع را درك نمی‌كند و در طول روز با زنگ‌نزدن و پیامك نفرستادن به او بی‌توجهی می‌كند و گاهی سعی می‌كند كه با تماس گرفتن مداوم این فاصله را كم كند و گاهی هم می‌رنجد و به همین بهانه چند روزی سرسنگین می‌شود. همسر او فكر می‌كند، این رفتارهای نگار به‌خاطر این است كه او زیاد از حد محبت می‌كند؛ به همین دلیل در كنار حمایت از نگار سعی می‌كند كه زیاد محبتش را نشان ندهد و به قول خودش او را لوس نكند. شما و همسرتان در این شرایط چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟
  • از مهربان بودن نترسید
فكر نكنید كه لطف شما راهی برای سوءاستفاده دیگران باز می‌كند. اگر شما حد و مرز‌ها را رعایت كنید و به دیگران هم نشان دهید كه در زندگی شما هر چیز در جای خودش قرار دارد و هر رفتاری در جای خود بررسی می‌شود، دیگر نگران این مشكل نخواهید بود. شما تنها به مهربانی دیگران نیاز ندارید بلكه خود محبت كردن هم می‌تواند روان شما را راضی نگه‌دارد و آرامش و عزت‌نفس‌تان را بالا ببرد. نگذارید این مهربانی چشم‌های‌تان را ببندد و روی قضاوت‌های‌تان تاثیر بگذارد بلكه به همسرتان نشان دهید تا زمانی كه قدر مهربانی‌های‌تان را می‌داند از آن‌ها بهره‌مند می‌شود.
  • شرایط دیگران را درك كنید
همه آدم‌ها در همه لحظات آماده كمك كردن و توجه كردن به شما نیستند.  اگر چند ساعت منتظر ماندن برای دریافت این توجه یا درك كردن شرایطی كه طرف مقابل در آن قرار دارد شما را آزار می‌دهد، فكری برای عزت نفس‌تان بكنید.  اگر در تمام لحظاتی كه همسرتان سركار است، به بهانه تنهایی و بی‌حوصلگی از او هم می‌خواهید كه كارش را كنار بگذارد و با شما صحبت كند یا این‌كه حتی نمی‌توانید چند ساعت بودن او در كنار دوستان یا خانواده‌اش را بپذیرید در مورد این رفتار‌ها تجدید نظر كنید.  زیرا چنین انتظاراتی نه نشانه ضعف شماست و نه اقتدارتان در زندگی مشترك بلكه تنها نشانه این واقعیت است كه شما عزت نفس پایینی دارید.

فاطمه 3 فرزند دارد و چند سالی است كه به‌خاطر آرامش آن‌ها و همسرش از تفریحات و پیشرفت خودش صرف‌نظر كرده است. چون همسرش ساعات زیادی را كار می‌كند، او همه مسئولیت‌های مرتبط با خانه را پذیرفته و با اضافه‌تر شدن روز به روز این مسئولیت‌ها، ‌احساس می‌كند كه دیگر توان ادامه دادن به این شیوه را ندارد. این موضوع باعث مشكلاتی میان او و همسرش شده و بدتر این‌كه همسرش هم حاضر به پذیرش این موضوع نیست و می‌گوید كه نمی‌تواند شیوه زندگی‌اش را تغییر دهد. شما در مورد شرایط او چه فكری می‌كنید و اگر جای او بودید چه تصمیمی می‌گرفتید؟
  • از فرصت‌های‌تان نگذرید
شرایط همه آدم‌ها برابر نیست و قطعا خیلی از آدم‌ها شرایط‌شان بهتر از شماست اما این بهانه خوبی برای نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست. به جای مقصر دانستن زمین و زمان، از كوچك‌ترین فرصت‌ها بیشترین استفاده را بكنید. شاید شما به جایی كه دوست دارید نرسید و محدودیت‌های‌تان نگذارند كه شبیه آرزو‌های‌تان شوید اما اگر بیشترین تلاش‌تان را بكنید و سعی كنید خود‌تان باشید، عزت نفس‌تان بالا خواهد رفت و دلیلی برای سرزنش خود یا دیگران نخواهید داشت. اگر فكر می‌كنید كه ازدواج و بچه‌دار شدن پایان فعالیت‌های شما بوده، مشكل از این 2 اتفاق نیست بلكه مشكل اصلی شما هستید كه نتوانسته‌اید توانایی‌های‌تان را با تغییرات زندگی‌تان هماهنگ كنید.
  • بیشتر از توان تان، مسئولیت نپذیرید
ممكن است دوست داشته باشید كه دیگران همیشه شما را به‌عنوان یك فرشته نجات بشناسند اما چنین خصوصیتی بیشتر از آن‌كه به نفع‌تان باشد می‌تواند شما را از پا در بیاورد. هنر «نه» گفتن را یاد بگیرید و تاجایی كه در توان دارید دیگران را حمایت و پشتیبانی كنید و نه بیشتر از آن. قرار نیست به خاطر رفاه خودتان همیشه خواسته‌های دیگران را رد كنید بلكه باید به اندازه توان و انرژی و البته مهارت‌تان مسئولیت بپذیرید و نه بیشتر از آن. حتی اگر شما خیلی كار‌ها را بهتر و سریع‌تر از همسرتان انجام می‌دهید، باز هم بار زندگی را یك‌تنه به دوش نكشید.
تحقيقات نشان مي‌دهند، هرچقدر رابطه‌اي كه فرد در آن قرار گرفته‌است موفق‌تر، شادتر و متعهدانه‌تر باشد.  او بهتر مي‌تواند وجود خود را شكوفا سازد و به سمت آنچه مي‌خواهد حركت كند و به خواسته مطلوب خود دست يابد. يك رابطه خوب مي‌تواند كمك كند فرد استعدادهايش را پيدا كند و همان بشود كه در آرزوهايش مي‌بيند. در يك رابطه دو طرف در پيشرفت و تعالي هم نقش بسزايي دارند و هركدام مي‌توانند پله ترقي ديگري شوند. اين تست توسط دكتر «گري لواندوسكي» از دانشگاه «مان‌موث» طراحي شده‌است، او دكتراي روانشناسي اجتماعي از دانشگاه نيويورك دارد.


اصلا چقدر خوشبخت هستيد

روش كار: در اينجا 10 سوال مي‌بينيد به هركدام از آن‌ها براساس احساسي كه داريد پاسخ دهيد تا بتوانيد سطح رابطه خود را محك بزنيد و بفهميد رابطه‌تان با همسرتان در چه حد است و چقدر به هم نزديك هستيد ، كافي است 5 دقيقه وقت بگذاريد و به اين سوال‌ها با صداقت تمام پاسخ دهيد، هرچقدر صادقانه‌تر پاسخ دهيد نتايج دقيق‌تري بدست خواهد آمد و بيشتر مي‌توانيد به آن‌ها اعتماد كنيد.
  • از وقتي با همسرتان هستيد چقدر دوست داريد با هم به سراغ تجربه‌هاي جديد برويد؟
  •   اصلا
  •   خيلي كم
  •   گاهي اوقات سعي مي‌كنيم ، كاملا بستگي دارد
  •   زياد
  •   خيلي زياد (مدام به دنبال يافتن تجربه‌هاي جديد هستيم)
  • از وقتي با همسرتان هستيد آيا تفاوتي در درك‌ محيط اطراف احساس مي‌كنيد، آيا به دليل وجود او آگاهي بيشتري نسبت به دنيا و چيزهاي اطرافتان داريد ؟
  •   اصلا، هيچ فرقي نكرده‌است
  •   خيلي كم تفاوت ايجاد شده‌است
  •   تا حدي مي‌توان گفت نگاهم عوض شده است
  •   تفاوت  زيادي مي‌بينم
  •   كاملا نگاهي جديد پيدا كرده‌ام
  • همسرتان چقدر در افزايش توانايي‌هاي شما براي انجام كارهاي جديد نقش داده‌است؟(چقدر به خاطر با او بودن قوي‌تر شده‌ايد)
  •   اصلا ، او هيچ نقشي نداشته‌است
  •   فقط كمي
  •   تا حدي زندگي با او توانايي‌هاي مرا افزايش داده‌است
  •   با او بودن مرا خيلي قوي‌تر كرده‌است
  •   از زماني كه با او هستم توانايي بسيار زيادي پيدا كرده‌ام
  • چقدر همسرتان به شما كمك مي‌كند كه استعدادهاي‌تان را شكوفا سازيد و هماني شويد كه دوست داريد؟
  •   به هيچ وجه كمكي نمي‌كند
  •   خيلي كم
  •   تا حدي كمك مي‌كند كه خودم باشم
  •   بودن با او خيلي از استعدادهاي من‌را شكوفا ساخته‌ است
  •  از وقتي با او هستم تازه خودم را پيدا كرده‌ام
  • چقدر همسرتان به شما كمك كرده‌است كه نسبت به خودو آنچه هستيد احساس خوبي داشته‌باشيد؟
  •   به هيچ وجه كمكي نكرده‌است
  •   خيلي كم احساسم مثبت شده‌است
  •   تا حدي احساس بهتري به خودم دارم
  •   احساس خيلي خوبي نسبت به خودم پيدا كرده‌ام
  •   از وقتي با او هستم حس‌هايم كاملا نسبت به خودم متحول و مثبت شده‌است
  • چقدر توانايي‌ها و مهارت‌هاي همسرتان مي‌تواند ناتواني‌هاي شما را بپوشاند؟(شما چقدر مكمل هم هستيد و يكديگر را تكميل مي‌كنيد)
  •   به هيچ وجه نمي‌توانيم ناتوانايي‌هاي هم را بپوشانيم
  •   توانايي‌هايش  اندكي به من كمك مي‌كند
  •   تا حدي مي‌توانم به توانايي‌هاي او متكي باشم
  •   توانايي‌هاي او ناتواني‌هاي من را مي‌پوشاند
  •   تمام ناتوانايي‌هايم‌ توانمندي‌هاي او را مي‌پوشاند
  • از وقتي با همسرتان هستيد احساس مي‌كنيد چقدر ديد عميق‌تري نسبت به مسائل زندگي پيدا كرده‌ايد ؟
  •   به هيچ وجه تفاوتي نمي‌بينم
  •   نگاهم اندكي عميق‌تر شده‌است
  •   تا حدي احساس مي‌كنم  مسائل را عميق‌تر مي‌بينم
  •   او باعث شده‌است نگاهم به اطراف خيلي عميق شود
  •   از وقتي با او هستم كاملا نگاهم متفاوت شده‌ است
  • بودن با همسرتان چقدر باعث شده‌است چيزهاي جديدي ياد بگيريد؟
  •   به هيچ وجه كمكي نكرده است
  •   احساس مي‌كنم كمي چيزهاي بيشتري ياد گرفته‌ام
  •   تا حدي بودن با او مرا به يادگيري چيزهاي جديد تشويق كرده‌ است
  •   از وقتي با او هستم چيزهاي جديد زيادي ياد گرفته‌ام
  •   از وقتي با او هستم كاملا متحول شده‌ام و بيش از اندازه چيزهاي جديدي ياد گرفته‌ام
  • آشنايي با همسرتان تا چه حد باعث شده‌است آدم بهتري شويد؟
  •   هيچ فرقي نكرده‌است
  •   كمي بهتر شده‌ام
  •   تا حدي احساس مي‌كنم آدم بهتري شده‌ام
  •   رابطه با او من را خيلي بهتر كرده‌است
  •   او موجب شده  كاملا متحول شوم و به آدم متفاوتي تبديل شوم
  • همسر شما چقدر آگاهي‌هاي شما را افزايش داده است؟
  •   به هيچ وجه تفاوتي ايجاد نشده‌است
  •   كمي باعث افزايش آگاهي‌هايم شده‌است
  •   تا حدي آگاهي‌هايم افزايش يافته است
  •   بعد از همراهي با او آگاهي‌هاي من خيلي متفاوت شده‌است
  •   او شروع تازه‌اي براي من بود و باعث شد با آگاهي‌هاي جديدي از زندگي مواجه شوم

نتيجه‌گيري:حالا عدد گزينه‌هايي را كه علامت زده‌ايد با هم جمع كنيد، سپس عدد خود را به جدول زير ببريد تا ببينيد سطح رابطه شما با همسرتان تا چه حد است و آيا به بهبود احتياج دارد يا خير. 

اگر نمره شما 43 يا بالاتر بود

رابطه‌اي كه شما را رشد مي‌دهد
شما يك رابطه كاملا سالم و موفق داريد، شما به واسطه اين رابطه تجربه‌هاي جديد بسياري را كسب خواهيد كرد و به اهداف نو و تازه خود بهتر دست خواهيد يافت. احتمالا شما روز به روز خوشحال‌تر خواهيد شده و در نتيجه اين رضايت و خوشحالي، رابطه بين‌تان قوي‌تر و پايدارتر خواهد شد. 

اگر نمره شما بين 32 تا 42 بود

رابطه‌اي كه تا حدي هيجان در آن وجود دارد
رابطه شما ايده‌آل نيست ولي نسبتا رابطه خوبي است، شما در اين رابطه مي‌توانيد تا حدي رشد داشته‌ باشيد و مي‌توانيد به همراه همسرتان به دنبال تجربه‌هاي جديد باشيد اما هنوز جا دارد كه رابطه‌اي بهتر داشته باشيد، به دنبال راه‌هايي باشيد كه از طريق آن‌ها بتوانيد خود را در رابطه‌تان بيشتر شكوفا كنيد. مسلما در زندگي مشترك شما نكات مثبت فراواني وجود دارد پس سعي كنيد آن‌ها را برجسته كنيد. البته يك آزمون 10‌سوال نمي‌تواند وضعيت رابطه شما را دقيق نشان دهد و راه‌حل كاملا درستي ارائه دهد اما شايد بتواند به شما كمك كند كه يك ديد كلي نسبت به زندگي مشترك خود به‌دست بياوريد و بفهميد روي كدام بخش‌ها از رابطه‌تان بايد بيشتر تمركز كنيد و به دنبال بهبود آن باشيد و براي كدام بخش‌ها فكري اساسي كنيد و در راستاي اصلاح آن قدمي برداريد. 

اگر نمره شما 31 يا كمتر بود

بايد فكري به حال رابطه‌تان بكنيد
اين رابطه براي شما شرايط مناسب براي رشد و تعالي را فراهم نمي‌كند، در واقع فرصت را براي شما مهيا نمي‌كند تا آگاهي‌هاي‌تان را گسترش دهيد و احساس بهتري نسبت به خود پيدا كنيد. بهتر است با همسرتان صحبت كنيد و به دنبال وارد كردن تجربه‌هاي جديد مشترك در زندگي باشيد تا رابطه‌تان به مرور بهبود يابد. 


تلنگري براي شما

البته اين آزمون كوتاه نمي‌تواند دقيقا رابطه شما را تصوير كند و راه‌حل‌هاي اساسي به شما ارائه دهد، اما مي‌توانيد آن را به عنوان يك تلنگر بدانيد براي اين‌كه بيشتر به رابطه‌تان فكر كنيد و در انديشه بهبود آن باشيد، اين آزمون و تست مي‌تواند به شما كمك كند تا متوجه شويد روي كدام قسمت رابطه بايد بيشتر تمركز كنيد و در كدام قسمت بايد به دنبال راه‌حل باشيد.

بسیار قوی   43 و بالاتر

در حد متوسط  32 تا 42

بسیار ضعیف   31 و پایین تر

این 5 کار را هرگز در پیامک انجام ندهید!

محققان دانشگاه میشیگان می گویند افراد معمولاً برای بیان اطلاعات حساسی که گفتنشان به صورت مستقیم راحت نیست به پیامک متوسل می شوند. ولی در اینجا شما را با 5 چیز که هرگز نباید با پیامک بیان شوند آشنا می کنیم.

1."فکر می کنم به درد هم نمی خوریم"

شاید خود شما هم طعم این تجربه تلخ را چشیده باشید و بدانید که چقدر سخت است وقتی کسی با ارسال یک پیامک و بدون گفتن دلیل، خواهان پایان یک رابطه عاطفی می شود. جدایی با پیامک ایده جالبی نیست پس همیشه این مسئله را رو در رو مطرح کنید. 

2. "بین خودمان باشد..." 

یادتان باشد که این یک قانون است. اگر پیامکتان با این جمله شروع شده اصلا دکمه ارسال را فشار ندهید. رازها را باید رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را برای نفر بعد ارسال کند!

3. "من باردارم"

فکر می کنید پیامک روش خوبی برای دادن چنین خبر خوب وقشنگی باشد؟ مسلما نه. بهتر است این خبر خوب را رو در ور به همسرتان بگویید تا از دیدن برق شادی در چشم های او محروم نشوید!

4. "دوستت دارم"

اگر می خواهید این جمله فراموش نشدنی را برای اولین بار به زبان بیاورید، لطفا اصلا از پیامک استفاده نکنید، چون از دیدن واکنش او محروم خواهید شد. علاوه بر این، تصور کنید که اگر در جواب چنین اعتراف بزرگی تنها یک ":)" دریافت کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.

5. :( 

لحظه ای خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. اگر از چیزی رنجیده باشید و به جای معذرت خواهی تنها یک علامت (که درجه واقعی بودنش معلوم نیست) دریافت کنید، او را خواهید بخشید؟ اگر موضوع آن قدر بزرگ هست که احساس ناراحتی کنید، رو در رو یا دست کم تلفنی معذرت خواهی کنید. نکته بسیار مهم اینکه هیچ گاه از طریق پیامک بحث و جدل نکنید چون در این صورت کلمات ناخوشایندی که بیان کرده اید مدت ها در جایی ثبت خواهد شد و فراموش کردنشان آسان نخواهد بود. 

همه فواید دانستن 2 زبان

اگر دو یا چند زبانه باشید، مغز شما می‌تواند بگوید ممنونم، thankyou، gracias، merci، arigato. اما منفعت‌های دانستن زبان خارجی فقط در همین نكته‌ها خلاصه نمی‌شود.دوزبانه بودن مختص به سن خاصی نیست، از خردسالی گرفته تا دوران میانسالی. دانستن زبان‌های خارجی می‌تواند، باعث بالا رفتن توجه، تمركز، فعالیت مغز و حافظه شود. علاوه بر این، برخی از تحقیقات نشان داده‌اند، افراد دوزبانه دیرتر دچار اختلالات مغزی مثل «آلزایمر» می‌شوند.



مغزتان را مثل یك كامپیوتر كنید

مغز یك فرد دوزبانه مانند رادیویی است كه به طور همزمان 2 كانال را پخش می‌كند. ممكن است كه در حال صحبت كردن به یك زبان باشید اما مغزتان همیشه آماده است تا از زبان دوم‌تان نیز استفاده كنید.

به لطف این كارایی دوجانبه، مغز در دسته‌بندی اطلاعات، تمركز روی مسائل مورد نیاز و اجتناب‌ از مسائل نامربوط بسیار ورزیده خواهد شد. براساس تحقیقات انجام شده دوزبانه بودن قابلیت تمركز و توجه را در  افراد بالا می‌برد. همچنین‌ حافظه كوتاه‌مدت را نیز تقویت می‌كند (گنجایش نگهداری اطلاعات در مغز برای استفاده لحظه‌ای).



گوش‌تان تیزتر می‌شود

افراد دوزبانه، دوبرابر بیشتر از افراد تك‌زبانه از شنوایی خود منفعت می‌برند. یكی از تحقیقات اخیر در دانشگاه ‌Northwestern‌ نشان داده كه دوزبانه بودن، بر واكنش سیستم عصبی نسبت به صدا تأثیر مثبت می‌گذارد. در این مطالعه، محققان واكنش مغز نسبت به صدای صحبت كردن را در 55 نوجوان دوزبانه مسلط به زبان‌های ‌انگلیسی و اسپانیایی‌ و 25 نوجوان تك‌زبانه مسلط به زبان ‌انگلیسی‌ مورد بررسی قرار دادند. در محیط‌های ساكت و آرام، واكنش‌های آنها با یكدیگر قابل مقایسه بود، اما زمانی كه صدای موسیقی یا همهمه به محیط اضافه شد، افراد دوزبانه بهتر توانستند صدای صحبت یك فرد را دنبال كنند و متوجه شوند او چه می‌گوید.



عاقلانه‌تر تصمیم بگیرید

محققان دانشگاه شیكاگو تحقیقی در زمینه تصمیم‌گیری افراد هنگام شرط‌بندی‌ها انجام داده‌اند. در این تحقیق مشخص شد، هنگامی كه شرط‌بندی با استفاده از زبان مادری انجام می‌شود، بیشتر افراد بدون فكر قبلی شرط‌بندی می‌كنند. ولی زمانی كه شرط‌بندی با استفاده از یك زبان خارجی انجام می‌شود، مجبور می‌شوند كه بیشتر راجع به شرایط شرط‌بندی فكر كنند و تصمیمات عاقلانه‌تری درباره مسائل مالی بگیرند.



آلزایمرتان را به تأخیر بیندازید

دوزبانه بودن بر شكل‌گیری مغز و عملكرد مناسب تأثیر بسزایی می‌گذارد. برای مثال برخی از محققان پس از انجام مطالعات گسترده اعتقاد دارند، دوزبانه بودن از تقلیل ذهن و آتروفی آن در دوران پیری جلوگیری می‌كند. دانستن یك یا چند زبان خارجی حتی می‌تواند با تقویت حافظه شناختی (قابلیت مغز در كنار آمدن با آسیب‌ها) ظهور علائم آلزایمر را به تأخیر بیندازد. برای آزمایش این نظریه، محققان به بررسی سوابق بیماران مبتلا به آلزایمر پرداختند. در گروه مورد بررسی نیمی از آنها دوزبانه و نیمی دیگر تك‌زبانه بودند. قابلیت ذهنی و سطح فعالیت هر 2 گروه نیز یكسان بود. اما سطح تحصیلات افراد تك‌زبانه بالاتر از افراد دوزبانه بود (بالا بودن سطح تحصیلات نیز به تقویت حافظه شناختی كمك می‌كند). با این حال، افراد دوزبانه به طور متوسط 4 سال دیرتر از افراد تك‌زبانه دچار علائم آلزایمر شده بودند.



سرعت حل مسئله‌تان را بالا ببرید

بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه دوزبانه بودن، افرادی را مورد بررسی قرار داده‌اند كه از زمان كودكی با 2 زبان بزرگ شده‌اند. با این حال، فراگیری زبان دوم در بزرگسالی نیز فواید چشمگیری دارد. یكی از تحقیقات اخیر نشان داده است، افرادی كه در تفكرات خود از زبانی به غیر از زبان مادریشان استفاده می‌كنند، تصمیمات عاقلانه‌تری می‌گیرند و مسائل را سریع‌تر و درست تر حل 
می‌كنند. شركت‌كنندگان در این مطالعه، زبان دوم خود را در سنین بزرگسالی آموخته بودند.
در دل زندگی مشترك، خیلی لحظه‌ها پیش می‌آید كه احساس می‌كنید حتما و حتما باید با یكدیگر صحبت كنید و آنچه را كه در دل‌تان انبار شده، بگویید. 

این حرف‌ها می‌تواند در مورد چیزهایی باشد كه هیچ‌وقت دوست نداشتید برای طرف مقابل‌تان فاش كنید یا می‌تواند صحبت‌هایی در مورد موقعیت‌ها و تصمیم‌گیری‌های سخت باشد یا اینكه حرف‌هایی باشد كه ممكن است هر دو شما را ناراحت، عصبانی یا پریشان كند، تظاهر به اینكه هیچ اتفاقی در زندگی شما نیفتاده و هیچ موضوع مهمی برای بحث كردن وجود ندارد، شاید تا مدتی آرامش شما را حفظ كند اما به‌تدریج می‌تواند زندگی مشترك‌تان را به سمت نابودی پیش ببرد. 

صحبت‌كردن در مورد موضوعات، آن هم در كمال آرامش و احترام می‌تواند به همسر‌تان ثابت كند كه دوستش دارید و سرنوشت زندگی مشترك‌تان برایتان اهمیت دارد، پس از حرف زدن نترسید بلكه آداب درست آن را یاد بگیرید.



وقتی سكوت یعنی مخالفت 
 
همانطور كه گفتیم همسر‌تان ممكن است با صحبت‌هایتان مخالف باشد و این مخالفت را با نشنیده گرفتن حرف‌تان اعلام كند. او ممكن است دوست نداشته باشد كاری را كه می‌خواهید انجام دهد و به همین دلیل خودش را به نشنیدن بزند. شاید او فكر می‌كند با نشنیدن حرف‌تان مسئولیت كمتری متوجهش خواهد بود اما اگر شما همسر‌تان را خوب بشناسید، خواهد فهمید كه منظور او از این سكوت مخالفت است. بعد از فهمیدن این موضوع می‌توانید در مورد دلایل مخالفتش با هم صحبت كرده و سعی كنید در كمال آرامش یكی از شما دیگری را قانع كند.



چطور حس‌تان را در میان بگذارید؟

اول منطق بعد احساس 

تفاوت عقاید و احساسات‌تان را بشناسید و هیچ‌وقت تنها به خاطر احساسات‌تان تصمیم نگیرید. اگر احساس می‌كنید، موضوعی آزار‌تان می‌دهد ابتدا به این فكر كنید كه چقدر آن موضوع برای‌‌تان مهم است و سپس چند ساعتی زمان بدهید تا بتوانید احساسات‌تان را از آن موضوع دور كنید و وارد یك گفت‌وگوی منطقی شوید.



آرام باشید

از كلمات كلیدی‌ آرامش‌بخش مثل من فكر می‌كنم... من احساس می‌كنم... استفاده كنید. این كلمات می‌توانند گفت‌وگوی شما را به آرامی هدایت كنند و باعث شوند كه همسر‌تان كمتر نسبت به افكار و عقاید‌تان موضع بگیرد.



حس‌تان را بشناسید

روی احساس‌تان یك اسم بگذارید. پیش از این كار لازم است بیشتر در مورد حسی كه می‌خواهید مطرحش كنید، فكر كرده و بتوانید چهارچوبی برایش فرض كنید. یاد‌تان نرود تا این موضوع برای خود‌تان به‌طور كامل شفاف نباشد، نمی‌توانید همسر‌تان را در موردش قانع كنید.



چرا همسر‌تان نمی‌شنود؟

آیا سوژه‌های خوبی را مطرح می‌كنید؟

 شاید همسر‌تان موضوع صحبت‌های‌تان را دوست ندارد و چیزهایی كه از آن حرف می‌زنید برایش جذابیتی ندارد. اگر می‌بینید توجهی به حرف‌های‌تان نمی‌كند از او بپرسید، آیا دوست دارد در مورد چیز دیگری حرف بزنید یا خیر؟



حق به جانب نباشید

قبول كنید احساسات شما یا همسر‌تان نه دقیقا درست هستند و نه دقیقا غلط. پس فكر نكنید كه او دقیقا باید همان عقاید شما را داشته باشد و به موضوع به اندازه‌ شما اهمیت بدهد اما همسر‌تان حتما باید به حرف‌های‌تان احترام بگذارد و راهی برای آرامش شما پیدا كند.



حس‌تان را موشكافی كنید

قبول كنید در هر روز از زندگی ما احساسات زیادی می‌آیند و می‌روند و البته احساسات می‌توانند خیلی زود تغییر كنند، پس اگر قصد مطرح كردن حس‌تان به‌عنوان یك مشكل جدی را دارید، اول به این فكر كنید كه چه مدت درگیر این موضوع بوده‌اید و چرا نتوانسته‌اید آن‌را تغییر دهید. همسر شما چه كمكی در این مورد می‌تواند بكند؟



دنبال مقصر نگردید

سعی كنید هر روز احساسات‌تان را با هم در میان بگذارید و فكر نكنید كه ممكن است حس امروز‌تان اهمیتی نداشته باشد اما به‌خاطر احساسات‌تان روی خود یا همسر‌تان قضاوت نكنید. قبل از شروع كردن صحبت به او بگویید كه قرار نیست با این حرف‌ها همسر‌تان را متهم كنید بلكه تنها به‌دنبال یك راه چاره‌ مشترك می‌گردید. 



با نظرات‌تان مخالف است؟ 

ممكن است همسر‌تان با حرف‌های‌تان موافق نباشد اما نتواند مخالفتش را مطرح كند. باید ببینید اشكال كار كجاست و چرا او در خانه خودش نمی‌تواند عقایدش را به زبان بیاورد. آیا شما سابقه این را دارید كه او را به‌خاطر مخالفتش سرزنش كرده باشید یا به محض شنیدن نظر مخالفش از او رنجیده باشید؟ شاید هم او به‌دلیل اینكه مانع شروع یك دعوای تازه شود به شما گوش نمی‌كند. قطعا او آنقدر شما را می‌شناسد كه بفهمد موضوعی كه مطرح می‌كنید، می‌تواند جرقه یك دعوای تازه باشد و به همین دلیل سعی می‌كند آن را جدی نگیرد و بحث را ادامه ندهد.



شاید بیش‌از‌حد از او توقع دارید؟

 شاید همسر‌تان زیاده‌از‌حد حرف‌های‌تان را شنیده و جیره روزانه‌اش تمام شده است. به محض اینكه احساس می‌كنید به حرف‌های‌تان گوش نمی‌كند علیه‌اش موضع نگیرید و سعی كنید رفتار‌تان را بررسی كنید. شاید او بیش‌از‌حد توانش در یك روز با شما ارتباط برقرار كرده و به حرف‌های‌تان گوش داده است، پس زیاده‌روی نكنید.



خودش همه چیز را می‌داند؟
 اگر در حال نصیحت كردن همسر‌تان باشید و احساس كنید كه او به شما گوش نمی‌دهد چه حسی پیدا می‌كنید؟

 قطعا عصبانی شده و احساس می‌كنید كه او قدر دلسوزی‌های‌تان را نمی‌داند.

 ولی ممكن است در اشتباه باشید؛ شاید او همه چیزهایی كه شما در حال گفتنش هستید را می‌داند و خودش پیش از آنكه شما بگویید قصد عملی كردن‌شان را دارد. شما باید ارتباط‌گر خوبی باشید و از آن مهم‌تر اینكه همسر‌تان را هم خوب بشناسید.

 در این مواقع می‌توانید از واكنشش، موضوعی كه نسبت به نصایح‌تان دارد را حدس بزنید و بفهمید كه آیا وقت سكوت كردن است یا نه؟



شما را درك نمی‌كند؟ 

شاید همسر‌تان اولویت‌بندی‌های خودش را در مورد مسائل زندگی داشته باشد و احساس كند موضوعاتی كه شما مطرح می‌كنید زیاد هم مهم نیستند. خب این مشكل كمی بزرگ‌تر از مشكلات قبلی به‌نظر می‌رسد. شما و همسر‌تان باید به توافق بیشتری در مورد این اولویت‌بندی‌ها برسید و آنقدر در درك كردن هم توانا باشید كه آنچه برای همسر‌تان مهم به‌نظر می‌رسد  برای شما هم مهم باشد و در فهرست دغدغه‌های‌تان قرار گیرد.



همسرتان از  مسئولیت فرار می‌كند؟

 او فكر می‌كند با نشنیدن حرف‌های‌تان این موقعیت را پشت‌سر می‌گذارد و از شر موضوعی  كه به آن علاقه ندارد، راحت می‌شود. شاید او فكر می‌كند شما زیاده‌از‌حد فراموشكار هستید و اگر در این لحظه به حرفی كه دوست ندارد گوش ندهد دیگر نباید برای عملی كردنش تلاشی بكند.



محدودیت‌های مردانه مانعش هستند؟

 اگر همسرتان به حرف‌های‌تان گوش نمی‌دهد یا لااقل آنطور كه انتظار دارید گوش نمی‌دهد، بخشی از گناه بر گردن ویژگی‌های ذاتی اوست. تحقیقات نشان داده مردان تنها نیمی از مغز خود را برای شنیدن به كار می‌گیرند درحالی‌كه زنان از هر 2 نیمه مغزشان برای این كار استفاده می‌كنند، به همین دلیل است كه زن‌ها می‌توانند همزمان به‌طور موفقیت‌آمیز از عهده 2 مكالمه بر بیایند درحالی‌كه مردها چنین توانایی را ندارند.



از قضاوت شما می‌ترسد؟ 

نپذیرفتن حس همسر‌تان از نظر او می‌تواند نپذیرفتن خودش باشد. اگر او برای صحبت كردن با شما پیش‌قدم شده است، هرگز چنین جملاتی را به زبان نیاورید؛ نگران نباش، سعی كن خوشحال باشی یا تو نباید چنین حسی را داشته باشی.

6 عادت مادران سالم را بشناسید

مادرها در روز مادر از فرزندان یا اطرافیانشان هدیه می گیرند، اما تا به حال از خودتان پرسیده اید که چند درصد از مادران سلامتی را به خود هدیه می دهند؟ بسیاری از مادران آنقدر غرق کارهای خانه و بچه ها می شوند که سلامتی روح و جسم خود را فراموش می کنند، اما بعضی تغییرات ساده در عادات روزانه می تواند تاثیر بزرگی در سلامتی این خانم ها داشته باشد.

به گزارش برترین ها اگر سبک زندگی یک مادر سالم و مثبت باشد، هم سطح استرس او کاهش پیدا می کند و هم طول عمر بیشتری خواهد داشت، ضمن اینکه می تواند الگویی مناسب برای فرزندانش باشد. در اینجا به 6 روش، که می توانند به سلامتی شما و خانواده تان کمک کنند اشاره می کنیم.

1. در کنار هم غذا بخورید.

شام خوردن در کنار اعضای خانواده فواید بسیاری دارد. یک شام خانوادگی نه تنها فرصتی برای بودن در کنار خانواده فراهم می کند، بلکه خطر ابتلای کودکان به چاقی، اختلالات تغذیه و تغذیه نامناسب را کاهش می دهد. تحقیقات اخیر نشان می دهد که نوجوانانی که حداقل چندبار در هفته با والدین خود غذا می خورند، 35 درصد کمتر به اختلالات تغذیه مبتلا می شوند. همچنین خطر ابتلا به چاقی در این نوجوانان 12 درصد کمتر است.

2. ساعات تماشای تلویزیون را محدود کنید.

تماشای تلویزیون می تواند طول عمر شما را کاهش بدهد. کسانی که روزانه 4 ساعت  یا بیشتر در مقابل تلویزیون، کامپیوتر یا بازی های ویدئویی می نشینند بیشتر از کسانی که کمتر از این وسائل استفاده می کنند در معرض خطر بیماری های قلبی هستند.

البته کمتر کردن ساعات تماشای تلویزیون تنها برای مادران سودمند نیست بلکه تحقیقات حاکی از آن است که تماشای تلویزیون یا استفاده طولانی مدت از کامپیوتر باعث بروز مشکلاتی چون چاقی در کودکان و نوجوانان است. این امر تنها به کم تحرکی مربوط نمی شود، بلکه تبلیغات تلویزیونی که محصولات ناسالم و پرکالری چون چیپس و فست فود را تبلیغ می کنند نیز می توانند به چاقی و بیماری های قلبی منجر شوند.

3. خوشحال باشید!

نگاه مثبت به زندگی نه تنها شما را خوشحال و پرانرژی نگه می دارد، بلکه در حفظ سلامت قلبتان نیز موثر است. محققان دانشگاه هاروارد می گویند صرف نظر از عواملی مانند وزن، سن و سیگار، افراد خوش بین 50 درصد کمتر از افراد منفی نگر در معرض بیماری های قلبی قرار دارند. افراد خوش بین همچنین بیشتر به  رفتارهای سالم مانند خواب کافی، ورزش و تغذیه سالم گرایش دارند.

اگر احساس افسردگی یا اضطراب می کنید،  سعی کنید تصویری را در ذهن مجسم کنید که خوشحالتان می کند – شاید یک جزیره آرام یا دو دوست در حال صرف قهوه مناظر آرامش بخشی باشند که می توانند کمکتان کنند. روانشناسان معتقدند  آثار هنری شاد و خوشحال کننده می توانند استرس را افراد را کم کنند.

4. بخندید!

خنده هم عامل دیگری است که بر سیستم قلبی عروقی تاثیر مثبت می گذارد. وقتی می خندیم اندوتلیوم (پوشش داخلی رگ ها) بازتر می شود و جریان خون در بدن بیشتر می شود.

5. پیاده روی کنید.

پیاده روی یکی از آسان ترین و سالم ترین ورزش ها است. یک خبر خوب هم برای کسانی داریم که وقت کافی برای پیاه روی ندارند: تحقیقی که روی 400000 نفر انجام شد نشان داد که تنها 15 دقیقه پیاده روی در طول روز می تواند طول عمر افراد را تا 3 سال افزایش دهد. هر 15 دقیقه پیاده روی در هفته 4 درصد بر طول عمر افراد اضافه می کند. می توانید به همراه اعضای خانواده به پیاه روی و دوچرخه سواری بروید و علاوه بر داشتن اوقاتی خوش در کنار آنها، به سلامتی جسم خود کمک کنید.

6. میان وعده های سالم انتخاب کنید

بیشتر کودکان  صبحانه نمی خورند و اطلاعات کافی در مورد تغذیه سالم ندارند، به همین دلیل به میان وعده های ناسالم رو می آورند. شما می توانید اعضای خانواده را درمیان وعده های سالم خود شریک کنید و آنها را به خوردن غذاهای خوب و مغذی عادت بدهید.

غلات کامل، پاپ کورن و میوه می توانند میان وعده های بسیار خوب  محسوب شوند، در عین حال مصرف نوشیدنی های شکردار را تا جایی که می توانید کاهش دهید. محققان می گویند نوشیدنی های شکردار خطر ابتلا به بیماری های قلبی و دیابت را تا حد قابل توجهی افزایش می دهند.

با بدبینی و حسادت عاشقانه چه کار کنیم؟

مشکل اصلی یک سوم از زوج هایی که برای درمان مسائل زناشویی نزد مشاور مراجعه می کنند، حسادت و بددلی و شک نسبت به همسر است. 

روان شناسان خانواده، همچون جان گاتمن، در سراسر جهان برای مقابله با آن استفاده از راهکارهای زیر را توصیه می کنند.

1) حسادت تان را انکار نکنید و سعی به مبارزه با آن کنید.

فرض کنید به این نتیجه برسید فرد بددل و حسودی هستید. هر چند قبول این امر آسان نخواهد بود، اما شما فقط وقتی می توانید مشکل را حل کنید که این حس را در درون تان بپذیرید.

یکی از بزرگ ترین اشتباهات، مخفی کردن بددلی و حسادت هنگامی است که آن را شدیدا احساس می کنید.

2) یکی از راه های کاهش حسادت کاهش ناامنی و عدم اطمینان است.

اگر شما در ارتباط با همسرتان احساس ناامنی می کنید، به احتمال بسیار به همسرتان شک می کنید.

هدف شما باید این باشد که هر کاری که لازم است انجام دهید تا این احساس را نداشته باشید. هنگامی که هدف شما اجتناب از ناامنی باشد، قادر خواهید بود با اشتباهات و استنباط نادرست برخوردی مناسب کنید. مهم است مشخص کنید مشتاق به انجام چه کاری هستید و چه کاری را نمی خواهید انجام دهید.

3) از خودتان بپرسید در مورد چه چیز احساس ناامنی می کنید.

آیا احساس می کنید زیبا یا جذاب نیستید؟ آیا به عشق و علاقه ی همسر خود شک دارید؟ وقتی دریافتید چه مسئله ای شما را ناراحت می کند، بهتر می توانید با ترس های خود مقابله و این سوال را مطرح کنید که آیا ترس های شما واقعی هستند یا نه. خیلی عادی است در رابطه ای که علاقه ی ما بیشتر از طرف مقابل است و طرف مقابل در گذشته روابط زیادی را تجربه کرده است احساس ناامنی کنیم. اگر مراوده نیز ایده آل نباشد یا طرف مقابل قادر به بیان علاقه نباشد، به راحتی احساس ناامنی ایجاد می شود.

4) اعتماد به نفس تان را بالا ببرید.

بیشتر بددلی ها از عدم اعتماد به نفس ایجاد می شود. بهترین راه جلوگیری از این احساس مخرب بالا بردن اعتماد به نفس است. افرادی که حسادت بیمارگونه دارند غالبا بسیار در روابط سرمایه گذاری کرده اند و هویت خود را در محبت همسر می بینند. 

شما باید همسر خود را فرد جدایی ببینید که نمی توان مجبورش کرد شما را دوست داشته باشد و اگر او شما را دوست دارد، به خاطر این است که او این چنین می خواهد. اعتماد به نفس باید قبل از جدایی ساخته شود، نه بعد از آن.

5) نگاهی به همه ی چیزهایی که موجب حسادت و بددلی شما می شود بیندازید و از خود بپرسید خطر تا چه حد واقعی است؟

چه مدرکی دارید که رابطه ی شما در خطر است؟ آیا رفتار شما موقعیت را بدتر نمی کند؟

6) از یک روان شناس کمک بگیرید.

اگر نسبت به همسرتان بددل هستید و به او حسادت می کنید، به یک روان شناس مراجعه کنید تا با کمک او موفق به برطرف کردن مشکل تان شوید.

اگر هم خودتان هم دچار این مشکل نیستید و همسرتان نسبت به شما شک و بددلی دارد با ملاطفت از او بخواهید همراه شما نزد یک روان شناس بیاید و اگر قبول نکرد از واسطه ای که مورد اعتماد همسرتان است بخواهید او را راضی به انجام این کار کند.

10 تصور رایج در مورد خیانت

آیا مردان بیشتر از زنان خیانت می کنند؟ آیا اعتراف به خیانت کار درستی است؟ آیا خیانت همیشه به مسائل جنسی مربوط است؟ در اینجا به 10 تصور رایج در مورد خیانت و سپس به واقعیت ها اشاره می کنیم.

تصور 1: افراد خیانت می کنند چون از محیط خانه راضی نیستند

این امر معمولا در مورد خانم ها صادق است. یعنی خانم هایی که مدت طولانی از ازدواجشان می گذرد، اگر از ازدواج خود راضی نباشند ممکن است به خیانت روی آورند. اما در مورد آقایان این قضیه لزوما درست نیست. یعنی بسیاری از آقایان با اینکه همسر خود را دوست دارند و از زندگی مشترک خود راضی هستند بدشان نمی آید که از بعضی فرصت ها استفاده کنند. در تحقیقی که در این زمینه انجام شد، 56 درصد از مردان خیانتکار اعتراف کردند که ازدواج خوبی داشته و از زندگی مشترکشان راضی هستند . 

تصور 2: مردان بسیار بیشتر از زنان به همسرشان خیانت می کنند

شاید در گذشته اکثر خیانت ها را مردان مرتکب می شدند ولی امروز نوعی تعادل بین دو جنس در حال شکل گیری است. چرا؟ چون خانم ها هم درست به همان دلیلی که مردان خیانت می کنند، به خیانت رو می آورند: هیجان. البته دلایل دیگری نیز برای خیانت خانم ها وجود دارد: ممکن است از زندگی مشترک خود ناراضی باشند و آن توجه و علاقه ای را که می خواهند از شوهر خود دریافت نکنند. شاید هم  بخواهند به نوعی خود را اثبات کنند و عزت نفس از دست رفته خود را دوباره به دست آورند. 

البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که خانم ها هنوز نسبت خیانت محتاط ترند و بیشتر از آقایان دچار احساس گناه و عذاب وجدان می شوند. 

تصور 3: مسائل جنسی تنها انگیزه برای خیانت است

مسلما در بعضی موارد مسائل جنسی دلیل و انگیزه خیانت است، ولی این امر همیشه صادق نیست. مثلا ممکن است افراد به این دلیل خیانت کنند که می خواهند چیزی را که در زندگی مشترک به دست نیاورده اند به دست آورند. البته تعریف این کمبود آسان نیست و در اکثر موارد فرد خیانتکار خود از این نیاز بی خبر است. همچنین بعضی افراد خیانت می کنند تا  آنچه را در کودکی یا جوانی از دست داده اند دوباره به دست آورند. بعضی افراد هم به همسر "ایده آل" خود خیانت می کنند چون از ایده آل بودن خسته شده اند. به هر حال مسائل جنسی تنها دلیل خیانت نیست. 

تصور 4: مردی که به همسرش خیانت می کند او را دوست ندارد

شاید در وهله اول چنین فکری به ذهن یک خانم برسد ولی این قضیه همیشه صادق نیست. در واقع بعضی افراد به راحتی عشق را از مسائل جنسی جدا می کنند، یعنی داشتن یک رابطه جنسی بر علاقه ای که به همسرشان دارند تاثیری نمی گذارد. خیانت یک مرد لزوما به معنای بی علاقگی به همسرش نیست، ولی مسلما به معنای بی احترامی به او هست. فرد خیانتکار برای تعهدی که نسبت به همسر خود پذیرفته و پیوندی که با او بسته است احترام قائل نیست. 

تصور 5: می توان احتمال خیانت را به صفر رساند

شما می توانید احتمال خیانت را در رابطه تان کم کنید ولی هرگز نمی توانید آن را به صفر برسانید. بهترین راه چیست؟ اینکه انتخاب درستی داشته باشید. اگر فرد مناسب را انتخاب کنیم، دیگر لازم نخواهد بود همواره برای راضی نگه داشتن او تلاش کنیم و اضطراب خیانت او ما را آزار نخواهد داد. عواملی مانند اخلاقیات، سیستم ارزشی و سوابق خانوادگی تاثیر بسیار مهمی بر پایبندی فرد به روابط زناشویی او دارد. 

تصور 6: اگر او سابقه خیانت دارد به شما نیز خیانت خواهد کرد

این تصور تقریبا همیشه درست است. اگر او قبلا به کسی خیانت کرده و هرگز در مورد رفتارش احساس تاسف و پشیمانی نداشته است، به احتمال قوی با شما نیز همین رفتار را خواهد داشت. 

تصور 7: همیشه باید به خیانت اعتراف کرد

اگر همسر شما کاملا به شما مشکوک شده یا خیانت شما به او اثبات شده است، بهتر است زبان به اعتراف بگشایید. اگر خودتان دهان باز کنید و اعتراف کنید، احتمال اینکه او شما را ببخشد بیشتر خواهد بود. اما اگر احتمال اینکه او به خیانت شما پی ببرد کم است، بهتر است سکوت کنید چون پی بردن به خیانت شما اعتماد  او را برای مدت ها یا حتی همیشه از بین خواهد برد .
بعضی ها اعتراف می کنند تا وجدان خود را راحت کنند. درست است که اعتراف به ما کمک می کند تا از احساس گناه رهایی پیدا کنیم، ولی دانستن این اتفاق درد و رنج زیادی را به طرف مقابل وارد خواهد کرد. پس بهتر است سکوت کنیم و عواقب اشتباه خود را به تنهایی تحمل کنیم. 

تصور 8: خیانتی که فاش نشود اهمیتی ندارد

اگر کسی پی به خیانت ما نبرد، و همه چیز با خوبی و خوشی تمام شود، دیگر خیانت اهمیتی نخواهد داشت؟ پاسخ این سوال کاملا به شخصیت شما بستگی دارد. اگر واقعا احساس می کنید که کار اشتباهی انجام نداده اید، شاید پاسخ این سوال مثبت باشد. این نظریه تنها یک اشکال دارد: تعداد افرادی که واقعا معتقدند خیانت کردن اشکالی ندارد بسیار کم است. اکثر کسانی که خیانت می کنند می دانند که کارشان درست نیست. وقتی خیانت می کنیم،  طرف مقابل به نظر ساده، خوش باور، آسیب پذیر و حتی بدبخت می آید. یک رابطه خوب بر اساس احترام دوطرفه استوار است، نه احساس ترحم. 

تصور9: فکر کردن راجع به شخصی غیر از همسر به معنای آمادگی برای خیانت است

بسیاری از روانشناسان می گویند خیانت در ذهن انسان شروع می شود. وقتی به کسی فکر می کنیم، او را ایده آل فرض می کنیم و ممکن است کم کم خواهان ارتباط با او در دنیای واقعی شویم. اگرچه ممکن است آنچه در دنیای واقعی با آن روبرو می شویم، با آنچه که در رویاهایمان داشته ایم متفاوت باشد. 

تصور10: خیانت می تواند رابطه را "حفظ کند" 

این جمله بهانه ای است که بسیاری از افراد خیانتکار خیانت خود را با آن توجیه می کنند. اما خیانت در واقع به معنای شکستن یک پیمان، دروغ و سواستفاده از اعتماد دیگران است. حتی کسانی که بعد از یک خیانت همچنان ارتباط خود را حفظ می کنند،  تا مدت ها و حتی تا همیشه دچار احساس خلا، ناراحتی، غم و احساس گناه هستند. 

با توجه به نکات بالا، می توان گفت بررسی دلایل خیانت طرف مقابل و کنار هم چیدن آنها می تواند به ما کمک کند تا ببینیم از آنچه قبلا داشته ایم چه چیز باقی مانده است. افراد خیانت می کنند تا خود را از نو بسازند، یا کسی باشند که دوست دارند باشند.  همسر شما کسی است که مدت ها با شما زندگی کرده و شما را به همان صورتی می بیند که در اوایل آشنایی بوده اید، نه کسی که الان هستید. شاید افراد خیانت می کنند تا از نو شروع کنند؛ ولی به چه قیمتی؟ این سوالی است که همه همسران باید از خود بپرسند. 

چه عطری برای چه کسی مناسب است؟

حتی اگر تا امروز چنین تجربه ای نداشته باشید، سرانجام یک روز هم برای شما اتفاق می افتد که در یک مغازه عطرفروشی، برای انتخاب نوع عطر دچار تردید شوید یا اینکه برای خرید عطر مورد نظرتان، مبلغ هنگفتی را هم پرداخت کنید ولی عطر شما روی پوست تان ماندگاری نداشته باشد و حسابی ناراحت تان کند.

رایحه واقعی

هر عطری دارای چند رایحه است. رایحه اول همان اولین احساسی است که از بوی عطر پیدا می کنید و در فروش عطر تاثیر زیادی دارد. این بود، تازه و تند است و به سرعت تبخیر می شود. رایحه دوم، وقتی بوی اول را از بین می برد آشکار می شود. این رایحه، بدنه اصلی عطر را تشکیل می دهد و ملایم تر از رایحه اولیه است و 10 دقیقه تا چند ساعت بعد از استفاده از عطر احساس می شود.

 رایحه پایه یا پس رایحه. زمانی که دو رایحه اول از بین رفتند، مشخص می شود. ترکیبات این گروه از اجزای سنگین و پردوامی مثل صمغ ها، کهربا، نعناع هندی و غیره تولید می شود و در عطرهای با کیفیت، چند روزی دوام دارد.

درست انتخاب کنید

ویژگی عطر خوب این است که رایحه اش یکنواخت باشد و پس از قرار گرفتن روی پوست، تغییر ماهیت ندهد. هنگام خرید، اجازه دهید تست عطر چند دقیقه روی پوست شمات باقی بماند تا رایحه پایه آن تا حدی مشخص شود ولی بیش از سه عطر را همزمان امتحان نکنید چون بینی شما دیگر قدرت تشخیص نخواهد داشت و شاید رایحه ای ناخواشیند از ترکیب عطرهای گوناگون به مشامتان برسد. در بعضی از عطرفروشی ها، یک ظرف قهوه یا کاکائو وجود دارد تا مشتری پس از هر بار امتحان عطر، از آن ظرف استشمام کند و به امتحان عطرها ادامه دهد.

هیچ گاه عطر را روی پوست خود مالش ندهید چون این کار باعث از بین رفتن مولکول های پایه عطر و عدم ماندگاری آن می شود. البته این نکته را فراموش نکنید که پوست های گوناگون بر رایحه عطرها آثار گوناگونی می گذارند و هر عطری را نباید روی هر پوستی استفاده کرد. به عبارت دیگر برای هر پوستی عطرهای خاصی طراحی شده است.

چه پوستی، چه عطری؟

رنگ پوست، چربی یا خشکی پوست، چهره و شخصیت شما تعیین می کند چه عطری مناسب شما است. برای افرادی که پوست روشن دارند، استفاده از عطرهایی که رایحه گل ها در آنها به کار رفته توصیه می شود و برای پوست های گندمی، به کار بردن رایحه های oriental یا مشرق زمینی مناسب تر است.

 در عین حال افرادی که پوست روشنی دارند، بهتر است از بوهای خنک و ترش یا خنک و تلخ استفاده کنند چون با پوستشان سازگاری بیشتری دارد و دوامش هم بیشتر است. به افراد سبزه و گندمی هم رایحه های گرم و شیرین توصیه می شود. جالب است بدانید مهمترین لحظه درک رایحه، هنگام عبور فرد است و شما می توانید با انتخاب عطر متناسب با چهره و شخصیت تان، روی دیگران تاثیری به یادماندنی بگذارید. بهتر است در فصل گرما از عطرهای خنک و در فصل سرما از عطرهای گرم استفاده شود.

بعضی از خانم ها ممکن است از یک عطر مردانه خوششان بیاید ولی توصیه می شود هرگز از عطرهای مخصوص جنس مخالف استفاده نکنید، زیرا خصوصیات هر جنس، در عطر مخصوص آن در نظر گرفته شده و مواد شیمیایی به کار رفته در آن نیز با فیزیولوژی و هورمون های بدن تناسب دارد.

نکته دیگر اینکه عطر را روی نقاطی از پوست به کار ببرید که زیر آنها نبض وجود دارد. در این نقاط، خون با فشار بیشتری جریان دارد و حرارت حاصل از آن، به تراوش رایحه و انعکاس آن از پوست کمک زیادی می کند. به طور معمول نقاط نبضی شامل مچ دست ها، پشت گوش ها، آرنج و گردن هستند که بهترین نقاط برای زدن عطر به حساب می آیند. البته عطر زدن به گردن، احتمال بروز بیماری های پوستی در این ناحیه را افزایش می دهد.

ماندگاری عطر

بوی عطر افرادی که پوستی چرب دارند، بیشتر از افرادی که پوستی خشک دارند می ماند. پوست چرب و مرطوب باعث نگهداری و ماندگاری بوی عطر می شود. افرادی که پوست خشک دارند، بهتر است در صورت امکان، در طول روز چند بار عطر بزنند.

چگونه عطر بزنیم؟

متخصصان تولید محصولات آرایشی و بهداشتی توصیه می کنند که عطر را عمدتا به پشت گوش ها بزنید تا بوی آن بیشتر پراکنده شود.

مقدار کمی از عطر را هم روی پوست بدنتان بزنید. در عین حال، یک اسپری کوچک روی موها باعث می شود بوی عطر در تمام طول روز باقی بماند ولی توصیه می شود اگر می خواهید رایحه عطر شما ماندگاری بیشتری داشته باشد، هیچ گاه روی لباستان از عطر استفاده نکنید.

تاریخ انقضا

به طور معمول شیشه های عطر را به خاطر زیبایی شان یا برای دم دست بودن، روی میز آرایش می چینند؛ جایی که به طور معمول روشن و آفتابگیر است. ممکن است بعد از مدتی متوجه شوید که بوی عطرها تغییر کرده است. ولی مگر عطر هم فاسد می شود؟

برای آن که عطرتان دیرتر فاسد شود، شیشه آن را در محل خشک، خنک و به دور از پنجره و نور خورشید نگه دارید، چون نور خورشید باعث بروز تغییراتی در مواد تشکیل دهنده عطر می شود و آن را از بین می برد. در ضمن برای این که عطر عمر بیشتری داشته باشد، بهتر است آن را همیشه درون جعبه اش نگهداری کنید.

با این 8 اشتباه شوهرتان را از دست می دهید

فکرش را هم نمی‌کنید که یک کار ساده یا جمله بی‌اهمیت، چطور می‌تواند روی قضاوت همسرتان تاثیر بگذارد، اما اشتباه می‌کنید. درست است که مردها حسشان را بروز نمی‌دهند اما باور کنید که با همین کارهای ساده، نظر‌شان در مورد شما از این رو به آن رو می‌شود. مردها حساس‌تر از چیزی هستند که شما فکر می‌کنید و جملات و کارهای ساده گاهی اوقات در ذهنشان از شما یک هیولا می‌سازد؛ هیولایی که آنها را درک نمی‌کند، خودخواه است و نمی‌تواند آرامش را به‌خانه‌شان بیاورد. اگر نمی‌خواهید خوشبختی شما به دلیل نادیده گرفتن این ریزه‌کاری‌ها از دست برود، نگاهی دوباره به رفتارهایتان بیندازید و سعی کنید دنیا را از دریچه نگاه همسرتان ببینید.

این نوع انتقاد را متوقف کنید 

انتقاد از زن‌های دیگر و تلاش برای تخریب چهره‌ آنها، راهی است که خیلی از زن‌ها می‌خواهند با کمك آنها زندگی‌شان را نجات دهند. بسیار از زن‌ها فکر می‌کنند، تحقیر خانم‌های دیگر در مقابل همسرشان و برجسته نشان دادن عیب‌های آنها می‌تواند تصور همسرشان را نسبت به زن‌های دیگر تغییر دهد. اما این جملات منفی، دقیقا همان حرف‌هایی است که مردها از شنیدن‌شان بیزارند. نگاهی به رفتارهایتان بیندازید. اگر شما هم پیش از این چنین اشتباهاتی را مرتکب می‌شدید، از همین لحظه برای تغییر آن تلاش کنید. مردها اهمیت نمی‌دهند که شما چه نظری در مورد خانم‌های دیگر دارید. آنها دنیا را همانطور که خودشان می‌خواهند می‌بینند؛ پس با انتقال این قضاوت‌های اغراق شده، توجهشان را به موضوعی که از آن هراس دارید، جلب نکنید. قضاوت شما نمی‌تواند وفاداری همسرتان را کم و زیاد کند. پس اگر به موضوعی شک دارید، به‌جای ابراز تنفر از زن‌های دیگر، ریشه مشکل را پیدا کرده و ارتباط‌تان را اصلاح کنید.



زیر ذره​بین نبرید
زندگی مشترک شما در هر وضعیتی که قرار داشته باشد، حسادت می‌تواند اوضاعش را بدتر و خیلی زود همه چیز را نابود کند. مردها از اینکه به‌صورت مداوم تحت نظر باشند بیزارند. برای آنها گرفتن رمزعبور، چک کردن تلفن یا حساسیت نسبت به همکاران، می‌تواند نشانه نابود شدن یک زندگی باشد. چیزی که بیشتر از همه مردها را از ازدواج فراری می‌دهد، ترس از محدودیت و همین کنترل شدن‌هاست. به‌جای اینکه مثل بازپرس‌ها رفتار کنید و زندگی‌تان را وارد همان چالش‌هایی کنید که از آنها می‌ترسید، سعی کنید با ساختن یک خانه امن، پایه‌های زندگی مشترک‌تان را محکم‌تر کنید. 



  اغراق نکنید

مردها از اینکه به‌عنوان تنها پشت و پناه شناخته شوند بیزارند. بیشتر مردها به دنبال یک زن معمولی هستند؛ زنی که معمولی رفتار می‌کند و نیازهایی عادی هم دارد. آنها دوست ندارند هر روز پیامک‌های عجیب و غریب و زیاد از حد شاعرانه را دریافت کنند و از اینکه همسرشان بی‌وقفه از آنها محبت بخواهد هم خوش شان نمی‌آید. درواقع مردها به همان اندازه از زن‌های وابسته و بیش از حد عاطفی بدشان می‌آید که از زن‌های خیلی مستقل و سرد. پس اگر می‌خواهید زندگی خوبی داشته باشید، به‌جای اینکه مدام منتظر یک دسته گل رز و پیامک‌های خارق‌العاده باشید، سعی کنید موقعیت‌های جدی و موقعیت‌های عاشقانه را از هم جدا کنید و به همسرتان فرصت بدهید که در کنار عاشق شما بودن، برای زندگی عادی هم فرصت داشته باشد.



مثل دوقلوهای به هم چسبیده نباشید

بعضی زن‌ها فکر می‌کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن مثل دوقلوهای به‌هم چسبیده. آنها انتظار دارند همسرشان از همان لحظه‌ای که از محل کارش خارج می‌شود، دربست در اختیار‌شان باشد و با این کار عشقش را به این زندگی ثابت کند. خود این زن‌ها هم زندگی‌شان را محدود به همسرشان می‌کنند و چون از همه فرصت‌ها و خواسته‌هایشان می‌گذرند، چنین انتظاری را از همسرشان هم دارند. اما واقعیت این است که کسی از آنها نخواسته از فرصت‌هایشان بگذرند. یک مرد معمولی، دوست دارد همسرش یک زندگی عادی و همچنین دوستانی داشته باشد كه گاهی با آنها وقت بگذراند. گاهی به تنهایی احتیاج داشته باشد و به فکر آینده و پیشرفتش هم باشد. یک مرد معمولی خودش هم به همین شیوه زندگی می‌کند و اگر کسی انتظاری جز این داشته باشد، خیلی زود با او به مشکل برمی‌خورد.



  بیماری خرید کردن

مرد‌ها با زن‌هایی که تمام زندگی‌شان به فکر خرید کردن هستند کنار نمی‌آیند. آنها از زن‌هایی که سخت خرید می‌کنند هم راضی نیستند. بیشتر مردها معتقدند تا زمانی که به چیزی احتیاج ندارند، دلیلی ندارد پایشان را به مراکز خرید بگذارند. این دسته از مردها هدفمند وارد مغازه‌ها می‌شوند و بیشتر تا وقتی ندانند که کالای مورد نظرشان را کجا پیدا می‌کنند، سراغ خریدنش هم نمی‌روند. زن‌هایی که دوست دارند تمام شهر را برای پیدا کردن یک روسری بگردند، باب میل این مردها نیستند. شما هم اگر می‌خواهید یک مرد را خوشبخت کنید، کمی شیوه خرید‌تان را تغییر دهید و انتظارهای آنها را درک کنید.



  مثل ضبط صوت

حرف زدن در زندگی مشترک اتفاق خوبی است. موضوعی است که اگر کمرنگ شود، می‌تواند بقای یک زندگی را هم به‌خطر بیندازد. اما با وجود این اصل، مردها از زن‌هایی که مدام حرف می‌زنند هم خوش‌شان نمی‌آید. گلایه خیلی از آنها این است که همسرم به من اجازه حرف زدن نمی‌دهد. آنها وقتی که همسرشان به جایشان اظهار نظر می‌کند و به سؤالاتی که از آنها پرسیده شده جواب می‌دهد، از همیشه عصبانی‌تر می‌شوند و اگر چنین اتفاقاتی پشت سر هم تکرار شود، یک مرد خیلی زود از همسرش ناامید می‌شود. پس حواستان را جمع کنید. اگر قرار است خاطره‌ای تعریف کنید که هیچ، اما اگر می‌خواهید در مورد موضوعی با او گفت‌وگو کنید، اجازه دهید که آزادانه نظرش را بگوید و هیچ وقت با حدس زدن جمله‌هایش و کامل کردن آنها رابطه‌تان را ویران نکنید.



عوض  کردن کانال تلویزیون 

حق دارید؛ از صدای گزارشگر ورزشی یا برنامه تفسیر خبر خسته شده‌اید. اما حق ندارید به دلیل خستگی‌تان، توجه او را نادیده بگیرید. بدون اینکه به او هشدار دهید یا نظرش را بپرسید، کانال تلویزیون را عوض نکنید. شاید برنامه‌ای که می‌بیند، برایش واقعا مهم باشد. درواقع انجام چنین کاری باعث می‌شود فکر کند علایقش را نادیده می‌گیرید پس قبل از آنکه خودتان را در معرض چنین اتهامی قرار دهید، نظر او را بپرسید و اگر دیدن یک برنامه برایش اهمیت دارد، از او بپرسید که چه زمانی می‌توانید شبکه مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید. البته بد نیست برای تغییر ذائقه‌تان هم تلاش کنید و به خودتان این فرصت را بدهید که برنامه‌های مورد علاقه او را هم دوست داشته باشید و او را در زمان مشاهده آنها همراهی کنید.



  خط و  نشان نکشید 

مردها از زن‌هایی که برای رسیدن به خواسته‌هایشان از در تهدید وارد می‌شوند بیزارند، پس اگر می‌خواهید رابطه‌تان یک سویه نشود و زندگی‌تان مشترک بماند، خط و نشان نکشید و کارخودتان را انجام دهید. تجربه نشان داده تهدید‌های زنانه در بیشتر موارد عملی نمی‌شود. پس به‌جای اینکه همسرتان را در منگنه بگذارید و به شکل توهین آمیزی او را تهدید کنید، برایش اهمیت مسئله را توضیح دهید و تلاش کنید با گفت و گو به یک نظر مشترک برسید. اگر او به خواسته شما اهمیت نمی‌دهد، مشکل‌تان بزرگ‌تر از آن است که با تهدید حل شود.

زیبایی ظاهری در پایداری یک ازدواج چقدر نقش دارد؟

روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج‌های جوان به این نتیجه رسیده‌اند مردانی كه چهره‌ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی كنند و نسبت‌ به زندگی زناشویی‌شان چندان احساس خوبی نداشته ‌باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته‌باشند. راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، كمی تردید كردیم و گمان بردیم كه احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با كمی جست‌وجو به این نتیجه رسیدیم كه موضوع علمی است تا حدی كه مقاله‌هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده‌است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین كردیم.


در واقع در همه آنها دانشمندان متفق‌القول بودند كه در یك ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یك حد باشند اما بی‌گمان دلایل آنها خواندنی است.



   تاریخ شهادت می‌دهد

در زوج‌هایی كه خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگی​شان خرسند‌تر هستند. این نتیجه پژوهشی است كه در ژورنال روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده‌ است كه طی تاریخ و فرایند تكاملی بشر نیز خانم‌ها هنگام انتخاب همسر كمتر به ظاهر او توجه می‌كردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به‌دنبال همسری می‌گشتند كه بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندان​شان سالم‌تر و زیباتر شوند. البته یك‌بار دیگر در سال 1979 روانشناسی به نام دكتر هوك نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواج‌هایی كه خانم زیباتر از مرد است احتمال شكست كمتر است البته این به این معنا نیست كه اگر مرد خوش‌تیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سال‌های اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تكرار كرده‌اند.



   زیبایی سلیقه‌ای هم استاندارد دارد

شاید در مرحله اول بگویید زیبا دیدن تنها یك امر سلیقه‌‌ای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یك نفر را زیبا می‌بیند یا زشت اما به هر صورت نمی‌توان منكر وجود برخی از استانداردهای رایج شد، استاندارهایی كه در همه دنیا به‌عنوان معیارهای زیبایی تعریف می‌شوند مثل چشمان درشت،‌ صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب كه همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و... 



   ازدواج با زنان بسیار زیبا یعنی...

گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیور‌پول 100عكس از زنان را بررسی كرده‌اند؛ بعضی از این زوج‌ها تنها چند ماه با هم زندگی كرده‌ بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگی‌های ظاهری هركدام از این زن‌ها و مردها را به ترتیب فهرست كردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه كنند. نتیجه به دست آمده از تحقیقات در ژورنال علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد كه در آن آمده‌است اگر مرد خیلی خوش‌تیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی كه زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت. زن‌های خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند كه به راحتی ازدواج‌ها را ترك كنند.

   ازدواج موفق یعنی همسان‌گزینی

گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمركز كرده‌اند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بوده‌است كه آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر به‌دنبال کسانی هستند كه شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام كردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج كنند و حتی با این نتیجه، ازدواج‌های آنجلینا جولی را توضیح می‌دهند، آنها می‌گویند به همین دلیل است كه ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار كوتاه و كمتر 2 سال بوده ‌است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یكی از معروف‌ترین چهره‌های حال حاضر دنیا بیشتر از 6 سال است كه دوام پیدا كرده ‌است.

   واقعا زیبایی چقدر مهم است؟

این تحقیقات نشان می‌دهد كه انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می‌شوند و وقتی با هم ازدواج می‌كنند، زندگی خانوادگی​شان  بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا كه این تحقیقات بیشتر روی زوج‌های جوان انجام شده ‌است می‌تواند نشان‌دهنده این باشد كه زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یك راز است. البته یك تحقیق جدید نشان می‌دهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.



   عمر ازدواج آنها کوتاه است


در تحقیق ذكر شده زوج‌هایی كه مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت‌كننده نبودند. یكی از محققان این تحقیق می‌گوید كه زن‌ها معمولا درجه حمایتی كه از طرف مرد دریافت می‌كنند را به‌خود او منعكس می​كنند. مردی كه ظاهر پایین‌تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می‌كند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی كه ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممكن است باعث كمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.



تفاوت معیارهای خانم‌ها و آقایان

از آنجا كه خانم‌ها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممكن است كسی را انتخاب كنند كه از نظر ظاهری پایین‌تر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان می‌دهد كه ازدواج‌هایی كه در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام‌تر و مثبت‌تر است. تصور محققان از دلیل آن، این است كه مردها اهمیت زیادی به زیبایی می‌دهند و به زیبایی زن بسیار سریع واكنش نشان می‌دهند در حالی كه خانم‌ها بیشتر می‌خواهند همسری داشته باشند كه به خوبی از آنها حمایت كند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشته‌باشد. محققان قبول دارند كه مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می‌دهد كه استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن و بینی كوچك و...




   روند تحقیق چگونه بود؟

این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالات‌متحده روی گروهی از زوج‌های همان كشور انجام شده ‌است.

انتخاب زوج‌ها بر چه اساس بوده ‌است؟

تیم تحقیقاتی روی 82 زوج كار كردند؛ زوج‌هایی كه طی 6 ماه قبل ازدواج كرده و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده‌ بودند. شركت‌كننده‌های تحقیق بین 20 تا 25 سال داشتند. محققان گفت‌وگوی هر زوج در مورد یك مشكل شخصی را به‌مدت 10 دقیقه فیلمبرداری كردند. فیلم‌ها بعدا از این جهت ارزیابی شد كه آیا زوج‌ها درمورد مشكلشان یكدیگر را حمایت می‌كردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشكلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم‌تر،شروع یك كار جدید و ورزش بیشتر را شامل می‌شد.

رتبه‌بندی زوج‌ها

یك شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشكل توست و خودت باید حلش كنی. اما یك شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، كاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟

یك گروه از محققان زیبایی‌های ظاهری هر زوج را بین یك تا 10 كدگذاری كردند كه عدد 10 بهترین و كامل‌ترین ظاهر را نشان می‌داد. تقریبا در یك‌سوم زوج‌ها، زیبایی زن‌ها بیشتر بوده، در یك‌سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج‌ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.

نتیجه تحقیق 

به‌طور كلی، در مواردی كه زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت‌تر رفتار می‌كردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به‌نظر می‌رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می‌دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم‌ها دارند و زن‌ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می‌دهند.

کدام زنان و مردان نباید بچه دار شوند؟

آیا همسرانی وجود دارند که روانشناسان به آنها توصیه کنند در شرایط کنونی شان بچه دار نشوند؟ جواب مثبت است. متاسفانه برخی از همسران دارای شرایطی هستند که به دنیا آمدن بچه آن را وخیم تر می کند. در ذیل به معرفی این شرایط پرداخته ایم:

1- اختلافات زناشویی:


اگر فکر می کنید که به دنیا آمدن بچه اختلافات شما با همسرتان را از بین می برد یا حداقل آن را کاهش می دهد، باید بگوییم که بر اساس تحقیقات روانشناسان اشتباه می کنید. دکتر لارنس اومبرگ، روانشناس کودک آمریکایی، در تحقیقات خود این فرضیه را بررسی کرد و متوجه شد که تفاوت معناداری بین میزان اختلافات قبل و بعد از به دنیا آمدن بچه وجود ندارد و در برخی از مواقع حضور بچه کار را خرابتر و تقابل همسران را بیشتر می کند. 

بنابراین اگر اختلافات زناشویی زیادی با همسرتان دارید، ابتدا با کمک یک روانشناس این اختلافات را حل کنید و بعد تصمیم به فرزنددار شدن بگیرید.

2- اعتیاد:

علاوه بر خطرات جسمی اعتیاد والدین بر جنین، که در تحقیقات متعددی به آنها اشاره شده است، روانشناسان به تاثیرات روانی و رفتاری والدین معتاد بر جنین و نوزاد اشاره کرده و هشدار داده اند. 

دکتر لارنس اومبرگ، نتایج تحقیقی را ارائه می کند که در آن مشخص شده نوزادان دارای والدین معتاد به مواد مخدر یا الکل احتمال بسیار بیشتری دارد که نسبت به نوزادان دارای والدین غیرمعتاد در نوجوانی و بزرگسالی به اقدامات بزهکارانه دست بزنند. برخی از زنان افراد معتاد به این باور اشتباه اعتقاد دارند که در صورت بچه دار شدن، همسرشان اقدام به ترک کرده و بهبود می یابد. علاوه بر آنکه هیچ تحقیقات معتبری این باور را تایید نمی کند، پذیرش خطرات پیش گفته بر اساس چنین احتمال کاذبی عقلانی نیست.

3- وضعیت شغلی و اقتصادی آشفته و نابسامان:

این سخن درستی است که روزی فرزند را خداوند می دهد و مشکلات اقتصادی نباید مانع از فرزنددار شدن همسران شود اما در مورد برخی از همسران مشکل اقتصادی قبل از فرزنددار شدن موجب مشکلات دیگری از جمله اختلافات زناشویی نیز شده و به نوعی به آشفتگی اقتصادی تبدیل شده است. دکتر همسبر نادالی، روانشناس کودک نروژی، در تحقیقات خود دریافته است که همسران دارای آشفتگی اقتصادی که از لحاظ مالی بسیار تحت فشارند در صورت فرزنددار شدن زندگی پرتنش تری را پیش رو خواهند داشت.

4- بلافاصله بعد از ازدواج:


تحقیقات متعدد روانشناسان و مشاوران خانواده نشان می دهد که همسران بعد از ازدواج نیازمند زمانی هستند که رابطه خود را بسنجند و نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کنند. برخی از همسرانی که قبل از ازدواج رابطه بسیار خوبی با هم داشته اند ممکن است بعد از ازدواج و رو در رو شدن با واقعیت های زندگی زناشویی و نداشتن مهارت های ارتباطی یا تفاوت های شخصیتی بسیار بزرگی که قبل از ازدواج به آنها بی توجهی کرده اند، رابطه شان دستخوش اختلافات شود و به جدایی بکشد. 

بنابراین، بهترین زمان مناسب برای فرزنددار شدن حداقل دو سال بعد از ازدواج است که البته این زمان میانگین است و برخی از همسران ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشند.

چگونه از شکست عاطفی جان سالم به در ببریم؟

«شکست عاطفی»، «شکست عشقی» یا هر نام دیگری که روی «نه شنیدن از کسی که دوستش داریم» یا «به هم خوردن یک رابطه عاطفی» بگذاریم، این پدیده یکی از رایج ترین اتفاق های دوران آشنایی یا نامزدی است. پیام های زیادی از خوانندگان دریافت کرده ایم که یا خود دچار این شکست شده اند یا اطرافیانشان. بخشی از این پیام ها در ذیل آورده شده است.

مورد  (1)

سلام. پسری 18 ساله ام. متاسفانه در ابتدای سنین نوجوانی با دختری آشنا شدم. وابستگی شدیدی تا امروز به او دارم. با اینکه او خیلی من را مورد آزار و اذیت قرار داده ولی دل کندن وفکر کردن به او من را افسرده کرده است. در حدی که با ریزش مو و سردردهای عجیبی و همینطور با بغض های عجیبی که نفسم را بند می آورند مواجهم! چاره من چیست؟ راهنمایی ام کنید. با تشکر.

مورد  (2)

با سلام. دختری هستم 27 ساله. مدتی است دچار اضطراب شدید شدم که بر اثر شکست عشقی، لرزش دست دارم. به پزشک مراجعه کردم اما نتیجه نگرفتم. چگونه دوباره خودم را بسازم که مثل قبل شاد و سرزنده باشم؟

مورد  (3)

سلام. خواهش می کنم راهنمایی ام کنید. این روزها زندگی خیلی برایم بیهوده شده است. گوشه گیر و افسرده شده ام حتی دوست دارم بمیرم چون نمی توانم با فردی که دوستش دارم ازدواج کنم. احساس می کنم اگر از او جدا شوم، خفه می شوم.

مورد  (4)

با عرض سلام. لطفا در مورد شکست عشقی مطلبی بنویسید.

مورد  (5)

سلام و خسته نباشید. لطفا در مورد کسانی بنویسید که شکست عشقی خورده اند و الان راهی جز خودکشی ندارند. با تشکر.

متاسفانه همانقدر که ما شیوه درست ارتباط برقرار کردن رابطه عاطفی را بلد نیستیم، همانقدر هم بلد نیستیم با تمام شدن یک رابطه کنار بیاییم. از افسردگی های کوتاه مدت گرفته تا خودکشی های موفق، واکنش هایی هستند که ما به تمام شدن رابطه عاطفی نشان می دهیم.

 اما آیا غیر از این واکنش های هیجانی راه دیگری هم برای کنار آمدن با این درد وجود دارد؟ روانشناسان می گویند می شود از همین اتفاق ناخوشایند حتی به عنوان یک فرصت برای شناختن خودمان و شیوه ارتباط برقرار کردنمان استفاده کرد.


یک شکست، چند واکنش


هر کسی یک جور به تمام شدن رابطه عاطفی واکنش نشان می دهد. خانم ها معمولا واکنش عاطفی تری نشان می دهند. درست یا غلط، آنها فکر می کنند چیز بیشتری از اقای طرف مقابلشان از دست داده اند. معمولا هم به «جوانی» یا «فرصت» از دست رفته برای برقراری یک رابطه طولانی مدت عاطفی دیگر اشاره می کنند. 

چیزی که لااقل خانم ها مدعی اند در آقایان موضوعیتی ندارد اما در واقع اینگونه نیست. همه ما آدم ها وقتی با رابطه ای تمام شده روبرو می شویم حس می کنیم بخشی از وجودمان را در طرف مقابل جا گذاشته ایم. مرد و زن هم ندارد اما نوع واکنشی که در برابر این جا ماندن بخشی از وجود، نشان می دهیم به گذشته ما ربط دارد.

معمولا آقایانی که یک بار مادرشان را از دست داده اند، شدیدتر به تمام شدن رابطه عاطفی واکنش نشان می دهند. این «از دست دادن مادر» البته فقط به معنای از دست دادن فیزیکی مادر نیست. اگر مردی مادر نامهربان یا مستبدی داشته است در واقع انگار یک بار عاطفه مادری را از دست داده است. 

حالا اگر او یک بار دیگر یک رابطه عاطفی دیگر (این بار معشوق) را از دست بدهد واکنش شدیدی نشان می دهد. آقایانی که به شدت به مادرشان وابسته بودند هم چندان تحمل شکست عاطفی را ندارند چون برای آنها همیشه محبت مادری بیش از اندازه لازم فراهم بوده و آنها هیچ گاه شکست های کوچک عاطفی را تمرین نکرده اند.


در مورد خانم ها قضیه برعکس است. برای خانم ها بن مایه رابطه عاطفی با جنس مخالفشان، در رابطه ای که با پدرشان داشته اند شکل گرفته است. برای همین خانم هایی که در کودکی پدری به شدت مستبد داشته اند یا برعکس به شدت به پدرشان وابسته بودند، چندان نمی توانند تمام شدن یک رابطه عاطفی را تاب بیاورند.

البته همه چیز هم به گذشته برنمی گردد. معمولا آن کسی که برای تمام کردن رابطه پا پیش گذاشته بیشتر احساس گناه را تجربه می کند و آن کسی که رابطه اش تمام شده، احساس قربانی بودن می کند.

 اگر رابطه طولانی مدت تر باشد هر دو طرف حس می کنند هزینه بیشتری کرده اند و عمر بیشتری تلف کرده اند. اگر رابطه از مرز عاطفی گذشته باشد و جنسی شده باشد، خانم ها بیشتر از آقایان احساس زیان و ضرر می کنند. 

دیگران و اطلاع داشتن دیگران هم بی تاثیر نیست. آنهایی که رابطه شان را در هاله ای از راز گذاشته اند و خیلی دوست داشتنشان را بروز نداده اند راحت تر با از دست دادن رابطه روبرو می شوند.



با تمام شدن رابطه عاطفی چه جور کنار بیاییم؟

راستش را بخواهید خیلی از مراجعان جوانی که این روزها به مراکز مشاوره مراجعه می کنند اولین مشکلشان تمام شدن یا به قول خودشان «کات شدن» یک رابطه عاطفی است. احساس عمیق «از دست دادن» است که آنها را راهی مراکز مشاوره کرده است. روانشناسان مختلف رویکردهای مختلفی برای درمان این حس منفی ناخوشایند دارند. اما به هر حال توصیه های زیر برای بیشتر این آدم ها کارساز است.



قدغن های بعد از کات شدن یک رابطه

خیلی ها بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند تا جایی که می توانید این کارها را انجام ندهید:

- تا 6 ماه جایگزین قدغن! شاید عمومی ترین واکنشی که به عنوان یک راه حل به ذهن کسی که رابطه عاطفی تمام شده ای در ذهنش وول می خورد، می رسد این است که با یک آدم دیگر رابطه عاطفی برقرار کند. او می خواهد به خودش یا به معشوق سابقش ثابت کند که مشکلی نداشته است و به راحتی می تواند با یک نفر دیگر به نتیجه برسد اما راستش را بخواهید این تصور کاملا غلط است. 

تا وقتی که نفر جدید فقط یک واکنش به نفر قبلی باشد، هیچ وقت ما رابطه خوبی برقرار نخواهیم کرد. نفر جدید را ما معمولا یا دقیقا شبیه به آدم قبلی انتخاب می کنیم، یا دقیقا برعکسش و یا هر آدم جدیدی را با او مقایسه می کنیم. 

یادتان باشد تا موقعی که خاطره معشوق قبلی در ذهن شما پررنگ است این کار در بهترین حالت یک نفر دیگر را بدبخت می کند و در بدترین حالت کلکسیون شکست های عشقی تان را کامل تر می کند. 

پس لطفا مدتی که سوگوار عشق قبلی تان هستید به دنبال جایگزین نگردید. متوسط این مدت 6 ماه است اما شما خودتان دماسنج خودتان باشید. تا وقتی که حرارت رابطه قبلی به رفتار شما جهت می دهد، لطفا رابطه جدیدی برقرار نکنید.

- پناه بردن به «مواد وابستگی آور» قدغن! تمام شدن رابطه عاطفی می تواند یک نفر را به دام استفاده از مواد وابستگی آور (از مخدر بگیر تا الکل) بکشاند. خیلی ها اولین سیگارشان را بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی کشیده اند اما لطفا به خاطر خودتان هم که شده گریه ها و افسردگی های بعد از تمام شدن را به گیجی بعد از سیگار و الگل ترجیح دهید.

- به شکست به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید.
 خیلی ها بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی، آدم مثبت تری می شوند. برای این آدم ها دیگر نظر طرف مقابل مهم نیست. آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رویدادهای رابطه عاطفی شروع کرده اند به اصلاح خودشان. تمام شدن یک رابطه عاطفی آدم را تمام عیار با خودش، عواطفش و فکرهایش روبرو می کند. 

تمام شدن رابطه عاطفی می تواند یک بار دیگر تمام شکست های عاطفی زندگی را بیاورد جلو چشم آدم. این هم می تواند افسرده کننده باشد و هم سازنده. یعنی اینکه آدم می تواند این مشکل های وجودی را لااقل با خودش حل کند و خودخواهی همیشگی اش را کنار بگذارد.

یادتان باشد که شیوه های تکراری ارتباط برقرار کردن ما با دیگران ریشه در رابطه ای دارد که ما در کودکی با پدر یا مادرمان داشته ایم. می توانید از بالا به این شیوه های ارتباطی نگاه کنید و ببینید چرا دارید یک راه غلط ارتباط برقرار کردن را امتحان می کنید.

- از زاویه دید طرف مقابل هم به رابطه نگاه کنید. خیلی از ما بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی به شدت خودخواه می شویم. حس می کنیم قربانی شده ایم و همه چیزمان را از دست داده ایم. نگاه کردن از زاویه دید کسی که با ما بوده است و چیزهایی که او از دست داده، می تواند این خودخواهی ویرانگر ما را تعدیل کند.

- حرف بزنید: سه راه قبلی راه حل هایی بود که می شد به تنهایی هم انجامش داد اما آدمیزاد بعد از تمام شدن رابطه عاطفی، از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می شود. مشاور و روانشناس را برای همین موقع ها گذاشته اند. اگر پیش این متخصص ها رفتید که بهتر، وگرنه خودتان را پیش یک دوستِ صمیمی رازدارِ ترجیحا گرم و سرد چشیده روزگار، خالی کنید.



چکیده مطلب

واکنش به تمام شدن رابطه عاطفی می تواند بنا به شخصیت، جنسیت و نوع رابطه متفاوت باشد. جایگزین پیدا کردن تا 6 ماه و پناه بردن به مواد وابستگی آور از قدغن های بعد از این اتفاق است. حرف زدن و نگاه کردن به شکست به عنوان یک فرصت خودشناسی هم از راهکارهای کنار آمدن با این شکست عاطفی است.
بر اساس آخرین پژوهش‌های صورت گرفته ترس از پرواز، رتبه سوم را در میان 10 ترس رایج در دنیا  به خود اختصاص داده و مردم همه روزه برای غلبه بر این ترس خود در حال کوشش و مبارزه هستند. روان‌شناسان چهار الگوی  فکری را در افرادی که ترس از پرواز دارند، شناسایی و تکنیک‌هایی را برای مبارزه با آنها معرفی کرده‌اند:
اندیشه منفی غالب

زمانی که فرد نسبت به بد بودن موقعیتی که در آن قرار گرفته است دچار نوعی وسواس فکری می‌شود و این افکار منفی بر او غلبه می‌کنند. روان‌شناسان معتقدند بهترین راه برای مبارزه با این الگوی فکری، این است که به یک نکته مثبتِ هر چند خیلی کوچک، در رابطه با این تجربه بیندیشید و سعی کنید که افکارتان را معطوف و متمرکز به آن نکته کنید. این نکته مثبت می‌تواند منظره‌ای که بیرون از پنجره هواپیما در پیش چشم شماست یا فیلمی‌ که در مانیتور روبه‌رویتان در حال نمایش است، باشد. 

سرزنش کردن خود

زمانی که فرد بر شکست‌هایش تمرکز کرده و به آنها اجازه می‌دهد که ترسش را بیش از پیش تقویت کنند، در این حالت فرد می‌تواند خود را حتی به خاطر ترسی که از پرواز دارد هم ملامت کند اما بهترین راه برای غلبه بر این سرزنش کردن خود چیست؟ به یاد خود بیاورید همین تصمیمی ‌که شما مبنی بر مسافرت با هواپیما گرفته‌اید، در حقیقت به نوعی موفقیت و دستیابی بزرگی برایتان به حساب می‌آید و این نقطه آغاز یک فرآیند آهسته و پیوسته برای غلبه کامل بر این ترس است.

تسلیم شدن

زمانی که فرد نومیدانه احساس می‌کند هیچ تسلط و کنترلی بر شرایط و محیطی که در آن قرار گرفته است ندارد، در این حالت ذهن فرد از شدت ترس، فلج شده و او به هیچ عنوان نمی‌تواند آرامش یابد. بهترین راه برای غلبه بر این نوع از ترس این است که به یاد خود بیاورید شما بر موقعیتی که در آن قرار دارید تسلط دارید. شما بر نفس کشیدن خود و استفاده از تکنیک‌های آرام‌بخش ماهیچه‌ای تسلط دارید و از این طریق می‌توانید بر استرس خود غلبه کنید.

منتظر فاجعه بودن

در این حالت ترسی که در فرد وجود دارد، باعث می‌شود او در رابطه با بد بودن موقعیتی که در آن قرار دارد یا قرار خواهد گرفت خیالبافی کند. افرادی که ترس از پرواز دارند می‌گویند این نوع ترس که تصور کردن فاجعه‌ای است که از دید آمار و ارقام احتمال وقوعش تقریبا وجود ندارد، رایج‌ترین الگوی فکری ترس برای آنها به شمار می‌آید. بهترین راه برای غلبه بر این نوع ترس این است که ترس خود را بپذیرید و آن را به چالش بکشید. زمان دیگری را که بر چنین ترسی که در شما به وجود آمده بود غلبه کردید  یا زمانی که در مقابل مشکلات‌تان قد علم کرده و ایستادید را به خاطر بیاورید. همان‌طور که بر آن ترس‌ها و مشکلات غلبه کردید، خود را برای غلبه بر این ترس‌ها هم به چالش بکشید.

شنیدن کافی نیست، باید گوش بدهید!

خیلی وقت ها آنقدر فکرمان مشغول است که فقط می توانیم حرف طرف مقابلمان را بشنویم، نه اینکه درست گوش بدهیم ببینیم چه می گوید. ما، اغلب شنونده های خوبی نیستیم، بیشتر به این دلیل که فکر می کنیم کار مهمی نیست و اصل این است که حتما به بهترین روش حرف خودمان را بزنیم. 

نتیجه این وضعیت وقتی دوطرفه باشد، می شود اینکه دو نفر دارند فقط حرف هایشان را به هم می زنند، بدون اینکه کسی از حرف دیگری مفهوم و منظوردرستش را بفهمد. دست آخر هم هیچ تعامل سازنده ای به وجود نمی آید. همه اینها یعنی به همان اندازه که خوب نمی توانیم منظورمان را به دیگران بفهمانیم، نمی توانیم منظور دیگران را هم خوب بفهمیم. 

این یعنی لازم داریم قوانین شنونده خوبی بودن را بدانیم، کاری که در این شماره قرار است در موردش صحبت کنیم. حواستان باشد لااقل در مورد این متن، فقط یک خواننده نباشید، به حرف ها گوش بدهید!

به گفتگوهایی که اغلب اوقات داریم دقت کنید. معمولا وقتی حرف خودمان تمام می شود، در حال مرور ذهنی حرف های بعدی خودمان هستیم و به طرف مقابل عملا فقط نگاه می کنیم. برخی اوقات که به حرف های دیگری گوش می دهیم، در واقع داریم به ارزیابی سخنان گوینده می پردازیم و درباره اینکه آیا حرف های زده شده درست است یا خیر، خوب است یا بد، آیا با آن موافقیم یا مخالف و ... قضاوت می کنیم. 

در این شرایط، رفتار ما به جای جذاب و گیرا بودن، عکس العملی و واکنشی است. حرف دیگران را به سادگی با اظهار نظر یا طرح سوال قطع می کنیم. در این شرایط، خودمان را به جای دیگری مرکز و کانون توجه قرار می دهیم. گوش دادن خوب، موقتا همسرتان را تشویق می کند رهبر و پیشگام باشد و به طور خودجوش تمام حرفش را بدون مداخله شما بگوید. 

بدون اینکه لزوما موافقت کنید یا مخالفت کنید، سرزنش کنید یا دفاع کنید، یا فورا سراغ کار دیگری بروید؛ چرا که در وقت گوش دادن، هدف اصلی شما درک کردن است.

1- گوینده را خوب زیر نظر بگیرید

وقتی شما به همسرتان توجه می کنید، یعنی با جان و دل به حرف هایش گوش می دهید و به او می فهمانید که کاملا به او توجه دارید. برای این کار، هرگونه فعالیتی را که موجب حواس پرتی می شود، کنار بگذارید. وضعیت تان را با وضعیت همسرتان هماهنگ کنید. اگر نشسته است بنشینید، اگر ایستاده است، بایستید، به طرف او برگردید و هر وقت که ممکن بود با او تماس چشمی برقرار کنید. گاهی اوقات می توانید همسرتان را حمایت کنید، با ارسال این علامت که در دسترس هستید، حالت پذیرا دارید و علاقه مند هستید به او ارج و منزلت بدهید. اگر بیشتر می خواهید بدانید، این نکته ها را دریابید:

- حین گوش دادن سعی کنید پیام های کلامی و غیرکلامی (احساسات) او را دریافت کنید. کاری که مبنای درک حرف های اوست و باید آن را از طریق نگاه کردن، گوش دادن و ردگیری کردن حرف های همسرتان انجام دهید.

- نگاه کنید، گوش دهید و ردگیری کنید. رفتارهای غیرکلامی را به دقت زیر نظر بگیرید. حرکات بدن و چهره همسرتان و هم تغییر حالت بدنی و تنفس او را به دقت مد نظر قرار بدهید. اگر با دقت نگاه کنید، می تواندی به پیام های غیرکلامی مثل حرکات ریز چهره، دست، عضلات و تنفس و فضای بین هر دو نفرتان بیشتر توجه کنید.

- به صداها گوش کنید. به طنین و لحن صحبت و همینطور سرعت و زیر و بمیصدا گوش بدهید. به بلندی و پایین بودن صدا و سطح تنش، هنگامی که همسرتان حرف می زند گوش کنید. وقتی به کلمات گوشی دهید، به هرگونه تصاویر ذهنی، اشکال صحبت یا استعاره هایی که او ممکن است از آنها استفاده کند هم توجه کنید.

- تمام آنچه را که همسرتان می گوید اعم از افکار، احساسات، عقاید و اقدامات و غیره را ردگیری کنید. تمام این قسمت ها به درک شما از همسرتان کمک می کند. مراقب باشید چیزی از قلم نیفتد؛ مثلا ممکن است همسرتان عقایدش را مطرح کند. مراقب باشید چیزی از قلم نیفتد؛ مثلا ممکن است همسرتان عقایدش را مطرح کند ولی احساسات و خواسته هایش را به زبان نیاورد.

- به ناهماهنگی پیام های کلامی و غیرکلامی توجه کنید. به عنوان مثال؛ همسرتان ممکن است بگوید علاقه مند به اجرای کاری است ولی نگاه و چهره او خلاف آن را برساند.



2- به حرف های او اعتباربخشی کنید


اعتباربخشی پیام های دیگری، پاسخی است زبانی و عملی که شخص را آگاه می کند همراه او هستید. اوست که رهبری می کند و شما پیرو و دنباله رو هستید؛ حتی اگر کاملا با او موافق نباشید، علاقه نشان بدهید.

 اعتباربخشی می تواند شامل تکان دادن سر تا تأیید کلامی (آها) یا بیان یک عبارت تفسیری مختصر باشد. چیزی که نشان می دهد شما به چیزی فکر می کندی که همسرتان در حال تجربه آن است، اما به صراحت آن را به زبان نیاورده، بیایید چند مثال از اعتبار بخشی به حرف دیگران را مرور کنیم:

«به نظر می رسه که مهم باشه»؛ «می تونم بفهمم که واقعا نگران و دلواپسی»؛ «حدس می زنم واقعا نمی خوای بری».

- سعی کنید که همراه با همسرتان باشید؛ مثلا اگر در مورد افکارش حرف می زند یا در مورد احساساتش صحبت می کند، آنها را اعتبار ببخشید.

- به احساسات و خواسته های همسرتان هم توجه کنید. اکثر گفت و گوها به اطلاعات و افکار و اقدامات می پردازند و احساسات و خواسته ها اغلب نادیده گرفته می شوند. اعتباربخشی به احساسات و خواسته های بیان نشده موجب کاهش تنش می شود و اطلاعات بسیار مهمی را وارد گفت و گو می کند. اگر همسرتان به قسمت هایی از آن اشاره نکرد، می توانید با ردگیری، گوش دادن و نگاه کردن تفسیر خودتان را بگویید. مثل اینکه: «ناراحتی؟»

- از نیات خود آگاه باشید. اگر نیتی که پشت اعتباربخشی است، تغییر دادن تجربه همسرتان یا ترغیب احساس وی به قبول نظر شماست، عملا به جای او صحبت می کنید و حرف توی دهانش نگذارید. این کار درک واقعی را به دنبال ندارد و ارتباط را با شکست مواجه می کند. اعتباربخشی از طریق پذیرفتن حق همسرتان برای بیان آنچه در آن لحظه تجربه می کند است. با همسرتان همراه شوید، نه اینکه با متوقف کردن، حاشیه رفتن یا عکس العمل نشان دادن، خلاف او حرکت کنید. برای برقراری ارتباط و درک، اغلب اوقات فقط اشاره کردن به آنچه فرد در حال تجربه آن است، کافی است.

اعتباربخشی دو فایده مهم دارد؛ راهی است برای بررسی اینکه آیا برداشت شما درست است یا خیر؟ مثلا در مثال: «مثل اینکه ناراحتی؟» آن فرد ممکن است بگوید: «نه، فقط کمی سرم درد می کند.» و اینکه به وسیله بازخورد دادن، به گوینده نشان می دهید که حرف هایش برای شما مهم است و شما به او گوش می کنید.



3- به دادن اطلاعات بیشتر دعوت کنید

برای استفاده از مهارت گوش دادن، حرفی بزنید یا کاری کنید که همسرتان را برانگیزد تا به صورت خودجوش هر چه می خواهد بگوید. برای ایجاد شور و اشتیاق در همسرتان، دعوت کردن فراتر از اعتباربخشی است. مثال های زیر، نمونه هایی از دعوت کردن از همسرتان برای حرف زدن است:

«درباره این موضوع بیشتر برام بگو»؛ «در مورد آن بیشتر حرف بزن»؛ «دلم می خواد در مورد این موضوع بیشتر بدونم»؛ «چیز دیگری هم هست که بخوای بگی؟»؛ «دلم می خواهد هر چی رو که فکر می کنی، باید بدونم، برام بگی».

بعد از اینکه همسرتان حرف هایش را زد و مکث کرد، می توانید دعوت کنید. معمولا افراد برای اینکه شنونده را محک بزنند که گوش داده یا خیر؟ و آیا شرایط برای ادامه مهیاست یا نه، مکث می کنند. در این حین از پرسش، پند و اندرزدهی و سوال کردن برای هدایت بپرهیزید، فقط دعوت کنید. بعد از چند دعوت، بالاخره همسرتان می گوید: «فکر نمی کنم چیز دیگه ای برای گفتن داشته باشم» و نشانه های کلامی و غیرکلامی او نشان می دهد که حرف ها گفته شده است.



4- گفته ها را خلاصه کنید

مهارت خلاصه کردن به شما کمک می کند مطمئن شوید همسرتان را درک کرده اید. شما با این کار به جای اینکه به همسرتان بگویید: «می فهمم که چه می گویی» که کمی خودبینانه به نظر می آید و ممکن است غیرواقعی و نادرست باشد، مفهوم پیام ها را با او در میان می گذارید. پیام همسرتان را خلاصه کنید تا نشان دهید دقیقا حرف های او را درک می کنید. 

عدم انجام این کار می تواند باعث سوء تفاهم شود.گاهی حرفی می زنید و طرف مقابلتان خودش جزییاتی را به آن اضافه می کند و مفهوم و مقصودی غیر از منظور و مقصود شما به آن می دهد. شما هم ممکن است این کار را بکنید. یا فرد مقابل خودش جزییاتی را کم می کند و متقابلا شما هم ممکن است این کار را بکنید، معنی مشترک زمانی رخ می دهد که پیامی را که شخصی فرستاده، همانطور دریافت شود.

- آنچه را که به عنوان نظر همسرتان شنیده اید، با بیان خود دقیقا تکرار کنید. کامل هم بگویید و چیزی را از پیام اصلی کم یا به آن اضافه نکنید.

- از همسرتان بخواهید خلاصه ای را که ارائه می کنید، تایید کند. اگر خلاصه تان را با جمله ای مقدماتی که نشاندهنده هدف شما از خلاصه سازی است شروع کنید، کارتان بهتر راه می افتد؛ مثلا اینطور شروع کنید: «برای اینکه مطمئن شوم حرفت را درست فهمیده ام، می خواهم به جمله ای اشاره کنم که چند لحظه پیش گفتی.» یا با عبارت های «تو گفتی که در مورد ...؛ احساس ناکامی می کنی، آیا همینطوره؟» و ... صحبت را شروع کنید.

اگر خلاصه دقیق باشد، همسرتان جواب مثبت می دهد و اگر درست نباشد، از همسرتان بخواهید آن را روشن کند. بعد خلاصه را با اطلاعات کاملا شفاف شده، دوباره مرور کنید.

5- سوال های باز بپرسید

بعد از همه مراحل بالا ممکن است به دلایلی باز هم نیاز به شنیدن بیشتر و گرفتن اطلاعات دیگری باشید. این کار را همانطورکه در شماره پیش گفتیم، با سوال های باز انجام بدهید. این سوالات، سوالاتی هستند که احتیاج به پاسخ های طولانی تری دارند. حسن آنها این است که افراد را به توضیح بیشتر تشویق می کنند. طرح سوال هایی که با «چرا» شروع می شوند هم اشتباه بزرگی است چون ممکن است طرف گفت و گو را به لاک دفاعی فرو ببرد.

رازهایی که هر زنی باید بداند!

در این مطلب رازهایی را با شما خانم ها در میان می گذاریم که شما را در رسیدن به زندگی زناشویی ایده آلی که در ذهنتان پرورش داده اید یاری می رساند. آیا از زندگی مشترکتان رضایت کامل دارید یا احساس می کنید از بعضی جهات باید تغییراتی در روابطتان ایجاد کنید؟ در هر صورت راهکارهای زیر به شما کمک می کنند که روابط بهتر و پربارتری را با همسرتان تجربه کنید. این راهکارها حتی در روابطی که به مشکلات جدی برخورد کرده اند نیز موثر هستند. مطمئن باشید می توانید نیروی جدیدی در زندگی تان ایجاد کنید.

معمولا زنان هنگامی که شعله های عشق کم سو می شوند و زندگی زناشویی رو به سردی می گذارد شوهر خود را عامل اصلی سرد شدن زندگی مشترک می دانند و زمانی قسمتی از تقصیرها را شخصا گردن می گیرند که همسرشان از آنها فاصله گرفته و دور شده باشد اما واقعیت اینجاست که رفتار و افکار زنان موجب می شود مردان رفتاری سرد از خود نشان دهند.

 عشق میان زن و شوهر هرگز نمی میرد مگر زمانیکه زوجین با رفتار نادرست خود آن را کمرنگ و خاموش کنند. معمولا اگر زن نتواند رفتار درست و بجایی با همسرش داشته باشد مرد نیز عشق خود را پنهان کرده و کم کم عشق زندگی ناپدید می شود.

آگاهی از نکات زیر به زنان کمک می کند دریابند چگونه می توانند مجددا عشق را به زندگی مشترک خود بازگردانند.

1) راز اول: همسر شما نمیتواند تمام نیازهای عاطفی شما را برآورده کند

بیشتر مواقع مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند زن فشار زیادی بر او وارد کرده و مرد را برای برآوردن نیازهای عاطفی اش تحت فشار قرار داده است. هنگامی که مرد نمی تواند انتظارات همسرش را برآورده کند احساس شکست و ناکامی می کند و چون زن عامل اصلی ایجاد این احساس است مرد ناخودآگاه از همسرش فاصله می گیرد. 

جالب اینجاست که در این میان زن، شوهرش را مقصر دانسته و حتی به فکر ترک زندگی مشترک افتاده و زندگی مشترکی که به دلیل اشتباهات ناآگاهانه خودش با مشکل مواجه شده را رها می کند. گاهی زنان انتظاراتی از همسرشان دارند که نه تنها شوهرشان بلکه هیچ مرد دیگری نیز قادر به برآوردن آن انتظارات نیست و فقط خداست که می تواند چنین زنانی را قانع سازد.

توجه به همین نکته ساده و کوچک بسیاری از زندگی ها را از جدایی نجات می دهد. مهمتر از همه اینکه هرگز از شوهرتان انتظار نداشته باشید مانند یک غیب گو از انتظارات و نیازهای شما مطلع شود. واقع بین و عادل باشید و انتظارات بجایی از همسرتان داشته باشید و این انتظارات را به موقع به همسرتان بگویید و هرگز او را تحت فشار نگذارید. 

اجازه دهید آزادی عمل داشته باشد تا بتواند از روی میل باطنی آنچه را که می خواهید انجام دهد. هر مردی روی کره زمین هنگامیکه بیش از حد تحت فشار قرار بگیرد ناچار است سر به بیابان بگذارد.

2) راز دوم: همسرتان نیز نیازهایی دارد که درست به اندازه نیاز خود شما اهمیت دارند

توجه به این نکته بسیار مهم است. به یاد داشته باشید مردان نیز مانند زنان نیازهای احساسی دارند که به اندازه نیازهای زنان مهم هستند. معمولا تصور نادرستی وجود دارد که چون زنان در مقایسه با مردان، موجودات لطیف تر و حساس تری هستند نیازهای احساسی بیشتر و مهمتری دارند و مردان چون موجودات خشنی هستند هیچگونه نیاز عاطفی نداشته و یا اگر داشته باشند برآوردن آنها چندان اهمیتی ندارد. 

زنان هنگامی که می بینند همسرشان به نیازهای آنها بی توجه بوده و نتوانسته کاری که خواسته اند را انجام دهد به او بی توجه و بی محبت میشوند. اینجاست که مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند آنگونه که باید با احترام با آنها برخورد نشده و به یاد داشته باشید حفظ ارزش و احترام از مهمترین و اساسی ترین نیازهای عاطفی مردان است.

 بسیاری از مردان در گفته های خود اعتراف می کنند: وقتی همسرم با جملات سرد و ناشی از بی اعتمادی و بی محبتی اش با من صحبت می کند ناخودآگاه مرا از برقراری رابطه گرم ناامید می کند. در این مواقع من به غارم پناه می برم و ترجیح می دهم در تنهایی با خودم خلوت کنم. 

زنان باید بدانند اگر همسرشان را یکی از دوستانشان تصور کنند، با این شیوه رفتاری هرگز نمی توانند همسر (دوستشان) را برای مدت طولانی در کنار خود داشته باشند. زنان در محیط کار، با دوستان، اقوام و حتی فرزندانشان روابطی گرم و صمیمانه برقرار کرده و با آنها گرم و مهربانانه صحبت می کنند اما هنگام برخورد با همسرشان ناگهان فرد دیگری می شوند. این اصلا عادلانه نیست، چگونه از کسی که با او رفتار درستی ندارید انتظار واکنشی گرم و عاشقانه و بدون اشتباه دارید؟!

یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم مردان که حتی از نیاز آنها به احترام و عشق مهمتر است این است که همسرشان را سرحال و خوشحال ببینند. زنان باید بدانند برای مردان هیچ چیز آزاردهنده تر از این نیست که ببینند همسرشان افسرده و ناامید است، چرا که مردان با دیدن این حالت احساس می کنند فردی بی لیاقت و ناتوان هستندکه نتوانسته اند همسرشان را شاداب نگه دارند. مردان خود را عامل اصلی خوشحالی و ناراحتی های همسرشان می دانند.

3) راز سوم: مردان دوست دارند رهبر خانواده باشند

راز سوم این است که زنان باید بدانند مردان ذاتا دوست دارند رهبر ومدیر خانواده باشند وهنگامی که زنی این واقعیت را نادیده می گیرد مشکل بروز می کند. برای مردان بسیار دردناک است که ببینند همسرشان آنها را نادیده گرفته و خودرا رهبر و مدیر خانه می داند. 

زنان نباید طوری رفتار کنند که مردان احساس کنند آنها برتری خود را به رخ می کشند. حتی اگر از جهات مختلفی از همسرتان برتر هستید هرگز این نکته را به رخ او نکشید. گام به گام با همسرتان پیش نروید، یک قدم عقب تر از او بایستید، اجازه دهید همسرتان بداند شما به او به عنوان رهبر خانه باور دارید. این یک قدم کوچک، تاثیر بزرگی در بهبود زندگی زناشویی شما ایفا می کند.

4) راز چهارم: بیشتر مردان از صمیم قلب می خواهند زندگی موفق و پرباری داشته باشند

برخلاف تصور عموم معمولا مردان به اندازه زنان به زندگی مشترکشان احساس تعهد می کنند و به اندازه زنان به زندگی مشترکشان باور دارند اما فرهنگ جوامع، زنان را وادار می کند که تصوری خلاف واقع داشته باشند. بسیاری مواقع مردان با تمام وجود بر حفظ و نجات زندگی مشترکشان تلاش می  کنند و در این زمینه از هیچگونه تلاشی دریغ نمی کنند. 

مردان دوست دارند همسرانشان را خوشحال کنند، دوست دارند اعضای خانواده را کنار یکدیگر جمع کنندو صحیح ترین کارها را انجام دهند. در چنین وضعیتی وظیفه زنان است که با ایجاد جو احساسی سالم و مناسب مردان را در انجام این کارها یاری داده و آنها را تشویق کنند تا همچنان به زندگی مشترکشان متعهد باقی بمانند.

سال هاست که جامعه، مردان را موجوداتی بی قید و بی توجه به تعهدات در زندگی مشترک معرفی کرده است و همین امر علت بروز مشکلات بسیاری در روابط زناشویی شده است. به خصوص در دهه های گذشته بسیار می شنویم که علت نارضایتی و ناراحتی زنان در زندگی زناشویی مستقیما به اشتباهات مردان بازمی گردد. 

متاسفانه چنین نظریاتی مردان را به انزوا و گوشه گیری و در بسیاری مواقع بدخلقی کشانده است، اکنون زمانی است که دریابیم نتیجه چنین افکار و نظریاتی فقط سردتر شدن روابط و دور شدن زن و شوهر از یکدیگر است. البته به یاد داشته باشید که زنان نیز هرگز عمدا مرتکب چنین اشتباهاتی نشده اند و آنها هرگز نمی دانستند رفتارشان چه اثر بدی بر همسرشان می گذارد، در واقع بیشتر اشتباهات زنان کاملا ناآگاهانه و غیرعمدی بوده و هست.

باید کمی به زنان آگاهی داده شود تا دریابند رفتار و گفتار آنها چه آثار و پیامدهایی در رفتار مردان بر جای می گذارد. نتایج آزمایشات محققان بر روی هزاران زوج، نشان می دهد که ایجاد اندکی آگاهی در زوجین نتایج شگفت آوری در روابط آنها با همسرانشان ایجاد می کند.

5) نکته آخر:


زمانی که زوجین سعی دارند در طرف مقابل احساس رضایت و خوشحالی ایجاد کنند بخش اعظم مشکلات به سادگی برطرف می شود. سعی کنید برای ایجاد عشق و پایداری آن در زندگی مشترکتان از هیچ تلاشی دریغ نورزید و مطمئن باشید با ایجاد اندکی تغییر در رفتارتان می توانید همسرتان را به بهترین مرد کره زمین مبدل کنید.

روش جذب آدم ها در سه سوت

دارید وارد جایی می شوید که خیلی ها از شما شناخت درستی ندارند. درست همین جاست که شما می توانید از موقعیت نهایت استفاده را ببرید و از همین بدو ورود آدم جذابی شوید! 

کسی نمی داند شما تا این لحظه آدم گوشه گیری بوده اید یا نچسب، خودشیفته ای یا هر چی. بنابراین می توانید از این موقعیت استفاده کنید تا ویژگی های منفی را کنار بگذارید. ضعف های سابق را بی خیال شوید و تبدیل به کسی شوید که سری در سرها دارد و آدم های زیادی دلشان می خواهد با او ارتباط داشته باشند.

 چه کنیم؟ سر صحبت را با دوستان جدید باز کنید. شما باید آدم های خودتان را پیدا کنید. اگر دست نجنبانید از قافله عقب می مانید. باید از همان لحظه ورود به جایی مثل دانشگاه یا خوابگاه که لازمه اش زندگی جمعی است، برای خودتان پی رفقایی که با شخصیت و منش شما جور دربیایند باشید. 

حتی اگر دوستی را فقط برای تقلب آخر ترمش بخواهید، باز هم باید از همین حالا اقدام کنید و متقلبین را بشناسید که در امتحان سرتان بی کلاه نماند. یا اگر از آن آدم هایی هستید که در چند دقیقه تنفس بین دو کلاس می خواهید بی حرف فقط پایه ساندویچ خوردن داشته باشید، هم. 

به هر دلیلی آدم ها احتیاج به همراه و دوست دارند و برای پیدا کردنش همین امروز و همین الان باید اقدام کنید. درست روز اول و هفته اول و ماه اول. پس آماده باشید تا با راه های جلو رفتن و سر حرف را باز کردن و اثر گذاشتن آشنا شوید.

برای جذب آدم ها نکته های ظریفی را باید رعایت کرد

کم، آرام و گزیده گوی ...


گاهی وقت ها بهترین کار این است که آدم کلا کاری نکند. گاهی باید آدم شکارچی نباشد، شکار باشد. بازی ارتباط را که درست بچینید، نیاز چندانی به جلب توجه و بند کردن آدم های دوست داشتنی اطرافتان ندارید. شما باید:



آپدیت باشید

اگر نقشه تان را کشیده اید و می خواهید برای خودتان رفیق پیدا کنید، لازم است علاوه بر جذابیت های ظاهری به چیزهای دیگری هم توجه کنید. پس قبل از قرار گرفتن در موقعیت خودتان را آماده و مجهز کنید.

 آرشیو یک هفته گذشته اخبار را ببینید که اگر لازم شد از آنها استفاده کنید. از آن بهتر اینکه در زمینه ای که سرگرمی تان است و به آن علاقه دارید اطلاعاتی جمع کنید؛ مثلا اگر به ادبیات علاقه مندید تا قبل از شورع ترم چند کتاب معروف یا جدید بخوانید، راجع به نویسنده اش کمی تحقیق کنید و چندتایی از عنوان کتاب ها را به خاطر بسپارید. 

چک کنید ببینید امسال نوبل ادبیات را کی گرفته و بعدا به موقع و به جا بپرسید: راستی از این نویسندهه که امسال نوبل گرفت چیزی خوندنی؟ برای احتیاط نام برنده دو سال قبل را هم حفظ کنید. حالا طرفتان آچمز شده و گمان می کند با یک آدم حسابی طرف است. یک آدم چیزخوان چیزفهم با فرهنگ که آدم دلش می خواهد رفیقش باشد و پزش را بدهد.



زیاد حرف نزنید

حالا گیریم سه ساعت وقت گذاشته اید و خبر خوانده اید و اسم حفظ کرده اید، خیلی هم خوب، اما دلیلی ندارد همه را یک جا بریزید بیرون. یکهو دیدی طرف خودش آدم حسابی بود و رویتان زیادی حساب باز کرد و حرف را به جاهایی برد که از آن بی خبرید و اصلا به گوشتان هم نخورده. 

آن وقت لحظه ای است که آرزو می کنید کاش دهان باز نکرده بودید. ضمنا بیرون ریختن اطلاعات هر چقدر هم واقعا آدم چیز بلدی باشید، شنونده را دچار تهوع می کند. آدم هایی که زیاد اطلاعات بیرون می ریزند آدم های پرمدعایی به نظر می رسند که فقط به دنبال یک گوشند.

شما ممکن است از نظر آنها یک خودشیفته اساسی به حساب بیایید و غیر از آدم هایی که جرات و جسارت پس زدن ندارند، کس دیگری دلیل نبیند بهتان حال بدهد و تبدیل به گوش مفت شود تا شما خودتان را اثبات کنید. همین که هر از گاهی یک جمله به موقع ادا کنید تا آدم ها گمان کنند یا بدانند شما هم چیز حالی تان است، کافی است. تازه اینطوری مرموزتر و مطلع تر و افتاده تر از آنچه هستید به نظر می رسید و جذابیت تان از آدمی که فقط چیزدان است بیشتر می شود.



آرام و شمرده حرف بزنید


اعتماد به نفس زیادی آدم ها را می ترساند. آدم هایی که زیاد بلند حرف می زنند، زیادی با اعتماد به نفس به نظر می رسند و بقیه گاهی از این همه انرژی شان می ترسند؛ آن هم در برخورد اول. آدم ها از اینکه از همان اول خودشان را ضعیف تر ببینند گریزانند ضمن اینکه با صدای بلند ممکن است منبع آلودگی صوتی و پرخاشگر هم به نظر برسید. 

با تنی متوسط حرف بزنید و شمرده. این تن و این لحن، به شما قیافه آدم حسابی ها را می دهد، جوری که پدر و مادرتان شما را که ببینند باورشان نمی شود شما همان پسر/ دختری هستید که هزار بار سر سفره باید به او تذکر می دادند ملچ و مولوچ راه نیندازد و در خیابان شلنگ تخته نرود. به هر حال مجبورید وانمود کنید. خدا را چه دیدید، شاید اینقدر در این نقش فرو رفتید که اصلا همین مدلی شدید.



جمله تان را به سوال ختم کنید


درست است که این روزهای اول همه ذوق و شوق دارند و در اندرونشان مجلس عروسی برپاست اما معمولا همه می خواهند خودشان را آرام نشان دهند و هیجانشان را بروز ندهند. راستش کمی هم می ترسند. باید خودتان را آماده کنید که اگر طرف فک و دهانش یخ زده بود، چکشتان را درآورید و یخش را بشکنید. 

برای به سر ذوق آوردن طرف خوب است وقتی حرفی زدید، بعد نظر او را راجع به آن مساله بپرسید. اینطوری حرف به بن بست نمی خورد و به هر حال طرف مجبور است لااقل دو کلمه جواب بدهد و خرد خرد موتورش راه بیفتد. گیر سه پیچ ندهید اما مجبورید تا وقتی حس نکردید طرف را اذیت می کنید یا بی علاقگی اش برای جواب دادن به شما برایتان روشن نشده سوال های مختلف طرح کنید. 

در جواب هایش بگردید دنبال یک چیز تاییدی و یک چیز سوالی؛ مثلا اگر پرسیدید کجایی است و با یک کلمه جواب داد، اگر نمی دانید آن شهر کجاست بپرسید که مال کدام استان است و ویژگی هایش چیست. گرمسیر است، سردسیر است یا چه. البته قبلش تاکید کنید که جغرافیتان ضعیف است تا طرف فکر نکند می خواهید به او بفهمانید از پشت کوه آمده و معلوم نیست شهرش کجای نقشه هست! اول هر آشنایی سرشار از سوء تفاهم است اما یادتان باشد اگر هی پشت سر هم سوال کنید، می شوید عین این بازجوها و به احتمال زیاد طرف پشتش را به شما می کند.



به طرفتان حالِ بودن بدهید

آدم ها از اینکه دیده شوند لذت می برند. یکی از راه های اساسی در تشویق طرف به داشتن ارتباط این است که طرف احساس کند برایش احترام و ارزش قائلید و قبولش دارید. شما به او کمی از آن چیزی بدهید که دلش می خواهد. احترام و حس بودن. دلتان نمی آید نه؟ می خواهید فقط خودتان دیده شوید و طرف برایش مسلم شود که شما از او بهترید؟ راهتان را بکشید و بروید.

 نه اینجا و نه هیچ کجای دیگر جایی ندارید. باید همان چیزی که دلتان می خواهد بگیرید، به دیگران بدهید اما شلوغ هم نکنید و خودتان را برای اینکه طرف احساس مهم بودن بکند زیر پایش له نکنید. یادتان باشد کلا دور دور توهم است و آدم هایی که زود وهم برشان می دارد زیادند. 

اگر دیدی طرف قیافه گرفت و خودش را زیادی جدی گرفت می توانید پشتتان را به او بکنید و بروید! اگر نه، بگذارید از خودش و از عقاید و خواسته هایش بگوید. بعد هر از گاهی اسمش را در طول مکالمه صدا بزنید. با پسوند یا پیشوند جان یا خانم یا آقا. مثلا سارا جان یا سارا خانم. اگر حرف هایش خیلی چرند بود، قبل از مخالفت کردن یک جمله در حرف هایش که با آن بیشتر موافقید، پیدا کنید و بگویید که این بخش از حرف هایش را قبول دارید اما ...



برای شروع

- زبان بدنتان را رعایت کنید. بیهوده وضعیت دفاعی نگیرید یا صمیمت بیش از حد نشان ندهید. دست به سینه بودن و یک پا را روی پای دیگر انداختن بیانگر وضعیت دفاعی است. دست ها و پاهای آزاد، نشان دهنده علاقه شما به شنیدن حرف های طرف مقابل است.

- لبخند بزنید. لبخند جهانی ترین سیگنال برقراری ارتباط است.

- حرفی که در ابتدا می گویید خیلی مهم نیست، مهم این است که طرف مقابل تشویق به پاسخگویی شود.

- خیلی مات صحبت های طرف مقابل نشوید.

- یادتان باشد آدم ها اول ارتباط کلاس الکی می گذارند، این یک قانون است. در این شرایط کمی دل و جرات به کمک می آید.



برای شکستن سکوت


- با پرسیدن یک سوال شروع کنید: این طرف ها رستوران خوب سراغ دارید؟

- از وقایع روزمره و اخبار روز حرف بزنید.

- فعل «می بینم» استفاده کنید، مثلا: می بینم که دارید کتاب راز داوینچی می خوانید.

- شباهت های بین خودتان را شناسایی کنید و از آنها صحبت کنید.

- از چیزی مربوط به طرف مقابل مثل بوی عطرش یا تناسب رنگ های لباس هایش تعریف کنید.



برای حرف زدن

- سوال بپرسید. این سوالات می توانند حتی الکی باشند.

- درباره خودتان صحبت کنید. در مورد علاقه مندی ها و اتفاقات جالب زندگی تان که فکر می کنید برای دیگران جذاب است حرف بزنید. این کار برای زمانی که در شروع یک گفت و گو ناگهان ذهن آدم خالی می شود قابل استفاده است. این کار در سه سطح انجام می شود:

- در سطح اول، اطلاعاتی مثل شغل، آخرین مسافرت، تجربه خنده دار و مواردی از این قبیل را با طرف مقابل در میان می گذارید.

- در سطح دوم و پیشرفته تر از باورها، احساسات و نیازهای گذشته و آینده تان مثل نظرتان درباره اوضاع روز، آرزوها، مشکلات قدیمی ... با او صحبت می کنید.

- در سطح سه احساسات و نیازها و باورهایتان نسبت به طرف مقابل را بیان می کنی. نظرتان را در مورد طرف مقابل می گویید و خواسته تان را هم اعلام می کنید. اگر خواسته تان را خیلی واضح نگویید، طرف مقابل گیج می شود.

همسر عزيزم به من نچسـب!

گاهی از این طرف بام می‌افتید و گاهی از آن طرف. گاهی می‌گذارید که همسرتان شما را در بند خود بکند و گاهی هم از ترس زندانی شدن، کیلومتر‌ها از او فاصله می‌گیرید. گاهی عشق و دلبستگی را با وابستگی اشتباه می‌گیرید و گاهی هم جای استقلال را با فاصله گرفتن و دور شدن عوض می‌کنید. به شما حق می‌دهیم که در آغاز راه یكسری اصول را ندانید اما اگر بخواهید خوشبخت ادامه دهید و خوشبخت بمانید، باید خیلی زود نقطه تعادل زندگی‌تان را پیدا کنید. شما باید بدانید که کجای این رابطه قرار دارید و همسرتان هم کجا نشسته است. زندگی مشترک، نه میدان جنگ است و نه جای مسابقه.  پس نه سعی کنید که خودتان را مثل یک قربانی شکست‌خورده ببینید و نه اینکه از او در ذهنتان چنین حریفی بسازید.

می‌ترسید بگذارد  و برود؟

دوست دارید او را به خودتان زنجیر کنید. فکر می‌کنید اگر مدام مراقبش باشید تا ابد با شما می‌ماند. بزرگ‌ترین ترس زندگی‌تان این است که روزی چشمش جای دیگری بیفتد و دیگر شما را نبیند و نخواهد. ترس از اینکه از دستش بدهید. ترس از اینکه تنها شوید و دیگر هیچ‌کس شما را نخواهد. همین ترس‌ها باعث می‌شود تا بخواهید او را از ساده‌ترین آزادی‌هایش محروم کنید. دوست دارید در مهمانی‌ها به او بچسبید و از اینکه بدون شما بخواهد پایش را بیرون از خانه بگذارد کلافه می‌شوید. آنقدر دوست دارید که او فقط و فقط برای شما باشد که دلتان می‌خواهد در خانه حبسش کنید و نگذارید آفتاب و مهتاب ببیند.

این نشانه‌ها را دارید؟


اگر شما به بهانه عشق یا ترس از تنهایی، محدودیت‌های عجیب و غریبی برای شریک زندگی‌تان وضع می‌کنید و همیشه از اینکه او را از دست بدهید می‌ترسید، باید بگوییم که به جای عاشق بودن، شما درگیر وابستگی شده‌اید؛ وابستگی‌ای که می‌تواند زندگی‌تان را از هم بپاشد.


بگذارید زندگی‌اش را بکند


از کنار او بودن لذت ببرید اما بدانید مثل هر آدمی، به لحظاتی احتیاج دارد که در آنها بدون حضور شما وقت بگذراند. لحظات بودن با دوستان، فوتبال دیدن، گپ زدن در مهمانی و زمان های دیگری که مثل روزهای قبل از ازدواج، بدون شما آنها را تجربه می‌کند.  حتی گاهی نیاز دارد تنها در خیابان قدم بزند و حتی بدون مزاحمت، چرت بزند!



2 دقیقه یک‌بار با او تماس می‌گیرید؟ 

دوست دارید در هر دقیقه هزار بار بگویید که دوستش دارید. اصلا این حس دوست داشتن آنقدر در وجودتان شعله‌ور است که نمی‌توانید حتی برای یک روز هم که شده، آن را تنها در عملتان بروز دهید و به زبان نیاورید. برای نشان دادن این حس، هر نیم‌ساعت یک‌بار برایش چند پیام می‌فرستید و 6-5 باری هم در ساعات کاری، تلفنی حالش را می‌پرسید تا او را مطمئن کنید که عاشقش هستید. محال است که هر هفته یک کادو از شما دریافت نکند یا دسته‌دسته گل از شما تحویل نگیرد. روز تولدش را به یک روز خارق‌العاده بدل می‌کنید و سرتاپای خانه را گل می‌ریزید تا بداند که برای شما یک آدم خاص است.

این نشانه‌ها را دارید؟


اگر نمی‌توانید هیجان عشق‌تان را مهار کنید و در عین عاشق بودن و رمانتیک بودن، مثل یک آدم عادی زندگی کنید، پس وابستگی را با عشق اشتباه گرفته‌اید. در به کار بردن این ترفند‌ها اغراق نکنید و آنها را هم به نوعی روزمرگی که دیر یا زود کسالت‌آور می‌شود تبدیل نکنید.


به اندازه لازم و کافی عاشق باشید


همه می‌دانند که عاشقش هستید. برای تولدش از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی می‌کنید و گاهی بی‌بهانه با یک هدیه کوچک وارد خانه می‌شوید.

 او شریک واقعی زندگی شماست؛ در شادی و غم، در آرامش و سختی، در سلامت و بیماری. گاهی با کمی هیجان به وجدش می‌آورید اما در کنارش، آرامش یک زندگی کاملا عادی را هم دارید.

دنیای او دنیای شماست؟

حریم خصوصی در زندگی مشترک برایتان معنایی ندارد. از همان لحظه‌ای که پیمان مشترک‌تان را بستید،‌ گمان می‌کنید که باید همه چیز مثل بلور شفاف باشد و او حتی در افکارش هم شما را راه دهد. رمز‌های کاربری‌اش را گاهی با مهربانی و اگر لازم شود با قهر، بحث و خشونت می‌گیرید و هر‌از‌گاهی به حساب‌های کاربری‌اش سرک می‌کشید تا مطمئن شوید که شهر در امن و امان است. با آمدن هر پیامک به سمت تلفن همراهش می‌دوید و اگر کوچک‌ترین مقاومتی کند، بدترین فکرها به ذهن‌تان راه پیدا می‌کند. گاهی سر زده به محیط کارش می‌روید و گاهی سری به کیف و وسایل شخصی‌اش می‌زنید.

این نشانه‌ها را دارید؟


اگر فکر می‌کنید تنها با نظارت شماست که این زندگی دوام پیدا می‌کند، باید در مورد تفکرات‌تان‌ جدی تجدید نظر کنید. شما می‌گویید که باید نگرانی‌هایتان را درک کند اما او حس می‌کند که در این زندگی، حریم خصوصی‌اش و هویتش را از دست داده ‌است.

عشق، فاصله و زندگی


برای اینکه یک عاشق واقعی باشید، نیازی به چنین توهماتی ندارید. در زندگی مشترک شما، اصل بر صداقت است و این پیش‌فرض را دارید که اگر روزی این اصل خدشه‌دار شد، واکنش مناسب را نشان خواهم داد. خوب می‌دانید که حق ندارید قبل از آنکه چیزی ببینید، با گرفتن حریم خصوصی همسرتان، او را نسبت به خود بدبین و پرکینه کنید.



می‌ترسید پررو شود؟

وقتی که خسته از کار برمی‌گردد، به پیشوازش نمی‌روید. فکر می‌کنید آدم‌ها به همین سادگی پررو می‌شوند و البته گمان می‌کنید که آنقدر جای پای عشق‌تان محکم است ‌که دیگر نیازی به این تشریفات ندارید. به خودتان می‌گویید مگر من کارگر اختصاصی او هستم که غذای امشب را بار بگذارم و دلیلی ندارد که از خواب نیم‌روزی‌ام صرف‌نظر کنم و قبل از آمدنش چای درست كنم. تنها چیزی که به آن فکر می‌کنید، روشن کردن چنین تکلیف‌هایی است و گمان می‌کنید که او نه‌تنها باید کارهای مربوط به خودش را انجام دهد، بلکه باید جور شما را هم بکشد و فقط از این راه است که نمی‌گذارید «دور بردارد!» 

این نشانه‌ها را دارید؟


در یک زندگی متعادل، آدم‌ها پابه‌پای هم پیش می‌روند و اگر قدمی برمی‌دارند، آن را با لذت به زندگی مشترک‌شان تقدیم می‌کنند. در چنین زندگی‌ای افراد گمان نمی‌کنند که همیشه در معرض سوء‌استفاده هستند و با جان و دل به عشق‌شان و زندگی‌شان رسیدگی می‌کنند.

حسابرس خوبی باشید


می‌دانید زندگی حساب و کتاب دارد و تمام بار آن را روی دوش خودتان نمی‌اندازید اما در عین حال، سهم او را هم از این زندگی نادیده نمی‌گیرید. می‌دانید که او هم مثل شما می‌تواند گاهی خسته، بی‌حوصله یا بیمار باشد. انتظاراتی از او دارید که خودتان هم از عهده برآورده کردنشان برمی‌آیید و هیچ‌وقت برای کوبیدن میختان باری بیشتر از توانش روی دوشش نمی‌گذارید.



فکر می‌کنید کیف پول شماست؟


به ازدواج به عنوان ابزاری برای ارتقای سطح زندگی‌تان نگاه می‌کنید. گمان می‌کنید هرکه طاووس می‌خواهد باید جور هندوستان را هم بکشد و فکر می‌کنید حالا که لطف کرده‌اید و بله را گفته‌اید، نباید حسرت چیز دیگری به دلتان بماند. وقتی به شکست مالی می‌رسد،  ناامید می‌شوید و در ذهن‌تان فکر می‌کنید که چرا با چنین انتخابی، خودتان را به دردسر انداخته‌اید. گمان می‌کنید هیچ مسئولیتی در قبال حساب و کتاب زندگی ندارید و اگر هم چند ریالی پول به دست‌تان برسد،  به عنوان دارایی شخصی‌تان روی آن حساب می‌کنید. از نظر شما آنچه او دارد متعلق به شماست و آنچه شما دارید هم متعلق به خودتان است.

این نشانه‌ها را دارید؟


اگر بخواهید در زندگی مشترک‌تان مدام حق و وظیفه تعریف کنید و تنها از طرف مقابل‌تان انتظار داشته باشید به جایی نمی‌رسید. اگر یکسری مسئولیت‌ها را تنها به او واگذار می‌کنید، باید این واقعیت را بپذیرید که برخی مسئولیت‌ها هم تنها برعهده شماست.

جیب و مسئولیت‌های مشترک


محدوده خودتان را می‌دانید و او هم می‌داند که تا کجا باید از شما و خودش انتظار داشته باشد. بدون آنکه او را در عمل انجام شده قراردهید، قبل از ازدواج تعیین کرده‌اید که مسئولیت‌های مالی و سایر مسئولیت‌ها بر عهده کدام‌تان است، اما در عین این مرزبندی‌ها، هدف اصلی شما منافع مشترک‌تان است و همانطور که به فکر منافع او هستید، به فکر خودتان هستید.



اجازه می‌دهید به جای شما  فکر‌کند؟

فکر می‌کنید حالا که وارد یک وادی مشترک شده‌اید، باید خودتان را فراموش کنید و عنان زندگی را به دست کسی بسپارید که از شما قدرتمندتر یا باهوش‌تر است. گمان می‌کنید که او مرد خانه است و می‌تواند شما را مدیریت کند. او برایتان تصمیم می‌گیرد که کار کنید یا درس بخوانید. او تصمیم می‌گیرد که موهایتان را چه مدلی بزنید یا لباس چه رنگی بخرید. او بر تمام زندگی شما تسلط دارد و شما از بیشتر کردن قدرتش لذت می‌برید و آرامش می‌گیرید. از نظر شما اقتدار او باعث آرامش بیشترتان می‌شود و از اینکه مسئولیتی در قبال او و زندگی‌تان نداشته باشید، لذت می‌برید.

این نشانه‌ها را دارید؟

شاید با هیجانی که در آغاز زندگی دارید، بتوانید این وضعیت را تحمل کنید اما به مرور دلتان برای خودتان و استقلال‌تان تنگ می‌شود. اگر می‌خواهید خوشبختی‌تان ادامه پیدا کند،‌ خودتان و استقلال‌تان را فراموش نکنید و جایگاه‌تان را به عنوان یک فرد مستقل نادیده نگیرید.

خودتان هستید؟


خودرای  نیستید و نظر او را در همه ابعاد مورد توجه قرار می‌دهید اما  عقاید‌تان هم برایتان با ارزش است و به‌خاطر دیگران اصولتان را کنار نمی‌گذارید. می‌دانید که باید استقلال مالی، عقیدتی و شخصیتی داشته باشید. شما این استقلال را با زور به دست نمی‌آورید بلکه در جریان زندگی آن را به یک اصل تبدیل می‌کنید.

مردان خیانتکار را شناسایی کنید

 امروزه یکی از بزرگترین دغدغه‌های فکری بشر در تمامی جوامع بی‌وفایی در ارتباطات زناشویی است. مسئله‌ای که بازهم باوجود پنهان‌گری هریک از زوج‌ها مثل سوهانی روح آنها را می‌خراشد و گاهی حتی پس از سال‌ها  زندگی مشترک و مونس یکدیگر بودن به نابودی آن زندگی منجر می‌‌‌شود.

 بی‌وفایی در رابطه زناشویی ابعاد و بحث‌های مختلفی را شامل می‌شود که برای آگاهی از آنها در این شماره «نسل‌امروز» پای صحبت‌های  «سارا منصفی»، روانشناس، نشستیم. در این مطلب قصد داریم ویژگی‌های شخصیتی و اجتماعی را معرفی کنیم و اگر قصد آشنایی و شناخت مردی را برای ازدواج دارید، باتوجه به آنها می‌توانید تصمیم بهتر و صحیح‌تری را بگیرید. هرچند امروزه مشکل وفادار نبودن همسر هم از سوی زنان و هم از سوی مردان دیده می‌شود. همچنین یک‌سری از این ویژگی‌های شخصیتی کلی است و به‌‌طور متقابل وجود آنها در زنان نیز، آنان را مستعد خیانت نسبت به طرف مقابل می‌کند.

عوامل زمینه‌ساز بی‌وفایی

به‌طور کلی برای بی‌وفایی در زندگی مشترک نمی‌توان یک عامل را برشمرد، بلکه فردی که نسبت به زندگی مشترک خود وفادار نیست و به عبارتی خیانت می‌کند، ترکیبی از ویژگی‌های فردی و اجتماعی را داراست. هرچند گاهی تنها یک اتفاق باعث این موضوع می‌شود و فرد را در شرایطی قرار می‌دهد که ناگزیر دست به خیانت بزند، اما اگر ریشه‌یابی‌های لازم در این زمینه صورت بگیرد به مجموعه‌ای از عوامل چون کمبودهای شخصیتی، محیط خانواده، جامعه و آموزش‌هایی که فرد از جامعه دریافت کرده، تجربه‌های فردی و ویژگی‌های شخصیتی می‌رسیم. همچنین نباید فراموش کرد که همیشه چند عامل فرد را مستعد خیانت کردن می‌کند و نمی‌توان تنها به یک عامل یا ویژگی استناد کرد؛ بنابراین اگر فردی که قصد ازدواج با او را دارید، یکی از این ویژگی‌‌ها را دارا بود، نمی‌توانید به‌راحتی این احتمال را بدهید که او حتما به شما خیانت خواهد کرد. 

1. مردان بی‌صبر 


این مسئله که آیا ویژگی صبوری و خویشتن‌داری در فردی شکل گرفته است یا نه، از دیگر نکته‌های مهم در مسئله سنجش احتمال بی‌وفا بودن یک فرد است.  البته در این مسئله تاحدودی عوامل تربیتی و جامعه نیز تاثیرگذار هستند. برای مثال باید دید آیا فرد تحمل شرایط نامطلوبش را دارد و اگر در جمعی خیلی به او خوش نمی‌گذرد، بازهم حاضر است آن جمع را تحمل کند یا نه. 

2. مردان آزادی‌طلب


به‌طور کلی هر فردی یک‌سری نیازهای طبیعی مانند نیاز به تفریح، آزادی و رعایت حریم شخصی‌اش از سوی دیگران را دارد، اما اگر لذت‌جویی و آزادی‌ فردی بیش از اندازه بالا باشد و نخواهد هیچ‌ چیز او را محدود کند و حتی به همسرش هم نسبت به مسائلی مانند اینکه کجا می‌رود، چه می‌‌کند یا چرا کاری را انجام می‌دهد، توضیحی ارائه کند، بازهم چنین افرادی مستعد خیانت کردن هستند.

3. مردان غیرمطمئن


شک داشتن به رابطه از همان ابتدا، مطمئن نبودن فرد نسبت به انتخاب همسر یا اصولی که برای ازدواج در نظر گرفته هم می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که فردی مستعد خیانت کردن به همسر خود است. 

4. مردان ریسک‌پذیر

این مسئله که فرد در زندگی ریسک‌پذیر باشد یا نه، او را مستعد خیانت و بی‌وفایی می‌کند. در حقیقت افرادی هستند که ریسک‌پذیرترند و حتی به این موضوع هم می‌اندیشند که اگر قضیه بی‌وفایی آنها برای همسرشان فاش شود، چه چیزهایی را از دست می‌دهند.

به بیان دیگر این زندگی تا چه اندازه برایم ارزشمند است و با بی‌وفایی نسبت به همسرم چه چیزهایی را از دست می‌دهم یا اصلا نسبت به زندگی‌ام بی‌تفاوت هستم. به‌طور کلی می‌توان گفت وابستگی زوج‌ها نسبت به یکدیگر، رابطه آنها را حفظ می‌کند و منظور از این وابستگی‌ها، وابستگی‌های مثبت است. گاهی هم افراد خیانت می‌کنند، چراکه فکر می‌کنند، چیزی را در این زندگی از دست نمی‌دهند یا اصلا چیزی ندارند که بخواهند آن‌ را از دست بدهند.



نیازهای بنیادی 

در زندگی زناشویی بسیاری از مشکلات بر سر نیازهای اصلی انسان است. نیازهایی که اگر با ازدواج و در زندگی زناشویی ارضاء نشوند و انسان برای آنها پاسخی دریافت نکند، می‌توانند احتمال خیانت کردن به همسر را افزایش دهند. یکی از این نیازها، نیاز جنسی است، اما نباید دیگر نیازهای بنیادی افراد را نادیده گرفت. اگر نیاز فرد برطرف نشود، شاید یک سال با فکر و منطق و یک سال با اصول اخلاقی بتوان مقابل آن مقاومت کرد، اما به هر روی نیازهایش او را از پای درمی‌آورد و به سوی بی‌وفایی سوق می‌دهد.



5.  مردان بی‌تربیت!


 جامعه‌ای که فرد در آن پرورش پیدا می‌کند، ارزش‌های جامعه، جایگاه فرد در خانواده، نوع تربیت خانوادگی، نوع تعامل‌های اجتماعی و ارتباطات فرد از عواملی هستند که در این حوزه مطرح می‌شوند. مردانی که در تربیت خانوادگی آنها کم گذاشته شده، مستعد خیانت هستند. 

مردان جست‌وجوگر


مهمترین مسئله‌ای که باید بررسی شود این است که طرف مقابل تا چه اندازه دارای حس جست‌وجوگری است، چراکه گاهی افراد به‌دلیل کنجکاوی و تازه‌جویی دست به خیانت می‌زنند. چنین افرادی مدام در حال جست‌وجو کردن و جذب چیزهای نو و جدید شدن هستند و مسائل تکراری یا قدیمی به سرعت جذابیت خودش را در برابر آنها از دست می‌دهد. این موضوع در زبان عامیانه به همان تنوع‌طلبی معروف است و سبب می‌شود فردی با روحیه‌ای هیجان‌خواه، جست‌وجوگر و تنوع‌طلبش نسبت به موضوع بی‌وفایی به همسرش آسیب‌پذیرتر باشد. این افراد ثبات ندارند و دائما با تغییر روبه‌رو هستند. برای مثال تغییر گوشی تلفن‌همراه یا تغییر شغل و اتومبیل از سوی این افراد بیشتر است. نکته دیگری که باید بررسی کرد، عمر رابطه‌های قبلی طرف مقابل است. آیا این رابطه‌ها عمیق بوده و تنها تجربه رابطه دوستی با چند نفر و هریک برای مدت طولانی را داشته یا پس از یک یا دو هفته رابطه‌های او به پایان رسیده و دوستان متعدد بسیاری داشته است. به‌عبارت دیگر ثبات و پایداری شخصیتی فرد و اینکه تا چه حد روی رابطه‌اش باقی می‌ماند، بسیار مهم است. 

7.  مردان در کانون توجه


اینکه فردی در جامعه همیشه کانون توجه باشد و همه را جذب خودش کند، می‌تواند بر شخصیت و رفتار او تاثیر منفی بگذارد. هرچند گاهی نوع تربیت، فرد را به سمتی سوق می‌دهد که عزت‌نفس پیدا کند و هرگز به فکر خیانت به همسر خود نیفتد.

8. مردانی با سبک زندگی غیرثابت


یکی از فاکتورهای موثر در بحث خیانت سبک زندگی افراد است، البته باید توجه داشت که این مسئله در بستر زمان بررسی شود. به عبارت دیگر گاهی افراد در زندگی تغییر می‌کنند و سبک زندگی خود را تغییر می‌دهند. اما به‌طور کلی باید ببینید خواستگار شما چه شیوه‌ای از زیستن را در پیش گرفته است. چگونه زندگی کردن یا چه نوع زندگی را دوست داشتن، همگی از بحث‌هایی است که در سبک زندگی افراد مطرح می‌شود یا مسائل دیگری مانند اینکه فرد تا چه اندازه‌ای به تفریح اهمیت می‌دهد، اهل کار است، خانواده برای او چه جایگاهی دارد و آیا‌ از رفتن به مسافرت استقبال می‌کند، همگی از فاکتورهای مهم سبک زندگی افراد هستند. گاهی یک‌سری از ویژگی‌های شخصیتی به سبک زندگی فرد تبدیل می‌شوند، مانند اینکه فرد تا چه اندازه به دنبال تلفن‌همراه جدید، ماشین، تکنولوژی یا شغل جدید است یا اهل دوستی‌های متعدد و مهمانی‌های شبانه پیاپی است.

9.  مردان محو بقیه


در مواقعی که با مرد موردنظر خود به یک رستوران یا کافی‌شاپ می‌روید بهتر است به این نکته هم توجه داشته باشید که آن مرد تا چه اندازه محو شماست و با شما ارتباط چشمی دارد. آیا مستقیم به چشمان شما نگاه می‌کند یا بالای سر و شانه‌هایتان را، یا مدام می‌چرخد و به پشت سرش نگاه می‌کند. در هر جمعی تمامی حواس او متوجه شماست یا حضور شما برای او فرقی ندارد.

10. مردانی با پدر خیانتکار


عوامل ژنتیکی نیز در بحث خیانت موثرند، چراکه بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی که برشمردیم همگی ژنتیکی هستند، اما احتمال دارد فاکتور ژنتیک تحت‌تاثیر محیط زندگی فرد تعدیل شود. برای مثال اگر در خانواده‌ای تربیت صحیح و اصول اخلاقی حرف نخست را بزند، به‌طور حتم فرد راه دیگری را برای زندگی مشترک خود در پیش خواهد گرفت و در مقابل اگر از کودکی شاهد خیانت‌های پدر به مادر باشد، این احتمال وجود دارد که راه پدر را ادامه دهد. 

11. مردان «نه» نگو!


افرادی که عزت‌نفس ندارند، محکم نیستند، نمی‌توانند نه بگویند و برای شخصیت خود احترامی قائل نیستند به همین نسبت مستعد خیانت کردن به همسر خود هستند. گاهی فرد حتی اگر در شرایط ویژه‌ای قرار بگیرد که امکان خیانت کردن به همسرش برای او فراهم باشد، بازهم هرگز خیانت نمی‌کند، چراکه شخصیتش به او چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد یا به بیان دیگر ارزش‌های انسانی و چارچوب و اصولی که برای خود تعریف کرده، هرگز به او اجازه نمی‌دهد که دست از پا خطا کند.

12. مردان خوش‌تیپ و برنزه!

 این‌ موضوع که یک آقا تا چه اندازه دنبال جلب توجه  دیگران است، یک زنگ  خطر به‌حساب می‌آید.  البته این ویژگی شخصیتی  در زنان هم دیده می‌شود و  چنین افرادی مدام به‌دنبال باشگاه‌های بدنسازی و پرورش اندام، برنزه کردن و نوع لباس و پوشش خود هستند. به بیان دیگر افرادی که بیش از حد معمول مطابق مد روز ظاهر می‌شوند و توجه دیگران برای آنها مهم است یا حتی اگر خودش هم به نظر دیگران اهمیت ندهد بازهم دیگران به سرعت جذب او  می‌شوند و همیشه به  وی توجه نشان می‌دهند،  مستعد خیانت کردن به همسر خود هستند.

13.  مردان کمتر از همسر

گاهی یک زن نسبت به مرد از نظر موقعیت‌های اجتماعی و مالی برتری‌هایی دارد، این مسئله ممکن است در مرد احساس کمبودهایی را ایجاد و او را مستعد خیانت به همسر کند، چراکه در پی ثابت کردن خود و توانایی‌هایش هم به خود و هم به همسرش است.

14. مردان بی‌اعتقاد

آیا خواستگار شما به حرف‌هایی که می‌زند اعتقاد دارد یا اگر پای منافعش در میان باشد، آنها را فراموش می‌کند؟

اگر فرد در جامعه برای خود یک‌سری اصول اخلاقی، باورها، ارزش‌ها و ضدارزش‌ها را تعریف کند، به آنچه او را شکل داده‌اند اهمیت دهد، خط‌قرمزها را بشناسد و برای خودش خط‌قرمزهایی را تعریف و حریم‌هایی را که نباید هرگز وارد آنها شود مشخص کند، پس از ازدواج نیز به خوبی می‌داند مسئولیت هرکاری که انجام دهد با خودش است و این ارزش‌های اخلاقی به‌عنوان یک عامل بازدارنده در مقابل بحث خیانت در این فرد عمل می‌کنند. گاهی افراد حریم‌های زندگی را برای خودشان هم تعریف و تعیین نکرده‌اند و این قضیه آنها را آسیب‌پذیر می‌کند. این در حالی است که افراد در حرف همیشه از اعتقادات خود سخن می‌گویند، اما دخترخانم‌ها باید ببینند خواستگار آنها در عمل تا چه اندازه به اعتقاداتش عمل می‌کند. 

15. مردهای شوخ و شنگ

برخی از مردها در قالب شوخی و با حرف‌های طنزآمیز از خیانت و بی‌وفایی سخن می‌گویند و به‌نوعی این کار را عادی جلوه می‌دهند.  اغلب چنین مردانی با این کار دو هدف را دنبال می‌کنند، یکی آنکه حساسیت‌زدایی کرده باشند و به طرف مقابل خود بگویند خیلی مسئله مهمی نیست و اگر من چنین کاری انجام دادم تو هم به روی خودت نیاور، یا اینکه می‌خواهند حرف جدی خود را در قالب شوخی و طنز بیان کرده باشند. 

16. مردان آسیب‌پذیر


ویژگی شخصیتی اجتناب از آسیب که البته یک ویژگی ژنتیکی هم به‌حساب می‌آید، در برخی از افراد بالا و در برخی دیگر پایین است. افرادی که اجتناب از آسیب آنها پایین است، رفتارهای پرخطر بیشتری را تجربه می‌کنند و یکی از این رفتارها می‌تواند بی‌وفایی نسبت به همسر و زندگی مشترک باشد. از سوی دیگر اگر این اجتناب از آسیب پایین در فردی با حس تازه‌جویی بالای او همراه ‌شود، احتمال اینکه چنین فردی نسبت به همسر خود بی‌وفا باشد، بیشتر است.   

17. مردان با بینی عمل کرده


مردهایی که یک دفعه رمانتیک می‌شوند یا نسبت به ظاهر خود حساسیت‌هایی را نشان می‌دهند، برای مثال ناگهان تصمیم می‌گیرند عمل زیبایی بینی انجام دهند، به تعهدات خود در دروه نامزدی عمل نمی‌کنند، حرف و حدیث مردم برایشان مهم نیست و در حقیقت به بازخوردهایی که از اجتماع دریافت می‌کنند اهمیتی نمی‌دهند، در ارتباط با مسئله خیانت آسیب‌پذیرتر هستند، چراکه اگر جامعه و بازخوردی که از آن دریافت می‌کردند برایشان مهم بود، هرگز به همسر خود خیانت نمی‌کردند.

18. مردان بی‌حرمت


برخی از آقایان هم حتی در سخن گفتن خود حرمت‌ها را می‌شکنند و تمامی اصول اخلاقی و مذهبی را زیرپا می‌گذارند. بالاخره باید انسان به چیزی اعتقاد داشته باشد و به آن منبع متصل باشد، حال این منبع می‌تواند اخلاق باشد یا مذهب یا هر دو. برای مثال گاهی غریزه انسان را به سوی خیانت سوق می‌دهد، اما پایبندی به اصول اخلاقی یا مذهبی می‌تواند یک عامل بازدارنده باشد که خطا نکند یا به گناه آلوده نشود.

19. مردانی با گوشی رمزدار


اگر مردی همیشه برای صفحه کلید گوشی‌اش رمزی درنظر بگیرد، یا آن ‌را از خودش حتی برای یک لحظه هم جدا نکند، اغلب اوقات در دسترس نیست و گوشی‌اش خاموش است، یا مردهایی که همیشه در سفرهای کاری هستند، تمامی این علائم را باید به‌عنوان یک هشدار در نظر داشت. البته اغلب چنین افرادی با بهانه‌های مختلف این کارهای خود را توجیه می‌کنند، اما همگی این موارد یک زنگ خطر هستند. 



آیا بی‌وفایی قابل پیشگیری است؟

آموزش مهارت‌های زندگی مشترک به زوج‌ها پیش از ازدواج یکی از نکته‌های کلیدی در این زمینه است. البته هر فردی پیش از هر چیز باید خود و نیازهایش را بشناسد.

این‌ موضوع که از زندگی چه می‌خواهد و مطابق اصول دیگران ازدواج نکند، اهمیت بسزایی دارد. پس از آنکه خود را شناخت در صورت بروز هر مشکلی، می‌تواند با طرف مقابلش صحبت کند تا به یکدیگر در حل آن مسئله کمک کنند و اگر مشکل قابل حل شدن نبود پیش از آنکه کار به خیانت بکشد از یکدیگر جدا شوند. به‌عبارت دیگر بی‌وفایی زوج‌ها نسبت به یکدیگر هم مسئله‌ای قابل پیشگیری است، بنابراین مشاوره و آموزش مهارت‌های زندگی مانند مهارت ابراز علاقه کردن و شناخت ویژگی‌های جنس مخالف امری ضروری است. گاهی حتی با آموزش مهارت‌ها دو نفر حتی باوجود تفاوت‌های زیاد می‌توانند برای همیشه در کنار هم باشند و به خوبی زندگی کنند. 

مفهوم حریم خصوصی در زندگی مشترک

وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند، طبیعی است که دوست دارند بیشتر از هم بدانند و همین مساله باعث می شود تلاش کنند دنیای هم را بیشتر کشف کنند و البته به آن وارد شوند. با این روند نزدیکی، مرزهای زیادی جابجا می شود. اتفاقی که گاهی باعث می شود یکی از طرفین احساس خطر کنند؛ احساسی که ممکن است ناشی از حساسیت زیاد خود او یا زیاده روی طرف مقابلش باشد اما به خاطر پایبندی به قسم راستشان در مورد صداقت، سعی می کنند جا نزنند. 

گاهی این جا نزدن و عقب نکشیدن باعث می شود تمامیت شخصی یکی از طرفین یا هر دو زیر سوال برود و بعد مدتی رابطه را به جایی ببرد که نباید. بحث در مورد تعریف حریم خصوصی در زندگی مشترک، حد و حدود آن و البته رابطه داشتن حریم خصوصی با صداقت، موضوع این شماره ماست.

حل شده در وضعیت «ما»


ازدواج ادغام دو فردیت است، مثل واکنش شیمیایی؛ مثلا مولکول کلر با هیدروژن ترکیب می شود ومی شود هیدروکلراید. بعد از این واکنش شیمیایی، دیگر نه هیدروژن، هیدروژن باقی می ماند و نه کلر، کلر؛ دیگر هیچ کدام ماهیت قبلی خود را ندارندت و ماهیت جدیدی پیدا کرده اند. شباهتی که این وضعیت به ازدواج دارد، این است که ازدواج یک وضعیت جدید درست می کند.

بعد از ازدواج، آن پسر دیگر آن پسر سابق نیست و آن دختر هم همینطور. در واقع، مضاف الهی به این دو نفر اضافه شده که بار و وزن دارد. البته این به معنی آن نیست که در وضعیت ازدواج، کلا هویت اولیه آدم ها از بین برود. به نظر می رسد باید به این قاعده تن بدهیم که این رابطه، رابطه ای دارای سه فضاست؛ فضای «من»، فضای «تو» و فضای «ما». 

این فضای من با فضای من قبل از ازدواج کمی فرق می کند. خیلی ها در این زمینه به اشتباه می افتند که جای توضیح و مثال دارد. من یکسری دوست دارم و ازدواج میکنم. باید ببینم خود من تا چه حد بعد از ازدواج می توانم با این دوستانم مثل گذشته ارتباط داشته باشم؟ دنیای من بعد از ازدواج با دنیای من قبل از ازدواج چه تفاوت هایی پیدا کرده؟ جواب این سوال ها می گوید که قطعا معاشرت هایم با دوستان تحت تاثیر قرار می گیرد و به طور طبیعی کمتر می شود. 

البته به همان میزان هم یکسری دوستان جدید به زندگی من اضافه می شوند که به تعبیری، با هم هم دنیاتریم. این یعنی ما سنخیت جدیدی پیدا می کنیم که باعث می شودخود به خود از یکسری آدم ها جدا می شویم و به دسته جدیدی ملحق می شویم. یک وقت هایی هم هست که ما با آدم های سابق هنوز هم دنیا هستیم و می توانیم باز با هم مثل سابق معاشرت کنیم اما همسرمان از این وضعیت خوشش نمی آید. 

این یعنی که این فضا در فضای «منِ» جدید هم می گنجد اما در فضای «ما» مشکل ساز شده. حالا شاید دلیل همسری که از این قضیه خوشش نمی آید خیلی روشن و موجه نباشد. به نظر می رسد برای اینکه دچار چنین بی چارچوبی و بی قاعدگی نشویم. باید رابطه و انتظاراتمان را ببریم در چارچوبی که این موارد در آن رعایت بشود:

1- وقتی ازدواج می کنی، خودت فارغ از همسرت باید از یکسری آدم ها فاصله بگیری و با یکسری آدم ها ارتباط برقرار کنی.

2- یکسری آدم ها هستند که همچنان می توانند در دایره دوستی و رابطه شما بمانند ولی به نظر می رسد رابطه شان با ازدواج شما مشکل دارد: یعنی ازدواج شما با رابطه آنها مشکل دارد. در مورد این دسته باید گفت و گو کرد. اگر نتیجه موضوع بی منطقی باشد، باید بی خیال ماجرا شد، چون این داستان ته ندارد. آدمی که بی منطق یا سلطه گر است، در بقیه موارد زندگی هم همینطوری است ولی اگر یک منطق و نگرانی سالمی وجود دارد، باید به نتیجه مسالمت آمیزی در مورد آن رسید.



نگیر، نمی توانی پس بدهی

فضای شخصی «او»، فضای شخصی و خصوصی اوست. باید به سلیقه «او» احترام گذاشت و برای فردیتش حق و حقوق قائل شد. او موسیقی پاپ دوست دارد و من موسیقی سنتی. باید «ما»ی موجود در تفکر هر کدام از ما آنقدر غلیظ باشد که این «من» ها دردسر نشوند. 

این «ما» هم البته طول می کشد تا ساخته شود؛ یعنی اینطور نیست که ما با یکی ازدواج کنیم و این «ما» محقق بشود. «ما»ی سال اول ازدواج خیلی مای شکننده، ظریف و کلیشه ای است. بد هم نیست. آدم ها از همین کلیشه راه خودشان را پیدا می کنند. همیشه یک نسبت پویایی بین این سه فضا وجود دارد؛ بعد هم یک هوشمندی باید در این فضا وجود داشته باشد. هیچ کس نباید فضای شخصی همسرش را از او بگیرد. به این خاطر که نمی تواند جای خالی آن فضای گرفته شده را پر کند؛ مثلا، مرد دوستانی دارد که در ارتباط با آنها جوک می گوید، تفریحات مردانه می کند و حالش خوب می شود.

وقتی زنی بخواهد این فضای «منِ» مرد را حذف کند، خودش نمیتواندن جایگزینی برای آن باشد. در مورد زنان هم همین بحث صادق است. زنان هم فضاهایی دارند که مختص به خودشان وفضای «من» خودشان است. 

مثلا حرف هایی ظریف و ریز و جزئی که در فضاهای مطلقا زنانه زده می شود، مثل اینکه: «امشب دامن آبی مو بپوشم بهتره یا قرمزه رو؟» مردها به این حرف ها می گویند، حرف های خاله زنکی اما واقعیتش این است که اینها از آن دسته حرف هایی است که در فضای مردانه نمی گنجد. مرد نباید این فضا را از همسرش بگیرد، چون خودش نمی تواند جایگزینی برای آن باشد؛ زن ها در همین مدل حرف هایشان هم کلی انرژی عاطفی رد و بدل می کنند که مردها هیچ وقت نمی توانند چنین کاری بکنند. 

مردها هر کجا نهاد اجتماعی ساخته اند که آنجا بین خودشان به تبادل احساسی بپردازند، عملا به نتیجه نرسیده اند اما زن ها اغلب موفق بوده اند. آنها خیلی بی دردسر هر کجا که به هم می رسند و جمع می شوند، چه مهمانی باشد، چه آرایشگاه یا باشگاه، از پس این کار خوب برمی آیند. اصل نکته اینکه عقل سلیم می گوید اصلا سمت آن فضایی که متعلق به جنس تو نیست، نرو. مگر اینکه نسبت به آن فضا احساس خطر کنی و بخواهی کار ویژه ای انجام بدهی.



تئوری دوری و دوستی
تجربه نشان داده که هیچ کسی نه تنها نباید فضای شخصی طرف مقابلش را بگیرد، بلکه حتی نباید به خودش اجازه بدهد که به هر دلیل و استدلالی درون آن هم سرک بکشد. همزمان، هیچ کدامشان هم نباید از دیگری بخواهد که اجازه بدهد وارد فضای شخصی او بشود؛ مساله ای که به اعتماد به نفس و شناخت هر کسی از خودش برمی گردد. مثلا تصور کنید مردی بیاید در جمع زنانه و همراه همسرش باشد، چه احساسی به این مرد باید دست بدهد؟ منظور این است که هر دو طرف عمدا و آگاهانه وارد فضای «من» همدیگر نشوند وگرنه در زندگی وقت هایی هست که ناخودآگاه یا به ناچار با این فضای «من» دچار اصطکاک می شوند.

در این زمینه، یک نکته ظریف در فرهنگ ما وجود دارد. قدیم ها وقتی مردی زیاد در خانه می ماند، خود زن او را بیرون از خانه می فرستاد تا فضاهایشان زیادی با هم قاطی نشود. یک جور تلاش هوشمندانه برای چیزی که می شود به دوری ودوستی تعبیرش کرد.



به حد تحمل نزدیک شو

نباید به سمت فتح تمام فضاهای شخصی یک شریک پیشروی کرد. آدم باید بسنده کند به مقداری که می تواند تحمل کند. حواستان باشد، به میزانی که فتح می کنید، اجازه فتح شدن هم بدهید. اگر زنی قرار باشد شوهرش را نود درصد بفهمد، آن مرد دیگر شوهرش نیست، کسی است مثل پدرش یا برادرش. برعکس هم همینطور، اگر مردی قرار باشد همه دنیای زنش را بفهمد، رابطه آنها دیگر زن و شوهری نخواهد بود، کسی است مثل مادر و خواهر او. 

در زندگی مشترک باید مقداری رازآلودی هم وجود داشته باشد که باعث شود آدم همچنان برای تجربه این زندگی عطش داشته باشد. اصرار به فهمیدن تمام عرصه های یک نفر، باعث می شود آن رابطه از یک رابطه سالم زناشویی به یک رابطه مغشوش برسد. ضمن اینکه مجاورت و موأنست زیادی نوعی ندیدن همدیگر هم به دنبال می آورد. این اتفاقی است که ناگزیر پیش می آید. مقداری دوری برای راحت تر و بهتر دیدن همدیگر لازم است، چیزی که بسیار نزدیک باشد، راحت قابل رویت نیست. اگر هم دیده شود، همه جوانبش دیده نمی شود.



با همسرهایی که گیر می دهند چه کار باید کرد؟

کار از جای دیگری خراب است

دادگاه های خانواده پر از پرونده هایی است که در آن، زن و شوهر بیشتر از اینکه مشکلی واقعی داشته باشند، درگیر سوء تفاهم های بسیاری شده اند. مشکلی که گاهی بی دلیل و فقط ناشی از تجسس های گاهی ناخواسته در زندگی شخصی همدیگر است.

واقعیت این است که آدم وقتی پذیرفته که به شریک زندگی اش اعتماد کند و زندگی اش را با او به اشتراک بگذارد، باید پای این حرف و تعهد دوطرفه اش بماند و تا وقتی نشانه مشهودی از خلف وعده یا احتمالا خیانت ندیده، سعی نکند دست به کارآگاهی بزند.

بر همین اساس، گاهی اوقات دیده شده زن یا مرد دوست دارند در فضاهایی که اجازه ورود به آنها را ندارد سرک بکشند، فضاهایی که اگر از خودشان بپرسی، اجازه ورود به آنها را به کسی نمی دهند اما در مورد همسرشان این کار را حق مسلم خودشان می دانند؛ مثلا می خواهند پیامک های او را ببینند یا بخواهند پسورد ایمیل و حساب شبکه اجتماعی همسرشان را داشته باشند. 

به تعبیری می خواهند در همه جای زندگی شریک زندگی شان حضور داشته باشند. این کار نه به لحاظ اخلاقی و نه به لحاظ روانشناختی کار درستی نیست. یادمان باشد که داریم می گوییم شریک زندگی، یعنی او و ما، بخشی از زندگیج شخصی مان را با هم به اشتراک گذاشته ایم و طبیعی است که در آن بخش باید همه چیز شفاف باشد و گفته شود. اما باید به استقلال بخش های دیگر احترام گذاشت، توصیه ای که دلایل دیگری هم دارد.

یک نکته ظریف دیگری هم هست که بحث را خیلی جدی تر می کند. اگر پای حرف آن کسانی بنشینیم که دارند در مورد این موضوع صحبت می کنند و گلایه دارند که حریم شخصی شان از طرف نزدیکترین آدم زندگی شان مورد احترام قرار نگرفته، خواهیم دید که سررشته به جای دیگری وصل است و موضوع چیز دیگری است و فقط یک کنجکاوی ساده نیست. یعنی ممکن است لازم باشد مساله را با یک مشاور مطرح کنیم.

مثلا اگر مردی شک بی جا به همسرش داشته باشد و مدام بخواهد پیامک های او را چک کند، این احتمال با درصد بالا وجود دارد که لابد خودش در زندگی شخصی و بدون اطلاع از همسرش آدم مشکل سازی است یا در جای دیگری گافی داده و ناخودآگاه این تصور را دارد که همسرش هم اینگونه باشد یا حتی بخواهد به تلافی حرکتی بکند. 

این است که گفته می شود وقتی کار به اینطور پا گذاشتن به حریم خصوصی طرف مقابل رسید، حتما کار از جای دیگری خراب است و مساله فقط کنجکاوی کردن در ایمیل و پیامک نیست. در حالت عادی کسی حق ندارد ایمیل کسی را چک کند، اگر اینطور شد، بی تعارف باید به ریشه کار دقت کرد.

13 نکته مهم در مورد قرار اول

همیشه اولین برخورد با یک خواستگار تعیین‌کننده‌تریــن تصویر را در ذهن می‌نشاند. اولین برخورد است که نوع شخصیت طرف مقابل را نشان می‌دهد و حتی می‌تواند تعیین کند که رابطه‌ای ادامه پیدا کند یا نه. فرض کنید که آقایی از شما به عنوان یک خانم جوان خواستگاری کرده و قرار است با یکدیگر برای یک جلسه صحبت کنید، احتمالا برای این جلسه اضطراب زیادی خواهید داشت و حتی شاید گیج شوید که چه بگویید و چه نگویید؛ به شما نمی‌گوییم آرامش خود را حفظ کنید چون این جلسه اصلا مهم نیست. نمی‌خواهیم گول‌تان بزنیم، ترجیح می‌دهیم به شما بگوییم که چطور رفتار کنید و چه اشتباهاتی را مرتکب نشوید، به هر صورت این دیداری است که نمی‌توان آن را جدی نگرفت، زیرا ممکن است در زندگی شما نقشی تعیین‌کننده داشته ‌باشد.

1. گذشته ممنوع

شما قرار است آینده را با خواستگارتان بسازید و به همین دلیل باید بیشتر درباره برنامه‌‌‌های آتی خود صحبت کنید؛ اینکه چه اشتباهاتی کرده‌اید، چه خواستگارانی داشته‌اید، چه بر سر زندگی‌تان آمده‌ و... نباید در جلسه اول گفته شود زیرا جلسه اول آشنایی، وقت تاریخچه گفتن نیست. در جلسات بعدی می‌توانید کمی به گذشته بروید و هم از گذشته خودتان حرف بزنید و هم از گذشته او باخبر شوید ولی فعلا باید بفهمید چقدر با برنامه‌های آینده‌تان به هم می‌خورید.

2. دیر نکنید


به طور متوسط 30 درصد مردان و 50 درصد زنان سعی می‌کنند در جلسه اول دیدار کمی دیر به قرار برسند تا به طرف مقابل نشان دهند خیلی هم اشتیاق ندارند اما باید بدانید دیر کردن سر قرار، اولین اشتباهی است که می‌توانید مرتکب شوید؛ بسیاری از خانم‌ها گمان می‌کنند که دیر کردن برای جلسه اول یک رسم رایج خانم‌هاست اما باید بدانید که درحقیقت اینگونه نیست؛ وقتی سر قرار دیر می‌رسید، اولین پیامی که به خواستگارتان منتقل می‌کنید این است که چندان برایتان ارزش ندارد تا بخواهید سروقت به قرار برسید.

3. تنها نباید گوینده باشید


زندگی زناشویی وقتی می‌تواند موفق باشد که دو طرف بتوانند به راحتی با هم حرف بزنند و حرف یکدیگر را بفهمند. وقتی در جلسه اول فقط بخواهید خودتان حرف بزنید این فکر را در طرف مقابل به وجود می‌آورید که شنونده خوبی نیستید؛ در همان جلسه اول اجازه بدهید طرفتان هم فرصت حرف زدن داشته باشد. باید بدانید که لازم نیست همه اطلاعات مربوط به زندگی، شغل، تحصیلات و خانواده‌تان را پشت‌سر هم و یک‌نفس بیان کنید؛ کمی صبور باشید؛ اگر از یکدیگر خوشتان بیاید در جلسات بعدی فرصت این حرف‌ها پیش می‌آید.

4. پول را فراموش کنید


درست است که مسائل مالی نقش مهمی در زندگی زناشویی دارد ولی به طور حتم در درجه اول اولویت نیست. چیزهای بااهمیت‌تری وجود دارد که آنها را هنگام انتخاب همسر در اولویت قرار دهید؛ به همین دلیل در جلسه اول دیدار با خواستگارتان هم خیلی سراغ مادیات نروید، لازم نیست در همان جلسه اول شروع به خط و نشان کشیدن و بیان انتظارات مالی‌تان کنید. چون او را به این نتیجه می‌رسانید که خیلی فرد مادی‌ای هستید و اولویت اول زندگی‌تان پول است؛ نگذارید او حس کند در حال چشم‌وهم‌چشمی هستید. درباره مسائل مالی می‌توانید با کمک بزرگ‌ترها به توافق برسید.

5. زیاد صمیمی نشوید

در جلسه اول آشنایی دو طرف فقط یکدیگر را ارزیابی می‌کنند تا ببینند آیا به هم می‌‌آیند که بخواهند رابطه را ادامه دهند یا نه؛ به همین دلیل توصیه می‌کنیم حتما حریم‌تان را حفظ کنید و حتی اگر در همان نگاه اول او را پسندیدید و احساس کردید همسر موفقی برای شما خواهد شد، ذوق‌زده رفتار نکنید. بگذارید رابطه‌تان روند طبیعی خود را طی کند و کم‌کم جلو برود تا رسمیت پیدا کند. در نزدیک کردن رابطه عجله نکنید.

6. خود را بی‌خیال نشان ندهید


بعضی‌ها هستند که گمان می‌کنند باید در جلسه اول خود را بی‌خیال جلوه دهند تا عزت نفس‌شان را حفظ کنند. همه آدم‌ها به طریقی از رد شدن می‌ترسند. وقتی تظاهر می‌کنید اصلا درگیر نیستید، باعث می‌شود احساس امنیت کنید اما ممکن است از نظر طرف مقابل کناره‌‌گیر و بی‌خیال باشید و همین او را دلسرد ‌کند. اشکالی ندارد که بهترین شکل و شخصیت خودتان را به طرف مقابل نشان دهید و کمی محتاط باشید اما باید جرات داشته و خود واقعی‌تان را به طرف مقابل نشان دهید.

7. اول سؤال بعد جواب


وقتی یک نفر از شما خواستگاری می‌کند احتمالا از قبل درباره خانواده‌تان کمی تحقیق کرده است. در واقع خواستگار شما و خانواده‌اش، موقعیت‌تان را می‌دانند. اگر هم از قبل چیزی درباره شما ندانند، با ورود به خانه‌تان می‌توانند نقاط قوت خانواده شما را درک کنند؛ بنابراین روی دارایی‌هایتان، اصل و نسب و جایگاه‌تان بیش از حد تاکید نکنید. فقط در حد معرفی بگویید و بقیه موارد را به سؤال پرسیدن او واگذار کنید.

8. شکسته‌نفسی نکنید


جلسه اول، فرصتی برای بیشتر آشنا شدن است؛ بنابراین از خودتان و چارچوب‌های زندگی‌تان بگویید. نمی‌گوییم فخرفروشی کنید ولی تواضع بیش از اندازه هم به خرج ندهید زیرا او شما را نمی‌شناسد و نمی‌فهمد که این گفته‌ها ناشی از فروتنی شماست نه عدم موفقیت‌تان در زندگی. به اندازه کافی از موفقیت‌ها و برنامه‌های آینده‌تان بگویید اما مختصر و کلی. وقت برای صحبت درباره جزئیات زیاد است؛ آن را به جلسات بعد موکول کنید.

9. عروس نشوید


همین‌طور که هستید باشید؛ یعنی به هیچ وجه بیش از اندازه آرایش نکنید و دنبال لباس‌های خاص و عجیب هم نباشید. درست است كه دوست دارید زیبایی و برازندگی خود را نشان دهید اما قرار نیست مثل یک عروس آرایش کنید و لباس بپوشید! سادگی این حسن را دارد که واقعیت شما را نشان می‌دهد و علاوه بر اینها با سلیقه هیچ‌کس هم ناسازگار نیست و خواستگارتان هر سلیقه‌ای داشته‌ باشد، به نظرش شما نامتناسب جلوه نخواهید کرد.

10. محل ملاقات را خانواده تعیین کند


اگر در جلسه خواستگاری قرار شد یکدیگر را خارج از خانه هم ملاقات کنید، ترجیحا تعیین محل ملاقات را به خانواده‌ها بسپارید. در غیر این صورت سعی کنید شما تعیین‌کننده باشید و تا حد ممکن محل این قرار در اطراف خانه شما، محل کار یا دانشگاه‌تان نباشد تا در صورت به هم خوردن نامزدی و آشنایی، نگران قضاوت اطرافیان نباشید.

11. به موبایل جواب ندهید

در قرار اول یک تصویر کلی از شما در ذهن طرف مقابل خواهد نشست؛ تصویری که می‌تواند تعیین‌کننده باشد. وقتی او در حال صحبت است اگر شما به دلیل جواب دادن به گوشی همراه‌تان حرف‌هایش را قطع کنید.گمان می‌کند شما آدمی هستید که نمی‌توانید بین مسائل مهم و خانوادگی و مسائل جزئی  تمایز قائل شوید و در كل خیلی فرد منضبطی نیستید؛ پس حتی اگر جراح قلب هم هستید تلفن‌تان را در این جلسه مهم خاموش کنید.

13. کودک درونتان را مهار کنید


بعضی از دخترها هستند که با دوستانشان با لحنی کودکانه صحبت می‌کنند و در واقع این طرز حرف زدن برایشان نوعی شوخی است؛ توصیه می‌کنیم در اولین جلسه با خواستگارتان همانند یک خانم جوان کاملا باوقار صحبت کنید و واژه‌ای كودكانه را به کار نبرید. لازم نیست در همان جلسه اول آنقدر با خواستگارتان خودمانی شوید که همانند جمع‌های دوستانه‌تان رفتار کنید. البته این بدان معنا هم نیست که آنقدر رسمی صحبت کنید که طرف مقابل را بترسانید؛ به طوری كه دیگر نتواند حرف‌هایش را به راحتی با شما مطرح کند.

13. مدام سؤال نپرسید


اشتباه دیگری که بسیاری از خانم‌ها مرتکب می‌شوند، پرسیدن سؤال شخصی و البته بسیار زیاد است؛ سؤالاتی چون «شما تا به حال چند بار خواستگاری رفته‌اید؟» یا «آیا تا به حال شکست عشقی خورده‌اید؟» یا... درست است که شما می‌‌خواهید او را بیشتر بشناسید ولی قرار نیست در همان جلسه اول درباره تمام جزئیات زندگی او بدانید؛ خودتان را جای او بگذارید؛ اگر فرد ناآشنا ناگهان چنین سؤال‌هایی را از شما بپرسد، چه جوابی می‌دهید؟ پس اجازه دهید در جلسه اول او هم راحت باشد.

چهره شما فلزی است یا چوبی؟

سال‌هاي سال بود كه چيني‌ها باور داشتند چهره افراد مي‌تواند واقعيت‌هاي پنهان شخصيت‌شان را آشكار كند. شايد چنين تصوري از نظر شما غيرواقعي به‌نظر برسد اما بررسي‌هاي جديد هم نشان مي‌دهد كه پيشاني نوشت آدم‌ها، شخصيت‌شان را هم آشكار مي‌كند. فيلسوف‌هاي چيني مي‌گويند 5 عنصر در جهان مي‌تواند زندگي ما را تحت‌تاثير قرار دهد؛ چوب، ، آب، آتش، زمين و فلز. از نظر آنها هر كدام از ما تلفيقي از اين عناصر را در چهره خود داريم اما يكي از اين عناصر، نسبت به بقيه آنها شاخص‌تر است. گذشته از فيلسوف‌هاي قديمي، پژوهشگران امروزي هم اين موضوع را تاييد مي‌كنند. سيمون برون، يكي از متخصصان انگليسي كتابي در مورد اين موضوع نوشته و توضيح مي‌دهد كه چطور هركدام از شما مي‌توانيد شاخص‌ترين عنصر را در چهره ديگران شناسايي كنيد و از طريق آن به شخصيت‌شان پي‌ببريد.

چهره‌هاي چوبی

بيشتر ضربتي و بدون فكر عمل مي‌كنند، بلندپروازند و فوق‌العاده با اعتماد به نفس كارهاي‌شان را انجام مي‌دهند. آدم‌هايي كه عنصر وجودي‌شان چوب است، بسيار فعالند و هميشه ذهن‌شان سرشار از ايده‌ها و طرح‌هاي تازه است. وقتي يك پروژه جديد به ذهن اين افراد مي‌رسد، صبر ندارند تا آن را شروع كنند اما در مقابل، وقتي كاري را به دست مي‌گيرند، زود از آن خسته مي‌شوند. جاه‌طلبي آنها باعث مي‌شود كه گاهي بي‌رحم جلوه كنند و جز به منافع خودشان به چيزي فكر نكنند. افرادي كه چهره چوبي دارند، نترس هستند و از اينكه به قلمروهاي ناشناخته وارد شوند ابايي ندارند. اين افراد براي رسيدن به هدف‌شان هركاري مي‌كنند.

اگر خواستگار‌تان چهره‌اي با اين ويژگي‌ها دارد، بدانيد كه اعتماد به نفس بالايي دارد و ديگران نمي‌توانند او را از فكري كه در سر دارد، منصرف كنند. شور و شوق اين افراد براي عملي كردن ايده‌هاي تازه هميشه هم خوب نيست چون اگر در اين ميان، كسي سد راهشان شود، تحريك‌پذير و تند‌خو مي‌شوند و بيرحمانه او را پس مي‌زنند.



چهره‌هايي از عنصر آب

اين افراد انعطاف‌پذيرند و خوب مي‌توانند خودشان را با شرايط وفق دهند. در كنار آنها خوش مي‌گذرد و عاشق تنوع و تغيير هستند. آنها به ظاهر اهميت زيادي مي‌دهند و هميشه هم لبخند به لب هستند. حل كردن مشكلات مردم، يكي از لذت‌بخش‌ترين كارها براي اين افراد است.

اگر با فردي كه چنين چهره‌اي دارد آشنا شويد، ممكن است بعد از مدتي فكر كنيد او را به‌خوبي شناخته‌ايد اما درواقع، شناختن آنها به‌طور كامل، سخت‌تر از آن چيزي است كه شما فكر مي‌كنيد؛ چون مرموز هستند و آنچه در ذهن‌شان مي‌گذرد را راحت با ديگران در ميان نمي‌گذارند. افرادي كه عنصر وجودي‌شان آب است، مي‌توانند موضوعات را از زواياي مختلف ببينند اما گاهي هم به يك آدم حساس تبديل مي‌شوند كه آزردگي‌ها و زخم‌هاي وجودي‌شان را در مقابل ديگران آشكار نمي‌كنند.



چهره‌هاي آتشين

بدانيد خواستگاري كه چنين چهره‌اي دارد، ماجراجو، اجتماعي و برون‌گراست و عاشق اين است كه توجه ديگران را به‌خود جلب كند. چهره‌هاي آتشين، بيشتر به‌دنبال مشاغل سرگرم‌كننده و هنري مي‌روند. آنها به عواقب كارهاي‌شان خيلي توجه نمي‌كنند و تنها در فكر لذت بردن از لحظه هستند. اين آدم‌هاي عجيب و غريب عاشق موضوعات اندوهناك هستند و حتي اگر مشكلي در زندگي‌شان نباشد، گاهي براي خلق يك تراژدي پيشقدم مي‌شوند.

آنها آدم‌هايي رك هستند و به دليل اينكه كسي را نرنجانند حرف‌شان را در دل‌شان نگه نمي‌دارند و اگر حسي دارند، آن را به راحتي نشان مي‌دهند. در كنار چنين فردي به شما خوش مي‌گذرد و بيشتر دوستان زيادي دارند اما واي به روزي كه شيطان درون‌شان بيدار شود. آتشين‌ها آدم‌هاي ريسك‌پذيري هستند و بعيد نيست كه گاهي به دليل همين عادت، همه زندگي‌شان را از دست بدهند. براي مثال اگر همسر آينده شما در اين گروه باشد و روزي احساس كند كه شغلش را دوست ندارد، بلافاصله رهايش مي‌كند چراكه اگر موضوعي به‌نظر اين آدم‌ها كسالت‌آور بيايد، در نخستين فرصت رهايش مي‌كنند. 



چهره‌هاي زميني

اگر خواستگار‌تان چنين چهره‌اي دارد، بدانيد كه مرد عمل است و روي آسمان‌ها زندگي نمي‌كند. گرچه احتمالا كمي خجالتي است و مدتي طول مي‌كشد تا سفره دلش را براي‌تان باز كند اما اگر چنين فردي را به زندگي‌تان راه دهيد، به شما تا ابد وفادار مي‌ماند. انرژي زمين در اين افراد با كمي حسادت و كينه‌توزي هم همراه است. اگر به فردي كه چنين چهره‌اي دارد ضربه بزنيد، اين ضربه به عمق قلبش وارد مي‌شود و مدت‌ها طول مي‌كشد تا شما را ببخشد. اما در مقابل، اين فرد وفادار، گرچه حساس است اما باهوش و منطقي هم هست و عجولانه تصميم نمي‌گيرد. پس در كنار او مي‌توانيد با خيال راحت زندگي كنيد و مسئوليت تصميمات بزرگ را به‌عهده‌اش بسپاريد.

زميني‌ها به انجام‌دادن سريع‌السير كارها علاقه‌اي ندارند. آنها دوست دارند با صبر و حوصله كارشان را انجام دهند و به همين دليل ديگران مهر كند بودن را روي آنها مي‌چسبانند، اما در واقع اين افراد، دوست دارند كارها را در زماني كه خودشان مي‌خواهند و به شيوه‌اي كه خودشان دوست دارند، انجام دهند. آنها سختكوش و با انصافند و تعريف دقيقي از درست و غلط را در ذهن خود دارند كه به راحتي نمي‌توانيد تغييرش دهيد.



چهره‌هاي فلز

اين افراد كاملا خويشتندار هستند و ترجيح مي‌دهند گاهي از ديگران كناره‌گيري كنند. افرادي كه عنصر وجودي‌شان فلز است، مصمم هستند و سرسختانه روي موضوعات تمركز مي‌كنند. معمولا آدم‌هايي كه در ارتباط با آنها قرار دارند، هيچ اطميناني نسبت به جايگاهي كه در زندگي اين فرد دارند، نمي‌توانند داشته باشند و جالب اين است كه يك فلزي از اين موضوع لذت هم مي‌برد.

گر خواستگاري با اين خصوصيات ظاهري داريد، از قبل بدانيد كه احتمالا شخصيتي كنترلگر دارد و اگر انرژي فلز در او توسط انرژي‌هاي ديگر كنترل نشود، به رفتارهاي وسواسي و سرشار از اضطراب كشيده مي‌شود، چراكه شخصيت‌هاي فلزي، به‌خودي خود نوعي بي‌صبري و خشم را درون دارند اما اگر توسط انرژي‌هاي ديگر كنترل شوند، به ندرت اين رفتارها را از خود بروز مي‌دهند. اما زندگي با اين افراد سراسر مشكل نيست. آنها آدم‌هاي مصممي هستند كه آسان تسليم نمي‌شوند و مي‌خواهند هرطور شده كاري كه مي‌كنند را به سرانجام برسانند، پس اگر با خصوصيات گفته شده مشكلي نداريد و به‌دنبال فردي مي‌گرديد كه خوب بتواند از پس زندگي‌اش بربيايد، يكي از آنها را انتخاب كنيد.

بدون کاهش وزن لاغرتر به نظر برسید

خب، ما اینجاییم تا راه‌هایی را به شما پیشنهاد كنیم كه بدون كاهش حتی یك كیلوگرم از وزن حقیقی خود، لاغرتر به نظر برسید:

1- راحت‌طــلبی را فـــدای خوش‌پوشی نكنید:


لباس‌های تنگ نسبت به لباس‌های گشاد شما را لاغرتر و صاف‌تر نشان می‌دهد. كسانی كه دچار اضافه‌وزن هستند این نكته را فراموش نكنند كه لباس‌های گشاد قطعا چیزی را پنهان نمی‌كند فقط شما را حجیم و درشت به نظر می‌آورد. پس پیشنهاد  ما برای شما لباس‌های تنگ است.


2- چرا گردنبند بلند؟

تا به حال برایتان پیش آمده تا با انداختن گردنبندی درگردن‌تان احساس لاغری یا برعكس احساس چاقی كنید؟ پیشنهاد ما این است كه این كار را انجام دهید. با یك لباس 2گردنبند كه از نظر اندازه متفاوتند بیندازید تا نتیجه را ببینید، در واقع گردنبندهای بلند به سبب اینكه بین سینه و شكم قرار می‌گیرند شما را بلند نشان می‌دهند و در نتیجه لاغرتر به نظر می‌رسید اما گردنبندهای كوتاه چون روی محور تقارن بدن و منطبق با گودی گردن و نزدیك به آن قرار می‌گیرند، گردن را كوتاه نشان داده و شما را چاق‌تر به نظر می‌آورند.

3- رنگ‌های لاغركننده!


لباس‌های تیره بپوشید. این روش كه شاید زیاد موضوع جدید و تازه‌ای نباشد واقعا موثر است. در واقع رنگ مشكی، رنگ رسمی و سنگینی است كه بدن ما را در هر وضعیتی جمع می‌كند و لاغرتر از آن چیزی كه هستیم به نظر می‌آورد. شاید علت دیگر این باشد كه رنگ مشكی به سبب تیرگی، زیاد جلب توجه نمی‌كند و دیگران كمتر متوجه چربی‌های پنهان شده ما می‌شوند.

4- پارچه‌های زمخت را دور بریزید!

لباس‌هایی با پارچه‌های سبك بپوشید، مانند پارچه‌های كتان و نخی زیرا پارچه‌های كلفت و سنگین مانند پشم، بافت و چرم جثه شما را چندبرابر نشان می‌‌دهند.

5- كمربند، اصلا...

از لباس‌های بدون كمربند استفاده كنید زیرا كمربند موجب می‌شود كه ناحیه كمر تنگ شود و گوشت و چربی‌های اضافه از بالا و پایین فشرده و حجیم شوند به خصوص اگر كمربند سفت و  محكم بسته شود.

6- انتخاب منحصربه‌فرد


لباس و پارچه‌هایی با طرح عمودی بپوشید. طرح عمودی در هنرهای تجسمی نماد استواری، ایستایی، قدرت و قامت است، همان طور كه درخت در طبیعت استوار و ایستاست، پس چنین خطوط و طرح‌هایی نیز باید ایستایی، وقار و قامت را القا كند.

اگر در  لباس‌های خود از این گونه پارچه‌ها استفاده كنید لاغرتر به نظر می‌رسید، مانند لباس‌هایی كه از جلو زیپ می‌‌خورند یا به طور كلی دارای راه‌راه عمودی هستند و برعكس اگر طرح پارچه لباس شما افقی باشد شما را عریض‌تر جلوه می‌دهد، به همین دلیل به چاق‌ها توصیه می‌شود كت و ژاكت‌هایی بپوشند كه در یك طرف دكمه دارد چون اگر در دو طرف آن دكمه باشد، چشم بیننده به طور اتوماتیك خطی فرضی و افقی بین 2 دكمه در نظر می‌‌گیرد.

7- شلوارهای فاق‌كوتاه ممنوع!


شلوارهای فاق‌بلند بپوشید. هرچه فاق شلوار شما بلندتر باشد، پاهای شما بلندتر جلوه می‌كند و قد را نیز بلند نشان می‌دهد و چاقی مفرط را پنهان می‌كند و برعكس هرچه فاق شلوار یا دامن‌تان كوتاه باشد، شما كوتاه‌تر و در نتیجه چاق‌تر به نظر می‌آیید.

8- زیبایی در سادگی است...


لباس‌هایی با طرح و رنگ ساده بپوشید. سعی كنید لباس‌های ساده را جایگزین لباس‌های پرنقش و نگار و رنگارنگ كنید. لباس‌هایی با طرح برجسته، گل درشت و پارچه‌های زمخت و شلوغ مانند پارچه‌های چهارخانه، شطرنجی و خال‌خالی را اگر می‌خواهید لاغر به نظر برسید، كنار بگذارید.

9- آستین بلند، قد بلند


لباس‌هایی با آستین‌های بلند و باریك بپوشید. آستین شما نیز باید به گونه‌ای باشد كه كشیدگی و بلندی را القا كند و این كاری است كه آستین‌های بلند و باریك انجام می‌دهند و موجب لاغر جلوه دادن شما می‌شوند اما آستین‌های كیمونو، پفی و چین‌دار شما را درشت و چاق نشان می‌دهند.

10- مهم‌‌ترین اصل...


خانم‌های محترم شما می‌توانید در خانه از تاپ‌هایی استفاده كنید كه بند كلفت داشته باشند. اگر شما اندام درشتی دارید در این مورد باید بگوییم اینجاست كه بحث مقیاس پیش می‌آید؛ مسلما بند نازك و ظریف در كنار بدن درشت شما نازك‌تر و كوچك‌تر و بدن شما در كنار آن عریض‌تر جلوه می‌كند. پس اگر اندام درشتی دارید و لباس‌هایی با بند نازك بپوشید قطعا شانه‌های حجیم و عریض شما بیشتر خودنمایی می‌كند.

دلایلی اشتباه برای شروع زندگی مشترک!

حتی اگر همه جوانب كار را در نظر بگیرید، باز هم نمی‌توانید بگویید كه انتخاب شما، صددرصد به یك ازدواج موفق ختم می‌شود، حتی اگر در شرایط فعلی، همه‌چیز طبق مراد شما پیش برود، نمی‌توانید انكار كنید كه زندگی در آینده هزار چرخ می‌زند و چرخ‌هایش می‌تواند آدم‌ها را تغییر دهد. با وجود این، نشانه‌هایی وجود دارند كه می‌توانند شما را به یك زندگی شكست‌خورده نزدیك‌تر كنند و شانس موفقیت‌تان را بارها و بارها پایین بیاورند؛ نشانه‌هایی كه باخبر بودن از آنها، می‌تواند چند پله شما را به یك ازدواج موفق نزدیك‌تر كند.

  درد مشترك کافی نیست

گاهی یك درد مشترك یا حتی هدف مشترك، اصلی‌ترین دلیل شما برای ازدواج با یك فرد تلقی می‌شود. چنین دلیلی همیشه برای شما دردسر درست نمی‌كند اما اگر با گذشت زمان، بهانه‌های منطقی‌تری جای آن را نگیرد، می‌تواند ازدواج شما را با شكست روبه‌رو كند. گرچه این مشتركات در ابتدا رابطه شما را مجذوب خود می‌كند اما باید بدانید كه برای خوشبخت شدن، به دلایل دیگری هم نیاز دارید.

 اگر هر دوی شما عضو یك گروه ورزشی یا تحصیلی هستید و به همین دلیل وقت زیادی را با هم می‌گذرانید و دغدغه‌های‌تان در این حوزه مشترك است، گمان نكنید كه عاشق هم هستید. اگر این موضوع را كنار بگذارید، دیگر دلیل زیادی برای بودن باهم نمی‌توانید پیدا كنید. شما هیجان همراه‌بودن و حضور در كنار هم را با عشق اشتباه می‌گیرید و همین تصور به انتخابی نادرست منجر می‌شود.

 اگر هم دلیل انتخاب‌تان مشكلی است كه در زندگی هر دوی شما وجود دارد و آزارتان می‌دهد، باز هم بهتر است كمی درنگ كنید. ممكن است روزی این مشكلات از میان برداشته شود و شما دیگر دلیلی برای همدردی با هم نداشته باشید. همراه شدن به‌دلیل نارضایتی از خانواده یا شكست‌های تحصیلی و اقتصادی، می‌تواند از نمونه‌های این انتخاب اشتباه باشد.



عکس قبلی را انتخاب نکنید


آدم‌هایی كه یك شكست عاطفی را تجربه كرده‌اند، بیشتر در معرض این خطا هستند. آنها چه یك نامزدی شكست‌خورده را در كارنامه داشته باشند و چه به‌دلیل طلاق از همسرشان دچار این بحران شده باشند، در معرض انتخاب نادرست قرار دارند. انگار عادت ما آدم‌هاست كه وقتی ارتباطمان را با فردی به هم می‌زنیم، خصوصیات منفی‌اش را درنظرمان فهرست می‌كنیم و بعد به‌ دنبال كسی می‌گردیم كه هر خصوصیتی در وجودش باشد، جز ویژگی‌های شریك قبلی زندگی‌مان.

اگر بی‌پول بوده به‌دنبال فردی می‌گردیم كه تمام زندگی‌اش را كار و فكر پول درگیر خود كرده باشد و اگر مهربان و گرم بوده، به‌دنبال فردی مغرور و سرد می‌گردیم. اگر كم سن و سال بوده، تلاش می‌كنیم دفعه بعد فردی را انتخاب كنیم كه اختلاف سنی‌اش با ما بالا باشد و اگر تحصیلكرده بوده، به ‌دنبال فردی می‌گردیم كه به این مسائل زیاد اهمیت ندهد.

گاهی فكر می‌كنید شرایط خانوادگی و محل زندگی عشق سابق شما باعث شكست شده است. در این شرایط ممكن است فاصله گرفتن از آن شرایط به هدف اصلی‌تان تبدیل شود. ازدواج تلگرافی با آدم‌هایی كه شناخت زیادی از آنها ندارید و انتخاب فردی از خانواده‌ای كه با خانواده عشق قبلی‌تان زمین تا آسمان فرق می‌كند، می‌تواند از نمونه‌های این اشتباه باشد.



ترس از تنها ماندن


از یك سن كه بگذرد، بحران شروع می‌شود. مرد و زن هم ندارد. ترس از تنها ماندن و اینكه از بین میلیارد‌ها آدم روی زمین هیچ‌كس عاشق‌مان نباشد، رهایمان نمی‌كند. این ترس طبیعی، یكی از موضوعات دیگری است كه می‌تواند شما را به دامان یك انتخاب اشتباه بیندازد و برایتان پشیمانی به همراه بیاورد. در این مورد شما ممكن است نتوانید تصمیم درست را بگیرید و با یكی از این دو اشتباه رایج روبه‌رو شوید.

به‌دلیل ترس از تنهایی و نگاه سنگین اجتماع، نخستین گزینه‌ای كه پیش روی‌تان قرار می‌گیرد را قبول می‌كنید و تنها می‌خواهید از مجردی طولانی‌مدت راحت شوید و مسئولیت زندگی‌تان را خودتان بر عهده بگیرید. چشم‌هایتان در این زمان بسته می‌شود و فاصله‌ها و اختلافاتی كه وجود دارد را نمی‌بینید و با پیدا كردن كوچك‌ترین مشابهات، خودتان را قانع می‌كنید كه انتخاب‌تان درست است.

به یاد فرصت‌هایی كه پیش از این از دست داده‌اید می‌افتید و به‌خودتان می‌گویید «اینقدر صبر نكرده‌ام كه به اینجا برسم!» و با این شعار، از همیشه كمال‌گراتر می‌شوید و به فرصت‌های مناسبی كه پیش روی‌تان قرار دارد، حتی فكر هم نمی‌كنید. شما دنبال یك انتخاب آرمانی هستید و دلتان می‌خواهد با چنین انتخابی، مشتی به دهان همه كسانی بكوبید كه پیش از این شما را به‌دلیل تنهایی‌تان سرزنش می‌كردند.



  راحت شدن از شر دیگران


نامزد سابق‌تان رهایتان نمی‌كند یا سیل خواستگاران نمی‌گذارد آرامش داشته باشید؟ احتمالا در این شرایط فكر می‌كنید چاره كار شما ازدواج كردن و متعهد شدن است و برای راحت شدن از شر دیگری، تلاش می‌كنید زود به جمع‌بندی برسید و به نزدیك‌ترین گزینه ممكن پاسخ مثبت دهید. برایتان مهم نیست كه از نظر روانی توانایی تشكیل زندگی را دارید یا نه؛ تنها چیزی كه به آن فكر می‌كنید خلاص شدن از این بحران است.

یا احتمال دارد با این ازدواج، بخواهید خود را از فشار‌های خانواده رها كرده و آمدن خواستگار‌ها به خانه‌تان را متوقف كنید اما این تصمیم عجولانه و حساب‌نشده، می‌تواند فرصت‌های مناسب‌تر را از شما دور ساخته و مجبور‌تان كند با فردی كه هنوز به اندازه كافی با او آشنا نیستید و دل‌تان را به او نداده‌اید، زیر یك سقف زندگی كنید؛ انتخابی كه با دور شدن از این بحران‌ها و بیشتر فكر كردن به آن، ممكن است برایتان مسئله‌ساز شود.

یا شاید فكر كنید با چنین انتخابی، دل نامزد بی‌مهر سابق‌تان را می‌سوزانید و به او می‌گویید كه محتاجش نیستید و گزینه‌های دیگری برای انتخاب دارید. احتمالا در این شرایط می‌خواهید ثابت كنید كه همه‌چیز میان‌تان تمام شده و شما برنده این بازی هستید و زودتر برای ساختن زندگی‌تان به نتیجه رسیده‌اید اما فراموش نكنید كه روزهای لجبازی می‌گذرد و این شمایید كه باید عمر‌تان را با این انتخاب تازه بگذرانید.



  لجبازی با خانواده


گاهی مشكلات خانوادگی، شما را به سمت عاشق شدن هل می‌دهد. پشت‌كردن به معیار‌ها و خواسته‌های خانواده یا پیدا كردن یك پایگاه عاطفی امن، می‌تواند حتی ناخودآگاه شما را به سمت عشق هدایت كند. در چنین مواردی شما معمولا برعكس آن فردی كه خانواده‌تان منتظر دیدنش هست را برای ازدواج انتخاب می‌كنید. چنین انتخابی بیشتر احتمال شكست دارد؛ پس خوب به این مثال‌ها توجه كنید.

 دهان‌كجی به آرزوهای دیرینه خانواده، ممكن است حس انتقام‌جویی شما را ارضا كند؛ برای مثال اگر والدین‌تان همیشه آرزو داشته‌اند كه با یك فرد تحصیلكرده ازدواج كنید اما انتخاب شما، فردی پولدار با تحصیلات پایین است كه هیچ شباهتی به رؤیای آنها ندارد، تنها هدف شما - چه خودآگاه باشد و چه ناخودآگاه- انتخاب برخلاف جریان آب است و دیگر به چیزی فكر نمی‌كنید.

20 راه برای جلوگیری از شلختگی

 آیا همیشه به افرادی که همه کارشان درست است و همه چیز را با هم دارند، غبطه می خورید؟ خوب، اکنون نوبت شماست.

 با 20 روش بسیار ساده ای  که در ادامه برایتان نام برده ایم، می توانید به خوبی همه چیز را نظم دهید و مرتب کنید. این روش ها از ایده های خلاقانه طراحان و مدرسین طراحی الهام گرفته شده اند.
1. جمع کردن خرده ریزها

اگر جای روزنامه و مجله در خانه دارید، از آن به صورت عمودی به عنوان مکانی برای قرار دادن کیسه های فریزر، پلاستیک و فویل الومینیومی در آشپزخانه استفاده کنید.

2. حلقه کردن سیم ها

لوله های مقوایی داخل دستمال توالت را دور نریزید. آنها را به طور مرتب درون یک جعبه کنار هم بچینید و سیم، کابل و شارژرهای اضافه را به طور مرتب حلقه کنید و درون آنها قرار دهید. به این ترتیب، از درهم پیچیده شدن سیم ها جلوگیری خواهید کرد.

3. افزایش فضای زیر کابینت

دیوارهای داخل کابینت زیر سینک را از دو طرف سوراخ کنید و یک میله بلند همچون رگال داخل کمد دیواری، در سقف آن اضافه کنید. با این کار می توانید اسپری های پاک کننده، شیشه شوی و ... را از قسمت نازل روی این میله آویزان کنید و به این ترتیب، فضای داخل کابینت باز می شود.

4. از سیستم تا کردن استفاده کنید

کشوهای دراورها جای چندانی برای جا دادن لباس ها ندارند. اگر لباس ها را به طور نامرتب در این کشوها و قفسه ها قرار دهیم، فضا از آن چیزی که هست هم کمتر خواهد شد. بنابراین، سعی کنید همه لباس ها را به طور مرتب تا کنید و از جلو تا عقب کشو با نظم بچینید. به این ترتیب، می توانید همه آنها را به خوبی ببینید و به راحتی از میانشان یکی را برای پوشیدن انتخاب کنید.

5. مرتب چیدن سینی ها و تخته آشپزخانه

برای مرتب چیدن سینی، تخته آشپزخانه و حتی تابه های تخت می توانید از قفسه های جداکننده که بیشتر در ادارات و شرکت ها استفاده می شوند، کمک بگیرید. هر کدام از سینی ها را می توانید در بخش های مختلف آن قرار دهید.

6. استفاده از رخت آویزهای  مخصوص روسری

برای مرتب نگه داشتن روسری و مقنعه و جمع بودن آنها درون کمد لباس ها، از رخت آویزهای طبقه ای مخصوص این کار استفاده کنید. به این ترتیب، علاوه بر مرتب شدن کمد، روسری ها نیز چروک نمی شوند.

7. جمع کردن ملحفه ها درون یک روبالشتی


پس از شت و شو و اتوکشی ملحفه های روتختی و روبالشتی اگر قرار نیست روی تخت استفاده شوند، آنها را به طور مرتب تا کنید و درون یک روبالشتی جمع کنید. به این ترتیب، هیچ کدام از آنها را گم نخواهید کرد.

8. ساختن چوب رختی برای کفش ها


برای ساختن چوب رختی برای کفش های خود باید میله پایین چوب رختی لباس را با انبردست قطع کنید، آن را به دو طرف به بیرون یا به طور موازی به داخل خم کنید و آن را به شکل چنگک در آورید. برای دمپایی و صندل باید چنگک های این چوب رختی را به بیرون خم کنید و برای کفش های معمولی دو بازوی آن را به طور موازی به طرف داخل خم کنید. با این خلاقیت جالب، می توانید کفش ها و صندل هایتان را از کمد آویزان کنید.

9. جمع کردن اسباب بازی داخل سبد


می توان با سیم های موجود در انبار خانه سبدی دیواری ساخت و آن را به اندازه قد کودکان، به دیوار نصب کرد و اسباب بازی های اضافه را داخل این سبد ریخت. با این کار می توانید بالاخره کف اتاق فرزند خود را ببینید.

10. مرتب کردن زیورآلات


برای نگهداری از زیورآلات، دستبند، النگو و دکمه های سردست لازم نیست از جعبه های جواهرات استفاده کنید. به راحتی می توانید با خریدن یک میله چوبی عمودی همچون جای دستمال حوله ای آشپزخانه، آنها را داخل این میله قرار دهید تا دسترسی راحت تری نیز داشته باشند.

11. دیدن همه وسایل به طور یکجا


در بازار، قفسه های پارچه ای چند طبقه وجود دارد که می توان از پشت در کمد یا اتاق آویزان کرد. این قفسه های پارچه ای، برای قرار دادن وسایلی همچون، باتری، کلید، چتر، خودکار، عینک و ... جای زیاد و مجزایی دارند.

12. جایی برای سنجاق سرها


پیدا کردن سنجاق سر در ته کیف و کوله پشتی کار چندان ساده ای نیست. باید همه کیف را بیرون بریزید تا سنجاق سرهای خود را بیابید. برای جلوگیری از این مشکل، می توانید از قوطی یا جعبه آدامس برای جمع کردن سنجاق ها در یک جا استفاده کنید. با این کار دیگر سنجاق سر خود را گم نمی کنید و هنگام نیاز، دسترسی راحتی نیز به آنها خواهید داشت.

13. مرتب کردن داخل اتومبیل

اگر کودک زیر 6 سال دارید، احتمالا صندلی عقب ماشین پر از اسباب بازی، کتاب و وسایل کودک شماست. برای جلوگیری از این به هم ریختگی می توانید از ظرف های پلاستیکی دیواره دار یا سبدهای کوچک پیک نیک برای یکجا کردن این وسایل استفاده کنید. حتی می توانید وسایل خود همچون عینک آفتابی، دستمال ماشین و ... را نیز در آن قرار دهید.

14. نظم بخشیدن به سه راهی برق

برای تشخیص بهتر سیم های برقی که داخل سه راهی قرار دارند، می توانید برچسب های پلاستیکی از داخل سیم ها عبور دهید و نام وسیله ای که به آن تعلق دارد را بنویسید. با این خلاقیت ساده، دیگر به اشتباه سیم وسیله ها را به اشتباه از پریز خارج نمی کنید.

15. استفاده بهینه از سبد چهارگوش


هنگام خرید از سوپر مارکت، وسایل داخل کیسه های پلاستیکی مختلف قراردارند و قرار دادن آنها روی صندلی اتومبیل این احتمال را دارد تا روی دست انداز یا هنگام پیچ لیز بخورند و کف ماشین بیفتند. می توان به راحتی با خرید یک سبد چهارگوش یا حتی سبد رختشویی،از این مشکل جلوگیری کرد. با این کار، وسایل را داخل سبد و در صندق عقب قرار می دهید و هیچ چیز جابه جا نمی شود.   

16. جلوگیری از مشکلات ناشی از ماشین لباسشویی

برای جلوگیری از مشکلات ناشی از ماشین لباسشویی می توانید از ماژیک های وایت برد که به راحتی با دستمال پاک می شوند، استفاده کنید. به این ترتیب که لباس هایی که نباید با آب گرم شسته شوند، لباس های رنگی، یا لباس هایی که نباید در دور خشک کن قرار داشته باشند را روی بدنه ماشین لباسشویی بنویسید.

17.کاور کردن دفترچه های راهنمای وسایل


برای همیشه در دست بودن دفترچه های راهنمای وسایل خود، آنها را درون کاور قرار دهید و به پشت دستگاه ها بچسبانید.

18. به خط کردن چاقوها

چاقوهای بزرگ را از داخل کشو در بیاورید و داخل جا چاقویی های رومیزی یا دیواری قرار دهید. برای این منظور می توانید از تخته های آهن ربایی استفاده کنید و چاقوها را به آن بچسبانید.

19. استفاده صحیح از نرم افزرهای گوشی موبایل

هدف گوشی های موبایل هوشمند، آسان تر کردن زندگی مردم است نه افزودن به اضطراب های آنها. برای استفاده بهتر از اسمارت فون خود، بهتر است همه نرم افزارها و اپلیکیشن هایی که مشابه هم هستند در در یک جا و یک دسته بندی نگهدارید. کاربران اندروید می توانند اپلیکیشن App Folder را دانلود کنند تا همه برنامه هایشان در فولدرهای جداگانه دسته بندی شود. اگر از اپلیکیشنی بیشتر از سه ماه استفاده نکردید، آن را پاک کنید.

20. یکجا کردن کیسه های پلاستیکی


اگر عادت به نگهداری کیسه های پلاستیکی زیر سینک ظرفشویی یا داخل فر دارید، بهتر است برای آنها یک جای مخصوص درست کنید. می توانید از سبدهای حصیری یا ساک کاغذی برای یکجا کردن آنها استفاده کنید.

بی نظمی شما نشان دهنده شخصیت شماست

بی نظمی خانه و اتاق شما نشان دهنده بی نظمی ها موجود در فکر شماست. برای درک بهتر این عبارت، دیوید اچ فریمن – یکی از نویسندگان کتاب «بی نظمی عالی» - افراد بی نظم را به چند دسته تقسیم می کند:

توده درست کن ها: افرادی هستند که می توانند منظم باشند زیرا می دانند باید وسایل مهم تر را بالای کوهی که از وسایل به هم ریخته خود ساخته اند، قرار دهند. این افراد عموما فعال، درک کننده و بسیار ریلکس هستند.

 چپاننده ها: افرادی که اصولا همه وسایل را داخل کمد و کشو می چپانند، اغلب درون گرا و از نظر احساسی پیچیده هستند. در ظاهر شاید آنها بسیار خونسرد و رک به نظر برسند اما درون آنها غوغایی برپاست.

ریخت و پاش کننده ها: افرادی که هر چیزی را در هر جایی که می خواهند رها می کنند و می اندازند، اصولا آدم های فراموشکار و دور از دسترسی هستند. آنها اهمیتی نمی دهند که دیگران بتوانند از میان این همه به هم ریختگی وسایل موردنیاز خود را پیدا کنند.

شلخته های مخفی کار: اینها افرادی هستند که شلخته و بی نظمند اما بسیار هم سیاست مدار هستند. آنها وسایل را به ریخته در جایی جمع می کنند که جلوی چشم نیست. یعنی ظاهرا مرتب و واقعا بی نظم و شلخته هستند.

بیگ بنگر ها: افرادی که اجازه می دهند خانه یا اتاقشان چندین روز به هم ریخته و نامرتب باشد و بعد از چند روز همه آن به هم ریختگی ها را تمیز می کنند، اصطلاحا بیگ بنگر نامیده می شوند. این افراد بسیار حساس و در مورد خود بسیار سخت گیر هستند. این نوع شلختگی آنها را آزار می دهد و خود را برای این بی منظمی مقصر می دانند اما تغییری در خود به وجود نمی آورند و این داستان همیشه تکرار می شود.

رازهای محبوب شدن و محبوب ماندن اینجاست

تاکنون دیده‌اید بعضی‌ها انگار مهره مار دارند و به راحتی هر کسی را جذب خود می‌کنند، کافی است اراده کنند تا بتوانند دیگران را شیفته خود کنند، همیشه این افرادتعجب ما را برمی‌انگیزند که چگونه می‌توانند اینقدر راحت دل همه را به دست بیاورند و محبوب بمانند. محبوبیت یك امر مادرزادی و ارثی نیست پس احتمالا آنها کارهای خاصی انجام می‌دهند که با دل افراد چنین می‌کنند. در این مطلب می‌خواهیم از برخی رازهای آنها پرده برداریم و به شما یاد دهیم كه چطور دل آنهایی را که دوست دارید، به دست آورید.

 حـس امنیت

همه آدم‌ها نیاز دارند که در زندگی‌ احساس امنیت کنند و جذب کسانی می‌شوند که چنین احساسی را به آنها بدهند. اگر شما هم مثل بیشتر مردم باشید، دوست دارید در لحظه‌ای که سکوت کرده‌اید و در لاک خودتان فرو رفته‌اید، ‌همسرتان کنارتان بنشیند و در مورد حسی که در این لحظه دارید با شما حرف بزند. حتی دوست دارید بپرسد که چرا در روزهای گذشته آرام بوده‌اید و چه چیزی شما را آزار می‌دهد. این جرقه کافی است تا از تمام احساساتی که در این ماه‌ها به شما هجوم آورده صحبت کرده و ذهن‌تان را آرام کنید. در واقع بیشتر افراد دوست دارند شرایطی امن داشته ‌باشند تا بتوانند  واقعیت‌های درونی خود را بیرون بریزند، پس به طرف مقابل نشان دهید كه می‌توانید این فضای امن را برایش مهیا کنید.

حـس شباهت


خودتان بهتر می‌دانید كه افراد با خصوصیات متضاد در بلـنـدمـدت جـذب یـکدیـگر نـمی‌شوند. ما همواره در جست‌وجوی شباهت‌های میان خود و همسرتان هستیم. اغـلب ما ترجیح می‌دهیم با کسانی دوست نشویم که چندان شباهتی با ما ندارند یا اینکه اگر با آنها دوست هم شدیم خیلی معاشرت نکنیم، پس قاعدتا هیچگاه عاشق کسی که خیلی با ما متفاوت است، نخواهیم ماند. مهم این است که بتوانیم عاشق کسی بمانیم و گرنه عشق‌های یکی، دو روزه ارزش چندانی ندارند. جالب است بدانید تنـها شباهت‌های اخلاقی و شخصیتی ما نیست که حائز اهمیت است، هرگاه شما با فردی کـه از لـحاظ ظاهـر شبـیـه‌تان باشد آشنا شوید، احتمال آنکه وی شیفته و دلباخته شما شود، ۴ برابر بیشتر می‌شود. 

  حـس نزدیکی


دیوید لیدمن، متخصص رفتارشناسی می‌گوید: هـر چه بیشتر با فردی ارتباط داشته باشید آن شخص بیشتر شما را دوست خواهد داشت. احتمالا این موضوع را رفتار انسان‌ها در طول زمان به شما نشان داده ‌است. علاوه بر اینها چندین مطالعه دیگر نیز نشان داده کـه تماس مداوم با یک چیز ما را نسبت به آن علاقه‌مندتر می‌كند. (تنها زمانی این نظریه درست نیست کـه واکنش اولیه ما به آن چیز منفی باشد). بنابراین در ابتدای آشنایی از اینکه کناره‌گیـر، گریزان و غیر قابل دسترس باشید، پرهیز کنید. در عوض به دنبـال بهانه‌هایی بگردید که بتوانید با نامزدتان باشید. اما این تنها مرحله نیست، زیرا تماس‌های مکرر بعد از مدتی می‌تواند باعث دلزدگی شود بنابراین زمانی که محبوب گشته‌اید، به تدریج معاشرت خود را کم کرده و در حد تعادل قرار دهید. 

 یک نکته، یک راز


بیشتر مردم چیزی را می‌خواهند که نمی‌توانند داشته ‌باشند و همیشه در دسترس بودن، سبب کاهـش ارزش و شأن آن می‌شود. برای مثال هـرگـاه پـایتان را از در خانه بیرون بگذارید و با مقدار زیادی طلا روی زمین روبه‌رو شوید، کم‌کم برایتان عادی شده و دیگر آنها را به چشم فلزی گرانبها و ارزشمند نگاه نخواهید کرد. دست‌یافتنی نبودن سبب می‌شـود که ارزش چیزی بالا رود.

از امتحان نمی‌ترسند

تا جایی که می‌توانید طرف مقابل را بیازمایید و بگذارید او هم شما را بیازماید. كمتر چیزی است كه بیش از دورویی موجب انزجار افراد از یکدیگر شود یعنی وقتی كه حس می‌كنیم كسی قابل اعتماد نیست، خیلی زود روابط خود را با او قطع می‌كنیم. محبوبیت ما زمانی افزایش می‌یابد كه در بین مردم به این صفت معروف شویم كه پیوسته در فكر امتحان دادن و امتحان كردن معاشران خود هستیم. اشخاص دلشان می‌خواهد كه دیگران مرتب آنها را بیازمایند البته چندان مطبوع نیست كه حس كنید كسی دارد در خفا رفتار، كردار و گفتارتان را بررسی می‌كند. مردم معمولا از كسانی بدشان می‌آید كه به آنها بدگمان باشند و در معاشرت جانب صراحت را رعایت نكنند، حال آنكه اگر بدانند كه داریم آزمایش‌شان می‌كنیم به ما علاقه‌مند شده و به محبوبیت‌مان افزوده می‌شود. به همین دلیل باید از اشخاصی باشیم كه ظاهر و باطنشان یكی است زیرا چنین اشخاصی از هر امتحانی سربلند درمی‌آیند. 

  صادق باشید


در این شکی نیست که همه آدم‌های دنیا شیفته انسان‌های صادق می‌شوند به همین دلیل شما هم اگر می‌خواهید محبوب شوید، باید صادق باشید. برای این کار باید برخی ویژگی‌های رفتاری را در خود به وجود بیاورید:     

  •  اول گفتار و كردارتان باید با هم یكی باشد یعنی اگر قولی دادید یا ادعایی كردید، باید به آن عمل كنید.
  • دوم صداقت و یكی بودن ظاهر و باطن شما زمانی بر همه آشكار خواهد بود كه بدانند پشت سرشان از آنها غیبت نمی‌كنید یعنی در غیابشان چیزی نگویید كه در حضورشان نمی‌گویید.
  • سوم اشخاص باید به رازداری شما ایمان آورند. وقتی از شما خواهش می‌كنند كه رازشان را فاش نكنید جدا و صمیمانه از این كار خودداری كنید.

  
تعریف کنید نه انتقاد

تا آنجا كه برایتان مقدور است از تشویق طرف مقابل خودداری نکنید چون وقتی كه او را نسبت به خودش خوشبین می‌كنید او به شما نیز خـوشـبین می‌شـود. روشن‌تر بگوییم وقتی كه مرتب از دیگران انتقاد کنید بالاخره به جایی می‌رسید كه آنها را نسبت به خودشان بدبین می‌کنید و این بدبینی سرانجام به خود شما برمی‌گردد و به محبوبیت‌تان لطمه می‌زند. این طبیعت بشر است که از آدمی كه به شدت از او انتقاد كند، خوشش نمی‌آید.

  او را آزاد بگذارید

پروفسور دن نیوهارت می‌گوید: مردان اطمینان دارند که شخصیت‌شان بعد از ازدواج هیچ تغییری نمی‌کند. پس همیشه به همسرتان نشان دهید که شما نمی‌خواهید شخصیتش را تغییر دهید، با این کار ثابت می‌‌شود که شما او را همان‌طور که هست، قبول دارید. با این کار به او حس آزادی دست می‌دهد. اصلا برای طرف مقابل محدودیت ایجاد نکنید، اغلب افراد از محدود شدن متنفرند. بنابراین برایشان محدودیت ایجاد نکنید. با این کار او احساس بهتری نسبت به شما پیدا می‌کند.

  به او احساس حمایت بدهید

بیشتر افراد در مواقع سختی به یک پشتیبان نیاز دارند. پروفسور دیوید گیونس، نویسنده کتاب «نشانه‌های عاشقی» معتقد است: درصورتی که شما برای طرف مقابل نقش یک حامی و پشتیبان را داشته باشید برایش رضایت‌بخش است و حس خوبی به او منتقل می‌کنید. نباید در برابر او بی‌تفاوت باشید پس از هرگونه کمکی دریغ نكنید. همچنین به او برای كسب انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید.

  چقدر به همسرتان نگاه می‌کنید؟

زیـک روبیـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه‌ای را انجام داد تا کشف کند آیا قادر است میزان عشق را به طور علمی توسط ضبط مدت زمانی که دو عاشق به یکدیگر چشم دوختـه‌انـد، اندازه‌گیری کند. او متوجه شد، دو فردی که عمیقا عاشق یکدیگر هستند، ۷۵درصد از زمانی را که گفت‌وگو می‌کنند، به یكدیگر نگاه كرده و هـنـگـامی که فرد ناخوانده‌ای میان صحبتشان وارد می‌شود، آهسته‌تر روی از یکدیگر برمی‌گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـای معمولی، افراد ۳۰ تا ۶۰درصد از وقت را به نگاه کردن به یـکدیـگر اخـتـصـاص می‌دهند. در واقع روبین می‌خواهد بگوید اینکه دو فرد تا چه میزان عاشـق و دلبـاخته یـکدیـگر هستند را می‌تـوان بـا انـدازه‌گیـری مـدت زمـانـی کـه آن دو عاشقانه به یکدیگر زل می‌زنند، تخمین زد. 

 یک نکته، یک راز

در حین گفت‌وگو با شخصیتی كه دوستش دارید بیشتر از 50 درصد از زمان را به وی نگاه کنید. با این کار مغز آن شخص آخرین باری که فردی تا این اندازه به او نـگـاه کـرده را به خاطر آورده و تـحلـیـلش از این نگاه طولانی، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتیجه اینطـور مـی‌انـدیـشد که عاشق شماست و مغزش شروع به ترشح فنیل اتیلامین (PEA) می‌کند. 

پیشنهاد اپرا وینفری: «غذا، دعا، عشق»

حتی بهترین کتاب به انتخاب نیویورک تایمز بودن هم، برای پرفروش شدن در ایران کافی نیست. «غذا، دعا، عشق» که مدت‌ها جزء کتاب‌هاي پرفروش سایت «آمازون» بود و جایزه‌های بسیاری را از آن خود کرده بود، در اولین نوبت چاپش نتوانست موفق باشد. اما ساختن یک فیلم از روی این کتاب و معرفی آن در شوي تلويزیونی «اپرا» توانست آن را به یکی از پرفروش‌ها در ایران هم تبدیل کند و نامش را برسر زبان‌ها بیندازد. حتی بعد از گذشت چندین ماه از معرفی این کتاب توسط اپرا، هنوز هم بسیاری از کتابخوان‌ها، سراغ کتابی را می‌گیرند که چند ناشر برای ترجمه‌اش اقدام کرده‌اند؛ کتابی که تنها در نشر «افراز» توانسته به چاپ سوم برسد و تاکنون حدود 4 هزار نسخه‌اش به فروش رسیده است. اگر می‌خواهید بدانید «غذا، دعا، عشق» چرا در دل چندین هزار نفر در جهان جا باز کرده، این مطلب را بخوانید.

در میان خریداران، خانم‌ها اصلی‌ترین مخاطبان آن بودند كه جالب‌ اين است كه تقريبا هيچ كس از اين کتاب بد نگفته و آن را پسندیده ‌اند

قبل از معرفی اپرا، این کتاب خاک می‌خورد

اعظم کیان‌افراز، مدیر مسئول انتشارات افراز یکی از ناشران این کتاب است . او در مورد تجربه‌اش در انتشار «غذا، دعا، عشق» می‌گوید:«این کتاب، زندگی واقعی زنی بود که در سفر‌ها و تجربه‌هایش می‌خواست خود را کشف کند و از نظر ما، چنین داستانی می‌توانست برای هر خانمی جالب باشد. از آنجا که این کتاب در کشور‌های دیگر هم در رده کتاب‌های پرفروش قرار داشت، ما در سال 87 آن را ترجمه و منتشر کردیم اما زمان زیادی طول کشید تا در ایران معرفی شود. در چاپ اول، کتاب اصلا دیده نشد اما با معرفی در برنامه اپرا و ساخته شدن فیلمش، فروش کتاب بسیار بالا رفت. حتی بسیاری از مخاطبان، این کتاب را تلفنی سفارش می‌دادند و استقبال آنها، کتاب را به چاپ دوم و سوم رساند.»

چرا این کتاب پرفروش شد؟

«غذا، دعا، عشق» داستان سفر زنی به کشور‌های مختلف است. زنی که بعد ازaیک شکست عاطفی، می‌خواهد دنیا را ببیند و خود واقعی‌اش را در این سفر‌ها پیدا کند. اما این کتاب، تنها توجه مخاطبان حوزه روانشناسی را به خود جلب نمی‌کند، بلکه از نظر دکتر مهناز خسروی، روانشناس و استادیار دانشگاه، کسانی که با این علم هم آشنا نیستند، می‌توانند به طرفداران سرسخت آن تبدیل شوند. خسروی معتقد است:« این کتاب به زوایایی از شناخت انسان و خودشناسی اشاره می‌کند که می‌تواند شامل هر انسانی شود. راوی، فردی خاص و دور از دسترس نیست. او می‌خواهد انسانی ساده و معمولی باشد با تمام کاستی‌ها، اشتباهات و توانایی‌های یک فرد عادی. به همین دلیل است که هر فردی با هر جهان‌بینی و شرایطی می‌تواند با او ارتباط برقرار کند.»
مهدی صدری، مسئول بخش کتاب شهرکتاب آرین هم این کتاب را جزء پرفروش‌های فروشگاه‌شان معرفی می‌کند. او می‌گوید:«بعد از معرفی اپرا، تا چندین ماه با استقبال زیادی از این کتاب روبه‌رو بودیم. در آن مدت هر روز، حدود 15 نسخه از کتاب را می‌فروختیم و هنوز هم روزانه 3 تا 4 نسخه از این کتاب به فروش می‌رود. انتشار فیلمی که بر اساس این کتاب نوشته شده بود هم تاثیر زیادی داشت و بسیاری از مراجعان ما بعد از دیدن فیلم به خواندن این کتاب ترغیب شده بودند.»

او توانست، من هم می‌توانم
مخاطب «غذا، دعا، عشق» با نویسنده یکی می‌شود و از توانایی او قدرت می‌گیرد. دکتر مهناز خسروی معتقد است:«در شرایطی که بسیاری از افراد گمان می‌کنند با وجود مشکلات زیادی که دارند، نمی‌توانند برای خودشناسی قدم بردارند، او خود واقعی‌اش را در این سفر ملاقات و تلاش می‌کند تا با همه تعارض‌ها و تضاد‌هایش روبه‌رو شود.» از نظر این روانشناس، نویسنده این کتاب که ماجرای سفرهایش را روایت می‌کند، نه شخصیتی سراسر پاک و سفید است و نه یک شخصیت پر از گناه و سیاه و همین ویژگی است که می‌تواند احساس همذات‌پنداری را در مخاطب ایجاد کند تا با او همراه شود. این روانشناس می‌گوید:«او می‌پذیرد که به عنوان یک انسان، خواسته‌ها، توانایی‌ها و ویژگی‌هایی دارد؛ با همین بینش، نه می‌خواهد از آنچه در اختیارش قرار گرفته چشم‌پوشی کند و نه در آنها غرق می‌شود. او  به نقطه تعادل رسیده است؛ نقطه‌ای که اگر هرکدام از ما به آن برسیم، می‌توانیم بدون چشم‌پوشی از نیازهای جسمی‌مان به نیاز‌های روانی خود هم پاسخ دهیم.»

چه کسانی این کتاب را دوست دارند؟


مهدی صدری يكي از مسئولان شهر كتاب آرين می‌گوید:« مخاطبان این کتاب از هر گروهی بودند. برخی از آنها چندان میانه‌ای با کتاب خواندن نداشتند و تنها به‌دليل آنچه شنیده بودند سراغ آن را می‌گرفتند و برخی دیگر هم خواننده حرفه‌ای کتاب‌های روانشناسی و عرفانی بودند. از آنجا که روایت آن داستانی است و در دسته‌بندی بین کتاب‌های سرگرم‌کننده و عرفانی قرار می‌گیرد، توانست مخاطبانی از همه سنين و همه گروه‌ها را به خود جذب کند اما در میان خریداران بسیار این کتاب، خانم‌ها اصلی‌ترین مخاطبان آن بودند. جالب‌تر از میزان فروش آن، واکنش مخاطبان بعد از خواندن این کتاب بود. در این مدت، هیچ‌کس را ندیدم که از این کتاب بد بگوید و آن را نپسندیده باشد.» 

 خدا همین جاست! او را ببین!

دکتر خسروی، روانشناس و مدرس دانشگاه می‌گوید:«عشق در هر انسانی چند بعد دارد؛ بعد عاطفی، معنوی، شناختی و جسمی. شاید اگر نویسنده این کتاب، تنها به یکی از این ابعاد می‌پرداخت، نمی‌توانست تا این اندازه توجه مخاطبان را به خود جلب کند. او از هیچ کدام این ابعاد نمی‌گذرد و از همان مسیری که افراد منطقی می‌دانند اما از عبور از آن هراس دارند، به سمت خدا می‌رود. اغلب افراد دوست دارند در همین دنیای مادی، خدا را پیدا کنند و نویسنده هم در همین دنیا، خارج از مذهب شخصی اش، او را جست و جو می‌کند و به همین دلیل، مخاطبانی از هر مذهب و هر گوشه‌ای از جهان، با اشتیاق کتابش را می‌خوانند و از او شجاعت می‌گیرند.»

 نیمه داستان، نیمه درس

برای مخاطبی که پیش از این شجاعت سفر کردن به درونش را نداشته، همسفر شدن با نویسنده بهانه‌ای برای خواندن کتاب است. خسروی می‌گوید:«او زندگی را به شکل سفر بیان می‌کند و وقتی فرد می‌بیند نویسنده کتاب توانست این سفر را به پایان برساند و خود واقعی‌اش را ببیند، به خود می‌گوید پس من هم می‌توانم. فرد از نویسنده کتاب شجاعت می‌گیرد و در خیال تصور می‌کند که توانایی رسیدن به این ابعاد معنوی را دارد. خواننده این کتاب، حتی می‌تواند با مطالعه تجربيات نویسنده، دچار تخلیه هیجانی شود و از این راه به آرامش برسد.»

 من دروغ نمی‌گویم!

خواننده «غذا، دعا، عشق»، نمی‌خواهد در یک دنیای خیالی غرق شود. او لحظه لحظه زندگی نویسنده را پیش چشمش می‌بیند؛ زندگی‌ای که باورپذیر و واقعی است. دکتر مهناز خسروی معتقد است:«نویسنده به خود و نیازهایش دروغ نمی‌گوید و آنها را سرکوب نمی‌کند. او نقابی روی چهره‌اش نمی‌گذارد و خود را همان‌طور که هست در این مسیر رها می‌کند. او حتی به کاستی‌ها و اشتباهاتش هم نگاه می‌کند تا آنها را بشناسد و بتواند جزء به جزء وجودش را در خدمت رسیدن به این هدف در بیاورد. حتی قلمی که نویسنده انتخاب کرده‌ است، به خودی خود دلنشين است. او از واژه‌هایی کمک گرفته که لبخند را بر لب مخاطب می‌نشاند. با تمثیل‌هایی اعتقادات و افکارش را بیان کرده و حتی گاهی خودش را  مسخره کرده است. او فردی خشک نیست که خود را سراسر پاک بداند و بخواهد مخاطب را نصیحت کند، بلکه دست او را باز می‌گذارد و تنها با انتقال تجربیاتش، برای بیدار کردن مخاطبش تلاش می‌کند.»

آیا این رابطه واقعا ارزشش را دارد؟

قضیه آقای مایر که از طریق دوست مشترکی با نامزدش آشنا شده بود چنین است: «ما شماره هایمان را با هم رد و بدل کردیم و با هم صحبت های طولانی داشتیم و خیلی می خندیدیم. وقتی شروع به رفت و آمد کردیم، همه چیز عالی بود.» نامزد مایر فقط چند عادت بد کوچک داشت، ولی آنقدر همه چیز عالی بود که او می توانست آنها را نادیده بگیرد. نامزدش همیشه ده پانزده دقیقه دیر سر قرار می آمد... مایر پیش خود می گفت: «اشکالی ندارد، او زیباست و ما لحظات خوبی را با هم می گذرانیم. دلیلی ندارد او را ناراحت کنم. او با بازیگوشی صبر می کرد که حواسم پرت شود و بعد غذا یا نوشیدنی من را می خورد. من اوایل خوشم می آمد و می گفتم اشکالی ندارد غذای بیشتری می پزم.» مایر بدین ترتیب همه چیز را برای خودش توجیه می کرد تا جائیکه دیگر بعد از دو ماه، این عادت های بد "کوچک" آزاردهنده شدند. او به نامزدش می گفت: «من 30 دقیقه قبل از آنکه پیدایت شود آماده بودم، چرا هیچ وقت سر وقت نیستی؟

این مشخصه پایان رابطه آزمایشی است. ولی اغلب مسائلی که زوج تازه را جدا می کنند بسیار عمیق تر از رنجش های سطحی هستند. رایان ملسام، نویسنده و متخصص ارتباطات از ونکوور می گوید: «بسیاری از رابطه ها در این نقطه پایان می یابند زیرا در این نقطه افراد پنجره های درون خود را به سوی طرفشان باز می کنند و خودشان را به خوبی نشان می دهند. در یک رابطه ایده آل، شما می خواهید مطمئن شوید که فردی که با او هستید کسی است که به رشد می اندیشد و اگر او صادقانه پنجره درونش را به رویتان باز نکند، انواع و اقسام نشانه های آن را برایتان می فرستد. در روابط همیشه باید ابتدا یک دوره آزمایشی مانند دوره آزمایشی در شغلی جدید را بگذرانید.»

لسلی دوآرس، تراپیست و نویسنده موافق است که این استعاره شغلی، روش مفیدی برای نگریستن به روابط و مدیریت تصمیم ماندن یا رفتن است. او می گوید: «بیرون رفتن و ملاقات با افراد مثل ارسال رزومه کاری شماست. اینکه افراد مختلفی را ببینید، مثل این است که به چند مصاحبه شغلی رفته باشید. مراحل اولیه یک رابطه درست مانند دوره انترنی هستند.» او دوره دوماهه اول را زمانی می داند که افراد درباره خود اطلاعاتی ارائه می دهند و نشان می دهند که چقدر می توانند برای طرفشان در بلندمدت مناسب باشند. اطلاعات بیشتری که درباره باورها، ارزش ها، روابط قبلی، دوستان، سرگرمی ها و اهداف زندگی رد و بدل می شوند، در این دوره هستند. در اینجاست که عوامل حیاتی در روابط عمیق شروع به رو آمدن می کنند.

مراقب نشانه های کناره گیری از رابطه باشید. گاهی دعوایی بر سر یک مسئله سرنوشت ساز، رابطه عاشقانه شما را به پایانی ناگهانی می کشاند، ولی اغلب نقصان علاقه از سوی یک طرف یا هر دو طرف، موجب پایان یافتن این دوره آزمایشی می شود. مایر می گوید: «در این دوره دوماهه وقتی که علایق من رو به کمرنگ شدن رفتند، اول من بودم که کناره گیری کردم. آنقدر درگیر کارم شدم که دیگر نمی توانستم با او بیرون بروم یا تلفنی صحبت کنم. برای آنکه با او بیرون نروم، به او گفتم که مهمانی مردانه است. هر چه کمتر و کمتر با هم وقت می گذراندیم، یکی از ما مجبور می شد که همه چیز را پایان دهد. همیشه من نیستم که اول رابطه را پایان می دهم، ولی همیشه تا آن لحظه، من دیگر تسلیم شده ام، بنابراین اهمیت نمی دهم که طرفم رابطه را به پایان برساند.»

آینده رابطه رمانتیک و عاشقانه را باید با هم ارزیابی کنید. اگر به خاطر کمبود علاقه احساس گرم بودن نمی کنید یا بخاطر بعضی از تفاوت هایی که بین شما دو نفر هست، احساس تعارض می کنید، از خودتان سوالات زیر را بپرسید و ارزیابی کنید که آیا رابطه شما واقعاً ارزش زمانی که گذاشته اید را دارد یا خیر:

1. ندای قلبتان چه می گوید:

وقتی در رابطه ای احساس سردرگمی می کنید، راحت ترین کار این است که از دوستان خود مشورت و توصیه بخواهید، ولی این فقط خودتان هستید که بهترین کار کدام است. ندای قلبتان را با صدای ترس درونی تان اشتباه نگیرید. گاهی ترس باعث می شود که به خودتان بگویید: "دیگر کسی را پیدا نمی کنم؛ من خیلی مشکل پسندم و ..." شاید ساده انگارانه باشد، ولی این سوالات را باید از خودتان بپرسید: "من واقعاً چه می خواهم؟ آیا واقعاً دوست دارم با این فرد باشم؟ آیا به او اعتماد دارم؟ آیا واقعاً از این که با او وقت بگذرانم هیجانزده می شوم؟"

2. صبر کنید و فقط اعمال این فرد را زیر نظر بگیرید

آیا کارهای او صادقانه هستند؟ یک دقیقه صبر کنید و درباره زمان هایی که با هم گذرانده اید فکر کنید، گویی فیلم صامتی تماشا می کنید. آیا این فرد با صداقت و اصالت وارد زندگی شما شده است؟ آیا آنچه با توافق کرده بودید را انجام داده است؟ اعمال و حرف های یک فرد باید با آن چیزی که انتظار داشتید باشد، هماهنگی و تطابق داشته باشد.

3. شما دو نفر اولین دعوای خود را چگونه حل کردید؟

آیا تفاوت هایتان را به نحوی محترمانه نسبت به یکدیگر و نسبت به رابطه خود حل کردید؟

4. آیا هر دوی شما از زندگی چیزهای مشترکی می خواهید؟ 

جاذبه بین شما دو نفر هر چقدر هم که محکم باشد، اگر یکی از شما سبک زندگی اشرافی بخواهد و دیگری زندگی معمولی داشته باشد، بعدها در رابطه شما تعارض های زیادی وجود خواهد داشت.

5. آیا خودتان را در موقعیتی تصور می کنید که بخواهید یک ماه، یک سال یا ده سال با هم زندگی کنید؟ 

اگر امروز همه چیز را تمام کنید، شاید تا یک ماه احساس خوبی نداشته باشید، ولی در عرض یک سال، از خودتان تشکر کنید که این کار را کرده اید. یا برعکس، شاید تصور کنید که شما دو نفر با گذشت زمان به هم نزدیک تر می شوید، حتی اگر در حال حاضر ندانید که چقدر می توانید متعهد باشید. ولی اینکه خودتان را در این رابطه بلندمدت تصور کنید، به شما انگیزه انجام این کار را می دهد.

آيا عشق و عاشقي با ازدواج از بين مي​رود؟

 حالا ديگر وقتش است. اصلا شايد دير هم شده باشد. عاشق شدن را نمي‌گويم. آن خودش دير يا زود اتفاق مي‌افتد. منظورم واكاوي عشق‌هاي گذشته و حال و احتمالا آينده است. اصلا با كدام تعريف اينقدر مطمئنيد كه عاشق هستيد و عشق‌تان اگر اولي در دنيا نباشد بعد از ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد مقام سوم را مي‌تواند بگيرد؟ لطفا برای چند دقیقه بي‌خيال باورهاي خودتان شويد، ببينيد كارشناسان چه مي‌‌گويند؟ اصلا عشق واقعي چيست و چند درصد از آدم‌هايي كه ادعاي عاشقي مي‌كنند واقعا عاشق هستند؟

نقطه پايان عشق کجاست؟

جسم ما گرايش‌هايي دارد كه اسمش ميل است. مثلا من به اين شيريني ميل دارم و اين يك گرايش يكسويه محدود است. مي‌گويم يك‌سويه چون من به شيريني ميل دارم ولي شيريني به من ميلي ندارد و مي‌گويم محدود چون گرايش من هم تا زماني است كه شيريني را نخورده باشم. وقتي بخورم و سير شوم ديگر ميلي به آن ندارم. همين گرايش يك‌سويه مي‌تواند نامحدود باشد. مثلا من گل‌ها را دوست دارم ولي معلوم نيست گل من را مي‌خواهد يا نه. اين مي‌شود حب يا دوست داشتن چون نامحدود است ولي يك طرفه. علاقه يك خانم به طلا و جواهر هم مشابه همين است، محدوديت ندارد و مثل ميل به غذا و شيريني نيست كه از آن سير شود ولي يك طرفه است. حالت سوم مي‌شود گرايش دو سويه محدود؛ يعني دو نفر همديگر را دوست دارند ولي اين دوست داشتن محدود است و بالاخره يك جايي تمام مي‌شود. به اين دوست داشتن مي‌گويند شوق. بيشتر احساساتي كه ما از آن به عنوان عشق ياد مي‌كنيم در واقع شوق است. يعني اشتياق شديدي كه تمام مي‌شود. حتي عشق‌هاي تاريخی هم بيشترش شوق بوده ولي چون به هم نرسيده‌اند، تمام نشده. مطالعات نشان مي‌دهد نقطه پايان اين شوق‌هاي به ظاهر بي‌پايان نقطه به هم رسيدن است. يعني 2نفر همديگر را در حد مرگ دوست دارند ولي به محض اينكه به هم مي‌رسند اين علاقه شروع به كم شدن مي‌كند.  همين است كه خيلي از جواناني كه عاشقانه همديگر را دوست دارند و زمين و زمان را به هم مي‌ريزند تا با هم ازدواج كنند از همان ماه عسل اختلاف‌هايشان شروع مي‌شود و زندگي‌شان دوامي ندارد. در واقع آنها هيچ وقت عاشق هم نبوده‌اند و فقط اشتياق شديدي نسبت به هم داشته‌اند كه به اشتباه نامش را عشق گذاشته‌اند و به بيراهه رفته‌اند. در واقع شوق همان هوس است.

 يعني همه عشق​ها روزي از بين مي​رود؟

 اما حالت چهارمي هم وجود دارد؛ يعني خواستن دو طرفه نامحدود. اين نوع خواستن يك خواستن بي حد و مرز است كه برتر و متعالي‌تر از همه خواستن‌هاي ديگر است و مي‌شود نام عشق بر آن نهاد. حالت زميني اين نوع دوست داشتن عشق ميان مادر و فرزند است؛ رابطه‌اي نامحدود و دوطرفه. هر كدام از ما در زندگي يك وضعيت موجود داريم و يك وضعيت مطلوب. من موجود چگونه بايد به من مطلوب تبديل شوم؟ مسيري كه مرا به حالت مطلوب هدايت مي‌كند عشق است ولي آيا عشق به تنهايي مي‌تواند؟ اينجاست كه پاي عقل به ميان مي‌آيد. عقل به ما تاكتيك مي‌دهد. روش مي‌دهد كه چطور به پشتوانه عشق به وضعيت مطلوب برسيم. عقل به ما نشان مي‌دهد وقتي دچار هيجان عشق هستيم چطور اشتباه نكنيم و در بهترين مسير قدم بگذاريم.   

چطور مطمئن شويم احساسي که به يک نفر داريم همان عشق است؟

عشق از دوست داشتن مجزاست ولي گاهي به دليل شباهت‌هايي كه با هم دارند اشتباه گرفته مي‌شوند وگرنه هركدام از اينها يك مقوله جداست. اگر بخواهيم با مفاهيم آكادميك صحبت كنيم، دوست داشتن همان چيزي است كه در عربي مي‌گويند «حُب» و از جنس عالم دوم است ولي عشق از جنس عالم چهارم است. از اين تعاريف متوجه مي‌شويم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنيا با هم تفاوت دارند و اين تفاوت كمي نيست. حتما مي‌پرسيد منظور از 4 عالم چيست؟ اين عالم‌ها مقوله پيچيده‌اي دارند ولي در يك تعريف ساده بايد بگويم اين چهار عالم عبارتند از: اول، طبيعت كه همين جهان ملموس است. دوم، فطرت كه عالم معناست. سوم، طينت كه مي‌گويند تركيب عالم اول و دوم است و چهارم، حيرت يعني همان عالمي كه پيامبر(ص) در معراج ديد و متحير شد و گفت: «خدايا تو را آنقدر كه بايد نشناختم.»  بعضي‌ها معتقدند بالاترين درجه دوست داشتن عشق نام دارد. يكي از حكما هم عشق را مستي عقل معرفي كرده است. در حقيقت عشق يك مقدمه دارد به نام شناخت و معرفت و يك موخره به نام ايثار و فداكاري. اگر كسي را با معرفت آنقدر دوست داشته باشيد كه برايش ازخودگذشتگي كنيد، عاشقش هستيد.

سن عاشقي در مردان چند سال است؟

هر چيزي يك سني دارد؛ مثل سن بلوغ. بچه‌اي كه خيلي عقلش مي‌رسد ولي هنوز به سن بلوغ نرسيده بالغ نيست يا برعكس، كسي كه به سن بلوغ رسيده ولي آثار بلوغ در او وجود ندارد هم بالغ نيست. در اين جهان همه‌ چيز تابع زمان و مكان است. هر چيزي بايد بر روال طبيعت بگردد. از 9 ماه ماندن بچه در رحم مادر تا كشيدن 4 درد زايمان كه باعث جفت شدن جمجمه بچه مي‌شود همه چيز در طبيعت قانون دارد. در عاشق شدن هم سن مهم است. يك نوجوان اگر احساس مي‌كند عاشق شده است هنوز بلوغ عقلي‌اش كامل نشده و نمي‌تواند براي آينده برنامه‌ريزي كند. اگر بخواهم از ديد علمي بگويم عقل مردها تا 40 سالگي كامل نمي‌شود. اصلا همين است كه مي‌گويند دوران چل‌چلي! همين است كه باعث می‌شود هرقدر هم طرفين به عشق‌شان مطمئن باشند باز نياز به مشاوره دارند و نبايد بي‌گدار به آب بزنند.

تا کي براي عاشق شدن فرصت داريم؟

در تكامل سني انسان‌ها يك تقسيم‌بندي جالب وجود دارد؛ مي‌گويند اگر كسي بخواهد زيبا شود تا 20سالگي مي‌شود، اگر بخواهد قهرمان شود تا 30 سالگي می‌شود، اگر بخواهد عاقل شود تا 40 سالگي مي‌شود و اگر بخواهد عارف شود تا 60 سالگي مي‌شود. به اصطلاح مي‌گويند اگر تا اين سن شد، شد و اگر نشد ديگر فايده ندارد. البته اين بيشتر درباره مردان صدق مي‌كند و زنان تكامل سريع‌تري دارند. با اينكه در داستان‌ها مي‌گويند خورشيد خانم ولي در واقع رفتار زن‌ها شبيه ماه است. تقويم‌شان هم تقويم قمري است. زن و مرد مساوي نيستند، معادلند و زنان هم در خلقت و هم در رفتار اجتماعي برتر از مردان هستند. زن براي مادر شدن آفريده شده و مرد براي پدر شدن. زن بايد زن باشد و مرد بايد مرد باشد. يعني زن نياز به زنانگي دارد و مرد، مردانگي. زنانگي يعني ايجاد آرامش و مردانگي يعني ايجاد آسايش. زن بايد مثل گل باشد و مثل گل با او رفتار شود و مرد بايد مثل درخت باشد و مثل درخت با او رفتار شود. اگر اين‌ چنين باشد عشق دوام مي‌آورد و زندگي به وضعيت مطلوب مي‌رسد. 

چرا داغ​ترين ازدواج​ها بعد از ازدواج سرد مي​شود؟

به نظر من مشاوره قبل از ازدواج يك ضرورت است. همه زوج‌ها بايد قبل از ازدواج به مشاور مراجعه كنند تا بتوانند مشكلات احتمالي آينده را پيش‌بيني كنند. فرض كنيد دختر و پسر جواني بسيار به هم علاقه دارند ولي چه تضميني وجود دارد كه دخترخانم در آينده مادر خوبي باشد يا آقاپسر از عهده نقش پدري برآيد؟ از كجا معلوم وقتي با هم زير يك سقف قرار مي‌گيرند هزار و يك اختلاف‌نظر نداشته باشند؟ همه اينها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص مي‌شود. ما در اين جلسات تست‌هايي از هر دو نفر مي‌گيريم كه پاسخ خيلي از پرسش‌ها را مشخص مي‌كند. اين همان مكانيسم عقل است كه كنار عشق قرار مي‌گيرد. يعني دو نفر كه احساس مي‌كنند عاشق هم هستند با يك روش عقلاني به اين نتيجه مي‌رسند كه آيا ازدواجشان به صلاح است يا نه؟ اگر بخواهم يك مثال ساده بزنم، مي‌گويم عشق شبيه يك جواهر گرانبهاست و عقل حلقه‌اي فلزي كه ركاب اين جواهر گرانبها مي‌شود. اگر اين حلقه باشد،مي‌تواني جواهرت را دستت كني و هميشه همراهت باشد ولي نمي‌تواني يك جواهر گرانبها را تا ابد بدون هيچ محافظي توي مشتت نگه داري، شك نداشته باش كه بالاخره گم خواهد شد. همين است كه گاهي عشق‌هاي آتشين ناگهان خاموش مي‌شود. در حقيقت نگين باارزش آنها گم شده است. 

 چرا بعضي از عشق​ها تبديل به نفرت مي​شود؟

ازدواج نياز به استطاعت دارد. همان‌طور كه وقتي كسي به حج مي‌رود بايد استطاعت داشته باشد در ازدواج هم استطاعت لازم است. البته اين استطاعت فقط توان مالي نيست. استطاعت بايد در عقل، در مسئوليت‌پذيري، در تعهدپذيري و خيلي چيزهاي ديگر باشد. كسي كه استطاعت ندارد و مي‌خواهد همه چيز را موكول به آينده كند نبايد به خيال خودش عاشق شود و درگيري عاطفي ايجاد كند. هيچ فاجعه‌اي از اول فاجعه نبوده. شرايط و اشتباه‌ها به سوي فاجعه شدن هدايتش كرده است. وقتي يكي جا مي‌زند طرف دوم دو راه دارد؛ يا خودش را منهدم مي‌كند و دچار افسردگي مي‌شود يا دست به اقدامات خشونت‌بار مي‌زند و براي نابودي طرف مقابل تلاش مي‌كند. سد كه بشكند همه چيز را با خودش نابود مي‌كند. 

آيا عشق مرد و زن تعدد مي​پذيرد؟

عشق ممنوع يعني واژه‌پردازي‌هاي بي‌خودي. يعني چيزي كه اصل عشق نيست. يك هوس زودگذر است كه تمام مي‌شود اما در مسير خودش زندگي افراد را نابود مي‌كند. عشق بايد منطق داشته باشد. اصلا عشق يعني احساسي از جنس خدا. چيزي كه از جنس شيطان باشد نمي‌شود نام عشق برآن گذاشت و بي‌شك هوس است. كسي كه دچار اين اشتياق غلط مي‌شود بايد پيش از آنكه گره روي گره بزند به مشاور مراجعه كند و راهنمايي بخواهد. يك نكته مهم ديگر اين است كه عشق در هيچ شرايطي تعدد نمي‌پذيرد. در يك دل امكان ندارد محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق ميان زن و مرد است. ممكن است هوس كني 01 نوع غذا را با هم بخوري ولي حتما بعدش دل‌درد مي‌گیري. لازمه عشق وفاداري است. نبايد اجازه بدهيم سريال‌هاي بي‌سر و ته ماهواره‌اي با رواج عشق‌هاي به اصطلاح ممنوع كانون خانواده‌ها را به خطر بيندازند. بیشتر از اينها كاملا هدفمند پيش مي‌روند. در خيلي از كشورها بعد از پخش هر فيلم تحليلگر اجتماعي مي‌آيد و درباره موضوع فيلم حرف مي‌زند. ما هم به چنين كارشناسي‌هايي نياز داريم.

5 روش برای پرورش بهتر گل رز

دستکاری کردن رزها برای ایجاد منظره ای شگفت انگیزتر آسان است، اگر این قانون های ساده را رعایت کنید.

با کمی مراقبت و توجه بیشتر، می توانید رزهای خود را تشویق کنید که در تمام تابستان گل بدهند. از آنها مراقبت کنید، آنها را تغذیه کنید و گل های پلاسیده را جدا کنید و مراقب نشانه های آفت و بیماری باشید. 5 نکته زیر تضمین می کنند که رزهای شما به وضعیت شگفت انگیزی می رسند.

چیدن گل های پلاسیده
بطور منظم گل های پلاسیده را بچینید. در غیر این صورت گیاه بیشتر دانه تولید می کند و گل های بیشتری نمی دهد. ساقه های سالم فقط باید قسمت گل آنها چیده شود، ولی ساقه های باریک و ضعیف باید از پایین تر قطع شوند تا رشدشان بهتر شود. ساقه ها را از جایی که قطرشان به اندازه مداد بود هرس کنید، حتی اگر مجبور شدید کل جوانه را بچینید این کار را بکنید.

همیشه بالاتر از برگ های سالم و کامل را ببرید. این قسمت ها جاهایی هستند که هورمون ها متراکم شده اند، بنابراین گیاه می تواند از این قسمت سریعتر جوانه و گل بدهد.

تغذیه و افزودن لاشبرگ

در بهار و پائیز با کمپوست یا کود پوسیده برای رزها لاشبرگ تهیه کنید. در تابستان آنها را با پتاس و منیزیم تغذیه کنید تا گل های بهتری بدهند. با آبیاری منظم و گرفتن آب شیلنگ یا آبپاش به سوی قاعده گیاه، از تشکیل شدن سفیدک بر روی شاخ و برگ گیاه جلوگیری کنید.
تهیه تکیه گاه
رزهای بوته ای قدیمی را با قرار دادن تیرک هایی به دور گیاه و بستن ساقه ها به تیرک ها، حمایت کنید. رزهای رونده و فشرده را با بستن آنها به تیرک های آلاچیق، ستون های عمودی یا ستون های هرمی، حمایت کنید. رزهای معمولی هم به تکیه گاه نیاز دارند. ساقه اصلی آنها را با قرار دادن تیرک در کنارشان و بستن آنها به تیرک محکم کنید.

کنترل و مهار بیماری

گونه های مقاوم به بیماری رزها را انتخاب کنید تا از بیماری هایی همچون خال سیاه، سفیدک و پوسیدگی در تابستان های گرم و مرطوب پیشگیری شود، حتی گونه های مقاوم به بیماری هم ممکن است بیمار شوند. برگ های افتاده رز ها را جمع کنید و از گیاه دور کنید تا ریسک عفونت مجدد کاهش یابد و در صورت لزوم از قارچ کش استفاده کنید.

رز درست را انتخاب کنید.

قبل از آنکه مسحور عکس زیبایی از یک رز شوید، فکر کنید که کدام رز برای باغچه شما مناسب است. گونه های قدیمی به ندرت در کل تابستان گل می دهند، در حالیکه گونه های جدید در کل تابستان گل دارند.

رازهای ژست های مردانه برای زنان

بسیاری از مردان می خواهند خود را ایده ال وبهترین معرفی کنند و برای رسیدن به این هدف فقط ظاهرشان را آراسته می کنند و حرکات حساب شده انجام می دهند. در حالي كه سكه مرد يك روي ديگر هم دارد و آن باطن اوست. مردان اصرار دارند كه باطن‌شان را از همه حتي از شما كه نامزد يا همسر اوهستيد مخفي كند اما ژست‌ها، حركات غافل و بي‌خبر او، طرز برخوردها، تكه‌كلام‌ها، نشست و برخاست‌ها باطن و كاراكتر او را لو مي‌دهد و افكار خلق و خوي باطني او را آشكار مي‌كند، به قول روانشناسان هيچ انساني قادر نيست خود را براي هميشه و با توجه به جميع جهات كنترل كند. از همان اولين‌بار كه خواستگار يا نامزدتان شما را به يك رستوران يا سينما دعوت مي‌كند اگر در اعمال رفتار او خيره شويد مي‌توانيد تشخيص دهيد كه مرد ايده‌آل و قابل اطميناني است يا نه.

1- کنجکاو و ترسو

مردی كه با اين ژست وارد اتاق مي‌شود به نظر نازك‌نارنجي مي‌آيد و تظاهر به رقت قلب مي‌كند ولي چندان احساسات ظريفي ندارد. او فردي آب‌زيركاه، پنهان‌كار، نسبتا ترسو و شايد هم محتاط است. كنجكاوي بزرگ‌‌ترين خصلت ناپسند اوست و در عین حال مثل خاله‌زنك‌ها دوست دارد از كار همه سر درآورد.

2- وفادار و میانه‌رو

مردي كه با اين ژست وارد اتاق مي‌شود هرچند اهل عمل است ولي از مبارزه اجتناب مي‌كند. در عشق و معاشرت ميانه‌روست. به هر چيز زود عادت مي‌كند و اين خصلت گاهي اوقات وبال گردنش مي‌شود. نگاهش به همه جا می‌چرخد اما اين خصوصيت در ذات اوست نه در خواست او و به همين جهت در زندگي مشترك مردي وفادار است.

3- عجول و خودخواه

مردي كه با اين ژست وارد اتاق مي‌شود اهل قضاوت‌هاي قطعي و گاهي عجول در قضاوت كردن است. از هيچ‌گونه ريسكي باكي ندارد و براي تن دادن به هرگونه ماجراجويي حاضر است و تا حدودي خودخواه است. گويي براي رياست آفريده شده چون از استعداد بهره‌كشي از ديگران برخوردار است.

4- قابل اعتماد

مردي كه فرمان اتومبيل را با اين ژست يا به قول مربيان رانندگي با ژست 10 و 10 دقيقه در دست مي‌گيرد كسي است كه واكنش‌هاي سريع و به موقع نشان مي‌دهد. اعتمادبه‌نفسش بي‌حساب است. در برابر همسرش بي‌آنكه شخصيتش را از دست بدهد زود خودش را نشان مي‌دهد. مي‌‌شود گفت شعار او اين است: «زندگي كن و بگذار زندگي كنند.»

5- سهل‌انگار


مردي كه فرمان اتومبيل را اينچنين با سهل‌انگاري در دست بگيرد نه فقط جان خود بلكه زندگي و آينده زن و فرزندانش را نيز به خطر می‌اندازد. وي مردي است راحت‌طلب و بي‌خيال در مقابل ديگران. نه تفاهم نشان مي‌دهد و نه احساس مسئوليت مي‌كند براي همسري شما مناسب است.

6- نا امید

مردي كه فرمان اتومبيل را اینگونه دردست می‌گیرد کمی بدبین است و کلا خیلی به آینده امیدوار نیست.

7- وابسته به اطرافیان

مردي كه فهرست غذاهاي رستوران را با اين ژست در دست بگيرد، ناخودآگاه نشان مي‌دهد كه اراده مستقلي ندارد و نمي‌تواند به تنهايي تصميم بگيرد. روي هم رفته ترجيح مي‌دهد ديگران برايش تعيين تكليف كنند. كار امروز را مرتب به فردا مي‌اندازد و درضمن اهل  رك و راست حرف زدن هم نيست.

8- یک شریک واقعی

مردي كه فهرست غذاهای رستوران‌ها را با اين ژست دردست مي‌گيرد نشان مي‌دهد كه براي مسائل مهم مهلت قائل  مي‌شود. قبل از انجام هر كاري مدتي طرح مي‌ريزد. تمامي جوانب كار را بررسي مي‌كند و همچنين طبعي لطيف دارد. شريك زندگي مناسبي است و مي‌داند از زندگي چگونه لذت ببرد. به عقيده ديگران احترام مي‌گذارد. در دوستي ثابت‌قدم و در عشق قابل اعتماد است.

9- خود رای و خسیس

مردي كه فهرست غذا را با اين ژست در دست مي‌گيرد، خودراي، تودار و تا حدودي از اصول رعایت عرف در اخلاقیات دور است. هرچه را كه متعلق به او باشد محكم نگه مي‌دارد و به قول معروف حتي جان به عزرائيل نمي‌دهد. در مورد پول نيز همين رويه را دنبال مي‌‌كند پس خسيس هم است. اهل مزاح نيست. همه چيز حتي شوخي‌ها هم را جدي مي‌‌گيرد. در كينه‌جويي خطرناك و در دوستي فقط نفع خود را مي‌جويد.

10- بی برنامه

مردي كه صورت‌حساب رستوران را اينطور بررسي مي‌كند به عقيده ديگران بيش از عقيده خود توجه دارد. از هدفي كه در نظر بگيرد به هيچ وجه رويگردان نمي‌شود ولي وقت‌شناس و برنامه‌ريز نيست. به زني برتر احتياج دارد تا بتواند از او يك مرد واقعي بسازد درضمن از‌ آن دسته از مردهاي است كه همسرشان هرگز نمي‌فهمد چقدر درآمد دارد.

11- زود باور و بی منطق

مردي كه فهرست غذاها را با اين ژست در دست مي‌گيرد، ساده و زودباور است  به ظاهر طرفدار منطق است ولي خود منطق سرش نمي‌شود. به طور كلي قابل اعتماد است ولي پراحساس نيست. زن‌هاي احساساتي او را تا اندازه‌اي خشك مي‌پندارند. اهل تظاهر است مثلا بي‌ميل نيست كه شما ببينيد كه حساب ميز چقدر شده.

12- دست و دلباز و کمی خودخواه

مردي كه صورت‌حساب را با اين قیافه بررسي مي‌كند فقط جمع مبلغ را مي‌بيند و همين در نظرش كافي است. چنين مردي دست و دلباز است و در هيچ موقعيتي غافلگير نمي‌شود. مي‌خواهد هميشه چيزي بيشتر از آن باشد كه نشان مي‌دهد. به جزئيات بي‌توجه است و دوست دارد ديگران تملقش را بگويند به خودش بيش از پول اهميت مي‌دهد.

13- منزوی و شکاک

مردي كه انعام پيش‌خدمت را اينطور روي ميز مي‌ريزد و به طرف پيشخدمت پرتاب مي‌كند از مردم فراري است. مايل است سایرین را از خود دور نگه دارد. در مقابل، توقع خدمتش تا دلتان بخواهد زياد است. به هر اتفاقي زود مشكوك مي‌شود و براي حفاظت از خودش خيلي تودار است.

14- متكبر و قدرت‌طلب 

مردي كه با اين ژست انعام مي‌دهد بسيار متكبر است. وابستگي به ديگران را ضعف تلقي مي‌كند. مي‌تواند با گذشت باشد اما هرگاه كه منافعش ايجاب كند، عاشق قدرت است. زني كه به عنوان همسر به خانه او برود بايد خيلي مطيع، بي‌اراده و نرم باشد و در قبال عقيده او از عقيده خود صرف‌نظر كند. بيم آن مي‌رود كه در زندگي مشترك شوهري خشن باشد و مثلا دست بزن هم داشته باشد.

15- دوست و همراه

مردي كه اينچنين انعام مي‌دهد ديگران را دوست دارد و مايل است ديگران هم دوستش داشته باشند. قدرت تحمل او گاه به اندازه‌اي است كه ممكن است به ضعف تعبير شود، اما خب این ناشی از این است که او از تنهايي گريزان است. مايل است هميشه چند نفر دور خود داشته باشد، روي دوستي او مي‌شود حساب كرد.

16- صميمي و بی محابا

مردي كه موقع دست دادن اينچنين به طرف نزديك مي‌شود صميمي، احساساتي و پرشور و شايد تا حدودي هم كنجكاو است بدون محابا وارد قلمروي زندگي خصوصي ديگران مي‌شود. در وفاداري لنگه ندارد. روشنفكر و پيشرو است منتها نه بي‌حساب.

17- دیر جوش و مردد

مردي كه با اين ژست دست بدهد مردد و بي‌تصميم، ديرجوش و مشكل‌پسند است. شايد سال‌ها طول بكشد تا با كسي گرم بگيرد. به عقيده خودش هر كاري كه مي‌كند بهترين است ولي با وجودي كه اين را مي‌داند باز ترديد به خرج مي‌دهد به همين سبب خيلي سخت تصميم به ازدواج مي‌گيرد.

18-  خون‌گرم و خوش‌صحبت

مردي كه با اين ژست دست مي‌دهد روي پاي خود ايستاده و به موفقيتش پيشاپيش مطمئن است. از تاثير خود روي دنياي اطرافش آگاه است. در مبالغه هم غلو مي‌كند با زبانش مار را از سوراخ درمي‌آورد. در مهماني‌ها سعي مي‌كند شمع محفل باشد. خونگرم، زبان‌باز و خوش‌صحبت است. در برابر چنين مردي نبايد بي‌گدار به آب زد.

19- تنوع‌طلب

مردي كه با اين ژست تلفن صحبت مي‌‌كند؛ تنوع‌طلب، بي‌صبر و سرشار از زندگي است. به هرچيز تازه رو مي‌برد. ايده‌ها و آرزوهايش  او را واميدارند كه بعضي اوقات واقعيت را فراموش كند. سرسپرده نظم و ترتيب است. عادت دارد كه بلند بلند حرف بزند.

20- مشکل پسند و حسود

مردي كه با اين ژست تلفن صحبت مي‌كند، حسود و بخيل است. نمي‌خواهد ديگران به افكار و فوت و فن‌هاي كارش پي ببرند و هرچه او را بيشتر بشناسيم سجاياي بيشتري در او كشف مي‌كنيم. در دوستي مشكل‌پسند است ولي وقتي اطمينان پيدا كند پاكباز مي‌شود. كسي كه زنش مي‌شود بايد مراقب وسوسه‌هايش باشد و در پنهان‌كاري استاد است.

21- راستگو و صادق

در نظر چنين مردي، كسي كه به ملاقاتش رفته مهم‌تر از تلفن است. او طرفدار مشاركت است و ميل دارد او و دنيا يكديگر را درك كنند. قضاوت‌هايش ممكن است توي ذوق بزند ولي صادقانه است.

22- یک پشتوانه محکم

در نظر مردي كه اينچنين به صحبت مي‌نشيند، تبادل نظر و همكاري در زندگي نقش اساسي را بازي مي‌كند. به همين دليل شريك زندگي ايده‌آلي است خود را به‌‌رغم ديگران مهم نمي‌پندارد، از مشكلات نمي‌هراسد و وجودش پشتوانه محكمي براي هر زندگي خانوادگي است.

23-  طرفدار موفقيت‌هاي برق‌آسا


به نظر مي‌آيد كه اين مرد اهل پرش از روي مانع است ولي ازدواج را يك دوي ماراتون تلقي مي‌كند. طرفدار موفقيت‌هاي برق‌آساست ولي در نتيجه، بعضي اوقات سرش به سنگ مي‌خورد. از عهده مسئوليت‌هاي مهم برنمي‌آيد. از هر چيز زود خسته مي‌شود. زياد قابل اعتماد نيست. در هر كاري آنقدر فكر و مطالعه مي‌كند كه وقت مي‌گذرد.

24- از خود راضی و جاه طلب

مردي كه با اين ژست به صحبت مي‌نشيند تنها در دنياي خود مي‌پلكد و به مسائل ديگران حتي همسرش بدون اعتناست. از او نبايد توقع حمايت داشت چون خود محتاج حمايت است. بسيار از خودراضي و جاه‌طلب است. در دنيا تنها خود را آدم به حساب مي‌آورد.

گیاهانی که هوای خانه را تصفیه می کنند

جالب است بدانید، برخی از گیاهان علاوه بر زیبایی، هوای خانه شما را نیز تمیز و تصفیه می کنند. 

پروژه هایی همچون نصب کفپوش یا نقاشی دیوارهای خانه منجر به انتشار مواد شیمیایی مضر و آلودگی هوای خانه می شوند. خوشبختانه، برخی از گیاهان آپارتمانی در پاکیزه کردن هوای خانه نقش موثری دارند. برای نتیجه بهتر، خوب است با توجه به فضای خانه و توان نگهداری، از چندین گلدان مختلف استفاده کنید. یا دست کم دو گلدان را داخل خانه داشته باشید. 

در این مطلب 10 گیاهی را انتخاب کرده ایم که نقش پررنگی در پاکیزگی و تصفیه هوای داخل آپارتمان ها دارند.

عَشَقِه

نام انگلیسی: (Hedera helix)

عَشَقِه را با نام های «پاپیتال»، «پیچک انگلیسی» و «داردوست» نیز می شناسند. این گیاه، با ساقه های نرم و بالارونده، برگ‌ های کوچک و قلبی شکل دارد و به درخت، دیوار یا هر داربست دیگری می چسبد و بالا می رود. در غیر این صورت روی زمین می‌خزد. بهترین شرایط برای رشد این گیاه، در کنار پنجره و در معرض نور خورشید است.

چه کمکی می کند: شاخ و برگ های متراکم و به هم فشرده این گیاه در جذب فرمالدئید نقش موثری دارند. فرمالدئید، یکی از رایج ترین آلوده کننده های داخلی خانه است که از رنگ های ترکیبی یا رزین های کفپوش ها متصاعد می شود.



اسپاتی فیلوم 
نام انگلیسی: (Spathiphyllum)

اسپاتی فیلوم نیز یکی از گیاهان پاک کننده هوای داخل خانه است. این گیاه زیبا با گل های سفید، برگ های همیشه سبز دارد و می تواند در نور کم نیز به زندگی خود ادامه دهد. البته باید هفته ای یکبار آن را آبیاری کرد.  همه قسمت های این گیاه سمی هستند و باید مراقب بود. گل های این گیاه اصولا در اواخر زمستان شکل می گیرند و گاهی تا 10 هفته نیز باقی می مانند.

چه کمکی می کند: این گیاه که تقریبا در بیشتر روزهای سال گلدار است، هوا را از مواد سمی VOCبنزن، مواد سرطان زای موجود در رنگ ها، واکس های مبلمان و چوب و پولیش ها تمیز می کند. این گیاه زیبا همچنین استون را نیز که توسط چسب ها، پاک کننده ها و وسایل الکترونیک متصاعد می شود را نیز جذب می کند. 



نخل راپیس
نام انگلیسی: (Rhapis excelsa)

نخل راپیس، شبیه درخت است و پرورش آسانی دارد. این گیاه زمانی طول می کشد تا به سمت بالا رشد کند اما به محض آغاز رشد، خیلی سریع بالا می رود و برگ های آن زینت بخش محیط هستند. این گیاه به نور و رطوبت کم نیاز دارد به همین دلیل، یک گیاه آپارتمانی به شمار می رود.

چه کمکی می کند: این گیاه زیبا،  آمونیاک موجود در هوا را که برای دستگاه تنفسی انسان بسیار مضر است را جذب و از بین می برد. همچنین، عناصر مضر موجود در پاک کننده ها، منسوجات و رنگ ها را نیز از بین می برد. 



سرخس بوستون

سرخس بوستون نخستین بار در دوران ویکتوریا در انگلستان رواج پیدا کرد. این سرخس با برگ های پر مانند و شمشیری بسیار زیبا است و برای نگهداری در داخل آپارتمان بسیار مناسب است. بیشتر افراد برای برگ های نیمه آویخته و انحنادار این گیاه، معمولا آن را در سبدهای آویزان قرار می دهند. این گیاه جزو یکی از بهترین تمیزکننده های هوای داخل آپارتمان است. البته از آنجا که این گیاه به رطوبت و آب مداوم نیاز داد شاید کمی نگهداری آن دشوار باشد.

چه کمکی می کند: این گیاه در از بین بردن ماده شیمیایی فرمالدئید بسیار موثر است. این ماده در چسب ها، چوب های فشرده همچون کابینت ها، چوب های چندلایه و اسباب و مبلمان خانه یافت می شود. هچنین می تواند مواد سمی همچون جیوه و آرسنیک را نیز در خاک از بین ببرد.



گیاه شمشیری

نام انگلیسی: (Sansevieria trifasciata)

گیاه شمشیری که با نام سانسویریا نیز شناخته می شود را زبان مادرشوهر هم می گویند. این گیاه در نور کم رشد می کند. هنگام شب، این گیاه درست برعکس دیگر گیاهان، دی اکسید کربن را جذب و اکسیژن متصاعد می کند. این گیاه را داخل اتاق خود قرار دهید تا شب، هنگامی که خواب هستید، اکسیژن متصاعد کند و شما استنشاق کنید.

چه کمکی می کند: این گیاه شمشیری به کم شدن میزان دی اکسید کربن موجود در هوا کمک می کند. همچنین فرمالدئید و بنزن هوا را نیز از بین می برد. 



پوتوس طلایی

نام انگلیسی: (Epipremnum aureum)
پوتوس از خانواده گل شیپوریان است. زیبایی این گیاه برای رنگ های ابلق طلایی و سفید مایل به کرم برگ های آن در ترکیب با رنگ سبز است. این گیاه بالارونده است و ساقه های انعطاف پذیری دارد. می توانید در گلدان شاخه ای قرار دهید تا گیاه را سراپا نگه دارد. یا می تواند آن را داخل گلدانی از بلندی آویزان کنید یا برگ های آن را با نخ شکل دهید.

چه کمکی می کند: این گیاه نیز فرمالدئید و همچنین مونوکسید کربن و بنزن موجود در هوا را از بین می برد. سعی کنید یکی از این گلدان ها را در ورودی یا بالای جاکفشی جلوی در خانه قرار دهید. در این مکان دود اگزوز ماشین ها تجمع بیشتری دارند و ممکن است وارد فضای داخل خانه شود.  



بگونیا وکس
نام انگلیسی: (Begonia semperflorens)

این گیاه زیبا را باید زیر نور مستقیم آفتاب قرار دهید و این گیاه چوبی مانند در طول تابستان گل های بسیار زیبای سفید، صورتی یا قرمز می دهد.

چه کمکی می کند: گیاه بگونیا در جذب و از بین بردن بنزن و مواد شیمیایی متصاعد از تولوئن که در بسیاری از چسب های مایع و برخی واکس ها موجود هستند، نقش بسیار موثری دارد.  



دراسینا با لبه های قرمز
نام انگلیسی: (Dracaena marginata)

این گیاه درختچه مانند بسیار دیر رشد می کند و دیر قد می کشد. برای رشد بهتر آن بهتر است آن را در اتاقی با سقف بلند و نور متعادل آفتاب قرار دهید و چند بار در هفته آبیاری کنید. لبه های قرمز رنگ برگ های این گیاه رنگ بسیار جالب توجهی دارند.

چه کمکی می کند: دراسینا با برگ های لبه قرمز، گازهای منتشره از زیلن، ترى كلرواتيلن‌ و فرمالدئید را کنترل می کند که از لاک و جلادهنده ها، سیلر و روغن جلا متصاعد می شوند. 



کلوروفیتوم برگ گندمی

نام انگلیسی: (Chlorophytum comosum)

این گیاه برای افرادی که خیلی در مورد باغبانی اطلاعات ندارند گزینه مناسبی است. این گیاه برگ های پوشش دهنده علف مانند و آویزان دارد و بسیار سریع رشد می کند. این گیاه با برگ های بلند سبز و سفید در تابستان گل های ستاره ای سفید و زیبا می دهد. اگر این گیاه دور از نور باشد برگ هایش سریع بلند می شوند و زیبایی آن را از بین می برند. 

چه کمکی می کند:
 این گیاه را روی ستون یا پایه قرار دهید یا در کنار پنجره آفتاب گیر آویزان کنید. این گیاه باعث از بین رفتن مولکول های بنزن و فرمالدئید هوا می شوند.

چرا هیچ‌ زنی عاشق‌تان نمی‌شود؟

گمان می‌کنید درها همیشه به روی شما بسته است و گاهی به‌خود می‌گویید، شاید این زن‌های عجیب‌وغریب، لیاقت عشق شما را ندارند. گاهی فکر می‌کنید زن‌ها عاشق مردهایی می‌شوند که حسابی فریب‌شان می‌دهند و زندگی را برایشان جهنم می‌کنند و به خود می‌گویید که «مردهای خوب همیشه تنها هستند» و براساس همین قانون نانوشته، شما هم نمی‌توانید جفت زندگی‌تان را پیدا کنید. اما شاید داستان به این تلخی هم نباشد. شاید شما هم اشتباهات ریز ودرشتی را مرتکب می‌شوید که راه را برای پیدا شدن این عشق می‌بندند. اگر می‌خواهید در خواستگاری بعدی‌تان «بله» بشنوید، یک بار دیگر خودتان را زیر ذره‌بین بگذارید. آیا شما پیش از این، چنین اشتباهاتی را تکرار می‌کرده‌اید؟

با همه چیز موافقید؟

درست است که زن‌ها تایید شدن را دوست دارند، اما آنها با مردهایی که هیچ عقیده‌ای ندارند و بدون چانه‌زدن همه حرف‌هایشان را قبول می‌کنند هم میانه‌ای ندارند. آنها دوست دارند در جریان صحبت کردن، به جای تکان دادن سر و بله گفتن، فعال باشید و با بیان عقاید‌تان، نشان دهید که در مورد موضوعاتی که دغدغه اوست، فکر کرده‌اید و نظری خاص دارید. قرار نیست با حرف‌های او مخالفت کنید، بلکه تنها نباید مثل یک عروسک کوکی، به‌جای مشارکت در بحث و بیان عقاید‌تان، سر خود را تکان دهید.

شما در دوره نامزدی برای نشان دادن مواضع‌تان فرصت خواهید داشت و شاید بعد از شکل‌گیری ارتباط، ببينید که همسر آینده‌تان هم مواضعی شبیه شما دارد اما اگر بخواهید در همان جلسه اول، ریز تا درشت اعتقادات‌تان را برایش آشکار کنید، قطعا او را از دست می‌دهید

ظاهر‌تان کار دست‌تان می‌دهد؟

بی‌توجهی یا توجه بیش از حد به ظاهر، می‌تواند اولین قرار را به آخرین ملاقات تبدیل کند. لباس‌های کهنه، نامرتب و بیگانه با هم، درست به اندازه لباس‌هایی که بیش از اندازه و بدون توجه به موقعیت آراسته هستند، می‌توانند یک زن را از شما دور کنند. مهم نیست که لباس میلیونی به تن کرده باشید یا با هزینه کمی، برای این ملاقات سرنوشت‌ساز آماده شده باشید. تنها چیزی که اهمیت دارد، این است که شرایط را درک کنید. با دختری که می‌خواهید از او خواستگاری کنید کجا قرار گذاشته‌اید؟ یک رستوران گران‌قیمت، یک کافی‌شاپ ساده؟ یا قرار است با او در حضور خانواده‌اش صحبت کنید؟ اگر شما می‌خواهید با همسر احتمالی آینده‌تان به کافی‌شاپ بروید، یک کت و شلوار مشکی با کفش‌های ورنی و پیراهن سفید، هرگز شما را دلنشين‌تر نمی‌کند و اگر می‌خواهید در حضور خانواده‌اش با او حرف بزنید، یک تی‌شرت و شلوار جین، حتی در گرمای تابستان هم لباس مناسبی برای‌تان نخواهد بود؛ پس به زمان و مکان توجه کنید و نه زیاد اشرافی باشید و نه زیاد خاکی.

زیاد حرف می‌زنید؟

این اشتباه، یکی از رایج‌ترین اشتباهات مردها در اولین ملاقات است. برخی از مردها گمان می‌کنند اگر بی‌وقفه در مورد خودشان توضیح دهند و درمورد شرایط و آرزوهای طرف مقابل‌شان سؤال کنند، او را زودتر می‌شناسند و زودتر به نتیجه می‌رسند. آنها بدون آنکه فرد مقابل‌شان بخواهد، ریز تا درشت زندگی‌شان را بیان می‌کنند و مثل بچه‌های رؤیایی، در مورد اینکه می‌خواهند زندگی آینده‌شان چطور باشد، حرف می‌زنند. اگر نمی‌خواهید یک زن را در اولین ديدار از خودتان برانید، اجازه دهید شرایطی که در آن قرار دارید، موضوع صحبت‌ها را ایجاد کند و بدون مکث کردن، کلمات‌تان را روی سرش آوار نکنید. مهم نیست حرف‌های شما چقدر جالب باشد، مهم این است که تنها کسی نباشید که در این قرار حرف می‌زند.

او را نمی‌بینید؟
بعضی مردها می‌گویند چون مثل دیگران رند و اهل حرف زدن نیستند، نمی‌توانند دل هیچ زنی را به دست بیاورند. آنها معتقدند به‌دليل خوبی و حجب و حیای‌شان همیشه تنها می‌مانند. اما زن‌ها نظر دیگری درباره آنها دارند. زن‌ها با مردهای رند میانه خوبي ندارند اما خیلی زود عاشق مردهای اجتماعی‌ای می‌شوند که آداب برقراری ارتباط را خوب می‌دانند. اگر شما در اولین قرار، چشم‌های‌تان را به کفش‌تان می‌دوزید و با صدایی که به سختی شنیده می‌شود، جملات کوتاه‌تان را بیان می‌کنید، نباید انتظار داشته باشید که یک زن عاشق شما شود. یکی از اتفاقاتی که می‌تواند شما را از اولین ملاقات پیروز بیرون بیاورد، برقراری درست ارتباط کلامی است. همسر احتمالي آينده شما که در مقابل شما نشسته، باید توجه شما را احساس کند و نگاه، بهترین ابزار نشان دادن این توجه است.

دلتان نمی‌آید خداحافظی کنید؟

شاید از نظر شما او گزینه ایده‌آلی باشد اما حتی به این بهانه هم نباید قرار را از آنچه باید، طولانی‌تر کنید. یکی از قانون‌های مهم در قرار اول، مختصر و مفید بودن آن است. شما می‌توانید شام یا ناهار را با هم بخورید یا در یک کافی‌شاپ عصرانه میل کنید،‌ اما اگر بعد از این قرار هم از او دعوت کنید که با شما به سینما بیاید یا چند ساعت بیشتر برای‌تان وقت بگذارد، احتمالا این گزینه را هم از دست خواهید داد و باز هم مجرد خواهید ماند.

از تجربه‌هاي قبلي، زياد حرف می‌زنید؟

شاید گمان کنید بیان تجربه‌های شکست‌خورده قبلی و ظلم‌هایی که در حق‌تان شده، می‌تواند شما را بهتر نشان دهد، اما واقعیت این است که زن‌ها دوست دارند تجربه‌های تلخ و شیرین قبلی‌تان را در یک چمدان بگذارید و از کوه پرتشان کنید. آنها می‌خواهند هیچ پیش‌زمینه خوب یا بد عاطفی‌ای در ذهن شما نباشد و با کسی وارد رابطه شوند که ذهنش جای هيچ‌چيز دیگری نیست. حتی اگر پیش از این بارها به خواستگاری رفته‌اید یا تجربه نامزدی شکست‌خورده‌ای را در کارنامه دارید، صحبت از این موضوعات را به بعد موکول کنید و هیچ فرشته یا دیوی را در قرار اول معرفی نکنید و از او هم نخواهید در مورد تجربه‌های قبلی‌اش برای‌تان چیزی بگوید.

نمی‌دانید کجای کارید؟

یادتان نرود که قرار اول، تنها قرار اول است. حاصل این چند ساعت، تنها یک آشنایی اولیه و سطحی خواهد بود و اگر این روز را با موفقیت سپری کنید، در ماه‌های نامزدی فرصتی برای شناخت بیشتر پیدا خواهید کرد اما اگر زنی احساس کند از همان قرار اول، احساسات‌تان را درگیر کرده‌اید و روی این آشنایی بیشتر از آنچه باید حساب کرد‌ه‌اید، از شما فاصله خواهد گرفت. پس بیش از اندازه دست و دلباز نباشید و برای اولین ملاقات، رستوران‌های گران‌قیمت را انتخاب نکنید. هدیه دادن در اولین قرار، یکی از رایج‌ترین اشتباهاتی است که باعث تنهایی این دسته از مردها می‌شود. پس حتی خرید گل و شیرینی را هم به جلسه خواستگاری رسمی موکول کنید و در این ملاقات، تنها با روی خوش سراغش بروید.

زیاد خشک یا خیلی شوخ هستید؟

بیش از حد جدی بودن شما در قرار اول به اندازه صمیمیت بیش از حد و شوخ‌طبعی نابجا می‌تواند دردسرساز باشد. یادتان نرود که شما تنها یک خواستگار هستید و هیچ دوستی دیرینه یا رابطه صمیمانه‌ای با او ندارید. پس به حریم خصوصی‌اش وارد نشوید، با احترام حرف بزنید و بیش از حد شوخی نکنید. زن‌ها، مردهای شادی که همیشه حرف بامزه‌ای برای گفتن دارند را دوست دارند، اما اگر بخواهید در شوخی‌کردن افراط کنید و مثل یک کمدین او را بخندانید، قطعا به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسید.

گربه را دم حجله می‌کشید؟

گمان می‌کنید فرد صادقی هستید و به همین دلیل هم می‌خواهید در همان جلسه اول، همه مواضع‌تان را روشن کنید و حرف‌های آخر را همان اول بزنید؟ شاید همین اتفاق دلیل تنهایی همیشگی شما باشد. اگر می‌خواهید توجه یک زن را به خود جلب کنید، نباید با بیان قانون‌های سفت و سخت‌تان در همان جلسه اول او را بترسانید. شما در دوره نامزدی برای نشان دادن مواضع‌تان فرصت خواهید داشت و شاید بعد از شکل‌گیری ارتباط، ببينید که همسر آینده‌تان هم مواضعی شبیه شما دارد اما اگر بخواهید در همان جلسه اول، ریز تا درشت اعتقادات‌تان را برایش آشکار کنید، قطعا او را از دست می‌دهید.

گوش نمی‌کنید؟

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که زنان به آن توجه می‌کنند، شنیده شدن است. آنها دوست دارند فرد مقابل‌شان به حرف‌هایشان توجه کند و از اینکه یک مرد، بی‌توجه به صحبت‌های آنها، مدام وسط حرف‌شان بپرد و حرف خودش را بزند، بیزارند. زنان دوست دارند زمانی که حرف می‌زنند، فرد مقابلشان آرام باشد و تنها با زبان بدن یا حمایت چشم‌هایش، به آنها ثابت کند که با تمام وجود به گفته‌هایش توجه می‌کند. پس سعی کنید به‌جای قطع کردن حرفش، تنها کلماتی را برای نشان دادن توجه‌تان بیان کنید و آنقدر به حرف‌هایش توجه کنید که با نشان دادن واکنش نادرست، همه چیز از بین نرود.

جای مناسبی قرار نمی‌گذارید؟

ممکن است شما قبل از این ملاقات، او را ندیده باشید و شناختی نسبت به عقایدش نداشته باشید اما اگر می‌خواهید این قرار به سرانجام برسد، باید قبل از دیدنش، کمی از فردی که او را برای ازدواج به شما معرفی کرده اطلاعات دریافت کنید؛ اطلاعاتی که به شما لااقل برای انتخاب مکانی مناسب برای قرار گذاشتن کمک می‌کند. براي مثال اگر او فردی سنتی و آبگوشت‌دوست است، از حضور در رستوران ایتالیایی لذتی نمی‌برد و اگر میانه‌ای با هنر ندارد، دعوت شما به گالری نقاشی نمی‌تواند او را خوشحال کند. سعی کنید مکان ملاقات را با توجه به شناختی که از او به دست آورده‌اید، انتخاب کنید. در بسیاری مواقع، محل قرار بهترین بهانه برای آغاز صحبت است؛ پس این بهانه را از دست ندهید.

از همسرتان طلاق عاطفی گرفته‌اید؟

برای از نفس افتادن یک عشق، نیازی نیست که اتفاق عجیب و غریبی بیفتد. نه یک خیانت بزرگ و نه یک تغییر ناگهانی، هیچ کدامشان نمی‌توانند به اندازه اتفاقات ساده روزانه، شما را از هم دور کنند. مشکلات کوچکی که شاید هر دوی شما هم از آنها بی‌خبر باشید، می‌توانند شما را حتی زیر یک سقف هم از هم جدا کنند و بدون آنکه حکم طلاق‌تان را صادر کنند، «مشترک» بودن زندگی را برایتان بی‌معنا کنند. اگر نمی‌خواهید ازدواج شما به این سرنوشت دچار شود، بار دیگر آنچه را که در زندگی‌تان می‌گذرد، مرور کنید. آیا اتفاقاتی که در ادامه از آنها صحبت می‌کنیم، پایشان به خانه شما هم باز شده‌است؟
 
 همه‌چیز را می‌شمارید؟
هر تلاشی که برای دوام زندگی مشترک‌تان می‌کنید در نظرتان یک لطف تلقی می‌شود؟ شما همه امتیازاتی که به همسرتان می‌دهید را می‌شمارید و از او توقع دارید که تک‌تک آنها را جبران کند؟ چنین تصوری می‌تواند یک زنگ خطر برای شما باشد. اگر جملاتی مثل « این بار من کوتاه آمدم!»، «امروز من خانه را جمع کردم!»، «این ماه من پول بیشتری به خانه آوردم!» و ... مدام در ذهن شما چرخ می‌زند، باید به دنبال پیدا کردن ریشه مشکلتان باشید. چه شده که شما دیگر برای این رابطه با دل و جان تلاش نمی‌کنید؟ آیا همسرتان هم چنین افکاری را به ذهنش راه داده یا به زبان می‌آورد؟ این دو دوتا چهارتا ها نشان می‌دهد شما خودتان را جدا از همسرتان و این زندگی می‌بینید و احساس می‌کنید بیش از آنکه باید برای او و این خانه انرژی می‌گذارید. اگر می‌خواهید این افکار زندگی شما را از هم نپاشد، خیلی زود دلیل حضور آنها در ذهنتان را پیدا کنید و آن را از بین ببرید.

خیال می‌بافید؟
ساختن یک زندگی خیالی در ذهنتان به معنای خیانت به همسرتان نیست. اما این تصویر می‌تواند یکی دیگر از زنگ‌خطر‌ها‌برای زندگی شما باشد. اگر گاهی از تصمیمی که گرفته‌اید پشیمان می‌شوید و گمان می‌کنید خواستگارهای قبلی‌تان می‌توانستند شما را خوشبخت‌تر کنند، باید در ازدواج‌تان به دنبال مشکل اصلی بگردید. اگر در ذهنتان همسرتان را به شکل دیگری تجسم می‌کنید و از زندگی با اویی که در خیال شما تغییر کرده لذت می‌برید، مطمئنا رابطه شما درگیر مشکلی جدی است که باید تا دیر نشده، آن را برطرف کنید. به تصاویری که در خیالتان می‌سازید فکر کنید.  آنها انتظاراتی هستند که از همسر و زندگی مشترک‌تان دارید. تا آنجا که می‌توانید برای برآورده کردن آن نیازها تلاش کنید و با همسرتان در مورد ویژگی‌هایی که شما را آزار می‌دهند، صحبت کنید. شاید این مشکل آسان‌تر از آنچه فکر می‌کنید، برطرف شود.

   از لحظه صحبت کنید نه از هرگز و همیشه

بحث‌های بین شما بیشتر شده است و دیگر برای بحث کردن، نیاز به اتفاق عجیب و غریبی ندارید؟ از شیوه آویزان کردن لباس‌ها تا نحوه گرفتن قاشق و پارک کردن اتومبیل، همه و همه می‌توانند به انگیزه‌ای برای بحث کردن تبدیل شوند؟ وقتی با همسرتان مشاجره می‌کنید، عبارت‌های «همیشه» یا «هیچ‌وقت» را به کار می‌برید و به‌جای اینکه از او بخواهید لباسش را سرجایش بگذارد، می‌گویید «چرا همیشه لباس‌هایت را اینطور می‌گذاری!» و به جای اینکه بگویید چرا صحبت مرا نشنیدی، می‌گویید «تو هیچ‌وقت به حرف‌های من گوش نمی‌دهی!»؟ اگر با این عبارات با همسرتان صحبت می‌کنید، پس دل پری از او دارید و به جای اینکه بتوانید اشتباهات گذشته‌اش را ببخشید، آنها را در ذهن‌تان روی هم انبار می‌کنید. اگر نمی‌خواهید این تصورهای انبار شده زندگی مشترک شما را از هم بپاشد، بهتر است در همان زمانی که همسرتان اشتباهی می‌کند، تنها و تنها در مورد آن لحظه با او صحبت کنید و برای حل شدن مشکل در همان زمان تلاش کنید. همین اشتباهات کوچک و ناراحتی‌های ساده با انبار شدن در ذهن شما از همسرتان یک فرد بی‌مسئولیت و بی‌عاطفه می‌سازد و توان ادامه دادن این راه را از شما می‌گیرد.

   حرف کم می‌آورید؟

وقتی بعد از 10 ساعت دوری، در پایان روز همدیگر را می‌بینید، باز هم حرفی برای گفتن ندارید؟ احساس می‌کنید با همسرتان بیگانه شده‌اید و نمی‌دانید در مورد چه باید با او صحبت کنید؟ حتی وقتی با تمام وجود از او دلگیر می‌شوید، انگیزه‌ای برای بحث کردن ندارید و با وجود اینکه خیلی از اتفاقات زندگی به مراد‌تان نیست، مدت‌هاست که حتی با هم بحث و دعوا هم نکرده‌اید؟ یادتان نرود که دعوا نکردن همیشه هم اتفاق مثبتی نیست. گاهی این سکوت می‌تواند نشانه بی‌تفاوتی شما نسبت به آینده زندگی مشترکتان باشد و این واقعیت را نشان دهد که دیگر امیدی به‌اصلاح همسرتان و زندگی مشترکتان ندارید. پس از کنار این سکوت ساده نگذرید و تلاش کنید با همسرتان از هر دری حرف بزنید؛ از اتفاقات محیط کار گرفته تا برنامه‌های تلويزیونی یا آنچه در خیابان برایتان پیش آمده. سعی کنید دلخوری‌هایتان را با او بیان کنید و بگویید نگران آینده این زندگی هستید.


   خانه دوم ساخته‌اید؟
در بسیاری از زندگی‌های مشترک، زمانی می‌رسد که یکی از 2نفر به خود می‌گوید «همسرم متوجه نیازهای من نیست و دنیای مرا درک نمی‌کند!» چنین تصوری می‌تواند این فرد را بیشتر از قبل از زندگی مشترکش دور کند و او را وادار به پیدا کردن مکان‌های امن دیگری برای فهمیده شدن بکند. عضویت در شبکه‌های اجتماعی، کلاس‌های گروهی، پیدا کردن دوستان جدید و ... همه می‌توانند راه‌هایی برای پیدا کردن گروهی از آدم‌های تازه باشند که او را بیشتر از همسرش درک می‌کنند. اگر شما هم احساس می‌کنید در زندگی مشترکتان آنطور که باید درک نمی‌شوید و دوست دارید با غرق شدن در کتاب، سفر یا گروه‌های دوستی این خلأ را پر کنید، احتمالا زندگی مشترک‌تان نفس‌های آخرش را می‌کشد. قبل از آنکه دیر شود، در مورد احساسات و افکارتان با همسرتان صحبت کنید و تلاش کنید رابطه‌تان را به روزهای اول برگردانید. هیچ چیزی نمی‌تواند جای همسرتان را بگیرد، مطمئن باشید.

   باید با هم خوش باشید نه با دیگران


ترجیح می‌دهید با دوستان یا خانواده خودتان به سفر بروید تا اینکه با همسرتان سفر کنید؟ دوست دارید وقت‌تان را به کافه‌نشینی با دوستان‌تان اختصاص دهید تا اینکه در خانه با همسرتان چای بخورید؟ اگر دیگر درکنار همسرتان به شما خوش نمی‌گذرد و نمی‌توانید هیچ تفریحی را در کنار او تجربه کنید و به معنای واقعی با او آرامش بگیرید، مشکلات شما بیش از حد جدی شده‌اند. وقت آن رسیده که دقیق‌تر به آنچه در رابطه شما و همسرتان و در زندگی مشترکتان می‌گذرد، نگاه کنید. چه ویژگی‌هایی در او و چه انتظاراتی در شما وجود دارد که نمی‌گذارد با هم خوش بگذرانید. بهتر است تا دیر نشده، در مورد آنها با هم صحبت کنید و آرام‌آرام برای پیدا کردن یک مسیر مشترک قدم بردارید.

   برنامه‌های‌تان را یکی کنید

در تمام 24 ساعت، 5 ساعت مشترک در کنار هم نیستید؟ زمانی که او می‌خوابد شما بیدارید و زمانی که او تلويزیون می‌بیند، شما در یک اتاق در بسته اینترنت‌گردی می‌کنید؟ آخر هفته که شما وقت آزاد دارید او به کارهایش می‌پردازد و وقتی شما به خانه دوستان یا فامیل می‌روید، او کار دیگری را برای انجام دادن انتخاب می‌کند؟ این جدایی برنامه‌ها یک اتفاق ساده نیست که بتوانید به راحتی آن را توجيه کنید. این نشانه‌ها به شما می‌گوید که میل تنظیم برنامه‌هایتان با توجه به شرایط دیگری را از دست داده‌اید و دیگر از وقت گذراندن با او لذتی نمی‌برید. اگر هنوز هم برای زندگی مشترکتان ارزش قائلید، این نشانه‌ها را جدی بگیرید و با همسرتان در این مورد صحبت کنید. برای مدتی هم که شده، وقت خواب، بیداری، کار و تفریح‌تان را با هم هماهنگ کنید و سعی کنید به این برنامه پایبند بمانید.

پیش نیازهای استقلال از خانواده

با مدرنتر شدن زندگی، سبک زندگی بسیاری به کلی زیر و رو شده است؛ از واردشدن رایانه و گوشی های همراه هوشمند و اینترنت گرفته تا تحصیلات بالات رو شغل های متنوع تر و زندگی های مستقل از خانواده. جوانان امروز، پدیده ای را به وجود آورده اند به نام زندگی مستقل، زندگی مجردی یا هر اسمی که بخواهید روی آن بگذارید اما این سبک زندگی، خیلی وقت نیست در ایران، در بین جوانان رواج یافته است. 

تا همین چند سال پیش، اغلب جوانان با خانواده های خود زندگی می کردند تا زمانی که ازدواج می کردند و خود زندگی خانوادگی تازه ای را تشکیل می دادند و همراه با همسرشان و بعد فرزندان، به زندگی ادامه می دادند.

در پاسخ به اینکه چرا جوانان به زندگی مستقل روی آورده اند، عوامل بسیاری را می توان برشمرد؛ امکان تحصیل در مقاطع بالاتر و در شهرهای دیگر، کار و درآمد و در نتیجه استقلال مالی، استقلال مالی بیشتر در بین دختران، مدرن شدن زندگی د ر کشور، سخت تر شدن شرایط ازدواج و ...

دلیل آن را هر چه بدانیم و هر دیدگاهی که نسبت به آن داشته باشیم، خواه مثبت و خواه منفی، این واقعیتی گریزناپذیر است که باید بدان پرداخت و به جوانان کمک کرد در چنین سبک تازه ای از زندگی که الگوهای کمی برای آن دارند، موفق تر و سالم تر باشند.

از جمله، بسیار مهم است یک جوان قبل از اینکه تصمیم بگیرد زندگی مستقلی داشته باشد، بداند برای این سبک زندگی، دقیقا چه چیزهایی را باید فراهم کند. این نوع از زندگی چه ویژگی هایی دارد و خود را برای چه چیزهایی باید آماده کند. 

بدون شناخت صحیح از یک سبک زندگی، احتمال اینکه در آن دچار دردسر شویم بیشتر است. باید دیدگاهی واقع بینانه داشت و برای آن آمادگی کافی را به دست آورد.

استقلال مالی

برخی فراموش می کنند یکی از شرط های مهم در زندگی مستقل واقعی، استقلال مالی است. بسیاری از جوانانی که به طور مستقل از خانواده خود زندگی می کنند، به خصوص کسانی که به عنوان دانشجو به شهری دیگر رفته اند و در خانه ای مجزا و نه خوابگاه، زندگی می کنند، تحت حمایت مالی خانواده خود هستند. در چنین شرایطی نمیتوان گفت من مستقل زندگی می کنم. مستقل شدن، حق و حقوقی را برای شما به همراه می آورد اما به این شرط که مسئولیت های آن را هم بپذیرید.



توانایی نه گفتن


اگر دوست دارید مستقل زندگی کنید و در حال برنامه ریزی برای آن هستید، بدانید در آینده ای نه چندان دور، به شدت به این توانایی نیاز پیدا خواهید کرد. وقتی با خانواده زندگی می کنید، حضور خانواده، خود به خود، باعث می شود برخی خواسته ها را از دیگران نشنوید اما همین که مستقل شدید، دوستانی سر و کله شان پیدا می شود که انتظارات و خواسته های تازه دارند. می خواهند با شما بمانند، می خواهند مدتی خانه خود را در اختیار آنها قرار دهید و ... 

باید بتوانید برای خود چارچوب هایی را تعیین کنید. بدانید که به چه کسانی اجازه ورود به این حریم جدید را خواهید داد و تا چه حدی، خواسته های آنها را خواهید پذیرفت. برنامه خود را فراموش نکنید و نگذارید وقت شما را بقیه برنامه ریزی کنند. 

خودتان باید کنترل امور را دردست داشته باشید، برنامه مشخصی داشته باشید و به آسایش، امنیت و حریم خصوصی خود فکر کنید. نکات زیر می تواند در این زمینه کمکتان کند:

1- چارچوب های خود را از حالا مشخص کنید: برگه ای بردارید و مشخص کنید چه چیزهایی را در خانه خود پذیرا خواهید بود و چه چیزهایی را نه. شاید در آینده، تغییراتی در این لیست به وجود بیاورید اما در شروع، به شما کمک میکند موقعیت های پیش آمده، سریع تر تصمیم بگیرید.

2- برنامه مشخصی داشته باشید: بدانید قرار است به چه کارهایی برسید و برای چه کارهایی وقت بگذارید. اگر آنها را از اول مشخص نکنید، ممکناست بعد از چند ماه متوجه شوید به هیچ کاری نرسیده اید.

3- نه گفتن را در موقعیت های مختلف امتحان و تجربه کنید: گاهی از همین حالا به برخی از درخواست ها، حتی اگر می توانید آنها را بپذیرید، جواب منفی بدهید. واکنش اطرافیان را در برابر پاسخ منفی بشنوید و ببینید چقدر می توانید آنها را تحمل کنید. باید توانایی خود را در این زمینه بالا ببرید.

4- شاید لازم باشد حتی در مورد دوستانی که به خانه تازه خود دعوت خواهیدکرد فیلترهایی قائل شوید: یک بار با دقت به دوستان خود نگاه کنید و ویژگی های آنها را به یاد بیاورید. لازم نیست به همه اعلام کنید قرار است مستقل زندگی کنید. دست کم، نه از روز اول. از همان ابتدا، خود را با انبوهی از افراد و خواسته های احتمالی روبرو نکنید. وقت برای خبر دادن زیاد است.



توانایی مدیریت وظایف یک خانه
شاید به نظر خیلی بدیهی برسد. خب معلوم است وقتی در یک خانه زندگی می کنید، همه کارها برعهده خودت است اما دانستن آن با تجربه کردن آن فرق دارد. بسیاری از افرادی که در خانه والدین یا خوابگاه زندگی کرده اند، شاید هیچ وقت حواسشان به بسیاری از کارها نبوده است: بیرون بردنزباله ها، شستن سرویس های بهداشتی، پرداخت قبض ها، رسیدگی به گلدان ها، گردگیری خانه، خرابی لوله ها، سوختن لامپ ها و بسیاری موارد دیگر که همیشه، انجام می شده اند، بدون اینکه از آنها خبردار شوید.

اما هنگامی که در یک خانه تازه زندگی می کنید، وقتی خودتان مسئول همه چیز هستید، ناگهان با انبوهی از مسئولیت ها روبرو می شوید. در این مورد باید واقع بین باشید.

* در مواردی، لازم است مهارت های خود را بالا ببرید. یاد بگیرید کارهای ساده مانند تعویض لامپ ها را خودتان انجام دهید. ممکن است نه کسی را برای این کارها پیدا کنید و نه بعد در زندگی مستقل بخواهید هزینه زیادی برای این قبیل کارها بپردازید.

* در مواردی که ممکن است به کمک نیاز داشته باشید، مانند موارد تعمیری، یا مواردی که ممکن است بخواهید کسی را به کار بگیرید، مانند استخدام یک تمیزکار، راهکارهای لازم را بلد باشید. بدانید به چه کسی باید مراجعه کنید، میزان معمول دستمزدها را بشناسید و کارهایی را که باید در این رابطه خودتان شخصا انجام بدهید، بدانید.



مدیریت مالی

درزندگی مستقل، توان مدیریت مالی بسیار مهم است. خرج خانه به خوراکی ها و پول شارژ محدود نمی شود. خیلی از هزینه ها، درست مانند وظایف اداره یک خانه، ممکن است به چشم شما نیامده باشند. مهم است بین درآمدی که دارید و هزینه های زندگی خود تعادلی برقرار کنید تا دچار مشکل نشوید.

1- میزان دقیق درآمدخود را بدانید: اگر کار پاره وقتی است یا به صورت پروژه ای کار می کنید و درآمد ثابتی ندارید، میزان متوسط و حداقل آن را بدانید.

2- هزینه های معمول و هزینه های فصلی و غیرمنتظره را حساب کنید: می توانید یک ماه ریز هزینه ها را یادداشت کنید تا حدودی از هزینه ها را داشته باشید. معمولا هزینه مواد غذایی، شوینده ها، رفت و آمد، شارژ ساختمان، قبض ها و مواردی از این دست، هزینه های معمولی هستند که باید در نظر داشته باشید.

3- همیشه مقداری پس انداز برای شرایط پیش بینی نشده داشته باشید.

4- اگر دچار مشکل مالی شدید، با خانواده خود در میان بگذارید: کمک گرفتن در شرایط خاص، نشانه ضعف شما یا کم آوردن در زندگی مستقل نیست. بهتر است با کمک آنها چاره ای پیدا کنید تا اینکه به دردسرهای بیشتری بیفتدی.



حس هایی که سر و کله شان پیدا می شود


تنها زندگی کردن، شما را در موقعیتی قرار می دهد که ناگهان ممکن است با حس هایی روبرو شوید که قبلا در خود سراغ نداشته اید. البته، می تواند احساس آرامش، استقلال و ماندن آن را به دنبال داشته باشد اما در عین حال، به دلیل اینکه دیگر خانواده یا هم اتاقی ها مانند خانه والدین یا خوابگاه در اطرافتان نیستند، ممکن است احساس کنید زیادی تنها هستید.

برخی دچار این احساس می شوندکه هیچ کس دوستشان ندارد. دچار احساس کنار گذاشته شدن می شوند.

* بهتر است خودتان را برای چنین حس هایی آماده کنید. بدانید طبیعی هستند و زمان می برد تا یاد بگیرید چطور به خوبی از عهده آنها بربیایید.
* اطلاعات خود را افزایش دهید و سعی کنید راهکارهایی داشته باشیدتا به این حس ها زیاد دچار نشوید و اگر هم شدید، بتوانید آنها را مدیریت کنید. می توانید از تجربیات دیگرانی که مستقل زندگی کرده اند استفاده کنید.

* دوستان مطمئن پیدا کنید که در چنین شرایطی به شما کمک کنند.

* ارتباط خود را با خانواده قطع نکنید و از جریانات خانه آنها باخبر باشید. خود را برای مهمانی هایشان برسانید و به خودتان فرصت دهید احساس تعلق به خانواده را در خودنگه دارید.



برنامه ریزی داشته باشید
احتمالا برای زندگی خود برنامه هایی دارید. چیزهایی هست که به آنها علاقمندید، مهارت هایی هست که می خواهیدبه دست بیاورید. شاید بخواهید پول پس انداز کنید، یا مهارت های زبانی خود را تقویت کنید. شاید کتاب های زیادی هست که می خواهید بخوانید یا فیلم های زیادی هستند که می خواهید ببینید. شاید بخواهید بدن خودرا تقویت کنید یا در یک رشته ورزشی مهارت های خود را بالا ببرید. شاید به یک رشته هنری علاقه دارید و رویای ترتیب دادن یک نمایشگاه را در سر می پرورانید.

ممکن است آرزوهای زیادی داشته باشید. برنامه هایی فراوان که خیال کنید به محض مستقل شدن وقت و آزادی کافی داشتن، به همه آنها خواهید رسید اما فراوانند جوانانی که بعد از چند سال زندگی مستقل، هنوز به هیچ یک از آرزوهای خود نرسیده اند. حتی تلاشی هم برای آن نکرده اند. دلیل اصلی آن هم بدون برنامه بودن و اسیر احساس های منفی شدن است.

1- بدانید چه می خواهید. هدف نهایی تان در هر حوزه ای چیست؟

2- برای رسیدن به هدف، چه مراحلی را باید طی کنید؟ سعی کنیدآنها را دقیق روی کاغذ بیاورید.

3- زمان بندی کنید. اگر برای رسیدن به هر مرحله، زمانی را مشخص نکنید، چشم باز می کنید و می بینید ماه ها گذشته است اما هیچ اقدامی نکرده اید. به خصوص، وقتی وارد زندگی مستقل می شوید با انبوهی از کارها و مسئولیت های تازه و حس های منفی که ممکن است تجربه کنید، اصلا بعید نیست زمان را از دست بدهید.

4- برای رسیدن به مرحله های کوچکی که تعیین کرده اید به خودتان پاداش بدهید. هر چه این قدم ها کوچکتر باشند، احتمال اینکه زودتر به آنها برسید بیشتر است. بنابراین، زودتر به پاداش خود می رسید، حتی اگر این پاداش یک تیک زدن در برنامه تان باشد. در این صورت، انگیزه بیشتری برای ادامه و رسیدن به هدف خود خواهید داشت.



مراقب تغذیه خود باشید
اغلب جوانانی که تنها زندگی می کنند، با مشکلاتی در زمینه تغذیه دست و پنجه نرم می کنند. بخش زیادی از هزینه های آنها، به خریدن غذای آماده اختصاص می یابد. میزان استفاده از میوه و سبزیجات پایین می آید و تنقلات و خوراکی های مضر جای آنها را می گیرد.

* برای خودتان برنامه غذایی داشته باشید: برای مصرف فست فودها و غذاهای آماده حد و مرزی قائل شوید.

* غذاهای ساده را بیاموزید: سعی کنید غذاهایی درست کنیدکه هم در مدت زمان کوتاهی آماده می شوند، هم برای بدن سالم تر هستند.

* مراقب میزان شیرینی و تنقلاتی که مصرف می کنید باشید: گاهی، خوردن تنقلات و شیرینی جات، به وسیله ای برای پر کردن تنهایی تبدیل می شود چون هم خوشمزه و لذتبخش است و هم فرد را مشغول نگه می دارد.

* خوراکی های سالم را در دسترس خود قرار بدهید: خشکبار خام، دانه های مغذی، حبوبات پخته شده، میوه های خرد شده، سالادها و مانند آن، می توانند مواد غذایی ساده، در دسترس و سالمی برای مشغول نگه داشتن شما باشند.