روشهای سالم افزایش وزن

گاهی وقتها علی رغم رعایت نکاتی مانند فعالیت ورزشی مناسب و مصرف و سوزاندن ...ناگهان ممکن است دچار اضافه وزن گردید
 
این تعجب آور نیست که غذاهایی سر شار از سرخ کردنی‌ها و دسرهای شیرین و الکل‌ها و نیز وعده‌های غذایی حجیم چاق کننده هستند و همینطور این طبیعی است که اگر دریافت کالری بیش از سوزاندن آن باشد هم، سبب افزایش وزن می‌گردد.اما چیزی که مهم است این است که علی رغم رعایت نکات بهداشتی، مانند محاسبۀ میزان کالری دریافت شده و مصرف و سوزاندن آن، فعالیت ورزشی مناسب و نهایتاً رعایت سبک زندگی به نحوی که شما هرگز اضافه وزن و یا چاقی نداشته باشید ناگهان بنا به دلایلی ممکن است دچار اضافه وزن گردید که حتی نمی‌توانید باور کنید که چه اتفاقی افتاده؟
حال در ذیل به پنج دلیلی که ممکن است این افزایش وزن را به دنبال داشته باشد اشاره می‌نمائیم:
 1- فقدان خواب مناسب:
در افرادی که از خواب مناسب و کافی برخوردار نیستید سیستم فیزیولوژی وبیومکانیکال بدن به نحوی خواهد بود که سبب افزایش جذب و ذخیره چربی در بدن می‌گردد. از طرف دیگر بعضی ها برای اینکه بتوانند شب را براحتی یا به زودی بخوابند به خوردن غذای بیشتر یا میان‌ وعده هایی پر کالری می‌‌پردازند که آن نیز سبب تجمع کالری و باز هم افزایش وزن می‌‌گردد. ضمن اینکه علائمی‌از خستگی زودرس، چرتهای روزانه و تحرک پذیری بیش از حد خواهند داشت.
بکوشید خواب مناسب در حدود 8 ساعت در روز داشته باشید.
شبی 15 دقیقه زودتر به تخت خواب خود بروید، ورزش را بیشتر و منظم انجام دهید تا اینکه کم کم خواب شما بیشتر و منظم تر گردد.
 2- استرس:
یکی از دلایلی که در افزایش وزن می‌‌تواند مؤثر باشد استرس روزانه برای تلاش بیشتر برای درآمد بیشتر و یا درگیری‌های روزمره ای و... همگی سبب افزایش ترشح هورمونهای وابسته به استرس مانند کورتیزول، لپتین و... می‌گردد که همگی از نظر بیوشیمی‌ایی سبب تجهیز بدن برای مقابله به سوخت بیشتر می‌گردد و نهایتاً تجمع وافزایش کالری را بدنبال خواهد داشت در حالی که مصرف آن متناسب با افزایش نیست و سبب ذخیره و چاقی در ناحیه شکم می‌گردد. از طرف دیگر افرادی که تحت استرس قراردارند با خوردن موادی سرشار از کربوهیدرات وشیرینی احساس بهتری پیدا می‌کنند و علت آن نیز به سبب ترشح بیشتر سروتونین درمغز و اثر آرامش‌بخش آن می‌باشد. لذا پزشکان توصیه می‌کنند این افراد باید تحت انجام روش‌های آرامش دهنده و ورزش منظم قرار گیرند.
 3- دریافت دارو:
مصرف بعضی داروها که جهت درمان بیماری هایی همچون افسردگی، دیابت، اختلالات سایکوز، تشنج، میگرن و فشارخون استفاد می‌شود سبب افزایش وزن نیز می‌گردد.گر چه بعضی داروها خود مستقیماً اثری بر چاقی ندارند، برای مثال داروهای ضد افسردگی به دلیل بهبود وضعیت بیمار سبب افزایش میل بیمار به خوردن می‌گردد که نهایتاً منجر به افزایش وزن می‌شود و یا بعضی داروها سبب تجمع آب در بدن شده و افزایش وزن موجود به دلیل وزن آب اضافی موجود در بدن می‌باشد.
به هر حال داروهای ذیل در ایجاد افزایش وزن مؤثر شناخته شده است:
    * استروئیدها
    *
      داروهای ضد افسردگی
    *
      داروهای ضد سایکوز
    *
      داروهای ضد تشنج
    *
      داروهای ضد فشار خون
    *
      داروهای دیابتی
    *
      داروهای سوزش سردل
در نهایت سلامتی جسمی ‌و روحی شما گاهی به افزایش مختصر وزن برتریت دارد گر چه با رعایت رژیم غذایی و ورزشهای منظم روزانه نیز می‌توان آنرا کنترل نمود.
شایعترین بیماری که سبب افزایش وزن می‌گردد هیپوتیروئیدی است که با علائمی ‌همچون کاهش اشتها، افزایش خواب و خستگی زودرس، افزایش وزن، صدای خشن، عدم تحمل سرما و سر درد نمایان می‌گردد و نادرترین بیماری که سبب افزایش وزن می‌گردد سندرم کوشینگ است که بدلیل افزایش بیش از حد کورتون در بدن می‌باشد که البته گاهی نیز دریافت بیش از حد کورتون ها هم مشکل فوق را ایجاد می‌کند. در هر صورت فراموش نکنید که حتما در خصوص بیماری و یا عدم مصرف داروهای خود با پزشک مشورت نمائید و صرفاً برای کاهش وزن داروی مصرفی خود را قطع نکنید. .
 4- یائسگی :
دلیل دیگری که ممکن است سبب افزایش وزن گردد یائسگی در زنان می‌باشد که به دلیل کاهش فعالیت و نیز کاهش هورمون های زنانه، اشتها در این افراد افزایش یافته و نیز به افسردگی مستعد گردیده و کم خواب نیز می‌گردند که همه عوامل فوق در چاقی زنان در این سن می‌تواند مؤثر باشد. در واقع کاهش استروژِن سبب می‌گردد تا چربی های اضافی در شکم و در قسمت میانی بدن بیشتر ذخیره و نمایان گردد.
امّا در صورتیکه زنان یائسه، از یک رژیم غذایی سالم و برنامۀ منظم ورزشی بهره ببرند همچنین به میزان کافی ویتامین D و کلسیم دریافت کنند براحتی می‌توانند با چاقی و اضافه وزن خود مبارزه  نمایند و از بدنی سالم و وزنی مناسب برخوردار گردند.

  نکاتی در مورد زندگی

ارایه مطلب زیر تلاش برای جلوگیری از وقوع اختلافاتی است که به سبب آن امروزه راهروهای دادگاه خانواده مملو از جمعیت است . پس به امید آنکه شما را هرگز در آنجا ملاقات نکنیم توجه شما را به چند نکته انسانی که حاصل بررسی مواد حقوقی و خلاصه مسایلی است که معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستیم ، جلب می کنیم

▪ اگر از گذشت ، صبر و بردباری در خود نشانی دارید به سراغ ازدواج بروید . زمانی برای شروع یک زندگی مشترک تصمیم بگیرید که از استقلال و توان کافی خود برای اداره یک خانواده جدید مطمین هستید

زمانی را برای جاری شدن صیغه عقد مطلوب بدانید که از خواست ها و نگرش های یکدیگر باخبرید و می دانید که هر دو هدفی مشترک را دنبال می کنید . برای رسیدن به این شناخت ، مدتی به یکدیگر فرصت دهید

▪ در این دنیای بزرگ هیچ دو نفری مانند هم نیستند . تفاوتهای بارز میان دو خواهر و یا دو برادر که هر دو زاده یک مادر و پدر هستند ، خود گویای این مسیله است بنابراین مبنای تفاهم را معیارهای اصلی و اساسی برگزینید . توقف و ایستادن بر اصول فرعی یکدیگر چندان کمکی به بهبود روابط زناشویی نخواهد کرد

▪ قبل از ازدواج به مسیله اعتیاد به طور جدی بیندیشید و از عدم اعتیاد همسرتان به هر گونه مواد مخدر اطمینان کامل حاصل کنید . نگذارید امید به ترک کردن و یا ترک دادن سبب شروع یک زندگی پُرمشکل شود

برای داشتن زندگی خوب و توأم با آرامش ، به شیوه زندگی انتخابی خود عشق بورزید . چشم وهم چشمی ، حسادت و تجمل پرستی ، بار سنگین زندگی های امروز را از دوش هیچ زوج جوانی بر نداشته است به راستی که کم کردن توقعات ، گنجینه ای بزرگ برای ساختن آینده یک زوج جوان است

▪ تجربه بارها و بارها ثابت کرده که زوجی موفق و سربلند هستند که در کشاکش زندگی در کنارهم ، یارهم هستند در کنار هم در شادی ها می خندند و در سختی و رنج ها با هم به جنگ مشکلات می روند . اشتباهات یکدیگر را می بخشند و موفقیت های یکدیگر را جشن می گیرند ، براستی زن و شوهرهایی که به جای در کنار هم بودن ، مقابل یکدیگر می ایستند و زندگی می کنند ، نه زندگی ، که نبردی سخت می کنند.

▪ به یاد بسپارید که گفتن کلمات محبت آمیز، ذکر محسنات یکدیگر و یادآوری اینکه همسرتان را دوست می دارید و به وجودش در کنارتان افتخار می کنید ، کلمات یا جملات مختص دوران آشنایی و اوایل ازدواج نیستند . انسانها نیاز به شنیدن مهر یکدیگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان می گذرد را صادقانه به زبان آورید که خود یکی از عوامل مهم در بقای زندگی زناشویی است

▪ بد نیست اگر بدانیم استفاده از تجربیات و نظریات دیگران مترادف با دخالت آنها در زندگی زناشویی ما نیست ؛ چه بهتر اگر تجربیات گذشتگانمان را سرمشق کنیم و خود کاشف شادی های دیگر باشیم

اگر در برخی مسایل با یکدیگر اختلاف نظر دارید هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نکنید . در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصری واحد و جدایی ناپذیرند که حرفشان و قولشان یکی است

▪ دوستی سرلوحه بهترین نوع رابطه هاست که نه در شناسنامه و نه در هیچ جای دیگر ثبت نمی شود ، اما عمیق و بی پیرایه است . بهترین والدین همانهایی هستند که با فرزندانشان دوست و رفیق اند . بهترین زوجها نیز آنانی هستند که قبل از این که به یادشان بیاید که زن و شوهر یکدیگرند ، بدانند که دوست هم هستند . رابطه صمیمانه و خالصانه توأم با درک و حفظ احترام همدیگر ، شاید یکی دیگر از عوامل مهم تضمین کننده بقای یک زندگی است

▪ سر و صداها را به آرامش تبدیل کنید هیچ چیز مانند سر و صدای فرزندان خانواده روزی آرام در خانه را خراب نمی کند . کسانی که این مورد را تجربه کرده اند ، دقیقاً متوجه منظور ما می شوند.

تمام والدین ، مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها ، پرستاران و مراقب های کودکان و خلاصه کسانی که در جریان درگیریها و سر و صداهای آنها قرار می گیرند، می خواهند که یک بار و برای همیشه آرامش را برقرار کنند. و به همین دلیل خود مستقیماً وارد بحث و جدل آنها می شوند . اما این امر به دو دلیل سبب تشدید درگیری ها می شود .

▪ دخالت خود در آشوب ها وضع را از آنچه که هست بدتر می کند. مثلاً اگر دو فرزند شما در حال بحث باشند و شما خود را درگیر آن بحث نمایید یا خیلی سریع عکس العمل نشان دهید، نه تنها با مشکل درگیری و بحث های آنان ، بلکه با عوارض واکنش های خود ( از قبیل فشار خون بالا، افکار منفی ، احساسات آشفته و در هم ) نیز مواجه می شوید. هنگامی که وارد درگیری های فرزندان خود می شوید گویا به آنها اعلام جنگ کرده اید . این رفتار بحث و درگیری را از کنترل خارج و موجب بزرگ کردن مسایل کوچک می شود

▪ هنگامی که وارد بحث ها و درگیری ها می شوید ، در واقع مشوق آن به نظر می رسید و با ارایه الگویی سست ، پیامی اشتباه را به فرزندان خود منتقل می کنید. در مجموع وقتی با رفتار خود چیزی خلاف آرامش را نشان می دهید چگونه می توانید از آنان تقاضا کنید که " آرامش " را برقرار کنند؟ در این گونه موارد واکنش شما ، آنان را ترغیب می کند که در این درگیری شما را وارد جبهه خود ( علیه جبهه مقابل ) نمایند. درگیری های درونی و عکس العمل های شما آتش این جنجال ها را شعله ورتر می سازد

● راهکار

اگر به عنوان وظیفه این جنجال و درگیری را به آرامش تبدیل کنید، در واقع آتش آن را خاموش کرده اید . در حقیقت رابطه ای میان بی طرف ماندن و ایجاد آرامش از سویی ، و قدرت تحمل درگیری دیگران را داشتن از سوی دیگر ، وجود دارد

بدیهی است که بارها یا خواسته اید یا مجبور بوده اید در این مسابقات روزمره ی سروصداها و درگیری ها دخالت کنید تا آنان را به اتحاد و یگانگی ، راهنمایی و غایله را به صلح ختم نمایید. این موردی است که بیشتر اوقات پیش می آید ، به همین دلیل ابتدا باید ( به جای پافشاری بر این امر که زندگی باید به کام ما باشد ) بپذیریم که این امر می تواند راهی به سوی زندگی آرام تر باشد وقتی که سر و صداها را به صلح تبدیل می کنید ، در واقع در چنین شرایطی ، الگویی برای عدم شرکت در درگیری ها و عدم بروز عکس العمل به حساب می آیید . اگر بتوانید قدری از درگیری های فرزندان دور بمانید و با آن کنار بیایید ، آنها خیلی سریع این روش را خواهند آموخت

شکیبایی را بیاموزید

شکیبایی در فرهنگ ما صفت مشخص پرورش یافته ای نیست. ما حتی نسبت به شکیبایی هم بی حوصله می شویم. ما کردار و پاسخ را همین حالا می خواهیم. می خواهیم بی درنگ زندگیمان تغییر کند. شهرت را همین حالا می خواهیم. این حقیقت را ندیده می گیریم که اگر خواهان عمل صحیح، پاسخهای درست و تغییر دایم هستیم، بایستی صبر کنیم. چیزهایی از قبیل تجزیه و تحلیل دقیق، ملاحظات اندیشمندانه و مشاوره آرام، زمان می خواهد این امر به ویژه در مورد عشق صادق است. ما دوستان کامل همرا ه با روابط دلخواه و در اسرع وقت می خواهیم و اگر این امید بی درنگ برآورده نشود، بدون اینکه توجهی به زمان، تحمل و استقامت داشته باشیم آماده ترک روابط می گردیم. شکیبایی مستلزم اشتیاق ، تحمل رنج، حوصله و مداومت در روزگار سختی است که پاداش آن در استحکام تعهدات ، صبر است. صبر اساس کیفیت همیشگی شدن روابط است

رنجشهای کوچک ، همچون طاعونی عشق را نابود می سازد

اتفاقات بزرگ به ندرت مانعی در سر راه عشق می شوند , مسایل کوچک و بی اهمیت ، بیشترین ضربه را می زنند . زن دوست دارد خمیر دندان را از وسط فشار دهد ، مرد آدم مرتبی است می خواهد خمیر دندان را از ته فشار بدهد و مصرف کند هر چند این عمل کمی آزار دهنده است ، ولی نباید آن را تهدیدی جدی برای روابط خانوادگی دانست

مرد هنگامی که از محل کار به منزل بر می گردد ، دوست دارد لباسهایش را روی صندلی بیندازد و زن از او می خواهد که آنها را آویزان کند و منظم باشد . زن دوست دارد برنامه منظمی داشته باشد ، شبهای خاصی مهمانی بروند و فقط آخر هفته مهمان بیاید ، اما مرد دوست دارد هر وقت دلش خواست بیرون برود و هیشه آماده پذیرایی از مهمانها باشد. مرد دوست دارد ، تعطیلاتش را هر سال در همان جای قبلی بگذراند و زن می خواهد مکانهای تازه ای ببیند و اتفاقات متفاوتی را شاهد باشد

هیچ یک از این اختلافات نمی تواند اساس به هم ریختن یک رابطه شود ، اما جالب توجه است بگوییم که این مسایل کوچک تا چه اندازه تشدید کننده است و می تواند در نهایت به اختلافاتی چاره ناپذیر تبدیل شود جالب اینجاست ، که همیشه دو نفر با تمام نیرو برای غلبه بر مشکلات اصلی تلاش می کنند ، ولی سرانجام مشکلات کوچک آنان را مغلوب می سازد ؛ چیزهای بی اهمیتی که فرصت وخیم تر شدن یافته است

عاقلانه است هرچند یک بار خانه دل را از مسایل پیش پا افتاده و کوچک که اگر متوجه نباشیم به اژدهایی آتشین تبدیل خواهد شد پاکسازی کنیم.

 اغذاهایی که سلامت كودك را تهدید می كنند!!

آیا می دانید بسیاری از غذاها هستند که سلامتی کودک شما را تهدید می کنند و حتی مادران از آنها آگاهی ندارند.
دندان های کودک تا سن ۴ سالگی قادر نیست، مواد غذایی را کاملاً خرد کند، بنابراین مواد غذایی کوچک یا سفت را که جویدن آنها مشکل است به کودک ندهید ، زیرا ممکن است باعث خفگی او شوند.
 امکان خفه شدن با مواد غذایی
 دندان های کودک تا سن ۴ سالگی قادر نیست، مواد غذایی را کاملاً خرد کند، بنابراین مواد غذایی کوچک یا سفت را که جویدن آنها مشکل است به کودک ندهید ، زیرا ممکن است باعث خفگی او شوند. بسیاری از غذاها می توانند باعث خفه شدن کودک شوند، مگر اینکه شکل و ترکیب آنها را تغییر دهید. مثلاً کره بادام زمینی به تنهایی باعث خفگی خواهد شد، ولی مخلوط کردن آن با شیر و یا مالیدن آن بر روی تکه ای نان تُست نه نان معمولی ( که باعث می شود کودک خوب آن را بجَوَد ) امکان خفگی را کاهش می دهد.
 سوسیس، حبه های انگور و سایر میوه ها و سبزی های خام بایستی به تکه های خیلی کوچک تقسیم شوند. تکه های گرد سوسیس ، هویج و حبه های انگور به علت گرد بودن به راحتی باعث خفگی می شوند.
 کودک در هنگام غذاخوردن باید بنشیند، راه نرود یا ندود.
همیشه هنگام غذاخوردن کودک، کنار او باشید، چون در هنگام خفه شدن، کودک نمی تواند شما را صدا کند.
مواد غذایی زیر باعث خفگی می شوند، مگر اینکه شکل آنها را تغییر دهید :
۱) سوسیس
۲) تکه های بزرگ گوشت
۳) ماهی استخوان دار
۴) کره بادام زمینی
۵) آجیل
۶) میوه های سفت مثل سیب خام
۷) حبه های انگور
۸) سبزیجات سفت مثل هویج
۹) حبوبات
۱۰) آب نبات های سفت یا کوچک
۱۱) آدامس
۱۲) ذرت بو داده
 خرابی و پوسیدگی دندان ها
غذاهای کربوهیدرات دار ( شیرین ) که به سطح دندان می چسبند ، به راحتی باعث پوسیدگی دندان می شوند. کودک بعد از مصرف اینگونه غذاها باید دهان خود را با آب بشوید یا دندان های خود را مسواک کند تا امکان خرابی دندان کاهش یابد. نگذارید کودکتان مُدام چیزی بخورد یا نوشیدنی شیرین بنوشد تا زمان تماس مواد غذایی با دندان ها کاهش پیدا کند. برای جلوگیری از پوسیدگی دندان، کودک بایستی مواد فلوراید دار استفاده کند. از ۶ ماهگی تا ۶ سالگی، اگر آب محل زندگی کودک کمتر از ۳/۰ PPM فلوراید دارد، باید یک محلول فلوراید دار اضافی مصرف کند.
یبوست
این مشکل در بین کودکان شایع است. اگر رژیم غذایی کودک دارای فیبر کافی متناسب با سن او باشد، از یبوست جلوگیری می شود. به همراه فیبر غذایی ، باید به مقدار کافی آب و مایعات نیز مصرف شود.
تعدادی از مواد غذایی که برای رفع یبوست مناسب هستند شامل :
▪ آلوی پخته
▪ انجیر تازه یا خیسانده در شیر یا به شکل کمپوت و مربای انجیر
▪ خاکشیر
▪ گلابی با پوست
▪ آناناس
▪ انواع برگه میوه ها مثل خیسانده برگه هلو یا زردآلو
▪ خشکبار مثل انجیر خشک ، آلوی خشک و کشمش
▪ آب پرتقال
▪ انگور
▪ تمشک
▪ طالبی
▪ روغن زیتون
▪ پیاز پخته
▪ تره
▪ چغندر
▪ گوجه فرنگی
▪ شاه توت رسیده
▪ توت فرنگی
▪ خربزه
▪ خوردن سیب با پوست به هنگام خواب و خوب جویدن آن
▪ نان سبوس دار و حبوبات مخصوصاً لوبیا.
چاقی 
کاهش وزن در کودکان چاق ۲ تا ۷ ساله توصیه نمی شود، زیرا کودک برای رشد و تکامل طبیعی نیاز به دریافت کافی مواد مغذی دارد و در صورت کم خوری ممکن است دچار کمبود مواد مغذی شود. اگر کودک دچار اضافه وزن است، بایستی در همان وزن باقی بماند تا به اندازه کافی قدش رشد کند و بعد از اِتمام دوران بلوغ رژیم بگیرد. فعالیت بدنی کم، اصلی ترین عامل بروز چاقی در کودکان است. روزانه حداقل ۶۰ دقیقه تحرک بدنی برای کودک لازم می باشد.
برای جلوگیری از چاقی : 
▪ کودک نباید پرخوری کند.
▪ کودک خود را وادار به غذا خوردن نکنید.
▪ وعده های غذایی و میان وعده ها را سرساعت معین در هر روز به او بدهید.
▪ مقدار کافی و مناسب از واحدهای غذایی را مصرف کنید.
▪ میان وعده ها را با دقت تمام انتخاب کنید تا پرکالری و فاقد ارزش غذایی نباشند.
▪ مصرف آب میوه ها را کاهش دهید، زیرا هر چند که دارای مواد مغذی هستند، کالری زیادی نیز دارند.
▪ به عنوان جایزه به کودکتان مواد خوراکی پُرکالری ندهید.
▪ کودک خود را تشویق کنید تا روزانه فعالیت بدنی داشته باشند.
▪ سعی کنید بچه ها کمتر وقت خود را صرف تماشای تلویزیون و بازی با کامپیوتر کنند.

آیا می شود شادی را اندازه گرفت؟

● مقدمه

همه ما می خواهیم شاد باشیم، اما معیار و مقیاس شادی چیست؟ آیا می توان شادی و رضایت خاطر را اندازه گرفت. لرد لایارد استاد اقتصاد در مدرسه علوم اقتصادی لندن و مولف کتاب شادی- درس هایی از علم جدید می گوید که شادی همیشه مفهومی بیش از حد مبهم بوده است. اکنون دانشمندان می گویند واقعا می توانند شادی را اندازه بگیرند. دانشمندان علوم اعصاب لذت را اندازه می گیرند. آنها می گویند که شادی چیزی بیشتر از مفهوم مبهم یا یک حالت خلقی است، شادی امری واقعی است.

● اندازه گیری شادی

دانشمندان علوم اجتماعی شادی را صرفا با پرسیدن از افراد در مورد اینکه چقدر شادند، اندازه می گیرند. این بحث مطرح بوده است که آنچه یک شخص درباره شادی و خرسندی خودش می گوید با آنچه دوستان و حتی غریبه ها ممکن است در صورت مورد سوال قرار گرفتن بگویند تطبیق می کند. اغلب افراد هنگام مورد سوال قرار گرفتن می گویند که نسبتا شاد و خرسندند.

پروفسور دینر از دانشگاه ایلینویز می گوید که علم شادی براساس ایده ای ساده است به قول او ، گرچه ممکن است احمقانه به نظر رسد، اما ما از افراد می پرسیم شاد بودن خود را از 1 تا 7 یا از 1 تا 10 ارزیابی کنند و نکته جالب این است که این نوع پرسش جوابهای واقعی بدست می دهد که معتبرند. این پاسخ ها کامل نیستند، اما معتبرند و براساس آنها می توان امور واقعی در زندگی این افراد را پیش بینی کرد.

در یک نوع اندازه گیری دیگر حتی سعی می شود تا میزان شادی افراد در طول روز در مکان های مختلف ارزیابی شود. در ارزیابی لحظه به لحظه بوم شناختی از کامپیوترهای دستی استفاده می شود. با شخص در جاهای مختلف تماس برقرار می شود و یک پرسشنامه برای او فرستاده می شود تا پر کند. پروفسور دینر می گوید: این اندازه گیری کامل نیست، اما فکر می کنیم از جهات مختلف به همان دقت اندازه گیری هایی باشد که اقتصاددانان به کار می برند.

● قدرت شادی

به نظر می رسد که شادی دارای خواصی تقریبا جادویی باشد. شواهد علمی حاکی از آن است که شادی به عمر طولانی ، سلامتی ، بهبودی و کارکرد بهتر منجر می شود. دانشمندان به مقایسه میزان شادی گزارش شده افراد و مجموعه عوامل دیگر مثل سن ، جنس ، وضع تاهل ، مذهب ، سلامتی ، درآمد ، بیکاری و... می پردازند. بررسی های متعدد در مورد گروه های بزرگ افراد همبستگی میان شادی و برخی عوامل دیگر را نشان داده اند. در حال حاضر دانشمندان رابطه سببی میان این عوامل را نمی توانند ثابت کنند، مثلا اینکه آیا افراد به علت شاد بودن سالم ترند یا برعکس به علت سالم تر بودن شادند.

روان شناسان توانسته اند ارتباطات بسیار محکمی را میان شادی این عوامل بیابند. به گفته پروفسور دینر شواهد بیانگر آن است که افراد شاد نسبت به افراد افسرده طول عمر بیشتری دارند. به گفته او در یک بررسی ، تفاوت طول عمر میان شادترین گروه و ناشادترین گروه 9 سال بود. کشیدن سیگار می تواند چند سالی از عمر شما کم کند، یعنی حدود سه سال. اگر خیلی سیگار بکشید تا 6 سال از عمرتان کم می شود. در هر حال 9 سال تفاوت به خاطر شادی تاثیر بسیار بزرگی است.

● ثروتمندتر اما نه شادتر

به گفته پروفسور دینر ، یک کلید واحد برای شادی وجود ندارد، بلکه مجموعه ای از عناصر در این مورد تاثیر دارند. اولا خانواده و دوستان نقش تاثیرگذاری در این مورد دارند. هرچه ارتباطات شما با اطرافیان تان گسترده تر و عمیق تر باشد، حال شما بهتر خواهد بود. حتی پیشنهاد شده است که دوستی می تواند ما را از میکروب ها حفاظت کند. مغز ما بسیاری از مکانیسم هایی را در بدن ما کنترل می کند که مسیول دفاع از بدن هستند.

درست همان طور که استرس می تواند باعث بروز بیماری در فرد شود، تصور بر این است که دوستی و شادی می تواند اثر محافظتی داشته باشد. بر اساس پژوهش ها در مورد شادی ، دوستی بطور میانگین نسبت به میزان درآمد یک شخص معمولی اثر بسیار بیشتری در مورد احساس شادی دارد. پروفسور اسوالد اقتصاددانی در دانشگاه وارویک فرمولی دارد تا محاسبه کند فرد به چه مقدار پول اضافی نیاز دارد تا جبران نداشتن دوستان را کند. پاسخ 50هزار پوند است.

● عوامل موثر در احساس خوشبختی و شادی

▪ ازدواج:

به نظر می رسد ازدواج نیز در احساس خوشبختی نقش داشته باشد. بر اساس پژوهش ها اثر ازدواج 7 سال افزودن به طول عمر مردان و حدود 4 سال به طول عمر زنان است.

▪ داشتن معنایی برای زندگی:

عنصر تاثیرگذار دوم داشتن معنایی برای زندگی است، داشتن عقیده ای بزرگتر از علایق خود فرد. معنایی که ممکن است از مذهب ، روحانیت یا فلسفه ای برای زندگی ناشی شود.

▪ داشتن اهدافی در قالب ارزش های درازمدت:

که نه تنها شما برای تحقق آنها تلاش می کنید بلکه آنها را لذت بخش هم می یابید. روانشناسان استدلال می کنند که ما نیاز داریم از طریق داشتن مجموعه ای از اهداف که کار کردن در جهت آنها برای ما جذاب است و تواناییها و استعدادهایمان را برای آنها به کار می اندازیم، به رضایت خاطر دست یابیم.

● ناخرسندی

البته چیزهای بسیاری هم در زندگی وجود دارند که می توانند ناخرسندی های طولانی مدتی را به بار آورند. پروفسور دینر در این رویداد ، کلیدی را که می تواند تاثیرات درازمدتی به جای بگذارند یادآور می شود.

به دنبال از دست دادن همسر ممکن است سال ها طول بکشد تا فرد دوباره به سطح پیشین خرسندی و شادی بازگردد.

رویداد دوم از دست دادن شغل است که می تواند حتی در صورتی که فرد بعدها به کار بازگردد، تا سال ها تاثیر ناراحت کننده خود را بر روان فرد حفظ کند.

اما اگر عبوس و ناراحت به دنیا آمده باشید، آیا همیشه ناراحت باقی خواهید ماند؟ درباره این پرسش که آیا واقعا می توانیم از دانش مان در مورد چیزهایی که ما را شاد می کند، استفاده کنیم تا میزان شادی مان را به طور دایم بالا ببریم؟ بحث داغی میان روان شناسان در جریان بوده است.

به نظر مارتین اسلیگمن از دانشگاه پنسیلوانیا تا حدی امکان دارد که ما در طیف حد زیستی شادی مان را با انجام کارهایی به سمت بالا حرکت دهیم. به گفته او ، حداکثر کاری که ما با احساسات مثبت می توانیم انجام دهیم این است که به افراد کمک کنیم در حد اوج این طیف زندگی کنند. بنابراین می توانیم حدود 10 تا 15 درصد اعمال نفوذ انجام دهیم اما نمی توان یک آدم غرغرو را گرفت و او را بدل به یک آدم خوش خنده کرد.

 مد و لباس و چند پرسش؟

حدود سه ماه پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم افتتاحیه سومین جشنواره بین المللی زنان سرزمین من، جشنواره ای که طی چند سال گذشته با برگزاری نمایش های زنده لباسهای اسلامی، ایرانی توانسته است مخاطبان زیادی به خصوص در میان زنان کشور را به خود جلب کرده و نمادی از حرکت فرهنگی دولت نهم در بحث توسعه فرهنگ عفاف و حجاب باشد، وظیفه اصلی این وزارتخانه را در این بخش تعیین چارچوبهای مد و لباس ویژه بانوان ایرانی دانست و این وظیفه را از وظایف کمیته ساماندهی مد و لباس در معاونت هنری و هدف اصلی تصویب آیین نامه ساماندهی مد و لباس اعلام کرد و اکنون پس از گذشت چند ماه از آن سخنان، نمایشگاه مد و لباس که طی 4 روز در محل نمایشگاه های بین المللی تهران با تصویب و حمایت همه جانبه معاونت هنری این وزارتخانه برگزار گردید.

گویا این نمایشگاه نمودی بود از چارچوبهای وزارت ارشاد برای لباس بانوان ایران اسلامی ولی بنابر آنچه که از نمایشگاه مد و لباس در سطح افکار عمومی و بازدیدکنندگان بر می آمد و هر فردی پس از مشاهده این نمایشگاه بر آن معترف بود، فضای نه چندان اسلامی آن با نمایش لباس ها و مانتوهای آنچنانی و با قیمتهای سرسام آورو البته با فضایی مناسب افراد مرفه نشین، همراه با تجملات بوده هر چند این مسیله از نگاه خبرنگاران و گزارشگران رسانه ها نیز دور نماند و مطالب مختلفی از جنبه های نه چندان اسلامی آن در رسانه ها منعکس شد ولی هنوز سیوالات بسیاری همچنان بی پاسخ ماند.

اینکه ملاکها و معیارهای کمیته ساماندهی مد و لباس برای برگزاری جشنواره های مد و لباس چیست و اینکه آیا نظارتی از سوی این کمیته صورت می گیرد و یا خیر و آیا واقعا ملاک وزارت ارشاد از توسعه فرهنگ حجاب آن چیزی است که در نمایشگاه مد و لباس ارایه شده است یا خیر؟

همچنین صفار هرندی در آن سخنان، علت اصلی رویکرد بانوان به لباسهای خارجی را آسان، ارزان و در دسترس بودن این لباسها دانسته بودند و بر ارایه لباسهای مناسب، متناسب، و قابل دسترس برای مردم تاکید نمودند ولی اینکه اکنون معاونت هنری این وزارتخانه با برگزاری نمایشگاه مد و لباس در پی ارایه لباسهایی با معیارهای مطرح شده از سوی وزیر ارشاد است یا خیر؟ سیوال دیگری است که هنوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خصوصا معاونت هنری این وزارتخانه و مسیولان کمیته ساماندهی مد و لباس پاسخی به آن نداده اند.

هر چند که سیوالات بسیاری در افکار عمومی با برگزاری این نمایشگاه شکل گرفته است ولی نمی توان بر اهمال این وزارتخانه در عدم ارایه الگوهای مناسب پوشش چشم پوشید. همچنانکه تعدادی از اعضا کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در گفتگو با ایسنا از عدم چشمگیر بودن فعالیتهای این کمیته اذعان داشته اند. هنوز این کمیته نتوانسته است شرایط حضور طراحان داخلی و تولید انبوه لباسهای اسلامی موفقیتهای مشهودی داشته باشد.

ولی نکته مهم در این میان نظارت بر برگزاری نمایشگاههای مد و لباس است. به گفته فرحناز قندفروش دبیر جشنواره زنان سرزمین من برخوردهای وزارت ارشاد در این رابطه دوگانه است. وی معتقد است مسیولان برگزاری نمایشگاه مد و لباس دو ماه قبل از اینکه طرحهای لباسهای آنان به وزارت ارشاد ارسال شود، اعلام کردند که مجوز برگزاری نمایشگاه را از وزارت ارشاد اخذ کرده اند در حالی که مجوز جشنواره سوم بین المللی زنان سرزمین من یک روز مانده به برگزاری آن در تابستان امسال صادر شد و این در حالی است که از شش ماه قبل درخواست برگزاری سومین دوره را به وزارت ارشاد ارسال شده بود.

نکته دیگر آنکه در حالی که جشنواره زنان سرزمین من در سه سال گذشته با برگزاری جشنواره های بین المللی که حضور طراحان بیش از سی کشور اسلامی را در رقابت با طراحان لباسهای اسلامی ایرانی داخل کشور را اجرا نموده است صدور مجوز با عنوان اولین نمایشگاه مد و لباس از سویی کمیته ساماندهی مد و لباس هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد.

نکته آخر توجه این وزارتخانه و معاونت هنری آن به لزوم پرداختن به محتوای کار، یعنی سرو سامان دادن به وضعیت پوشش های مناسب و زیبا و در خور شأن زنان کشور است و همانطور که وزیر ارشاد از زنان کشور ایران به واسطه تحمل و بردباری در برابر آنچه که وی از آن به برخی ناملایمات در این عرصه نامید، عذرخواهی نمود و از اینکه زنان کشور نمی توانند لباس متناسب برای خود را پیدا کنند اظهار ناراحتی کرد، معاونت هنری این وزارتخانه نیز حداقل می توانند در خصوص ابهاماتی که از این نمایشگاه در اذهان عمومی ایجاد شده است پاسخی ارایه نماید.

 روح خلاقه ، اقیانوس ایدهای خلاق

● این ایده ها مال تو نیست

در مبحث خلاقیت سوالی کلیدی وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه می شود. زمانی که خلاقیت و تفکر خلاق مطرح می شود انچنان تعدد تکنیکها و متدها و روشها میدان را شلوغ می کند و فضای مهییج یافتن و طرح ایده های نو و خلاقانه همه جا را تحت تاثیر قرار می دهد که برخی زوایا و ابعاد خلاقیت گم می شود یا حداقل از نگاهها پنهان بماند. یکی از این سوالات این است که نوآور ایده ها را از کجا می آورد؟

ابتدا به دیدگاههای متخصصان تفکر نگاهی می اندازیم. بر اساس تعاریف موجود، خلاقیت "متعارف" را می توان چنین تعریف کرد: فرآیندی که در طی آن یک نیاز، شناخته می شود، تبیین می گردد و به شیوه ای جدید که شاید تا به حال به کارگرفته نشده است، رفع می گردد (مسیله حل می شود). به عبارت دقیق تر، آنچه به صورت متعارف به نام خلاقیت می شناسیم، قلب فرآیندی است که آنرا به عنوان فرآیند حل مسیله می شناسیم. فرآیندی که در طی آن، مسیله، شناخته می شود، تبیین می گردد و به روش نوینی به پاسخ می رسد. این حل مسیله به روش نوین را خلاقیت گویند.در گذشته، خلاقیت را که نتیجة انجام عمل تفکر خلاق بود، نوعی عمل پست و سیر قهقرایی می دانستند و در واقع انجام تفکر خلاق و در نتیجه ایجاد خلاقیت را سیر نزولی و در خدمت نفس بر می شمردند. اما نظریه های جدید، خلاقیت را بر خلاف گذشته قهقرایی نمی داند و آنرا عملی بسیار مفید تلقی می کند. به عنوان مثال سیلوانو آریتی خلاقیت را به عنوان "سنتز سحرآسا " شرح داده است. وی عبارت "فرآیند سوم" را برای ایجاد وجه تمایز آن با فرآیندهای پست (ناخودآگاه) و ثانویه (منطقی و خردگرا) به کار می برد و "رولامی" عقیده دارد فرآیندهای خلاقیت، غیرعقلانی نیستند بلکه فوق عقلانی اند.

"استین " (1974) خلاقیت را بر مبنای این دو عامل چنین تعریف می کند: خلاقیت، فرآیندی است که نتیجه آن، یک کار تازه ای باشد که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایت بخش مقبول واقع شود. "آمابیل " (1983، 1990) فاکتور دیگری را به فاکتورهای شاخص عمل خلاق می افزاید و اینکه عمل خلاق از طریق اکتشاف انجام می گیرد نه از طریق الگوریتم. (الگوریتم، عمل قانونمندی است که برای رسیدن به جواب، راه روشن و مشخص را طی می کند در حالی که اکتشاف، تقریباً راه معین و از پیش تعیین شده ای ندارد.) بر این اساس، یک شیمی دان که زنجیرة ترکیبی شناخته شده ای را به همان گونه برای ترکیب تازه ای که در قبل نبوده است طی کند، کار خلاقی انجام نداده است، هر چند کار او مفید و با ارزش باشد. این در مورد هر کار دیگری از هنری گرفته تا علمی نیز صادق است. مایر " (1983) و "وایزبرگ " (1986، 1995) تعریف ساده و روشنی از خلاقیت ارایه داده اند: خلاقیت، توانایی حل مسایلی است که فرد از پیش آنها را نیاموخته است. به عبارت دیگر زمانی که فرد، راه حل تازه ای را برای مسیله ای که با آن مواجه شده است به کار برد، خلاقیت شکل می گیرد. بر این اساس, ممکن است پاسخی ثابت، برای فردی پاسخی خلاق، و برای دیگری پاسخی غیر خلاق، تلقی گردد. با توجه به موضوعات فوق، به طور خلاصه فاکتورهای شناسایی یک کار خلاق را می توان چنین برشمرد:

1) نو و تازه بودن کار

2) تناسب و ارزش

3) داشتن حالت کشفی (مکاشفه ای) نه الگوریتمی...

فرآیند خلاقیت معمولا از چهار بخش عمده تشکیل می شود:

▪ آماده سازی و تدارک: جایی که بیشتر کار انجام شده است.

▪ تفکر و فعالیت مغزی: جایی که مسیله را با ضمیر ناخودآگاه خود حل می کنید.

▪ واقعی سازی: که در آن ایده یا ایده ها به سمت شما می آیند.

▪ بکاربستن: که در آن ایده خود را در محیط خارج بکار می بندید.

متخصصان تفکر که الزاما با توجه به میدان و حوزه ای که در آن هستند بر مبنای تجربه، عقل و منطق تیوری های خود را ارایه می دهند، پس از گذر از تعاریف معمول به جایی اشاره می کنند که ایده ها از ان می آیند و سپس خلاقیت را بر اساس آن فرآیند دریافت و ظهور ایده ها تعریف می کنند. در واقع آنها خاستگاه و سرچشمه ایده ها را اندیشه و ذهن فرد خلاق نمی دانند بلکه ذهن را تنها جایگاه جاری شدن یا پذیرش ایده ها می دانند. در خصوصیاتی هم که برای فرد خلاق ذکر می کنند اشاره دارند که خلاق کسی است که از بینش برخوردار است. او آنچه را که هیچ کس تا به حال ندیده و نشنیده می بیند و می شنود و به هستی ارایه می کند. خلاق درواقع کسی است که از خود چیزی ندارد و مجرایی بیش نیست. او نه در گذشته زندگی می کند و نه برای آینده. او فقط در لحظه و برای این لحظه زندگی می کند. این لحظه همه چیز است. او فردی است خودانگیخته. فرد خلاق باورهای زیادی را یدک نمی کشد او فقط حامل تجربه های خویش است. فرد خلاق نمی تواند راه رفته را طی کند بلکه باید خود، در میان جنگل های انبوه زندگی راه را بیابد؛ باید تنها گذر کند... کسی که چنین زندگی می کند هر لحظه در حال خلق خواهد بود و این همان معنی واژه خلاق است. این جمله را هم از گوته - شاعر آلمانی- نیز به بیانی دیگر به این حقیقت اشاره می کند و می گوید: در مورد همه نوآوری ها و خلاقیت ها یک حقیقت ساده وجود دارد؛ از همان لحظه که شخص تصمیم به انجام کاری نو می گیرد، امدادهای غیبی به کمک او می آیند.

در حقیقت می توان فرآیند خلاقیت را فرآیند صید و تجلی ایده ها دانست که فرد خلاق نقش صیاد و پروراننده را ایفا می کند اما ایده ها از او نیست بلکه از تنها چشمه خلاق جهان می جوشند و بر این اساس شاید پاسخ به این سوال که نوآور ایده را از کجا می اورد این باشد که هذا من فضل ربی

● روح خلاقه ، اقیانوس ایدهای خلاق

خلاق یکی از اسامی خداوند است و به معنی بسیار خلق کننده، آفریننده، آفریدگار و... در لغت نامه دهخدا معنا شده است. در اصطلاح، خلاق به کسی می گویند که در موقعیت های لازم و ضروری، در برخورد با مسایل، راه حل هایی مؤثر و کاربردی برای حل مسایل و رفع موانع ارایه می کند اما در این فرصت ما به تعریف دوم که از نگاه تفکری به موضوع نگریسته نمی پردازیم بلکه می خواهیم کمی به بنیانهای ریشه ای تر خلاقیت و آفرینش نگاهی بیندازیم.

ارتباط خلاقیت و شهود ارتباطی غیرقابل انکار است . دلایل و نشانه های بسیاری بر این ارتباط صحه می گذارد. روش توفان فکری که یکی از روشهای اصلی در تفکر خلاق است در واقع ایجاد فضایی برای بارش ایده ها در جمع و صید و جمع آوری آنهاست. ایده هایی که بر ذهن افراد گروه می بارند و این روش سعی می کند هیچ ایده ای را ازدست ندهد و بالعکس فضایی برای حضور ایده های بیشتر فراهم کند. رسیدن ایده ها به دانشمندان، هنرمندان و شاعران و نویسندگان نیز چیز جدید نیست. همه آنها از الهام و شهود می گویند و انان که خالق آثار شاهکاری بوده اند اذعان می کنند که تنها مجرایی برای تجلی ایده ای بودند که به آنها رسید. در واقع اکثر انان به بیانهای مختلف از برخورد با شعور بینهایتی گفته اند که ریشه اصلی بروز و خلق آن شاهکار بوده است.

بارش ایده ها را می توان در همین تصویر و رخداد طبیعی شناخت. در تمثیلی روح خلاقه به ابری تشبیه شده است که منبع اصلی آفرینندگی است.

روح خلاق را در انسان مانند توده متراکمی از ابر غلیظ تصور کن. این ابر، چشمه قدرت آفرینندگی است. عصاره همه قدرت هایی که در آسمان ها و زمین است در این ابر نهفته و این ابر خود نهفته در انسان است. روح آسمان در این ابر نورانی حمل میشود و خورشید و ماه و ستارگان وجودِ انسان در آن مستترند. هر چیزی که به هر نحو در ارتباط با این ابر خلاق قرار گیرد و با قدرت آفریننده آن در تماس باشد، بارور و فعال و دگرگون میشود. و هرگاه دعاها و قصدها و کلام انسان، و رؤیاها و آرزوهای او بتوانند از این ابر خلاقه تغذیه کنند، به تحقق میرسند... بدون تماس با این ابر خلاقه، هیچ خواستهای به تحقق نمیرسد و هیچ قصدی سرانجام نمییابد...

می توان گفت برخورد یک هنرمند با این ابر یا بارش قطراتی از ان بر وی یک اثر هنری ماندگار و شاهکار را می آفریند و اگر این بارش بر ذهن یک دانشمند ببارد منجر به ارایه راه حلها و تیوریهای بدیع و کارای علمی می گردد. در زمین اندیشه شاعر به شعر و عبارات موزون بدل می شود و در قلم نویسنده کتابی بی بدیل خلق می کند.

در الگوگیری از خلاق ترین ها که همان اولین و بزرگترین آفریننده است در می یابیم که خلاق حقیقی و هر روز در کار جدیدیست. او ساختارشکن ترینهاست. او رویاهای خود را اندیشیده و جهان را آفریده. تحقق رویاهای او که به تجلی و اشکاری بیشتر حضور و وجودش منجر می شود فرآیند خلق و آفرینش پی در پی و مداوم است. آفریدن و خلق یکی از اصلی ترین ویژگی های این جهان و خالق آن است و طبیعت، کاینات و همه موجودات در این سیر تبدیل و خلق مدامند. از دیدگاهی زندگی انسان نیز دارای چنین ویژگی کلیدی است. هر انسانی با ماموریتی خاص و ویژه امده که باید طی زندگی در این جهان آن را محقق کند. طرحی الهی و نقشه ای بدیع که رسالت هر فرد متجلی کردن و آفریدن آن است. این دیدگاه می گوید اگر خلاق نیستی برای چه هستی؟ اگر کاری تازه نخواهی کرد، اگر شاهکاری منحصر به فرد نخواهی زد برای چه آمدی؟ برای نشخوار و مصرف و مرگ تکرار و روزمرگی؟

در این نگاه خلاقیت زمانی موثر است و در جهتی کارآمد خواهد بود که به تحقق اهداف متعالی زندگی منجر شود. به جز این حتی اگر نتیجه این خلق هم محصولی بدیع باشد اما جاودانه، پایدار و برکت یافته نخواهد بود. این دیدگاه توصیه می کند که برای کشف و تحقق طرح الهی باید زندگی کرد و همه امکانات و استعدادها و برنامه ها را به سمت شناخت و کشف و سپس تحقق آن جهت داد.

با استفاده از همان تمثیل ابر و باران تصویر زندگی هر انسان را می توان این طور تصور کرد. هر انسانی برای این آمده تا بذر درخت منحصر به فرد خود را که همان طرح و نقشه الهی است بیابد و با کاشتن و پرورش آن محصولی به جهان عرضه کند که یگانه و استثنایی باشد. تنها همان فرد می تواند این درخت را بکارد و به محصول برساند. بذر آن، روش کشف و کاشت آن، پروراندن و نگهداری از آن و در نهایت میوه آن مانند اثرانگشت صاحبش تک نسخه و یگانه است. حال بارشهای روح خلاقه را می توان به آبی تشبیه کرد که پای این درخت ریخته می شود و به رشد و به ثمر رسیدن آن منجر می گردد. اگر فرد بارشهایی را که دریافت می کند به مصرفی جز تحقق طرح الهی برساند و در به جایی جز مسیر رسیدن به درخت راهبرد کند بذر آن طرح یا هرگز یافت نمی شود یا اگر یافت شده باشد و در زمین زندگی هم کاشته شده باشد از بی آبی خشک خواهد شد و خواهد مرد.

خصوصیات افراد خود ساخته

در این مقاله 16 خصوصیت از افراد خودساخته را برایتان عنوان می کنیم. فرد خود ساخته اینجا به معنی فردی است که درصدد واقعیت دادن به توانایی های خود است.

بعد از اینکه تک تک این خصوصیات را به دقت مطالعه کردید، به نسبت میزان نزدیکی که به هریک از خصوصیات دارید، به خود نمره 1 تا 10 بدهید.

نتیجه ای که به دست می آورید نمایش شهودی نقاط ضعف و قدرت شما در حرکت به سمت به واقعیت کشاندن توانایی های فردیتان است.

وقت بگذارید و به این فکر کنید که واقعاً چرا در برخی خصوصیات قوی تر از بقیه هستید. چه چیز باعث شده که برای فلان خصوصیت نمره بالایی بگیرید؟ برای اینکه نمره هر خصوصیت را در خودتان بالاتر ببرید، چه باید بکنید؟ بالاترین نمره ای که می توانید به دست آورید 160 است. شما چقدر به این عدد نزدیک هستید؟

1) فرد خود ساخته درک کارامدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری می کند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایین ها را بپذیرد وتفاوت آنرا تشخیص دهد.

2) پذیرش خود، دیگران و طبیعت. فرد خود ساخته واقعیت را همانطور که هست می بیند و مسیولیت آنرا نیز به گردن می گیرد.

3) فرد خود ساخته در کارهای خود سادگی، طبیعیت و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آنطور که دیگران تصور می کنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی می رسد انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است: چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمی کند دیگران را آزار دهد، و برای خوبی ها ارزش و احترام قایل است.

4) مشکل محوری. فرد خود ساخته کسی است که شدیداً روی مشکلات خارج از خودش تمرکز می کند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش می کند.

5) جدایی و نیاز به حریم خصوصی. با وجود همه دغدغه های او برای جامعه، فرد خود ساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمانهایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق می شود، لذت می برد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمی بیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به تنهایی کافی است.

6) خودمختاری، استقلال از فرهنگ و محیط. فرد خود ساخته قادر است به تنهایی تصمیم بگیرد و به تنهایی کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.

7) طراوت همیشگی. فرد خود ساخته از ساده ترین و طبیعی ترین چیزها احساس لذت می کند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست به همین خاطر همیشه به تماشای آن می رود. هنوز هم از انجام بازی های دوران کودکی خود لذت می برد.

8) تجربه عارفانه، عالی ترین تجربه. فرد خود ساخته همیشه تجربیاتی دارد که باعث می شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان می بینند و تصور می کنند که در یک برهه از زمان بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.

9) حس همبستگی. فرد خود ساخته نسبت به همه مردم احساس دارد. از آدم هایی که در اطرافشان وجود دارد آگاهند و نسبت به آنها حساسند.

10) ارتباطات میان فردی. فرد خود ساخته ارتباطات میان فردی عمیق تر و شدیدتری نسبت به سایر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوست داشتنی دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولاً دوستان کمی دارند اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.

11) ساختار شخصیتی دموکراتیک. فرد خود ساخته به برابری انسانها معتقدند، اینکه هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و نقاط ضعف خاص خود را دارد.

12) تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد. فرد خود ساخته تفاوت بین راه و هدف، خوب و بد را می دانند و آنها را طوری با هم اشتباه نمی گیرند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران شود..

13) حس شوخ طبعی فلسفی یا غیرخصومت آمیز. فرد خود ساخته از شوخی لذت می برند. دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند اما نه به قیمت دیگران. آنها بااینکه می توانند خیلی جدی باشند، اما افرادی خوش طینت به نظر می رسند.

14) خلاقیت. فرد خود ساخته می توانند شدیداً خلاق باشند. خلاقیت خود را می توانند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیالپردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.

15) مقاومت دربرابر فرهنگ پرستی، برتری هر فرهنگ خاص. هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و می تواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند طوریکه خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.

16) نواقص فرد خود ساخته. افراد خود ساخته، افرادی هستند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل فردی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستی هایی دارند و همیشه چیزهای تازه ای برای یاد گرفتن و راه های تازه ای برای رشد وجود دارد.. فرد خود ساخته بااینکه با خود خیلی راحت است اما هیچوقت دست از تلاش برنمی دارد.

 قارچ

با توجه به نياز مبرم بدن انسان به پروتئين و به منظور تغيير الگوي مصرف غير گوشتي اين قارچ مي تواند جايگزين مناسبي از نظر تامين پروتئين خانواده باشد. جهت طبخ ، قسمت صفحه اي قارچ را از ساقه جدا نموده و در تهيه انواع غذاها از آن استفاده مي کنند که عبارتند از :
1- کباب قارچ با طعم قلوه :
ابتدا قسمت صفحه اي قارچ را با مقدار کمي روغن مايع چرب نموده و کمي نمک و فلفل به آن اظافه ميکنيم. سپس روي سيم طوري پهن کرده و با حرارت ملايم گاز و يا زغال به مدت کوتاه کباب مي کنيم.
2 - کباب قارچ با طعم جوجه کباب :
ابتدا قسمت صفحه اي قارچ را با مقدار کمي روغن مايع ويا چربي گوسفند چرب نموده و کمي نمک و فلفل ، پياز رنده شده بعلاوه آبليمو به آن اظافه مي نماييم و سپس با حرارت ملايم گاز ويا زغال کباب مي کنيم.
3 - شينسل قارچ با طعم مرغ سوخاري :
تخم مرغ را خوب هم زده صغحه قارچ را در آن مي غلتانيم سپس با پودر سوخاري آغشته کرده و به مدت نيم ساعت در همين حالت نگه مي داريم و بعد داخل روغن به اندازه اي که رنگ آن طلايي شود سرخ مي کنيم و در صورت عدم دسترسي به پودر سوخاري ، آرد سفيد ، زردچوبه ، نمک و فلفل و تخم گشنيز سائيده شده را با هم مخلوط کرده بجاي پودر سوخاري از آن استفاده کرد.
4 - خوراک قارچ :
دو عدد سيب زميني متوسط را خرد کرده با روغن تفت مي دهيم قبل از سرخ شدن مقدار 300 گرم قارچ و دو عدد فلفل دلمه اي را داخل آن ريخته تفت کامل مي دهيم و مقداري پياز داغ و زرد چوبه و نمک و فلفل و يک قاشق غذا خوري رب گوجه فرنگي به آن اظافه مي کنيم و بعد 3 عدد تخم مرغ و در صورت نياز کمي سير روي آن مي ريزيم بعد از مدت کوتاهي حرارت دادن غذاي ما آماده خوردن مي باشد.
5 - سوپ قارچ :
يکصد گرم قارچ را با يک عدد سيب زميني و پياز متوسط خرد کرده ، همراه با دو ليوان آب بار مي گذاريم تا کاملا بپزد. سپس مقداري ورميشل ، هويچ رنده شده ، نمک ، فلفل و آبليمو را به آن اظافه مي کنيم تا حدود 15 دقيقه بجوشد تا سوپ آماده شود. (بدون استفاده از روغن)
6 - قارچ سرخ شده :
قارچ دسته يا قاچ شده را با کره يا روغن سرخ کرده و به آن نمک ، جعفري ، سير رنده شده و آبليمو اظافه مي کنيم و به حالت گرم مصرف مي کنيم.
قابل توجه : جهت تهيه خوراک کودک: مي توان قارچ صدفي را در درجه حرارت 55 درجه سانتيگراد خشک نمود و پس از اينکه کاملا خشک شد آنرا آسياب کرده که اين پودر قارچ در سوپ قارچ و همچنين در خوراک کودک موارد استعمال زيادي دارد.

25 راه به افکار خلاق و زیبا

تا به حال چند بار احساس کرده اید که مغز شما از کار افتاده است و دیگر قادر به فکر کردن نیستید؟

این به دلیل آن است که ما نیاز داریم توانایی های خود را برای فکر کردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نکاتی می پردازد که ما برای بیشتر و بهتر فکر کردن باید به کار گیریم و به آن نیاز داریم.

1) یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن صبح ها بهتر می توانند فکر کنند و اغلب جوانان بعداز ظهر ها.شما چه زمانی بهتر فکر می کنید؟

2) خوب تحصیل کنید اما افراط نکنید. بعضی از روان شناسان عقید ه دارند که تحصیلات تخصصی افراطی و زیاد می تواند به توانایی تفکر خلاقانه آسیب وارد کند. شما اگر در رشته نویسندگی دکترا کسب کنید الزاما رمان نویس بزرگی نخواهید شد.

3) روز خود را با بهترین ها شروع کنید. محققین نشان داده اند که مقدار کافیین موجود در یک فنجان قهوه می تواند به تمرکز حواس کمک کند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش کنید. .

4) خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید.

حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید.

5) تا می توانید تمرین کنید. یاد گیری و تمرین مداوم ذهن را تغییر می دهد.مطالعاتی که روی عده ای داوطلب 70 ساله انجام شده نشان می دهد که آموزش های منظم و طبق برنامه

زمان بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می شود به نحوی که فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی که 7 سال جوان تر بوده اند بیشتر است. فرد مسنی که خوب تمرین می کند سریع تر از جوانی است که اصلا تمرین نمی کند.

6) به ایده های خود شانس شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانایی ها یمان امکان ارزیابی حقایق وتصمیم گیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون داردو این که به ایده های به ظاهر نا معقول و بی معنی خود فرصت دهیم.

7) شغلی که باعث رشد شود و همراهی که باهوش باشد. مطالعات انجام شده درلهستان نشان می دهد صاحبان مشاغلی که نیاز به کارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند. همچنین ازدواج با فردی با هوش ممکن است در شما انگیزه ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی شما شود.

8) تجربه کنید. خلاقیت اغلب به توانایی تعدیل راه حل ها از جهات مختلف زندگی خلاصه می شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی که به لباس می چسبد ساخته شده است و یا شیوه پوست کندن موز ایده ای برای تهیه قوطی های کنسروی است که با حلقه ای که روی آن تعبیه شده باز می شود.

9) توجه کنید.آیا تا به حال برای شما پیش آمده که نام کسی را تا مدتی پس از آن که او را ملاقات کردید به خاطر نیاورید؟علت این امر ضعف حافظه نیست بلکه نداشتن تمرکز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ کنیم.

10) ورزش با عث تقویت قوای فکری می شود. تحقیقات گوناگون اکنون از این فرضیه که ورزش و تمرینات بدنی اثرات سود مندی روی عملکرد تحصیلی دارد حمایت می کند.تصور می شود که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول های مغز قرار می گیرد؛ به علاوه با عث افزایش فاکتور هایی می شود که عامل رشد سلول های مغزی اند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به صورت مرتب و روزانه توصیه می شود.

11) تازه جویی رمز موفقیت. نقاش امپرسیونیست هنری ماتیس در سال های پایانی عمر خود از قیچی به جای قلم مو برای خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحی تازه بخشید. مقایسه افراد خلاقی که متوقف می شوند با آنهایی که به خلاقیت ادامه می دهند نشان می دهد که افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.

12) شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم که رشته افکار ما را پاره کنند تمرکز کردن مشکل خواهد بود. چنانچه کاری نیاز به دقت و تمرکز زیاد دارد مثلا تهیه یک گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز کشید و یا نوشته ای روی در قرار داد تا کسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.

13) فراموش نکنید که همیشه به دنبال کارهای مورد علاقه تان باشید. اخیرا روان شناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوت های بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه وتعیین میزان قوه استدلال برای حرکت مهره ها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نکرد.تنها تفاوت این بود که قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیا ق و تعهد بیشتری نشان می دهند و کلید خلاقیت آنها هم همین است.

14) ایده های جدید رابا یکدیگر تلفیق کنید. با هیچ مطلبی سرسری بر خورد نکرده وآن را با بی تفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی، فکر کردن، شکل دادن وتلفیق مطالب با یکد یگر حتی اگر مطلبی که می خوانید به نظرتان به درد نخور و بی فایده باشد به شما کمک می کند تا آن را به نحوی بفهمید که در نهایت بتوانید خلاقا نه عمل کنید.

15) روش های سریع یا د گرفتن را بیا موزید. یکی از مهم ترین مهارت های قرن بیست و یکم توا نا یی یا د گیری سریع است؛ پس آ ن را پرورش دهید. یا د بگیرید که به سرعت به ایده های خود شکل دهید. شیوه عملکرد مغز خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را بهتر به کا ر گیرید. بعضی اشخاص پس از مدتی کار فکری نیا ز به استراحتی کوتا ه مدت و نو شیدن چای یا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به کار ادامه دهند.

16) همیشه برنامه های بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنا مه ریزی برای زندگی خود به تنهایی با ارزش است و تغییر دادن آن به ما کمک می کند که چیز های جدیدی یاد بگیریم.

17) اشتباه کنید. ممکن است در اولین تلاش خود مرتکب اشتباهات زیادی شوید اما کارتان را پیش برده و تمام کنید.اشتباهات خود را یادداشت کرده وسپس دوباره به کار بپردازید و این بار از تکرار اشتباهات جلوگیری کنید. به گفته شکسپیر تردیدهای ما خاین اند و با ترس از تلاش ما را از موفقیت دور می کنند.

18) عواملی که در ضمن کار باعث افزایش مهارت هایتان شده اند را یادداشت کرده و گاهی به آنها مراجعه کنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.

19) به مسایل از زوایای مختلف نگاه کنید. چنانچه می خواهید مسیله ای را حل کنید راه های مختلفی را امتحان کنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص نداده اید، راه دوم را امتحان کنید. ایده ها و تصورات را از دیدگاه های مختلف بررسی کنید. برای مثال آیا کسی که در چین رشد کرده و بزرگ شده در مورد یک موضوع خاص به همان شکلی فکر می کند که یک نفر در ایرلند؟

20) آرامش خود را حفظ کنید. خویشتنداری به شما کمک می کند تا منصف و بی طرف باقی بمانید و بهتر فکر کنید.چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانایی خودرا برای منطقی و عاقلانه فکر کردن از دست خواهید داد.

21) در جست وجوی حقیقت باشید. هر کسی که خوب فکر کند قبل از هرقضاوتی در جست وجوی حقیقت است.از خود سؤال کنید که آیا تمام حقایق را به طور کامل در دسترس دارید؟ آیا کمبودی در اطلاعاتتان وجود دارد که شما را از حقیقت و یا راه حل مسیله دور کند؟

22) چنانچه در موردی شک دارید حتما سؤال کنید. هرگز از سؤال کردن نهراسید.

23) مردم را درک کنیم. آیا کسانی که با شما صحبت می کنند همیشه این تصور رادارند که باید حرفشان را به طریقی به شما ثابت کنند؟ به راستی علت این تصور آنها چیست؟

24) تجربه مهم ترین مرجع ماست. چنانچه مطلبی را می شنویم باید ببینیم آیا واقعا در زندگی ما اتفاق افتاده است یا نه.

25) همیشه به خاطر بسپارید که بیشتر حقایق نسبی اند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. کلمات را با احتیاط و دقت به کار برید و هیچ گاه خود را گول نزنید. فکر نکنید که باید پیوسته دنباله رو مردم باشید.

شغل شما دشمن پوست شماست

پوست مهم‌ترین سد دفاعی بدن در برابر عوامل میکروبی، شیمیایی و فیزیکی محیط است اما ممکن است بر اثر این عوامل آسیب هم ببیند؛ به خصوص اگر تماس با این عوامل، طولانی‌مدت و مکرر باشد. از آنجا که بعضی از شاغلین در حرفه‌های گوناگون به علت نوع شغل‌شان در معرض این‌گونه مشکلات پوستی قرار دارند، به سراغ دکتر حسین طباطبایی، متخصص پوست و مو و عضو هیات علمی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران رفتیم تا سوالاتمان را در این خصوص پاسخ بگوید...
▪ آقای دکتر! بیماری‌های پوستی مرتبط با شغل تا چه حد اهمیت و شیوع دارند؟
ـ بیماری‌های شغلی اهمیت بسیار زیادی از نظر اجتماعی و اقتصادی دارند. خیلی از بیماری‌ها فردی هستند که ارتباطی به جامعه ندارند اما بیماری‌های شغلی، خسارت‌های بزرگ اقتصادی به سیستم‌های کشور وارد می‌کند. در بررسی‌ها معلوم شده است که شایع‌ترین بیماری شغلی، بیماری‌های عضلانی و استخوانی مربوط به وضعیت بدن در حین کار است و دومین بیماری شغلی که سبب صدمات فردی، اجتماعی و اقتصادی می‌شود نیز بیماری‌های پوستی است.
▪ این بیماری‌های پوستی که گفتید، چه تقسیم‌بندی‌هایی دارند؟
ـ بیماری‌های پوستی ناشی از شغل، به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته که حاد هستند و به طور ناگهانی و در اثر تماس با گروهی از مواد، یک سری علایم پوستی ایجاد می‌شود و دسته دوم، بیماری‌های مزمن پوستی است که شایع‌تر هم هست و در اثر استمرار تماس با یک ماده ایجاد می‌شود. خیلی از مردم، بیماری‌های پوستی و آلرژی را با سمیت اشتباه می‌گیرند؛ مثلا بیمار می‌گوید من دیروز به این ماده دست زدم اتفاقی نیفتاد ولی امروز که دست زدم، پوستم خراب شد یا برعکس. درواقع یک طبقه‌بندی دیگر هم داریم که بیماری‌های آلرژیک تماسی پوست و بیماری سمیت پوست است. بیماری‌های آلرژیک این طور است که هر کس به یک ماده دست بزند بلافاصله پوست نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد، به خصوص اگر آلرژی داشته باشد. اما در مورد سمیت چنین نیست. به عنوان مثال یک خانم خانه‌دار که با مواد شوینده تماس دارد در ابتدا ممکن است پوستش آسیبی نبیند اما به مرور زمان متوجه می‌شود که پوست دستش قرمز می‌شود سپس قرمزی به حالت تورم در آمده و ادامه پیدا کرده، پوسته‌پوسته می‌شود. این پوسته‌ها پوست دست را ضخیم کرده و سپس موجب ترک‌خوردگی و درد و رنج فرد می‌شود که دیگر نمی‌تواند به این مواد دست بزند. به این حالت، سمیت گفته می‌شود.
▪ خیلی از افراد در محل کارشان با انواع روغن‌های صنعتی در تماس هستند. تماس طولانی‌مدت با این مواد چه مشکلاتی ایجاد می‌کند؟
ـ اگر روغن‌های اتومبیل یا روغن‌هایی که به صورت صنعتی در کارخانجات مورد استفاده قرار می‌گیرد یا مواد روغنی حیوانی و معدنی، نفت و هیدروکربن‌های هالوژنه در تماس با قسمت‌هایی از پوست که فولیکول مو و یا منفذ دارند، باشد سبب بسته شدن منافذ پوست شده و دقیقا یک فرآیندی مانند آکنه جوانان یا جوش غرور جوانی ایجاد می‌کند که به آن آکنه شغلی می‌گویند؛ یعنی دانه‌های قرمز رنگی که گاهی می‌تواند چرکی و دردناک باشد. این مشکل به خصوص در تعمیرکاران اتومبیلی که وارد چال می‌شوند و لباس‌های مناسبی هم نمی‌پوشند و یا برای طولانی‌مدت لباس‌هایشان را نمی‌شویند، بیشتر دیده می‌شود. به خصوص زمانی که شلوارشان آلوده به روغن شده، روی ران‌هایشان هم جوش ‌می‌زند. شستشوی دست بعد از هر بار کار و خشک کردن آن، استفاده از دست‌کش و لباس مناسب و شستشوی به موقع آنها می‌تواند در پیشگیری از بروز این جوش‌ها موثر باشد.
▪ خیلی از افرادی که با این روغن‌ها سر و کار دارند دستشان را با پودرهای لباس‌شویی می‌شویند و معتقدند که صابون افاقه نمی‌کند. آیا این باور درست است؟
ـ ببینید، چون قدرت قلیایی پودرها بالاتر است بدیهی است که قدرت شویندگی‌شان هم بالاتر خواهد بود. اگر قرار باشد این افراد هر روز دستشان را با پودر بشویند، باید گفت که اگر فقط یک‌بار در روز و آن هم آخر وقت باشد مشکلی نیست اما اگر فرد بخواهد روزی چند بار دستش را با پودر بشوید، پوستش آسیب خواهد دید اما اشتباهی که معمولا این افراد می‌کنند مساله تمیز کردن نیست. تمیز کردن دست با صابون‌های معمولی که کف خوبی دارند حاصل می‌شود ولی این سیاهی دست‌ها است که نمی‌رود. این افراد می‌خواهند سیاهی حاصل از کار را که در طبقه سطحی پوست ایجاد شده از بین ببرند. بنابراین بهتر است برای از بین بردن این سیاهی از برس‌های نرم مخصوص پوست استفاده کنند.
▪ آیا تایپیست‌ها و سایر کاربران رایانه که به صورت طولانی‌مدت جلوی صفحه مانیتور می‌نشینند، نیاز به استفاده از ضدآفتاب دارند؟
ـ نوع اشعه‌‌ای که از رایانه تابیده می‌شود به مقدار بسیار جزیی حاوی اشعه ماورای‌بنفش است که مطالعات نشان داده است این مقدار در حد و اندازه‌ای نیست که ایجاد آسیب و صدمه به پوست بکند. فردی که از صبح تا عصر جلوی رایانه می‌نشیند مانند کسی است که ۵ دقیقه جلوی آفتاب ایستاده است؛ لذا زدن ضدآفتاب مشکلی ندارد چون یک لایه محافظ است اما این نگرانی وجود ندارد که اگر نزنید دچار عواض ناشی از اشعه می‌شوید.
▪ افرادی که دایم با گرما و رطوبت سر و کار دارند مثل نانواها، آتش‌نشان‌ها، ورزشکاران و افرادی که در کارخانجات ذوب فلزات کار می‌کنند، در معرض چه مشکلات پوستی هستند؟
ـ گرما و رطوبت مستمر سبب آسیب به لایه شاخی پوست می‌شود و اصطلاحا لیچ می‌اندازد. افراد می‌بینند که بین انگشتان‌شان، به خصوص انگشت آخر، سفید شده و لیچ افتاده و گاهی حتی زخم می‌شود. در این شرایط میکروب‌ها و به خصوص قارچ‌های فرصت‌طلب رشد کرده و ایجاد عفونت قارچی می‌کنند. این مشکلات عمدتا در بین انگشتان دست و پا، زیربغل، ناحیه گردن، کشاله ران و... ایجاد می‌شود. تهویه مناسب در محل کار، تعویض مرتب لباس‌ها، شستشوی بدن و خوب خشک کردن آن پس از پایان کار از این مشکلات پیشگیری خواهد کرد. در ضمن افرادی که در کارخانه‌ها با فلزات سنگین مثل نقره و جیوه سر و کار دارند ممکن است نقاطی از پوست‌شان که با این فلزات تماس دارد دچار قرمزی و ورم و درنهایت لکه‌های تیره‌رنگ شود. آرایشگران هم از جمله افرادی هستندکه با مواد شیمیایی گوناگون و عوامل عفونت‌زای پوستی در تماس‌اند و باید تا حد ممکن از تماس با مواد شیمیایی خودداری کنند و مراقب باشند که عوامل بیماری‌زا از پوست و موی افراد به آنها سرایت نکند.

 شغل و تاثیر آن در زندگی

این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی لازم در شغل کارشناسان کاوش اطلاعات انجام شده است. بدین منظور با استفاده از نظریه صفات و بهره گیری از روش علمی تحلیل عوامل به انتخاب و اندازه گیری تعداد محدودی از صفات پرداختیم. نظریهٔ پنج عاملی بزرگ نورمن مبنای این پژوهش قرار گرفت. طبق این مدل، صفات به پنج عامل بزرگ برونگرایی، سازگاری، وظیفه شناسی، ثبات عاطفی و فرهنگ و تربیت و حدوداً در بیست مقیاس توضیح دهنده تقسیم گردید.

 

براین اساس پرسشنامهٔ شخصیتی با سی و هفت ویژگی در پانزده مرکز تحقیقاتی و اطلاعاتی بین سی و دو کارشناس کاوش اطلاعات و هشت سرپرست کتابخانه توزیع گردید. پس از جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل نتایج حاصله که با استفاده از آزمون دو جمله ای انجام شد، چهارده ویژگی آن مورد تأیید پاسخ دهندگان قرار نگرفت، و تعداد بیست و سه ویژگی شخصیتی از نظر پاسخ دهندگان جهت شغل کاوشگری اطلاعات تأیید شد.

● مقدمه

در برنامه ریزی های توسعه، نیروی انسانی مهمترین عامل در جهت تحقق اهداف تلقی می گردد و در این راستا، این سیوال که چرا خلایق مختلفند، برای درک رفتار انسان ضرورت اساسی دارد. بدیهی است اختلافات فردی باعث بسیاری از تفاوتهای رفتار انسانی است و نخستین سرچشمه این امتیازات شخصیت آدمی است.

لذا شناخت خصلت ها، توانمندیها و ناتواناییها، نگرش ها و احساسات انسان و نیز درک و فهم علل رفتارهای او و پیش بینی عملکردها و کنش هایش از دیرباز مورد توجه و علاقه اندیشمندان علوم اجتماعی مانند روانشناسان، مردم شناسان، متفکران تعلیم و تربیت و جامعه شناسان بوده است. بدون شک تطبیق تواناییها و استعدادهای فرد با مشاغل مورد نیاز جامعه، سبب کارآیی و ثمربخشی بیشتر، بهبود کیفیت کار، موفقیت و رضایت او می شود. مطالعات نشان داده است که ممکن است مشکلات مشترک سازمان ها، واقعاً با عوامل شخصیتی مرتبط باشد (بلاک، 1981).

نظر پارسونز که تاکنون مورد تأیید قرار گرفته است، در حقیقت به طریقی اهمیت خصوصیات شخصیتی را محرز می سازد.

تحقیقات و مطالعات بعد از وی نیز به طور مستقیم یا غیرمستقیم، رابطهٔ این خصوصیات شخصیتی و حرفه را مشخص می سازد (حسینیان، 1372). خصوصیات شخصیتی در حقیقت، به عنوان محرکه های خلق و خو، برای دستیابی به هدف، تلقی می شوند. به این معنا که این خصوصیات انسان را مستعد انجام رفتارهای مختلف در موقعیت های خاص می نماید (کالیگوری،2000). در تحقیقی که توسط یکی از مراکز استخدامی توکیو انجام گرفته سازمان های بزرگ و موفق ژاپن بیشترین تأکید و توجه را در گزینش اولیهٔ داوطلبین کار، به نوع شخصیت مناسب، در تقدم دوم جسارت و شهامت و در درجهٔ سوم به مهارت آنها دارند.

هم چنین مطالعات اخیر در حوزهٔ مدیریت انسانی پنج ویژگی فردی داوطلبین کار را که تا حد زیادی موفقیت آنها را در پیشبرد اهداف سازمانها و نیز ایجاد رضایت شغلی در مسیر خدمتی آنان را تأمین می کند، مورد تأکید قرار داده اند. این ویژگیها عبارتند از: شخصیت، استعداد، علاقه، هوش و مهارت (میرسپاسی، 1378). اما تحقیقات نشان می دهد که عامل شخصیت در بسیاری از موارد نقشی بسیار مهم و قابل توجه دارد (حسینیان، 1372).

● تعریف شخصیت و نظریه های آن

شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی دانست زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است. تعریف لغت شخصیت به مرور زمان گسترده تر شده است و براساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، ترسیم می شود. یعنی در واقع فرد به اجتماع خود شخصیتی ارایه می دهد که جامعه براساس آن، او را ارزیابی می کند. تعریف شخصیت بستگی به نوع تیوری یا نظریه هر دانشمند دارد. برداشت های متفاوت از مفهوم شخصیت به وضوح نشان می دهد که معنای شخصیت در طی تاریخ بسیار گسترده تر از مفهوم تصویری صوری و اجتماعی اولیه آن شده است (شاملو، 1370).

در حال حاضر شخصیت به روند اساسی و مداوم دربارهٔ فرد انسان؛ اطلاق می شود و تعریف آن از دیدگاه هر دانشمند یا مکتب و یا گروهی به نظریه یا تیوری خاص آنها بستگی دارد. لیکن تعریف نسبتاً جامع چنین است: شخصیت عبارت است از مجموعه ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً پایدار و مداوم که بر روی هم فرد را از سایر افراد متمایز می کند؛ (کریمی، 1377). تقسیم بندی های زیر در نظریه های شخصیت وجود دارد: روانکاوی، پدیدار شناختی، صفات، انسانگرایی، شناختی، یادگیری اجتماعی، انگیزشی (کارور، 1375).

آگادا (1984) روشهای روانشناختی را برای بررسی شخصیت به چهار گروه تقسیم می کند: صفات، یادگیری اجتماعی، روانکاوی، پدیدارشناختی. مطالعات شخصیت کتابداران عمدتاً در گروه صفات می باشد، زیرا به درک رابطهٔ بین انتخاب شغل و رفتار پرداخته است و سعی می کند تا رفتار شخص را با اندازه گیری آنها، پیش بینی نماید. به عبارت دیگر، افراد را می توان با توجه به این طرز رفتارهای خاص آنها، شناسایی و توصیف نمود (فیشر، 1984).

● نظریه صفات

از جمله نظریه هایی که تأثیر بسیاری بر تحقیق و نظریه در شخصیت دارد، نظریه صفات است. در این دیدگاه شخصیت به اجزایی که صفات نامیده می شود تقسیم می شود و تلاش می کنند که رفتار شخص را با اندازه گیری صفات پیش بینی نماید. طرفداران این دیدگاه معتقدند خصوصیات شخصیتی هرطور که ارزیابی شوند، با رفتار ارتباط دارند. فرض اصلی این دیدگاه این است که، پاسخ های متفاوت انسانها به موقعیت های خاص به دلیل آمادگی های مشخصی است که در آنها موجود است، به این آمادگی ها صفات گفته می شود. به عبارت دیگر، افراد را می توان با توجه به این طرز رفتارهای خاص آنها، شناسایی و توصیف نمود.

اگرچه این نظریه پردازان در تعیین صفاتی که شخصیت انسان را تشکیل می دهند از یکدیگر متفاوتند، ولی همگی آنها بر این باورند که این صفات، پایه های اصلی شخصیت انسان را تشکیل می دهد. محققان صفات به خصوص روان شناسان صنعتی، هم چنان به دنبال یافتن آن دسته از خصوصیات شخصیتی اند که در موفقیت شغلی تأثیر گذارند (پروین، 1374). روش علمی انتخاب و اندازه گیری تعداد محدودی از این صفات؛ تحلیل عاملی؛ است. یک روش ریاضی که اساس آن هم بستگی است و نشان می دهد که چگونه موضوعات در تست های شخصیتی به یکدیگر ارتباط دارند.

یک نوع تحلیل عاملی پرسش ها، در تست های شخصیتی یا مقیاس های درجه بندی وجود دارد که در آن چند عامل را نشان می دهد و اغلب پنج عامل هستند که با پرسش ها همبستگی مناسبی دارند (هاشمیان، 1993).

دیگمن و گلدبرگ ذکر می کنند؛ اگرچه خصوصیات شخصیتی زیادی وجود دارد، اما تحقیقات پنج عامل را برای دسته بندی آنها تأیید نموده است، این پنج عامل مکرراً در زمان ها و فرهنگ های مختلف، مورد تأیید قرار گرفته و به عنوان؛ پنج عامل بزرگ شناخته شده است و در چهل ساله گذشته از آنها مرتباً در پژوهش های صفات استفاده شده است (کالیگوری، 2000). همچنین دوگال در اولین مقالهٔ خود دربارهٔ معانی Character و شخصیت به دو زبان بحث کرده و در پایان مقالهٔ خود این نظریه را که شخصیت به طور کامل به پنج عامل مشخص و مجزا به نام های هوش، خصلت، خلق و مزاج، و میل تجزیه می شود ارایه نموده است. هریک از این عوامل فوق العاده پیچیده اند و چندین متغیر را دربرمی گیرند (دیگمن، 1990).

در بیست سال گذشته نیز تحلیل های ثمربخشی در زمینهٔ ویژگی های شخصیتی انجام شده است که همگی به نتایج مشابهی دست یافتند. دراین حوزه پنج سازه را می توان مشخص نمود، اما در مورد تفسیر این سازه ها اختلاف نظر وجود دارد. گلدبرگ (1981) اظهار می کند: در مورد مفاهیم پنج عاملی بزرگ برای ساماندهی تفاوتهای فردی بحث هست، اما ابعاد اصلی پنجگانه می تواند برای بسیاری از تشکیلات تیوریکی مباحث شخصیت مانند نظرات کاتل، نورمن، آیزینگ، گلیفورد، و آزگود و همکاران چارچوبی باشد .

 چای در ایران

بوته چای برای نخستین بار در چین و در حدود پنج هزار سال پیش شناخته شد که به تدریج خواص درمانی آن کشف شد. علاوه بر آن از چای برای مصارف رنگ آمیزی نیز استفاده می شده است.

هلندیان در سده هفدهم چای را از چین به اروپا اوردند. در اروپا چای در مغازه های عطاری عرضه میشد. "نیکولاس تولپ" پزشک هلندی در کتاب خود تحت عنوان مشاهدات پزشکی در سال 1641 اعلام کرد،با نوشیدن چای از همه بیماریها در امان هستید و عمرتان طولانی میشود. در قرن 18 زمانی که " آن" ملکه انگلیسی به عنوان نوشیدنی صبحانه خود چای را بجای آبجو انگلیسی انتخاب کرد ، مُد بر مباحث پزشکی غلبه کرد .

برگ خشک شده چای زرد چینی دلیل دیگر رواج چای اجازه رفتن خانمها به چایخانه به جای قهوه خانه بود و این باعث شد چای در بین زنها عمومیت یابد. البته برای مدتی نوشیدن چای در مستعمرات امریکا تحریم شد. زمانی که بریتانیایی ها بر خریداران چای حتی برای اهداف درمانی ،مالیات تحمیل کردند،مستعمره نشینان در برخی جوامع به اعتراض برخاستند، بعدها همین معترضان تند خو مخفیانه سوار کشتیهای بریتانیایی شدند و 342 صندوق چای را به "لنگرگاه بوستون" بردند و با بهای ارزانتری آن را فروختند.

● چای در ایران

پیشینه ی مصرف چای در ایران به سده هفدهم میلادی می رسد. جهانگردان از چایخانه هایی گفته اند که بزرگان و توانگران در آن جا جمع شده و چای می نوشیدند.

محمد میرزا، معروف به کاشف السلطنه چایکار، متولد 1244 خورشیدی در تربت حیدریه، که از دارالفنون و سپس از سوربن فرانسه فارغ التحصیل شده بود، با عنوان ژنرال کنسول ایران در سال 1276 خ. مأمور خدمت در هند شد. وی به عنوان سفیر ایران در هندوستان در روزگار مظفر الدین شاه قاجار اولین فرد ایرانی است که با همت والای خود و در نقش یک بازرگان فرانسوی به فراگیری شیوه ی کاشت و عمل آوری چای در شمال هندوستان مبادرت کرد و طی یک سفر، سه هزار (و به روایتی چهار هزار) گلدان نهال چای را از دامنه های هیمالیا با قطار به بمبیی و از آن جا با کشتی به بوشهر و با قاطر از بوشهر تا تهران حمل نمود. او در سال 1280 خ. برای نخستین بار در زمین های لاهیجان و تنکابن شروع به کشت چای نمود.

نخستین کارخانه چای در ایران، در سال 1309 خورشیدی توسط سازمان چای بنیاد شد. هم اکنون صدها کارخانه چای در ایران مشغول به کار هستند. شایان یادآوری است که چای در ردیف رایج ترین و مهم ترین نوشابه های مورد مصرف در ایران و جهان می باشد و سهم ایران 4 تا 5/4 درصد از مصرف کل چای جهان می باشد.

● خواص و فواید

مصرف دم کرده ی چای باعث تسریع حرکات تنفسی، سرعت در گردش خون، رفع خواب آلودگی، احساس تجدید نیرو، تقویت نیروی فکری، گوارش بهتر غذا و تعریق می شود از اینرو چای را هنگام خستگی، ضعف عصبی، میگرن، بیماری های قلبی و آسم می توان تجویز نمود.

در پژوهشهای امروزه مشخص شده چای ممکن است در کاهش خطر برخی بیماریهای مزمن عمده مثل سکته، حمله قلبی و بعضی سرطانها مفید باشد، این مطلب را دکتر جان وایسبرگر ، عضو بلند پایه موسسه بهداشت آمریکا، واقع در یک مرکز تحقیقاتی در نیویورک اعلام میکند.

نوشیدن چای میتواند از پوسیدگی دندانها جلوگیری کند؛ اینها اخبار بسیار خوبی برای مردم تمام دنیاست چون چای پس از آب پر مصرفترین نوشیدنی در دنیاست و روزانه یک میلیارد فنجان چای در دنیا نوشیده میشود.

در بسیاری فرهنگها در سراسر تاریخ ، چای به عنوان یک معجون شفابخش تلقی شده است. بیش از هزارسال قبل راهبان بودایی به دلایل مذهبی چای مینوشیدند ومعتقد بودند که در زمان درون پویی به بیدار ماندن آنها کمک میکند.

راهبان بودایی همچنین معتقد بودند چای دارای نیروهای شفا بخش است و همراه با گسترش بودیسم ، چای وتقاضا برای آن نیز افزایش یافت. یکی از بزرگان ژاپنی قرن سیزدهم بنام "شوگون" در اثر پرخوری در آستانه مرگ قرار گرفته بود که یک راهب به او رژیم چای توصیه کرد و او بهبود پیدا کرد،همین کافی بود تا مردم ژاپن بیشتر به دم کردن چای روی بیاورند.

یکی از دلایل این که دم کرده چای در دوران گذشته در نجات زندگی افراد موثر بوده این است که آب جوشیده باکتریهای بیماریزا رااز بین میبرده. براساس نتایج یک تحقیق گسترده در هلند،خطر سکته مغزی برای مردانی که روزانه چهار پنج فنجان چای مینوشند 70 درصد کمتر است . یک تحقیق دیگر در سال 1993 اعلام کرد مصرف زیاد چای، حملات قلبی مهلک را کاهش میدهد.

جان فولتس مدیر مرکز پیشگیری یک مدرسه پزشکی به این نتیجه رسید که چای از ایجاد لخته های خطرناک خون که منجر به حملات قلبی و سکته میشود جلوگیری میکند. سایر مطالعات نیز نشان میدهد که سطح چربی خون و فشار خون برخی مصرف کنندگان چای پایین تر است. بیش از 20 تحقیق در مورد حیوانات نشان داد که چای ممکن است از بعضی سرطانها مثل دستگاه گوارش،دستگاه تنفس و پوست جلوگیری کند.

"وایسبرگر" که پیشتر به نام وی اشاره شد اظهار میکند که نوشیدن چای همراه با خوردن مقداری میوه و سبزیها یک راه چاره ارزان و آسان برای کاهش خطر برخی سرطانها باشد. محققان دانشگاه حفاظت "کیس وسترن"در "کلویلند" دریافتند که مصرف چای تا 90 درصد از آفتاب سوختگی منجر به سرطان پوست جلوگیری میکند.

"حسن مختار" متخصص پوست که یک مطالعه منتشر نشده را راهبری کرده، میگوید: "در آینده چای یکی از راههای محافظت پوست در برابر آفتاب خواهد بود." دانشمندان تذکر میدهند، این که چای ممکن است در برابر برخی سرطانها محافظ باشد به دلایل گوناگون بودن عوامل بیماریهاست.

سر انجام اینکه چون چای حاوی فلوراید است، میتواند مقاومت دندانها را زیاد و از پوسیدگی آنها جلوگیری کند.در مطالعات آزمایشگاهی محققان ژاپنی پی بردند که چای با پیشگیری از تشکیل پلاک دندانی برخی باکتریهای دندانی را که میتوانند باعث بیماری لثه شوند، نابودمی کند. چای دارای انواع پلی فنل است که آنتی اکسیدانهایی هستند که سلول های انسان را از صدمه محافظت می کنند . فلاونیدها گروهی از پلی فنل ها هستند که بطور طبیعی در چای وجود دارند . به نظر می رسد سطوح بالای این پلی فنل ها در بدن می تواند علاوه بر ویروسها با سرطانهای لوزالمعده ، کولون ، مثانه ، پروستات و سینه نیز مقابله کند .

● اکسیر

برای رسیدن به فواید سلامتی بخش چای روزانه چقدر باید نوشید؟ "وایسبرگر" میگوید 4 یا 5 بار و سایرین میگویند کمتر از آن هم کافی است. محققان مطمین نیستند افزودن لیمو به چای اثر آن را کاهش میدهد یا خیر. افزودن شکر میتواند به دندانها آسیب بزند. پس بهتر است چای رابدون افزودن چیزی به آن بنوشید. وایسبرگر میگوید: خوشبختانه چای خنک نیز مانند چای داغ مفید است. این مطالب در جایی مثل آمریکا که از سال 1904 به بعد چای خنک (آیس تی) مینوشند رضایت بخش است.

حال، حدود 80 درصد از چای خود را خنک مینوشیم. اما هیچ تحقیقی برای فهمیدن اینکه یک فنجان چای ملایم میتواند دل و جریت انسان را بالا ببرد، لازم نیست. حکیم چینی "تین یی هنگ" معتقد بوده: " نوشیدن چای برای فراموش کردن غوغای دنیا است".

قهوه COFFEE

درخت قهوه که برگ هایی همیشه سبز و زیبا دارد، گیاهی است از تیرهCoffee که دانه های آن را به صورت های مختلف همچون پودر و خرده های ریز ودرشت به فروش می رسانند. بیش از یک سوم مردم جهان قهوه را دوست دارند و مصرف می کنند.

واژه قهوه ، برگرفته از زبان عربی و به معنای تحریک کننده و زایل کننده اشتها است . و برخی از مورخان ، پیشینه این واژه را به کشور اتیوپی نسبت می دهند.

درخت قهوه بین 7 تا 10 متر بلندی دارد و درهوای گرم و مرطوب رشد می کند. این درخت گل هایی کوچک و سپید دارد که بوی آن بی شباهت به بوی یاسمن نیست. همچنین اندازه دانه های قهوه ، بین 15 تا 18 میلی متر است که در آغاز، رنگ سبز و پس از رسیدن، رنگ گیلاس به خود می گیرد. از این رو در بعضی کشورها به درخت گیلاس هم شهرت دارد. دانه های قهوه دو به دو به یکدیگر چسبیده اند و پرده نازکی میان دانه ها وجود دارد که آن ها را از هم جدا می کند.

تهیه قهوه در کشورهای جهان متفاوت است، اما اغلب آن را با آب جوش ، بخار آب و یا از طریق گذراندن آب جوش از پودر آن تهیه می کنند.

بهترین قهوه جهان از نظر بو و طعم ، از بوته ای به نامArabica به دست می آید که در برزیل به خوبی رشد می کند و از آن جا به سراسرجهان صادر می شود . بعد از برزیل ، بهترین قهوه که طعم و بویی مطبوع دارد متعلق به کشور تانزانیا و اتیوپی است. همچنین در آمریکا اغلب، قهوه را با بخار آب درست می کنند که به آن اسپرسو(Espresso) می گویند. در ایران نیز شایع ترین نوع قهوه ، نسکافه است که با ریختن آب جوش بر روی یک قاشق قهوه فراهم می شود.

درقرن شانزدهم مصرف قهوه در مصر بسیار شایع بود و بیشتر، افراد مذهبی آن را به کار می بردند تا بتوانند بیدار بمانند و به عبادت پروردگاربپردازند. اما بعدها هنگامی که دریافتند این ماده ضربان قلب را افزایش می دهد و موجب اعتیاد می شود، خرید و فروش و مصرف آن را ممنوع ساختند وافراد متخلف را به شدت مجازات کردند، ولی چون مردم آن را دوست داشتند ، در این راه موفقیتی کسب نکردند. ابوعلی سینا حکیم بزرگ ایران، حدود هزار سال قبل در کتاب خود شرح جامعی در مورد قهوه آورده که البته ایرانیان در آن عصر بر آن نام بونو(Buno) نهاده بودند و بوعلی نیز همین واژه را به کار بسته است . این واژه ای است که هنوز در اتیوپی آن را به کار می برند. بوعلی سینا قهوه را به منظور تحریک بیماران افسرده ، مورد استفاده قرار داده است.

بر اساس آمارهای به دست آمده، 89 درصد مردم جهان ، قهوه، چای و یا هر دوی آنها رامصرف می کنند. 40 درصد آن ها ترجیح می دهند چای بنوشند و در صورت عدم دسترسی به چای، قهوه می نوشند و حدود 30 درصد مردم دنیا نیز، قهوه را ترجیح می دهند و درنبودن قهوه به نوشیدن چای رضایت می دهند و برای 15 درصد نیز میان چای و قهوه تفاوتی وجود ندارد و هر کدام را که در دسترس باشد مصرف می کنند. ناگفته نماند که 15 درصد مردم جهان نیز چای و قهوه را دوست ندارند و هیچیک را نمی نوشند.

لازم است کمی هم در مورد کافیین موجود در قهوه توضیح داده شود. کافیین خالص ، شبیه به پودری سفید و ابریشمی است و حالت سوزنی دارد و دارای طعمی تلخ وبی بو است، همچنین به سهولت در آب گرم حل می شود و در حرارتی معادل 460 درجه فارنهایت ، ذوب شده، و به حالت مایع درمی آید. این ماده در صنعت داروسازی بسیار پر مصرف است و به میزان اندک، دربیش از60 نوع داروی مختلف ، به ویژه داروهای ضد حساسیت به کار گرفته می شود.

کافیین نیز همچون مواد مخدر درصورت مصرف بلند مدت، موجب اعتیاد می شود، اما چون این اعتیاد زیان چندانی به انسان وارد نمی سازد، مصرف آن در میان مردم جهان رواج یافته است. حتی بسیاری از مردم نسبت به اعتیاد آور بودن آن بی اطلاع هستند. کافیین در طول روز به شکل های گوناگون مانند قهوه، برخی از نوشابه های گازدار وبسیاری از انواع شکلات مورد مصرف قرار می گیرد و در کودکان بیشتر ایجاد ناآرامی وبی خوابی می کند. خردسالانی که مواد کافیین دار مصرف می کنند چنانچه روزی از مصرف آن خودداری کنند ، امکان دارد بعضی از علایم ترک اعتیاد مانند بیخوابی، ناآرامی، احساس خستگی، کم اشتهایی و گریه زیاد بر آن ها عارض شود.

▪ کافیین موجود در یک فنجان قهوه ، برابر 150 سی سی است.

▪ قهوه ای که با آب جوش قطره ای تهیه شودBrewed Drip Method)) دارای 60 تا 180 میلی گرم کافیین و میانگین کافیین 120 میلی گرم است .

▪ قهوه بدون کافیین که به طریقه بالا تهیه می شود، دارای 3 تا 5 میلی گرم کافیین ، و میانگین کافیین 4 میلی گرم است .

▪ قهوه ترک دارای 40 تا 170 میلی گرم کافیین و میانگین کافیین 100 میلی گرم است .

▪ نسکافه فرانسوی( قهوه آماده = Instant) دارای 30 تا 120 میلی گرم کافیین و میانگین کافیین 75 میلی گرم است .

▪ نسکافه فرانسوی بدون کافیین دارای 1 تا 5 میلی گرم کافیین و میانگین کافیین 3 میلی گرم است .

کافیین را نمی توان به صورت صد درصد از قهوه خارج نمود . از این رو حتی قهوه های بدون کافیین نیز مقدار اندکی از این ماده را دارند.

در نیمه قرن شانزدهم میلادی درانگلستان، مصرف قهوه به طور کامل رواج یافته بود، به گونه ای که در روزنامه تایمز، بارها این آگهی به چاپ رسید: قهوه ، شما را سالم نگه می دارد ، به هضم غذا کمک می کند ، چشم درد، سردرد، سرما خوردگی، سرفه و آب ریزش بینی را برطرف می کند و در درمان بیماری هایی مانند سل، نقرس و خون ریزی لثه، دارویی مؤثر به شمار می آید. درج این آگهی گویای آن است که در آن زمان ، مردم باور داشته اند که قهوه بسیاری از دردها را تسکین می دهد و بعضی بیماری ها را نیز درمان می کند.

بررسی و پژوهش های علمی در عصر ما، افزون بر موارد یاد شده ثابت کرده است که مصرف قهوه باعث هوشیاری مغز و اعصاب می شود،خستگی عضلات و ماهیچه ها را برطرف می کند ، اشتها را کاهش می دهد ( که این خود مانع از بروز چاقی می شود )، یبوست را از میان می برد، ماهیچه های شش را شل می کند( که باعث سهولت در امر تنفس می شود) ، به دلیل رفع خستگی، زمان و میزان فعالیت را افزایش می دهد، برهمکاری عضلات چشم می افزاید( مهارت و دقت در کارها را افزایش می دهد)، مرکز تفکر را تحریک می کند( لذا بر قدرت قضاوت و نیروی حافظه می افزاید)، به انسان تیزهوشی همراه با آرامش می دهد ، و گاهی در بعضی افراد عامل تحریک قوای شهوانی می شود.

با این همه مصرف نامناسب قهوه ، زیان هایی را نیز در پی دارد که وقوع اتفاقات و رویدادهای زیر را می توان ناشی از آن دانست:

گروهی از پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که قهوه موجب پیدایش سرطان در انسان می شود و گروهی نیزمعتقدند که کافیین ، باعث تحریک بیماران روانی می شود. اما واقعیت این است که هیچیک از این پژوهش ها را نباید به عنوان یک اصل اثبات شده علمی پذیرفت، زیرا گستره این تحقیقات اغلب محدود است و در مقابل، فرضیه های مخالف نیز توانایی اثبات را دارند، چنان که در سال 1998 میلادی یک نشریه پزشکی مدعی شد که بر اساس آزمون های صورت گرفته ، این نتیجه به دست آمده است که قهوه، برخی از سلول های سرطانی را تحت تأثیر قرار می دهد و آن ها را از رشد باز می دارد یا کوچک می کند، اما بر روی سلول های معمولی تأثیری ندارد.

بعضی از افراد نسبت به کافیین به شدت حساسیت دارند، به طوری که مقدار اندکی از آن ، اشخاص را گرفتار هیجان می کند، ضربان قلبشان را افزایش می دهد و دچار بی خوابی می کند.

● تأثیر کافیین بر اندام بدن

واکنش های متفاوت بدن در برابر کافیین ، به آستانه تحمل افراد بستگی دارد اما به طور کلی تأثیر آن ها را می توان چنین بیان کرد:

1) فشار خون: کافیین ، فشار خون را افزایش می دهد. اگر کسی 250 میلی گرم قهوه مصرف کند، فشار خونش در یک ساعت ، 10 میلی متر بالا می رود.

2) قلب: پس از مصرف قهوه، ضربان قلب کاهش می یابد اما پس از مدتی بر تعداد آن افزوده می شود و تا هنگامی که کافیین از بدن خارج نشده باشد به همان صورت باقی می ماند. چنانچه میزان کافیین مصرفی ، بالا باشد نه فقط تپش قلب ایجاد می کند بلکه حالت (Fibrilation) یعنی حرکت نامنظم ماهیچه های قلب نیز پدید می آید که گاه ممکن است منجر به مرگ شود. بر اساس آمارهای به دست آمده، نوشیدن بیش از 5 فنجان قهوه در روز ، احتمال سکته قلبی را افزایش می دهد.

3) هورمون ها: کافیین بر تولید برخی از هورمون های بدن می افزاید، مانند : اپی نفرین(Epinephrine) که منقبض کننده عروق است ، نوراپی نفرین (Norepinephrine) که بر میزان فشار خون می افزاید، رنین (Renin) که به علت کم خونی کلیه ها و بر اثر کاهش فشار نبض در سرخرگ کلیوی ، از کلیه ها ترشح می شود و پس از فعل و انفعالاتی ، باعث فشار خون می گردد و کاتکولامین (Catecholamine) که باعث تحریک اعصاب قلب شده و حرارت بدن را افزایش می دهد.

4) معده: کافیین بر ترشح اسید معده و میزان پپسین (Pepsin) که نوعی آنزیم معدی است می افزاید.

5) خانم های باردار: اداره نظارت بر غذا و دارو در آمریکا (FDR) در سال 1980 میلادی اعلام کرده است که کافیین باعث زایمان زودرس می شود و ممکن است در نوزدان ناراحتی ایجاد کند.

اگر چه از آن تاریخ ، پژوهش ها و مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفت اما تا کنون مشخص نشده است که چه مقدار کافیین می تواند عامل زایمان زودرس شود. کافیین برای نوزادان دو عارضه ایجاد می کند:

▪ از طریق شیر مادر وارد دستگاه گوارش کودک می شود و او را در وضعیت استفراغ قرار می دهد.

▪ مدت زیادی در بدن نوزاد می ماند تا متابولیزه شود، زیرا کبد نوزاد به اندازه کافی آنزیم ندارد.

در صورتی که مادری دو فنجان قهوه تند بنوشد و سپس به نوزاد خود شیر بدهد چون بخشی از کافیین ، همراه شیر مادر وارد بدن نوزاد می شود ، امکان دارد عوارض زیر در نوزاد به وجود آید: ناآرامی، لرزش دست ها، پاها و لب ها، سفت یا شل شدن عضلات و ماهیچه های بدن، بی خوابی، جیغ زدن، حساسیت نشان دادن به صدا، به گونه ای که با کمترین صدایی کودک از خواب می پرد.

از این رو به مادرانی که فرزند خود را شیر می دهند توصیه می شود که از مصرف قهوه یا مواد کافیین دار پرهیز کنند.

6) مغز و اعصاب: تأثیر کافیین بر مغز و اعصاب، می تواند به پیدایش عوارض زیر منجر شود:

▪ اضطراب

▪ هیجان

▪ ناآرامی

▪ فراموشی و افسردگی .

کسانی که گرفتار عارضه افسردگی هستند ، نباید بیش از یک گرم کافیین در روز مصرف کنند ؛ زیرا سبب شدت یافتن افسردگی آن ها می شود.

7) خون: کافیین باعث می شود که مقدار قابل ملاحظه ای از سدیم و پتاسیم بدن از طریق کلیه ها دفع شود، همچنین مقدار مصرف قند را نیز کاهش می دهد که نتیجه آن ، افزایش قند خون خواهد بود. از این رو به کسانی که مبتلا به بیماری قند ( دیابت) هستند توصیه می شود از مصرف مواد کافیین دار، اجتناب ورزند. کافیین ، جذب آهن را در روده ها کم می کند و لذا با توجه به نیاز ضروری بدن به آهن، که کار خون سازی را بر عهده دارد، توصیه می شود که از مصرف کافیین همراه با غذا و تا یک ساعت پس از آن، به طور جدی پرهیز شود.

8) لاغری: کافیین میزان سوخت و ساز بدن را بالا می برد و در نتیجه مصرف کالری نیز افزایش پیدا می کند. برای مثال ، چنان چه کسی یک فنجان قهوه حاوی 100 میلی گرم کافیین بنوشد میزان متابولیسم بدن وی تا 4 درصد افزوده شده و درنتیجه باعث لاغری او می شود.

9) فیبروکیستیک (Fibrocystic) : زنانی که در سینه خود غده فیبروکیستیک دارند ، نباید به میزان زیاد کافیین مصرف کنند، زیرا به بزرگ شدن این غده کمک می کند.

  چهار فصل زندگی!!

آیا می دانید ماه بعد یا سال بعد چه اتفاقی برایتان خواهد افتاد؟ مسلما" نه، ولی هر چه پیش آید قاعدتا" طبق اصول و الگو های رفتاری قابل پیش بینی ، عکس العمل نشان خواهید داد.

از وقتی چشم به این جهان می گشایید مدام دستورالعمل هایی از والدین ، کلاس درس، محیط کار و ... دریافت می کنید و تجربه اندوزی می کنید. ممکن است اهداف بلند پروازانه ای داشته باشید و آرزوهای متعددی در سر بپرورانید. ولی به هر حال مادامیکه چرخ زندگی می گردد فراز و نشیب های متعدد و احساسات مختلفی را تجربه خواهید کرد. باید یاد بگیرید و بتوانید مهار چرخه ی زندگی خود را در دست بگیرید بدون آنکه نیاز باشد خودتان هم با آن بچرخید ؛ و در مواقع تغییر روال عادی زندگی، باید بتوانید آگاهانه و با اقتدار خود را آماده ی پذیرش منطقی سازید.

به همین دلیل است که من به قدرت و ارزش رفتار انسانها اعتقاد دارم. هرچقدر بیشتر در مورد انسانها تحقیق می کنم، و رفتار ها و سرنوشت هایشان را بررسی می کنم بیشتر باور می کنم که این سرنوشت طبیعی ما است که پیش میرود. موفقیت، شادکامی و کامروایی در همه ی فصول زندگی ما وجود دارند.

این شما هستید که متناسب با نگرش کلی خود به زندگی، تصمیم می گیرید که بخوانید یا نخوانید، تلاش کنید یا تسلیم شوید، در ناکامی ها خودتان را سرزنش کنید یا دیگران را مقصر بدانید، صادق باشید یا دروغ بگویید ، اقدام کنید یا طفره بروید، پیش روید یا کنار بکشید و ...پیروز شوید یا ببازید. خداوند نعمت بزرگ "اختیار" را بر ما ارزانی داشته تا خودمان پیشرفت و کامیابی - یا شکست و نابودی را انتخاب کنیم.

هدف از خلقت شما روی زمین تعالی خودتان و تلاش در جهت ارتقاء محیط پیرامون و موقعیتتان بوده است. خداوند چقدر زیبا انتهای کار این دو خلقت عظیم خود که همانا انسان و زمین است را باز گذاشته است! سر بگردانید و ببینید که چه بسیارند رودخانه ها و رودهای بدون پل، نقاشی های کشیده نشده، آوازهای خوانده نشده، کتابهای نوشته نشده و فضاها و رموز کشف نشده. برای انجام آنچه که هنوز انجام نشده، خداوند شما را آفرید و قدرت انجام آن را نیز به شما عنایت کرد ولی در عین حال انتخاب با شماست . رفتار پیرو انتخاب و نتیجه پیرو انتخاب، بوجود خواهند آمد. هرآنچه که هستید و هرآنچه که می توانستید باشید، همه به شما بستگی دارد. مادامیکه زنده هستید و زندگی می کنید فرصت تلاش دارید و در دوران مختلف و فصول متفاوت زندگی، عملکرد یعنی همه چیز!

گذران زندگی مثل تغییر فصول است. شما نمی توانید فصل ها را تغییر دهید ولی مطمینا" می توانید خودتان را تغییر دهید.

● زمستان

اولین درس زندگی این است که یاد بگیریم چگونه زمستان ها را پشت سر گذاریم. زمستانهای مکرر می آیند و می روند گاه بلند و گاه کوتاه، گاه سخت و گاه آسان. آنچه که همیشه تکرار می شود این است که همیشه در پس پاییز، زمستان می آید. در زندگی زمستانهای مختلفی وجود دارد : زمستان اقتصادی، زمستان اجتماعی، زمستان عواطف و زمستان جسمی _ وقتی چیزی را درک نمی کنید، زمستان است؛ وقتی اتفاقات ناخوشایند در پی هم می آیند، زمستان است؛ وقتی بیمارید و ناامید، زمستان است. وجود زمستان انکار ناپذیر است، پس باید یاد بگیریم چگونه از آن عبور کنیم.

سختی ها همیشه بعد از فرصت ها می آیند و رکود پس از رونق مطرح می شود. با زمستان چه می شود کرد؟ می توان قوی تر، عاقل تر و بهتر بود. زمستان نمی تواند تغییر یابد، ولی شما می توانید.

قبل از درک این حقیقت، همیشه در زمستان می گفتم ای کاش تابستان بود. وقتی سختی می کشیدم عادت داشتم بگویم، ای کاش راحت بود. ولی اکنون آرزو نمیکنم که کاش زمستان کوتاهتر یا سبک تر بود بلکه آرزو می کنم که کاش عاقل تر و بهتر بودم. نمی گویم کاش مشکلاتم کمتر بود، می گویم کاش قوی تر بودم. نمی گویم کاش سختی نمی کشیدم، می گویم کاش آگاه تر بودم.

"زندگی مثل تغییر فصول است. شما نمی توانید فصل ها را عوض کنید ولی می توانید خودتان را عوض کنید"

● بهار

خوشبختانه پس از زمستان ، فصل فعالیت و فصل فرصت ها از راه می رسد. بله فصل بهار...بهار فصل شکوفایی مزرعه ی بارور زندگی است. بذرهای آگاهی و تعهد کاشته می شوند و با تلاش و پشتکار به بار می نشینند.

از راه رسیدن بهار به تنهایی نشانه ی آن نیست که پاییز بعد از آن را به راحتی پشت سر خواهیم گذاشت. باید از بهار استفاده کنیم. هر یک از شکوفه های بهاری می توانند شکوفا شده و می توانند تا پاییز از بین بروند. از فرصتی که بهار برای شما فراهم می کند بهره ببرید. به قول و تعهد بهار ایمان داشته باشید : هرچه بکارید، همان را درو خواهید کرد. ثمره ی ایمان، قانونی است لغو ناشدنی : پاداش هر یک کار نیک، دریافت صدها نیکی است ؛ به ازای دستی که برای یاری کسی دراز می کنید، صدها بار دست شما گرفته خواهد شد ؛ به خاطر هر کاری که برای رضای خداوند انجام می دهید، صدها بار پاداش می گیرید ؛ و به ازای هر عشقی که ابراز می کنید، یک زندگی عشق به شما باز می گردد.

به خاطر داشته باشید که بهار زندگی ماهیتا" کوتاه است. ممکن است مسحور زیبایی های آن شده، در چشم به هم زدنی رفتنش را حسرت بار نظاره کنید. پس تامل کنید و عطر دل انگیز گلهای بهاری را با دل و جان استشمام کرده و قبل از دیر شدن کاری بکنید.

مبادا چشم باز کنید و ببینید بهار رفته و بذر های شما در کیسه ای در دستانتان مانده. عاقلانه و با درایت بذرهایتان را بطور منظم و با برنامه ریزی بکارید. از صخره ها، علف های هرز و موانع دیگر نترسید. اگر هوشیارانه عمل کنید هیچ یک از این موانع بذرهای شما را از بین نخواهد برد. پس حرکت را انتخاب کنید....جای کاهلی نیست. جذابیت های ظاهری را رها کنید و حقیقت را دریابید ؛ لبخند را بر لب بنشانید و اخم را فراموش کنید ؛ به عشق چنگ بزنید و دشمنی ها را دور بریزید. وقتی بهار دل انگیز به زندگی شما لبخند زد، کارتان را شروع کنید و از فرصت هایتان استفاده کنید.

بهار به ما نشان می دهد که زندگی یک فرصت زیبا است برای کاشت و برداشت. کافی است یاد بگیریم چگونه بار دیگر از صفر شروع کنیم. گویی دوباره زاده شده ایم....اجازه بدهیم جذابیت ها و شگفتی ها ما را به سوی خود بخوانند و انگیزه ی جستجوی معجزات پنهان در پدیده ها را در ما ایجاد کنند. بدون فوت وقت در بهار زندگی خود غرق شوید و از فرصت های آن بهره گیرید. بهار در زندگی هر یک از ما فقط چند بار رخ خواهد نمود. زندگی کوتاه است، حتی اگر طولانی ترین عمر طبیعی را تجربه کنیم. هر طور که زندگی می کنید، از آن لذت ببرید. نباشد که فقط نظاره گر گذشت فصول از پی هم باشید.

● تابستان

در این فصل از زندگی ، یادبگیرید چگونه می توان شکوفا شد و چگونه باید از بذرهای کاشته شده محافظت کرد. به محض آنکه بذر ها را بکارید، حشرات موذی و علف های هرز مزاحم، آنها را تهدید می کنند. آنها بذرها را ازبین خواهند برد مگر آنکه....شما از آنها محافظت کنید. این یک حقیقت است که هر چیز ارزشمندی نیاز به محافظت دارد.

نپرسید چرا . فقط قبول کنید که حقیقت همین است. با توجه به واقعیات، آغازی زیبا و با ارزش داشته باشید. هر باغی، روزی مورد حمله قرار خواهد گرفت. از ارزش های اجتماعی، ارزش های سیاسی، ارزش های تجاری و دوستی های ارزشمند باید محافظت کرد. هر باغی باید سراسر تابستان مورد مراقبت باشد، در غیر اینصورت به همه ی ثمرات ارزشمند آن دست نخواهید یافت. بدیهی است کسانی که به بذر ها و نهالهای خود توجه می کنند و از آنها محافظت بعمل می آورند از شر آفات و حشرات موذی و سایر موانع در امان خواهند بود.

● پاییز

پاییز فصل برداشت محصول و استفاده از ثمره ی زحمات کشیده شده در فصل بهار است.در پاییز بر داشت محصول را یاد خواهید گرفت به شرط آنکه اگر کار خود را درست انجام داده بودید مغرور نشوید، و اگر مشکلی در کارتان بود اعتراض نکنید. هیچ چیز لذت بخش تر از آن نیست که خوشه ی ثمرات کار خود را دانه دانه برچینید و هیچ چیز عذاب آور تر از آن نیست که در فصل برداشت مزرعه ی خود را خشک و بی ثمر بیابید. در مورد هرچیزی این امر صادق است که هر چیز به این دنیا بدهی ، همان را از آن پس خواهی گرفت. این قانون طبیعت است. با این وجود بهتر است به نتیجه فکر نکنید و هر آنچه در توان دارید بکار گیرید و با احساس مسیولیت از بذرهای خود مراقبت کنید. پذیرش مسیولیت در زندگی، کمال بلوغ انسانهاست.

زندگی، خود مدام در حال باز یافت و باز سازی است و بخشی از وظایف شما این است که یاد بگیرید با تغییر فصول خود را تغییر دهید و میان تضادها، توازن برقرار کنید:

روز/شب، خوبی/بدی ، زندگی/مرگ ، آب/خشکی ، تابستان/زمستان ، رونق/رکود و شادی/غم. شما با تضادها و تحولات مختلفی روبرو خواهید شد...اما به یاد داشته باشید که هرسال زمستان، بهار،تابستان و پاییزی دیگر خواهید داشت.

● موفقیتهای هر فصل

اکثر موفقیتهای شما به نوع رفتار و قابلیت شما در کاشت بذرها در فرصتهای بهار، وجین و شخم زدن در تابستان، برداشت محصول در فصل پاییز و قوی تر، بهتر و آگاه تر شدن در زمستان بستگی دارد. آنچه که برای شما اتفاق می افتد، آینده ی شما را نمی سازد نحوه ی پاسخ گویی و عکس العمل شما به آنچه که اتفاق افتاده است سازنده ی آینده ی شماست.

مخصوص خانم های پرمشغله

زمان زیادی ندارید؟ مشکلی نیست. خانه تمیز نیاز به ضدعفونی کردن، گرد گیری و تمیز کردن بیش از اندازه ندارد.
تهیه شده توسط: مارتا اسچیندلر کونور، او در کولورادو زندگی می کند جایی که تقریبا همه چیز با آب سرد شسته می شود.
من در یک خانه ای عاری از هرگونه کثیفی بزرگ شدم. اما ظاهرا تمیزی و نظافت یک ویژگی موروثی نیست. واقعیت این است که من نظافت را دوست ندارم و همچنین وقت آن را هم ندارم اما دوست ندارم خانواده ام در یک خانه کثیف زندگی کنند.
این موضوع را با چارلز جربا استاد میکروبیولوژیست دانشگاه آریزونا و محقق در زمینه علم بهداشت مطرح کردم. او به این نتیجه رسید که روش من تا اینجا چندان هم غلط نبوده است. او گفت: شما مجبور نیستید حتما مطابق اصول بهداشت رفتار کنید. او توصیه کرد که با چند تغییر کوچک در برنامه نظافت روزانه ام و تمرکز کردن بر روی نقاط کثیف خانه می توانم خانه و خانواده ام را سالم و تمیز نگه دارم. در زیر نکاتی توصیه شده تا شما هم بتوانید خود و خانه تان را تمیز و سالم نگه دارید: پس با ما باشید.
اتاق خواب 
بزرگترین و شاید سخت ترین کارهای اتاق خواب ریختن ملحفه ها داخل لباسشویی، گردگیری کردن و جاروکردن است. این کارها شاید برای زیبا به نظر رسیدن اتاق لازم باشد اما برای سالم بودن فضای اتاق خواب ضروری نیست.
یک مورد استثنا وجود دارد: اگر شما یا همسرتان به آسم یا آلرژی مبتلا هستید این کارها ضروری است.
 کمترین کاری که باید انجام دهید گردگیری و جاروکشیدن به صورت هفتگی است البته اگر آسم یا آلرژی دارید. از وسایلی مانند گردگیر استفاده کنید تا گرد و خاک ها را به جای پخش کردن در هوا به داخل خود می کشد همچنین می توانید از جاروبرقی هایی که محفظه ای برای آب دارند استفاده کنید تا گرد و خاک ها را با کمی رطوبت به داخل خود بکشد و از ایجاد گرد و خاک در فضا جلوگیری کند. 
برای سلامتی و ایمنی بیشتر بالش ها و ملحفه هایتان را هر 2 الی 3 ماه اتو بکشید.
هر 12 الی 18 ماه فرش هایتان را با بخارشو تمیز کنید.
آشپزخانه 
وقتی جربا و همکارانش تمام نقاط خانه را از لحاظ میکروب رتبه بندی کردند، آشپزخانه مشکوک ترین نقطه خانه بود. در اغلب خانه ها، افراد مواد شوینده ضد میکروب را بیشتر در توالت و حمام شان استفاده می کنند تا در آشپزخانه شان. 
کمترین کاری که باید انجام دهید تمیز کردن اسکاچ ظرفشویی است. شکافهای کوچک روی اسفنج میکروب ها را به دام می اندازد. اسکاچ خیس را روزانه در مایکروویو و یا در ماشین ظرفشویی قرار دهید تا ضدعفونی شود. در مواردی که به اسکاچ نیازی ندارید از حوله های کاغذی استفاده کنید.
برای سلامتی و ایمنی بیشتر سینک ظرفشویی، سطح بالای آن و تخته ای که روی آن مواد غذا را خرد می کنید را با اسپری های ضدعفونی کننده، تمیز کنید. اجازه بدهید اسپری کمی بماند و سپس با حوله کاغذی نمدار آن را پاک کنید.
هر شب ظرف هایتان را بشویید. سطح خیس و آغشته به غذای ظروف جای مناسبی برای رشد حشرات است.
هر روز دستگیره یخچال و گوشی تلفن را با مواد ضدعفونی کننده تمیز کنید تا میکروب ها از بین بروند. اگر زمانی که درحال گوشت خرد کردن باشید در یخچال را باز کنید، نفر بعدی شما با میکروب هایی که روی دستگیره یخچال است روبه رو می شود.
 خرده های غذا و نان را با یک پارچه خشک جارو کنید و سپس پارچه را در مواد شوینده بیندازید.
اتاق نشیمننسبت به گرد و خاک زیر فرشها احساس بدی دارید؟ درمورد کنترل تلویزیون و کامپیوتر چطور؟ ممکن است که با گردو خاک روی آنها این طور به نظر برسد که دست نخورده بوده است اما از آنجایی که آنها دائما در دست ماست، بیشتر در معرض میکروب هستند.
کمترین کاری که باید انجام دهید این است که کنترل تلویزیون، موس کامپیوتر، و کیبورد را هفته ای یکبار با مواد ضدعفونی کننده تمیز کنیم. اگر افراد خانواده سرما خورده اند تعداد ضدعفونی کردن را بیشتر کنید.
برای سلامتی و ایمنی بیشتر، اگر آلرژی یا آسم دارید هفته ای یکبار گردگیری و جارو کنید. برای لکه های کثیف فرش هم از مواد پاک کننده مخصوص لکه ها استفاده کنید. بگذارید چند دقیقه بماند تا کاملا تمیز شود. 
حمام
اگرچه آشپزخانه بزرگترین مکان جذب میکروب ها در خانه است اما حمام بعد از آشپزخانه دومین مکان برای جذب میکروب هاست. براساس تحقیقات جربا، سینک، شیر آب، و دوش حمام میکروب ها را در خود نگه می دارند و باعث عفونت و بیماری هایی مانند اسهال می شوند. ویروس سرما خوردگی نیز در همین مکان درکمین انسانها است.
کمترین کاری که باید انجام دهید هفته ای یک بار سینک، دوش حمام، شیر آب و کاسه توالت را ضدعفونی کنیم. اگر زودتر از یک بار در هفته نیاز به تمیز کردن داشتند، آنها را زودتر تمیز می کنیم.
 برای سلامتی و ایمنی بیشتر هر دو هفته یکبار کف زمین را طی می کشیم.
بعد از دوش گرفتن از اسپری های ضد عفونی کننده به صورت مرتب استفاده کنیم تا از ایجاد هرگونه کپک و دوده جلوگیری شود. بعد از هر دوش گرفتن و بخار گرفتگی در حمام، از اسپری های تمیز کننده استفاده کنیم. نیاز به شستن و خشک کردن آنها نیست. هر 3 ماه یکبار مواد سفید کننده را داخل کاسه توالت بریزید تا میکروب ها را بکشد.
پرده پلاستیکی حمام تان را هر 6 ماه یکبار دور بریزید. به جای آن یک پرده نایلونی بخرید و هر 3 یا 4 ماه آن را دور بریزید.
از کیسه یا لیف حمامی که با مواد مصنوعی درست شده اند استفاده کنید. آنها زود خشک می شوند و میکروب ها را در خودشان نگه نمی دارند. هر ماه آنها را عوض کنید.

۱۰ خصوصیت افراد موفق و خوشحال

 1)مشتاق:افراد موفق اماده و علاقه مند کارکردن و اموختن مطالب جدید هستند
۲) اگاه : افراد موفق از جدید ترین اخبار اطلاع دارند
۳) این افراد مخاطره جو و اهل ریسک هستند
۴)قاطع : ضرب المثل قدیمی که می گوید برای تصمیم گیری سریع باش و برای تغییر تصمیم ارام رفتار کن
۵) عاشق یاد گیری : در کتابخانه این افراد درباره همه موضوعی کتاب یافت می شود[/color]
۶) متعهد : این افراد خود را برای کسب نتیجه بهتر و رضایت بخش مسئول می دانند
۷) مصر و سر سخت : در ذهن اینگونه افراد ناامیدی جایی ندارد و انها فقط تلاش کردن را می شناسند
۸) انعطاف پذیر : افراد موفق نسبت به شرایط مختلف انعطاف پذیرند
۹) خلاق : همه ما درای غریزه ای هستیم تا در زندگی نواوری کنیم افراد موفق به طور کامل از از این غریزه خود بهره برده اند.
۱۰) معنوی : این افراد در مورد مسائل معنوی خود متعهد هستند

 ویتامینی برای تمام فصول

ویتامین ث یکی از ویتامین های محلول در آب است کشف این ویتامین به سال های بسیار قبل بازمی گردد.

در گذشته در کشتی هایی که مدت زمانی طولانی روی آب شناور بودند تعداد زیادی از کارگران کشتی می مردند بعد از بررسی های انجام شده در سال 1775 خدمه کاپیتان کوکس به دنبال اصرار وی و با خوردن یک سوپ غلیظ به نام آش ترش مزه از خطر رهایی یافتند.

در سال 1747 یک پزشک بریتانیایی به نام دکتر جیمز لیند چنین تصور کرد که منابع اسیدی مختلف خاصیت درمانی دارد و لذا 12 نفر از دریانوردان را که به بیماری اسکوربوت مبتلا بودند برگزید و آنها را به گروه های 2 نفری تقسیم کرد و به هر گروه غذای اصلی کشتی را به اضافه یک ماده اسیدی داد. در نهایت متوجه شد که آن گروه از دریانوردانی که از پرتقال و لیمو استفاده کردند خوب شدند ولی بقیه که از منابع اسیدی غیر از پرتقال و لیمو استفاده کردند خوب نشدند. از آن پس مقرر شد که تمام کشتی ها باید به همراه خود به اندازه کافی آبلیمو داشته باشند.

ویتامین ث نام های متفاوتی دارد. اسید سی ویتامیک ، اسید هگزورونیک ، اسید اسکوربیک این ویتامین یک ترکیب 6 کربنه است که در بدن برخی از حیوانات از گلوکز و یا گالاکتوز تولید می شود. بدن انسان، میمون ها، ماهی ها، خوکچه های هندی و بلبل قادر به ساخت این ویتامین نیستند.

این ویتامین به 2 فرم در طبیعت یافت می شود:

1) L اسکوربیک اسید: که در بدن فعالیت ویتامینی دارد.

2) D اسکوربیک اسید:که در بدن فعالیت ویتامینی ندارد و لذا نام آن را ارتیروبیک اسید نامیده اند.

● اعمال ویتامین (ث)

1) دخالت در تشکیل کلاژن:

کلاژن بخشی از بافت پیوندی تمام سلول های بدن است. برای تشکیل کلاژن وجود ویتامین ث ضروری است کلاژن مانند سیمانی عمل می کند که سلول های بدن را در کنار هم محکم می کند.

در اثر کمبود ویتامین C کلاژن به خوبی تشکیل نمی شود و فرد ممکن است دایماً دچار خونریزی های کوچک به صورت نقاط ریز در بدن شود. این خونریزی ها غالباً در نقاطی از بدن که تحت فشار مکانیکی قرار دارند بیشتر دیده می شود (مانند لثه ها و انتهای استخوان های دراز)

2) دخالت در تشکیل عاج دندان:

علاوه بر بافت پیوندی در ساختمان دندان ها نیز وجود ویتامین C ضروری است به همین دلیل کمبود این ویتامین علاوه بر بیماری لثه ها و خونریزی آنها باعث حساس شدن دندان ها، لق شدن و افتادن آنها می شود.

3) دخالت در متابولیسم اسیدآمینه تیروزین:

برای ساخته شدن تیروکسین در بدن اسید آمینه تیروزین تحت تاثیر آنزیم های خاصی قرار می گیرد و در نهایت با جذب عنصر ید در چند مرحله، تیروکسین تولید می شود. در این واکنش ها وجود ویتامین C ضروری است.

4) ویتامین C باعث آسان تر جذب شدن آهن می شود. همین طور جذب کلسیم در حضور ویتامین C راحت تر انجام می شود. ویتامین C در تبدیل اسید فولیک به فرم فعال آن کمک می کند.

5) دخالت در ترشح هورمون های غدد فوق کلیه

6) تبدیل تریپتوفان به سروتونین

7) درمان آلرژی ها به ویژه آلرژی های فصلی

8) کمک به بهبود سریع تر زخم ها

9) افزایش مقاومت بدن در برابر عفونت ها و کمک به بهبود سریع تر عفونت ها

● مقدار مورد نیاز این ویتامین

مقدار مورد نیاز در گروه های سنی مختلف متفاوت است. در کودکان 3-1 ساله 15 میلی گرم در روز، در زنان سنین 19 سال به بالا 75 میلی گرم در روز، در مردان 19 سال به بالا 90 میلی گرم در روز، در دوران بارداری برای زنان 19 سال به بالا 85 میلی گرم در روز و در دوران شیردهی 120 میلی گرم در روز نیاز است.

در کسانی که سیگار می کشند و یا در زنان که از قرص های ضدبارداری استفاده می کنند، نیاز به ویتامین C بیشتر است.

● منابع ویتامین ث

میوه ها و سبزیجات از منابع غنی این ویتامین هستند. مانند: مرکبات، توت فرنگی، طالبی، هلو، بروکلی، اسفناج، گوجه فرنگی، پیاز، لوبیاسبز، فلفل دلمه ای و ...

مقدار ویتامین ث موجود در سبزی ها و میوه ها به چند عامل بستگی دارد:

▪ نوع گیاه و قسمتی از گیاه که مصرف می شود:

در اثر ماندن گیاه مقدار ویتامین ث کاهش می یابد.

ساقه گیاهان ویتامین ث بیشتری نسبت به ریشه دارد. ساقه های نازک نسبت به ساقه های ضخیم ویتامین ث بیشتری دارند.

▪ مرحله بلوغ گیاه:

هر قدر میوه یا سبزی رسیده تر باشد و بعد چیده شود، مقدار ویتامین ث آن بیشتر خواهد بود. در مرحله بلوغ کامل گیاه بیشترین ویتامین ث را دارد.

▪ روش ذخیره گیاه:

هر قدر درجه حرارت نگهداری میوه و سبزی به دمای یخچال نزدیک تر باشد، ویتامین ث کمتری از بین می رود.

▪ فصل سال:

مقدار ویتامین ث گیاهان در فصول سال متفاوت است. در زمستان و در دی ماه بالاترین و در تابستان به ویژه در مردادماه پایین ترین مقدار ویتامین ث در گیاهان موجود است.

▪ نحوه فرآیند:

هر قدر ضمن انجام فرآیند هواکمتر با مواد غذایی در ارتباط باشد، مقدار مصرف آب کمتر باشد و درجه حرارت پایین تر باشد، ضایعات ویتامین ث کمتر می شود.

▪ نحوه طبخ غذا:

غذای خام ویتامین ث بیشتری دارد. هر قدر آب کمتر، هوا کمتر، حرارت کمتر، زمان طبخ کمتر باشد ضایعات ویتامین ث کمتر می شود.

● علایم کمبود این ویتامین

در اثر کمبود ویتامین C بیماری اسکوربوت اتفاق می افتد. در این بیماری لثه ها دایم خونریزی می کند دندان ها خراب می شوند، فرد احساس خستگی و خواب آلودگی می کند، در پاها دردهای روماتیسمی ایجاد می شود فرد دچار جراحات پوستی می شود گاه فرد دچار افسردگی و نگرانی مفرط می شود.

 بچه،چرا قد نمی کشی؟!

بچه،چرا قد نمی کشی؟!
این روزها بسیاری از والدین از كوتاه‌قدی كودكان خود نگرانند و برای افزایش قد آنها به روش‌های غیرعلمی متوسل می‌شوند، حال آن كه متخصصان تغذیه معتقدند که ...
متخصصان تغذیه معتقدند که كمبود روی و كلسیم و مصرف طولانی ‌مدت غذاهای پر پروتئین با ارزش بیولوژیكی پایین موجب كندی،توقف رشد و در نتیجه كوتاهی قد كودكان می‌شود.
فرخنده سیف‌اللهی،كارشناس ارشد تغذیه می‌گوید:كوتاهی قد كودكان به طور كلی به 2 مرحله قبل و بعد از تولد بازمی‌گردد؛به طوری كه پس از تولد،كودك علاوه بر انرژی به چندین اسید چرب ضروری كه اغلب در چربی‌ها بویژه ماهی و روغن‌های گیاهی وجود دارد،نیاز دارد.
وی با بیان این كه مصرف طولانی‌ مدت غذاهای پر پروتئین با ارزش بیولوژیكی پایین موجب كندی رشد یا توقف رشد كودك می‌شود،افزود:مصرف غذاهایی كه چربی زیاد داشته باشند،موجب می‌شوند تا پروتئین‌ها در حد نیاز به بدن كودكان نرسد و رشد آنان با مشكل مواجه شود.این در شرایطی است كه چندین ریز مغذی نیز در رشد كودكان نقش مهمی دارند.
این كارشناس تغذیه با اشاره به نقش برخی مواد معدنی در رشد كودكان ادامه داد:نقش روی در فرآیند رشد كودك بسیار حائزاهمیت است؛به طوری كه كمبود شدید آن موجب كوتاهی قد، كمی رشد غدد بدن (جنسی)‌،اختلال عملكرد ایمنی،اختلال پوستی،اختلال شناختی و بی ‌اشتهایی می‌شود.به گفته او،انواع گوشت‌ها،حبوبات،مغز دانه‌ها و غلات از منابع غنی روی هستند.
سیف‌اللهی در ادامه با اشاره به نقش كلسیم به عنوان یكی دیگر از عناصر موثر در رشد كودكان به افزایش قد جوانان ژاپنی در اثر مصرف 100 میلی‌گرم كلسیم در روز اشاره كرد و گفت:امروزه نقش كلسیم در افزایش قد به اثبات رسیده است،البته در این میان كمبودهای غذایی در دوران كودكی حتی در صورتی كه مكمل‌های ویتامینی و غذایی در دوران خردسالی به كودك داده شده باشد،نمی‌تواند از كوتاهی قد آنان جلوگیری كند.
این كارشناس تغذیه در همین ارتباط بر ضرورت مصرف زیاد غلات تاكید كرد و ادامه داد:غلات از منابع مهم تامین انرژی،پروتئین، آهن،روی و كلسیم است؛ولی فیتات موجود در آن بخش عمده‌ای از كلسیم،آهن و روی آن را دچار عدم جذب می‌كند.برای همین این نقیصه را می‌توان با مصرف نان‌های سبوس‌دار تخمیر شده كه فیتات موجود در آن به مواد قابل جذب تبدیل شده است،رفع كرد.
سیف‌اللهی در ادامه با بیان تفاوت میان سرعت رشد دختران و پسران گفت:سرعت رشد در دختران علاوه بر موارد تغذیه‌ای به میزان هورمون رشد و هورمون جنسی (استروژن)‌ نیز وابسته است.هورمون رشد سبب افزایش رشد بویژه در استخوان‌ها و غضروف‌ها می‌شود؛اما هورمون استروژن سبب بسته شدن مركز رشد استخوانی و كند شدن رشد استخوان می‌شود.به همین دلیل بعد از شروع قاعدگی سرعت رشد كندتر می‌شود.
وی ادامه داد:در دختران جهش چشمگیر رشد و حداكثر افزایش آن معمولا 2 سال پس از جوانه زدن سینه‌ها و یك سال قبل از شروع قاعدگی اتفاق می‌افتد،بنابراین دختران باید از توجه زیاد به مسائل مربوط به جنسیت بپرهیزند؛چراكه هیجانات جنسی به ترشح هورمون‌ها می‌انجامد كه این خود می‌تواند موجب افزایش احتمال كوتاه ماندن قد دختران در اثر بسته شدن زودتر اپی‌منیزهای استخوان‌های بلند شود.

 6 روش طبیعی افزایش سوخت و ساز بدن

به گفته محققان در پیش گرفتن چند عادت سالم می تواند نتیجه خوب و بلندمدتی داشته باشد.
۱ - صبحانه خوردن؛
انستیتوی ماساچوست گزارش می دهد که خوردن صبحانه سالم، فرآیند سوخت و ساز را فعال می کند.
۲ - به طور مکرر بخورید؛ 
خوردن وعده های غذایی کوچک و یا تنقلات هر 3 تا 4 ساعت به سوخت و ساز بدن کمک می کند. فقط هنگام احساس گرسنگی و قبل از سیر شدن از خوردن دست بردارید تا با افزایش وزن رو به رو نشوید. 
3 - وزنه برداری؛

محققان معتقدند که توده عضلانی بزرگ ترین علت سوخت و ساز سریع است هنگام استفاده از عضله در ورزش عضلات دچار فرسودگی می شوند و برای ترمیم و ساخت عضله بیشتر، بدن نیاز به افزایش سوخت  و ساز دارد. علاوه بر آن، افرادی با درصد بالای سوخت و ساز بدن حتی هنگام استراحت نسبت به افراد لاغر کالری بیشتری می سوزانند. 
4 - خنده بیشتر؛ بررسی نشان داده خندیدن سوخت و ساز بدن را تا ۲۰ درصد افزایش می دهد.
5- آب بخورید؛ آب نه تنها سوخت رسان و تصفیه کننده بدن محسوب می شود بلکه به سوخت و ساز بدن سرعت می بخشد.پس از نوشیدن آب سرد، بدن برای گرم نگه داشتن خود باید فعالیت کند و باعث تحریک سوخت و ساز بدن می شود.
6 - استرس را محدود کنید؛ اغلب عوارض جانبی جدی نتیجه استرس زیاد و کندی سوخت و ساز بدن است. هنگامی که تحت فشار قرار دارید نفس عمیقی بکشید.

خواص آناناس

آناناس از آن دسته غذاهايى است كه خوردنش كمى مشكل است. اما به شما تضمين مى دهيم كه همان لذتى را كه از خوردن يك قطعه شكلات مى بريد، بتوانيد از خوردن يك ليوان آب آناناس هم ببريد.
آناناس سرشار از ويتامين ها و مواد مغذى مثل كلسيم، پتاسيم، فيبر و ويتامين C است. علاوه بر اين بسيار كم چربى و كم كلسترول است.
اين خواص را مى توانيد از مصرف كمپوت آناناس، ميوه تازه آن، ميوه ي يخ زده يا حتى آب آناناس به دست آوريد.
يكى از خواص مهم آناناس كمك به ساخت استخوان هاى سالم و استحكام استخوان هاست.
آناناس غنى از منيزيم، ماده معدنى اى است كه وجودش براى ساخت استخوان ها و ارتباط بافت ها ضرورى است. آناناس باعث رشد استخوان ها در بدن جوانان و استحكام استخوان ها در پسران مى شود.
يك فنجان آناناس حدود 73 درصد منيزيم مورد نياز روزانه بدن را تأمين مى كند.
از ديگر خواص آناناس مى توان به نقش آن در بهبود سرماخوردگى و كاهش ميزان سرفه اشاره كرد.
اكثر افراد هنگام سرماخوردگى ويتامين C يا آب پرتقال بيشتري مى خورند، غافل از اين كه خواص آناناس نيز كمتر از آنها نيست.
«بروملين» موجود در آناناس باعث كاهش شديد سرفه يا توقف سرفه هاى شديد و كاهش ميزان آن مى شود. پس هنگام سرماخوردگى خوردن آناناس را فراموش نكنيد.

 با آرامش و شادی بیشتر عمر کنیم

در گذشته مردم معتقد بودند که آدم‌های خوب عمر کوتاهی دارند. این‌باور در قرن‌های ابتدایی رشد پیدا کرده بود.
در آن زمان کودکان بسیاری می‌مردند و انسان‌ها به‌راحتی با یک عفونت ساده جان می‌سپردند. اما آیا به‌راستی رابطه‌ای میان شخصیت‌ و سلامت وجود دارد؟ برپایه مطالعات علمی، اثبات این امر که افکار مثبت یا منفی می‌تواند روی سلامت فرد تاثیرگذار باشد با دشواری‌هایی همراه است اما هنوز دانشمندان در پی اثبات این قضیه هستند.
همه ما خواهان آن هستیم که از زندگی شاد و آرام برخوردار باشیم. به علاوه دستیابی به طول عمر بیشتر کیمیایی است که در طول سالیان متمادی همه به نوعی در جست وجوی آن بوده ایم. رسیدن به این هدف چندان دور از دسترس نبوده و احتیاج به هیچ جادو و اعجازی هم ندارد، کافی است اندکی به جسم و ذهن خود بیشتر توجه کنیم تا بتوانیم با تأمین سلامت هر دوی آنها، به راز طول عمر پی ببریم، این کار هم میسر نمی شود مگر بکوشیم با توجه به تغذیه مناسب و تمرینات ذهنی لازم، خود را از نظر جسمی و ذهنی تقویت کنیم، بنابراین زندگی آن قدر باارزش هست که برای هرچه لذتبخش تر کردن آن بیشتر بکوشیم. با رعایت این دستورالعمل ها و استفاده از آنها می توانید علاوه بر داشتن سلامت ذهنی و جسمی، از طول عمر بیشتری برخوردار شوید.
● رازهای طول عمر لذتبخش
▪ سیگار نکشید.
▪ تغذیه خوب داشته باشید.
▪ فعال، پویا و سرزنده باشید.
▪ به اندازه کافی بخوابید.
▪ سلامت جسمانی خود را به شکل منظم و مرتب چک کنید (با آزمایش های مرتب و منظم سالانه از سلامت جسمانی خود مطمئن شوید)
▪ ورزش، نرمش و تفریحات سالم را فراموش نکنید.
▪ از سلامت ذهن و فکر غافل نشده و به احساسات و هیجانات خود توجه داشته باشید.
البته ممکن است این کارها زیاد آسان به نظر نرسد، اما اگر هم این گونه باشد ارزش آن را دارد که امتحانشان کنید. در واقع با افزایش سن، بدن بیشتر در معرض ابتلا به بیماری ها قرار می گیرد، اما هیچکس هم نمی تواند از قبل عوارض خاصی را برای سنی خاص در نظر بگیرد، بنابراین اگر در حفظ سلامت خود بکوشیم با افزایش سن هم احتمال خطر ابتلا به بیماری های سخت و مزمن کمتر خواهد شد.
برخورداری از یک زندگی طولانی، همراه با سلامت و به دور از بیماری، چشم اندازی است که بیشتر ما انتظار به دست آوردن آن را داریم.
همچنین شواهد بسیار زیادی وجود دارد که انسان‌های منظم، دارای ثبات اجتماعی و خوش‌بین، خیلی کمتر از افراد تنها، بدبین و ناراضی از زندگی، در معرض ابتلا به بیماری‌های مختلف و در نهایت مرگ قرار می‌گیرند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که خوش‌بینی، در نهایت زندگی طولانی‌مدتی را برای شما به ارمغان می‌آورد، هرچند آن را تضمین نمی‌کند. طی تحقیقاتی که طی 23‌سال توسط دانشگاه «ییل» و «میامی» در «اوهایو» انجام شد این نتیجه به دست آمد که افراد بالای 50سالی که به افزایش سن خود با یک دید مثبت و به عنوان یک تجربه شیرین نگاه می‌کنند به طور متوسط تقریبا 5/7سال بیشتر از دیگران، زندگی می‌کنند. البته محققان عوامل مختلفی از قبیل نژاد، جنسیت، میزان سلامتی، طرز تفکر و تنهایی را نیز در نظر گرفتند.
متخصصین قلب وعروق معتقدند  نوع شخصیت افراد در بروز بیماری های قلبی موثر است به طوری که افراد عجول و منضبط بیشتر سکته قلبی را تجربه می کنند.
دکتر منوچهر قهرمانی گوید: نوع شخصیت و رفتار افراد علاوه بر سایر عوامل موثر در بروز بیماری‌های قلبی در این بیماری موثر است به نحوی که افراد عجول و منضبط که در انجام کارها شتاب می‌ورزند و دارای حساسیت و خودخوری هستند نسبت به افرادی که خونسرد و وقت شناس هستند، بیشتر دچار بیماری‌های قلبی می شوند.
وی گفت: همچنین افراد عجول بنا بر استرس بیشتری که از محیط دریافت می کنند، معمولا دخانیات بیشتری نیز مصرف می کنند که این مساله باعث می‌شود آمادگی بیشتری برای ابتلا به خطرات حمله قلبی داشته باشند.
به گفته وی، کسی که در همه عمر سه نخ سیگار کشیده باشد 3 برابر کسی که سیگار نکشیده در معرض سکته قلبی قرار دارد.
تحقیقات دیگری نیز در ارتباط با خوش‌بینی و افزایش طول عمر وجود دارد. محققان مرکز مطالعات «مایو» زندگی و خصوصیات اخلاقی 447 نفر را طی 30سال مورد بررسی قرار دادند. کسانی که به عنوان «خوش‌بین» نامگذاری شده بودند نصف افرادی که «بدبین» یا تلفیقی از «هر دو» بودند به مرگ‌های ناگهانی دچار می‌شدند. همچنین این افراد همزمان با افزایش عمر، مشکلات کمتری در مورد سلامت فردی خود پیدا می‌کردند، محدودیت‌هایشان کمتر بود، دردهای کمتر و انرژی بیشتری نسبت به دو گروه دیگر داشتند.
در مطالعه‌ای به نام «نیمه پر یا خالی لیوان؟» پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که خوش‌بینی به این معنا که مردم وقایع زندگی‌شان را برای خود یا سایرین تعریف‌کنند باعث می‌شود تا در مقابل بیماری قلبی در حد بسیار زیادی مصونیت پیدا کنند. این مورد در کلام ارد بزرگ هم دیده می شود زندگی رنج و درد نیست هدیه ایی است برای شاد بودن . مادر گیتی جام زهر بر دهان کودک خویش تمی گذارد او می پروراند برای بهروزی و خوشبختی . همچنین افراد خوش‌بین خیلی سریعتر از بدبینان پس از عمل باز قلب بهبودی حاصل می‌کنند. احساسات منفی‌گرایانه و بدبینی مزمن را باید به عنوان عاملی در افزایش بیماری‌های قلبی در نظر گرفت.
در این قسمت راه‌هایی ذکر شده که ثابت می‌کند اخلاق و ویژگی‌های فردی در سلامت و طول عمر افراد دخیل هستند. عصبانیت و ناامیدی‌های مزمن منجر به مصرف دخانیات یا استفاده از سایر غذاهای ناسالم می‌شود. یک فرد خوش‌بین با اراده محکم‌تری قدم در راه ترک عادات ناشایست می‌گذارد. یا سعی می‌کند به‌هیچ‌وجه به آنها معتاد نشود. این خوش‌بینی است که باعث می‌شود فرد در جست‌وجوی مشاور پزشکی و پیروی از او باشد. او راهی را برمی‌گزیند که از آن طریق خود را از دچارشدن به بیماری‌های مختلف دور نگه دارد. این امکان هم وجود دارد که خوش‌بینی روی سیستم دفاعی بدن تاثیر مثبت گذاشته و آن را تقویت کند. البته تحقیقات انجام‌شده در این زمینه تا این لحظه نتایج مستدلی را پیرامون این مطلب ثابت نکرده‌اند.
باید توجه داشت که در کنار خوش‌بینی عوامل دیگری نیز در نظر گرفته می‌شوند. از آنجا که شخصیت انسان‌ها از همان زمان تولد و در دوران کودکی شکل می‌گیرد، گروه تحقیقاتی دانشگاه کالیفرنیا پژوهش‌های خود را در سال‌1920 بر عده‌ای کودک شروع کردند. نتایج این تحقیقات حیرت‌انگیز بود. کودکانی که از همان آغاز کودکی از وجدان خود استفاده می‌کردند و تقریبا بچه‌های وظیفه‌شناسی بودند در دوران زندگی خود با مشکلات و بیماری‌های کمتری برخورد می‌کردند. وجدان و وظیفه‌شناسی در این پژوهش‌ها براساس خصوصیات اخلاقی زیر تعریف شده بود: نظم شخصی، توانایی توکل‌کردن، بیم و هراس، ارزش‌قائل‌شدن و آرزوی رسیدن به اهداف.
حتی اثبات شده که دارا بودن این خصوصیات در زندگی خیلی بیشتر از خوش‌بینی‌ به شما کمک می‌کند و سبب می‌شود تا سراسر عمرتان سالم و سرزنده زندگی کنید. شاید خوش‌بینی هم جزئی از وجدان و ضمیر ناخودآگاه هر شخص باشد. نمی‌توان گفت که فکرکردن قبل از انجام عمل که یکی از پیش‌نیازهای وجدان سالم است، همان خوش‌بینی محسوب می‌شود. اما وجدان می‌تواند پایه و اساس خوش‌بینی را برای فرد فراهم آورد.
خوش‌بینی بیش از اندازه یا پیروی از وجدان بیش از حد لازم نیز بی‌فایده است و عواقب خاص خود را به همراه دارد. خوش‌بین‌بودن کورکورانه شما را به دردسر می‌اندازد و بدبینی نیز به نوبه خود فوایدی را به همراه دارد؛ اگر از سانحه رانندگی بترسید، آنگاه با احتیاط رانندگی می‌کنید؛ اگر از سرماخوردگی دل‌ خوشی نداشته باشید، از خودتان بهتر مراقبت می‌کنید تا سرما نخورید.
در این قسمت یک سؤال مهم مطرح می شود؛ «آیا خوش‌بینی باعث بهبود وضعیت سلامت افراد می‌شود یا افراد سالم خوش‌بین می‌شوند؟» در این قسمت فاکتورهای داخلی را هم باید محاسبه کرد؛ تحصیلات، نژاد، عوامل وراثتی، جنسیت، دسترسی به فناوری‌های نوین پزشکی و از همه مهم‌تر ثروت، همچنین گفته می‌شود چیزی به عنوان شانس هم در این زمینه کاربرد دارد.
بنابراین خوش‌بینی یکی از عوامل مهمی است که باید زمینه رشد و شکوفایی را برای آن فراهم آورد. یک فرد بدبین به‌شدت نیاز به شادی و خوشحالی دارد. اگر شما خواستار عمر طولانی به همراه سلامت کامل هستید باید ببینید تا چه حد خوش‌بین یا بدبین هستید.
شاید شما به طور ذاتی انسانی چندان آفتابی نباشید، شاید کودک باوجدان و وظیفه‌شناسی نبوده باشید، اما باز هم جای امیدواری وجود دارد آن هم برای ایجاد خوش‌بینی. هیچ وقت برای تغییر و تحول دیر نیست. همه ما می‌توانیم از زندگی نهایت لذت را ببریم. بنابراین بیشتر مراقب خودتان باشید، درست غذا بخورید، سیگار نکشید و نرمش روزانه را نیز فراموش نکنید. حتی اگر شما خیلی خوش‌بین هستید و در زمان کودکی رفتار بی‌نظیری داشته‌اید، باز هم انجام این موارد در زندگی به شما کمک می‌کند.
براساس یافته های مرکز کنترل بیماری ها، تمرین کردن رفتارهای سلامت بخش می تواند از ابتلا به بیماری ها جلوگیری کرده یا عوامل مؤثر در بروز بیماری های کشنده را کنترل کند. سن، نقش زیادی در این زمینه ندارد؛ یعنی در هر سن و سالی که باشید می توانید الگوی رفتاری سالمی برای نوع تغذیه و روش زندگی کردن خود اتخاذ کنید. در واقع سبک زندگی شما بیشترین تأثیر را در میزان سلامت و چگونگی حفظ آن دارد و این که چطور بتوانیم از طول عمر بیشتری برخوردار باشیم، دقیقاً در ارتباط مستقیم با همین موضوع است.
این عوامل به شما کمک می کند که سبک زندگی خود را از لحاظ کیفی بهبود بخشید:
▪ باز هم سیگار نکشید. سیگار نکشیدن موجب می شود احتمال ابتلا به انواع سرطان ها، حملات قلبی و بیماری های ریوی کاهش یابد.
▪ توانایی بویایی و چشایی خود را تقویت کنید و نسبت به اطراف خود هوشیار باشید. برای نسل های جوان تر یک مدل مثبت و نمونه باشید (نمونه ای سالم از زندگی سالم؛ تغذیه سالم در کنار ذهن سالم!)
▪ تغذیه سالمی داشته باشید. پیروی از رژیم غذایی صحیح و ورزش کردن را هرگز فراموش نکنید. غذای سالم و مفید به بدن شما سوخت می رساند، زیرا بدن برای فعالیت به سوخت سالم نیاز دارد و تبعیت از رژیم غذایی صحیح مانند این است که باک بنزین ماشین تان را هیچگاه بدون سوخت مناسب باقی نگذارید.
▪ آگاهانه انتخاب کنید. غذاهایی را انتخاب کنید که انرژی لازم را به بدن شما برساند. غذا باید آن قدر به شما انرژی بدهد که علاوه بر تأمین قوای جسمانی به تأمین و بازسازی قوای تحلیل رفته تان هم کمک کند.
▪ فعال، پویا و خلاق باشید. فعالیت و شور و شوق زیاد برای بهره مندی از تک تک لحظات زندگی نیاز به سن و سال خاصی ندارد، شما در هر سنی که باشید می توانید لحظاتی شیرین را تجربه کنید؛ مشروط بر این که خودتان بخواهید و در واقع آن را از درون خود به بیرون منتقل کنید، نه این که همیشه منتظر وقوع حادثه ای باشید تا بتوانید اندکی شور و هیجان به خرج داده یا خلاقیتی از خود نشان دهید. در واقع بیشترین خلاقیت شما وقتی نمود پیدا می کند که بتوانید در شرایطی که انتظار آن نمی رود، فعال و سر زنده باقی بمانید. تحقیقات نشان می دهد طول عمر افرادی که نسبت به زندگی علاقه و شور و شوق بیشتری نشان می دهند، بیش از افرادی است که دائم کسل و ناامید در گوشه ای کز کرده اند و امیدوارند بالاخره روزی شادی، زنگ خانه آنها را به صدا دربیاورد.
▪ وزنتان را کنترل کنید. کنترل وزن یکی از مهم ترین عوامل برخورداری از سلامت و درنتیجه زندگی سالم و طول عمر بیشتر است. هنگامی که نمی توانید به وزن مناسب دست یابید، علاوه بر اینکه ذهن خود را همیشه درگیر کاهش وزن می کنید، سلامت خود را هم به مخاطره می اندازید، بنابراین یک بار برای همیشه اراده کنید و بکوشید با انتخاب یک رژیم غذایی صحیح با اضافه وزن خود برای همیشه خداحافظی کنید.
▪ علائم افسردگی و اضطراب را کاهش دهید. در موقعیت های سخت و تنش زا با پرداختن به اموری دیگر، ذهن خود را از مشکلات و مسائل منحرف کنید. باور داشته باشید شما چه افسرده و چه قوی، مقاوم و پایدار باشید روزهای زندگی تان سپری می شوند و می گذرند، اما اگر خودتان به استقبال غم و غصه نروید، آنها هم زودتر شما را رها خواهند کرد. به علاوه وقتی روحیه خود را نبازید و شجاعت بیشتری از خود نشان دهید، بهتر می توانید مشکلات تان را حل کنید.
*از استرس رهایی یابید. تحقیقات نشان می دهد افرادی که آرامش بیشتری دارند، نسبت به اشخاصی که دائم مضطرب و نگران هستند، کمتر در معرض بیماری قرار دارند. به عنوان نمونه افراد آرام و غیرمضطرب توانایی های بیشتری در غلبه بر سرماخوردگی و سایر بیماری ها دارند.
▪ برای استحکام عضلات و استخوان های خود بکوشید. شما می توانید با برخورداری از تغذیه سالم از استخوان بندی محکمی برخوردار شوید و استخوان های شما زمانی استحکام کافی خواهند داشت که بتوانید عضلاتتان را هم کاملاً ورزیده و قدرتمند نگاه دارید. برای رسیدن به این هدف باید ضمن تغذیه صحیح (خوردن لبنیات، حبوبات، سبزیجات، سویا و میوه های فصل)، از ورزش کردن غافل نشوید. پرداختن به ورزش هایی مانند یوگا علاوه بر اینکه سلامت شما را تضمین می کند، موجب می شود ذهنتان کمتر به طرف مشکلات منحرف شود. در واقع یوگا به نوعی موجب می شود که مهار ذهن شما در اختیارتان باشد.
▪ خواب کافی داشته باشید. شما باید به طور معمول شبها هفت تا هشت ساعت بخوابید. به منظور برخورداری از خواب کافی، برای خود جدول زمانی دقیقی ترسیم کنید و در آن ساعت هایی را که نتوانسته اید خواب خوبی داشته باشید یادداشت کنید. بعد به بررسی علل آن بپردازید و ببینید چه عواملی موجب می شود نتوانید شب ها خوب بخوابید. به علاوه، قبل از خواب از خوردن غذا یا نوشیدن زیاد خودداری کنید.
تحقیقات جدید نشان داده اند کسانی که از سلامت ذهنی بیشتری برخوردار بوده و از مغز خود بیشتر استفاده می کنند و به اصطلاح از آن بیشتر کار می کشند، ازنظر جسمانی و اجتماعی افرادی فعال تر و مطرح تر هستند.
با شرکت در گروه های اجتماعی مختلف، فرصت های یادگیری بیشتری را دراختیار خود قرار دهید. فرصت حضور یافتن در هر جمعی را مغتنم شمرده و سعی کنید بتوانید از آن جمع چیزهای تازه ای یاد بگیرید. به چالش کشیدن مغز با حل معما یا پازل هم تمرین خوبی برای فعال شدن ذهن شما است.
نکته آخر : 
دکتر منوچهر قهرمانی تاکید می کند: متاسفانه زمینه بروز سکته در کشور ما در حال حاضر از دوران کودکی آغاز می شود. نوع بازی کودکان که منجر به کمبود تحرک در آنها شده و الگوی تغذیه کودکان که با باورهای غلط به افزایش چاقی آنها انجامیده است، شرایط سکته قلبی را در بزرگسالی ایجاد می کند.
دکتر قهرمانی برای پیشگیری و کاهش سکته های قلبی بر تغییر الگوی تغذیه ، ورزش و تحرک و مقاومت در برابر استرس ها و فشار های عصبی تاکید کرد.

 تفاوت خانه داری زنانه با خانه داری مردانه

تا پیش از این نمی دانستم خانه چگونه و چه زمانی آراسته و زیبا و دلپسند می شود. شاید به همین دلیل مانند بسیاری از مردان چندان درکی از ظرافت ها و زیبایی های خانه نداشتم. نه نام درست غذاها را می دانستم و نه حتی با سبک لباس های مردانه آشنا بودم چرا که همواره عادت داشتم همسرم درباره کم و کیف سبک زندگی مان تصمیم بگیرد، حتی لباس پوشیدن من! روزی همسرم برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به خارج از کشور رفت و من به ناگزیر هم نقش مرد خانه و هم کدبانوی منزل را عهده دار شدم. با همه دشواری های پیش رو به ناچار نقش پدر مجرد را پذیرفتم و به تدریج علاوه بر رعایت بهداشت و نظافت منزل، در خرید مواد غذایی فعال شدم و برای شروع، طرز پخت پلو، کتلت و ماکارونی را در دستور کار روزانه ام قرار دادم و دلیل آن بسیار ساده بود: دخترم پلوی سفید و ماکارونی دوست داشت و پسرم عاشق کتلت بود. بعد هم شستن لباس ها با ماشین رختشویی، اتو کردن آنها، مرتب نگه داشتن کمد لباس ها و گنجه های لوازم خانه را آموختم. در نهایت زمانی فرا رسید که آشنایان و خویشاوندان به من نمره 20 دادند!

 

با این وصف، خانه داری فقط یک مجموعه از قواعد فرهنگی و جامعه شناختی نیست. این پدیده روزمره در گرو داشتن دانش و مهارت گسترده است زیرا امروزه زندگی خانگی روز به روز دیجیتالی تر می شود. اغلب کارها توسط وسایل الکترونیکی و مکانیکی مانند ماشین رختشویی، مخلوط کن، خردکن، غذاساز، ساندویچ ساز، پلوپز تایمردار برقی، مایکروفر، سولاریوم، اتو، رایانه، خودرو و خلاصه صدها دکمه دیگر به سرانجام می رسد. زندگی امروز به شکلی سبک مند شده است و این اصطلاح را تا عملا با آن درگیر نشوی، متوجه نخواهی شد.

اکنون می دانم سبک زندگی صرفا یک مفهوم انتزاعی و ذهنی نیست بلکه با عمیق ترین و پیچیده ترین لایه های احساس و ادراک انسان سر و کار دارد. خانه داری نیازمند درک کامل و روشی از مفهوم پاکیزگی است زیرا که تمیزی در شمار پایه ای ترین مفاهیم خانه داری است و در عین حال بین درک مردانه و زنانه از این مفهوم، تفاوت وجود دارد. زنان تمیزی را در چندین معنا به کار می برند. یک معنای آن، پاکی یا نجس نبودن یا دوری و پرهیز از نجاست است و تقریبا همه زنان مسلمان ایرانی به این مقوله فرهنگی و دینی حساسیت ویژه دارند. مفهوم دیگر تمیزی، آلوده یا کثیف نبودن است. سومین معنای تمیزی، مرتب بودن است، این که هر چیزی سر جای خودش باشد. مثلا وقتی جوراب ها روی مبل یا میز غذاخوری است، خانم ها فریادشان بلند می شود که ازاین همه ندانم کاری آقایان و بچه ها به ستوه آمده اند. درک مقوله نظافت و تمیزی نزد آقایان بیشتر متوجه و نزدیک به مفهوم کثیف نبودن است.

تجربه من نشان می دهد خانه داری یک فرایند مستمر و جاری و ساری در روح خانه است که نه آغازی دارد و نه پایانی می توان برای انجام آن متصور بود. ما هنگام نقش خانه داری همواره در نقطه ای از یک فرآیند یا مدار قرار داریم و به طور دقیق نمی دانیم چه مقدار را طی کرده ایم یا چه اندازه دیگر باقی است.

خانه داری که دشوار نیست!

کسالت و ملالت بار بودن کارخانه نیز دقیقا ناشی از روح پایان ناپذیر این فعالیت است. این که اغلب خانم ها احساس می کنند که همسرانشان آن اندازه قدرشناس فعالیت روزمره آنها نیستند، به دلیل این است که مردها گمان می کنند شستن چند تکه ظرف و تمیز کردن چند اتاق و مرتب کردن رخت و لباس و نهایتا تهیه چند وعده غذا که دیگر کار سخت و دشواری نیست، می توان همه این کارها را ظرف دو ساعت انجام داد. اما نکته ظریف دقیقا همین جاست، مردها غافلند که خانه دایم در معرض کثیف شدن و نامرتب بودن است و چنان چه هر چیزی سر جای خود است به خاطر وجود دست نامریی کدبانوی منزل است. خانه داری در شرایط امروز در گرو مشارکت همه اعضای خانه است زیرا برخلاف تصور، یک فعالیت اجتماعی و جمعی است نه فردی. خانه وقتی تمیز می ماند که همه دغدغه پاکیزه نگه داشتن آن را داشته باشند. با این اوصاف خانه داری نوعی سرمایه فرهنگی است. زیرا مجموعه عادات، سلیقه ها و ذوق ها، دانش و مهارت و بصیرت های خانه لاجرم در فرایند جامعه پذیری و فرهنگ یابی به فرد منتقل می شود.

ما، حاصل تجربه های روزانه زندگی مان هستیم. فعالیت همیشگی در خانه برای مدت طولانی، نوع خاصی تلقی از خود و جامعه را در فرد پدید می آورد.

از آن جا که دنیا محدود و همه چیز آن در کنترل فرد است، شخص خانه دار اغلب این احساس را دارد که می تواند محیطش را اداره کند. کسانی که تجربه خانه داری ندارند اغلب با محیط پیرامون خود فاصله دارند و گویی با آن بیگانه اند. خانه داری مردان به نوعی آنان را دارای روحیه زنانه می کند. برای همین زنان این گونه مردان را تحسین می کنند چرا که این مردان بیشتر زبان و احساس زنان را از کار در خانه درک می نمایند اما دوست ندارند مردان خیلی به آنها شبیه شوند. میل زنان و مردان ایرانی اغلب همواره با نوعی تاکید بر حفظ مرزهای نمادین هویت مردانه و زنانه است. در مجموع، خانه داری نوعی ارتباط اجتماعی است که طی آن ما به بازنمایی و ساخت خود از طریق دیگری می پردازیم. این کارکرد فرهنگی کمتر از سایر کارکردهای خانه داری آشکار است چرا که خانه داری به گونه ای چشمگیر به منظور تامین نیازهای فرد و اعضای خانواده انجام می شود و حضور دیگری در آن ناپیداست. اما کمی درنگ پیرامون این موضوع نشان می دهد که دیگری به همان اندازه خود در خانه داری نقش دارد.

مديريت و ارتباطات

چكيده

اين مقاله مفاهيم و فنون ارتباط را در حوزه مديريت و سازمان مورد بررسي قرار مي‌دهد. عوامل پديدآورنده تنش در سازمان، فرآيند ارتباط و اجزاء آن، راه‌هاي ايجاد ارتباط و انواع آن، انواع ارتباطات در سازمان، روش‌هاي بهبود و ارتباطات و شناسايي و رفع موانع ارتباطي براي ايجاد محيط و ارتباطات پويا در سازمان و تنش‌زدايي مباحث اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

منبع : روزنامه همشهري،‌ پنجشنبه 3 شهريور 1384، سال سيزدهم، شماره 3783، صفحه 7 و 10.
توضيح :

اين مقاله توسط سايت راهكار مديريت اندكي تغيير يافته است.

كليدواژه : ارتباط؛ ارتباطات سازماني؛ تنش؛ ارتباطات عمودي رسمي غير رسمي؛ تنش‌زدايي

1- مقدمه

در مديريت اموري چون ارتباطات انساني، عوامل مؤثر بر ارتباطات، گروه‌هاي غيررسمي و رسمي، راه‌هاي بهبود ارتباطات در رفع موانع ارتباطي و مدنظر داشتن مراودات انساني در سازمان مطرح است. بيشتر وقت مديران به ارتباط رودررو يا تلفني با زيردستان، همكاران يا مشتريان مي‌گذرد و گاهي در زماني كه مديران تنها هستند ممكن است به واسطه ارتباطات ذهني با مسائل حاد روز خلوت آنها به يك محيط كاري تبديل شود. اين مقاله مفاهيم و فنون ارتباط را در حوزه مديريت و سازمان مورد بررسي قرار مي‌دهد.

2- ارتباط

ارتباط فرايندي است كه اشخاص از طريق انتقال علايم پيام به تبادل معيني مبادرت مي‌ورزند. در يك فرايند ارتباط ۷ بخش وجود دارد:

  • منبع ارتباط
  • به رمز درآوردن پيام
  • پيام
  • كانال
  • از رمز خارج كردن پيام
  • گيرنده پيام
  • بازخورد نمودن نتيجه

پيام عبارت است از شكل عيني شده مفهوم ذهني فرستنده پيام. پيام ممكن است كلامي يا غيركلامي باشد. پيام كلامي به صورت نوشتار يا گفتار مي‌باشد و پيام غير كلامي علائم، اشارات و تصاويري هستند كه براي ايجاد ارتباط به كار مي‌روند مثل تصوير پرستاري كه انگشت خود را بر بيني نهاده و شما را دعوت به سكوت مي‌كند.

در بياني ديگر پيام‌ها به صورت سمعي، بصري، كتبي، سمعي - بصري، بصري - كتبي، سمعي - كتبي، تقسيم‌بندي شده‌اند كه فرستنده پيام موظف است براي فرستادن پيام خود از يكي از فعاليت‌هاي سخن گفتن، كاربرد وسيله مكانيكي براي ارسال پيام، عمل، تحرير و نوشتن يا تركيبي از اين فعاليت‌ها متناسب با پيامي كه مي‌خواهد بفرستد استفاده كند و گيرنده پيام نيز موظف است جهت دريافت گوش دادن، مشاهده، خواندن يا تركيبي از اين فعاليت‌ها متناسب با پيام فرستاده شده استفاده كند.

در تقسيم‌بندي ديگر راه‌هاي شناخته شده در ايجاد ارتباط، ارتباطات گفتاري، نوشتاري و غير گفتاري هستند. عيب ارتباطات گفتاري در سازمان اين است كه پيام از چندين نفر عبور مي‌كند. هر قدر تعداد افرادي كه پيام از آنها عبور مي‌كند بيشتر باشد احتمال تحريف پيام بيشتر است. هر فرد پيامي را كه دريافت مي‌كند از ديد خود تفسير مي‌كند و پس از آن كه پيام به نفر آخر رسيد محتواي آن كاملاً تحريف شده است. پيام نوشتاري بر پيام گفتاري ارجح است، زيرا هر گاه كسي بخواهد مطلبي را بنويسد دقت بيشتري به عمل مي‌آورد و پيام دهنده مجبور است ژرف‌تر بينديشد. بنابراين پيام‌هاي نوشتاري پشتوانه منطقي قوي‌تري دارند و رساتر و روشن‌ترمي‌باشند. عيب پيام نوشتاري هم در وقت‌گير بودن آن است و عيب ديگر آن بازخورد ننمودن نتيجه و اينكه نمي‌توان تضمين كرد كه آيا پيام نوشتاري به دست فرد مورد نظر رسيده و اينكه وي چگونه آن را تفسير كرده است. ولي در ارتباطات گفتاري مي‌توان از گيرنده پيام خواست آنچه را دريافت كرده بازگو كند. ارتباطات غيرگفتاري دربرگيرنده حركت اعضا و اندام است و شامل آهنگ، صدا، اشاره‌هاي چشم و ابرو و ساير اندام بدن مي‌شود. از طرفي بايد بدانيم حركت يك عضو نمي‌تواند يك مقصود يا مفهوم جهاني به خود بگيرد ولي هنگامي كه آن را با زبان گفتاري در هم آميزيم پيام كامل‌تري به گيرنده مي‌دهد.

3- انواع ارتباطات

  • ارتباطات يك‌جانبه: هر گاه عكس العمل (واكنش) گيرنده نسبت به پيام ابراز نشود آن ارتباط را يك جانبه گويند. اين نوع فرآيند ارتباط فاقد بازخورد مي‌باشد. در فرآيند ارتباط يك طرفه هر گاه فرستنده پيام مطالب دشوار، كسل كننده يا بيش از حد تخصصي ارائه كند آن گاه تا زماني كه شنوندگان قادر به درك و دريافت مفاهيم هستند بازدهي مثبت است ولي هر گاه توان و انرژي شنوندگان براي دريافت و تحليل ذهني مفاهيم كاهش يابد با حركاتي چون خميازه و دهن‌دره و حالات ديگر اين عدم دريافت پيام را مطرح مي‌كنند. در صورتي كه فرستنده ادامه بحث را براي زماني ديگر بگذارد ارتباط دو طرفه باقي مي‌ماند ولي در صورتي كه به اين حالات كه ناشي از عدم دريافت مفهوم است توجه نكند ارتباط يك طرفه مي‌شود.
  • ارتباطات دوجانبه: چنانچه محيط استقرار به گونه‌اي باشد كه گيرنده عكس العمل‌ها و نظرهاي خود را درباره محتواي پيام به اطلاع فرستنده برساند و عملاً اين چنين كند به اين نوع ارتباط دوجانبه گويند.

به هر حال بايد توجه داشت فرستنده‌اي مؤثر است كه عوامل محيطي را مورد بررسي قرار داده و اطمينان حاصل كند كه پيام دريافت شده است.

4- ضرورت برقراري ارتباط در مديريت

  • ارتباطات براي مديريت به دلايل زير مهم است:
  • برقراري رابطه مؤثر و كاهش تنش‌ها در محيط كاري
  • ارتباط فرايندي است كه وظايف برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت، رهبري و كنترل توسط آن انجام مي‌گردد. پس ايجاد ارتباطات سالم و مؤثر، تنش‌هاي موجود در مسير انجام اين وظايف را از بين مي‌برد يا لااقل كاهش مي‌دهد.
  • ارتباط فعاليتي است كه مديران جهت هماهنگ كردن و متناسب نمودن وقت خود از آن بهره مي‌گيرند.

5- ارتباطات در سازمان

ارتباط سازماني فرايندي است كه مديران را براي گرفتن اطلاعات و تبادل معني با افراد فراوان داخل سازمان و افراد در ارگان‌هاي مربوط به خارج از آن سيستم توانا مي‌سازد. انواع ارتباط سازماني عبارتند از: ارتباطات عمودي در سازمان، ارتباطات رسمي و ارتباطات غيررسمي. ارتباطات عمودي از بالا به پايين با اهداف هدايت، آموزش، اطلاع و ابلاغ دستورات مقامات مافوق به زيردستان مي‌باشد و ارتباطات عمودي از پايين به بالا جهت ارائه گزارش، پيشنهاد، اداي توضيحات و درخواست‌هاي گوناگون مي‌باشد. در ارتباطات از پايين به بالا هر گاه زير دست دريابد مافوق نسبت به پاره‌اي اطلاعات واكنش منفي از خود نشان مي‌دهد آن گاه در ارسال آن نوع اطلاعات امساك كرده يا آنها را تعديل مي‌كند.
در ارتباط از بالا به پايين هر گاه مديران از دادن اطلاعات واقعي و كافي به زيردستان خودداري كنند آن گاه مرئوسان اعتماد خود را نسبت به آنان از دست داده و نمي‌توانند پاسخ‌هاي صحيح و درستي به پيام‌هاي ارتباطي آنها بدهند و اين امور باعث تنش‌هايي در سازمان مي‌شود.

ارتباط رسمي در گروه‌هاي كوچك رسمي شامل شبكه‌هاي همه جانبه، چرخي و زنجيره‌اي هستند. در ارتباط  همه‌جانبه همه اعضا مي‌توانند آزادانه با هم در ارتباط باشند. در شبكه چرخي رهبر به عنوان كانون و مركز اين ارتباطات فعاليت مي‌كند و در شبكه زنجيره‌اي يك زنجير فرماندهي رسمي وجود دارد. وجود هر يك از اين سه شبكه به هدف گروه بستگي دارد.

افراد به محض ورود به سازمان بنا بر علل مختلف مانند علايق و سليقه‌هاي مشترك، همفكري‌ها و همدلي ها، الفت و نزديكي‌ها و غيره با هم رابطه برقرار مي‌كنند و شبكه ارتباطات غير رسمي را تشكيل مي‌دهند. ارتباطات غير رسمي در سازمان گاهي اوقات آنقدر توسعه مي‌يابد كه ارتباطات رسمي در آن محو مي‌شود. در صورتي كه ارتباطات غيررسمي با اهداف سازمان در تعارض باشد در راه رسيدن به اين اهداف اختلال ايجاد مي‌كند و در جو سازمان تنش پديد مي‌آورد.

هر گاه مدير اين گونه روابط را در راستاي اهداف سازماني ببيند آن گاه بايد از آنها بهره گيرد و هر گاه آنها را مخالف و بازدارنده ببيند آن گاه بايد در توقف اين گونه روابط بكوشد تا بتواند تنش‌زدايي كند.

6- روش‌هاي بهبود ارتباطات

از جمله ويژگي‌هايي كه باعث مي‌شود تا تنش‌هاي ارتباط مديران و كاركنان و تنش‌هاي ارتباطي موجود در محيط سازمان كاهش يابد اطلاع داشتن مديران و كاركنان از موضوعاتي چون نواحي چهارگانه شخصيت هر فرد، بازخورد نمودن، افشاء يا خودگشودگي، زبان ساده، گوش دادن صحيح، كنترل احساسات و توجه به علائم غيرگفتاري است.

بايد بدانيم بيشتر سوءتفاهم‌هايي كه بين مدير و كاركنان پيش مي‌آيد از عدم شناخت شخصيت مدير و درك نشدن پيام‌هاي مدير به عنوان يك فرستنده ناشي مي‌شود. شخصيت هر فرد عبارت است از تعبير و تفسير ديگران از رفتارهاي نسبتاً پايدار او. شخصيت مدير را رفتارها و نگرش‌هاي وي كه براي ديگران شناخته شده است و همچنين حوزه‌اي كه براي ديگران ناشناخته است شامل مي‌شود.
شخصيت افراد كه مدير هم جزيي از آنهاست بر حسب آنچه براي خود مدير يا ديگران شناخت شده يا ناشناخته است به چهار ناحيه تقسيم مي‌شود:

  • ناحيه عمومي رفتارها و ويژگي‌هايي كه هم براي مدير و هم براي ديگران شناخته شده است.
  • ناحيه خصوصي آن رفتارها و ويژگي‌هايي كه براي مدير شناخته شده ولي براي ديگران ناشناخته است.
  • ناحيه كور آن رفتارها و ويژگي‌ها كه براي مدير ناشناخته و براي ديگران شناخته شده است
  • ناحيه ناشناخته كه هم براي خود مدير و هم براي ديگران ناشناخته باقي مانده است.

در ارتباط بين افراد كه ارتباط مدير و كاركنان نوعي از آن است هر چه ناحيه عمومي بيشتر و وسيع‌ترباشد تعارضات و سوء تفاهمات كاهش مي‌يابد.

توسعه منطقه عمومي از طريق دو مكانيزم بازخورد و افشاء انجام مي‌گيرد. در افشاء مديران مايل به در ميان گذاشتن اطلاعات مربوط به خود با ديگران هستند. اين كار منطقه خصوصي را كاهش مي‌دهد و بازخورد هم باعث مي‌شود تا مديريت آن قسمت از رفتار و ويژگي‌هاي خود را كه نمي‌شناسد، شناسايي كند و منطقه عمومي او افزايش يافته و تنش‌هاي ارتباطي او با كاركنان كاهش يابد. در ارتباط بين كاركنان با هم نيز اجراي اين دو شيوه باعث كاهش تنش‌ها و تعارضات مي‌شود.

7- موانع موجود بر سر راه ارتباطات اثربخش

در مسير ارتباطات اثربخش موانعي موجود است كه مديريت با شناخت و آگاهي داشتن از آنها مي‌تواند در دنياي واقعي آنها را شناسايي كرده و به شيوه صحيح جهت ايجاد پويايي در ارتباطات عمل كرده و تنش‌زدايي كند.

  • از صافي گذراندن: در صورتي كه اطلاعات هنگام طي مراحل توسط افراد مختلف از صافي گذرانده و دستكاري مي‌شوند، احتمال اين كه در پايان مسير آن اطلاعات براي گيرنده نهايي تحريف شده باشد زياد است.
  • ويژگي‌هاي شخصي: ما واقعيت را نمي‌بينيم زيرا چيزهايي را كه مي‌بينيم از ديدگاه خود تفسير كرده و واقعيت مي‌ناميم.
  • جنسيت: زنان و مردان به دلايل مختلف بايد بين خود ارتباط گفتاري برقرار كنند و تحقيقات نشان داده كه مردان با زباني صحبت مي‌كنند و مطالبي را مي‌شنوند كه درباره مقام سازماني و استقلال در كار باشد و زنان با زباني صحبت مي‌كنند و مطالبي را مي‌شنوند كه درباره روابط و صميمت مي‌باشد البته اين امر نسبي است ولي بايد آن را مدنظر داشت.
  • عواطف: نوع احساس گيرنده پيام هنگام گرفتن پيام بر تفسيري كه او از محتواي پيام مي‌كند اثر مي‌گذارد. احساسات شديد مثل اندوه و يا خوشحالي بيش از حد شبكه ارتباطي مؤثر را خدشه دار مي‌كند. در اين شرايط فرد نمي‌تواند بخردانه و معقول عمل كند و نوع قضاوت او بر پايه عاطفه و احساسات است. زبان كلام براي افراد مختلف معاني مختلف دارد. سن، ميزان تحصيلات و زمينه فرهنگي سه متغير مشخصي هستند كه كلمه ها، معاني و مفاهيمي كه ما براي اين كلمات قائليم را تحت تأثير قرار مي‌دهند. در صورتي كه مي‌دانستيم هر يك از ما چه برداشت‌هايي از كلمات داريم مشكلات ارتباطي به پايين ترين حد خود مي‌رسيد.
  • ارتباطات غيرگفتاري: اكثر اوقات ارتباطات گفتاري با ارتباطات غيرگفتاري همراه است. در صورتي كه طرفين ارتباط توافق كامل با يكديگر داشته باشند به گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه رفتار يكديگر را تقويت مي‌كنند ولي هنگامي كه ارتباطات غيرگفتاري با پيام‌ها سازگار نيست دريافت كننده پيام دچار سردرگمي مي‌شود و نمي‌داند پيام واقعي چيست.
  • ادراك: هر فرد حوادث را برحسب زمينه فرهنگي، اجتماعي و رواني مختص به خود درك مي‌كند. ادراك فرد از يك پديده ممكن است با ماهيت واقعي آن متفاوت باشد، از طرفي هر پديده واحد ممكن است به وسيله افراد مختلف به صور گوناگون درك شود . همچنين فهم و درك يك پديده واحد مي‌تواند از راه‌ها و طريقه‌هاي مختلفي انجام گيرد. ادراك فرد با نيازهاي شخصي رابطه نزديك دارد و به طور كلي امري است فردي و منحصر به فرد كه نمايانگر تمام يا قسمتي از موقعيت آن گونه كه فرد مي‌بيند مي‌باشد. ادراك اجتماعي تحت نفوذ عواملي چون تعميم گروهي، تعميم فردي، يكسان بيني و انتظار و توقع است و بايد مراقب باشيم كه اين گونه عوامل ادراك ما را تحت تأثير قرار ندهند.

پارازيت و جملات بي سر و ته در ارتباطات مانع پويايي روابط مي‌شود. شايعه يكي ديگر از عواملي است كه در سازمان ايجاد تنش مي‌كند. شايعه پيامي است كه در بين مردم رواج مي‌يابد. ولي واقعيت‌ها آن را تأييد نمي‌كنند. شايعه زماني رواج مي‌يابد كه مردم مشتاق خبر باشند ولي نتوانند آن را از منبعي موثق دريافت كنند. راه‌هاي كاهش شايعه در سازمان عبارتند از اطلاع رساني، برگزاري جلسات حضوري و گفت و شنود، استقرار نظام پيشنهادها در سازمان، توجه ملموس به امنيت خاطر شغلي كاركنان، تلفيق سازمان رسمي و غير رسمي، خنثي كردن شايعه و آموزش‌هاي اخلاقي.

زبان نيز ممكن است به مانعي بر سر راه ارتباطات تبديل شود. مدير بايد ساختار پيام را به گونه‌اي در آورد كه روشن و واضح باشد. همچنين كلمات بايد با دقت انتخاب شوند و زبان در خور فهم شخص گيرنده باشد. گوش دادن مي‌تواند ارتباطات را بهبود داده و تنش‌ها را بكاهد. گوش دادن شنيدن نيست. گوش دادن يعني به صورت فعال به دنبال معني و مقصود گشتن در حالي كه شنيدن يك اقدام غير فعال است. هر گاه مدير به كسي گوش مي‌دهد مغز او نيز در حال تجزيه و تحليل و مصرف انرژي است. در صورتي كه در مورد مسئله‌اي آشفته و دچار احساسات شويم نمي‌توانيم پيام‌ها را به شكل صحيح دريافت و ارسال كنيم. بهترين راه اين است كه چنانچه دچار احساسات شديم اندكي تأمل نماييم و صبر كنيم تا به وضع عادي برگرديم.

8- نتيجه گيري

با توجه به مطالب گفته شده در مورد عوامل پديدآورنده تنش در سازمان، فرآيند ارتباط و اجزاء آن، راه‌هاي ايجاد ارتباط و انواع آن، انواع ارتباطات در سازمان، روش‌هاي بهبود و ارتباطات و شناسايي و رفع موانع ارتباطي بهترين راه براي مديران جهت ايجاد محيط و ارتباطات پويا در سازمان، تنش‌زدايي و افزايش آگاهي مي‌باشد.

مشتري در جايگاه شريك

1- مقدمه

اجازه بدهيد بحث مشتري در جايگاه شريك را با اظهار نظر مدير برجسته قرن، جک ولش1، آغاز کنيم. «در گذشته مديران سازمانها زمان زيادي را صرف تدوين سياستهاي سازمان مي‌کردند و وقت کمتري را براي حرکت در زمينه ايجاد فضاي واقعي کسب و کار مي گذاشتند. در حالي که در دنياي نوين، هيچ شرکت و سازماني نمي‌تواند امنيت شغلي ايجاد کند مگر از طريق مشتريانش. سازمانهايي که اين نکته را دريافته اند،  هر کاري براي موفقيت در تامين نياز مشتري انجام مي دهند و بر اين باورند که اين قطعا به صورت ارزش افزوده مالي به سازمان يا شرکت باز مي گردد.»

مشتري در جايگاه شريک يعني نگرشي نو به مشتري، نگرشي بسيار فراتر و والاتر از رابطه هايي که ميان ارائه دهندگان خدمات يا فروشندگان کالا با مصرف کنندگان وجود دارد. اين نگرش درباره توسعه نوعي وابستگي است که تعهد و وفاداري را تقويت مي‌کند. قبل از هر چيز بايد بدانيم که مشارکت، نخست يک نگرش است. ديدگاه پيش رو فراتر از رضايت مشتري است زيرا رضايت مشتري به تنهايي تضمين کننده آن نيست که او مشتري دائمي شما شود. « مشتري خواستار لذت است نه رضايت».

همه ما مي توانيم مواردي را به خاطر بياوريم که از فروشنده، تاجر و يا ارائه دهنده خدمتي روي برگردانده و بي آنکه خطايي از آنها سر زده باشد به فروشنده يا تاجر ديگري رجوع کرده ايم؛ علت آن فقط اين بوده است که شخص ديگري را پيدا کرده ايم که همان کار را مناسب تر، ارزانتر و يا حتي فقط به گونه اي متفاوت از آنها انجام داده است. اين در حالي است که از فروشنده يا تاجر قبلي هم هيچگونه نارضايتي نداشته ايم  و حتي از رفتارشان بسيار هم خرسند بوده ايم. «آنها سر جاي خود هستند اما ما تغيير جهت داده ايم.» اگر بتوانيم مشارکت مشتري را در سازمان افزايش دهيم و مشتري را به عنوان يک عضو خانواده بدانيم، مي توانيم تفکر مشتري در جايگاه شريک را پياده سازي کنيم. «بل» در کتاب خود شش عامل مهم در ايجاد مشارکت مشتري در سازمان را بررسي كرده است.

2- عوامل مهم در ايجاد مشارکت مشتري در سازمان

2-1- سخاوت

سخاوت و بخشندگي، به روابط توجه داشتن است نه دقت کردن به هزينه ها. نحوه ارائه خدمت به مشتري، ارزش آن را دارد تا درباره اش دقت بيشتري به عمل آيد. البته نه در قسمت هزينه هاي انجام شده، بلکه در ارزشهاي معنوي روابط. هر چند که هزينه ها هم عوامل نامربوطي نيستند، اما اگر غفلت نماييم و زياد به آنها ميدان دهيم، بر ما چيره خواهند شد. مشتريان قدر شناس، خود به خود به بازوي بازاريابي و فروش شما تبديل مي شوند . هر حرفي که از لب آنها بيرون بيايد، ممکن است باعث جذب مشتريان جديد شود. آنها ياران شما هستند و به يقين در موفقيت شما تاثير شاياني خواهند داشت. به عبارت ديگر، سرمايه گذاري مادي مشتري نزد سازمان شما، بستگي زيادي به سرمايه گذاري عاطفي سازمان نزد مشتري دارد.

2-2- تعهد

هسته مرکزي مشارکت، اعتماد است. چه چيزي در اعتماد است که مشتريان را وا مي دارد تا احساس كنند که براي آنها ارزش قائل شده ايد؟ اعتماد باعث مي شود که قضيه مشارکت، با نيمه ديگر آن مرتبط شود و مشتريان نيز به اين طريق پاداش خود را به مشارکت اعطا مي کنند. پولي که نزد مشتريان است، سازمانها را به شرکاي طولاني مدت تبديل مي کند. نه تنها پيدا كردن يک مشتري جديد، گرانتر از حفظ يک مشتري موجود است، بلکه يک مشتري معمولي در سال پنجم بسيار زيادتر از يک مشتري در سال اول يا دوم، پولش را نزد شما هزينه مي كند. پس مشترياني که به سازمان اعتماد كرده اند همچون کارمند سازمان در فروش نقش دارند. براي جذب مشتري جديد هيچگاه از مشتريان قديمي غافل نشويد. اگر مشتريان چنين بپندارند که اهميت خود را از دست داده اند از شما دوري خواهند نمود. پروفسور لئونارد بري از دانشگاه Texas A&M که يکي از کارشناسان ارزشمند در مورد کيفيت خدمت است با ياري همکارانش در مورد ميزان ارزش مشتري در زمينه کيفيت خدمت تحقيقات بسياري كرده اند و بر اساس تحقيقات آنها، مشتريان کيفيت خدمت را در همدلي، اعتماد، واکنش و ملموس بودن در کارها و انجام خدمات دانسته اند. اعتماد بدون دليل امروزه به عنوان اوج وفاداري نام برده مي‌شود. وفاداري و قدرشناسي بر اساس اعتماد، ما را به کجا خواهد برد؟ اين اعمال باعث مي‌شود که مشترياني که ممکن است باز هم به ما مراجعه کنند، حتما و سپاسگزارانه به سمت ما باز گردند. اين رفتار ما باعث خواهد شد که مشتريان ما از جان و دل به مبلغان سازمان تبديل شوند و از ما يک قهرمان بسازند.

2-3- آرزو

ارائه دهندگان خدمات که عاقلانه مي انديشند، درمي يابند که مشارکت موفقيت آميزشان با مشتري بستگي به تفهيم و بصيرت دو جانبه آنان دارد؛ همانگونه که افتخارش، نصيب هر دو سوي قضيه خواهد شد. روياي مشترک داشتن يعني کوشش و سعي دو جانبه براي رسيدن به هدف. به اين مفهوم که بايد سخت تلاش كرد تا در شناخت آمال مشتري موفق شد. مشارکتهاي موثر بر اساس بصيرت و اهداف مشترک بنا شده است. روياي مشترک باعث گسترش و تقويت هماهنگي و تعادل مي شود. به قول شارون آلرد دكر2: «در روياي فرهنگي باشيم که در آن خدمت کردن يک موفقيت است نه يک وظيفه.»

2-4- حقيقت

کساني را مي‌توان اعضاي حقيقت جوي يک مشارکت موثر دانست که براي صداقت احترام قائل هستند. ويژگي ذاتي حقيقت است که باعث بر اندازي خطا و خدعه و فريب مي‌شود. حقيقت موجب تقويت، پاکي و صفا در مشارکت مي شود. اين نکته بسيار مهم است که خود مشتري بسيار مهمتر از ميزان و مبلغ فروش است.

2-5- تعادل

تعادل به اين معني نيست که مي‌بايست در مشارکت با مشتريان، تمام امکانات و تمام جنبه هاي کار به طور مساوي تقسيم شده باشد. بلکه منظور اين است که هر يک از طرفين همان حقي را که براي خود قائل است، براي طرف مقابل هم قائل باشد. رعايت تعادل باعث استحکام مشارکت مي‌شود.

2-6- متانت

در سايه مشارکت بر اساس حقيقت، سخاوت، تعادل و اعتماد، انتظاري جز آرامش و آسايش نخواهيم داشت.

آيا فقط همين شش ويژگي در مشارکت وجود دارد ؟ به يقين نه. ماهيت مشارکت به طور مداوم در حال رشد و تغيير است. با وجود اين اگر از اين شش ويژگي در مشارکت بهره مند شويد اصلي ترين ويژگيهاي يک مشارکت پايدار و پويا را کسب كرده ايد. در هر مشارکتي همه اعضا همکوشي دارند اما در مشارکتهاي پويا و موفق، هدف فراتر از آن است که بتوان براي آن ارزش مادي تعيين كرد. مشارکت پويا، رابطه اي است که دو يا چند نفر،  بيش از حد توان خود خدمت مي‌کنند و از خويش مايه مي گذارند.

نوآوری و شکوفایی، از شعار تا عمل

نوآوری و شکوفایی مفاهیمی کلی هستند که در ابعاد گوناگون قابلیت ورود و تاثیرگذاری دارند و می توان از دیدگاهها و زوایای مختلفی آنها را تعریف کرد. مسلما بر اساس تعاریف و میدان حضور، کاربردها، نحوه و میزان اثرگذاری و روشهای ایجاد و تولید آن تفاوتهایی خواهد داشت. در این مجال به نقش حوزه های کلیدی و اصلی همچون مهارت تفکر خلاق و نظام اجتماعی خلاق در به ثمر نشاندن بذر نواوری اشاره ای گذرا می کنیم.

● تفکر خلاق، راهی میانبر به نوآوری

نظر ادوارد دوبونو، یکی از متفکران و کارشناسان بزرگ تفکر و مدیریت در باره نواندیشی چنین است: تفکر سنتی بر پایه تحلیل، قضاوت و بحث و جدل میباشد. این قواید در یک سیستم پایدار و همچنین برای شناسایی موقعیتهای استاندارد و احتیاجات مربوط به آن کافی هستند، اما این روشها در دنیای پر تغییر کنونی قابل اجرا نیستند چرا که راه حلهای استاندارد همواره کاربرد نخواهند داشت. در واقع یک نیاز جهانی گسترده برای تفکر وجود دارد که خلاق و سازنده باشد و بتواند راههای پیشرفت و ترقی را هموار ساخته و بپیماید. بسیاری از مشکلات اساسی در دنیا به وسیله بر طرف کردن علتها حل نمیشوند، بلکه لازم است راهی برای حرکت به جلو طراحی کنیم، هرچند که علت باقی مانده باشد.

در واقع یکی از اساسی ترین روشهایی که تفکر برای حل مسایل و ایجاد نوآوری در میدانهای مختلف ارایه می دهد تفکر خلاق است. تفکر خلاق روشی تفکری مبتنی بر ایده یابی است که از دیدگاه اکثر متفکران و کارشناسان مهارتی قابل کسب و آموزش است. در این حوزه روشهای مختلف آموزش و افزایش این مهارت در سطوح بالا و پایین و تخصصی و عمومی ارایه شده است. انواع فرمولها و راهکارهای افزایش توانمندی خلاقیت و مهارت تفکر خلاق توسط کارشناسان و متفکران و بنیانگذاران عرصه تفکر طراحی و به اشکال متنوع عرضه شده است. انواع بازیها و کارگاههای تفکری، روش و اصول Triz، روش طوفان فکری و ... نمونه های مشهور و متداول این صحنه هستند.

همه تکنولوژی ، صنعت و رفاه برای آدمی است، ولی آن بخشی از علم که مربوط به مهارت های زندگی و آرامش انسان است ، مورد چشم پوشی قرار گرفته است.انسان با این همه توانایی هایی که دارد، ولی خسته و تنهاست. و مهارتهای لازم برای استخراج این گنج عظیم که در وجودش نهفته است را ندارد. پابه پای رشد علمی در تهیه و رشد امکانات و شرایط مختلف زندگی، روانشناسان و مشاوران طی سالهای گذشته با تحقیقات و بررسی توانایی های انسان ، به یافته های با ارزشی دست یافته اند که به انسان کمک می کند ، درکنار رفاه ظاهری و رشد امکانات زندگی، بتواند درگیری های ذهنی خود را حل کرده و در آرامش قرار گیرد. حتی جهت رشد ، خودشکوفایی و خوشبختی خود گامهای بلندی بر دارد یکی از موضوعات روانشناسی و مشاوره در این مسیر ، مهارت های زندگی است.

مهارتهای زندگی توانایی های هستند که به ما کمک می کنند تا در موقعیت های مختلف، عاقلانه و صحیح رفتار کنیم. به طوری که آرامش داشته باشیم، لذت ببریم و در عین حال با دیگران ارتباط سازگارانه و مفیدی را برقرار کنیم و بدون توسل به خشونت و یا خودخوری بتوانیم مسایل پیش آمده را حل نماییم و ضمن کسب موفقیت در زندگی احساس شادمانی داشته باشیم.

مهارت تفکر خلاق یکی از ده مهارت زندگی است که سازمان بهداشت جهانی مشخص نموده است. فکر کردن مهارتی است که از کودکی می آموزیم. مهارت تفکر خلاق، قدرت کشف و تولید اندیشه ی جدید را برای ما فراهم می آورد. مهارت تفکر خلاق به ما کمک می کند درمواجهه با حوادث ناگوار چگونه احساسات منفی خود را به احساسات مثبت تبدیل کنیم. تفکر خلاق نوع دیگر دیدن است در این تفکر هیچگاه مشکل یک عامل مزاحم به حساب نمی آید بلکه یک فرصت برای کشف راه حل های نو و بدیع تلقی می شود تاکنون کسی به آن توجه نکرده است.

● نظام اجتماعی خلاق، بستر نوآوری

خلاقیت اجتماعی ریشه در خلاقیت افراد دارد و طبق نظر متخصصان خلاقیت فردی نیز تحت تاثیر عوامل اجتماعی است. سیکزنتمی هالی (1989) می گوید: ما نمی توانیم به افراد و کارهای خلاق جدا از اجتماعی که در آن عمل می کنند بپردازیم، زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست.در مطالعه ای "آمابیل" و همکارانش (1988) به این نتیجه رسیدند که محیط، عامل برجسته ای از مسایل فردی است. در مطالعه دیگری، "هنسی " و آمابیل (1989) می گویند: تحقیقات ما نشان داده است که عوامل اجتماعی و محیطی، نقش اصلی را در کار خلاق ایفا می کنند. نتیجه حاصل از همة تعاریفی که بیان شد، می تواند بیانگر این واقعیت باشد که به خلاقیت نمی توان با تمرکز بر یک بُعد نگریست. بُعد فردی، محیطی، فرآیندی و محصولی، هیچ یک به تنهایی نمی تواند بیانگر ماهیت خلاقیت باشد، بلکه همراه با آنها، نیاز به یک نظام اجتماعی خلاق نیز هست.

با این نتیجه نظام اجتماعی خلاق نقشی مهم در عرصه نواوری و شکوفایی ایفا می کند. شاید بتوان یک نظام اجتماعی خلاق را نظامی تعریف کرد که به اشکال گوناگون بستر مناسبی برای ایجاد و پرورش ایده های نو باشد.نظام حمایت کننده از ایده های اجرایی خلاق، ایجاد کننده بستر آموزش خلاقیت و پرورش مهارتهای تفکر خلاق در اقشار مختلف، نخبه شناسی و نحبه پروری در عرصه نواوری و برداشتن محدودیتها و چارچوبهای بسته غیر ضروری و استقبال از ایده ها و روشهای نو و گاه ساختارشکن می تواند برخی از ویژگیهای یک نظام اجتماعی خلاق باشد. در واقع یک نظام اجتماعی خلاق بر پایه فرهنگ نوآوری پایه ریزی شده است. فرهنگی که برگرفته از منشور نوآوری است و بستری آماده و مساعد برای نخبگان نوآور در عرصه های مختلف فراهم می کند. مسلم است که مانند هر حرکت نظام یافته و گسترده در جامعه این مهم نیز بدون حضور فعالانه ارگانهای ذیربط و همراهی همه جانبه متولیان مربوطه ممکن نخواهد بود.

لذا به نظر می رسد برای برداشتن گامهایی موثر به سوی نوآوری و شکوفایی به سه عنصر کلیدی نیازمندیم. اولین عنصر آموزشهای سیستماتیک و حرفه ای در حوزه تفکر خلاق و ایده یابی است که به عنوان زیر ساختی پایدار و سرمایه گذاری به صرفه و درازمدت در نسل حاضر و نسلهای بعدی می توان به آن توجه نمود. عنصر کلیدی دوم افراد خلاق و نخبه در حوزه های مختلف است که شناسایی، پرورش و حمایت از این سرمایه های آماده یکی از پایه های اصلی حرکت به سوی نوآوری و شکوفایی است. عنصر بعدی که در واقع بستر این حرکت است یک نظام اجتماعی خلاق است که در بستر آن آموزشها جریان یابد و به در مسیر درست به بذرهای آماده و مستعد جامعه برسد و با پرورش آنها شاهد محصولات بینظیر در هر حوزه باشیم. به نظر می رسد توسعه پایدار و غیر وابسته، بدون نواوری ممکن نباشد و نواوری بدون سه عنصر کلیدی آموزش تفکر خلاق، پرورش افراد خلاق و ایجاد نظام اجتماعی خلاق.

● نوآوری متعالی

ورای آنچه ذکر شد در نگاهی از بالا به موضوع نواوری که از حوزه تفکر و نظام اجتماعی می گذرد به تعریف دیگری از نواوری می توان رسید که شاید در نگاه معمول در زوایای مختلف یافت نشود. دیده ایم و امروز هم می بینیم که تاریخ بشر اقوام نوآور و قدرتمند و به قول امروزیها توسعه یافته و پیشرفته بسیاری را به خود دیده. همه این تمدنها با بهره گیری از نواوری خاص خود در عرصه علم و تکنولوژی ، فرهنگ و هنر یا عرصه های دیگر بهره جستند و به درجات بالایی از توانمندی دست یافتند. در قرآن اشاره های بسیاری به این اقوام شده و بر قدرتمند و پیشرفته بودن آنها تاکید شده است. امروز نیز کم نیستند جوامع توسعه یافته و به ظاهر ابر قدرت که کلید نواوری قفلهای بسیاری را برایشان گشوده و درهای بسته بسیاری را بازکرده و امکان برخورداری از منابع عظیمی را برایشان فراهم آورده. اما نکته ای که در نگاه مادیگرایانه امروز گم شده و به ورطه فراموشی سپرده شده نگاهی متعالی به موضوع است.

نوآوری پایدار و برکت یافته نواوری است که تنها از اوست و جلوه ای از شکوه و جلالش را آشکار تر می کند. در این دیدگاه بی اذن او و بی حضورش در ملکش هیچ چیز جاودانه و مانایی رخ نخواهد داد. نوآوری که مبتنی بر خدمتگزاری به خداوند و حرکت در جهت تحقق خواستهای او نباشد، نوآوری که بر او تکیه نزده باشد حتی اگر شکوفا شود و محصول بدهد گذرا، موقت و برکت نیافته است. فرهنگ نواوری که در ان نگاهی متعالی به این حرکت تزریق شده است و با حضور این دیدگاه تقویت شده فرهنگی است با تعاریفی متفاوت از تعاریف مرسوم و استاندارد نوآوری، خلاقیت و ...

آیا خنده بهترین پزشک است ؟

انسان های خوشرو افراد باشعور و بااستعدادتری هستند. ارسطو

خنده یک عکس العمل طبیعی است که در حالت تخلیه ٔ احسا س های شادی، غم، عصبانیت یا خستگی های جسمی و روحی بروز می نماید. متأسفانه بسیاری از مردم، این هدیه و موهبت الهی را که نیروی التیام بخش درد و رنج است، جلف و سبکسری می دانند و با این نوع فکرها، خود را از یک قدرت سازندهٔ خدادادی بی بهره و محروم می نمایند و در اسارت فکرهای مشوش و دردآور غوطه ور می کند، به حدی که خود را از بی خوابی و خوردن قرص های ضداسترس در رنج قرار می دهند. از طرفی، خوش رویی و خنده رویی نه تنها برای سلامت جسم و روح انسان ها مفید است، بلکه برای استحکام و حفظ سلامت و ارتباط عالی با خانواده، اقوام و دوستان نیز توصیه شده است.

رابرت پروواین (Robert Provine) عصب شناس رفتاری و پیشکسوت علم تحقیق و پژوهش خنده درمانی می گوید: انسان نسبت به حرکت های غیرعادی خود یا دیگران با خوشرویی و خندیدن به اشتباه و رفتار غلط و غیرعادی خود یا دیگران، بسیار آموزنده و حتی در مرحلهٔ عالی آموزشی است. در حالی که متأسفانه بیشتر مردم، پس از اشتباه کردن، عصبانی می شوند!

جان موریل (John Morreal) فیلسوف می گوید: اولین بار خنده زمانی به وجود آمد که انسان از خطر. رهایی یافت . خنده، نشانه ٔ آرامش و اعتمادبه نفس است. انسان تنها موجودی است که می خندد. هیچ یک از حیوانات با گیاهان نمی خندند، زیرا وقتی انسان می خندد که چیزی به نظرش عجیب بیاید و خودش را خردمندتر حس کند.

خوشرویی و خنده رویی در سلامت جسم و روح اصطلاح فیزیولوژیکی خنده را ژلوتولوژی (Gelotology) می نامند. هر مغزی به دو قسمت شرقی و غربی یا راست و چپ تقسیم شده است. قسمت چپ مغز، کار آنالیز یا محاسبه ٔ کلمه های ساختاری جوک را انجام می دهد و قسمت راست مغز برای آنالیز کارهای هوشیارانه و دریافت جوک می باشد.

وقتی می خندیم، تغییرهایی در سراسر بدن به وجود می آید که سبب تحریک ماهیچه های بدن می شود. پانزده ماهیچه در صورت و در ناحیهٔ بالای گونه هستند که عمل مکانیسم خنده را انجام می دهند. این ماهیچه ها سیستم تنفسی را فعال و ورود و خروج هوای تنفسی را عادی و منظم می کنند.

هنگام خندیدن، به خصوص بعد از صرف غذا، مغز ما ماده ای به نام، اندرفین (Endorphins) را در رگ های خونی ترشح می نماید که باعث روان شدن جریان خون می شود و این یک قرص ضد غلظت خون است که خداوند به ما هدیه کرده تا شادکامی خود را حفظ کنیم. امروزه آن را سیستم قدرت شفابخش طبیعی می نامند.

دکتر ویلیام فرای (Dr. William Fry) پژوهش گر و متخصص روان شناس، به این نتیجه رسیده است که خنده برای تقویت قلب و بهبود بیماری های قلبی، سیستم تنفسی، سیستم مخاطی، غده های درونی، سیستم های ماهیچه ای و سیستم اعصاب و کسانی که گردن درد و یا کمردرد دارند، بسیار مفید است.

خنده ، سبب باز شدن رگ های گرفته و تازه شدن خون در رگ ها می شود. در رفع سوء تغذیه به خصوص بعد از غذا مؤثر است.

● نقش خوشرویی و خنده رویی در جامعه

با پژوهش های انجام شده در کشورهای غربی و شرقی. به خصوص هندوستان به این نتیجه رسیده اند که اگر افکار، شاد باشد، گفتار هم شاد می شود. اگر گفتار، شادی بخش شود، کردار، شادکننده می شود. وقتی هم کردار، شادکننده شود، مشکل های اجتماعی خود به خود و بدون حضور قانون برطرف می شوند. جامعه ای که با این نوع شخصیت ها شکل بگیرد، نه تنها به ناامیدی، عصبانیت و بیچارگی عادت نمی کند، بلکه بدون شک، سرنوشت درخشانی پیدا خواهد کرد.

خوشرویی، بر استعداد و احساس ها و سلامتی کودکان تأثیر دارد. تأثیر خوشرویی و خنده در کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، آنچنان است که امروزه برای یادگیری درس ها از روش های شادی آفرین استفاده می کنند. با خوش رویی می توان نسل آینده را شاداب تر و باهوش تر پرورش داد. هر جامعه ای که خوشرویی، خنده و شادی، شعار زندگی کردن آنان باشد، گذشت و همکاری بین آنان بیشتر است و قهرمان های ملی در این کشورها بیشتر می شود. امروزه در تولید صنایع هم از روش های شادی آفرین استفاده می کنند. در بیمارستان ها برای بیمارهای صعب العلاج و برای کاهش هزینه های بیمارستان از شرکت های ساخت برنامه های خنده دار (کمدی) یا از تجهیزات شادی آفرین استفاده می کنند.

خوشرویی و خنده رویی، راهی برای رهایی از خشم و خجالت است. کسی که تهدید می شود، اگر به خنده تمسک جوید، ریسک درگیری او به مراتب کمتر می شود.

● چه کار کنیم خوشرو و خنده رو شویم؟

خوش خلقی و خنده رویی در زندگی روزمره را باید با تمرین روش های زیر به دست آورد:

▪ احساس های منفی را به مثبت تبدیل کنیم.

▪ از چیزی که داریم، قدردانی کنیم.

▪ با روحیهٔ دیگران کنار بیابیم.

▪ با ساختار سازمانی یا سیستم کاری محیط کار کنار بیاییم.

▪ در سازگاری روحیهٔ خود با محیط کار، ابتکار عمل به خرج دهیم.

▪ از مباحثه به شدت دوری کنیم.

▪ توجه طرف مقابل را جلب نماییم.

▪ در شرایط نامعقول به دیگران کمک کنیم.

▪ به دیگران در به یاد آوردن مطلب کمک کنیم.

▪ در موارد مختلف به دیگران یاری رسانی نماییم.

▪ دیگران را تشویق نماییم.

▪ حالت تدافعی خود را کاهش دهیم.

▪ شادکامی را هدیه ای الهی بدانیم.

سهم کودکان از احساس ارزشمندی

همه والدین دوست دارند بچه هایشان در بزرگسالی آدم های با مسیولیت و متعهدی باشند و تحقیقات تازه در این زمینه نشان داده است آموزش و احساس مسیولیت پذیری به آنها می تواند از همان سنین کم کودکی با محول کردن وظایفی همچون کمک به چیدن سفره و میز شام، یا جمع کردن اسباب بازی هایشان یا خشک کردن لباس ها روی طناب انجام گیرد.

 

مارتی راس من، استادیار مطالعات خانوادگی در دانشگاه مینه سوتا در مجموعه تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که والدین می توانند با تشویق کودکانشان به انجام امور ساده در محیط منزل از همان سن سه تا چهار سالگی جوانان مسیولیت پذیری بار بیاورند. همچنین نتیجه مجموعه مطالعات او در این زمینه حاکی از این بود که بهترین راه برای پی بردن به موفقیت افراد در دهه 20 زندگی شان دقیق شدن در میزان مشارکت آنان در کارهای خانه در سن سه یا چهار سالگی است بطوریکه این دو در ارتباط مستقیم با یکدیگرند.

والدین با سهیم کردن فرزندانشان در امور و مسیولیت های منزل در حقیقت به آنها مسیولیت پذیری، شرکت در زندگی خانوادگی و نوعی احساس همدردی و مراقبت از خودشان را می آموزند. رمز موفقیت شروع از همان سنین پایین است؛ اگر نه دیگر فایده ای ندارد. هر قدر از سنین پایین این کار را شروع کنید نوجوانان با مسیولیت تری بار خواهید آورد. تحقیقات نشان داده است واگذاری مسیولیت به کودکان در سنین 10-9 یا بدتر از آن 16-15 سالگی تنها باعث ایجاد سوءتفاهم می شود و بچه ها فکر می کنند والدینشان آنها را مجبور به کاری که دوست ندارند می کنند. در این سن بچه ها آنقدر خودشیفته می شوند که درک درستی از کار گروهی به دست نمی آورند.

● نقطه شروع

از بچه های خیلی کوچک در انجام کارهای بسیار ساده و در حد توانشان کمک بگیرید. آنها باید این مسیولیت ها را ساده نگه دارند و نحوه انجام آن و یا مشارکت در انجام کاری را به فرزندانشان بیاموزند و از انگیزه های تشویقی مثل پاداش های کوچک استفاده کنند. وقتی بچه ها بزرگ تر می شوند به شیوه های یادگیری آنها توجه نشان دهید. به بعضی بچه ها باید چندین بار آموزش داد، به بعضی ها فقط یکبار. در مورد برخی کودکان شیوه آموزش کلامی تأثیر دارد و در مورد عده ای دیگر باید حتماً چگونگی انجام آن را نشان دهید.

البته درگیر کردن و مشارکت دادن کودکان در وظایف روزمره ثابت قدمی والدین آنها را نیز می طلبد و علت این که خیلی از والدین به بچه ها کاری محول نمی کنند، این است که تصور می کنند چنانچه خودشان آن کار را انجام دهند سریع تر و بهتر انجام می شود.

کارشناسان توصیه می کنند از تفریح کردن کودک هنگام انجام مسیولیتی که به او محول کرده اید، نترسید. بچه ها در قالب فعالیت های تفریحی با مفهوم مشارکت دسته جمعی و یا مسیولیت پذیری آشنا می شوند و نسبت به آن راغب می گردند.

● لوسی و تن پروری

باوری که اکثر مردم از لوسی و تن پروری بچه ها دارند داشتن اسباب بازی های زیاد است اما در حقیقت عامل اصلی لوسی و تن پروری نداشتن مسیولیت یا عدم الزام به انجام وظایف کوچک و بزرگ در خانه است. سهیم نبودن در امور خانه، فرزندان را از یاد گرفتن مهارت های ساده زندگی بازمی دارد که می تواند بعدها در بزرگسالی باعث خجالت و یا عذاب آنها شود.

والدینی که از مسیولیت دادن به بچه هایشان می ترسند ممکن است قصد بدی نداشته باشند اما تأثیری منفی در آینده فرزندانشان می گذارند.

به عنوان مثال مادری که عصر از سر کار می آید فوراً می خواهد شام را آماده کند تا وقت مفیدی را با کودکش صرف بازی با او یا خواندن کتاب برای او کند. ممکن است تمایلی نداشته باشد که کودکش به او در درست کردن سالاد یا چیدن میز کمک کند چون کارش کند خواهد شد و بلافاصله بعد از شام مجبور است کودکش را بخواباند و فرصتی برای بازی نخواهد ماند اما این طرز تفکر اشتباه است. کودک هنگام بازی با مادرش یک جور با او ارتباط برقرار می کند و هنگام کمک کردن به چیدن میز به گونه ای دیگر با او ارتباط پیدا می کند. او در اینجا احساس سودمندی و ارزش مندی می کند و مادر با تشویق و تحسین او این احساس را در او تقویت می کند.

● چگونه کودکانمان را در کارهای خانه سهیم کنیم

وظایف محوله نباید سنگین باشند. واقع گرا باشید و سن کودک را مدنظر داشته باشید. نحوه انجام آن را به کودک آموزش دهید و خیلی از کارها را با مشارکت هم انجام دهید.

وظایف را به نحوی ارایه دهید که متناسب با شیوه یادگیری فرزند باشد.

نظر فرزندتان را در مورد کارهایی که می خواهید به او محول کنید، جویا شوید.

هفته ای چند جلسه پنج دقیقه ای بگذارید تا وظایف هفته بعد را به او توضیح دهید. سعی کنید این وظایف در هفته های مختلف متفاوت باشند و یا حتی می توانید آنها را براساس فصول سال تغییر دهید. مثلاً شستن و جارو کردن حیاط و آب دادن به گل ها در تابستان یا کمک در جاروبرقی کشیدن در پاییز و زمستان.

بچه ها را تشویق کنید اما هیچ وقت در قبال انجام وظایف محوله به کودکانتان پول یا پول توجیبی نپردازید. خریدن یک هدیه کوچک یا دادن تقدیرنامه ای قاب شده راه خوبی برای تشویق آنهاست، اما هیچ وقت نباید ارزش این کارها را با پول سنجید. همچنین می توانید جدولی با ذکر اسامی اعضای خانواده تهیه کنید و برای هر کار و مسیولیت منزل که اعضا انجام می دهند به آنها یک ستاره دهید. با چنین شگردی کودک شما درمی یابد کمک در کارهای خانه یک مسیولیت جمعی است و بابا هم می تواند برای بیرون بردن زباله ها یک ستاره بگیرد!

خواص دارویی انار

انار درخت كوچكي است كه ارتفاع آن تا 6 متر مي رسد و در مناطق نيمه گرمسيري مي رويد . شاخه هاي آن كمي تيغدر و برگهاي آن متقابل ، شفاف و ساده است .
گلهاي انار درشت برنگ قرمز اناري ولي بي بو مي باشد . ميوه آن كروي با اندازه هاي مختلف داراي پوستي قرمز رنگ و يا زرد رنگ مي باشد .
روي هم رفته در حدود بيست نوع مختلف انار در دنيا موجود است .
تركيبات شيميايي:
قسمت هاي مختلف درخت انار مخصوصا پوست ريشه و ساقه انار داراي مقدري در حدود 20 درصد تانن و اسيد پوني كوتانيك Punicotaniv acid مي باشد . پوست درخت انار داراي الكالوئيدي بنام پله تيه رتين Pelletierin است .
در صد گرم دانه انار مواد زير موجود است :
انرژي ۳۸ كالري
آب ۸۲ گرم
پروتئين ۴/۰ گرم
چربي ۳/۰ گرم
مواد نشاسته اي ۱۰ گرم
كلسيم ۴ گرم
سديم ۳ ميلي گرم
پتاسيم ۲۶۰ ميلي گرم
آهن ۵/۰ ميلي گرم
ويتامين ب 1 ۲/۰ ميلي گرم
ويتامين ب 2 ۰۰۳/۰ ميلي گرم
ويتامين ب 3 ۰۰۲/۰ ميلي گرم
ويتامين ث ۴ ميلي گرم
خواص داروئي :
خواص ميوه انار :
از نظر طب قديم ايران ميوه انار سرد ف تر و قابض است . آب انار سرد و تر و پوست انار سرد و خشك و بسيار قابض مي باشد .
پوست ريشه درخت انار از بقيه قسمت هاي اين درخت قابض تر است .
كليه قسمت هاي درخت انار داراي تان مي باشد كه بسيار قابض است . براي مصارف دارويي از گل ، برگ ، پوست درخت ، پوست ريشه و دانه انار استفاده مي شود .
1) انار شيرين ادرار آور است .
2) ملين مزاج است .
3) آب انار شيرين براي بيماريهاي مجاري ادرار مفيد است .
4) ترشح صفرا را زياد مي كند.
5) آب انار اسهال را برطرف مي كند.
6) اگر انار را با عسل مخلوط كرده و هر روز چند قطره در بيني بچكانيد از رشد پوليپ در بيني جلوگيري مي كنيد .
7) خون ساز است .
8) خون را تصفيه مي كند .
10) براي سالمندان بهترين دارو براي تقويت كليه است .
11) آب انار خنك كننده است .
12) رنگ صورت را شاداب مي كند .
13) صدا را باز كرده و گرفتگي صدا را برطرف مي كند .
14) براي وزن اضافه كردن انار بخوريد .
15) آب انار مقوي قلب و معده است .
خواص ديگر قسمت هاي درخت انار :
1. جوشانده پوست ريشه درخت انار كرم معده و روده را از بين مي برد .
2. جوشانده پوست درخت انار نيز اثر ضد كرم درد .
3. براي برطرف كردن گلو درد و زخم گلو از جوشانده پوست انار و يا جوشانده برگهاي انار استفاده كنند .
4. خانم هائيكه عادت ماهيانه شان منظم نيست مي توانند از جوشانده برگهاي انار استفاده كنند.
5 . برگهاي له شده انار را اگر روي پوست بگذاريد خارش را از بين مي برد .
6 . براي برطرف كردن سوختگي پوست ، گلهاي انار را له كرده و با روغن كنجد مخلوط كنيد و اين پماد را روي قسمت سوختگي بماليد .
7 . جوشانده پوست درخت و پوست ريشه درخت انار كرم كش است .
8 . دم كرده گل انار اسهال مزمن را برطرف مي كند .
9. دم كرده گلهاي انار را بصورت غرغره براي از بين بردن زخمهاي دهان بكار ببريد .
10. براي برطرف كردن دندان درد ، دم كرده ريشه درخت انار را در دهان مضمضه كنيد .
11. انار ترش و شيرين (ميخوش ) ادرار را زياد مي كند .
12. براي برطرف كردن بواسير بايد معقد را با جوشانده پوست انار شستشو داد .
مضرات : 
كسانيكه سرد مزاج هستند نبايد در خوردن انار افراط كنند . زيرا معده را سست كرده و ايجاد نفخ مي كند . اينگونه افراد بايد انار را با زنجبيل بخورند .
جوشانده پوست درخت و پوست ريشه آن كه براي رفع كرم بكار مي رود ممكن است ايجاد سرگيجه و استفراغ كند . بهر حال در خوردن جوشانده آن بايد احتياط كرد و اين كار بايد تحت نظر متخصص انجام گيرد .
برای سلامت قلبتان شیر بخورید
اگر از آن آدم‌هایی هستید كه شیر و پنیرتان هرگز ترك نمی‌ شود، از شنیدن این خبر خوشحال خواهید شد، این كه محققان متوجه شده‌اند افرادی مثل شما، نسبت به سایر افراد، چند قدم از سكته قلبی و مجموعه علائم هشداردهنده آن دور هستند.
اگر بخواهید دقیق‌تر بدانید، قضیه از این قرار است كه سندرمی وجود دارد به نام "سندرم متابولیك".
این سندرم، مجموعه علائمی است كه اگر فرد چند تای آن را داشته باشد، باید فكری به حال خودش بكند و بیشتر مراقب باشد، چون می ‌تواند نشان ‌دهنده خطر قریب ‌الوقوع بیماری قلبی و سكته در او باشد.
علائم سندرم متابولیك
علائم سندرم متابولیك،عبارتند از: فشار خون بالا ، تری‌گلیسیرید بالا ، كلسترول خوب یا همان HDL پایین، قند خون بالا و همین طور چاقی شكمی.
حالا می ‌توانیم اصل خبر را، به گزارش رویترز، دوباره مرور كنیم: كسانی كه روزانه شیر می‌ خوردَند، به نسبت كسانی كه "به ندرت" به‌ آن رغبت نشان می ‌دادند، 62 درصد كمتر احتمال دارد كه به سندرم متابولیك دچار شوند. این نتایج، از بررسی 2 هزار و 400 مرد میانسال بریتانیایی، به مدت حدود 20 سال به دست آمده است.
نتایج مشابهی هم در مورد مصرف پنیر و ماست به دست آمده و این خوراكی‌ها هم همین فایده را داشته‌اند.
جالب است از سرنوشت افرادی كه در این مطالعه دچار سندرم متابولیك شده‌اند، خبر داشته باشیم. این افراد 79 درصد بیشتر از سایرین دچار حمله قلبی شدند، 4 برابر جمعیت نرمال جامعه دچار دیابت یا بیماری قند شدند و احتمال فوتشان در عرض این 20 سال،46 درصد بیشتر از سایرین بود.
این بررسی‌ها، در دانشگاه "كاردیف" انگلستان انجام شده و نتایج آن در نشریه " اپیدمیولوژی بهداشت جامعه "چاپ شده است. البته این مطالعه ثابت نمی‌ كند كه با مصرف لبنیات، قطعاً به علائم سندرم متابولیك دچار نمی‌ شوید.
این نتایج تنها نشان‌ دهنده نوعی رابطه بین این دو موضوع است كه برای اثبات قطعی نوع این رابطه، باید مطالعات بالینی و مداخله‌ای بیشتری صورت گیرد. با این حال، از آنجا كه به دلایل گوناگون، مصرف لبنیات مفید شناخته شده است، می‌ توانیم از همین الان آن را به عنوان یك توصیه جدی برای همه مطرح كنیم.
شیر
در مطالعات قبلی هم نقش لبنیات در پیشگیری از انواع بیماری‌ها بررسی شده و نتایج مشابهی به دست آمده است. به عنوان مثال چندی پیش، محققان آمریكایی گزارش دادند كه افرادی كه روزانه مقادیر بالایی از مواد حاوی كلسیم و ویتامین D استفاده می ‌كنند، 18 درصد كمتر از بقیه احتمال دارد كه دچار دیابت نوع 2 شوند و همان طور كه می ‌دانیم، لبنیات گوناگون سرشار از این دو ماده حیاتی هستند.
اما شیر و لبنیات، از چاقی هم تا حدی پیشگیری می ‌كنند. همان طور كه می‌ دانیم، اكثر آنها حاوی مقادیر قابل ‌‌ملاحظه‌ای كلسترول هم هستند. پس چطور است كه افرادی كه از این خوراكی‌ها می‌ خورند، كمتر چاق می ‌شوند و حتی چربی خون‌شان هم بیشتر از بقیه تحت‌ كنترل است؟ هنوز راز این معما گشوده نشده، حتی جالب است اگر به این نكته دقت كنیم كه حذف چربی لبنیات هم تأثیری در كاهش وزن افراد نداشته است.
مطالعات انجام شده نشان می ‌دهد كه اگر فرد چاق بخواهد با كم كردن چربی لبنیات مصرفی‌اش، مقدار كالری دریافتی‌اش را كم كند، فایده چندانی نخواهد برد و این موضوع كمكی در كاهش وزن او نمی ‌كند. بنابراین بهتر است از حجم غذاهای سرخ‌شده و آماده‌اش كم كند تا از چربی لبنیات مصرفی‌اش.
شاید همه این تأثیرات را بتوان به تركیب مواد مغذی موجود در لبنیات نسبت داد. شاید همین تركیب اسرارآمیز باشد كه از لبنیات معجونی ساخته كه بتواند بیشترین فایده و كمترین ضرر را برای ما داشته باشد.

نقش رنگ در دنیای کودکان

● رابطه رنگ با خواب کودکان در شب

رنگ ها بر روان سلامتی کودکان تأثیر بسزایی دارند. در انتخاب رنگ ملافه و روبالشتی کودک این نکته را حتماً درنظر داشته باشید، اصولاً در این مورد نباید از رنگ های محرک و تند استفاده کرد. رنگ های بسیار تیره، قهوه ای، مشکی، آبی تیره بیشتر تأثیر ترسناک و وحشت انگیز دارند و در کودک ایجاد خوف می کنند. بچه های کوچک از ملافه ها و روبالشتی هایی که طرح های گل و اسباب بازی یا حیوانات روی آن ها حک شده باشد، بسیار خوششان می آید. بچه های پیش دبستانی هم نسبت به رنگ های قهوه ای روشن، قرمز سیر، سبز ملایم و آبی روشن احساس خوبی دارند. بنابراین تا می توانید فضای اطراف محل خواب کودک را از وجود اشیای با رنگ های تند و براق و درخشان خلوت کنید. یک محیط ساده و عاری از تنوع زیاد، همراه با آرامش، می تواند بهترین موفقیت برای خواب کودک باشد.

اتاق خواب نوزادان را بهتر است با رنگ های ملایم و پاستلی در بیاوریم، اتاق خواب کودکان خردسال و نوجوانان را نیز می توانیم با رنگ های شاد و پرانرژی تر زینت کنیم. استفاده از ترکیب رنگ های هارمونیک که در چرخه رنگ د رکنار یکدیگر قرار گرفته اند نیز می تواند بسیار موفق آمیز باشد. به عنوان مثال: استفاده از تنالیته های مختلف رنگ بنفش و سبز در کنار یک رنگ روشن متضاد مانند کرم فضایی زیبا می آفریند. آنچه باید در طراحی رنگی یک اتاق خواب همواره درنظر داشته باشیم این است که نه تنها انتخاب مجموعه ای از رنگ ها بلکه میزان به کارگیری آن ها و سطوحی که اشغال می کنند در مقایسه با هم نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. همچنین ایجاد رابطه میان سطوح رنگی گوناگون با استفاده از جزییاتی چون قاب عکس، حاشیه های کاغذ دیواری نصب شده به دیوار، تکرار طرح خاصی به روی ملحفه و روبالشتی ها می تواند به یک اتاق انسجام و هماهنگی بیشتری بخشد. در طرح های رنگارنگ، طرح هایی با لکه های بزرگ رنگی با زمینه های رنگی قوی بیش از طرح های ریزنقش و نامفهوم نظر کودکان را جلب می کند.

● رابطه رنگ با لباس کودک:

کودک لباس را به دلیل رنگ های جذاب و شاد آن دوست دارد. او درباره تناسب رنگ لباس و این که آیا چنین رنگی به او می آید یا نه چیز زیادی نمی داند و به همین دلیل ممکن است حتی در یک زمان لباس های با رنگ های مختلف و ناهماهنگ را برای پوشیدن انتخاب نماید. کودکان بیشتر مایل به پوشیدن رنگ های قرمز، سبز، نارنجی، زرد، آبی و صورتی هستند.

● رنگ اسباب بازی های خانگی به کودک خلاقیت می دهد:

▪ رابطه رنگ اسباب بازی ها با کودک:

بهترین اسباب بازی آن است که کودک را مجذوب خود می کند و او به سراغ آن می رود و تحرک و لذت بیشتری از آن کسب می کند.

برخلاف آنچه والدین انتظار دارند هرقدر اسباب بازی دارای شکل غیراختصاصی تر و بنیادی تر باشد، قوه تخیل کودک را بیشتر تحریک می کند. اما یکی از نکات بسیار مهم که والدین باید آن را موردتوجه قرار دهند انتخاب اسباب بازی برحسب سن کودک و رنگ آن است.

● اتاق کودکان باید چه رنگی باشد؟

اگر به خانه جدیدی نقل مکان می کنید و به دنبال انتخاب رنگ مناسبی برای اتاق کودکتان هستید. رنگی که برای دکوراسیون اتاق کودک درنظر می گیرید باید با مقطع سنی که کودک شما در آن قرار دارد متناسب باشد. در طول سال اول زندگی رنگ های ملایم برای اتاق کودکان بهترین انتخاب هستند، چراکه نوزاد به نور و سایه بیشتر توجه نشان می دهد تا تفاوت رنگ ها، از این رواتاق خواب نوزادان باید با رنگ های روشنی مانند سفید و کرم و یا رنگ های زرد، صورتی، آبی یا سبز روشن، رنگ آمیزی شود. هرچه کودک بزرگتر می شود با به کارگیری رنگ های شاد و درخشان در اتاق می توان فضای خوب و سرشار از انرژی و تحرک برای او فراهم آورد. اگرچه استفاده از رنگ های روشن و طرح های شاد که موردپسند کودکان بوده و موجبات تحریک خلاقیت آن ها را فراهم می آورند در اتاق کودکان توصیه می شود. برای رنگ آمیزی این اتاق ها باید همواره از رنگ هایی استفاده کرد که در ساخت آن ها سرب به کار نرفته باشد. پس از اطمینان از بی زیان بودن نوع رنگ مصرفی، نوبت به انتخاب یک زمینه رنگی برای اتاق کودک می رسد.

برای طراحی رنگ دکوراسیون اتاق کودکان دو راه وجود دارد:

استفاده از رنگ های شاد و درخشان و دیگری ایجاد فضایی مملو از رنگ های ملایم و رؤیایی که اسباب بازی های رنگارنگ کودک در آن نقش آکسان های رنگی را ایفا می کنند.هنگام طراحی رنگ در دکوراسیون اتاق کودک باید به خاطر داشت که اغلب کودکان مجموعه ای از اسباب بازی های رنگارنگ را در فضای اتاق خود جای خواهند داد که بی شک نمای اتاق را تحت تأثیر قرار می دهند.

گاهی اوقات انتخاب رنگ و دکوراسیون اتاق کودک با توجه به جنسیت او انجام می شود بسیاری از والدین رنگ های گرم و ملایمی مانند صورتی و بنفش یاسی را برای دختران و رنگ های آبی و سبز را برای فرزند پسرشان می پسندند. همچنین در میان کودکان بزرگتر که قادر به اعمال سلیقه خود در انتخاب رنگ و دکوراسیون اتاقشان هستند بسیاری از دختران فضایی رؤیایی و دخترانه و بسیاری از پسران رنگ های پرسایه و شاد با کنتراست بیشتر را می پسندند. دختران دکوراسیونی مملو از رنگ های صورتی، سفید و بنفش، تور، روبان و حریر و فضای فانتزی را ترجیح می دهند در دکوراسیون اتاق دختران هارمونی هماهنگی بیشتر است.

درهرحال باید از محدود کردن انتخاب کودکان در رنگ دکوراسیون اتاقشان پرهیز کرد و به خاطر داشت که الزاماً نباید اتاق دختران صورتی و اتاق پسران آبی باشد.

▪ چند نکته مهم در مورد روان شناسی رنگ در کودک:

- سبز و آبی در محیط هایی کاربرد دارند که نیاز به سکون و آرامش هست.

- رنگ های گرم مانند قرمز، نارنجی، زرد و... موجب احساس کند شدن گذر زمان، احساس سنگین وزنی، کوچک تر شدن اتاق و بزرگی اجسام می گردند. در محیط هایی که احساس کسالت و یکنواختی وجود دارد باید از رنگ های سرد استفاده شود.

- در اتاق باید از رنگ های گرم استفاده شود تا گذشت زمان کندتر احساس شود و فرد احساس کند مدت زیادی استراحت داشته است.

- دیوارهایی که پنجره دارد باید روشن رنگ شود تا کنتراست زیادی با بیرون ایجاد نکند که موجب خستگی چشم و سردرد گردد.

- رنگ های روشن محیط را بزرگ تر و رنگ های تیره کوچک تر نشان می دهند.

- رنگ های روشن سقف را کوتاه تر و رنگ های تیره بلندتر جلوه می دهند.

در محیط این کلینیک سعی شده با کاربرد صحیح رنگ ها، ضمن ایجاد آرامش مانع خستگی افراد شده و از نظر معماری نیز نماهای مطلوب و با نشاطی فراهم گردد.

● تغذیه رنگی

رنگ طبیعی خوراکیها و غذاهایی که می خوریم فرکانس ارتعاشی همان رنگ را در دسترسمان قرار می دهد و بروی چاکرای خاصی تاثیر می گذارد:

جگر قرمز، دل، قلوه، کلم قرمز، چغندر قند، تمشک قرمز، گیلاس قرمز، انگور قرمز، آلوی قرمز، فلفل قرمز، سیب سرخ، گوجه فرنگی و هرچه قرمز است.

● اثرات رنگ لباسها بر روی بدن:

رنگ لباسها به دلیل حساسیت نوری سلولهای بدن می گذارند بنابراین بهتر است لباسی بپوشیم که به رنگ آن نیاز داریم اما فراموش نکنید که هر لباسی اعم از کت، پیراهن یا بلوز یا مانتو به تن می کنید، لباس زیر شما باید سفید باشد. اگر لباستان از پارچه نخی یا ابریشم و یا پشم با رنگ طبیعی باشد بهتر است از لباسهای مصنوعی با رنگ مصنوعی است.

در انتخاب رنگ ملافه و روبالشی کودک این نکته را حتما در نظر داشته باشید. اصولا در این مورد نباید از رنگ های محرک و تند استفاده کرد. رنگ های بسیار تیره، قهوه ای، مشکی، آبی تیره بیشتر تأثیر ترسناک و وحشت انگیز دارند و در کودک ایجاد خوف می کنند. کوچولوها از ملافه ها و روبالشی هایی که طرح های گل و اسباب بازی یا حیوانات با نمک و کارتونی روی آنها حک شده باشد، بسیار خوششان می آید. بچه های پیش دبستانی هم نسبت به رنگ های قهوه ای روشن، قرمز سیر، سبز ملایم و آبی روشن احساس خوبی دارند. بنابراین تا می توانید فضای اطراف محل خواب کودک را از وجود اشیای با رنگهای تند و براق و درخشان خلوت کنید. یک محیط ساده و عاری از تنوع زیاد، همراه با آرامش، می تواند بهترین موقعیت برای خواب کودک باشد.

خواب رفتن دست و پا

خواب رفتن، گزگز و مورمور شدن دست و پا را همه‌مان تجربه کرده‌ایم، اما همین حس خواب رفتن و مورمور شدن اگر طولانی و مکرر شود، می‌تواند نشانه وجود برخی مشکلات در بدن ما باشد. فکر می‌کنید این علامت در چه مواقعی نیاز به ارزیابی و بررسی توسط پزشک دارد؟ در گفتگو با دکتر حمید بهتاش، ارتوپد و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران کوشیده‌ایم پاسخی برای این سوالات بیابیم. آقای دکتر! تقریبا همه ما، مورمور شدن و خواب رفتن دست را تجربه کرده ایم، اما گاهی اوقات در بعضی افراد، این مشکل شدید می شود. چرا؟ افرادی که همیشه از خواب‌رفتگی یا مورمور شدن دست می‌نالند، نیاز به بررسی بیشتری دارند. شاید به نوعی دچار آسیب شبکه عصبی بازویی شده باشند؛ مثلا این افراد دچار ضعف، خواب‌رفتگی و مورمور شدن در یک دست و بازو می‌شوند. این درد، در اثر آسیب کتف یا ناحیه زیر بغل به وجود می آید که بر شبکه عصبی، موسوم به کلاف بازویی تاثیر منفی می‌گذارد. گاهی اوقات بیماران از خواب‌رفتگی و مورمور شدن شبانه می‌نالند و می‌گویند تا بالای بازوی‌شان تیر می‌کشد. بله، چنین موردی که اشاره کردید اگر شست، انگشت سبابه و انگشت وسطی را درگیر ‌کند، یا اینکه فرد دچار ضعف عضلانی شود، مطرح‌کننده اختلالی موسوم به "نشانگان تونل مچ" است. اختلال تونل مچ چطور بروز می‌کند؟ سندرم تونل کارپال همان‌طور که می‌دانید داخل مچ انسان یک مسیر عبوری برای وترها و عصب مدیان وجود دارد. التهاب یا تورم بافت‌های داخل تونل می‌تواند عصب مدیان را تحت فشار قرار دهد. عصب مدیان مسوول حس لامسه در انگشت شست، انگشت اشاره، انگشت میانی و قسمتی از انگشت حلقه‌ای است. تحت فشار قرار گرفتن این عصب موجب تولید بی‌حسی و درد خاصی می‌شود که تحت عنوان "نشانگان تونل کارپال" شناخته می‌شود. بسیاری اوقات، این نشانگان در هر دو مچ دست پدید می‌آید. چه عواملی ما را مستعد این اختلال می‌کند؟ اگر چه نشانگان تونل کارپال اغلب بدون علت خاصی اتفاق می افتد، اما تعدادی از عوامل می‌توانند شما را مستعد ابتلا به این بیماری کنند. این عوامل شامل التهاب مفصل، چاقی، سیگار کشیدن، بارداری و داشتن مشاغلی خاص است که دارای حرکات مکرر و قوی دست هستند؛ مثلا نشانگان تونل کارپال در افراد قالیباف، تایپیست، قصاب، پیانیست و مکانیک بیشتر است و به ندرت افرادی را که به طور تفریحی گلف، دوچرخه‌سواری یا قایق‌سواری انجام می‌دهند، نیز گرفتار ‌می سازد. عامل اصلی بروز این مشکل، انجام فعالیت‌های تکراری و با نیروی زاید، در حالی که مچ دست خم است، می‌باشد. البته نشانگان تونل کارپال می‌تواند در بعضی اختلالات غدد درون‌ریز نظیر دیابت، اکرومگالی و ندرتا کم‌کاری تیرویید و آرتریت روماتویید نیز دیده شود.
به طور کلی زنانی که به میانسالی نزدیک می‌شوند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال قرار دارند. اگر بخواهیم به موارد دیگری از همین قبیل اشاره کنیم، از چه مشکلاتی باید نام ببریم؟ درد و کرختی دست آسیب اعصاب محیطی از دیگر اختلالاتی است که می‌تواند باعث احساس مورمور شدن در دست‌ها و پاها شود. همچنین این احساس می‌تواند با کرختی در همین نواحی و ضعف و درد عضلانی دست و پا نیز همراه باشد. همان‌طور که می‌دانید اعصاب محیطی امکان برقراری ارتباط میان مغز، اعضای بدن، عروق خونی، عضلات و پوست را فراهم می‌سازند. فرامین مغزی از طریق اعصاب حرکتی منتقل می‌شوند و اطلاعات دریافتی توسط بدن از راه اعصاب حسی به مغز مخابره می‌شوند. آسیب یک عصب محیطی می‌تواند ارتباط بین مغز و ناحیه تحت پوشش آن عصب را قطع کند. این اتفاق توانایی شما در حرکت عضلات یا درک طبیعی حواس یا هر دو را در منطقه آسیب‌دیده، دچار اختلال خواهد کرد. آسیب عصبی می‌تواند به بروز نوعی احساس مورمور شدن، سوزش و سایر احساسات دردناک در منطقه ی درگیر منجر شود. آیا این موضوع همان نوروپاتی محیطی نیست؟ چرا، دقیقا همان است. علت این نوروپاتی‌ها چیست؟ نوروپاتی‌های محیطی علل بی‌شماری دارند. از جمله ی این علل می‌توان به سوانح، اعمال فشار بر عصب و آسیب عصبی ناشی از یک بیماری خودایمنی مثل لوپوس و روماتیسم مفصلی اشاره کرد. البته برخی از بیماری‌های کبدی، کلیوی و تیرویید هم می‌توانند به اعصاب محیطی آسیب برسانند. بسیاری از بیماران دیابتی نیز از گزگز شدن دست و پا می‌نالند. دلیل آن چیست؟ شایع‌ترین علل، نوروپاتی محیطی ناشی از دیابت است. علایم و نشانه‌های نوروپاتی محیطی ممکن است سال‌ها پس از ابتلا به بیماری ظاهر شوند. اگر دیابت شما به خوبی کنترل نشده باشد، احتمال بروز زودرس علایم و نشانه‌های عصبی وجود دارد. نکته دیگری باقی مانده است که بخواهید درباره آ‌ن توضیح بدهید؟ بله؛ در میان افراد معتاد به الکل، رژیم ناکافی به ویژه کمبود ویتامین تیامین (B1) می‌تواند با بروز نوروپاتی در ارتباط باشد. کم‌خونی هم ممکن است روی دهد و شانس ابتلا به نوروپاتی محیطی را افزایش دهد. اغلب کم‌خونی‌ها در اثر کمبود ویتامین B12 رخ می‌دهند. علایم و نشانه‌های نوروپاتی محیطی معمولا طی چند ماه پیشرفت می‌کنند، ولی در برخی از موارد مثل مسمومیت با آرسنیک ممکن است فورا بروز کنند. احساس مورمور شدن معمولا در انگشتان پا یا نرمه پاها شروع و به سمت بالای بدن گسترش می‌یابد. گاهی این احساس در دست‌ها آغاز و به سمت بازوها کشیده می‌شود. نوعی احساس کرختی نیز به همین شیوه ممکن است ایجاد شود. پوست شما ممکن است حساس شود و حتی لمس آرام آن هم دردناک گردد. در برخی از نوروپاتی‌های محیطی ممکن است ضعف عضلانی زودتر یا به شکلی محسوس‌تر از علایم و نشانه‌های حسی بروز کند. خیلی اوقات برخی افراد که سکته مغزی را تجربه کرده‌اند، دچار مشکلاتی از این دست می‌‌شوند. چرا؟ ضعف عضلانی یا مورمور شدن یک بازو یا دست از مشخصه‌های سکته مغزی است و معمولا با نشانه‌های دیگری همچون خواب‌رفتگی و ضعف عضلات صورت یا یک پا همراه است. در صورت بروز چنین علامتی، بلافاصله به نزدیک‌ترین درمانگاه یا بیمارستان مراجعه کنید. مشکلات ناحیه گردن هم باعث بی‌حسی و مورمور شدن دست می‌شود؟ مورمور شدن دست بله. فشردگی یا آسیب یکی از اعصاب در گردن می‌تواند به خواب‌رفتن و مورمور شدن منجر گردد که ممکن است به کتف، بازو، دست و انگشتان تیر بکشد. اگر مورد دیگری هم وجود دارد که باعث خواب رفتن یا مورمور شدن دست و بازو می شود، بگویید. گاهی اوقات اختلال عملکرد عصب اولنار (عصب اولنار شامل الیاف حركتی و حسی است كه مسیر خود را در تنه تحتانی و طناب داخلی شبكه بازویی طی می كند) نیز می‌تواند چنین مشکلاتی به وجود آورد. آسیب عصب اولنار در ناحیه آرنج باعث مورمور شدن و خواب‌رفتن ناحیه آرنج تا انگشت کوچک و قسمتی از انگشت حلقه می‌شود. ضربه زدن به این ناحیه، نوعی درد و احساس سوزن شدن ایجاد می‌کند. ممکن است بیمار دچار ضعف عضلات دست هم شود.

تحول فراحافظه و رفتار حافظه در کودکان و نوجوانان

● هدف:

هدف پژوهش حاضر، مطالعه چگونگی تحول فراحافظه و رفتار حافظه دانش آموزان بهنجار پایه های اول، سوم و پنجم ابتدایی و اول و سوم راهنمایی بوده است. مطالعه فراحافظه و رفتار حافظه در پنج ویژگی متضاد تکلیف (نوع مفاهیم) صورت گرفته است؛ عاطفی یا غیر عاطفی، منفرد یا مرکب، عینی یا انتزاعی، با رابطه مفهومی یا بدون رابطه مفهومی و پویا یا ایستا.

● روش:

در این مطالعه مقطعی تحلیلی از هر پایه تحصیلی، 50 نفر (25 دختر و 25 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای در پژوهش شرکت داده شدند. بر مبنای پنج ویژگی متضاد یاد شده، پنج خرده آزمون تدوین و هر خرده آزمون روی 10 نفر از افراد هر پایه اجرا گردید تا اثر تجربه در آزمون خنثی شود. هر خرده آزمون در دو مرحله، مرحله اول برای سنجش فراحافظه و مرحله دوم برای سنجش رفتار حافظه اجرا و داده ها تحلیل شدند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی و تحلیل واریانس سه متغیری با اندازه گیری مکرر استفاده شد.

● یافته ها:

نتایج نشان می دهد که بین فراحافظه و رفتار حافظه در اغلب موارد همبستگی مثبت پایین یا بسیار پایین و در برخی موارد همبستگی مثبت متوسط یا بالا وجود دارد. رابطه بین فراحافظه و رفتار حافظه تحت تاثیر سن و متغیر تکلیف قرار دارد. با افزایش سن، احتمال درستی فراحافظه و توانایی رفتار حافظه افزایش می یابد. درستی فراحافظه تحت تاثیر تکلیف قرار دارد. توانایی فراحافظه و رفتار حافظه دختران بیشتر از پسران است. بین فراحافظه و رفتار حافظه با پیشرفت تحصیلی افراد مورد مطالعه رابطه ای مشاهده نشد.

● نتیجه گیری:

بین فراحافظه و رفتار حافظه رابطه پایداری وجود ندارد. نتایج متفاوت مربوط به رابطه حافظه و رفتار حافظه در پژوهش های مختلف و چالش انگیز بودن این رابطه، بررسی های بیشتری می طلبد.

تحول فراحافظه و رفتار حافظه در کودکان و نوجوانان tahavole fara hafeze pdf 311 KB application pdf 
به نظر مي رسد امروزه همه به دنبال خوشبختي هستند. خوشبختي عنوان بسياري از کتاب ها، مقالات، کلوب ها و... شده است زيرا اين کلمه به تنهايي مخاطبان زيادي را جذب مي کند. تحقيقات نشان داده است افراد شاد موفق ترند، آنها در زندگي مفيدتر و خلاق تر هستند، درآمد بيشتري کسب مي کنند، زندگي زناشويي موفق تري دارند، سالم ترند و حتي از همسالان بداخلاق خود بيشتر عمر مي کنند.
 دکتر «مارتين سليگمن» بنيانگذار جنبش روانشناسي مثبت در دهه قبل مي گويد؛ «تصور کنيد دارويي کشف شده است که مي تواند طول عمر شما را هشت الي 9 سال بيشتر کند. احساس خوشبختي همان دارو است.» محققان در زمينه خوشبختي به پشتوانه هزاران تحقيق در اين مورد مي گويند «خوشبختي ساختني است». تحقيق روي چهار هزار دوقلو نشان داده است که ژنتيک حدود 50 درصد در ميزان خوشبختي انسان نقش دارد. پس حتي اگر به جاي خوش اخلاقي، اخم کردن را به ارث برده باشيد، باز هم محکوم به زندگي توام با اخم و ناراحتي نيستيد. همچنين امتيازاتي نظير سلامتي، ثروت، تحصيلات يا زيبايي مي تواند 10 درصد به خوشبختي کمک کند و 40 درصد باقي آن بستگي به آن دارد که چگونه خود را شاد سازيد و خوشحال باشيد. دکتر «مارتين سليگمن» مي گويد؛ «اين يک مساله گمراه کننده است زيرا بيشتر مردم تصور و فکر مي کنند چيزهاي ظاهري مانند داشتن يک خانه بزرگ، يک شغل عالي، يک بليت لاتاري برنده شده، زندگي را شادتر کنند در حالي که آنها فقط يک شادي موقتي را به ارمغان مي آورند و هيجان و شادي ناشي از آنها کم کم رنگ مي بازد.»
تحقيقاتي که روي جدول روند احساس خوشبختي در طول عمر انسان به عمل آمده است، نشانگر آن است که بعد از حتي بهترين و شادترين دوران کودکي، احساس خوشبختي و شادي در دوران نوجواني و اوايل جواني کاهش مي يابد اما با افزايش سن اين احساس نيز بيشتر مي شود. در واقع برخي دانشمندان معتقدند در سنين پيري، احساس خوشبختي و رضايت خاطر بسيار بيشتر مي شود زيرا افراد مسن با پيشامدهاي زندگي مانند جوانان با شدت و حساسيت برخورد نمي کنند و نسبت به جوانان نگرش مثبت تري به زندگي دارند و همچنين پس از گذراندن عمري درک کرده اند که زندگي کوتاه تر از آن است که بتوان آن را سخت گرفت و در نتيجه سعي مي کنند در زندگي، افراد يا چيزهايي را که موجب ناراحتي شان مي شود به کلي ناديده بگيرند. دکتر «ويل فليسون» روانشناس دانشگاه wake Forest مي گويد صرف نظر از سن و خلق و خو، هر کسي مي تواند رفتارش را تغيير دهد و خودش را آدم شادتري کند. بي شک در هر موقعيتي هر کسي راهي براي بالا بردن روحيه خودش پيدا مي کند. دکتر «فليسون» مي گويد؛ «با انجام کارهايي هر چند کوچک اما با انرژي و مهيج مي توانيد اثر مثبتي روي حالت روحي خود بگذاريد و حال تان را بهتر کنيد. يکي از اين کارها خنديدن با صداي بلند است که بسيار روحيه را شاد مي کند.»
راهکارهايي جهت افزايش احساس شادي و دور شدن از اخم کردن؛
- روابط اجتماعي خود را بيشتر کنيد. اگر تمام روز پشت ميز کامپيوتر نشسته ايد، بلند شويد و با ديگران معاشرت کنيد. بي ترديد رفتن به سالن تئاتر يا سينما بهتر از نگاه کردن يک فيلم به تنهايي در خانه است.
- از تمام چيزهايي که به خاطر داشتن شان ممنون هستيد، فهرستي تهيه کنيد. در واقع اين کار مي تواند کمک بزرگي به احساس رضايت خاطر شما کند.
- هر تجربه خوشايندي را که طي روز داشته ايد از نظر بگذرانيد و فکر کنيد که چگونه مي توانيد آنها را بيشتر کنيد.
- اگر قرار است براي مثال بين خريد يک ماشين جديد و يک مسافرت خانوادگي، يکي را انتخاب کنيد بي ترديد چمدان هايتان را ببنديد زيرا حتي شيک ترين ماشين هم پس از مدتي برايتان معمولي و يکنواخت مي شود اما يک خاطره خوش از يک مسافرت لذت بخش دائمي است و براي هميشه با شما مي ماند.
- دکتر «مارتين سليگمن» مي گويد؛ «شوخي در زندگي مانند نمک روي گوشت است. به شوخي ها با صداي بلند بخنديد.»
- نيمه پر ليوان را ببينيد. هميشه سعي کنيد چيزهاي خوب زندگي را ببينيد. اگر مورد هجوم افکار منفي در مورد زندگي تان قرار گرفته ايد و فکر مي کنيد زندگي کنوني شما در حال سقوط است، صبر کنيد، و صادقانه دوباره به زندگي تان فکر کنيد. آن وقت خواهيد ديد که بسياري از نکات مثبت را ناديده گرفته ايد.
- کارهايي از سر نيکي و مهرباني انجام دهيد. اين کارها هر چند کوچک باشد، به همان اندازه که موجبات خوشي و لذت را براي ديگري (کسي که کارهايي برايش انجام داده ايد) فراهم مي کند، خود شما را نيز خوشحال مي سازد.
- لحظه را دريابيد. به جاي آنکه منتظر شويد تا موضوع مهمي را جشن بگيريد، مي توانيد همين امروز اين کار را انجام دهيد. براي شادي نياز به دليل خاصي نيست.
- بي شک ساده زيستي به احساس خوشبختي افراد کمک مي کند. همچنين نااميدي دشمن بزرگ خوشبختي است، پس هرگز اميدتان را از دست ندهيد.
- نگرش مثبت داشتن به اين معنا نيست که شما هرگز نبايد غمگين يا ناراحت باشيد. خوشبختي به معناي نبود غم و ناراحتي نيست. دکتر «ديويد اشپيگل» از دانشگاه استنفورد مي گويد؛ «کساني که تلاش مي کنند احساس غم و ناراحتي خود را سرکوب کنند بيشتر مضطرب و افسرده مي شوند. پس بايد با پيدا کردن راه حلي براي ناراحتي، آن را کنترل کرد.»
- دوست داشتن ديگران و احساس همدردي نسبت به آنان کليدي جهت باز کردن درهاي خوشبختي است.
موضوع آموزش، پژوهش و سلامت در دولت نهم در چهار سال گذشته قطعا نکات مثبت، میانه و منفی زیادی به همراه داشته است. شکی نیست که هر دولتی تلاش می کند که به نکات مثبتش اضافه کند و من هم منکر انجام برخی کارهای دلچسب به نفع مردم در دولت نهم نیستم، اما به دلیل آنکه تصمیم دارم نقدی بر عملکرد دولت نهم داشته باشتم، که ان شاءاله راهکاری باشد برای دولت دهم و حسب فرمایش مقام معظم رهبری گوش شنوا و سینه گشاده ای برای پذیرش این مطالب وجود داشته باشد، بیشتر نکاتی را بحث می کنم که فکر می کنم که ضرورت داشت دولت نهم توجه بیشتری به آنها می کرد و امیدوار هستم دولت دهم این مهم را فراموش نکند.

در وزارت بهداشت سه مولفه آموزش، پژوهش و خدمت برای ارتقای سلامت و حفظ سلامت و پیشگیری از بروز بیماری ها و درمان آن جمع شده اند. نکته اساسی این است که دولت باید بداند آموزش و پژوهش از مسیر خدمات می گذرند، یعنی اگر خدمت بایسته ای به و یا ناشایسته مردم ارایه نشود، مفهوم آن این است که پژوهش و آموزش هم آسیب خواهند دید. به طور خلاصه آنکه در بعد آموزش در چهار سال گذشته، تغییری در فضای آموزش حوزه پزشکی که به ارتقای کیفیت منجر بشود، دیده نشد و هم چنان سردمداران اندیشه فوق تخصصی و تخصص گرایی موجب شدند تا دیدگاه های اندیشمندانه برای علوم پیراپزشکی و پزشکی عمومی جایگاه مناسبی پیدا نکنند. هنوز هم دانشجویان پزشکی ما تحصیلات و آموزش خود را در بخش های فوق تخصصی و زیر نظر آنها طی می کنند که قطعا نمی تواند محیط مناسب آموزش باشد...

آموزش پزشکی جامعه نگر و جامع نگری در آموزش پزشکی، روز به روز ضعیف تر شد و فضای شیرین خود را از دست داد. در مورد تحقیق به قول سازمان های بین المللی، هم چنان فاصله 90/10

(Global Gap 10/90) محسوس است. به این مفهوم که تنها 10 درصد از تحقیقات پاسخگوی نیازهای مردم بوده است. اما در حوزه سلامت که جایگاه اصلی را دارد، چهار حیطه اصلی برای مسوولان وجود دارد که حداقل سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آنها باید در وزارت بهداشت صورت بگیرد.

● ارتقای سلامت

حیطه اول ارتقای سلامت است. به این مفهوم که قدم هایی باید برداشته شود، سلامت مردم به طور عام و نه تنها بیماری آنها، تحت تاثیر قرار بگیرد و ارتقا پیدا بکند. معمولا این وظیفه، یک وظیفه حکومتی است که محوریت آن در وزارت بهداشت قرار دارد. اگرچه ممکن است کارهایی در این زمینه صورت گرفته باشد، اما با اطمینان می گویم که بازتاب عملی آن درحدی نیست که بنده به عنوان فردی با تجربه در حوزه سلامت صدای آن را شنیده باشم.

● پیشگیری

در مورد پیشگیری متاسفانه وضعیت بدتر از اقدامات درمورد ارتقای سلامت بود. در طول تاریخ هیچ گاه به اندازه امروز مواد دخانی در کشور وجود نداشت. افزایش مستمر مصرف کنندگان مواد دخانی پاسخی بود به این بازار مکاره ای که جهان خواران برای ما ساخته اند و مسوولان هم چشم بر آن بسته اند. همه مطالعات معرف افزایش کمی مصرف مواد دخانی در هر دو جنس پسر و دختر است. این در حالی است که قانون کنترل جامع دخانیات در دولت هشتم به تصویب رسید و با قریب دو سال تاخیر آیین نامه اجرایی آن نیز توسط دولت نهم مصوب گردید، اما شما هنوز در اغلب و یا شاید همه مکان های عمومی و فضاهای بسته مصرف دخانیات را شاهد هستید و تعداد تفرج گاه هایی که قلیان را وسیله جلب مشتری خود قرار داده اند رو به فزونی است. در دهه 1370 نوشتار بین المللی منتشر شد که گواهی می داد شرکت های بزرگ دخانی جهان ایران را هدف گرفته اند و تصمیم دارند دراین مروارید خاورمیانه بیشترین میزان فروش مواد دخانی را داشته باشند.

اگر چه این توطیه شناخته و بر ملا گردید، اما همه برنامه های مندرج در آن عینا به اجرا درآمد و بعضی از رفتارهای صوری تنها مصداق کلمه الحق یراد بها الباطل گردید. شما به راحتی و در هر سنی که باشید می توانید هر چند نخ سیگاری را از هر دست فروشی با هر رنگ و قیمتی تهیه کنید. چه آنهایی که اخیرا شعار بهداشتی رویشان نصب شده است و چه آنهایی که به طور قاچاق در بازار وجود دارد و میزان آن چند برابر میزان مورد تایید دولت است. همه این رفتارها مخالف صریح قانون کنترل جامع دخانیات است. از عوامل خطر دیگر باید روغن و نمک و شکر را ذکر کنیم که در همه موارد آگاهی نبخشیدن به مردم و تجارت توانستند هم چنان این عوامل خطر را در دنیای مصرفی ما حفظ کنند و یا روز به روز افزایش دهند. اگر چه حدود سه برابر استاندارد شکر مصرف می کنیم، اما تجارت شکر یکی از پرسودترین بازارهایی است که حاضر نشد به نفع سلامت مردم کوچک شود.

تقریبا کودکان ما از دو سالگی به غذاهای شور عادت می کنند و فریاد مصرف تنقلات نمکی از رسانه ملی، شنیداری و نوشتاری گوش جامعه را خراشیده است. شاید آب سالم یکی از مهم ترین فاکتورهای مرتبط با سلامتی باشد که هم در محافل بین المللی و هم در گزارشات داخلی بر آن تاکید شده است. در چند سال گذشته ما مشکل میکروبی آلودگی آب نداشتیم، اما متاسفانه وجود فلزات سنگین و باقی مانده مواد شیمیایی در آب های مصرفی، یکی از عوامل بزرگ خطر سلامتی به حساب می آید، مسوولان سازمان آب و فاضلاب در چند شهر بزرگ کشور از این آلودگی گله کردند، اما واقعا صدایی که اطمینان بخش جامعه باشد از وزارت بهداشت شنیده نشد.

موضوع آب تا حدی جلو رفت که دامن آب های صنعتی را نیز گرفت و آنها که باید زیر محدودترین استانداردهای بهداشتی باشند، به حدی نامناسب تشخیص داده شدند که کشورهای خریدار، عطای تجارت را بر لقای آن بخشیدند و آب ها را به بازار ایران برگرداندند تا مجددا این جسم آشنا به عوامل خطر ایرانیان باشد که آن را مصرف می کنند. وجود این فلزات سنگین و مواد شیمیایی باقی مانده در آب و سایر مواد غذایی، شیپوری است که صدای آن به زودی شنیده می شود، اما هنوز ناقوس آگاهی بخشی از وزارت بهداشت شنیده نشده است. تقریبا در اغلب شهرهای بزرگ ازجمله بعضی از شهرهای استان گلستان، لنجانات اصفهان و تمامی تهران بزرگ، آبی که برای کشاورزی مصرف می شود حاوی میزان های بالایی از فلزات سنگین و باقی مانده سمومی است که اصلا در قالب استاندارد نمی گنجد و همان وضعیت آب مصرفی را دارد.

● درمان

درمورد درمان، وظیفه اصلی وزارت بهداشت که منحصرا باید در همین وزارتخانه برنامه ریزی و عملیاتی شود و برخلاف موارد قبلی ارتباطی با سایر بخش های توسعه ندارد، نیز متاسفانه وضعیت مناسب نبود. دو مولفه اساسی در این زمینه وجود دارد. اول مساله علم در تشخیص و درمان بیماری ها و دوم عدالت در سلامت. در مورد تشخیص و درمان بیماری ها به دلیل عدم انجام وظیفه مناسب وزارت بهداشت در جایگاه رهبری و تولیت سلامت برای تعیین پروتکل ها و دستورالعمل های مناسب مدیریت شده، آن چنان بازاری درست شده که تقریبا با هیچ مولفه علمی سازگاری ندارد. به عنوان مثال، اگر به هر یک از مطب های تخصصی سر بزنید، بیمار های زیادی می بینید که بقچه هایی ازعکس و آزمایش و... همراه خود دارند که بیش از 90 درصد آنها حتی توسط پزشک سفارش دهنده نیز بررسی و تجزیه و تحلیل نمی شود. آزمایش هایی بر صفحه کاغذ می بینیم که قطعا بدون نیاز و بدون بهره وری مناسب برای بیمار درخواست شده است. هر یک از این بقچه ها می تواند در یک کشور پیشرفته که تکلیف تولیت سلامت در آن روشن است، پرونده ای باشد برای فاتحه مدیریت سلامت در آن کشور و نفی کامل آن مدیریت.

نکته ای که در این زمینه وجود دارد، علاوه بر زیان های جسمی و روانی و اجتماعی که بر جامعه وارد می شود، زیان های اقتصادی است، چه کسی این هزینه ها را می پردازد؟ این هزینه ها که حتی بیهوده هم هستند با کمال تاسف از جیب مردم تامین می شوند. عدالت در سلامت در دولت نهم به فراموشی سپرده شد و این در حالی بود که ماده 90 برنامه پنج ساله چهارم و ساختارهای حقوقی و قانونی مترتب بر آن تکلیف را برای این وظیفه مهم و چهار سال منتهی به 1388 روشن کرده بود. گاهی اوقات بعضی مسوولان یا رسانه های عمومی شیپور را از سر گشاد زده و تنها به کمبود بودجه سلامت از بودجه ملی تکیه کرده اند، اما صراحتا عرض می کنم که اگر همه بودجه ملت بر چاه ویل سلامت که تولیتی بر آن وجود ندارد ریخته شود، باز هم مردم هستند که باید از جیب خود هزینه های لازم و غیرلازم سلامت را تامین و پرداخت کنند. لذا موضوع علمی کردن تشخیص و درمان که تجربه جهانی آن را در قالب تدوین راهکارهای موثر بالینی و غیربالینی تبیین کرده است و حفظ منافع ملی با افزایش بهره وری در مصرف آنها از اهم گمشده های چهار سال گذشته است.

● توان بخشی

حیطه چهارمی که وزارت بهداشت مکلف به اجرای آن است و باز هم به هیچ بخش دیگری مربوط نمی شود، حوزه توان بخشی است که این توان بخشی در همه ابعاد معنوی، اجتماعی، روانی و جسمی باید شکل بگیرد. موضوع توان بخشی در دولت نهم همانند دولت های پیشین هیچ گاه به یک موضوع اولویت دار تبدیل نشد. در حالی که یکی از شاخص های ارزشیابی خدمات سلامت در جهان نحوه عملکرد ساختار سلامت در حوزه توان بخشی است.

چند نکته توصیه ای برای دولت محترم دهم که ادای دینی شده باشد و پاسخی به درخواست مقام معظم رهبری

▪ رعایت عدالت در سلامت باید از حیطه حرف و کلام به حوزه عمل تبدیل شود، به طوری که جراح در اتاق عمل، پزشک خانواده در کلینیک و مردم در صورت حساب هزینه های زندگی خود آن را لمس کنند. خوشبختانه همه موازین قانونی برای اجرای این امر در اختیار وزارت بهداشت است و تنها شرط اجرای آن هم عالم بودن و علمی نگاه کردن به مساله است.

▪ آگاهی بخشی و اصلاح رفتار بخش های مختلف توسعه که مرتبط با سلامت هستند. به عنوان مثال آب و غذا و رفتارهای فردی و اجتماعی و بهداشت فردی و معنوی را نمی توان در جامعه استوار کرد مگر همکاری معنی داری با حمایت عالمانه وزارت بهداشت بین همه بخش های توسعه پیدا شود.

▪ آشتی با مردم و جلب مشارکت جدی آنها در همه حیطه های سلامت. مبادا باز هم مردم آخرین کسانی باشند که از حضور ویروس های آنفلوآنزایی در کشور خبردار می شوند، در حالی که آنها هستند که می توانند هر ناممکنی را ممکن کنند. امنیتی کردن فضای سلامت و دور شدن از مردم خطایی است که هرگز بخشوده نمی شود.

▪ بهره گیری عالمانه از آنچه در اختیار داریم و یا باید در اختیار بگیریم مبتنی بر توان ملی و فرهنگ اقتصادی و اجتماعی خودمان. استفاده از تکنولوژی مناسب نه تنها فقط علم احتیاج دارد، بلکه شجاعت نیز از ضروریات آن است، زیرا اینجا میدانی است که غول تجارت هم قبراق و سرحال آماده مبارزه است.

امید بر این داریم که دولت دهم با بهره گیری مناسب از توان مردم و نخبگان علمی و تجربه های موثر پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی حداقل درحوزه سلامت،آموزش و پژوهش در پزشکی باشد.

15 راه ساده برای خلاص شدن از یکنواختی زندگی

جک لندن گفته است، « درست‌ ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن. » خیلی وقت‌ ها اجازه می‌دهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش می‌آورد را می‌پذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می‌رسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که می‌گوید، « وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»
برای آن دسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید و زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.
1 - قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید 
گاهی  اوقات کارهایی که دیگران برایمان می‌کنند را نمی‌بینیم تا وقتی که دیگر آن کارها را برایمان انجام نمی‌دهند. نباید اینطور باشید. برای چیزهایی که دارید، کسانی که دوستتان دارند و مراقبتان هستند، قدرشناس باشید. تا زمانی که روزی برسد که دیگر پیشتان نباشند، نمی‌فهمید که چه ارزشی برایتان دارند. از اطرافیانتان قدردانی کنید و خیلی زود خواهید دید که افراد بیشتری دورتان را می‌گیرند. قدردان زندگی باشید و خیلی زود متوجه می‌شوید که چیزهای بیشتری برای زندگی کردن در اختیار دارید.
2 - حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید 
اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی‌ بافی خواهید شد. نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت کردن در مورد شما را ندارد. ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند اما مطمئناً نمی‌توانند حس و حالتان را درک کنند. شما هیچ کنترلی روی حرف‌های دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آنها اجازه بدهید این حرفها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما می‌توانید حرف‌های مسموم آنها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.
3 - کسانی که اذیت تان کرده‌اند را ببخشید 
 این که دیگران را ببخشید به این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند. اولین کسی که عذرخواهی می‌کند همیشه شجاع‌ترین است. و اولین کسی که می‌بخشد قوی‌ترین است. اولین کسی که می‌گذرد و از ناملایمات عبور می‌کند، شادترین است. پس شجاع باشید، قوی باشید و شاد. آزاد زندگی کنید.
4 - همان کسی باشید که واقعاً هستید
اگر آنقدر خوش‌شانس باشید که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن باارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند، جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید. و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. تنها ایستادن جرات زیادی می‌خواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودتان باشید بسیار ارزشمند است!
5 - به ندای درونیتان گوش دهید 
زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمی‌توانیم با ادامه کارهایی که همیشه می‌کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می‌خواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطه‌نظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند اما هیچکس نمی‌تواند این راه را بجای شما بپیماید. و یادتان نرود که قدردان همه روزهای زندگیتان باشید. روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی می‌کنند و روزهای بد تجربه‌تان را بالا می‌برند و بدترین روزها بهترین درس‌ها را به شما می‌دهند.
6 - به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید 
سخت‌ترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کرده‌اید را کنار بگذارید و با چیزهایی جلو روید که برایتان جدید است. بعضی‌وقت‌ها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن، شک کردن بردارید و ایمان داشته باشید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمی‌هایتان بخندید، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنید و از هر چه که زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید. شاید آخر کار به آنجایی نرسید که ابتدا قصد داشتید، اما به همان جایی خواهید رسید که باید می رسیدید.
7 - روابطتان را هوشمندانه انتخاب کنید
 بهترین روابط فقط زمان‌هایی نیست که اوقات خوشی را می‌گذرانید، موانع و مشکلاتی که با هم روبه‌رو می‌شوید و این واقعیت که آخر همه آنها باز هم بگویید، «دوستت دارم» هم اهمیت دارد. و دوست داشتن کسی به این نیست که هر روز به او بگویید دوستت دارم، باید هر روز به هر طریقی که می‌توانید آن را به او نشان دهید. روابط باید عاقلانه انتخاب شوند. برای عشق ورزیدن عجله نکنید. آنقدر صبر کنید تا بالاخره عشقتان را پیدا کنید. اجازه ندهید تنهایی شما را به آغوش کسی بیندازد که می‌دانید به شما تعلق ندارد. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید، نه وقتی که تنها هستید. یک رابطه خوب ارزش صبر کردن را دارد.
8 - کسانی که دوستتان دارند را بشناسید 
 به‌یادماندنی‌ترین افراد زندگی شما کسانی خواهند بود که زمانی دوستتان داشته‌اند که چندان دوست‌داشتنی نبوده‌اید. به این افراد در زندیگیتان خوب دقت کنید و شما هم دوستشان داشته باشید، حتی وقتی چندان دوست‌داشتنی رفتار نمی‌کنند.
9 - خودتان را هم دوست داشته باشید 
 اگر می‌توانید بچه‌ها را با وجود شلوغی‌هایی که می‌کنند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید مادرتان را باوجود غرغرهایی که می‌کند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید خواهر و برادرتان را بااینکه هیچوقت به حرفتان گوش نمی‌دهد دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید دوستتان را بااینکه فراموش می‌کند چیزهایی که قرض گرفته را پس بدهد دوست داشته باشید؛ در این صورت می‌دانید چطور می‌توان آدم‌هایی که کامل نیستند را دوست داشت. پس مطمئناً می‌توانید خودتان را هم دوست بدارید.
10 - کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید 
 کارهایی که هر روز انجام می‌دهید مهمتر از کارهایی است که هرازگاهی انجام می‌دهید. آنچه امروز انجام می‌دهید مهم است چون یک روز از زندگیتان را به ازای آن می‌دهید. سعی کنید کاری باشد که ارزش آن را داشته باشد.
11 - بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید
 پولدار شدن دو صورت دارد: اینکه هر چه بخواهید داشته باشید و دیگری اینکه به آنچه که دارید راضی باشید. همین حالا قدردان همه چیز باشید و مطمئن باشید که با این روش از هر لحظه از زندگیتان لذت خواهید برد. خوشبختی زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن درمورد مشکلاتی که داریم برداریم و بخاطر همه مشکلاتی که نداریم شکرگزار باشیم. و به خاطر داشته باشید، برای به دست آوردن روزهای خوب، باید با روزهای بد زندگی بجنگید.
12 - برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید 
 گاهی اوقات لازم است که چند قدم عقب بروید تا به همه چیز خوب نگاه کنید. هیچوقت نگذارید زندگیتان آنقدر با کار مشغول شود، ذهنتان آنقدر درگیر نگرانی شود، قلبتان آنقدر انباشته از ناراحتی‌ها و کینه‌های قدیمی شود که هیچ جایی برای تفریح کردن و لذت بردن نداشته باشید.
13 - از کوچکترین چیزهای زندگی لذت ببرید 
بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. می‌توانید از ساده‌ترین لجظات زندگی نهایت لذت و شادی را ببرید. تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر رایگان در اختیار شماست. از آنها لذت ببرید چون ممکن است یک روز که به عقب نگاه کنید متوجه شوید که چیزهای بزرگی بوده‌اند.
14 - این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست
اجازه ندهید گذشته حال و آینده شما را بدزدد. شاید به کارهایی که در گذشته کردید مفتخر نباشید اما اشکالی ندارد. گذشته گذشته است و قابل تغییر، قابل فراموشی یا پاک کردن از زندگیتان نیست. فقط باید آن را قبول کرد. همه ما دچار اشتباه می‌شویم، همه ما دچار مشکل می‌شویم و گاهی افسوس اتفاقات مختلف در گذشته‌مان را می‌خوریم. اما شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید، و الان با قدرت شکل دادن به زمان حال و آینده‌تان اینجایید.
15 - زمانی که باید بگذرید 
همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند. اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

برای موفق شدن این کارها را کنار بگذارید

1 - بهانه آوردن
افراد موفق دیگران را مقصر نمی کنند و بهانه نمی آورند و از بدشانسی شان شکایت نمی کنند. آنها مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده می گیرند. آنها می دانند که موفقیت و شکست در دستان خود آنهاست. پس سعی نکنید خود را قربانی جلوه دهید یا بهانه بیاورید.
2. بی مقصد پیش رفتن
افراد موفق برنامه دارند. زندگی آنها جهت و مقصد دارد. هیچوقت بی اراده کاری نمی کنند و بی مقصد پیش نمی روند به امید اینکه بهترین ها برایشان اتفاق بیفتد. آنها برای خود هدف تعیین می کنند و بعد برای رسیدن به آن برنامه ریزی می کنند. اگر شما از آن دسته آدمهای هرچه پیش آید خوش آید هستید، از این رویکرد دست بکشید و شروع به برنامه ریزی کنید.
3 - تمام روز نشستن پای کامپیوتر ( یا بدتر از آن تلویزیون) :
درست است که کارهای مهم زیادی را می توانید پشت کامپیوتر انجام دهید اما نباید همه روزتان را به آن بگذرانید. بیرون رفته و با آدمها ملاقات کنید.
4 - به تاخیر انداختن کارها :
تعویق در کارها دشمن موفقیت است. روی هدفتان تصمیم بگیرید، کارهایی که باید انجام دهید را لیست کرده، اولویت بندی نموده و آغاز به کار کنید.
5 - فقط انجام کارهای ساده :
برای چه کارهایی بیشتر وقت می گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم اهمیت می گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید. باید اول روی کارهای مهمتر تمرکز کنید، کارهایی که شما را به سمت هدفتان پیش می برند. تا جاییکه می توانید کارها و فعالیت های بی ارزش را نادیده بگیرید.
6 - نشستن در جلسات بیهوده :
آیا در محل کار وقتتان را در جلسات بی ارزش تلف می کنید؟ خیلی از کارمندان شرکت ها این وضعیت را دارند. هر جلسه ای باید یک هدف، دستورکار و یک مدیر ماهر داشته باشد که کمک کند جلسه از هدف اصلی خود دور نشده و روی همان متمرکز بماند. در جلسات بیهوده و ضعیف شرکت نکنید—فقط خلاصه آن را از دیگران بگیرید.
7 - محدود کردن جاه طلبی هایتان :
افراد موفق باور شگرفی به خود دارند و جاه طلب هستند و استانداردهای بالایی برای زندگی خود در نظر می گیرند. آیا شما خودتان را پایین می کشید؟ اعتمادبه نفستان را از دست داده اید؟ از اول شروع کنید. برای خودتان اهداف بلندپروازانه تعیین کنید. مهارت ها، استعدادها و دستاوردهایتان را به خود یادآور شوید و هر روز به خودتان انگیزه بدهید.
اگر بتوانید از فعالیت های بی ارزش و منفی که انجام می دهید دست بکشید، خود را به موفقیت نزدیک تر خواهید کرد. از انجام کارهایی که می دانید فقط وقتتان را تلف می کند خودداری کنید و شروع به ساخت موفقیتتان کنید.

فناوری اطلاعات در حمل و نقل بار وسفرهای شخصی

یکی از مهمترین ابزارهای پیشرفت و توسعه در دنیای کنونی بهره برداری دقیق و مؤثر از فناوری اطلاعات است که از دهه 1980 میلادی به بعد ابزار استفاده از این امکانات در جهان ایجاد شد و مهمترین شاخصه آن بهره برداری از فناوری اطلاعات با اینترنت می باشد . 
وسعت پیشرفت های صورت گرفته به ترتیبی است که بسیاری از متخصصان،  آینده نگران و اقتصاددانان بر این عقیده اند که سالهای اخیر انقلابی مشابه انقلاب صنعتی به وقوع پیوسته است که جهان را وارد عصر اطلاعات می نماید . این انقلاب بسیاری از جنبه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی حیات بشر را دست خوش تحولی عمیق کرده است .

یکی از ابعاد این تحول ، تغییرات عمیقی است که در روابط اقتصادی بین افراد ، شرکتها و دولتها به وجود آمده است . مبادلات تجاری بین افراد با یکدیگر ، شرکتها با یکدیگر و افراد با شرکتها و دولتها به سرعت از حالت سنتی خود که عمدتاً مبتنی بر مبادله بر مبنای اسناد و مدارک کاغذی است خارج شده و به سوی انجام مبادلات از طریق بهره گیری از سامانه های مبتنی بر اطلاعات الکترونیکی که به تجارت الکترونیکی معروف می باشد ، در حرکت است .   توسعه استفاده از تلفن های همراه ، کامپیوترهای دستی و سایر ابزار آلات ارتباطی موجب تغییر تعاریف و توانایی های انسان ها در انجام کارها گردیده و موجب رشد و توسعه مقوله هایی نظیر ساعات کاری متغیر و انعطاف پذیر و دور کاری شده است.

 پیشرفتهای حاصل شده در فناوری اطلاعات ، خانه را به عنوان محلی مناسب برای انجام برخی فعالیتها که قبلاً از طریق حضور در محل کار امکان پذیر بود ، مطرح نموده است . همچنین توسعه استفاده از تلفن های همراه ، کامپیوترهای دستی و سایر ابزار آلات ارتباطی موجب تغییر تعاریف و توانایی های انسان ها در انجام کارها گردیده و موجب رشد و توسعه مقوله هایی نظیر ساعات کاری متغیر و انعطاف پذیر و دور کاری شده است. حمل و نقل بار نیز تحت تأثیر این پیشرفتها در بسیاری از جهات دگرگون گردیده و بدین ترتیب دیگر نمی توان دسترسی را تنها با عواملی نظیر زمان سفر، فاصله و یا هزینه سنجید و پیشرفت های صورت گرفته در زمینه فناوری اطلاعات موجب دگرگونی الگوهای سفر (چه سفرهای شخصی و چه سفرهای باری) خواهد گردید.

باتوجه به موارد فوق این مقاله با هدف مطرح ساختن فناوری اطلاعات تأثیرات آن در حمل و نقل مسافر و بار از جوانب مختلف مورد بررسی قرار خواهد داد.

 تکنولوژی های مرتبط با فن آوری اطلاعات

  •  رایانه ها
  •  اینترنت
  •  تلفن های همراه و سایر دستگاه های دستی
  •  سیستم های ارتباطی خصوصی(سیستم های ارتباطی و ردیابی ماهواره ای)
  •  نرم افزار

 تأثیرات بالقوه سیستم فناوری اطلاعات در رفتارهای سفری

فناوری اطلاعات از طرق مختلف در انجام سفرهای شخصی تآثیرگذار خواهد بود که می توان به طور خلاصه به موارد ذیل اشاره نمود :

  •  خریدهای الکترونیکی    
  •  سایر خدمات الکترونیکی مانند دور درمانی
  •  اشتغال انعطاف پذیر و دورکاری
  •  اشتغال موقت و نیمه موقت
  •  اشتغال متحرک
  •  آموزش
  •  سیستم های خودکار اطلاع رسانی به رانندگان وسایل نقلیه شخصی

 تجارت الکترونیکی ( مصرف کنندگان )

برای تجارت الکترونیکی تعاریف مختلفی ارایه شده است که اغلب آنها مبتنی بر تجارب گذشته در استفاده از تجارت الکترونیکی بوده است. به طور کلی تجارت الکترونیکی فعالیتهای گوناگونی از قبیل مبادله الکترونیکی کالاها و خدمات، تحویل فوری مطالب دیجیتالی، انتقال الکترونیکی وجوه، مبادله الکترونیکی سهام، بارنامه الکترونیکی، طرح های تجاری، طراحی و مهندسی مشترک، منبع یابی، خریدهای دولتی، بازاریابی مستقیم و خدمات بعد از فروش را در بر می گیرد.

در حال حاضر غالب خریدهای الکترونیکی در زمینه های کتاب، نرم افزار، موسیقی، سفر، سخت افزار، البسه و وسایل الکترونیکی انجام می پذیرد و پیشرفت هایی در زمینه خرید اقلام روزمره صورت پذیرفته است.

خرید اقلام روزمره از جمله مواردی است که تأثیرات مهمی در رفتارهای ترافیکی به دلیل تداوم و تکرار دارد. البته باید توجه داشت که سفرهای خرید معمولاً به نوعی به سایر فعالیتها از جمله تفریح نیز ارتباط دارد اما در هر صورت انتظار می رود که در سال های آینده شاهد افزایش خرید الکترونیکی اقلام روزمره باشیم.

 سایر خدمات الکترونیکی

علاوه بر خریدهای الکترونیکی، هرروزه شاهد افزایش استفاده از اینترنت برای خدماتی مانند عملیات بانکی، مکاتبه با ادارات و سازمانهای دولتی برای کسب اطلاعات، پرداخت مالیات، اخذ انواع پروانه ها، سفرها و بسیاری دیگر از فعالیت ها می باشیم.

یکی از خدماتی که با گسترش روزمره رو به رو می باشد دور درمانی و یا خدمات پزشکی الکترونیکی است که در آمریکا در سال 2000 میلادی بیش از 33 میلیون مراجعه کننده برای دریافت اطلاعات بهداشتی و درمانی داشته است. توسعه دوردرمانی احتمالاً تنها اثرات غیرمنظمی در فعالیت های روزمره مردم و الگوهای سفر خواهد داشت اما می تواند در رفت و آمدهای افراد سالمند و بیماران تأثیرگذار باشد.

 اشتغال انعطاف پذیر و دور کاری

فناوری اطلاعات در قالب استفاده از رایانه های شخصی در محل سکونت، اینترنت، فاکس و نامه های الکترونیکی، قابلیت ها و تأثیرپذیری موضوع اشتغال انعطاف پذیر را بیش از گذشته مطرح نموده است.

اشتغال انعطاف پذیر دارای مزایای بسیاری در ارتقاء کیفیت زندگی انسان ها شامل انعطاف پذیری بیشتر در انجام و برنامه ریزی فعالیت های مختلف روزانه با سایر افراد خانواده، صرف زمان بیشتر با افراد خانواده و صرفه جویی در زمان سفر می باشد.

دور کاری نیز به عنوان نوعی قرارداد قانونی بین کارفرمایان و کارمندان برای انجام فعالیت ها از محل سکونت و یا محل های دیگری که برای کارمند مناسب تر می باشد، مطرح گردیده است. تأثیر دورکاری بر الگوی سفر می بایست از جوانب مختلف مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال حذف سفرها به محل کار ممکن است باعث به وجود آمدن سفرهایی با اهداف دیگر و یا حتی سفرهایی در ارتباط با موضوع کاری گردد.

همچنین دورکاری و اشتغال انعطاف پذیر می تواند تأثیراتی در انتخاب محل زندگی و محل کار که خود موجب پیدایش الگوهای سفر متفاوتی خواهد گردید نیز داشته باشد.

در هر صورت از دیدگاه رفتارهای سفری، پرسش اساسی تعیین میزان تأثیرگذاری فعالیت های مرتبط با اشتغال انعطاف پذیر بر سایر فعالیت های روزمره به ویژه در ارتباط با مسایل ذیل می باشد:

  • جایگزینی سفرهای کاری با سایر سفرها به چه ترتیب و با چه اثراتی شکل می گیرد؟
  •  سفرهای غیر کاری دستخوش چه تغییراتی خواهد گردید ؟
  •  کارمندان چگونه فعالیتهای کاری خود را با سایر فعالیتها انطباق خواهند داد ؟
  •  تأثیرگذارترین تکنولوژی ها در تعیین نحوه انجام کار و در نتیجه تغییر الگوهای سفر کدامند ؟

 اشتغال موقت و نیمه موقت

در برخی از کشورها به ویژه آمریکا ، پیشرفتهای فناوری اطلاعات باعث افزایش تعداد شغل های موقت و نیمه وقت گردیده است . تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که سفرهای ایجاد شده در ارتباط با اشتغال تمام وقت و نیمه وقت در مقایسه با شغل های دایم باعث کاهش زمان سفرها و کاهش تراکم ترافیک به ویژه در ساعات اوج می گردد.

با توجه به وضعیت بازارهای تجاری و توسعه روز افزون تجارت الکترونیکی و نیاز به تخصص های مختلف در دوره های زمانی کوتاه مدت ، انتظار می رود که تعداد شغلهای موقت و نیمه وقت در آینده با افزایش بیشتری روبرو گردد که بدین ترتیب تأثیرات این امر در سیستم حمل و نقل و الگوهای سفری می بایست مورد توجه قرار گیرد .

 اشتغال متحرک

اشتغال متحرک که قرابت نزدیکی با اشتغال انعطاف پذیر دارد،عمدتاً مرتبط با اشتغال خارج از محل کار و یا حتی محل سکونت می باشد. به دلیل تسهیلات فراهم شده از جمله تلفن همراه ، فاکس ، امکان ایجاد ارتباط با اینترنت و نامه های الکترونیکی ، این امکان برای نیروی کاری به وجود آمده که دفاتر کاری متحرک داشته باشند. حتی به دلیل فراهم شدن این تسهیلات، انتخاب محل زندگی در نقاط دورتر از مراکز متراکم شهری نیز فراهم گردیده و برخی از شاغلان، بخشی از فعالیتهای کاری خود را در فاصله نسبتاً دور، بین محل زندگی و محل کار انجام می دهند.

پیشرفت های تکنولوژیکی به وجود آمده، توسعه سیستم های هوشمند تلفن و دستگاه های اتصال به اینترنت را موجب گردیده و امکان انجام فعالیت های شغلی در حین حرکت را آسان تر نموده است. بدون تردید افرادی که از این سیستم ها استفاده می نمایند با برنامه ریزی دقیق و بهره وری کامل از زمان، الگوهای سفری خود را به سمت کاهش تعداد سفرها تغییر خواهند داد.

 آموزش

توسعه سیستم های فناوری اطلاعات به همان ترتیبی که در ساختارهای اشتغال تأثیرپذیر بوده، می تواند در بخش آموزش نیز گزینه های مختلفی را ارایه نماید.

آموزش از دور از سال های گذشته به عنوان یکی از روش های آموزش مطرح و تجربیات بسیاری نیز در این زمینه کسب گردیده است (مانند دانشگاه پیام نور). ارسال جزوات و فیلم های ویدئویی آموزشی، استفاده از شبکه های تلویزیونی و ... نیز قبلاً مورد استفاده قرار گرفته است.

امروزه با توجه به پیشرفت های کسب شده در زمینه های مختلف فناوری اطلاعات به ویژه به وجود آمدن شبکه اینترنت، امکانات لازم برای آموزش در اوقات مناسب برای افراد و همچنین عدم حضور در کلاس را فراهم نموده است و بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا مطالب درسی استادان را در صفحات اینترنت ارایه می دهند.

 بدون تردید و به ویژه در جوامعی که تمایل و تقاضا برای آموزش در سطح بالایی می باشد و هرم سنی جمعیت بیانگر جوان بودن جامعه است ، استفاده از فناوری اطلاعات در امر آموزش می تواند تأثیرات مهمی در تغییر الگوهای سفری آموزشی و کاهش آن داشته باشد .

سیستم های خودکار اطلاع رسانی به رانندگان وسایل نقلیه شخصی

توسعه فناوری اطلاعات می تواند در بخش اطلاع رسانی حمل و نقل تأثیرات مهمی را داشته باشد . رانندگان وسایل نقلیه قادر خواهند بود که اطلاعات مرتبط با شرایط ترافیک ، پیش بینی وضعیت ترافیک ، تعیین مسیرهای مناسب، آگاهی از خطرات در پیش رو و یا آگاهی از تصادفات و سایر مسایل را به طور خودکار دریافت نمایند .

سیستم هایی که بر اساس شبکه اینترنت طراحی گردیده اند می توانند جایگزین سیستم های فعلی که از کارایی مناسبی نیز برخوردار نمی باشند ، گردند .علاوه بر مسایل فوق ، توسعه فناوری اطلاعات می تواند در مباحثی مانند هواپیمایی نیز مورد استفاده قرار گیرد .

در هر حال آگاهی دقیق از وضعیت سیستم های حمل و نقل ، تأثیرات مهمی در انتخاب مسیر ، شناسایی مقصد قبل از حرکت و زمان انجام سفر خواهد داشت و این خود می تواند در کاهش تأخیرات و ازدحام در شبکه مؤثر باشد .

 تأثیرات فناوری اطلاعات در حمل و نقل کالا   

 تغییرات ساختاری در حمل و نقل کالا

تقاضا برای حمل و نقل بار و ساختار تشکیلات حمل و نقل بار امروزه به شدت تحت تأثیر تجارت الکترونیکی قرار گرفته و موجب کاهش احجام باری و افزایش حمل و نقل کالا از نقاطی که هیچ گونه ارتباطی با فرستنده و گیرنده کالا ندارند، گردیده است .

 سازمان های سنتی در بخش حمل و نقل کالا با توجه به افزایش خریدها توسط تجارت الکترونیکی می بایست توسعه یابند و شرکتهای کوچک تر به منظور خدمات رسانی به ویژه در بازارهای کوچک تر مانند خرید اقلام روزانه شکل خواهند گرفت . در هر صورت فناوری اطلاعات و افزایش تجارت الکترونیکی ، تأثیرات مهمی در روش حمل و نقل بار ، میزان محموله ها و زمان تحویل گذارده است اما در هر صورت به دلیل امکان برنامه ریزی دقیق ، این امر با کارایی و بهره وری بیشتر انجام خواهد پذیرفت .   دنیای حمل و نقل پس از دوران شکوفایی اتومبیل ، هیچگاه با چنین پدیده تکنولوژی رو به رو نگردیده بود و فناوری اطلاعات در سالهای اخیر موجی را آغاز نموده که در آینده نزدیک در بسیاری از وجوه زندگی انسان ها تأثیر گذار خواهد بود .
 

 سیستم های خودکار اطلاع رسانی به وسایل نقلیه باری

وسایل نقلیه باری نیز از پیشرفتهای حاصله در سیستم های اطلاع رسانی به وسایل نقلیه شخصی بهره مند خواهند گردید ، ضمن آنکه خدمات خاص و مرتبط با حمل و نقل بار نیز در قالب این سیستم ها شکل خواهد گرفت . این خدمات شامل ارایه اطلاعات در خصوص وضعیت توقف و بارگیری و تخلیه بار در پایانه ها و سایر مسایل مرتبط خواهد بود .

استفاده از این سیستم ها با توجه به افزایش حجم تجارت الکترونیکی و نیاز به جابجایی بیشتر کالا ، کارایی سیستم حمل و نقل بار را افزایش خواهد داد .

 نتیجه گیری

با پیشرفت فناوری برای بسیاری از مردم، خانه به عنوان محلی مناسب برای انجام برخی فعالیتها که قبلاً تنها از طریق محل کار امکان پذیر بود، مطرح گردیده است . علاوه بر آن ، توسعه استفاده از تلفن های همراه، کامپیوتر های دستی و سایر ابزار و آلات ارتباطی موجب تغییر در انجام کارها و برنامه ریزی دینامیکی فعالیتها در حال سفر و یا در موقعیت های خارج از محل زندگی و محل کار گردیده است . فن آوری اطلاعات همچنین موجب رشد و توسعه مقوله هایی نظیر ساعت کاری متغیر و انعطاف پذیر و دورکاری گردیده است .

حمل و نقل بار نیز تحت تأثیر پیشرفتهای فناوری اطلاعات در بسیاری از جهات دگرگون گردیده است. استفاده از انواع سیستم های حمل و نقل بار با توجه به فناوری نوین ارتباطی به همراه برنامه ریزی و مسیر یابی دقیق تر و همچنین نرم افزارهای تدوین شده به منظور ردیابی، سایت های تدوین شده برای معرفی بار و مبدأ و مقصد آن به یاری بنگاه های حمل و نقل آمده و همچنین ابزار لازم برای رقابت و حتی شرکت در مناقصه های مرتبط و در نتیجه پایین آمدن نرخهای حمل و نقل را فراهم نموده است .

بدین ترتیب دیگر نمی توان دسترسی را تنها با عواملی نظیر زمان سفر ، فاصله و یا هزینه سنجید. هر شخصی که خریدهای خود را از منزل و از طریق اینترنت انجام می دهد و یا از امکانات سیستم های حمل و نقل قبل از انجام سفر آگاهی پیدا می کند ، موجب دگرگونی الگوهای سفر خواهد گردید و این رفتارها در حمل و نقل بار نیز قابل پیش بینی می باشد و به طور کلی محققان می بایست مدل های جدید با در نظر گرفتن تأثیرات فناوری اطلاعات در مقوله حمل و نقل انسان و کالا را تدوین نمایند . برنامه ریزان حمل و نقل و سیاست گذاران نباید از فرصت های مهم ارایه شده توسط سیستم فناوری اطلاعات غافل بمانند .

قاعدتاً بخش قابل توجهی از مردم در جوامع مختلف به نحوی از وسایل ارتباطی جهت حذف سفرهای نامطلوب و یا تغییر ساعت و تغییر مسیر برای اجتناب از ساعات و مسیرهای پرتراکم ترافیک ، استفاده خواهند نمود و تجربیات قبلی نشان می دهد که مردم راهکارهای هوشمندی را برای اجتناب از تراکم و پرداخت هزینه های اضافی در رفتارهای سفری ارایه می نمایند .

در هر صورت دنیای حمل و نقل پس از دوران شکوفایی اتومبیل ، هیچگاه با چنین پدیده تکنولوژی رو به رو نگردیده بود و فناوری اطلاعات در سالهای اخیر موجی را آغاز نموده که در آینده نزدیک در بسیاری از وجوه زندگی انسان ها تأثیر گذار خواهد بود .

زندگی پر مشغله همراه با توسعه روز افزون سفرها و افزایش جمعیت ، انسان ها را بالاجبار به سمت استفاده از تسهیلات فناوری اطلاعات برای کاهش رفت و آمد ها و اجتناب از تراکم ترافیک سوق خواهد داد .

در هر صورت تغییرات هر چند کوچک در الگوهای سفری در صورتی که فراگیر شود ، بدون تردید تأثیرات قابل توجهی را در بر خواهد داشت .

محققان می بایست در زمینه های ذیل و در صورت بررسی تأثیر پذیری فناوری اطلاعات در کاهش تقاضای سفر ، به امر تحقیقات و جمع آوری آمار و اطلاعات بپردازند :

  •  فعالیتهای شخصی و دسترسی مجازی
  •  انتخاب تکنولوژی توسط افراد و خانواده ها
  •  فعالیتهای سازمانهای حمل و نقل بار
  •  ارتباطات بین فرستنده و حمل کننده بار
  •  نقش واسطه ها در حمل و نقل بار

زندگي و مرگ ماهواره ها

هر ماهواره حامل تجهيزاتي است که براي انجام ماموريت خود به آن ها نياز دارد. براي مثال ماهواره اي که مامور مطالعه کائنات است مجهز به تلسکوپ و ماهواره مامور پيش بيني وضع هوا مجهز به دوربين مخصوص براي ثبت حرکات ابرها است. علاوه بر تجهيزات تخصصي، همه ماهواره ها داراي سيستمهاي اصلي براي کنترل تجهيزات خود و عملکرد ماهواره مي باشند. از جمله سيستم تامين انرژي، مخازن، سيستم تقسيم برق و ... . در هر يک از اين بخش ها ممکن است از سلول هاي خورشيدي براي جذب انرژي مورد نياز استفاده شود. بخش داده ها و اطلاعات نيز مجهز به رايانه هايي به منظور جمع آوري و پردازش اطلاعات به دست آمده از طريق تجهيزات و اجراي فرامين ارسال شده از زمين مي باشد.

هريک از تجهيزات جانبي و بخشهاي اصلي يک ماهواره به طور جداگانه طراحي، ساخته و آزمايش مي شوند. متخصصان بخشهاي مختلف را کنار هم گذاشته و متصل مي کنند تا زمانيکه ماهواره کامل شود و سپس ماهواره در شرايطي نظير شرايطي که هنگام ارسال از سطح زمين و هنگام استقرار در مدار خود خواهد داشت آزمايش مي شود. اگر ماهواره همه آزمايش ها را به خوبي گذراند آماده پرتاب مي شود.

 پرتاب ماهواره :

برخي ماهواره ها توسط شاتل ها در فضا حمل مي شوند ولي اغلب ماهواره ها توسط راکت هايي به فضا فرستاده مي شوند که پس از اتمام سوخت شان به درون اقيانوس ها مي افتند.بيشتر ماهواره ها در ابتدا با حداقل تنظيمات در مسير مدار خود قرار داده مي شوند. تنظيمات کامل را راکت هايي انجام مي دهند که داخل ماهواره کار گذاشته مي شوند. زمانيکه ماهواره در يک مسير پايدار در مدار خود قرار گرفت مي تواند مدت هاي درازي در همان مدار بدون نياز به تنظيمات مجدد باقي بماند.

 انجام ماموريت :

کنترل بيشتر ماهواره ها در مرکزي بر روي زمين است. رايانه ها و افراد متخصص در مرکز کنترل وضعيت ماهواره را تحت نظر دارند. آنها دستورالعمل ها را به ماهواره ارسال مي کنند و اطلاعات جمع آوري شده توسط ماهواره را دريافت مي نمايند. مرکز کنترل از طريق امواج راديويي با ماهواره در ارتباط است. ايستگاه هايي بر روي زمين اين امواج را از ماهواره دريافت و يا به آن ارسال مي کنند.

ماهواره ها معمولا به طور دائم از مرکز کنترل دستورالعمل دريافت نمي کنند. آنها در واقع مثل روبات هاي چرخان هستند. روباتي که سلول هاي خورشيدي خود را براي دريافت انرژي کافي تنظيم و کنترل مي کند و آنتن هاي خود را براي دريافت دستورات خاص از زمين آماده نگه مي دارد. تجهيزات ماهواره به صورت مستقل و اتوماتيک وظايف خود را انجام مي دهند و اطلاعات را جمع آوري مي کنند.

ماهواره ها ي موجود در ارتفاعات بلند مدار &#۶۴۳۹۵;ئوسينکرنوس در ارتباط هميشگي و دائم با زمين مي باشند. ايستگاه ها ي زمين مي تواند دوازده بار در روز با ماهواره هاي موجود در ارتفاع کوتاه ارتباط برقرار نمايند. در طول هر تماس ماهواره اطلاعات خود را ارسال و دستورالعمل ها را زا ايستگاه دريافت مي کند. تبادل اطلاعات تا زمانيکه ماهواره از فراز ايستگاه عبور مي کند مي تواند ادامه داشته باشد که معمولا زماني حدود ۱۰ دقيقه است.

چنانچه قسمتي از ماهواره دچار نقص فني شود اما ماهواره قادر به ادامه ماموريت هاي خود باشد، معمولا همچنان به کار خود ادامه مي دهد. در چنين شرايطي مرکز کنترل روي زمين بخش آسيب ديده را تعمير و يا مجددا برنامه نويسي مي کند. در موارد نادري نيز عمليات تعمير ماهواره را شاتل ها در فضا انجام مي دهند. و اما چنانچه آسيب هاي وارد آمده به ماهواره به اندازه اي باشد که ماهواره ديگر قادر به انجام ماموريت هاي خود نباشد مرکز کنترل فرمان توقف ماهواره را صادر مي کند.

 سقوط از مدار :

يک ماهواره در مدار خود باقي مي ماند تا زمانيکه شتاب آن کم شود و در چنين حالتي نيروي گرانش ماهواره را به سمت پايين و به سمت اتمسفر مي کشاند. سرعت ماهواره هنگام برخورد با مولکول هاي خارجي ترين لايه اتمسفر کم مي شود. هنگامي که نيروي گرانش ماهواره را به سمت لايه هاي داخلي اتمسفر مي کشاند هوايي که در جلوي ماهواره قرار مي گيرد سريعا به قدري فشرده و داغ مي شود که در اين هنگام بخشي و يا تمامي ماهواره مي سوزد.

 تاريخچه :

در سال ۱۹۵۵ اتحاد جماهير شوروي تحقيقات خود را براي پرتاب ماهواره مصنوعي به فضا آغاز کرد. در تاريخ چهارم اکتبر ۱۹۵۷ اين اتحاديه ماهواره اسپاتنيک ۱ را به عنوان اولين ماهواره مصنوعي به  فضا ارسال نمود. اين ماهواره در هر ۹۶ دقيقه يک دور کامل به دور زمين مي چرخيد و اطلاعات به دست آورده خود را به شکل سيگنال هاي راديويي قابل دريافت به زمين ارسال مي کرد. در تاريخ ۳ نوامبر ۱۹۵۷ اتحاد جماهير شوروي دومين ماهواره مصنوعي يعني اسپاتنيک ۲ را به  فضا فرستاد. اين ماهواره حامل اولين حيواني بود که به فضا سفر کرد. سگي به نام لايکا. پس از آن ايالات متحده ماهواره کاوشگر۱ را در تاريخ ۳۱ ژانويه ۱۹۵۸ و ونگارد ۱ را در تاريخ ۱۷ مارس همان سال به فضا فرستاد.

نخستين ماهواره ارتباطي اکو۱ در ماه آگوست سال ۱۹۶۰ از ايالات متحده به فضا فرستاده شد. اين ماهواره امواج راديويي به زمين مي فرستاد. در آوريل ۱۹۶۰ نيز اولين ماهواره هواشناسي تيروس ۱ که تصاوير ابرها را به زمين ارسال مي کرد فرستاده شد.

نيروي دريايي آمريکا سازنده اولين ماهواره ردياب، ترانزيت ۱ب در آوريل سال ۱۹۶۰ بود. به اين ترتيب تا سال ۱۹۶۵ در هر سال بيش از ۱۰۰ ماهواره به مدارهايي در  فضا فرستاده شدند.

از سال ۱۹۷۰ دانشمندان به کمک رايانه و نانو تکنولوژي موفق به اختراع سازه ها و تجهيزات پيشرفته تري براي ماهواره شده اند. علاوه بر ساير کشور ها ديگر سازمانهاي تجاري نيز مبادرت به خريداري و ارسال ماهواره نموده اند. در سالهاي اخير بيشتر از ۴۰ کشور و از جمله ايران، ماهواره در اختيار دارند و نزديک به ۳۰۰۰ ماهواره در مدارها به انجام ماموريت هاي خود مي پردازند.

آشنایی با نمایشگاه سبیت (CeBIT)

خستین دوره نمایشگاه سبیت در سال 1970 برگزار شد

نمایشگاه سبیت (Centrum für Büroautomation, Informationstechnologie und Telekommunikation) بزرگ‌ترین و مهم‌ترین رویداد ICT و تکنولوژی جهان است و هر سال در شهر هانوفر آلمان برگزار می‌شود.

در این نمایشگاه طیف گسترده‌ای از کمپانی‌ها، سازمان‌ها و مراکز معتبر پژوهشی مرتبط با تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و تصمیم‌سازان حوزه ICT در سبیت شرکت می‌کنند.

دلیل آن هم این است که سبیت نوعی حاصل‌جمع همه‌ آنهاست و حوزه‌های متنوعی ازجمله: تامین زیرساخت‌های شبکه‌های ارتباطی، تجارت الکترونیک و امنیت اطلاعات، دولت دیجیتال، بهداشت الکترونیک و کمپانی‌های گوناگون تولیدکننده نرم‌افزار و سخت‌افزار کامپیوتری و کنسول‌های بازی را دربر می‌گیرد.

در سال 2011 و در بیست‌و پنجمین نمایشگاه سبیت، در مراسم افتتاحیه آنگلا مرکل صدراعظم آلمان حضور داشت و بیش از ۳۰۰ هزار بازدیدکننده از سراسر جهان شرکت کردند و بسیاری از نوآوری‌های جهان دیجیتال، برای اولین بار در آن رونمایی شد.

سبیت علاوه بر آن‌که تلاش می‌کند زنجیری برای پیوند حلقه‌هایی از جهان علم، تجارت، فناوری، سیاست و رسانه باشد، فضایی ‌کم‌نظیر برای گفت‌وگو میان متخصصین حوزه‌های گوناگون فراهم می‌کند.

این نمایشگاه در سال 2011 در چهار بخش تحقیقاتی (Lab)، حرفه‌ای (Pro)، زندگی (Life) و دولتی (Gov) برگزار ‌شد.

آشنایی با فیبر نوری

فیبر نوری، رشته‌ای از جنسی شفاف با قابلیت گذردهی نور است که برای انتقال اطلاعات دیجیتال مورد استفاده قرار می‌گیرد

یک فیبر نوری از چند قسمت مختلف تشکیل می‌شود. هسته مرکزی که بخش گذرده نور است از ترکیبات شفاف سیلیس و ژرمانیوم ساخته می‌شود.

دو یا جند روکش مختلف نیز از این فیبرها محافظت می‌کنند. تعداد و جنس این روکش‌ها بستگی به موارد استفاده فیبر دارد.

سپس چندین فیبر به دور یکدیگر تنیده می‌شوند و دوباره با چند غلاف مختلف محافظت می‌شوند.

فیبرهای نوری به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک نوع که تک مد نامیده می‌شود دارای تک فیبرها با هسته نازک و قطر 9 میکرون است و نور فروسرخ لیزر با طول موج 1300 تا 1550 نانومتر را گذر می‌دهد.

نوع دیگر دارای هسته‌های ضخیم 63.5 میکرونی است و با نور فروسرخ با طول موج 850 تا 1300 نانومتر گسیل شده از LED کار می‌کند.

تفاوت جنس فیبر با محیط بیرون (غلاف) و در نتیجه تفاوت ضریب شکست این دو ماده باعث می‌شود که دیواره فیبر به صورت آیینه عمل کند. به این ترتیب زمانی که نور با زاویه‌ای خاص به دیواره فیبر می‌تابد، پدیده بازتاب کلی داخلی رخ می‌دهد و نور با انعکاس از دیواره فیبر پیش‌می‌رود و در انتها از کابل خارج می‌شود. گقتنی است ماکزیمم زاویه‌ای که نور می‌تواند تحت آن و بدون بازتاب داخلی از یک ماده خارج شود I > arcsin n2/n1 است. که n1 ضریب شکست محیط غلیظ (در اینجا فیبر) و n2 ضریب شکست محیط رقیق (محیط بیرون فیبر)است.

با این حال بعضی از سیگنال‌های نوری در طول فیبر دچار اختلال و بازتاب‌های نامنظم می‌شوند. میزان این اختلال و همچنین تعداد سیگنال‌هایی که دچار آن می‌شوند به عواملی از جمله درصد خلوص مواد هسته فیبر و طول موج نور دارد.

معمولاً زمانی که از فیبرها در مسافت‌ها طولانی استفاده می‌شود، یک دستگاه تقویت کننده در سر راه کابل قرار می‌گیرد که هم از سالم بودن سیگنال‌ها اطمینان حاصل می‌کند و هم نور را تقویت می‌کند.

یکی از مهمترین مزایای استفاده از کابل نوری دقت و ظرفیت بالای انتقال اطلاعات در آن‌هاست. همین امر باعث می‌شود تا برق کمتری برای تولید سیگنال‌ها مصرف شود.

از آنجایی که امواج مختلف بر نور تأثیری ندارند، میزان پاشندگی آن و در نتیجه تلفات و تداخل اطلاعات در فیبرهای نوری بسیار پایین‌تر از کابل‌های مسی است.

در حال حاضر هزینه تولید فیبرنوری کمتر از کابل‌های مسی است. البته هزینه کار گذاری و نصب آن‌ها تا حدودی بیشتر از کابل‌های قدیمی است. این امر با پیشرفت فن‌آوری‌های کابل‌کشی نوری در حال تغییر است و به زودی می‌توان کیلومترها کابل نوری را با هزینه‌ای بسیار کمتر از کابل‌های مسی تولید و مصرف کرد.

فیبر نوری یکی از بهترین ابزار ارتباط دیجیتالی از جمله ارتباطات در شبکه‌های کامپیوتری است. با کابل‌های نوری مختلف می توان از 10 تا 110 گیگابایت دیتا را در یک ثانیه منتقل کرد.

از دیگر کاربردهای فیبر نوری می‌توان به صنایع نظامی، عکس‌برداری پزشکی و ساخت حسگرهای اندازه‌گیری اشاره کرد.

دلفین باشیم یا کوسه ماهی؟

همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد. اما چگونه می‌توانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی،عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل كند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضی‌كننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟نویسندگان كتاب راهبرد دلفینی كلید این امر را تنها در همكاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند كه به طور كلی،انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به 3 طبقه تقسیم كرد: ماهی‌های كپور، كوسه‌ها و دلفین‌ها

دسته اول: ماهی‌های كپور هستند كه همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌ زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند.در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی كپور را بازی می‌كنند. آنها كم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن شخص می‌شوند و حتی ممكن است قربانی روابط غلط و تفكرات منفی خود شوند.

دسته دوم: كوسه ماهی‌ها هستند كه روش (برنده – بازنده)را به كار می‌گیرند. برای اینكه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این كار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای كوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هرماهی یك وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش رابازی كرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با كوسه‌هایی برخورد كرده باشیم. دنیای سازمان‌ها و دنیایی كه ما در آن كار می‌كنیم از دیربازدنیای كوسه‌ها تلقی می‌شود كه گاه صحبت از كاركنانی می‌شود كه برای رسیدن به مقام‌های بالا یكدیگر را می‌درند.در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌كنند. به طور خلاصه، انسان‌هایی را می‌توان یافت كه كم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.

دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفین‌ها هستند.این پستاندار آبزی بزرگ به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همكاری است و درارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است. دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی می‌كند. او هیچ كمبودی ندارد و می‌خواهد كه همه چیز را با همگان تقسیم كند. اگر یك دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی می‌كنند تا خودرا به گروه برساند. داستان‌های زیادی نیز وجود دارد كه در آنهادلفین‌ها جان انسان‌ها را نجات داده‌اند. پژوهش‌های انجام شده در سن‌دیه‌گو نشان داده‌است كه دلفین‌ها علاوه بر داشتن روحیه همكاری بسیار باهوش‌ هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوش‌ترین موجودات روی زمین دانسته‌اند.

تحقیق زیر روحیه همكاری و روش‌های برنده- بازنده و برنده-رنده را به خوبی آشكار می‌سازد.در سن‌دیه‌گو پژوهشگران95 كوسه و 5 دلفین را به مدت یك هفته در یك استخر بزرگ رها كرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا كوسه‌ها به یكدیگر حمله كردند و در این تهاجم تعداد زیادی ازآنها نابود شدند، سپس به دلفین‌ها حمله‌ور شدند. دلفین‌ها فقط می‌خواستند با آنها بازی كنند ولی كوسه‌ها بی‌وقفه به آنها حمله می‌كردند. سرانجام دلفین‌ها به آرامی كوسه‌ها را محاصره كرده و هنگامی كه یكی از كوسه‌ها حمله می‌كرد آنها به ستون فقرات پشت یا دنده‌هایش می‌كوبیدند وآنها را می‌شكستند. به این ترتیب كوسه‌ها یكی بعد از دیگری كشته می‌شدند. پس از یك هفته 95 كوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی كه با هم زندگی می‌كردند در استخر دیده شدند.

بیایید یكبار دیگر ماجرای استخر سان‌دیه‌گو را مرور كنیم. وقتی یك كوسه با یك دلفین روبه‌رو می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟

كوسه حمله می‌كند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است‌ ولی دلفین با انعطاف‌پذیری خاص خود فرار می‌كند و می‌گویدمن در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌كنم. در دریا برای همه به اندازه كافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همكاری كنیم. كوسه دوباره حمله می‌كند و دلفین فرار می‌كند. كوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگ‌نظری ندارد، بنابراین مجددا حمله می‌كند. دلفین كه می‌بیند دیگر چاره‌ای ندارد می‌گوید: من آنقدر انعطاف‌پذیری دارم كه در موقع مناسب به یك كوسه تبدیل شو‌م پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی،كوسه آنقدر هوش داشته باشد كه بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در بازی و همكاری با او شركت كند،دلفین به راحتی او را می‌بخشد و طوری با او رفتار می‌كند كه انگار یك دلفین است.

تاكید كتاب راهبرد دلفینی این است كه روحیه انعطاف‌پذیری و همكاری دلفینی می‌بایستی در همه ادارات، سازمان‌ها،موسسات، مدارس، خانواده‌ها وحتی زوج‌ها تعمیم یابد‌ زیرا همه ما در سطوح مختلف دلفین‌هایی بالقوه هستیم و برای پایان دادن به مسائل ناخوشایند از انعطاف‌پذیری لازم برای تبدیل شدن به یك كوسه برخورداریم ولی این كار باعث نمی‌شود كه دوباره به روحیه دلفینی خود باز نگردیم.

سئوال بسیار دشوار !!!!

و پاسخ دشوارتر!!!

با این اوصاف: به نظر شما با همدیگر به شکل دلفین رفتار کنیم و

یا کوسه ماهی؟

قدرت امواج ذهن شما

امواج ذهن از جنس امواج غیرمادی است بنابراین می تواند با سرعت c2 حرکت کرده و در فضا منتشر شود. این امواج می تواند با سرعت بسیار زیادی حرکت و فضا را تحت تأثیر قرار دهد. همان طور که در مورد ذرات مادی مثال زدیم ذرات غیرمادی نیز دارای ابعاد گوناگونی می باشند و با توجه به حجم خود تاثیرات متفاوتی خواهند داشت.

 ذرات غیر مادی کوچک با سرعت بیشتری به شتاب لازم دست یافته ولی ذرات غیرمادی بزرگتر دیرتر به سرعت لازم دست می یابند و برای ایجاد جنبش در آنها باید فضای غیرمادی را افزایش داد تا بتوانند شتاب لازم را برای حرکت به دست آورند.

به حرکت و جنبش واداشتن امواج غیرمادی با فرکانس کم آسان بوده و حتی اجسام مختلف نیز دارای یک تابش زمینه از این نوع امواج هستند. ولی به جنبش واداشتن امواج با  فرکانس بالاتر و انرژی بالاتر بسیار مشکل بوده و برای اینکار باید مکانیسم های لازم را فراگرفت.

حال سوال این است که چگونه می توان این فضای کوانتمی را تغییر داد. این روش خیلی آسان است. تنها باید ساختار و نواحی مختلف را شناخت. در فضای کوانتمی هر چه از ماده دور می شویم فضای کوانتمی غیرمادی افزایش می یابد و هر چه به ماده نزدیک شویم فضای کوانتمی مادی افزایش می یابد. از طرفی نیروی محرکه اصلی امواج غیرمادی در محیط کوانتمی مادی است و گسترش این فضا باعث تحرک بیشتر ذرات غیرمادی بزرگتر که دارای  فرکانس بزرگتری می باشند است.

این موضوع بستگی این امواج را به ماده نشان می دهد و به این ترتیب نتیجه گیری میشود قدرت امواج ذهن در زمین بیشتر از آسمان است و هر چه ارتفاع کمتر و به زمین نزدیکتر باشیم قدرت امواج ذهن افزایش می یابد زیرا ذرات بزرگتر تنها در فضای مادی بزرگتر نیروی لازم برای فرار را پیدا میکنند.

مهارتهای لازم برای تصمیم گیری بهتر مدیران

 مهارت هاي لازم براي اجرايي مراحل الگوي عقلايي تصميم گيري

تصميم گيري عقلايي با مهارت ها شخص و خصيصه هايي پيوند دارد که لازم است در شخص تصميم گيرنده وجود داشته باشد.اين مهارت ها به طور موردي و انفرادي در اشخاص وجود دارد و بسياري ازمديران تنها بعضي ازآنها را دارا هستند، مهارتهايي که متناسب با مراحل الگوي عقلايي تصميم گيري است در جدول زير نشان داده شده اند:

مراحل مهارت هاي کليدي لازم

1ـ احساس مشکل

روشني انديشه

2ـ بيان و تحليل مشکل

جمع آوري و دريافت اطلاعات

3ـ تعيين هدف ها و معيارها

دقت نظر

4ـ يافتن راه حل ها و شقوق ممکن

خلاقيت

5ـ ارزيابي نتايج احتمالي

قدرت پيش بيني و پيشگويي

6ـ گزينش بهترين راه حل ها

قضاوت و تصميم گيري

 استفاده از مدل در تصمیم گیری

مدل الگویی برگرفته از واقعیت است و روابط بین متغیرها را نشان می دهد و می توان از آن برای پیش بینی در تصمیم گیری استفاده کرد. با به کارگیری مدل بدون آنکه مخاطره تصمیم گیری در دنیای واقعی را داشته باشیم می توانیم مطلوب ترین تصمیم را اتخاذ کنیم. به وسیله یک مدل آثارتغییرات مختلف می تواند به سرعت و با دقت مورد سنجش قرار گیرند و تصمیم گیرنده بدون مخاطره و ریسک از نتایج آن ها مطلع شود. مدلها برداشت و شمایی از واقعیت اند ولی عین واقعیت نیستند و از این رو سیستم های واقعی را به دقت نشان نمی دهند.

مدل مطلوب مدلی است که اجزای اصلی مورد نظر در تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری را داشته باشد و اگر چه درست همانند واقعیت نیست ولی با نشان دادن روابط بین اجزاء وسیله ای ساده و مناسب در اختیار  تحلیل گرو تصمیم گیرنده قرار دهد.

 انواع مدل ها

مدل های مختلفی برای پیش بینی اخذ تصمیم و تجزیه و  تحلیل فعالیتهای مدیریتی وجود دارد ولی بطور کلی میتوان آنها را در چهار دسته تقسیم بندی کرد:

- مدل های کلامی:

در مدل های کلامی ؛مدل بصورت نوشتار و در قالب عبارت وجملات بیان و تشریح می شود.

- مدل های ترسیمی:

دراین مدل ها روابط بین متغیرها بصورت نمودار و اشکال ترسیم می گردد مانند نمودار تجزیه و  تحلیل نقطه سربه سر که در تصمیم گیری مربوط به تولید بسیار کاربرد دارد.

- مدل های تجسمی (سه بعدی ):

دراین مدل ها وضعیت فیزیکی موضوع در مقیاس معین مجسم می گردد مانند ماکت یک ساختمان یا یک کارخانه یا سالن استقرار اتومبیل.

- مدل های ریاضی:

مدل های ریاضی روابط ریاضی بین متغیرها را نشان میدهند مانند فرمول تعیین تعداد کالا در نقطه سربه سر نوعی مدل ریاضی به شمار می آید.

در تصمیم گیری کوشش می شود تا با استفاده از مدلها بهترین راه حل ممکن انتخاب شود اما دربعضی مواقع چنین مدل دقیق علمی برای آن بدست نمی آید بنابراین باید از روش اکتشافی ـ ابتکاری بهره گرفت. در این روش فرد با توجه به تجربیات و توانایی های ذهنی خود می کوشد راه حل مناسبی برای حل مشکل بدست آورد هر چند مدل اکتشافی به دقیقی مدلهای قبلی نیست ولی باعث می شود که فرد به سرعت راه حل مناسب را برای مشکل انتخاب و به اجرا در آورد.

انتخاب مدل مناسب

یک مدل مناسب بستگی به نوع مشکل و هدف تصمیم گیرنده و موقعیت و شرایط وی دارد. مدل مناسب باید در برگیرنده عوامل متعددی که در تصمیم گیری دخیل هستند باشد. در صورتیکه تصمیم گیری نیاز به عوامل بسیار نداشته باشد و اگر مدل ساده ای نیز جوابگوي نیاز ما باشد که روابط محدود بین متغیرها را بیان می کند باید انتخاب شود. در هر صورت ما باید مدلی را انتخاب کنیم که سریع تر، ساده تر و با دقت بیش تر ما را به هدف برساند.

 انتخاب معیار یا ملاک درتصمیم گیری

فرایند تصمیم گیری نها یتأ عبارت است از انتخاب یک شق از میان شقوق مختلف. معیارهایی که مدیران برای اخذ تصمیم و انتخاب به کار می برند عواملی هستند که در راه رسیدن به هدف سازمان دارای اهمیت اند. از طریق تجزیه و تحلیل های علمی و بررسی هدف و خط مشی های سازمان می توانیم این معیارها را بشناسیم. یکی از اساسی ترین گام ها در تصمیم گیری یافتن معیار وارزیابی راه ها به وسیله آن است.

طبقه بندی تصمیم ها

طبقه بندی تصمیم ها کار مدیر و  تحلیل گر را در انتخاب مدل ها و معیارهای تصمیم گیری و شیوه های اخذ تصمیم ساده می سازد. در این جا به دو نوع طبقه بندی اشاره خواهیم کرد.

- طبقه بندی تصمیم ها از نظر میزان اطمینان به نتایج حاصل از شقوق مختلف اخذ تصمیم دراین طبقه بندی سه گروه قرار می گیرد:

- تصمیم گیری تحت شرایط اطمینان کامل: زمانی که تصمیم گیرنده با اطمینان کامل می داند که نتیجه یا نتایج حاصل از هر شق ممکن چیست و در چه شرایطی اتفاق خواهد افتاد. از نظر تصمیم گیری در شرایط اطمینان کامل قرار دارد.

- تصمیم گیری در شرایط ریسک: وقتی تصمیم گیرنده با اطمینان کامل نمی داند که نتایج حاصل از هر شق چیست ولی احتمال وقوع آنها را میداند در تحت شرایط ریسک و با مخاطره تصمیم میگیرد.

- تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان: هنگامی که تصمیم گیرنده احتمال وقوع نتایج حاصل از شقوق ممکن را نمی داند؛ او در شرایط عدم اطمینان تصمیم گیری می کند.

- طبقه بندی تصمیم ها براساس مراحل: راه های دیگر برای طبقه بندی تصمیم گیری براساس مراحلی است که در تصمیم گیری ملاک عمل هستند که به دو دسته تقسیم می شوند

- تصمیم های تک مرحله ای یا ایستا: تصمیم های یکباره هستند که در آنها فقط به نتایج یک مرحله توجه می شود. درتصمیم های تک مرحله ای؛ تصمیم گیرنده مراحل بعدی و نتایج حاصل ازآنها را در نظر ندارد و قصد ش اخذ تصیم در مورد یک مسئله است که آن را ثابت فرض کرده است.

- در تصمیم های چند مرحله ای و دنباله دار: نظر تصمیم گیرنده معطوف به مراحل بعدی و نتایج ناشی از تصمیم اخذ شده است. در این گونه تصمیم ها هدف آن نیست که فقط در یک مرحله نتیجه خوبی حاصل شود بلكه نظر آن است که یک سلسله انتخاب ها طوری انجام مي گیرند که نتیجه کلی خوبی از مجموع آنها بدست مي آید. تصمیم های چند مرحله ای در واقع مجموعه ای از تصمیم ها هستند که ارتباط آنها با هم در نظر گرفته شده و اثرات هر تصمیم به تصمیم بعدی مورد توجه است. روش تصمیم گیری ماتریس یک تصمیم گیری تک مرحله ای است. روش درخت تصمیم گیری یک تصمیم گیری چند مرحله ای می باشد.

يكي از شيوه هايي كه براي تجزيه و تحليل چند مرحله اي به كار مي رود درخت اخذ تصميم است. در تصميم هاي چند مرحله اي، كه كا ر تصميم گيري در گروي اخذ مجموعه اي از تصميم هاي متوالي است شيوه مذكور، روشي بسيار مفيد و مؤثر است.

 نتیجه

در مباحث ذکر شده شیوه ها و روش هایی از تصمیم گیری مورد بحث قرار گرفت که به شیوه های جامع عقلایی مطرح هستند. در این شیوه ها؛ هدف یافتن بهترین راه حل از میان طرق ممکن است. همچنین هدف و مشکلات روشن و واضح ؛ قابل بیان اند و اطلاعات مورد نیاز قابل جمع آوری و دردسترس تصمیم گیرنده هستند که به وسیله آنها به شکل منطقی میتواند راه حل مطلوب را انتخاب کند.

 ولی در د نیا واقعی با توجه به محدویت های زمان ؛ مالی و نبود اطلاعات کافی و قابل اطمینان نمی توان به این ساده گی بهترین راه حل ممکن را ا نتخاب نمود و مدیر ناچار با کمک تجربیات ؛ قضاوت های ذهنی ؛ مقایسه های محدود و تغییرات تدریجی در تصمیم های قبلی و با اطلاعاتی که در دسترس دارد تصمیم می گیرد و اگر چه شاید تصمیم هایش بهترین نباشد ولی در محدوده امکانات قابل قبول و رضایت بخش به شمار می آید. بنابر این نباید خود را به شیوه های جامع – عقلایی محدود کنیم و این مطلب نیز باعث رد این روش ها نمی شود یا اینکه تصمیم گیری نباید تابع قاعده و یک شیوه منطقی و منظم نباشد بلکه هدف ارائه شیوه های دیگری است که با واقعیات محیط و شرایط واقعی سازمان و مدیران مطابقت بیشتری دارد و بهتر می تواند پاسخگوی نیاز مدیران باشند.

برنامه‌ریزی سیستمی بر مبنای مدیریت استراتژیک

دگرگونی استراتژیک: ((فزونی تدریجی منطقی))

استراتژی واقعی غالباً به منزله‌ی تصمیم‌های درون‌سازمانی و رویدادهای‌برون‌سازمانی تکوین می‌یابد و برای ایجاد توافق فکری مشترک و جدید برای اقدام در میان اعضا اصلی گروه مدیریت موسسه راهخود را به پیش می‌گشاید.

روش برنامه‌ریزی سیستمی:

عوامل کمی قابل سنجش را مورد تأکید قرار می‌دهد و کمتر به عوامل مهم کیفی، سازمانی و قدرتی- رفتاری که بیشتر اوقات فرآیند استراتژیک را در یک وضعیت معین می‌کنند توجه دارد. در عمل، این گونه برنامه‌ریزی در برابر رویدادهای فراوانی که در حقیقت تعیین‌کننده‌ی استراتژی سازمانی هستند، یک مجموعه‌ی بسته‌ای را تشکیل می‌دهد.

روش قدرتی-رفتاری:

 بسیاری از بررسی‌های قدرتی- رفتاری در محیط‌هایی به دور از واقعیات تدوین استراتژی صورت گرفته‌اند. برخی دیگر نیز، صرفاً بر پویایی بشری، روابط قدرت و فرآیندهای سازمانی تأکید کرده‌اند و روشی را که بر مبنای آن تحلیل منظم داده‌ها شکل می‌گیرد و اغلب بر ابعاد مهم تصمیمات استراتژیک مستولی می‌شود نادیده می‌گیرند.

سرانجام، شمار کمی از این بررسی‌ها هم رهنمودهای بسیار اصولی برای استراتژیست‌ها ارائه داده‌اند.

مسایل استراتژیک حساس:

 اگر چه برخی تصمیمات مبتنی بر داده‌های صعب‌الوصول (مانند موقعیت محصول در برابر بازار با تخصیص منابع) غالباً نوشته‌های تحلیلی را تحت تاثیر قرار داده‌اند اما مدیران شرکت‌کننده در این بررسی دگرگونی‌های ملایم دیگری را مشخص کرده‌اند که دست‌کم در شکل ‌دهی موقعیت استراتژیک مورد نظر آنها از همان اهمیت برخوردار بوده‌اند.

1. ساختار تشکیلاتی کلی موسسه یا سبک مدیریت اساسی آن

2. ارتباط با دولت و دیگر گروه‌های سیاسی

3. تصاحب یا خرید شرکت‌های دیگر(ادغام)حذف فعالیتها یا عملیات نظارتی بخشی

4. موقعیت و روابط بین‌المللی

5. توانمندهای مبتنی بر نوآوری یا انگیزه‌های پرسنلی که متاثر از رشد هستند

6. روابط کارگری یا حرفه‌ای که بازتاب انتظارات و ارزش ‌های اجتماعی دگرگون‌شده هستند

7. محیط‌های تکنولوژیکی سابق یا مورد انتظار

رویدادهای سریع و بحرانی:

 رویداد‌های درونی و بیرونی که مدیریت اساساً مهاری بر آنها نداشت اغلب وقوع تصمیمات فوری ناکافی و موقتی را سرعت می‌بخشیدند که به گونه‌ای تغییر ناپذیر موقعیت استراتژیک آینده موسسه را شکل می‌دادند.

منطق افزایش و دگرگونی تدریجی:

این مدیران ارشد اغلب به طور پیوسته می‌کوشیدند تا با رویداد‌های بحرانی به شیوه‌ی افزایش تدریجی برخورد کنند حرکتهای اولیه آنها متشکل آزمایشی و در معرض دگرگونی‌ها و در تجدید نظرهای بعدی بود.

بیشتر مدیران ارشد حتی در شرایط فشار نسبت به روابط سازمانی و قدرتی حساسیت داشتند و  آگاهانه فرآیند‌های تصمیم را برای بهبود آنها هدایت می‌کردند. آنها غالباً از روی قصد تصمیمات اولیه رابه تعویق می‌انداختند یا این تصمیمها را به گونه‌ی مبهم می‌گرفتند تا اطلاعات بیشتری را از کارشناسان دریافت کنند و آنگاه خود را برای راه‌حل نهایی آماده کنند.

فزایندگی تدریجی در نظام‌های فرعی استراتژیک:

 منطق فزایندگی و دگرگونی تدریجی برای برخورد با بسیاری از نظام‌های فرعی بحرانی استراتژی صنفی (سازمانی) نیز بکار می‌اید نظام‌های فرعی برای برخورد با اقدامات مربوط به تنوع محصول حذف عملیات تجدید سازمان بنیادی یا روابط با خار موسسه یا با دولت نمونه‌هایی شاخصند.

نظام مدیریت در ژاپن و تاثیر آن بر استراتژی بازرگانی

در بسیاری از کشورها موسساتی را می‌توان یافت که همچون موسسات ژاپنی متعهد و مصمم به نوآفرینی محصول و فرآیند برتر هستند. موسسات امریکایی که به خوبی اداره می‌شوند فنون مدیریت را آنگونه بکار می‌گیرند که تا حد زیادی شبیه آن چیزی است که ما به عنوان شاخص مدیریت ژاپنی مطرح کردیم انچه ژاپنی‌ها را ممتاز می‌کند(البته نه بی‌همتا) تلاش متمرکز انها است برایجاد یا کشف راه‌حل های منظم برای مسایل مدیریت منسجم .

در ده سال اینده ژاپنی‌ها با عرصه‌های مبارزه‌ی جدیدی مواجه خواهند شد. در مقایسه با گذشته رشد اقتصادی آنان در حال کند شدن است میزان بیکاری رو به افزایش است و در عین حال میزان اندوخته‌ها که برای سرمایه‌گذاری جنبه حیاتی دارند رو به کاهش. حمایت‌های بازرگانی که در خارج از ژاپن وجود دارند بهبود اقتصادی را از طریق صادرات برای ان مشکل می‌کنند و ساختار سنتی نیروی کار که در حال دگرگونی است می‌تواند به افزایش شدید هزینه‌های رفاهی در آینده نزدیک منجر شود.

با این همه، به اعتقاد ما کشش رقابتی ذاتی در سطح سازمانها بر توانمندی ژاپنی در برخورد با این مسائل خواهد افزود شاید برخی نارسایی‌ها روی دهد اما روی‌هم رفته ژاپنی‌ها بعنوان رقیب اصلی هر موسسه غربی که مجدانه به بازار جهانی می‌اندیشد باقی خواهد ماند. هیچ راه میان‌بری جز برخورد با این مبارزه‌جویی وجود ندارد مذاکرات مصالحه آمیز مانورها و نمایش‌های بازاریابی یا جابه‌جایی دارایی‌ها از طریق خریدن شرکت‌های دیگر یا ادغام با آنها فقط نتیجه‌یاندک دارند. در بلند‌مدت تنها راه و پاسخ ممکن و عملی انجام دادن بهتر کاری است که ژاپنی هم‌اکنون آن را خوب انجام می‌دهد یعنی ایجاد و گسترش نظام‌های مدیریتی که کارکنان را از بالاترین مقام تا پایین‌ترین مرتبه آنچنان برانگیزد که استراتژی‌های رقابتی رشدنگر و متمرکز بر نوآفرینی را پی بگیرند.

افسانه‌ی مدیر تحصیل‌کرده

بسیاری از افراد هوشمند و بلند‌پرواز آنچه را که برای ایجاد شغل مدیریت حرفه‌ای لازم است نمی‌توانند با تحصیلات رسمی یا تجربه‌ی خود فراگیرند.

شکست آنان بعضاً به خاطر این واقعیت است که بسیاری از وظایف حساس مدیریت در برنامه‌های اموزش مدیریت آموزش داده نمی‌شود بلکه باید در حین کار آنها را آموخت که شمار اندکی از مدیران خود چنین می‌اموزند چون اساساً نمی‌توان آنها را به دیگران آموخت بخش دیگری از علت این شکست ناشی از این واقعیت است که آنچه در کلاس درس اتفاق می‌افتد اغلب آن‌گونه آموزش نابجایی است که توانایی‌آنان را در یادگیری از محل تجربه‌هایشان متوقف می‌کند. به طور معمول آنان نظریه‌های مدیریت را که در عمل کاربست موفقیت‌آمیز ندارند می‌آموزند و این محدودیتی است که بیستر آنها فقط وقتی یک مدیر ارشد صفی می‌شوند و شخصاً با مسائل برخورد می‌کنند با تجربه‌ای مستقیم به آن پی می‌برند.

برخی از افراد در زمینه‌ی اعمال قدرت دچار سردرگمی و ابهام می‌شوند زیرا تنها چیزی که به آنان آموزش داده می‌شود اقتدار سنتی مدیر است که از پست رسمی وی ناشی می‌شود(یعنی قدرتی که کم کم در همه‌جا اثربخشی خود را از دست می‌دهد) در بسیاری از انان نوعی احساس منفی شدید در مورد رهبران اقتدارطلب تزریق می‌شود هرچند رهبر همان‌قدر می‌تواند از اعمال اختیارات خود اجتناب کند که از مسئولیت‌هایش در قبال آنچه برای موسسه‌اش روی می‌دهد.

از آنجایی که به دارندگان مدارج عالی نمی‌آموزند که چگونه اقتدار ناشی از دانش مهارت یا جذبه‌ی‌ شخصیت خود را اعمال کنند شمار فراوانی از آنان از پذیرش مسئولیت مرتبط با بهره‌وری دیگران اجتناب می‌کنند آن هم با روی آوردن به مشاغل جنبی مانند مشاور و کارشناس متخصص گذشته از این برخی دیگر با روی‌آوردن به سبک‌های تصنعی مدیریت که با شخصیت خاص انان هماهنگ نیستندو به انان برچسب مشورتی یا مشارکتی می‌دهند اثربخشی خود را از میان می‌برند و در این اندیشه‌اند که به مدد چنین تصویری که از خود ساخته‌اند خواهند توانست به مراتب بالای مدیریت دست یابند. برخی از مدیرانی که هوشمندی لازم را برای فراگیری آنچه باید بیاموزند دارند شکست می‌خورند زیرا فاقد بعضی شرایط دیگر هستند بویژه حس همدلی و توانایی برانگیختن دیگران بکار اثربخش.

 اما علت عمده‌ی این‌که بسیاری از دارندگان تحصیلات دانشگاهی موفق نمی‌شوند مدیران حرفه‌ای از آب درآیند این است که آنان نمی‌توانند از محل تجربه‌یدست اول خود آنچه را که باید برای جذب همکاری صمیمانه دیگران بدانند بیاموزند. از آنجایی که آنان توانسته‌اند بیاموزند که چگونه محیط خود را دقیقاً مشاهده کنند و یا بازخورد اقدامات خود را ارزیابی کنند. لذا برای یادگیری و رشد همگام با تجربیاتی که کسب می‌کنند آمادگی چندانی ندارند.

((آلفرد نورث وایت هد)) می‌گوید: ((رمز متوسط بودن در یادگیری دست دوم است)) تا زمانی که کار آموزان مدیریت و مدیران تازه‌کار اقدام به یادگیری از محل تجربیات دست‌اول خود نکنند اموزش رسمی مدیریت دست دوم باقی خواهد ماند و همین دست دوم بودن تجربه مدیریت است که از مدیر تحصیل‌کرده یک افسانه ساخته است.

سه الگوی استراتژی سازی در مدیریت

الگوی کار سالارانه:

 اقتصاد‌دانان پیشین نخستین کسانی بودند که کارسالار را بعنوان فردی که به تاسیس موسسات می‌پردازد توصیف کردند اقدامات وی اساساً عبارت بودند از نوآوری برخورد با ابهامات و پیچیدگی‌ها و واسطه‌گری کارسالار با بهره‌گیری از فرصت‌های بازاریابی سرمایه گردآوری می‌کرد تا همان‌گونه که ((جوزف شام پیتر)) مدرس مشهور اقتصاد در دانشگاه هاروارد می‌گوید به تشکیل ((موسسات ترکیبی جدید)) بپردازد.

آنچه کارسالاران را متمایز می‌کند آن است که در این مرحله از هم گسیختگی نقش آنان بلاتکلیفی خود را با دورنمای یک تجارت بهم آمیختند در لحظه‌های بحرانی آنان در جستجوی ایمنی نبودند بلکه بیشتر و بیشتر با ناامنی برخورد کردند.

الگوی انطباقی:

 سیاست‌گذار پیرو انطباق شرایط موجود را می‌پذیرد و در عین حال با فقدان هدف‌های روشن مواجه است تصمیم‌های وی ماهیتاً درمان‌کننده‌اند او با گام‌های کوتاه به پیش می‌رود و هرگز خیلی فراتر از وضع موجود پای برنمی‌دارد بدین‌ترتیب سیاست‌گذار با محیط پیچیده خود کنار می‌اید.

الگوی انطباقی استراتژی سازی چهار ویژگی اساسی دارد:

1. در سازمان انطباقی هدف‌های روشن وجود ندارد استراتژی‌گذاری بازتاب تقسیم قدرت میان اعضای یک اعتلاف پیچیده است. سازمان انطباقی در چنگال نیروهای سیاسی قرار دارد اتحادیه‌ها مدیران مالکان گروه‌های سیاسی موسسات دولتی و جز این‌ها هر‌یک با نیازهای ویژه‌ای که دارد تلاش می‌کند بر تصمیمات نفوذ داشته باشد.

2. در شکل انطباقی فرآیند استراتژی‌سازی برای حل مسائل به‌طور ((انفعالی)) برخورد می‌کند و به نحو ((فعال)) برای جستجوی فرصت‌های نو سازمان انطباقی در محیط دشوار گام برمی‌دارد که مسائل و بحران‌های بسیاری را بر آن تحمیل می‌کند لذا زمان چندانی برای جستجوی فرصت‌ها ندارد

3. سازمان انطباق‌گرا بر پایه‌ی گام‌های مسلسل فزاینده و تدریجی تصمیم‌گیری می‌کند از آنجایی که این سازمان محیطی پیچیده دارد بازخورد در امراستراتژی‌پردازی جنبه حیاطی دارد نمی‌تواند تصمیمات بزرگ بگیرد تا مبادا در گرداب مجهولات و ابهامات فرو رود.

4. تصمیمات ناپیوسته ویژگی سازمان انطباق‌گرا است در چنین سازمانی تصمیمات به هم پیوند نمی‌خورد. سازمان در برابر تقاضاهای گوناگون قرار دارد و هیچ مدیری توانایی ذهنی لازم را برای پاسخ‌گویی به انها ندارد.

الگوی برنامه‌ریزی:

1. برنامه‌ریزی چیزی است که ما پیش از هرکاری می‌کنیم یعنی تصمیم‌گیری مبتنی بر پیش‌بینی است

2. برنامه‌ریزی هنگامی لازم است که موقعیتی که ما میل داریم در اینده به آن دست یابیم متضمن مجموعه‌ای از تصمیماتی باشد که متکی به یکدیگرند.یعنی با یک نظام تصمیم‌گیری مواجه‌ایم.

3. برنامه‌ریزی فرآیندی است که در جهت ایجاد یک یا چند موقعیت اتی سوق داده می‌شود که دلخواه هستند و به نظر می‌رسند روی نمی‌دهند مگر کاری صورت گیرد

گزینش الگوی استراتژی‌پردازی:

 الگوی کارسالارانه ایجاب می‌کند که اختیار استراتژی‌سازی به یک فرد توانمند واگذار شود در این صورت باید محیط مهار شودسازمان به سوی رشد جهت‌گیری کند و استراتژی نیز به میل و با حرکت جسورانه کارسالار دگرگون شود.

برخی از موقعیتها اساساً به برنامه‌ریزی نیاز ندارند و برخی دیگر برنامه‌ریزی کمی می‌خواهند غالباً الگوی برنامه‌ریزی را می‌توان تنها زمانی به‌کار بست که با الگوهای دیگر آمیخته شده باشند مهم‌تر از همه اینکه برنامه‌ریزان باید تشخیص دهند که مدیر در تمام مدت باید تا حدودی الگوی انطباقی را نیز بکار بندد.بحران‌ها و رویدادهای پیش‌بینی نشده بخش مهمی از واقع‌بینی استراتژی‌ساز را تشکیل می‌دهند برنامه‌ریزی سنتی به هدف‌های عملیاتی نیاز دارد که مدیران نمی‌توانند همیشه ان را فراهم آورند.

وافعیات برنامه‌ریزی بلند مدت

برتری‌های برنامه‌ریزی رسمی:

 نخستین دلیل برای برنامه‌ریزی منظم اینده عبارت است از پیامد‌های آتی تصمیمات کنونی.

فرآیندی که بر مبنای آن دو یا چند طرح به یکدیگر کمک می‌کنند((خاصیت‌فزونی)) نام گرفته است و شاید بتوان فرآیند متضادی را که به‌توسط آن طرح‌ها حرکت یکدیگر را کند می‌کنند آلرژی یا حساسیت نامید. دلیل دوم هنگامی که جیمز مک فارلند از موسسه ((جنرال میلز)) می‌گوید (برنامه‌ریزی بلند‌مدت در اشکار کردن مسائل احتمالاً مفیدتر است تا در حل انها) وی به دومین مقصود اینده‌گری رسمی اشاره دارد. تلاش منظم برای پیش‌بینی آینده باید به موقع به آَکار شدن مسائل کمک کند تا بتوان آن را درنظر گرفت.

سومین دلیل برای توجه منظم به آینده درواقع فراهم آوردن این انگیزه و مکانیسم است.

کارهای بسیاری را باید ظاهراً به خاطر مسایل کوچکتر به تعویق انداخت. اما این امور تا زمانی معطل می‌مانند که یا به خطا در موردشان تصمیم گرفته شودیا بتوان به جای یک بررسی گسترده و اندیشمند، با کمک بدیهه آفرینی آنها را حل کرد.

خطرات بالقوه‌ی برنامه‌ریزی رسمی:

معمولاًبرنامه‌های کوتاه‌مدت در قالب فرآیند بودجه‌بندی متعارف صورت می‌گیرد و عملکرد نسبت به آنها ارزیابی می‌شود. یکی از دلایل روشن این امر آن است که مقایسه عملکرد با برنامه ممکن است در اشکار کردن مسایل یا فرصت‌ها مفید باشد، به معنایی دیگر،وسیله‌ای باشد برای تعیین دستور کار.

معلوم نیست هر تعهدی که بجا و درست است دلخواه هم باشد.

دلیل دیگر برای ضرورت تصمیم‌گیری کنونی از سوی مدیران برای اقدامات اتی ایجاد مبنایی است جهت ارزیابی عملکردشان. برای حصول اطمینان از برتری‌های برنامه‌ریزی رسمی، این ابزار کاملاً خطاآمیز است.این برتری‌ها در نیروی محرک فکر نو و اندیشه های خلاق نهفته است، اما  اندیشه های خلاق متضمن احتمال خطر بوده و قبول خطر نیز دربردارنده احتمالات در اینده است.

دلیل دیگر برای این‌که مدیران باید راجع به آنچه در زمان مشخصی در آینده انجام خواهند داد هم‌اکنون تصمیم بگیرند، آن است که چنین اقدامی احتمال شکست را در تصمیم‌گیری در دیگر بخش‌هایی که اثرات خارجی در مورد انها مهم است کاهش می‌دهد..

در ازای بهبود بخشیدن به سازگاری میان تصمیم اتخاذ شده در یک بخش سازمان و تصمیم همزمان با آن در دیگر بخش‌ها احتمالاً باید کاهش سازگاری میان این تصمیم با محیط برون‌سازمانی را بپذیریم.

مزیت چشک‌گیر آینده‌نگری منظم آن است که موسسه را مجبور می‌کند تا پیش‌بینی‌های خود را روشن‌تر انجام دهد. ولی حتی همین برتری نیز به دور از خطر نیست.

بنابراین، جست‌و‌جو برای اطلاعات بیشتر، ممکن است به سوی اطمینان کاذب منحرف شود. چناچه از مدیران بخواهیم از خیلی پیش نسبت به نتایج متعهد باشند، احتمال این انحراف وجود دارد. این دو انحراف پی‌امد ناخوشایند دارد: تصمیماتی ممکن است اتخاذ شوند که امکان خطر را در پیش‌بینی‌هایی که تصمیمات بر پایه آنها گرفته شده‌اند به درستی نشان ندهند، و مورد دیگر این که اعتماد بیش از حد شاید تعهد شدید را به اقدام آتی برانگیزد، و لذا موجب بی‌میلی به اخذ تصمیمات جدید در سایه‌ی اطلاعات جدید شود

برنامه‌ریزی زسمی و نظام مدیریت: حتی اگر تمامی گام‌ها و شیوه‌های برنامه‌ریزی به درستی طرح‌ریزی شده باشند، هنوز یک خطر جدی‌تر باقی است. بهبود بخشیدن به کیفیت اطلاعات تنها را بهسازی کیفیت تصمیمات نیست .

اگر به تمامی توالی موجود میان پیدایش اطلاعات و ثمردهی تصمیمات بنگریم، به‌خوبی امکان بیشتری را برای کاهش وقفه در نظام خواهیم دید تا در بهبود کیفیت اطلاعات.

خطراتی را که از شیوه‌های رسمی ناشی‌ می‌شود ممکن است انعطاف‌پذیری سازمان را کاهش دهند(یا به کلامی دیگر، مانع پدید اوردن یک فرآیند تصمیم‌گیری جدید شوند و سرغتی را که با ان می‌توان تصمیمات جدید را گرفت کاهش دهند) ونیز ممکن است توجه مارا از تشخیص نیاز به انعطاف‌پذیری منحرف کنند.شاید بهترین راهی که موسسات می‌تونند برای روی آوردنبه برنامه‌ریزی بلند‌مدت برگزیننداین باشد که به نحوی از آن بپرهیزند: این بدان معنی نیست که کلاً آن را رها سازند بلکه شرایط را به گونه‌ای فراهم آورند که تا آن جا که ممکن است به کارهایی که کمتر به تصمیم‌گیری از پیش نیاز دارند بپردازند.

مشکل واقعی در طرح‌ریزی تشکیلاتی است که بتواند با ابهامات اطراف خود سازگاری داشته باشد. برخورد موثر با این مشکل نیاز بدان دارد که به جای تاکید بر ساختار سازمانی، فرآیند تصمیم را مورد توجه قرار دهیم.

اگر این شیوه‌های رسمی به نحوی با هدف‌های معارض عملکرد نظارتی مدیریت رابطه‌ی تنگاتنگ نداشته باشند، بخش اعظم ارزش مورد اشاره از بین می‌رود. مراحل و شیوه‌های برنامه‌ریزی باید در جهت آشکار ساختن نشانه‌های بی‌اطمینانی طرح‌ریزی شوند، نه در جهت تیره‌کردن انها.

نکته آخر این‌که شیوه‌های فکری برنامه‌ریزی نباید به بهانه‌ی مدیریت، بر عمل مدیریت متمرکز باشد به ویژه نباید آن را برای ایجاد سازگاری میان ساختار سازمانی و موقعیت حقیقی به کار برد.

هنر خواستن رمز موفقیت

قسمت كليدي براي بدست آوردن هر چيزي دانستن نحوه صحيح در خواست آن است. راهها و فنون مختلفي براي بيان منظور به صورت واضح و متقاعد كننده وجود دارد. در اين مقاله قواعدي بيان مي شود كه به شما در آموزش نحوه صحيح درخواست كمك زيادي مي كند.

1ــ قبل از خواستن چيزي تكليف خود را روشن كنيد.

قبل از هر كاري بايد بدانيد و مطمئن باشيد چه مي خواهيد. اين اولين مرحله و مهمترين مرحله از خواستن است. قبل از اينكه حتي يك كلمه بگوييد فكر كنيد دقيقاً چه مي خواهيد.

متقاضيان ناموفق اغلب اين قسمت را ناديده مي گيرند. اگر با اين روش جلو برويد در حين اينكه مي خواهيد درخواست خود را مطرح كنيد كلمات گيج كننده را بيان خواهيد كرد و در صحبت هاي شما شك و دودلي نمايان خواهد شد. نتيجه چنين تقاضايي گيج شدن مخاطب شماست.

 2ــ احساسات منفي طرف مقابل را تحريك نكيند.

يكي ديگر از موقعيت هاي آشفته اي كه بعضي افراد دچار آن مي شوند. اين است كه تقاضاي كار يا چيزي را مي كنند كه واقعاً به آن احتياج ندارند. بهتر است كه خواسته خود را بگونه اي مطرح كنيد كه مخاطب شما اين احساس را پيدا نكند كه شما با او لجبازي مي كنيد.

به عنوان مثال به جاي اينكه بگويند: «من اين جمعه احتياج به استراحت دارم» مي گويند: «اين جمعه نمي خواهم كار كنم.» يا به جاي اينكه بگويند: «لطفاً اين فرم ها را پر كنيد» مي گويند: « دلم نمي خواد وقتي برگشتم اين فرم ها پر نشده باشد!»

با اين گونه جملات مخاطب شما به سمت احساسات منفي كشيده مي شود. و عملاً شما او را به سمتي سوق داده ايد كه بر سختي با روحيه مثبت كار شما را انجام دهد.

 3ــ بدانيد از كه بخواهيد.

براي اينكه به هدف خود برسيد بايد بدانيد كه از چه كسي درخواست كنيد. اگر بايد سلسله مراتب را رعايت كنيد اين كار را بكنيد. و اگر بدنبال شخصي براي انجام كار خود هستيد ابتدا ببينيد آيا خودتان مي توانيد آن را انجام دهيد. فكر كنيد از كسي كه درخواست مي كنيد توانايي انجام آن را دارد؟

 4ــ بدانيد چه موقع بخواهيد.

هميشه براي هر تقاضاي يك موقعيت بهتر وجود دارد. شايد آن موقعيت بهتر اكنون باشد و شايد يك روز ديگر. ولي اولين چيزي كه به آن بايد توجه كنيد اين است كه درخواست خود را به صورت خصوصي مطرح كنيد يا در جمع. بعضي افراد وقتي از آنها تقاضايي را در جمع مطرح مي كنيد گيج مي شوند مخصوصاً اگر مسئله خصوصي در ميان باشد.

هنگام مطرح كردن تقاضاي خود توجه كنيد كه آيا او در آرامش و راحتي باشد. اين عامل هم مي تواند در نحوه پاسخ دادن وي به درخواست شما مؤثر باشد.

 5ــ زياد توضيح ندهيد.

به جاي اينكه سعي در توضيح بيش از حد و توجيه تقاضاي خود داشته باشيد. درخواست خود را واضح و مختصر بيان كنيد.

 6ــ با التماس چيزي را درخواست نكنيد.

به سادگي بگوييد «من به مرخصي نياز دارم» يا بگوييد «من بايد2 روز مرخصي بروم» بدين روش قبول درخواست شما گارانتي مي شود.

 7ــ ناله نكنيد.

با ناله كردن فقط ضعف خود را نشان مي دهيد. پس بهتر است به سادگي و به اندازه نياز صحبت كنيد.

 8ــ بله يعني بله

يك بار كه جواب مثبت گرفتيد تشكر كنيد و آنجا را ترك كنيد. بعضي افراد بعد از گرفتن جواب مثبت شروع به تفسير و توجيه مي كنند و اين دقيقاً كاري است كه نبايد انجام دهند.

با رعايت 8 قانون فوق «هنر خواستن» را آموخته ايد. حال بهتر است اين قوانين را به كار گيريد تا اثر آن را خود مشاهده كنيد.

آموزش و پروراندن خلاقیت

يك خبر خوب اين است كه خلاقيت يك مهارت و استعداد است كه قابل يادگيري و پروراندن است پس براي افزايش مهارت خود تمرين كنيد. با اين مهارت مي توانيد رشد شخصي و حرفه اي خود را شتاب ببخشيد.

 با افزايش مهارت هاي فكري و انجام تمرين هاي لازم براي شكوفايي خلاقيت مي توانيد ارزش فعاليتهاي خود را چند برابر كنيد و به سرعت كميت و كيفيت دستاورد هايتان افزايش مي يابد.

 هر روز تمرين كنيد

اگر بخواهيد جام قهرماني تنيس را ببريد. هر چند وقت تمرين مي كنيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ روزي يكبار؟

هر چند وقت يكبار بايد عضلات خلاقيت مغز خود را تمرين دهيد تا داراي قدرت خلاقيت بالايي باشيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ يا هر روز؟

 با يك ديدگاه متفاوت به قضايا بنگريد

هميشه يك ديدگاه متفاوت منجر به يك نوع آوري شده است. حال براي كارها و مسائل موجود مي خواهيد يك راه حل بهتر پيدا كنيد پس آنها را بازسازي كنيد يعني اول كار يا حرفه يا مشکل خود را به اجزاي كوچكتر تقسيم كنيد و براي حل  مشکل يا يافتن راه بهتر براي انجام كار از يك راه متفاوت اين اجزا را كنار هم بچينيد.

 بدنبال سئوالات جستجوگر باشيد

براي خلاق بودن يك ذهن كنجكاو نياز داريد بدون تعداد زيادي سئوالات چرا؟ و چه مي شد اگر؟ نمي توانيد يك ديد خلاق بوجود آوريد.

براي بوجود آوردن چنين ديدي كه اكثر افراد در همين زمينه دجار  مشکل هستند مطمئن شويد كه علاوه بر طاهر هر چيزي به زير پوسته و ماهيت آن هم نگاهي داشته باشيد هيچ كاري را براي امتياز گرفتن و مورد توجه قرار گرفتن انجام ندهيد. سعي كنيد به دنيا با چشمهاي كنجكاو تري بنگريد.

 سعي كنيد نظرياتي پويا ارائه دهيد و به آنها اكتفا نكنيد سعي كنيد هر چيز مهمي را از خود بپرسيد چرا؟ و ببينيد چه اتفاقي مي افتاد اگر اينچنين مي شد؟

خلاقیت را مانند کودکان پرورش کنید

در خانه ماجراجویی کنید

10 راه برای پرورش خلاقیت:

1- رنگ آمیزی: مداد رنگی و کتاب های رنگ آمیزی بخرید، و به صورت هدفمند و تعمداً بیرون خطوط را رنگ آمیزی کنید. می توانید خط خطی کنید حتی مداد رنگی را به دو نیم کنید به کاغذ ضربه بزنید. روی لبه کاغذ بنویسید ببینید وقتی که قوانین را می شکنید چه اتفاقی می افتد!

2- کمی وقت بگذارید و به دوران کودکی سفر کنید سعی کنید بخاطر بیاورید در آن دوران به عنوان یک کودک عاشق چه بوده اید. از چه رنگهایی، لباس ها، بازی ها، اسباب بازی ها و رویاهایی لذت می بردید؟ کدام یک از آنها اکنون در زندگی شما وجود دارند؟ طعم کدام یک از آن شادی ها را برای سالها نچشیده اید؟ برای خود برنامه ای بریزید تا این تفریحات را در زندگی روزانه خود جای دهید.

3- خلاقیت بدنی داشته باشید. هنگام ورزش لازم نیست حتما هر روز و مرتب به باشگاه بروید و بدنسازی کنید می توانید بازی های قدیمی را با دوستانتان اجرا کنید لی لی کردن یا گرگم به هوا و... بازی های خوبی برای پرورش خلاقیت هستند.

 به محیط های اطراف شهر بروید. بیابان و جنگل باغ ها کوهستان محیط های بسیار خوبی برای ورزش هایی خلاق هستند این طرف و آن طرف دویدن از درخت بالا رفتن و کار هایی از این قبیل فقط برای کودکان نیستند ارتباط کودکانه خود را با محیط زیست پرورش دهید!

4- اهداف خود را ترسیم کنید. تعدادی ماژیک رنگی یا مداد رنگی بخرید. هدفی را که در گذشته می خواستید بدست آورید تصور کنید، حال تصویری از هدفی که بدست آورده اید بکشید به خاطر داشته باشید این تصویر مربوط به آینده است درست زمانی که هدف خود را بدست اورده اید.

 آنرا با جزییات، روشن و  کودکانه رسم کنید! این درباره مهارت های نقاشی شما نیست بلکه درباره به نمایش گذاشتن دیدگاه های به شیوه ای آزاد و سرگرم کننده است. سپس نقاشی خود را در جایی مانند در یخچال بچسبانید و با صدای بلند بگویید: "من این کار را انجام داده ام"!

5- یک سری کارت های بازی بسازید. عکس هایی که دوست دارید از مجلات، کارت پستال ها، روزنامه ها و... ببرید. روی عکس هایی که در شما احساس زندگی و شعف ایجاد می کنند تمرکز نمایید.

این پروژه ای است که هر از چند گاهی می توانید روی آن کار کنید و پس از مدتی یک دست ورق خواهید داشت که شما را برای رسیدن به رویاهایتان ترقیب می کنند.

6- دکور منزل را مانند کودکان بازسازی کنید.

7- تصاویر جدیدی را تصور کنید. تصویری از یک مجله پیدا کنید آنرا ببرید و روی یک تخته با سطحی صاف بچسبانید. سعی کنید از طریق این عکس داستانی را روایت کنید می توانید داستان را از انتها به ابتدا روایت کنید

. اگر در تصور کل ماجرا مشکل دارید می توانید از خود بپرسید اگر کودک بودم چه می کردم؟ از ماژیک و مداد رنگی برای اتصال اشکال به یکدیگر استفاده کنید.

8- لیست کارهای روزانه خود را بر روی یک کارت پستال بنویسید و روی دیوار نصب کنید. با ماژیک بنویسید، با دستی که برای نوشتن استفاده می کنید ننویسید و با دست دیگر خود بنویسید. روی یک کارت کار هایی را که باید انجام دهید بنویسید و روی دیگری رویاهای خود را بنویسید. این دو را نگاه کنید و ببینید از آنها درباره خود چه می آموزید؟ و اولویت های شما چه هستند؟

9- از دوران کودکی خود چیزهایی بیابید. قوانین را عوض کنید. بازی های کودکانهای را که قبلا انجام می دادید بردارید سعی کنید آنها را با قوانین دلخواه خود اجرا کنید می توانید رنگ مهره های بازی را عوض کنید می توانید بازی هایی دو نفره را به بازی های چند نفره تبدیل کنید و به جای رقابت و مسابقه همکاری را در الویت قرار دهید.

10- در میان طبیعت با چشمانی کودکانه گام بردارید. خود را وارد یک بازی کنید که در آن سعی می کنید با احساساتی گشوده و با توجه به اطراف همچنان که یک کودک به اطرافش نگاه می کند نگاه کنید. برگ ها، گل ها و سنگ های جالب را جمع کنید. آنها را به خانه بیاورید و معبد طبیعی و کودکانه خود را بسازید.

امید به موفقیت در کارآفرینان موفق

همه کسانی که می خواهند خود را از کارمند به کارآفرین تبدیل کنند رویایی در ذهن دارند و می خواهند با راه انداختن کسب و کاری مستقل حرفه مورد علاقه شان را پیش گیرند و به روشی که دوست دارند پول در بیاورند. اگر شما هم راه تازه ای را شروع کرده اید و به جرگه کارآفرینان پیوسته اید، خواندن این مطلب سودمند خواهد بود.با چند سوال شروع می کنم: فکر می کنید که چقدر به تحقق آرزویتان نزدیک هستید؟ شاید هم دیگر آن شور و شوق ابتدای کار را ندارید. خب اگر این طور است فکر می کنید علت چیست؟ چه چیز باعث شده که در میانه راه تردید داشته باشید؟ آیا از شکست می ترسید؟شاید هم درباره موفقیت نگرانید؟ به نظر می رسد که دیگر آن علاقه و اشتیاق قبلی را ندارید و اصلاً علتش را هم نمی توانید بیابید. در این جا چند مثال از این کارآفرینان خسته و مردد می آوریم:

«لورا» یک کارآفرین خود اشتغال است که در زمینه مشاوره املاک و مستغلات فعالیت می کند. این زن کارآفرین در ابتدا به شدت به کارش علاقه مند بود و ساعات بسیاری را به کارش اختصاص می داد ولی اندک اندک احساس خستگی و فرسودگی کرد و انگیزه اش را از دست داد و عملاً نتوانست کار مناسبی را سر و صورت دهد و برای پیشرفت کسب و کارش اقدام موثری کند.

«مایکل» نمونه ای دیگر است ولی این بار مایکل کارآفرین نیست بلکه برای یک شرکت بزرگ تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات کار می کند و به واقع یک کارمند است. مایکل در بخش روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی کار می کند و از وضعیت خودش کاملاً راضی و خوشحال بوده و به فعالیت هایش علاقه مند است ولی در این چند ماه گذشته، شرکت آنها با مجموعه دیگری مشارکت کرده و این تحولات سبب شده اند که مایکل فشار عصبی زیادی احساس کند و در توانایی خودش برای اداره امور دچار تردید شود. او نگران و عصبی است و این اضطراب و فشار روانی علاوه بر روان به جسم مایکل هم صدمه زده است. او فکر می کند که دیگر نمی تواند مدت زیادی در این پست کار کند. سرانجام این کارمند نگران به یک مشاور و روانشناس مراجعه کرده و از او کمک می خواهد. مشاور به مراجعش یاد می دهد که چطور نگاهش را به مسائل کاری اش تغییر دهد و دلهره ها و نگرانی های بیهوده را از خودش دور کند. در واقع شناخت مایکل از خودش و دنیای اطرافش تغییر می کند و به تبع آن رفتارش نیز بهتر شده و مشکلات روان و جسمش را بهبود می بخشد. مایکل حالا می داند که چطور خود را با تغییرات سازگار و هماهنگ کند و همچنان با شور و علاقه به کارش بپردازد. «راشل» کارآفرین دیگری است که تغییری در زندگی شخصی اش او را نگران کرده و درباره ادامه حرفه اش و مدیریت یک کسب و کار مستقل دچار تردید شده است. راشل واقعاً به کارش علاقه مند است و هفت روز هفته را کار می کند. او به تازگی نامزد کرده و می بیند که یک هفته پرکار بر زندگی شخصی و ارتباطات با نامزدش تاثیر گذاشته است. راشل نمی داند چه کار کند و چطور هم با علاقه بسیار کارش را ادامه دهد و هم به زندگی جدیدی که پیش رو دارد، بپردازد. این زن کارآفرین و مشتاق تصمیم می گیرد که به درستی و واقع گرایانه فکر کند و ببیند که به راستی کدام یک از این دو برایش مهم تر هستند؟ تمامی این اشخاص هم به قسمتی از کارشان علاقه مند هستند و هم دوست دارند که بخشی از الگوی زندگی شان هم به همین روند کنونی پیش برود ولی با این حال هرکدام قطعه گمشده ای دارند که وقتی می خواهند بین زندگی و کارشان ارتباطی موثر و سودمند برقرار کنند دچار مشکل شده و نبود این قطعه را حس می کنند.

لورا دریافت که اگر دیدگاه ها و شناخت هایش نسبت به خود و توانایی هایش را تغییر دهد می تواند انرژی مثبت قبلی اش که به شکل انرژی منفی به محیط اطرافش می داد را بازیابد. در زیر تعدادی خطوط راهنما هست که به شما کمک می کند بتوانید از شک و تردیدهایی این چنین بیرون بیایید و راهتان را دوباره پیدا کنید:

- این نکته ای است که در ظاهر ساده به نظر می رسد ولی معنای عمیقی در پس آن وجود دارد. «سعی کنید خودتان باشید». زمانی که تصمیم می گیرید برای احساس آرامش، ارزشمندی و کسب درآمد، اقدامی انجام دهید، مسوولیت آن را صددرصد به عهده بگیرید و دقت کنید که برای راحتی و آسایش «خودتان» کار کنید نه برای اخذ تایید و تحسین دیگران. اگر بخواهید همیشه مورد توجه و تایید بقیه باشید مجبور می شوید مطابق ارزش های آنها رفتار کنید؛ گاهی اوقات این ارزش ها و استانداردها با باورها و مسائل مورد توجه شما مغایرت دارند. پس به جای اینکه بخواهید همیشه برای جلب توجه دنیای بیرون تلاش کنید، سعی کنید هویت، ارزش ها و علایق خودتان را از یاد نبرید. باز هم باید نکته ای را اضافه کنم. همه می خواهند مورد توجه باشند و کارها و فعالیت هایشان درصدر بوده و تحسین همگان را برانگیزد. دقت کنید که افراد سرآمد، ابداعات، کارها و کوشش های «خودشان» را به اوج می رسانند و دیگران را نیز خوشحال می کنند. این نوع جلب توجه و تحسین شدن با مجری خواسته های دیگران بودن تفاوت عمده ای دارد.

- زمانی که دیدید شک و تردید و دودلی دارید آرام آرام به درون ذهنتان می خزید، فوراً به خودتان یادآوری کنید که شما می دانید کارهایی که لازم است انجام دهید را چه وقت و کجا و چطور به اجرا درآورید. سعی کنید شناخت هایتان را بهبود بخشید چرا که افکار و شناخت های شما به اعمالتان تبدیل می شوند.

- همیشه شادی هایتان را به خاطر داشته باشید. آن تجارب، احساسات، رویدادها و داشته هایی که باعث شادیتان می شوند را به یاد بیاورید و به خاطرشان شکرگزار باشید.

چیزهای زیادی در اطراف شما هستند که به آنها توجه نمی کنید. موفقیت های کوچک و شادی های ناچیز را دست کم نگیرید و فراموششان نکنید. همین ها انرژی های مثبتی القا می کنند که به بهبود حال روحیتان کمک می کنند. نکات منفی و ناکامی هایتان را بزرگ نکنید و موفقیت ها را به حاشیه برانید.

زمانی که نسبت به خودتان، شادی ها، ناکامی ها، موفقیت ها و احساس های مثبت و منفی خود کاملاً آگاهی یافتید، آن وقت می توانید تصویر روشنی از اهداف و خواسته های واقعیتان خلق کنید. بعضی کارآفرینان نگران می شوند که حالا چطور به این هدف برسند و کارهایشان را سر و سامان دهند. ترس و اضطراب در هر کاری عاملی مخرب است که اجازه نمی دهد فرد کاری را آغاز کند پس ترس از شکست را از خود دور کنید.

- نکته آخر اینکه همیشه از مربی و دانای درونتان سوال کنید.

بهترین کاری که الان می توانم انجام دهم چیست؟ یاد بگیرید که معلم درونی برای صحبت کردن با مخاطبش او را «تو» می نامد و از دوم شخص مفرد استفاده می کند. همیشه این طور می گوید: «تو فوق العاده ای،» یا «باید سعی کنی عاقل باشی،» یا «تو می توانی رویاهایت را به واقعیت تبدیل کنی.»

به خاطر داشته باشید که ذهن ما سه بخش دارد: هشیار، نیمه هشیار، ناهشیار. تفکرات بخش ناهشیار که در سایه ذهن نیمه هشیار پنهان هستند، جهان اطراف شما را می سازند. بنابراین از زمزمه های آهسته ای چون «اگر شکست بخورم چه؟» یا «نمی توانم، می ترسم این کار را شروع کنم» غافل نشوید. برنامه ها و طرح های بیهوده و به دردنخوری که در گوشه و کنار ذهنتان جا خوش کرده اند را دور بریزید و از شر باورهای محدوده کننده و خودساخته هم خلاص شوید.

خودشناسی مقدمه خوشبختی ست

خودآگاهی عبارت است از شناخت آدمی نسبت به توانایی‌ها و درک ویژگی‌های فردی و اجتماعی خود، باوجود خودآگاهی، فرد قادر است نسبت به نقاط قوت و ضعف، علائق و تمایلات، نیازها و سایر ابعاد وجودی‌اش معرفت صحیحی به دست آورد. این شناخت در تمامی مراحل زندگی انسان تأثیر بسزایی در رشد، پیشرفت و موفقیت‌ها دارد.

همچنین خودآگاهی زمینه را برای شناخت ارزش‌ها و توانمندی‌های هر فرد فراهم می‌کند. کسی که به ارزش‌های خویش واقف باشد و هدفمند زندگی کند هرگز تباه نمی‌شود. در مقابل کسی که خود را نمی‌شناسد، نیازها، استعدادها و توانایی‌هایش هرگز بر او آشکار نمی‌شود. این عدم شناخت موجب تباه شدن استعدادها و از بین رفتن فرصت‌هاست.

می دانید که:

- بالاترین مرتبه‌ی خردمندی این ا ست که انسان خودش را بشناسد.

- خودشناسی، پایه و محور خداشناسی است.

- شرط اول برای رسیدن به کمال، خودشناسی است.

- در وجود انسان استعدادهای بی‌شماری وجود دارد که اگر شناخته نشوند به تدریج از بین می‌روند.

- با درک و شناخت پیچیدگی درون خود، به عظمت خالق پی می‌بریم.

بیندیشیم:

- نام خود را روی یک برگه‌ی کاغذ یادداشت کن. در سمت راست نامت ویژگی‌های مثبتی که داری و در سمت چپ، خصوصیات منفی‌ات را بنویس.

- به هر یک از آن‌ها نمره‌ای اختصاص بده. نمره‌ها می‌توانند براساس پررنگ بودن این خصوصیت در تو باشد.

- تلاش کن تا نمره‌ی ویژگی‌های منفی‌ات هر روز کاسته شود تا بالاخره بتوانی آن‌ها را از این فهرست حذف کنی! این ارزیابی را پایان هر ماه می‌توانی تکرار کنی.

خوشناسی و تصمیم گیری موثر

ما در هر حوزه‌ای که فعالیت کنیم، هر علایقی که داشته باشیم یا هر پروژه‌ای را که به انجام برسانیم، به هر حال در دنیایی زندگی می‌کنیم که اصل مهم موفقیت در تجارت آن برقراری ارتباطات است. در یک کسب و کار ما همواره با همکاران ، مراجعان و مشتریان بالقوه تعامل داریم. روابط و تعاملات ما با دیگران در زندگی شخصی ما بارزتر است و مهم‌تر از همه این است که ما با خودمان مراوده داریم. همه ما فکر می‌کنیم که چطور با دیگران رابطه برقرار کنیم که موثرتر و کارآمدتر باشند.

در تمامی لحظات زندگی ما در حال تصمیم‌گیری هستیم. در زندگی شخصی و زندگی کاری با اخذ تصمیمات گوناگونی روبروییم که همگی بر زندگی ما اثر می‌گذارند. حالا شما برای اخذ تصمیمات به چه معیارهایی توجه می‌کنید و هنگامی که می‌خواهید تصمیماتتان را ارزیابی کنید، به چه مسائلی توجه دارید؟ تصمیم‌گیری و روابط ما با دیگران کاملا به یکدیگر مربوطند. اگر بخواهیم تصمیماتی بگیریم که با ارزش‌ها و اهدافمان موافق باشند و انتظارات ما را برآورده کنند، باید از خودمان شناخت کافی داشته باشیم و نیروهای درونی‌مان را بشناسیم.

وقتی که اتفاقات بدی رخ می‌د‌هند و زندگی به ما سخت می‌گیرد، اجازه می‌دهیم که ارتباطمان با درون و منابع الهام بخش درونی‌مان قطع شود. آن وقت است که رنج می‌کشیم و کارهایمان درست پیش نمی‌روند. اما اگر بخواهیم بر زندگی خود و دیگران تاثیر مثبتی بگذاریم و آنطور زندگی کنیم که شایسته ماست، باید وقت صرف کنیم و تلاش کنیم تا نیروی درونی‌مان را رشد دهیم تا بتوانیم به کمک آن با انرژی بالا و خلاقیت ، تصمیماتی مناسب اتخاذ کنیم.

● پرورش نیروی درون

حالا شما چطور این ارتباط و نیروی درونی را پرورش می‌دهید؟ چطور آن را تقویت می‌کنید؟ همگی ما باید از معلمان و مربیانمان درس بگیریم تا بتوانیم با انجام کارهایی ساده این ارتباط و نیروی درونی را تقویت کنیم. وقتی توانستیم با درونمان ارتباط موثری برقرار کنیم، می‌توانیم بهتر تصمیم بگیریم و این تدابیر مناسب بر کیفیت روابط ما با دیگران اثر گذارند. معمولا وقتی ما این ارتباط درونی ضروری را پرورش می‌دهیم، بهتر می‌توانیم از ملزومات مدیریت آن موقعیت آگاه شویم.

علاوه بر این بهتر می‌توانیم با مشکلات روبرو شویم و حلشان کنیم. با وجود این ارتباط درونی ، دورنمای بهتر و شفاف‌تری از موقعیت‌ها پیش روی‌مان قرار می‌گیرد که با وجود آن می‌توانیم با ابتکار و  خلاقیت آن را به پیش ببریم . وقتی که می‌خواهیم تصمیمی بگیریم، گزینه‌های متعددی پیش روی ماست، اما به نظر من بهترین انتخاب ، آن است که توانایی‌های ما را افزایش دهد و به خود ما ، دیگران و آنهایی که در جهت تحقق اهداف یک مجموعه و ارتقای آن می‌کوشند، آزادی عمل بیشتری بدهد. چند فاکتور وجود دارد که توجه به آنها هنگام انتخاب گزینه‌های پیش‌رو ، مفید است:

خلاقیت

یک انتخاب خوب شما را به  خلاقیت و نوآوری تشویق می‌کند و باعث می‌شود که به دنبال راه‌حل‌های پنهان بروید. علاوه بر این احساس خوبی هم به شما دست می‌دهد چرا که درمی‌یابید روحیه نوآوری‌تان تقویت شده است و از این‌رو رضایت‌مند خواهید بود.

● امنیت و سلامت

وقتی که می‌خواهید تصمیمی اتخاد کنید، باید آینده‌نگر باشید و ببینید که تاثیر آن روی شما ، همکارانتان و نسل آینده چیست؟ پیشنهاد این آینده‌نگری را نداریم و به اثرات طولانی‌مدت یک تصمیم توجه نمی‌کنیم و اغلب تصمیماتی اتخاذ می‌کنیم که در کوتاه‌مدت اثربخش هستند، اما تبعات آن در طولانی‌مدت روشن و شفاف نیست.

● فرصت‌ها و اهداف

آیا اگر این گزینه را انتخاب کنید، باز هم به فرصت‌های گوناگون دسترسی خواهید داشت؟ آیا می‌تواند فرصت‌های بیشتری برایتان فراهم کند؟ آیا علاوه بر اینکه نیازهای احساسی شما را تامین می‌کند، در نیل به اهداف شغلی هم موثر است؟

● نتیجه

اگر تصمیمی که گرفته‌اید، روند سخت و دشواری پیش‌رو داشته باشد، فقط یک چیز می‌تواند شما را به ادامه راه تشویق کند، اینکه بدانید پس از تلاش و کوشش فراوان به نحو احسن نتیجه خواهید گرفت. این انگیزه باعث می‌شود که اعتماد به نفس شما بالا رود و انرژی موجود در سیستم نیز افزایش می‌یابد.

● ارتباطات

گاهی اوقات ما در کارمان یکه و تنها می‌مانیم. ممکن است دیگران ما را تنها بگذارند یا خودمان احساس کنیم خیلی تواناییم و کمک دیگران را رد کنیم. اما بدانید که اگر با همکاران و دیگر منابع آگاه ، ارتباط داشته باشیم و تصمیمی اتخاذ کنیم که این ارتباطات موثر ، برقرار شوند و دوام داشته باشند، تصمیم خلاق و عاقلانه‌ای گرفته‌ایم.

● رضایت

وقتی که در پایان روز تصمیمات‌تان را مرور می‌کنید، خوشحال می‌شوید و از اینکه این‌چنین مدیری هستید، به خود می‌بالید. یا اینکه سر در گم و عصبی خواهید شد. چرا که کارها مثل کلاف سردرگمی به نظر می‌آیند؟ اگر گزینه دوم صحیح است، باید حتما در تصمیماتتان تجدید نظر کنید.

● احساس و نیروی درون

تصمیماتی که ارتباط شما با نیروی درونی و هسته اصلی وجودتان را تقویت می‌کنند، تصمیماتی هستند که بهترین نتایج را به دنبال خواهند داشت. تصمیماتی که ویژگی‌های بالا را داشته باشند، خلاقیت شما راتقویت کنند، به کارهای مفید با اثرات سازنده طولانی مدت منجر شوند و به شما و همکارانتان رضایت و آرامش خاطر هدیه کنند، بهترین‌هایی هستند که پیش‌روی شما هستند. این گزینه‌ها خالق انرژی هستند و آن را هدر نمی‌دهند.

ما با اتخاذ آنها به آسودگی و آرامش می‌رسیم، چرا که می‌دانیم نتیجه هر چه که باشد، از سخت‌کوشی، درایت و دوراندیشی ما سرچشمه گرفته است. ما خودمان نگارنده سطرهای دفتر زندگی شخصی و شغلی‌مان هستیم. البته هر کدام‌مان در معرض انواع فشارها ، قدرت‌ها و جبرهایی هستیم که تاریخ بر ما تحمیل می‌کند. اما در عوض صاحب درایت و  خلاقیت هستیم. این هنر را داریم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم. این نیروها من و شما را یاری می‌کنند که کشتی زندگی‌مان را در این جریان زندگی هدایت کنیم. جریانی که گاهی بسیار متلاطم و خطرناک است.

فردریک داگلاس یکی از سیاه‌پوستانی بود که قبل از جنگ داخلی آمریکا برای نهضت آزادی سیاهپوستان و مبارزه با بردگی فعالیت می‌کرد. این سخنران و مبارز مشهور می‌گوید: حقیقت وجودتان را بشناسید و در عین حال عمل کنید و دست به کار شوید. برای نیل به آنچه می‌دانید راست و حقیقت است، خطر کنید.

خود را براي موفقيت برنامه ريزي نماييد

 اين مقاله نگاهي دارد به يك فن ساده اما قدرتمند كه به كمك آن مي توانيد موفقيت را لمس كنيد.

عبارتي كه بيانگر مأموريت شماست به زمان حال بيان مي شود، همانطور كه شما امروز فردي شده ايد كه در گذشته ترسيم مي كرديد.

 اين ترسيم معمولاً مثبت است تا اينكه منفي باشد. و كاملاً شخصي است. حال به كمك همين ذهنيت كه از خود ساخته ايد مي توانيد خصوصيات مثبت خود را تقویت كنيد تا با گذشت زمان تبديل به فردي قدرتمند و موفق  شويد. چرا كه  موفق يت هر كس زاييده خصوصيات منحصر به فرد اوست.

 خود را درست برنامه ريزي كنيد.

ناخودآگاه شما فقط مي تواند مأموريت هاي شما را به صورت يك سري دستورات قبول كند به شرطي كه اين دستورات را در زمان حال، مثبت و قاطع بيان كنيد.

 اگر بخواهم يك جمله خوب براي يك فروشنده بگويم اين است: «من يك فروشنده استثنايي هستم.» جمله كامل و تمام عياري به نظر مي رسد. خوب حال اگر فرض كنيم شما واقعاً يك فروشنده يا مسئول فروش هستيد بعد از هر فروش تلفني بايد عملكرد خود را مرور كنيد و ببينيد مأموريت خود را چقدر مطابق جمله بالا انجام داده ايد.

 به عنوان يك فروشنده برتر بايد فروش خود را با استانداردهاي بالا مقايسه كنيد و فعاليت خود را به آن سمت سوق دهيد. شما دائماً در حال بهتر شدن هستيد. هر روز در هر راهي كه قدم بر مي داريد با چشم باز به سمت شخص ايده آلي كه در رويا از خود ساخته ايد نزديكتر مي شويد.

 سرلوحه خود را تعيين كنيد

فرض كنيد يك سال بعد يكي از مشتريان شما با يك مشتري احتمالي شما قرار ملاقات دارد و مشتري احتمالي درباره شما مي پرسد خوب هدف شما اين خواهد بود كه در طول اين يكسال چنان عمل كنيد كه آن مشتري شما را با كلمات افسانه اي توصيف كند.

 سرلوحه شما يا «عبارت مأموريت » شما همان جمله اي است كه او درباره شما خواهد گفت. يا بهترين جمله اي است كه مي خواهيد او درباره شما بزند، سرلوحه شما در حرفه و زندگي خواهد شد.

 خود را با خود مقايسه كنيد

خوب حال كه عبارت مأموريت يا سرلوحه خود را بيان كرديد. مي توانيد آن را بخوانيد، مرور كنيد و مرتباً آن را بهينه سازي كنيد.

شما مي توانيد صفاتي را به آن اضافه كنيد و همينطور صفاتي را كه در اين عبارت وجود دارد به صورت شفاف تعريف كنيد. اين عبارت مي شود «باور شما، فلسفه زندگي شما، مهمترين عقايد شما و راهنمايي براي رفتار شما در ارتباط با ديگران.

«هر روز مي توانيد رفتار خود را بررسي و ارزيابي كنيد و آن را با استانداردهايي كه در اين عبارت مشخص كرده ايد مقايسه كنيد.»

 دوباره تكرار مي كنم:

«هر روز مي توانيد رفتارهاي خود را با استانداردهايي كه در اين عبارت مشخص كرده ايد مقايسه كنيد.»

 شخصيت خود را شكل دهيد.

با گذشت زمان وقايع قابل توجهي روي مي دهد. همانطور كه شما «عبارت مأموريت» شخصي خود را مي خوانيد و مرور مي كنيد، به طور ناخودآگاه خود را در مي يابيد، كلمات جدول خود را تكميل مي كنيد و رفتار خود را تكميل مي كنيد به طوري كه روز به روز به فرد ايده آلي كه تعريف كرده ايد نزديكتر مي شويد.

مردم تغييراتي كه در شما ايجاد شده است را متوجه مي شوند. به مرور متوجه مي شويد در خود شخصيتي را خلق كرده ايد كه قبلاً آن را در ديگران مي ديديد و تحسين مي كرديد. شما ريخته گر و شكل دهنده سرنوشت خود خواهيد شد.

 تمرين عملي

در اين جا دو كار را ذكر مي كنم كه با انجام آنها مي تواند در عملي كردن اين تئوري به موفق يت بيشتري دست پيدا كنيد.

اول، فرض كنيد يكي از مشتريان قديمي مي خواهد درباره شما با يكي از مشتريان احتمالي شما صحبت كند، از او مي خواهيد درباره شما چه بگويد چگونه با مشتري خود رفتار مي كنيد تا مطمئن شويد اين حرفها را به مشتري آينده شما خواهد زد.

دوم، با خود جملات مثبت را تكرار كنيد.

 مغز خود را با پيام هاي مثبت تغذيه كنيد پيام هايي كه اهداف شما را توصيف مي كند. پيام هايي كه فرد ايده آلي كه مي خواهيد باشيد توصيف مي كند، را با خود تكرار كنيد.

برای غلبه بر باورهای محدود کننده چه باید کرد ؟

نکته: اگر به دنبال نتیجه هستید، خواندن این مراحل به تنهایی کافی نیست. باید همه کارهایی که هر مرحله از شما می‌خواهد را انجام دهید. بهتر است جایی باشید که حواستان به چیزی پرت نشود، یک قلم و کاغذ بردارید و شروع کنید.

1. چه عقایدی دارید؟

عقاید و باورها، مفاهیم و تصورات ذهنی هستند که درمورد خودمان و دنیای اطرافمان داریم و بعنوان حقایقی مطلق به آنها نگاه می‌کنیم. باورها احساسی، روانی و گاهی غیرمنطقی هستند.

 آنها از تجربیات و ارتباط ما با دنیای اطرافمان شکل می‌گیرند. این باورها الگوی ذهنی ما را شکل می‌دهند. خیلی‌ها آن را باورهای ناخودآگاه می‌نامند. معمولاً این باورها نه تنها خدمتی به ما نمی‌کنند بلکه ما را از دنبال کردن آرزوها و آزادانه زندگی کردن بازمی‌دارند.

خیلی از این باورها در دوران کودکی ما شکل گرفته‌اند. ما آنها را به واسطه ارتباطاتی که با دیگران داشته‌ایم—مثل وقتی که بخاطر کار اشتباهی که می‌کردیم تنبیه شدیم—به دست آورده‌ایم.

باوری که درنتیجه این می‌تواند به وجود آید این است که به اندازه کافی خوب نیستید که بعدها بر باورهایی که در دوران بزرگسالی بر ما اثر می‌گذارد، نفوذ می‌کند.

باورهای مربوط به روابط هم بسیار متداول هستند زیرا اتفاقات مربوط به آنها معمولاً از نظر احساسی بسیار قوی هستند و تاثیراتی ماندگار بر ذهن ناخودآگاه می‌گذارند.

 اگر در ابتدای دوران نوجوانی رابطه‌ای شکست‌خورده را تجربه کنیم، ممکن است به این نتیجه برسیم که لیاقت یک رابطه عاشقانه خوب را نداریم یا اینکه عشق همیشه توام با رنج و عذاب است.

روی یک برگه کاغذ، بعضی از باورهای خود را درمورد خودتان و دنیای اطرافتان یادداشت کنید؛ باورهایی که آنها را بعنوان واقعیت پذیرفته‌اید. مخصوصاً آنهایی که می‌دانید عمومیت یافته‌اند و دیگر برای  زندگی شخصی و سلامت شما مفید نیستند.

 بعضی از این جملات ممکن است به نظر برسد که آگاهانه به آنها اعتقاد ندارید، اما اگر متوجه یک واکنش احساسی در بدنتان شدید، معنی آن این است که آن باور را با خود دارید.

در زیر به برخی از این باورها اشاره می‌کنیم:

- من آدم مهمی نیستم

- پول درآوردن خیلی سخت است

- من به اندازه کافی خوب نیستم

- من به اندازه کافی باهوش نیستم

- من لیاقتش را ندارم

-سنم خیلی کم است، هیچکس من را جدی نمی‌گیرد

- سنم خیلی زیاد است، برای شروع کردن خیلی دیر است...

- من خیلی سخت کار می‌کنم. برای پول درآوردن سخت کار می‌کنم.

- من خیلی بدشانسم. همیشه اتفاقات بد برای من می‌افتد.

- من نویسنده بدی هستم

- من لیاقت یک رابطه عاشقانه را ندارم

- برای موفق بودن باید خیلی زحمت بکشم، بدون استراحت یا داشتن  زندگی اجتماعی کار کنم...

- من به اندازه کافی زیبا نیستم. نمی‌توانم کسی را پیدا کنم که مجذوبم شود.

- من مهندس خوبی نیستم. کارفرمایم خیلی زود متوجه این موضوع می‌شود.

می‌توانم ساعت‌های متمادی ادامه دهم و به این لیست اضافه کنم. این چیزی است که آگاهانه درمورد خودم فهمیده‌ام و سعی در تغییرش داشته‌ام. از تجربه شخصی خودم می‌توانم بگویم که از بین بردن این باورها خیلی کمکم کرده است و بعد از فهمیدم که چقدر خوبی در اطرافم وجود دارد.

با نوشتن این باورها برای خودتان، نسبت به آنها آگاه می‌شوید و می‌توانید برای غلبه بر آنها تلاش کنید.

2. یک مثال نقض پیدا کنید

یکی از باورهای قدم اول را انتخاب کنید که روی آن کار کنید و بقیه قدم‌ها را ادامه دهید.

برای باورتان، به دنبال یک نمونه مشخص باشید که آن باور درست نباشد. این می‌تواند تجربیات خودتان یا دیگران باشد.

بعنوان مثال:

- برای باور من نویسنده بدی هستم: وقتی دو سال پیش توانستم دو مقاله بنویسم، ثابت شد که این باور درست نیست.

- برای باور مردان خوش‌قیافه بیوفا و نامهربان هستند: این درمورد شوهر فلانی صدق نمی‌کند.

این قدم احتمال وجود اشتباه در باورتان را به شما نشان می‌دهد. در طول آن روز هر چه می‌توانید مصداق‌هایی از نقض آن باور پیدا کنید. مثلاً اگر باورتان این است که "هیچکس من را دوست ندارد"، کل روز را به دنبال کسانی باشید که دوستتان دارند.

اگر بعد از 10 دقیقه تلاش نتوانستید نمونه‌ای پیدا کنید، به سراغ قدم بعدی بروید.

3. این باور چطور به ضرر شما کار کرده است؟

به همه نمونه‌هایی که این باور به ضرر شما کار کرده است فکر کنید، اینکه شما را از پیش رفتن در   زندگی عقب نگه داشته است یا نگذاشته به چیزی که دوست دارید در   زندگی تان برسید.

 یا حتی تاثیرات منفی که از نظر احساسی و عاطفی بر روی شما داشته است. این باور چه آسیب‌هایی در گذشته به شما زده است؟ آنها را یادداشت کنید.

وقتی وارد عمل می‌شویم تغییر ایجاد می‌شود و درد می‌تواند یک محرک موثر برای تسریع میل ما به تغییر است. وقتی به اندازه کافی درد را تجربه کنید، خواستار تغییر می‌شوید و برای آن وارد عمل می‌گردید.

حالا چشمانتان را ببندید و دردی که بخاطر این باور تجربه کردید را حس کنید. تجسم کنید، بشنوید، و احساس آن لحظه‌تان را درک کنید. سعی کنید تاجایی که ممکن است واقعی باشد.

4. ریشه را پیدا کنید.

به عمق خاطرات گذشته‌تان نفوذ کنید—کودکی، دوران نوجوانی، ابتدای بیست سالگی یا حتی سالهای اخیر. چه نمونه‌هایی شما را به این نتیجه‌گیری رسانده است؟ مواردی مشخص پیدا کرده و آنها را با استفاده از تعداد کلمات لازم برای توصیفشان، یادداشت کنید.

نکته: بستن چشمانتان و تکرار عبارت آن باور در ذهنتان می‌تواند کمکتان کند. این احساساتی را تحریک می‌کند که برای پیدا کردن محل اصلی اتفاقات مربوط به آن باور کمکتان می‌کند.

بعنوان مثال:

- برای باور من نویسنده بدی هستم، من نمونه‌ای را به خاطر آوردم که معلم ادبیات دوران دبیرستانم گفته بود که مقاله بسیار بدی نوشته‌ام.

- برای باور مردان خوش‌قیافه بی‌وفا و نامهربان هستند، فهمیدم که خیلی از دوست‌پسرهای سابقم که یا بی‌وفا بوده‌ان یا نامهربان، مردان خوش‌قیافه‌ای بودند.

- برای باور من به اندازه کافی خوب نیستم، فهمیدم که این باور در دوران کودکی وقتی مادرم بخاطر اینکه نمی‌توانستم کارهایی که از من خواسته بود را همانطور انجام دهم که می‌خواست، از دستم خسته می‌شد، شکل گرفته است.

چشمانتان را ببندید و صحنه را مجسم کنید. آن صحنه را دوباره در ذهنتان زنده کنید و احساسی که آن لحظه داشتید را به خاطر آورید.

5. مفهوم جایگزین

اتفاق بیرونی که در مرحله 4 مشخص کردید، لزوماً به خودی خود مسئول شکل‌گیری باور ما نبوده است. بعنوان مثال، فقط به این دلیل که معلم دبیرستانم 15 سال پیش نارضایتی خود را از مقاله من ابراز کرده به این معنی نیست که باید این باور را در خود پرورش دهم که نویسنده بدی هستم.

من به این دلیل این باور را داشتم که قضاوتم از آن موقعیت این بود. من آن مفهوم را به آن داستان بسته بودم. من آن رویکرد را از میان بیشمار رویکرد مختلف که می‌توانست توصیف‌کننده آن موقعیت باشد، انتخاب کرده بودم. اما در آن زمان، یکی از آنها را انتخاب کردم و خود را به آن چسباندم.

این ما هستیم که به همه چیز مفهوم می‌دهیم. تنها قدرتی که هر اتفاق بیرونی می‌تواند داشته باشد، قدرتی است که ما به آن می‌دهیم.

حالا به بقیه رویکردها و نگرش‌هایی که می‌تواند توصیف‌کننده اتفاق بیرونی که مشخص کردید باشد، فکر کنید. می‌توانید وانمود کنید فردی دیگر هستید تا بتوانید آن اتفاق را از زوایای مختلف ببینید.

 برای مثالی که در بالا آوردم، اینکه نتیجه‌گیری کرده بودم، "من نویسنده بدی هستم"، چند نگرش جایگزین که می‌تواند توصیف‌کننده موقعیت باشد را عنوان می‌کند:

- معلمم روز بدی داشته است.

- سبک نوشتن معلمم با من متفاوت بوده است.

- من همیشه موقع امتحان دادن دچار اضطراب می‌شوم و همین باعث ضعیف شدن عملکردم در امتحانات می‌شود.

- شاید آن نوشته بهترین عملکرد من نبود اما یک اتفاق نادر بود.

چشمانتان را بسته و تصویر را از قدم 4 در ذهنتان مجسم کنید به استثنای اینکه دیگر به آن از این رویکرد جدی نگاه کنید. ببینید که برای انتخاب مفهومی که به آن اتفاق می‌دهید آزاد هستید.

حالا آن عبارت باور اولیه‌تان را کلامی تکرار کنید و ببینید چه حسی دارید. آیا احساس می‌کنید که واکنش احساسی شما به آن عبارت کمتر شده است یا دیگر وجود ندارد؟

پارادایم در بحران(مدیریت در بحران)

اما منظور از PARADIGM – الگو، مدل ، نمونه و بازی در بحران چیست ؟

در اثر بحران ، آینده‏نگری به عنوان یکی از ابزارهای اصلی مدیریت مطرح می شود ،‌پارادایم یکسری از قوانین و مقررات مکتوب و نامکتوب است که دارای دو رسالت عمده است : یکی آنکه محدودیت‏‎ها را تعریف می کند و دیگر آنکه در این محدودیت‏ها چگونه عمل بکنیم تا بتوانیم موفق باشیم .

 پس باید آگاه بود که بازی ‏ها عوض شده یا به عبارت دیگر پارادایم ‏های جدیدی مطرح می شوند که برای موفقیت باید قوانین و مقررات پارادایم جدید را شناخت ( هنر بازی کردن ) لذا دیگر نمی توان با الگوهای گذشته به تحلیل پارادایم‏ های جدید پرداخت .

« پیتر دراکر » در کنار خصوصیات یک مدیر خوب به « آینده‏نگری » اشاره کرده و تأکید می کند : « یکی از مهمترین مهارت‏های مدیران در دوران آشوب و بی ‏نظمی ، آینده‏ نگری است و آن را به دو قسم مطرح می کند محتوائی ، یعنی آینده چه چیز است و فرآیندی ،‌یعنی چگونگی استفاده از این چه چیزها .»

 در گذشته مدیران بعد از اتفاق مسئله‏ای یا بعد از بروز مشکل اتخاذ تصمیم و از مدیریت رویداد پیروی می کردند و تا حدودی به سمت تشخیص موقعیت نیز حرکت می کردند . اما امروزه مدیران باید از وقوع هرگونه بحران و مشکلی جلوگیری کنند و به سمت مدیریت آینده‏نگری بروند .

« هنری کیسینجر » می‏گوید : غیرممکن است که هفته دیگر ، بحرانی به وقوع بپیوندد چون برنامه من کامل است .

مدیریت در بحران :

با توجه به مطالبی که گفته شد موضوعی که در اینجا قابل طرح است چگونگی مدیریت در بحران است . در هنگام بحران به علت آشفتگی ، ‌ذهن درست کار نمی کند و تعقل صورت نمی‏پذیرد لذا احتمال اشتباه بسیار زیاد است و رفتارهای نامناسبی بروز می کند که ممکن است باعث تشدید بحران شود .

در شرائط بحرانی گاهی لازم می شود فرد خود را کنترل کند و حتی در مواردی اگر عکس‏ العملی نشان ندهد بهتر از تصمیمات شتاب زده و هیجان آلود است .

 زیرا این عکس‏العمل‏ها وضع را بدتر می کند . با وجود این ، غالباً شرایط به نحوی است که فرد را به عمل برمی‏انگیزد و به دلیل رفتارهای غیرعقلائی و رفتارهای نامناسب بحران  تشدید می شود .

 حفظ خویشتنداری و آرامش در تسلط بر اوضاع به هنگام بحران ، نقش مهمی دارد . به این علت مدیریت بحران کاری است مشکل که به شجاعت و سرعت عمل نیاز دارد .

لازمه تصمیم‏گیری در بحران ، تجربه و مهارت کافی است ولی افزون بر آن ،‌مدیر باید اعتماد به نفس داشته و بتواند از شم خود استفاده کند .  تصمیم است که درستی یا نادرستی آن را تعیین می کند .

کار تیمی و توانایی برقراری ارتباط

ارتباط خوب و کار تیمی

 مردم نمی توانند ارتباط برقرار کنند... در حقیقت نحوه ارتباط افراد بیانگر احساسات درونی، مهارت ها و اعتماد به نفس آنهاست.

 توانایی برقراری ارتباط

توانایی برقراری ارتباط هر کس اثر مستقیم در روابط دوستانه، رشد و تعالی، افزایش در آمد، مسئولیت هایی که به او واگذار می شود و مسیر حرفه ای او دارد. این توانایی مستقیماً بر میزان حمایت ها و کمک هایی که شخص دریافت می کند نیز تاثیر گذار است. این دقیقاً همان جایی است که کار تیمی و ارتباط خوب دست در دست هم می توانند پیش بروند.

توانایی برقراری ارتباط تعیین می کند که هر کس چه  میزان اطلاعات، ایده ها و احساسات به دیگران منتقل می کند و چقدر از آنها دریافت می کند و تاثیر می پذیرد.

این توانایی است که مشخص می کند که یک نفر به چه میزان می تواند مشکلاتش را حل کند، حکم صادر کند، با دیگران به توافق برسد، و بر سر اختلافات با آنها کنار بیاید.

هفتاد درصد از مشکلات و اشتباهات حرفه ای نتیجه مستقیم ارتباط ضعیف هستند.

 تاثیر گذاران در برقراری ارتباط

7 درصد زبانی

38 درصد لحن صحبت کردن

55 درصد زبان بدن

آنچه در بالا ذکر شد نمود هایی از مهارت هایی است که به کمک آنها مخاطب شما می تواند در باره آنچه صحبت می شود بفهمد و آنرا تفسیر کند. برقراری ارتباط برای یک تیم کاری باشد یا برای هر منظور دیگری فرقی نمی کند می توانید از آنچه در این مقاله می بینید استفاده کنید.

نحوه شروع برقراری ارتباط و آن گونه که پیغام خود را منتقل می کنید، در نتیجه نهایی این فرایند تعیین کننده است.

چون هر کسی برای دریافت پیغام شما نیاز به آمادگی دارد بنابراین با دقت بیاندیشید چگونه، کی و کجا آنرا به او منتقل نمایید. آنچه در اینجا ارائه می گردد معیار هایی هستند که به کمک آنها می توانید در هر زمینه ای به خصوص کار تیمی روابطی تاثیر گذار با دیگران برقرار کنید.

روشی که یک پیغام ارسال می شود همیشه بر دریافت آن تاثیر می گذارد.

چگونگی صحبت کردن یک فرد همیشه از اینکه او چه می گوید مهمتر است.

آنچه در عمل از ارتباط دو نفر حاصل می شود عبارت است از پیغامی که دریافت می شود و نه پیغامی که فرد می خواسته ارسال کند.

سعی کنید بفهمید آنچه می گویید برای طرف مقابل شما چقدر مهم است، چقدر درباره آن می دانند و تجارب قبلی آنها چیست.

ارتباط یک خط دو طرفه است یکی برای ارسال پیام و دیگری برای دریافت پیام طرف مقابل است.

ارتباط درست و آزاد در یک تیم یا بین دو نفر قابل ارتقا و تصحیح است.

 مشکلاتی که هنگام برقراری ارتباط رخ می نمایند

موانع خود: هر کس تمایل دارد پیام ها و اطلاعات خود را برای طرف مقابل به بهترین شکل بیان کند اما آنچه او را محدود می کند اطلاعات و توانایی های ارتباطی اوست.

نداشتن اعتماد به نفس، آمادگی ذهنی و از این قبیل فرد را در دیدن تصویری بزرگتر از زندگی محدود می کند.

افراد با یکدیگر صحبت نمی کنند اما با تصویری که در ذهن خود درباره دیگران ساخته اند درباره آنها قضاوت می کنند.

موانع فیزیکی مانند سر و صدا و از این قبیل تمرکز را مشکل می کنند. پس بهتر است در چنین شرایطی از ارسال پیام های مهم خودداری کنید.

نزدیکی و قرابت بین کسانیکه با یکدیگر رابطه دارند معمولاً باعث می شود ارتباطی ناخوشایند در تیم داشته باشند.

تمایل به ارزیابی و مورد قضاوت قرار دادن دیگران و تایید یا رد کردن آنها ارتباط را خراب می کند.

 بزرگراه ارتباط موثر تیمی

با توجه گوش دهید و بفهمید طرف مقابل شما چه می گوید.

طرف مقابل شما نیاز دارد احساسات تان را درک کند

وقتی که کسی با شما سخن می گوید به جای اینکه فقط به سخنان او گوش دهید سعی کنید منظور او را از صحبت هایش بفهمید.

در هر حرفه یا کسب و کاری مهارت های بالای ارتباطی مورد نیاز است تا آن کسب و کار بتواند رشد کند. بنابراین برای افزایش دانش روابط عمومی خود به شما توصیه می کنم در این باره به اندازه کافی مطالعه کنید و آن را دست کم نگیرید.

 شاید مشکل شما تا کنون همین بوده است اگر فکر می کنید باید روی مهارت های ارتباطی خود و همکارانتان کار کنید چرا معطل هستید از هم اکنون شروع کنید و برنامه ای برای ارتقای مهارت های ارتباطی طراحی کنید و بر اجرای آن نظارت کنید.

مشکلات ارتباطی کار تیمی

مشکلات ارتباطی

اگر بین  افرادی که در یک گروه کار می کنند مشکلی وجود داشته باشد آنگاه این مشکل می تواند در راندمان فردی آنها تاثیر بگذارد. هر چند تکنیک های سنتی راه حل آن نیستند.

تنشی که در ارتباط بین دو نفر وجود دارد با این فرمول کنترل می شود:

(میزان مجاورت دو نفر) * (اهمیت موفقیتی که دو نفر باید با هم بدست آورند)

(سازگاری شخصیت آن دو نفر با یکدیگر)

 در یک گروه اهمیت یک شخص به تنهایی پایین است. اما تکنیک های قدیمی تلویحاً سعی می کنند درجه بیشتری از اهمیت قائل شوند در حالیکه چنین نیازی وجود ندارد.

 طبق فرمول بالا این کار باعث می شود میزان استرس بالاتر رود، چون شما کسانی را واردار به کار با یکدیگر می کنید که ضرورتی در آن وجود ندارد. یعنی میزان مجاورت را بیشتر کرده اید در حالیکه لزومی نداشته است.

همچنین تکنیک های قدیمی سعی می کنند ناسازگاری های شخصیتی را در کنار یکدیگر قرار دهند. اگر چه این کار قابل انجام است اما جواب گرفتن از آن بسیار سخت است

و باید دو نفر به کاری که می کنند تعهد زیادی داشته باشند، تا بتوانند در چنین شرایطی کار کنند. و در یک گروه با چنین شرایطی ایجاد انگیزه دشوار است.

هر چند اگر دو نفر با دلایل شخصی بخواهند می توانند شخصیت متضادی را برای هدف بزرگتری در کنار خود قبول کنند و حتی ممکن است کارایی بالایی هم داشته باشند.

اما برای کاهش تنش ارتباطی در یک گروه بهتر است روی عواملی کار شود که تغییر آنها ساده تر است:

 مجاورت. اگر آنها فقط یک گروه هستند آنگاه با ایجاد مقداری  فاصله بین آنها ( به صورت فیزیکی یا با مدیریت مرز های کاری که بین آنها وجود دارد) نتایج رضایتمندی بدست خواهید آورد بدون اینکه زمان زیادی صرف این کار بکنید.

 خلاصه

یک تیم گروهی از افراد هستند که برای رسیدن به یک هدف مشترک تلاش می کنند.

ساخت یک تیم عبارت است از قادر ساختن این   افراد برای دست یابی به این هدف

اگر فقط یک گروه داشته باشیم آنگاه تکنیک های قدیمی می تواند اتلاف وقت و پول باشد یا حتی ضد تولید باشد.

ممکن است راه های بهتری برای حل مسائل وجود داشته باشد: مثلا فاصله گذاشتن بین ا  افراد ی که نمی توانند با هم کنار بیایند و درک تضاد ها و تفاوت های شخصیتی که بین   افراد  وجود دارد.

اصل آزادی قراردادی

اصل آزادیقراردادی، در حقوق ما بوسیله ماده ۱۰ قانون مدنی اعلام شده است. بموجب این ماده: «قراردادهای خصوصی نسبت به كسانی كه آن را من عقد نموده‌اند، در صورتی كه خلاف صریح قانون نباشد، نافذ است». پس، جز در مواردی كه قانون مانعی در راه نفوذ قرار داد ایجاد كرده است، اراده اشخاص حاكم بر سرنوشت پیمانهای ایشان است و  آزادی  اراده را باید به عنوان «اصل» پذیرفت.

نمی‌توان ادعا كرد كه مفاد این ماده در حقوق ما پیشینه تاریخی ندارد و ابداع نویسندگان قانون مدنی یا ثمره تقلید از حقوق اروپایی است، زیرا فقیهان امامیه، دست كم در مبحث شرط، از همین اصل پیروی می‌كرده‌اند و عقد صلح در مقام

معامله وسیله تأمین  آزادی  اراده در قراردادها بوده است. گروهی از مفسران و فقیهان نیز وفای به همه عقودی را كه بر خلاف اخلاق و عقل و شرع نباشد واجب دانسته‌اند. با وجود این، بنظر می‌رسد كه ماده ۱۱۳۴ قانون مدنی فرانسه نیز الهام

بخش نویسندگان قانون مدنی قرار گرفته است و نفوذ حقوق اروپایی را در این زمینه نباید انكار كرد.

به هر حال، این اصل در نظر قانونگذار فرانسه یكی از نتایج اصل حاكمیت اراده بوده است: بدین معنی كه، چون اراده شخص خودبه خود محترم و دارای اثر حقوقی است، نفوذ عقد نیز نیاز به تصریح قانونگذار ندارد و اشخاص آزادند تا چنانكه می‌خواهند هم پیمان شوند. ولی، باید دانست كه پذیرفتن «اصل آزادی قراردادی» مستلزم اعتقاد به افكار فرد گرایان درباره «حاكمیت اراده» نیست. در حقوق كنونی همه كم و بیش پذیرفته‌اند كه حكومت واقعی با قانون است، ولی فایده‌های عملی احترام به پیمانها باعث شده است كه «  آزادی قراردادی» به عنوان اصل پذیرفته شود و مبنای واقعی آن ملاحظه‌های اجتماعی و مصلحت اندیشی اقتصادی است.

نتایج قاعده

از اصل   آزادی قراردادی چهار نتیجه اساسی گرفته می‌شود:

۱ ـ اشخاص می‌توانند قرارداد را، زیر هر عنوان كه مایل باشند، من عقد سازند و نتایج و آثار آن را به دلخواه معین كنند. قانون مدنی آثار و شرایط پاره‌ای از عقود را كه اهمیت اقتصادی و اخلاقی ویژه‌ای داشته به تفصیل پیش بینی كرده است. به همین مناسبت نیز این گروه را «عقود معین» می‌گویند: مانند عقد بیع و اجاره و صلح و هبه و وكالت و قرض. ولی، باید دانست كه پیش بینی این نهادهای حقوقی بدان معنی نیست كه اشخاص ناچار باشند یكی از آنها را برای هر پیمان برگزینند و تنها از این

راه است كه می‌توانند روابط مالی و اخلاقی خویش را تنظیم كنند. از اصل   آزادی  قراردادی در عقود معین نیز برای گسترش دادن به حكومت اراده می‌توان سود برد. زیرا، هدف اصلی از وضع ماده ۱۰ این است كه، در موارد اجمال یا سكوت قانون، اراده دو طرف عقد حاكم بر روابط ایشان باشد و از این لحاظ بین عقود معین و سایر قراردادها تفاوتی وجود ندارد.

۲ ـ عقد با تراضی واقع می‌شود و تشریفات خاص ندارد و دو طرف آن ناگزیر از بكار بردن واژه‌های معین نیستند. بیان اراده وسیله دست یافتن به خواسته‌های واقعی آنان است و با هر لفظ و حركت كه انجام شود اثر دارد. تشریفات دیگر، مانند حضور شاهد یا تنظیم سند، ضروری نیست و نیروی الزام‌آور  عقد به آن ارتباط ندارد.

۳ ـ دو طرف  عقد ملزم به رعایت آن هستند. بایستی پیمان خویش را محترم دارند و تعهد ناشی از آن را اجرا كنند. دادگاه نیز، به بهانه اجرای عدالت و انصاف، حق ندارد شرایط  عقد  را تعدیل یا مدیون را از آنچه به عهده دارد معاف كند.

۴ ـ اثر  عقد  محدود به كسانی است كه در تراضی دخالت داشته‌اند و دیگران از آن سود و زیان نمی‌برند. آزادی هر شخص محدود به  آزادی دیگران است و هیچكس نمی‌تواند، جز در موارد استثنایی، تعهدی بر دیگری تحمیل كند یا به سود او حقی بوجود آورد.

حدود آزادی اراده

گفته شد كه اصل  آزادی قراردادی به عنوان یك وسیله مفید اجتماعی پذیرفته شده است. پس، هر جا كه از این وسیله نمی‌توان استفاده مطلوب را برد، قانون آن را محدود می‌سازد. چنانكه در ماده ۱۰ قانون مدنی نیز نفوذ قراردادهای خصوصی منوط بر این شده است كه مخالف صریح قانون نباشد و در ماده ۹۷۵ همان قانون آمده است كه :«محكمه نمی‌تواند قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی را كه بر خلاف اخلاق حسنه بوده و یا بواسطه جریحه دار كردن احساسات جامعه یا بعلت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می‌شود بموقع اجرا گذارد، اگر چه اجراء قوانین مزبور اصولا مجاز باشد».

در اثر دخالت روز افزون دولت در امور اقتصادی، مفهوم نظم عمومی گسترش فراوان یافته و به همان نسبت از آزادی دو طرف قرارداد كاسته شده است. علت‌های بطلان قراردادها رو به فزونی است و بیشتر شرایط عقودی كه جنبه اجتماعی دارد از طرف دولت به اشخاص تحمیل می‌شود.

الزام آور بودن مفاد قراردادها نیز به اعتبار پیشین خود باقی نمانده است و رفته رفته این فكر قوت می‌گیرد كه، هر گاه در اثر حادثه‌ای پیش‌بینی نشده ارزش پول تنزل فاحش یابد، دادگاه بتواند، با تعدیل شرایط قرارداد، تعهد مدیون را متناسب با اوضاع اقتصادی كند. همچنین، پیشنهاد شده است كه، اگر وجه التزام معین در قراردادها با خسارت واقعی ناشی از پیمان شكنی تناسب معقول نداشته باشد، دادگاه بتواند میزان آن را تغییر دهد.

این دگرگونی‌ها باعث شده است كه گروهی از نویسندگان «انطباق عقد با ضرورتهای اجتماعی یا نظم عمومی» را بر شرایط اساسی صحت  عقد بیفزایند .

افزودن این عنوان اشاره به این حقیقت است كه « آزادی  قراردادی» تا جایی محترم است كه با نظام اجتماعی و حقوقی تعارض نداشته باشد.

برای روشن شدن قلمرو اصل « آزادی  قراردادی»بهتر این است كه در آغاز اسباب و مبانی محدود كننده اراده را بررسی كنیم و پس از آن به انواع محدودیت‌ها بپردازیم:

عوامل محدود كننده آزادی

اقسام این عامل‌ها

گذشته از مواردی كه اشخاص در پیمانهای خصوصی  آزادی خویش را محدود می‌سازند، عامل خارجی كه آزادی قراردادها را محدود می‌سازد یكی از این سه عنوان را داراست: ۱) قانون ۲) نظم عمومی ۳) اخلاق حسنه.

باید دانست كه این سه عامل را نباید بكلی از یكدیگر مستقل دانست: علاوه بر ارتباط نزدیكی كه بین دو مفهوم نظم عمومی و اخلاق حسنه وجود دارد، قانون نیز با آن دو مربوط است. چنانكه، برای تمیز قوانین امری و تكمیلی، ناچار باید به

مفهوم نظم عمومی توسل جست. همچنین، خواهیم دید كه نظم عمومی در بسیاری از موارد ناشی از قانون است. با وجود این، تفاوت آنچه قانون مقرر كرده است و همگان پذیرفته‌اند كه همه ضرورتهای اجتماعی را نمی‌توان در قوانین جستجو كرد. پس، با توجه به همه ارتباط‌ها و تفاوتها، باید این سه عامل را جداگانه بررسی كرد:

۱ ـ قانون

لزوم تشخیص قوانین امری

چنانكه گفته شد،  آزادی  اراده، با مفهوم و گسترشی كه فرد گرایان سده‌های پیشین به آن اعتقاد داشتند، در حقوق ما پذیرفته نشده است. زیرا، قانونگذار ضمن تأیید اصل  آزادی قراردادی، نفوذ قرارداد را موكول به مخالفت نداشتن با قانون كرده است (ماده ۱۰ ق.م) و بدین ترتیب حكومت قانون را برتر از «تراضی» اشخاص می‌داند و حاكمیت اراده را نمی‌پذیرد (ماده ۱۲۸۸ همان قانون).

گذشته از اصولی كه گاه در مواد قانون آمده است. قانون مدنی شرایط درستی قراردادها را به طور كلی معین می‌كند و در هر یك از «عقود معین» نیز شرایط خاصی بر آن می‌افزاید، چندان كه به عنوان قاعده می‌توان گفت: «قراردادی اثر حقوقی دارد كه مخالف با قوانین نباشد».

اگر نیروی الزام آور قوانین در همه جا یكسان بود، اجرای این قاعده نیز با هیچ مشكلی روبرو نمی‌شد. ولی، دشواری در این است كه گاه هدف از وضع قانون ایجاد قاعده تخلف‌ناپذیر نیست؛ قانونگذار نظر ارشادی دارد و می‌خواهد آنچه را عادلانه و مفید می‌داند جانشین سكوت طرفین عقد سازد. در این گونه موارد، آنان می‌توانند بر خلاف قانون تراضی كنند. به همین جهت نیز گفته می‌شود كه الزام ناشی از این قوانین مشروط بر نبودن تراضی مخالف است و برای عقد نقش «تكمیلی» دارد.

برای مثال، احكام خیارات در قراردادها در زمره قوانین تكمیلی است و می‌توان سقوط تمام آنها را شرط كرد (ماده ۴۴۸ ق.م). موعد پرداخت اجاره بها (بند ۳ ماده

۴۹۰) و حق تعیین مسكن زن و شوهر (ماده ۱۱۱۴ ق.م) نیز از همین قبیل است.

پس، برای احراز نفوذ یا بطلان قراردادهایی كه با قانون مخالف است، در مرحله نخست باید طبیعت قانونی را باز شناخت: اگر قانون امری باشد، قرارداد باطل است و اگر تكمیلی به شمار رود  عقد حكومت دارد.

ضابطه تشخیص

در فقه نیز برای تمیز«حق و حكم» و «شرط خلاف مشروع» همین مسأله مطرح شده است و فقیهان نشانه‌های گوناگونی برای آنچه در حكومت اراده است و شرع درباره آن قاعده امری وضع نكرده است بدست داده‌اند . ولی، چون خواسته‌اند قاعده

عامی برای تعیین قلمرو قانون و حكومت اراده بیابند، در مصداق‌های قواعد اختلاف كرده‌اند و بحث‌ها چنانكه باید به نتیجه نرسیده است.

در حقوق اروپایی نیز نویسندگان در یافتن قاعده‌ای عام و روشن ناتوان مانده‌اند و ناچار به مفهوم قابل انعطاف و مبهم «نظم عمومی» روی آورده‌اند. بدین ترتیب كه، هرگاه قانون با «نظم عمومی» ارتباط داشته باشد امری است و در سایر موارد باید آن را تكمیلی شمرد.

اشكالی كه نویسندگان با آن روبرو شده‌اند ناشی از نقص پژوهش‌ها نیست، بلكه طبیعت موضوع آن را ایجاب می‌كند. زیرا باید مصالحی كه مبنای وضع قانون قرار گرفته است با مصلحت احترام به آزادی اراده مقایسه شود و مصلحت مهم‌تر انتخاب گردد و این كاری است كه قاعده بر نمی‌دارد.

منافع جامعه دائم در تحول و تغییر است، همچنانكه اخلاق نیز به آرامی دگرگون می‌شود. وانگهی، در برابر مسائل اقتصادی و سیاسی

دیدها و مشرب‌ها یكسان نیست و اعتقادهای فلسفی و آرمان‌ها در آن اثر می‌گذارد. پس، در میان این همه عامل متغیر، چگونه می‌توان انتظار داشت كه قاعده ثابتی برای شناسایی نظم عمومی و قوانین امری بدست آید؟ و ناگزیر بایستی حكومت در این باره را به دادرس سپرد، تا با ملاحظه همه عوامل گوناگون اجتماعی، مفهوم نظم عمومی را در جامعه خود تشخیص دهد و آن را معیار تمیز قوانین امری سازد.

تحلیل بحث و راه حل استقرایی

فرض این است كه همه قوانین كم و بیش با مصالح عمومی ارتباط دارد و برای حفظ همین مصالح وضع می‌شود. از سوی دیگر،  آزادی اراده نیز مبتنی بر حفظ عدالت اجتماعی و میدان دادن به استعدادها و ابتكارهای خصوصی است. بین این دو مصلحت گاه تعارض ایجاد می‌شود و تمام اشكال در این پرسش خلاصه می‌شود كه آیا مصلحتی كه مبنای وضع قانون قرار گرفته است بر مصلحت تأمین  آزادی اراده برتری دارد یا در برابر آن ناچیز است؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان تنها با اجرای اصول عملی یا تمهید قاعده‌ای كلی بدست آورد. باید، بجای كلی گرایی و استفاده از منطق، به تجربه روی آورد و از استقراء در احكام قانون دریافت كه قانونگذار در هر مورد كدامیك از این دو مسلحت را والاتر می‌دیده است.

در این كاوش، كه زیر سرپوش تفسیر اراده قانونگذار انجام می‌گیرد، در واقع كارگزار اصلی دادرس است و آنچه به قانون نسبت می‌دهد بازتاب افكار او در برابر وقایع اجتماعی و نتیجه استنباطی است كه از مفهوم «عدالت» در زمان خود دارد. ولی، حقوقدان به قانون احترام می‌گذارد و بیشتر معلوم‌های ذهنی او را اصول حقوقی تشكیل می‌دهد، به ویژه كه از نظر شغلی نیز ناچار است كه بنام اجرای قانون حكم دهد و از بند این اصول آزاد نیست.

اختلاط آرمانهای فردگرایان و گرایش‌های اجتماعی در حقوق كنونی ما وضعی را بوجود آورده است كه دیگر نمی‌توان به هیچیك از اصول امری یا تكمیلی بودن قوانین اعتماد كرد. به همین جهت، آنچه را كه از استقراء در مواد قانونی مدنی استنباط می‌شود، به عنوان راهنما بررسی می‌كنیم:

الف ـ غالب احكامی كه به منظور بیان شرایط وقوع و نفوذ عقد  وضع شده امری است. پس، اگر بر مبنای غلبه در مقام تمهید اصلی باشیم، باید گفت اصل در این گونه موارد امری بودن قوانین است.

ب ـ در مورد آثار قراردادها، باید بین معاملات و امور مالی از یك سو، و خانواده و احوال شخصی تفاوت گذارد:

در معاملات، قانون برای اشخاص  آزادی بیشتر قائل است و به طور استثنایی این آزادی را محدود می‌كند. ماده ۳۰ قانون مدنی مقرر می‌دارد:

«هر مالكی نسبت به مایملك خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردی كه قانون استثنا كرده باشد». این استثناها را قانون به منظور ارشاد یا اجرای عدالت ایجاد نمی‌كند و در غالب موارد هدف محدود كردن مالكیت است. یعنی، در زمینه محدود كردن حق مالكیت، قواعدی كه وضع شده امری است، مگر اینكه خلاف آن ثابت شود. لیكن، درباره قراردادهای مالی، كمتر به قوانین امری برخورد می‌شود و اصل تكمیلی بودن قواعدی است كه آثار عقد را معین می‌سازد.

برعكس، قواعد مربوط به احوال شخصی و آثار نكاح اصولا امری است و تخلف از آن در صورتی امكان دارد كه قانون مجاز شناخته باشد. برای مثال، در نكاح دائم نمی‌توان تكلیف شوهر به انفاق یا حسن معاشرت را با تراضی از بین برد یا اختیار طلاق را به زن یا شوهر داد .

اماره‌های امری بودن قانون

در كنار اصولی كه از راه استقراء درباره امری یا تكمیلی بودن قوانین ناظر به قراردادها بدست دادیم، پاره‌ای از اماره‌ها را نیز باید نام برد كه به طور خاص می‌تواند نشانه امری بودن قرار گیرد. این اماره‌ها بر اصول عملی برتری دارد، زیرا راه رسیدن به واقع است و ظاهر وضع قانون را در هر مورد خاص معین می‌سازد.

یكی از این نشانه‌ها لحنی است كه قانونگذار در بیان احكام خود بكار می‌برد. برای مثال، آوردن واژه‌هائی مانند «باید» و «مكلف است» یا «ممنوع است»، ظهور در

امری بودن حكم دارد، در حالی كه كلمه «می‌تواند» یا «اختیار دارد» به طور معمول برای بیان قواعد تكمیلی بكار می‌رود. دو اماره زیر نیز از نشانه‌های بارز قوانین امری است:

۱ ـ احكام استثنایی كه بر خلاف قواعد كلی قراردادها وضع می‌شود و نتیجه تراضی دو طرف به شمار نمی‌رود از قواعد امری است. زیرا، وضع استثنایی آنها نشان می‌دهد كه قانونگذار نمی‌خواسته است امكان تراضی بر خلاف آنها را بپذیرد.

برای مثال، اگر قاعده «تلف مبیع پیش از  عقد» استثنا بر قاعده كلی معاوضه باشد، قاعده است؛ امری كه به حكم قانونگذار بر فروشنده تحمیل شده است و به همین دلیل نیز نمی‌توان بر خلاف مفاد آن توافق كرد و ضمان تلف را بر عهده خریدار قرارداد. ولی، هرگاه این قاعده نتیجه پیوند دو تملیك در معاوضه‌ها باشد و از نتایج قصد مشترك دو طرف به حساب آید، قاعده‌ای است تكمیلی. زیرا، دو طرف می‌توانند اعلام كنند كه آنچه را قانونگذار از توافق آنان استنباط كرده است، در این مورد خاص با واقع منطبق نیست.

۲ ـ قواعدی كه هدف آنها حمایت از حقوق اشخاص ثالث در برابر دو طرف عقد است جنبه امری دارد، زیرا پذیرفتن امكان تراضی بر خلاف این قواعد به منزله حكومت عقد بر حقوق كسانی است كه در انعقاد آن دخالتی نداشته‌اند.

قرارداد مخالف روح قانون

بر طبق ماده ۱۰ قانون مدنی :«قراردادهای خصوصی نسبت به كسانی كه آن را من عقد كرده‌اند، در صورتی كه خلاف صریح قانون نباشد، نافذ است». پس، ممكن است ادعا شود كه تنها به استناد حكم صریح قانون می‌توان از نفوذ قراردادهای خصوصی جلوگیری كرد و لازمه رعایت مفاد ماده ۱۰ است كه، به استناد روح و مفاد قانون، نباید به عدم نفوذ قرارداد حكم كرد.

ولی، این ادعا را نباید پذیرفت. مقصود از قید «صراحت قانون» تأیید اصل مباح بودن قراردادها است. قانونگذار دریافته است كه ایجاد حس اعتماد در امور تجارت و تأمین عدالت نسبی مستلزم این است كه همه پای بند به گفته‌ها و پیمان‌های

خویش باشند و این پندار از میان برود كه، اگر قانون به صراحت قراردادی را مجاز نشمرد، مقصود اعلام نافذ نبودن آن است.

مفاد ماده ۱۰ را بدین گونه می‌توان خلاصه كرد كه «هر چه منع نشده آزاد است». روح و مفهوم قانون چیزی جز مقصود قانونگذار نیست. پس ،اگر پذیرفته شود كه كلامی دارای مفهوم است، چگونه می‌توان ادعا كرد كه این مفهوم چون به قالب الفاظ در نیامده است اثر ندارد؟

باضافه، خواهیم دید كه نظم عمومی و اخلاق حسنه نیز از موانع نفوذ اراده است و در بسیاری موارد این دو مفهوم با متون قوانین بیگانه است واز منبع دیگری ناشی می‌شود. بطلان قراردادهای مخالف اخلاق یا مصلحتی كه در هیچ متن قانونی نیامده است نشان می‌دهد كه مقصود از تنظیم ماده ۱۰ این نبوده است كه دادگاه از استناد به مدلول التزامی قانون برای حكم به عدم نفوذ قرار داد ممنوع شود. چنانكه در ماده ۱۲۸۸ نیز قید ماده ۱۰ تكرار نشده و به طور مطلق آمده است كه :«مفاد سند در صورتی معتبر است كه مخالف قانون نباشد» .

درست پنداشتن قراردادهایی كه با روح قانون منافات دارد، در عمل نتایج ناگواری به بار می‌آورد. برای مثال، در هیچیك از مواد قانون مدنی و امور حسبی نیامده است كه قیم حق بخشیدن اموال محجور را ندارد، در حالی كه از مفهوم ماده ۱۲۱۴ و سایر مواد مربوط به اختیار قیم بخوبی بر می‌آید كه مباح شناختن این اقدام با حكم نصب قیم و منظور قانونگذار مخالف است.

۲ ـ نظم عمومی

مفهوم نظم عمومی

با آنكه اصطلاح نظم عمومی در فتاوای فقیهان متأخر امامیه نیز دیده می‌شود ،

ظاهر این است كه نویسندگان قانون مدنی آن را از ماده ۶ قانون ناپلئون اقتباس و در حقوق كنونی مرسوم ساخته‌اند. مؤلفان فرانسوی در تعریف این اصطلاح

عبارت‌های گوناگون بكار برده‌اند . ولی، در تعریف‌ها ارتباط نظم عمومی با منافع

و مصالح جامعه آشكارا به چشم می‌خورد و تنها نقطه مشترك بین تمام آنها است.

دولت باید در انجام وظایف خود از قواعد خاصی پیروی و نظمی را رعایت كند، مانند نظم در اساس سیاست، نظم در امور اداری، در خانواده، در زندگی اقتصادی. پس، وقتی می‌گویند قاعده‌ای مربوط به نظم عمومی است، مقصود این است كه آن قاعده در شمار اصولی است كه مسیر حركت دولت را در این راه تعیین می‌كند. طبیعی است كه در جامعه‌ای منظم اشخاص نباید توانایی آن را داشته باشند كه با تراضی خود، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، این نظم را بر هم زنند. بنابراین، در بیان یكی از مهم‌ترین اوصاف نظم عمومی، می‌توان گفت، نظامی است كه رعایت آن به پیروی همگان وابسته است.

اعتبار نظم عمومی در تمام مواردی كه به آن استناد می‌شود یكسان نیست. در حقوق مدنی، همه قوانین امری در زمره قواعد مربوط به نظم عمومی است.

ولی، هنگامی كه در مبحث «عدم تأثیر قوانین نسبت به گذشته» یا حقوق بین الملل خصوصی سخن از قوانین مربوط به نظم عمومی به میان می‌آید، مفهوم خاص و ممتازی از آن مورد گفتگو است:

برای حفظ امنیت قراردادی و جلوگیری از اختلال در روابط تجارتی، قاعده این است كه قانون جدید بر آثار قراردادهایی كه در زمان حكومت قانون سابق به وجود آمده است حكومت نكند و این آثار همچنان تابع قانون پیشین بماند .

ولی، جایی كه حكومت قانون جدید چنان با مصالح عالی مردم بستگی دارد كه می‌توان گفت، اراده قانونگذار بر این قرار گرفته است كه همه تابع یك قانون باشند و دوگانگی از بین برود، قانون جدید حتی بر آثار پیمان‌های گذشته نیز حكمروایی می‌كند و فوری اجرا می‌شود. در این مورد، مقصود اجرای فوری تمام قوانین امری نیست، بلكه باید قانون جدید بستگی بیشتری با منافع عمومی داشته باشد و جلوگیری از اجرای آن باعث اختلال شدید در سیاست عمومی دولت شود، و همین درجه وابستگی به منافع عمومی را بسیاری از نویسندگان مفهوم خاصی از نظم عمومی در تعارض قوانین در زمان دانسته‌اند.

همچنین، در حقوق بین الملل خصوصی، گاه اجازه داده می‌شود كه خارجیان مقیم ایران تابع قانون خارجی باشند. ولی، در همین موارد نیز، اگر اجرای قانون خارجی با نظم عمومی ما مخالف باشد، دادگاه آن را رعایت نمی‌كند(ماده ۹۷۵ قانون مدنی): یعنی نظم عمومی مانع از اجرای قانونی می‌شود كه مطابق راه حل عادی رفع تعارض قوانین مقابل اعمال بوده است.

مطابق ماده ۷ قانون مدنی :«اتباع خارجه در ایران، از حیث مسائل مربوط به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود.» با وجود این، اگر مردی با زن سابق پسر خود زناشویی كند و در محاكم ایران صحت و بطلان این نكاح مطرح شود، هیچ دادگاهی نمی‌تواند آن دو را زن و شوهر بشناسد، هر چند كه بر طبق قوانین ملی آنان نیز نكاح نافذ باشد، زیرا شناسایی آن با نظم امور خانواده در ایران منافات دارد.

نظم عمومی در این باره چهره خاصی را داراست كه در اثر مخالفت با قوانین امری بر هم نمی‌خورد. زیرا، می‌دانیم كه نوع قوانین مربوط به احوال شخصیه امری است و اگر مقصود ماده ۹۷۵ قانون مدنی جلوگیری از تجاوز به قوانین امری بود دیگر مصداق مهمی برای اعمال قانون خارجی در احوال شخصیه بیگانگان مقیم ایران باقی نمی‌ماند. پس، اخلال در نظم عمومی به درجه‌ای كه برای محدود ساختن

اراده كفایت می‌كند، برای جلوگیری از اجرای قانون خارجی كافی نیست.

با وجود این، نباید تصور كرد كه نظم عمومی دارای مفاهیم و مبانی گوناگون است، زیرا در تمام مواردی كه به نظم عمومی استناد می‌شود، مقصود این است كه چون اجرای قاعده‌ای با مصالح عالی دولت و منافع جامع ملازمه دارد، بر قراردادها حكومت می‌كند. منتها، مصالحی كه ممكن است قانونی را به صورت امری در آورد و از حكومت اراده اشخاص بكاهد، با مصالحی كه در تعارض قوانین مانع از اجرای قانون سابق یا قانون خارجی می‌گردد. یكسان نیست و به همین جهت می‌توان گفت: نظم عمومی در همه جا یك مفهوم است كه درجه‌های گوناگون دارد.

۳ ـ اخلاق حسنه

رابطه اخلاق حسنه با نظم عمومی:

ماده ۹۷۵ قانون مدنی اخلاق حسنه را یكی از منابع نظم عمومی قرارداده است، ولی ماده ۶ قانون آئین دادرسی مدنی آن را، در كنار نظم عمومی، در زمره موانع نفوذ قراردادها می‌آورد و می‌گوید :«عقود و قراردادهایی كه مخل نظام عمومی یا بر خلاف اخلاق حسنه است، در دادگاه قابل ترتیب اثر نیست». پس، این پرسش به میان می‌آید كه بین مفهوم اخلاق حسنه و نظم عمومی چه رابطه‌ای وجود دارد؟ آیا این دو مفهوم از یك جنس هستند با دو چهره گوناگون یا در برابر هم استقلال دارند؟

در پاسخ باید گفت، اخلاق حسنه چهره خاصی از نظم عمومی است: با آنكه منظور نهایی اخلاق ساختن انسانی منزه و پارسا است و حقوق به برقراری عدالت و برابری نظر دارد، نظام حقوقی هیچگاه بی نیاز از اخلاق نبوده است. زیرا، در بسیاری از موارد، برای حفظ عدالت اجتماعی، ناگزیر است كه پاره‌ای از قواعد اخلاقی را حمایت كند. به همین جهت، باید اخلاق را بیگمان یكی از مبانی مهم حقوق دانست.

گروهی از قواعد اخلاقی را كه در متون قوانین امری آمده یا مبنای این گونه قوانین قرار گرفته است، باید در شمار قواعد مربوط به نظم عمومی آورد. ولی، گروه دیگر،

كه ضمانت اجرای آن تنها وجدان عمومی است، به عنوان ویژه «اخلاق حسنه» مورد استناد قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، مبنای قواعد حقوق تنها اخلاق نیست و گاه ضرورتهای اقتصادی و سیاسی اصولی را بوجود می‌آورد كه اخلاق در آن باره حكمی ندارد. پس، احتمال دارد امری كه خلاف نظم عمومی است با هیچیك از قواعد اخلاقی تعارض نداشته باشد. بدین ترتیب، نظم عمومی و اخلاق حسنه هر كدام قلمرو ویژه‌ای می‌یابد كه، در عین ارتباط و نفوذ در یكدیگر، جداگانه باید مورد توجه قرار گیرد.

با وجود این، چون اموری كه خلاف اخلاق حسنه است نظم عمومی را نیز بر هم می‌زند و هیچگاه حقوق نمی‌تواند به امور غیر اخلاقی بی اعتنا بماند، به اصطلاح منطقی، رابطه این دو مفهوم را باید عموم و خصوص مطلق دانست: بدین تعبیر كه، آنچه با اخلاق حسنه منافات دارد با نظم عمومی نیز مخالف است، ولی امكان دارد، قراردادی كه با نظم عمومی در تعارض است، از نظر اخلاقی ناپسند بنظر نیاید.

پس، افزودن اخلاق حسنه بر موانع نفوذ عقد این اثر مهم را دارد كه به دادرس اجازه می‌دهد تا برای اخلاقی كردن قراردادها پا را از متون قوانین فراتر نهد، وگرنه اخلاق حسنه با نظم عمومی چنان ارتباط دارد كه نمی‌توان آن دو را در برابر هم مستقل شمرد. به همین جهت نیز گروهی از نویسندگان بر آن شده‌اند تا تعریف جامعی برای هر دو مفهوم فراهم آورند و گفته‌اند: «مجموع قواعد ضروری برای زندگی اجتماعی است ».

تمیز اخلاق حسنه

در این باره نیز باید گفت، بی تردید افكار و عادات عمومی در ایجاد قواعد اخلاقی و تمیز نیك و بد اثر فراوان دارد. بسیار است عادت‌هایی كه در جامعه‌ای ناپسند و در اجتماعی دیگر مقبول افتاده است. همچنین، نمونه‌های فراوانی از سنت‌ها و قواعد وجود دارد كه در زمانی محترم و در زمان دیگر نكوهیده بوده است. پس، اثر زمان و مكان و بومی بودن اخلاق هر قوم را نباید انكار كرد. ولی، این حقیقت را نیز

به تجربه در می‌یابیم كه بسیاری از قواعد، به حكم عقل و وجدان، از دیر باز لازمه نیكوكاری و پرهیز از گناه و نادرستی است و بشر متمدن از گذشته‌های دور تا كنون به آنها اعتقاد راسخ دارد: مانند لزوم رد امانت و راستگویی و عفاف و پای بند بودن به عهد و جبران زیان نامشروع. مایه اصلی این قواعد نیز تعلیم‌های مذهبی است و هیچ منصفی نمی‌تواند اثر عمیق دین را در اخلاق انكار كند. چنانكه، امروز در كشور ما، هاله‌ای از اخلاق اسلامی بر هر چه «اخلاق» می‌نامیم سایه افكنده است.

مذهب نیز به مرور زمان با سنت‌های ملی در می‌آمیزد و گاه نیز با زمانه چهره خاص پیدا می‌كند و آرمان‌های فلسفی و سیاسی در آن مؤثر می‌شود. پس، اخلاق حسنه در هر قوم تركیبی از رسوم اجتماعی و تعلیم‌های مذهبی و داوری‌های عقلی است كه وجدان عمومی را تشكیل می‌دهد. دادرس آنچه را كه این عوامل گوناگون در نهاد او بوجود آورده است بررسی می‌كند و با رجوع به عرف پارسایان اجتماع خود تشخیص می‌دهد كه آیا قراردادی با اخلاق منافات دارد یا مؤید آن است ؟

دادرس نگهبان اخلاق است و باید مانع از تجاوز مردم به این اصول مقدس شود، نه اینكه در تجاوز نیز پیرو آنان باشد. پس، نباید نقش او را به كشف عقیده اكثر مردم محدود كرد.

قراردادهای مخالف اخلاق

مخالفت قرارداد با اخلاق ممكن است در اثر تعارض موضوع آن با قوانین اخلاقی باشد (مانند خود فروشی یا پیمان مربوط به اداره قمارخانه). در بطلان چنین قراردادهایی تردید نیست، لیكن در عمل كمتر اتفاق می‌افتد كه اشخاص به طور مستقیم به اخلاق حسنه تجاوز كنند و نفوذ تعهدهای خویش را به خطر اندازند. بحث درباره غیر اخلاقی بودن پیمانها بیشتر جایی به میان می‌آید كه موضوع آن مشروع است، ولی هدف از بستن آن نقض قوانین اخلاق است: مانند اینكه مالكی خانه خود را برای ایجاد قمار خانه یا فاحشه خانه اجاره می‌دهد یا می‌فروشد؛ قراردادی كه موضوع آن مشروع است، اما هدف از آن غیر اخلاقی است.

مواد ۹۷۵ قانون مدنی و ۶ قانون آیین دادرسی مدنی برای ابطال قراردادهایی كه جهت نامشروع دارد كافی است. ولی، بیم از بازرسی خواست‌های اشخاص بوسیله دادرسان، بسیاری از نویسندگان را بر آن داشته است تا كاوش درباره مقصود پنهانی دو طرف عقد  را ممنوع سازند و اثر عوامل خارجی را، هر چند كه نامشروع باشد، در آن انكار كنند: پس، بعضی گفته‌اند نامشروع بودن جهت در عقد اثر ندارد و گروه دیگر تا این اندازه در حفظ حاكمیت اراده مبالغه نكرده‌اند و تنها اعتقاد دارند كه دلیل نامشروع بودن جهت باید از عقد و مفاد شروط آن استنباط شود و دادرس حق ندارد به دلایل خارجی، مانند شهادت، استناد كند و بعضی دیگر این قید را نیز رها كرده‌اند و تنها آگاه ساختن طرف قرارداد را كافی می‌دانند.

تفصیل این بحث را در «مشروع بودن جهت معامله» بررسی باید كرد و تنها یادآور

می‌شویم كه ماده ۲۱۷ قانون مدنی نظر اخیر را پذیرفته است. بموجب این ماده:«در معامله لازم نیست كه جهت تصریح شود، ولی اگر تصریح شده باشد باید مشروع باشد والا معامله باطل است.»

باید دانست كه اثر اخلاق در نظم روابط جنسی زن و مرد بیش از همه رویدادهای اجتماعی است. بسیاری از قواعد سنتی اخلاق در این زمینه در قوانین نیامده است، در حالی كه احترام و نفوذ خود را در میان مردم هنوز هم دارد. با وجود این، نباید چنین پنداشت كه اخلاق در روابط مالی و تعهدهای مدنی نقشی ندارد. زشتی خوردن مال دیگران از راه‌های نامشروع و لزوم جبران ضرر و منع دست

اندازی به مال دیگران و ده‌ها قاعده حقوقی دیگر در جامعه ما ریشه‌های اخلاقی

و مذهبی دارد و همه مصداق‌های آن را در قوانین نمی‌توان یافت. پس، برای ابطال قراردادهایی كه بر خلاف این قواعد است باید به نظم عمومی و اخلاق روی آورد.

انواع محدودیتهای آزادی قراردادی

قواعد ناشی از اصل  آزادی قراردادی

از اصل  آزادی قراردادی، دو قاعده مهم بدست می‌آید:

۱ ـ اشخاص در بستن قرارداد یا خودداری از آن آزادند: یعنی، هیچ كس را نمی‌توان مجبور كرد كه طرف عقدی قرار گیرد، یا از بستن قراردادی كه مایل به آن است خودداری كند.

۲ ـ هر كس آزادانه می‌تواند طرف قرارداد خویش را انتخاب كند و مفاد عقد و تعهدات ناشی از آن را به دلخواه معین سازد.

این دو قاعده، در اثر نفوذ نظریه‌های اجتماعی و دخالت روز افزون دولت در امور اقتصادی و به ویژه گرفتاری‌های ناشی از دو جنگ جهانی حدود و استثناهای فراوان یافته است.

گفته شد كه اصل  آزادی  اراده در جایی قابل احترام است كه هم پیمانان در سطح اقتصادی برابر قرار گیرند و ضعیف از فرط اضطرار ناچار به پذیرفتن تمام شرایط قوی نباشد ، وگرنه دولتها ناگزیرند، تا با وضع مقررات خاص، از ناتوان در برابر

توانا حمایت كنند و بدین تمهید تساوی دو طرف عقد  را تأمین كنند.

حدود  آزادی اراده را نیز، بر مبنای قواعد یاد شده، می‌توان به دو گروه تقسیم كرد: ۱) حدود  آزادی  اراده در انعقاد قراردادها ۲) حدود  آزادی  اراده در تعیین مفاد و آثار قراردادها.

در فرض دوم، دو طرف قرارداد در انعقاد آن آزادی كامل دارند، ولی نمی‌توانند اثر عقد را به میل خود تغییر دهند. در حالی كه، در فرض نخست، این اختیار نیز وجود ندارد و به حكم قانون تعهداتی بر شخص تحمیل می‌شود كه تنها صورت قراردادی دارد و متكی به رضای او نیست.

۱ ـ حدود آزادی اراده در انعقاد قراردادها

جلوه‌های محدودیت اراده

حدودی كه برای  آزادی اراده و انعقاد قرارداد معین شده دو گونه است: گاه  آزادی فرد را در بستن قرارداد از بین می‌برد و گاه دیگر  آزادی او را در خودداری از انعقاد

قرارداد محدود می‌سازد. و اشخاص مجبور به بستن عقدی می‌شود كه راضی به آن نیست. بنابراین، شایسته است كه این دو مانع جداگانه بررسی شود:

الف: موانع بستن قرارداد ـ محدودیتهای قانونی:

در این محدودیت‌ها، قوانین حجر یا شرایط موضوع معامله را نباید آورد، زیرا بیشتر این مواد برای حفظ سلامت و آزادی  اراده و بقیه نیز ناظر به تمام قراردادها و در زمره شرایط عمومی آن است. پس، تنها به مواردی اشاره می‌شود كه قانونگذار وقوع قرارداد را بین اشخاص منع كرده، یا به اصطلاح پاره‌ای از نویسندگان،  آزادی  انتخاب طرف قرارداد از بعض اشخاص گرفته شده است .

در كلیات مربوط به اصل  آزادی  قراردادی، شمردن تمام موانع ضرورت ندارد و برای نمونه به پاره‌ای از آنها اشاره می‌شود: مانند اینكه قیم حق ندارد به سمت قیمومت از طرف مولی علیه با خود معامله كند، اعم از اینكه مال مولی علیه را به خود منتقل كند یا مال خود را به او انتقال دهد (ماده ۱۲۴۰ ق.م). مدیر شركت سهامی نمی‌تواند بدون اجازه مجمع عمومی در معاملاتی كه با شركت یا به حساب شركت می‌شود به طور مستقیم یا غیر مستقیم سهیم شود (ماده ۵۳ قانون تجارت).

حقوق مورد نزاع را نمی‌توان به كسی كه به عنوان وكیل در دعوی شركت دارد انتقال داد (ماده ۳۹ قانون وكالت). مأموران دولت و نمایندگان مجلس و اقوام نزدیك آنان نمی‌توانند در معاملات دولتی طرف عقد  قرار گیرند (لایحه منع مداخله وزراء) .

هیچیك از كاركنان سازمان جنگلبانی، خواه اداری یا فنی، حق ندارد به طور مستقیم یا با واسطه در معاملات محصولات جنگل كه جنبه تجارت داشته باشد شركت كند (ماده ۲۲ قانون جنگلها مصوب شهریور ۳۸).

ماهیت حقوقی این محدودیتها

این گونه محدودیت‌ها، از حیث آثار شباهت زیاد با عدم اهلیت تمتع دارد، زیرا در این موارد نیز معامله در نتیجه نداشتن صلاحیت یكی از دو طرف عقد باطل است. ولی، با وضعی كه ماده ۹۴۶ تا ۹۵۹ قانون مدنی دارد، به دشواری می‌توان این گونه موانع را در زمره اسباب عدم اهلیت تمتع آورد. زیرا، با اصلی كه قانون مدنی ما پذیرفته است، انسان، همین كه زنده متولد شود، از تمام حقوق مدنی بهره‌مند است و تنها در مورد اتباع خارجی مقیم ایران گاه «عدم اهلیت تمتع» مصداق پیدا می‌كند (ماده ۹۶۱ ق.م.). در قراردادها، به طور معمول هر جا سخن از اهلیت به میان می‌آید، مقصود صلاحیت اجرای حق است نه دارا بودن آن.

شباهت محدودیتهای قانونی با عدم اهلیت تصرف نیز ظاهری است. زیرا، در برقراری این عدم اهلیت، مقصود قانونگذار حمایت از محجور است، در حالی كه مبنای این گونه محدودیت‌ها جلوگیری از تجاوز و انحراف اخلاقی كسی است كه ممنوع از انجام معامله شده. به همین دلیل نیز، نماینده قانونی محجور می‌تواند معامله را به حساب و نام او من عقد كند، ولی با هیچ تمهیدی نمی‌توان اثر محدودیت‌های قانونی را از بین برد.

پس، باید گفت، محدودیت‌هایی كه از این سنخ مقرر می‌شود، برای از بین بردن آزادی قراردادی و به منزله استثنا بر اصل مندرج در ماده ۱۰ قانون مدنی است .

محدودیت‌های ناشی از قرارداد

در بسیاری موارد، اشخاص در اثر پیمان‌هایی كه بسته‌اند ممنوع از انجام معامله می‌شوند: مانند اینكه در اجاره حق انتقال منافع از مستأجر گرفته می‌شود، یا در وصیت و هبه، انتقال گیرنده برای مدتی از حق فروش آنچه تملك كرده است محروم می‌ماند، یا در اساسنامه شركت تجارتی می‌آید كه سهام فقط به سایر شریكان قابل انتقال است، یا مالكی ضمن اجاره دادن مالك خود متعهد می‌شود كه دكان‌های مجاور را به رقیبان تجارتی مستأجر اجاره ندهد....

در این گونه امور، اگر مفهوم شرط مورد تو افق سلب حق انتقال باشد، عقدی كه بر خلاف مفاد آن بسته شود باطل است. به همین جهت، گروهی از مؤلفان پیمان‌های

محدود كننده را در شمار حدود  آزادی  قراردادها آورده‌اند .

این نظر قابل انتقاد است و محدودیت‌های قراردادی را نباید در زمره حدود اصل  آزادی  قراردادی آورد. زیرا، مبنای آنها حاكمیت اراده كسی است كه شرط به زیان او مقرر می‌شود؛ او با رضای خویش این التزام را بوجود می‌آورد و عامل خارجی در محدود ساختن اراده دخالت ندارد.

ب: موانع خودداری از بستن قرارداد ـ اجبار غیر مستقیم

بر طبق اصل حاكمیت اراده، عقد در نتیجه توافق دو اراده آزاد بوجود می‌آید. ولی، این  آزادی  مطلق امروز با دخالت دولت در امر اقتصاد، به طور مستقیم مورد تجاوز قرار گرفته است و دیگر مفهوم گذشته را ندارد. باضافه، اگر از سیاست اقتصاد آزاد نیز پیروی شود، ضرورت‌های زندگی در اجتماع همه را كم و بیش ناچار از انجام پاره‌ای معامله‌ها می‌سازد. تقسیم كارها در تمدن امروز هر كس را ناگزیر می‌كند كه، برای تأمین نیازمندی‌های خویش، پیمان‌های گوناگونی با صاحبان مشاغل و حرفه‌ها ببندد.

درست است كه هیچكس اجباری در بستن قرارداد با بنگاه‌های برق و آب و راه آهن ندارد، ولی خود داری از این اقدام به بهای انصراف از استفاده از برق و آب تصفیه شده و مسافرت با راه آهن تمام می‌شود. پس، به طور عادی كسی توانایی حفظ  آزادی  كامل خود را ندارد و، خواه و ناخواه، زندگی در اجتماع او را مجبور به انعقاد این پیمان‌ها می‌سازد. همچنین، قراردادهای جمعی بین سندیكاها، اعضای آن را ناگزیر به انجام قراردادهایی می‌كند كه امكان خودداری از آن تنها به پندارها می‌رسد. زیرا، كار كردن با پذیرفتن شرایط مقرر در این پیمان‌ها ملازمه دارد و  آزادی در برابر آنها مانند  آزادی در كار نكردن است.

وانگهی، اوضاع و احوال غیر عادی در زندگی همه بوجود می‌آید. در این حالت، مضطر به معاملاتی تن در می‌دهد كه در شرایط عادی هیچگاه آن را نمی‌پذیرد، در حالی كه فردگرایان و پیروان حاكمیت اراده نیز در درستی این گونه قراردادها تردید

ندارند.

گاه نیز بظاهر اجباری در بستن قرارداد موجود نیست، ولی در صورت امتناع از این اقدام دادرس بجای دو طرف تصمیم می‌گیرد. این موارد را هم باید در زمره الزام‌های غیر مستقیم آورد. برای مثال، بموجب ماده ۶۲۶ ق.م. ودیعه به فوت امانتگذار باطل می‌شود، و امین باید ودیعه را به وارث او تسلیم كند، ولی «در صورت تعدد وراث و عدم توافق بین آنها مال ودیعه باید به حاكم رد شود». بنابراین، اگر ورثه در تعیین شخصی كه باید مال ودیعه را حفظ كند توافق نكنند، حاكم به جای آنان تصمیم می‌گیرد: یعنی، به طور غیر مستقیم مفاد امری را كه از توافق درباره آن امتناع كرده‌اند بر ایشان تحمیل می‌كند.

مثال‌های دیگر: در صورتی كه شریكان تراضی در تقسیم نكنند، حاكم به قید قرعه سهام را معین می‌كند (مواد ۵۹۱ به بعد ق.م) و اگر پس از فوت مرتهن، راهن و وارثان او در تعیین ثالثی كه باید عین مرهونه را نگاه دارد تراضی نكنند، شخص مزبور از طرف حاكم معین می‌شود (ماده ۷۸۸ ق.م). در دادرسی، هرگاه طرفین در انتخاب كارشناس توافق نكنند، دادگاه كارشناس را به قید قرعه معین می‌كند (ماده ۴۴۵ ق.آ.د.م).

اجبار مستقیم

در اثر نیازهای اجتماعی و اقتصادی ویژه‌ای كه پس از نخستین جنگ جهانی ایجاد شد، دولت‌ها ناچار شدند تا گاه به طور صریح  آزادی پیمان بستن را محدود كنند و اشخاص را ناگزیر به شركت در قراردادهایی سازند كه تمایلی به آن ندارند. در حقوق كنونی، مفهوم نظم عمومی هم در ابطال قراردادهای مضر به حال عموم مورد استفاده قرار می‌گیرد و هم برای الزام اشخاص به بستن پیمان‌های مفید و ضروری بكار می‌رود.

این گروه از قراردادها را، به لحاظ اجباری كه در انعقاد آن اعمال می‌شود، می‌توان قراردادهای اجباری یا تحمیلی نام گذارد: مانند الزام موجر بر تجدید اجاره غیر منقول پس از پایان مدت (قانون روابط موجر و مستأجر) و الزام رانندگان وسیله نقلیه عمومی در قبول مسافر (آئین نامه راهنمائی و رانندگی) و اجبار كسانی كه ارزاق عمومی را احتكار كرده‌اند بر فروش این گونه اجناس و قراردادی كه از طرف

بعضی ورثه در باب طرز تقسیم و مقدمات آن تنظیم شده و سایرین در موعد معین برای قبول یا رد آن حاضر نشده‌اند (مواد ۳۰۹ تا ۳۱۱ قانون امور حسبی).

۲ ـ حدود مربوط به مفاد و آثار قراردادها

حدود آزادی اراده در قانون مدنی

مفاد و آثار قراردادها هیچگاه به طور مطلق در اختیار اشخاص قرار نمی‌گیرد و قانونگذار به وسایل گوناگون آزادی آنان را محدود می‌كند. مقصود از اصل آزادی اراده نیز اینست كه، هر جا قانون حكم خاصی ندارد، اراده دو طرف قرارداد محترم باشد.

در قانون مدنی، بسیاری از مواد امری  آزادی  اراده اشخاص را، در تعیین قیود و شرایط اجرای عقد، محدود ساخته است. برای مثال، موضوع معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلائی و مشروع باشد(ماده ۲۱۵)؛ مورد تعهد باید معلوم و معین باشد؛ جهت عقد نباید با قوانین و نظم عمومی و اخلاق حسنه مخالف باشد (مواد ۲۱۶ و ۲۱۷ و ۳۴۲ به بعد)؛ شرایط مجهولی كه جهل آن موجب جهل به عوضین شود، باطل و موجب بطلان عقد است؛ حاكم می‌تواند، نظر به وضعیت مدیون، اجرای تعهد را به تأخیر اندازد یا قرار اقساط بدهد (ماده ۲۷۷)... و مانند اینها.

ولی، در حقوق كنونی، این قواعد مرزهای طبیعی  آزادی  اراده است و اصل مندرج در ماده ۱۰ قانون مدنی نیز با ملاحظه همین مرزها فراهم آمده است. بنابراین، مقصود از حدودی كه برای اصل  آزادی  قرار دادی معین می‌شود، گروهی از عواملی است كه بیرون از این مرزهای طبیعی دامنه اصلی را محدود می‌سازد و گاه نیز در عمل از بین می‌برد.

محدودیت ناشی از قراردادهای خصوصی را نیز نباید در شمار حدود  آزادی اراده آورد، زیرا اثر طبیعی حاكمیت اراده اینست كه هر فرد آزاد بتواند خود را به دلخواه پای بند سازد. به همین جهت، بر خلاف شیوه پاره‌ای از نویسندگان ، تعهدهای

ناشی از وعده بر انجام قرارداد را در این بحث نمی‌آوریم.

انواع محدودیت‌ها

محدودیت‌هایی كه در اثر عوامل اقتصادی و اجتماعی برای  آزادی اراده ایجاد شده دارای اوصاف گوناگون‌است. ولی، برحسب مبنای عوامل و بدون اینكه هدف شمردن تمام آنها باشد، می‌توان حدود این آزادی را به دو گروه اصلی تقسیم كرد:

حدود ناشی از قوانین و مقررات دولتی

در حقوق ما، بسیاری از قراردادها كه رنگ اجتماعی دارد، به صورت نمونه‌های خاصی در آمده است كه هم پیمانان ناچار به رعایت مقررات آن هستند. آزادی  آنان تنها در اینست كه از بستن عقد خودداری كنند. ولی، همین كه در این امر تصمیم گرفتند، باید چارچوب تراضی را از نمونه‌های پیش ساخته قوانین برگزینند.

برای مثال، در قانون كار، و آئین نامه‌هائی كه مستند به آن است، حداقل دستمزد و ساعت كار و طرز تعیین دستمزد برای كارهایی اضافی و سخت و مرخصی و تعطیلات كارگر و راه حل اختلاف بین كارگر و كارفرما، به تفصیل تعیین شده و جایی برای ابتكار كارگر و كارفرما باقی نمانده است. همچنین در اجاره اموال غیر منقول، بیشتر آثار عقد به طور مستقیم از طرف قانون معین می‌شود، چنانكه باید در اجاره نامه «تعهد مستأجر به پرداخت اجرت المثل پس از انقضای مدت و یا فسخ اجاره تا موقع تجدید اجاره یا تخلیه ملك به میزان اجرت المسمی» قید شود (بند ۷ ماده ۱۱ قانون روابط موجر و مستأجر). همین قید تحمیلی نیز همیشه برای طرفین الزام‌آور نیست، زیرا مطابق ماده ۴ همان قانون :«موجر یا مستأجر می‌تواند، به استناد ترقی یا تنزل هزینه زندگی، درخواست تجدید نظر نسبت به میزان اجاره بها بنماید، مشروط بر اینكه مدت اجاره منقضی شده و از تاریخ استفاده مستأجر از عین مستأجره یا از تاریخ مقر در حكم قطعی كه بر تعیین یا تعدیل اجاره بها صادر شده سه سال تمام گذاشته باشد...»

در معاملات غیر منقول، بر طبق دستور اداره ثبت، در سند رسمی همه خیارات اسقاط می‌شود، حتی اگر بقای بعضی از آنها مورد توافق دو طرف نیز باشد.

حدود ناشی از قراردادهای جمعی و الحاقی

از اواخر قرن نوزدهم، در اثر تكمیل وسایل حمل و نقل و توسعه تجارت بین‌المللی، وضع داد و ستد به صورتی در آمده كه پیش از آن سابقه نداشته است. همچنین، لزوم تشكیل سرمایه‌های بزرگ اعضای هر صنف را به یكدیگر نزدیك و سرمایه گذاری فردی را به جمعی مبدل ساخته است. تولید كنندگان و فروشندگان هر محصول تشخیص داده‌اند كه بهترین راه تأمین منافع بیشتر اینست كه با یكدیگر همكاری نزدیك داشته باشند و شرایط معامله برای تمام اعضای اتحادیه‌ها یكسان و برابر باشد. به همین جهت، هر فروشنده پای بند مقرراتی است كه در سندیكای همكاران او وضع شده است و گاه نیز طرفین عقد  ناچارند تا از شرایطی كه سندیكای كارگر بسته شده است تجاوز نكند (ماده ۱۴۶ قانون كار).

چون اعضای سندیكا به اكثریت انتخاب می‌شوند، در عمل ممكن است كارگر و كار فرما هیچ دخالتی در شرایط آن پیمان نداشته باشند. پس، محدودیتی را كه از این جهت برای  آزادی  طرفین مقرر می‌شود باید ناشی از عامل خارجی دانست و آن را محصول اراده خود آنان نپنداشت.

كارتل‌ها و تراست‌ها نیز غالب پیمانهایی كه با عمده فروشان در باره فروش كالاهای خود می‌بندند، نرخ معامله و شرایط آن را معین می‌كنند و آنان را ملتزم می‌سازند تا از آن شرایط در معامله با اشخاص ثالث پیروی كنند.

10 روش برای افزایش انگیزه کارمندان

اقتصاد امروز جهان نشان داده است که کسب و کارهای کوچک به راحتی نمی‌توانند حرفی برای گفتن در بازار داشته باشند. آنها برای اینکه بتوانند خودشان را در بازارهای رقابتی زنده نگاه دارند، باید ملاحظات زیادی داشته باشند.

یکی از این ملاحظات به کارمندان این شرکت های کوچک مربوط می‌شود. استخدام و اخراج کارمندان یکی از مسائل هزینه‌بر است. این کار وقت زیادی را نیز از کل  شرکت  می‌گیرد. امروزه یکی از نکات مهم موفقیت در هر کسب و کاری حفظ کارمندان موفق است. آیا توانسته‌اید به کارمندانتان انگیزه لازم برای ادامه فعالیت را بدهید؟

چگونه می‌خواهید کارمندان خودتان را حفظ کنید؟ در زمینه اشتغال یک قاعده طلایی وجود دارد: اهداف کارمندان همان اهداف شرکت  هستند. این قاعده معنای دیگری نیز دارد: شکست و پیروزی شرکت  به معنای شکست و پیروزی کارمند است و شکست و پیروزی کارمند به معنای شکست و پیروزی شرکت  است.

اگر فرد شکست بخورد، جمع نیز به تباهی کشیده خواهد شد و اگر جمع به موفقیت دست یابد، فرد نیز سربلند خواهد شد. وقتی اهداف و برنامه‌های شرکت  و کارمند با همدیگر تطابق داشته باشند، آنگاه می‌توان انتظار یک همکاری بلندمدت را داشت. همواره باید به خاطر داشت که اگر قاعده طلایی (اهداف کارمندان = اهداف شرکت) به هم بخورد، آنگاه کارمندان فرصت‌ها و آمالشان را در شرکت ی دیگر دنبال خواهند کرد. پس ما در اینجا 10 راه برای افزایش انگیزه‌های کارمندان و حفظ قاعده طلایی معرفی می‌کنیم.

(1) کارمندانتان را به چالش و پرسش بکشید. هر کارمند موفق مایل است تا در انتهای هر هفته کاری به چالش کشیده شود. وقتی شما انتظارات خود را بالا می‌برید، کارمندان موفق نیز قابلیت‌ها و توانایی‌هایشان را افزایش می‌دهند. کارمندان موفق هرگز از به پرسش کشیده شدن نمی‌ترسند. مواجهه یک کارمند موفق با پرسش‌های بی‌وقفه مدیران باعث افزایش کارآیی وی می‌شود.

(2) به هر کارمندی باید فرصت داد تا خودش را نشان دهد. هر کارمندی احساس می‌کند که واجد توانایی‌ها و مهارت‌های خاصی است. هر کارمندی حس می‌کند که می‌تواند شرایط را تغییر دهد و ایده‌های خوبی در سر دارد. شما به عنوان مدیر باید بتوانید این فرصت را در اختیار او قرار دهید تا کار خودش را به بهترین شکل انجام دهد. موفقیت او در تحقق ایده‌هایش به معنای موفقیت شما است. یادمان نرود که کارمندان موفق همواره وظایف دشواری را برای خودشان تعریف می‌کنند.

(4) وقت کارمندان را به کار در شرکت محدود نکنید. بسیاری از مدیران خارج از زمان مرسوم نیز از کارمندانشان کار می‌کشند. آنها فکر می‌کنند که اضافه‌کاری باعث موفقیت  شرکت  شان می‌شود. اشتباه بزرگ آنها همین جا نهفته است. هیچ وقت اضافه‌کاری باعث موفقیت هیچ  شرکت  ی نشده است. بزرگ‌ترین سرمایه‌های یک شرکت  نه سرمایه‌گذاری‌های مالی آن، نه بازار سهام آن، و نه دارایی‌های ريیس آن است. بزرگ‌ترین سرمایه‌های یک شرکت  کارمندان شادمان و راضی آن است. پس به کارمندانتان اجازه دهید که خودشان نسبت به زمان حضورشان در  شرکت   احساس وظیفه داشته باشند. بابت کم‌کاری آنها را تنبیه نکنید. حتی به آنها اجازه دهید که بتوانند برای مراسم، جشن‌ها، عروسی‌ها و اتفاقاتی از این دست به راحتی مرخصی بگیرند. کارمند موفق و باانگیزه کسی است که خودش می‌تواند نسبت به زمان حضور و غیابش در  شرکت مسوولیت‌پذیر باشد.

(5) حقوق کارمندان را به موقع پرداخت کنید. این نکته دیگر توضیح زیادی نمی‌خواهد. پرداخت به موقع حقوق، مزایا، پاداش، وام‌ها و هزینه‌هایی از این دست باعث استمرار حضور هر کارمندی در هر  شرکت ی می‌شود. شرکتهای موفق سعی می‌کنند زودتر از اتمام برج‌های مالی حقوق کارمندانشان را به حساب‌هایشان واریز کنند. بسیاری از  شرکت  ها نیز به برخی از بهترین کارمندان‌شان حقوق‌های ویژه‌ای اعطا می‌کنند. در هر صورت، مساله‌های مالی پیوند تنگاتنگی با ادامه حضور یک کارمند در  شرکت شما دارد. یادتان نرود که هرگز یک کارمند شایسته، ماهر، بااستعداد و توانا را به خاطر مسائل مالی از دست ندهید.

(6) به کارمندان اجازه دهید تا خودشان در موقعیت‌های حیاتی تصمیم بگیرند. مدیران زیادی را می‌شناسیم که در هر بخش کاری دخالت می‌کنند. آنها حس می‌کنند که کل  شرکت  و همه تصمیماتش به او تعلق دارد. او مدام به همه اتاق‌ها سرک می‌کشد و نسبت به همه چیز احساس مسوولیت می‌کند. این حس مسوولیت نه تنها کاذب است، بلکه باعث از دست دادن کارمندان نیز می‌شود. اغلب کارمندان دوست دارند تا حق تصمیم‌گیری در مورد وظایف و کارهای خودشان را داشته باشند. آنها می‌خواهند حس اطمینان و اعتماد مدیران را به خودشان جلب کنند. پس به کارمندان اجازه دهید، خودشان تصمیم بگیرند. آنها باید بتوانند نسبت به مسائل پیرامون‌شان قدرت انتخاب و تصمیم‌گیری داشته باشند. دخالت مدیران در کار کارمندان تنها به تضعیف روحیه کارمندان، افزایش نارضایتی و کاهش قدرت تصمیم‌گیری کارمندان منجر می‌شود.

(7) مدیری باشید که کارمندانتان می‌خواهند. سعی کنید مدیر منعطفی باشید و با همه کارمندان گشاده‌رو برخورد کنید. یک مدیر شایسته می‌تواند با همه بخش‌های یک  شرکت  به راحتی ارتباط بگیرد. بسیاری از کارمندان به خاطر ترس از قضاوت مدیران  شرکت  هایشان را ترک می‌کنند. آنها گرچه از شرایط کاری‌شان راضی هستند؛ اما از مدیران‌شان می‌ترسند. یادتان نرود که  شرکت  صرفاً محل کار کارمندان نیست.  شرکت باید برای کارمندان به فضای لذت از کار بدل شود و ريیس  شرکت  باید مانند یکی از اعضای خانواده باشد.

(8) باورها و ارزش‌های  شرکت  تان را منتشر کنید. هر  شرکت  ی یک منشور کاری و یک منشور اخلاقی دارد. سعی کنید تا هر دو منشور را با هم و در کنار هم منتشر کنید. این منشورها باید در دفتر هر یک از کارمندان و در مقابل چشمان‌شان قرار بگیرد. آنها باید هر روز صبح که به سر کار می‌آیند، نگاهی به آن بیندازند. اگر این منشورهای کاری و اخلاقی با زبانی صمیمانه نوشته شوند، حس رضایت زیادی به کارمندان خواهند داد. پس از نوشتن نکات دروغین خودداری کنید. ادعاهای گنده و حرف‌های محال نزنید. در حد توانایی‌ها شرکت از کارمندان‌تان کار بخواهید. از قاعده طلایی یاد کنید (اهداف کارمندان = اهداف  شرکت ). منشورهای شرکت  شما باید به هر کارمندی اطمینان دهند که فعالیت‌ها و آرمان‌های  شرکت  در راستای ذهنیت کاری و مالی کارمندان است.

(9) حامی اهداف و برنامه‌های شخصی کارمندانتان باشید. مثالی معروف در این زمینه وجود دارد. کاترینا مارکوف بنیان‌گذار  شرکت   ووسگاس هات چاکلت است. او همواره از هر کارمند جدیدی می‌پرسد: «رویاهای شخصی‌ات طی سه سال گذشته چه بودند؟» خانم مارکوف تمام تلاشش را به خرج می‌دهد تا حد ممکن حامی و پشتیبان رویاهای شخصی کارمندانش باشد. شما نیز می‌توانید یک ماه پس از استخدام هر کارمند او را به دفترتان فرابخوانید. با او درددل کنید و از مشکلات  شرکت  و خودتان بگویید. حرف‌های صمیمانه‌ای بزنید و ارتباط دوستانه‌ای با او برقرار کنید. آرزوهای شخصی خودتان را با او به اشتراک بگذارید تا او نیز با شما احساس راحتی کند. سپس از او بخواهید تا آرزوهای شخصی چند سال گذشته‌اش را به شما بگوید. به او اطمینان دهید که تا جای ممکن از رویاهای شخصی او حمایت خواهید کرد.

(10) گروه‌های ارزیابی مدیریتی تشکیل دهید. امروزه یکی از روش‌های مدرن ارزیابی کار کارمندان از طریق گروه‌های مدیریتی کوچک است. این گروه‌ها از افراد مختلفی در شرکت  تشکیل می‌شوند. هر کسی که در یک  شرکت کار می‌کند (از ريیس گرفته تا رده‌پایین‌ترین کارمند) می‌تواند در این گروه عضویت داشته باشد. اعضای گروه‌های مدیریتی هر چند وقت یک بار جلسه‌ای تشکیل می‌دهند و شایسته‌ترین کارمندان را معرفی و تجلیل می‌کنند. می‌توانید گروه‌های ارزیابی مدیریتی کوچکی تشکیل دهید و افراد مختلفی را گرد هم بیاورید. وجود این گروه‌ها به اعضایش حس همکاری و هم‌کوشی بیشتری می‌بخشد و اطمینان‌شان به  شرکت  را افزایش می‌دهد. گروه‌های مدیریتی نیز می‌توانند از عوامل استمرار حضور یک کارمند موفق در شرکت کنونی‌اش باشند.

حالا می‌توانید این ده نکته را با خودتان مرور کنید. کدام یک از این موارد را رعایت کرده‌اید و به کدام یک از آنها اصلا فکر هم نکرده بودید؟ تحقق هر کدام از این موارد سبب می‌شود تا امکان ادامه حضور برای کارمندان کنونی‌تان مهیا شود. یک مدیر موفق هرگز فراموش نمی‌کند که کارمندان شایسته، توانا، بااستعداد، مسوولیت‌پذیر و ماهر به راحتی پیدا نمی‌شوند. بنابراین، هرگز نباید هیچ کارمندی را به راحتی از دست داد.

کسب و کارهای کوچک : از کوچک بودن خجالت نکشید

 نیازی نیست که وانمود کنید شما یک شرکت بزرگ هستید. شرکت کوچک در پیشرفت شما می‌تواند کمک کند.

کارآفرینان، خصوصا در سال‌های اولیه گسترش کارشان، بسیار در مورد اندازه شرکتشان نگران هستند و کارهای زیادی برای بزرگ‌تر جلوه دادن خودشان انجام می‌دهند. بعضی سیستم پیام صوتی با گزینه‌هاي زیاد را انتخاب می‌کنند و این درست مانند این است که آنها صدای کارکنان مختلف را انعکاس می‌دهند. برخی گروه‌ها و تیم‌هایی را معرفی می‌کنند که واقعا وجود ندارند به این دلیل که مشتریان خود را متقاعد سازند که از آنچه می‌بینند بزرگ‌تر هستند. بسیاری نقاط تماس تبلیغی زیاد یا غرفه‌های نمایش تجاری را ایجاد می‌کنند که حتی در آرزوهایشان نمی‌توانند به آنها برسند.‌

اما، من می‌خواهم بدانم در مورد یک شرکت کوچک، چه نکته بدی وجود دارد؟! با توجه به بحران اقتصادی اخیر و رنجش عمیق مشتریان نسبت به شرکت‌های بزرگ، من معتقدم اکنون بهترین زمان برای راه‌اندازی یک شرکت کوچک است. ما نتایجی داریم که فهم مزایای شرکت‌های کوچک را ساده‌تر می‌سازد: مشتری‌مداری، فرآیند نوآورانه، انعطاف‌پذیری فوق‌العاده. نشان دادن ارزش اندازه ما می‌تواند برنده شدن ما را در رقابت‌های بزرگ آسان‌تر كند.

این برتری را در ذهن داشته باشید و راه‌هایی برای ارتباط دادن کارهایی که انجام می‌دهید، پیدا کنید. چندین مرتبه توسط یک شرکت بزرگ (معمولا از طریق ایمیل) به شما گفته شده که ظرف مدت 24 تا 48 ساعت به سوال شما پاسخ داده می‌شود؟ مشتریان دوست دارند به صورت مستقیم با شما ارتباط برقرار کنند و همچنین بدانند که شما چه می‌کنید.

وقتی مشتریان با شرکت شما تماس می‌گیرند، از کوچک بودن خود استفاده کنید و یک ارتباط خیلی شخصی با مشتریان خود برقرار سازید. شرکت‌های بزرگ به ندرت در این مورد نگران هستند که یک مشتری با چه تعداد افراد و گروه‌های مختلف مجبور است رو به رو شود و آنها در انتقال تماس‌ها و سردرگمی مشتریان تردیدی ندارند. باید به کارمندان آموزش داد که در مورد جنبه‌های ارتباطی به عنوان یک ارزش صحبت کنند. مشتریان به شدت علاقه‌مند هستند که بدانند از چه کسی می‌توانند انتظار داشته باشند تا در هر زمانی که تماس می‌گیرند پاسخگوی آنها باشد و خصوصا دوست دارند که شخصی (که آنها اسمش را نیز می‌دانند) مسوول رسیدگی به انتظاراتشان باشد.

شرکت‌های بزرگ بیشتر به محصولات با مقیاس بزرگ تکیه دارند تا اینکه در مورد نحوه کامل ساختن هر محصول به تنهایی نگران باشند. اجازه ندهید تعداد محصولاتی که یک شرکت بزرگ‌تر پیشنهاد می‌دهد شما را بترساند. کمیت به معنی کیفیت نیست. به عنوان یک شرکت کوچک، شرکت من همیشه منابع محدودتری در مقایسه با رقیبان پولدارش دارد. اما با وجود این محدودیت، این موضوع باعث می‌شود که ما در انتخاب محصولاتمان عادلانه‌تر عمل کنیم. ما ممکن است اقلام کمتری پیشنهاد بدهیم، اما به سختی کار می‌کنیم تا نشان دهیم اقلام ما خوب هستند. مشتریان وقتی که بفهمند واقعا به چه چیزی احتیاج دارند به طرف ما کشانده می‌شوند. همچنین ما سرمایه‌مان را با گسترش تولید محصولات خوب نسبت به محصولات فراوان افزایش می‌دهیم.

در حالی که شرکت‌های بزرگ به کندی رو به جلو حرکت می‌کنند همواره بازرسی‌های داخلی که براساس خط‌مشی‌های شرکت بنا نهاده شده است توسعه محصولات را کند‌تر می‌کند. شرکت‌های کوچک می‌توانند فورا تصمیم‌های سریع بگیرند و برای اجرای آنها اقدام کنند. سرعت یک جنبه مرکزی از رسیدن ما به هدفمان است و با تنظیم آن، همه سفارشات ما به موقع تحویل مشتری می‌شود. به عنوان یکی شرکت کوچک باید توانایی این را داشته باشید که حتی پیچیده‌ترین محصولات را از هر رقیب دیگری سریع‌تر

به بازار عرضه کنید.

بنابراین بار دیگری که خواستید به بزرگ‌تر از چیزی که اکنون هستید فکر کنید، مزیت‌های کوچک بودن را در نظر بیاورید و نشان بدهید که می‌توانید قدرتمند باشید حتی با جثه کوچک.

عواملی که باعث ناکامی در کسب و کار میشوند

هنگامی که کسب و کاری را راه می اندازید، آخرین چیزی که می خواهید در موردش فکر کنید، شکست است اما اگر اصلی ترین دلایلی را که باعث ناکامی کسب و کارها می شوند بدانید، بهتر می توانید از شکست اجتناب بورزید. 6 دلیل زیر، اصلی ترین عواملی هستند که خیلی زود یک کسب و کار را به روزهای پایانی می رسانند.

1- شروع کسب و کار به دلایلی اشتباه

تنها دلیل شما از راه اندازی کسب و کار این است که پول زیادی به دست آوردید؟ با اینکه گمان می کنید که داشتن کسب و کار شخصی باعث می شود تا بتوانید وقت بیشتری را در کنار خانواده باشید؟ یا اینکه مجبور نخواهید بود دیگر به کسی پاسخگو باشید؟ اگر دلیل شما از راه اندازی کسب و کار در فهرست بالا قرار دارد، بهتر است در تصمیم خود تجدید نظر کنید. از طرف دیگر اگر کسب و کاری را با یکی از اهداف زیر آغاز کنید، احتمال موفقیت شما افزایش می یابد:

عاشق کاری هستید که قرار است انجام دهید و از آن لذت می برید و به شدت معتقدید – بر پایه مطالعه و تحقیق – که کالا یا خدمتی که قرار است عرضه کنید می تواند یک نیاز واقعی را در بازار، برطرف کند.

به لحاظ فیزیکی و البته ذهنی آمادگی مواجه شدن با چالش های پیش رو را دارید و در مقابل چند شکست کوچک، کمر خم نخواهید کرد.

انگیزه، اراده، صبر و نگرش مثبت مورد نیاز برای راه اندازی کسب و کار را دارید و معمولا زمانی که دیگران دست از تلاش برمی دارند، شما همچنان مصمم ادامه می دهید.

از شکست ها درس می آموزید و از آنها برای موفقیت های آینده بهره می برید. فراموش نکنید که بیشتر موفقیت های کارآفرینان بر پایه شکست های گذشته بنا نهاده شده است.

فرد مستقلی هستید و به اندازه کافی از مسوولیت پذیری برخوردارید. همچنین می توانید برای مشکلات راه حل های خلاقانه و هوشمندانه بیابید، به خصوص زمانی که با محدودیت زمانی مواجهید.

همنوعان خود را دوست دارید و این را با صداقت نشان می دهید. از توانایی تعامل با دیگران برخوردارید و می توانید با انواع مختلفی از شخصیت ها کنار بیایید.

2-مدیریت ضعیف

بیشتر گزارش ها در مورد کسب و کارهایی که تعطیل شده اند به ضعف مدیریتی اشاره دارند. بیشتر افرادی که کسب و کاری را راه می اندازند از دانش مدیریتی و مالی مربوط به شغل خود برخوردار نیستند. آنها استراتژی مشخصی برای خرید و فروش ندارند و همچنین در مورد استخدام ومدیریت نیروی کار نیز اطلاع اندکی دارند. در این شرایط اگر به ضعف های خود پی برده و از دیگران یاری بطلبند، ممکن است اوضاع بهتر شود. در غیر این صورت بحران ها از راه خواهند رسید.

بی توجهی به کسب و کار نیز می تواند به زمین خوردن آن منجر شود. منظور از توجه، مطالعه و برنامه ریزی است و همچنین تحقیق در مورد بازار و رفتار رقبا. داده های مربوط به مصرف کنندگان باید به طور دائم مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند.

همچنین یک مدیر موفق، رهبر خوبی نیز محسوب می شود که بهره وری را مورد ستایش قرار می دهد. او افراد شایسته را استخدام می کند و آنها را آموزش می دهد تا پیشرفت کنند. همچنین یک رهبر خوب، توانایی استراتژیک اندیشیدن را دارد، او چشم اندازهای خود را به واقعیت تبدیل می کند، از توان مواجه شدن با تغییرات برخوردار است و احتمالات ممکن برای آینده را در نظر می گیرد.

3-سرمایه ناکافی

یک اشتباه مهلک که اغلب رخ می دهد این است که یک کسب و کار سرمایه کافی را به فعالیت های خود اختصاص نمی دهد. در واقع دلیل این اشتباه، دست کم گرفتن هزینه های پیش روست. بسیاری از افراد هنگامی که می خواهند کسب و کاری را راه بیندازند تنها به هزینه های راه اندازی توجه دارند و از هزینه های ادامه کار غافل می شوند. در حالی که بهتر است بدانید که سرمایه لازم برای 1 تا 2 سال را نیز باید کنار بگذارید. به این معنی که سرمایه کافی برای پوشش همه هزینه های این مدت را کنار بگذارید تا زمانی فرا برسد که فروش شما تا حدی افزایش بیابد که هزینه ها را جبران کند. به همین خاطر سعی کنید تا برآونرد درستی از هزینه های پیش رو داشته باشید.

4-موقعیت، موقعیت، موقعیت

استادان دانشگاه حق دارند که همواره بر نقش موقعیت مکانی کسب و کار برای موفقیت در آن تاکید می کنند. انتخاب موقعیت مکانی اشتباه مانند پذیرش شکست از همان روز نخست است. به همین خاطر وقتی می خواهید مکان راه اندازی کسب و کار را بیابید، موارد زیر را حتما در نظر بگیرید:

جایی که مشتری های شما هستند.

ترافیک، سهولت دسترسی، جای پارک و روشنایی

موقعیت مکانی رقبا

شرایط و ایمنی ساختمان

مشوق های محلی برای کسب و کارها (حتما سری به شهرداری محل بزنید)

تاریخچه محل

5کمبود برنامه ریزی

تقریبا هر فرد موفقی می داند که بدون برنامه ریزی، تلاش و دقت، موفقیتی حاصل نمی شود. این قانون در مورد صاحبان کسب و کار نیز صادق است. برنامه ریزی ها باید دقیق باشد و بر پایه واقعیت ها بنا نهاده شده باشد و بهتر است موارد زیر نیز در آنها گنجانده شود:

شرحی از کسب و کار، چشم اندازها، اهداف و کلیدهای لازم برای موفقیت

نیروی کار مورد نیاز

مشکلات بالقوه و راه حل های آنها

مسائل مالی مانند سرمایه مورد نیاز و وضعیت نقدینگی

تحلیل رقبا

بازاریابی، تبلیغ و برنامه های فروش

بودجه بندی و مدیریت رشد بنگاه

6-گسترش بیش از حد

برخی مواقع موفقیت های اولیه باعث می شود تا صاحب کسب و کار نسبت به میزان گسترش بنگاه گمراه شود و در نتیجه نخستین گام ها را برای به نابودی کشاندن کسب و کار بردارد. هرگز نباید اهمیت رشد آهسته و پیوسته را نادیده گرفت. باید ابتدا امکانات لازم برای گسترش را مهیا کرد و درباره آن اندیشید و سپس اقدام کرد. در غیر این صورت گسترش زودهنگام و عجولانه ممکن است به شکست کامل بینجامد.

12 اشتباه موسسین شرکتها در آغاز کار

) دلایل معقول و صحیحی برای شروع این کار ندارید

اگر تازه از کار قبلی اخراج شده اید، بگذارید مدتی زمان بگذرد تا بتوانید نقاط ضعف و قدرت خود را تا حدی بشناسید قبل از اینکه پول و انرژی خود را در یک کار مخاطره آمیز بریزید مگر اینکه قبلاً تحقیقات لازم را انجام داده باشید. نقشه ای برای زود پولدار شدن وجود ندارد. از طرف دیگر، اگر این کاری است که از مدتها پیش می خواستید انجام دهید و تحقیقات خود را انجام داده اید، نقشه ای برای کار دارید و خوب جوانب کار را در نظر گرفته اید، رویاهایتان را دنبال کنید—اما با چشمانی کاملاً باز.

۲) نقشه ای طولانی مدت برای این کار ندارید

کسی که شرکتی را تاسیس می کند باید خیلی بیشتر از ۶ تا ۱۲ ماه اول را ببیند. اطمینان یابید که حتماً برای پر منفعت نگاه داشتن شرکت برای چند سال آینده نقشه های اساسی در سر دارید. ضروری است که برای نقشه هایتان اشتیاق داشته باشید، اما اگر الگو و نمونه خوبی در دسترس ندارید و به اندازه کافی هم در مورد بازار کار تحقیق نکرده اید، مطمئن باشید که موفق نخواهید شد. شرکت هایی که موفق می شوند آنهایی هستند که دائماً خود را دوباره سازی کرده و محصولات و سرویس های خود را توسعه می دهند و در صدد بالا بردن درآمد و بازده کارشان هستند.

۳) برای ایجاد سرمایه کاری مشکل دارید

دقت کنید که یکباره همه پس انداز و سرمایه تان را در این کار نگذارید. دنبال قرض کردن هم نباشید تا برای خود سرمایه درست کنید. پول گرفتن از دوستان و خانواده و فامیل ممکن است در روابط شخصی شما با آنها اختلال ایجاد کند. بنابراین اگر بانکدارتان با تصمیمات شما موافقت نکرد، احتمالاً باید بیشتر در مورد نقشه کارتان فکر کنید.

۴) مهارت های مدیریتی ندارید

چون می خواهید کاری تکنفره را شروع کنید، همه کارها را خودتان باید انجام دهید: مصاحبه ، استخدام، مدیریت و اخراج کارکنان. باید مهارت های مدیریتی داشته باشید تا بتوانید به کارکنانتان طی دوران های سخت کاری انگیزه بدهید تا مطمئن شوید که امید خود را از دست نداده و کار را کنار نمی گذارند. فردی با قدرت مدیریت پایین و مهارت های مردمی بی اثر، نخواهد توانست به خوبی انگیزه به دیگران بدهد. باید صبر و سیاست داشته و حرفه ای عمل کنید.

۵) فکر می کنید که می توانید همه کارها را به تنهایی انجام دهید

یک موسس خوب باید بداند که چه زمانی دنبال متخصصین حرفه ای برود تا بتواند از آنها کمی همکاری و مشاوره بگیرد در حالی که خود کارهای مهم را در دست دارد و رئیس شرکت قلمداد می شود. یک همکار مطمئن استخدام کنید تا به جزئیات امور رسیدگی کند. با این کار فکر خودتان هم تا اندازه زیادی راحت تر خواهد شد.

۶) اطرافتان را پر از افراد بله قربان گو کرده اید

یک رئیس قدرتمند تیم کارکنانش را از کسانی انتخاب می کند که مهارت  های ویژه داشته باشند نه بله قربان گوهایی که فقط در حال تملق کردن هستند. شما نیاز به مشاورین، همکاران و کارکنانی دارید که قابل اطمینان باشند و صادقانه شما را حمایت کنند.

۷) شریک خوبی برای خود انتخاب نمی کنید

اطمینان یابید که کسب و کاری که راه انداخته اید کاملاً قانونی باشد. چون ممکن است از اداره کل مالیات های مرکزی سراغتان بیایند. ممکن است کسی که به عنوان شریک و همکار تراز اولتان معین کرده اید بتواند برایتان مشکل ساز شود. اگر او از غیر قانونی بودن کارتان به شما اطلاعی ندهد، کار شما گره خواهد خورد.

۸) از تبلیغات دست می کشید

قرارداد پرمنفعتی بسته اید و مشغول پول درآوردن هستید. اما وقتی خیلی درگیر اینگونه مسائل می شوید، دیگر فراموش می کنید که این اصلاً کافی نیست و باید کمی هم آینده نگری کنید. روی محصولاتتان کار کنید و سعی کنید راه هایی را پیدا کنید که بتوان از طریق آن شهرت و اعتبار خود را بالاتر ببرید. با تبلیغات یا با هر وسیله ای که می توانید این کار را انجام دهید. در مسابقات ورزشی، میهمانی های بزرگ یا گردهمایی ها می توانید تبلیغات کنید.

۹) به فکر رقبا نیستید

وقتی کار و ایده جدیدی را به کار انداخته اید، مطمئن باشید که همیشه کپی کارهایی وجود دارند که منتظر یافتن ایده های جدیدی دیگران هستند. وقتی افراد موفقیت شما را ببینند، سعی خواهند کرد که با شما رقابت کنند. برای رقابت کردن همیشه آماده باشید و آن را در برنامه و نقشه ی کارتان قرار دهید.

۱۰) مخارجتان بالاتر می رود

قسمتی از رویایتان ممکن است شرکتی زیبا و مجلل با بهترین و گرانتریین لوازم و دکوراسیون باشد. اما برای ساختن چنین شرکتی عجله نکنید. کمی زمان لازم است. خرج کردن همه پولی که می توانست صرف تبلیغات برای شرکتتان شود برای دکوراسیون و این چیزها در اول کار اصلاً معقولانه نیست.

۱۱) انگیزه تان را از دست خواهید داد

در اول کار، همه مؤسسین خود را در کارهای روزانه غرق می کنند. به یاد داشته باشید که کمی تفریح هم برایتان لازم است. با دوستان بیرون بروید یا همراه با خانواده به پیک نیک و گردش بروید. بعضی شب ها شام را در رستوران صرف کنید، چه اشکالی دارد؟ در زندگی توازن لازم است. با غرق کردن بیش از حد خود در کار کم کم انگیزه هایتان را از دست خواهید داد.

۱۲) نقشه جایگزین ندارید

کسی دوست ندارد که به مسائل منفی فکر کند، اما به عنوان یک موسس باید انتظار حوادث غیر مترقبه را داشته باشید. حوادث و مشکلات همیشه در کمین هستند. شما باید برای روبه رو شدن با اینگونه مشکلات آمادگی لازم را داشته باشید.

 چشمانتان را باز نگاه دارید

با خودتان صادق باشید و به حرف ها و پیشنهادات کارکنان قابل اطمینانتان گوش فرا دهید. زمان کافی را صرف آماده کردن، مرور و بازبینی همه ی مراحل کارتان کنید و با این کار درصد اشتباهاتتان را پائین تر خواهید آورد و موفق تر خواهید بود.

کیفیت؛ مفهومی که باید دوباره تعریف شود

زمانی‌که شرکتی سودی بیش از میانگین صنعتی کسب كند، گفته می شود نسبت به رقبای خود از برتری رقابتی برخوردار است. هدف بسیاری از راهکارهای بازرگانی کسب برتری  رقابت ی مداوم است.

 به عبارت دیگر، این اعتقاد در سطحی وسیع وجود دارد که یکی از مهمترین عوامل پیشبردی در هر حرفه ای برخورداری از یک برتری  رقابت ی منحصر به فرد است.

● آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که برتری  رقابت ی شرکت شما چه چیزی می تواند باشد؟

اکثر مدیران بر این اعتقادند که با جذب بخش اعظمی از بازار و یافتن مشتریان کافی که حاضر به پرداخت بهای بیشتر هستند، چیزی با ارزشتر از رقابت به دست خواهند آورد.

 هر زمان که از مدیران مشاغل مختلف در ایران سوال می شود، به بحث در ارتباط با کیفیت محصول و یا شاید خدمات خود می پردازند. در حقیقت، از نظر آنها برتری  رقابت ی میزان حصول به کیفیت و خدمات  سطح بالا را کاهش می دهد.

جالب است که بدانید نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از جوامع، اکثر مشاغل برای حصول به برتری  رقابت ی متکی به کیفیت و خدمات هستند. اما مایلم توجه شما را به مفهوم کیفیت به عنوان یک برتری رقابتی جلب كنم.

تصور کنید اگر تک تک افراد کیفیت و خدمات  ارائه كنند، برتری  رقابت ی چه جایگاهی خواهد داشت؟ اگر بگوییم کیفیت و خدمات همان برتری  رقابت ی است به مفاهیمی بسیار وسیع و مبهم پرداخته ایم. بنابراین باید از این مدیران تعریف کیفیت را پرسید. آیا آنها قادر به تجسم معنی کیفیت در شرکت خود هستند؟

 در واقع این کار، ساده نخواهد بود. «کیفیت» کمی ناملموس به نظر می رسد، چرا که واژه ای نسبی است. خطر مفهوم «کیفیت» و « خدمات  » در ذهن مدیران کمی خفیفتر از خطری است که فکر مشتریان را تهدید می کند.

شما به عنوان مدیر تنها در صورتی از برتری رقابتی ملموس برخوردار خواهید بود که قادر به تعریف دقیق معنی «کیفیت» و « خدمات  » برای مشتریان خود باشید.

ارائه کیفیت و  خدمات  تنها در قالب لغتهای کلی برای نشان دادن برتری  رقابتی، کافی نیست. باید بتوانید دلیل برتری، قدرت، قابلیت اطمینان و دیگر ویژگیهای محصول خود را اثبات كنید.

مشتریان به ادعاهای مبهم اعتقادی ندارند و شما را نیز باور نخواهند داشت، مگر اینکه قادر به اثبات گفته های خود توسط حقایق انکار ناپذیر باشید.

در مورد خدمات نیز می توان همین مباحث را مطرح كرد. چطور تصور می کنید که  خدماتی برتر از  خدمات رقبای خود ارائه می دهید؟ آیا این  خدمات  توسط شما سریعتر یا فردی تر است و یا مطابقت بیشتری با منافع مصرف کننده دارد؟ ما باید هر گونه ادعایی را در ارتباط با  خدمات خود ثابت کنیم.

 به یاد داشته باشید که چه در موقعیتهای تبلیغاتی و چه در ارتباط با فروش عباراتی خاص و قابل اثبات، به مراتب باور کردنی تر و تاثیرگذارتر از کلی گویی هستند.

بنابراین چنانچه محصول خود را بر پایه کیفیت عالی ارتقا می بخشید، به کار بر روی تعریف دقیق دلیل این برتری و اثبات قابل ملاحظه بودن آن بپردازید. با این کار یکی از دو مورد زیر حاصل خواهد شد:

▪ اول اینکه ممکن است به این نتیجه برسید که محصول، یا خدمات  شما در واقع از برتری چندانی نسبت به محصول یا  خدمات  رقبایتان برخوردار نیست.

 این نتیجه را می توان نتیجه خوبی تلقی كرد، چرا که با حصول به آن می توانید تولیدات یا  خدمات خود را ارتقا بخشید. می توان این را مزیتی بسیار خوب تلقی كرد.

▪ دوم اینکه چنانچه بتوانید برتری خود را تعریف و دلایل قابل ملاحظه ای ارائه كنید، واقعا از برتری رقابتی برخوردارید، که طرح منحصر به فردی برای تبلیغ در اختیار شما قرار می دهد.

به عبارات زیر دقت کنید

«محصول ما در بازار حرف اول را می زند.» یا «محصول ما طبق بررسیهای علمی در (یک محدوده، شهر، کشور و غیره) ۴۲ درصد تاثیر گذارتر از محصولات مشابه بوده است. به نظر شما کدامیک تاثیر بیشتری دارند؟

ممکن است تصور شود که به منظور ارزیابی برتری محصول یا  خدمات  نمی توان آنها را آزمایش كرد، بنابراین شما می توانید به طریق دیگری بررسی مستقلی در مورد ادعاهای خود ارائه كنید. به عنوان مثال استفاده از قدردانی مشتریان راه بسیار مؤثری برای غلبه بر تردید مشتری به شمار می رود.

وقتی افراد مستقل با بیان منافعی که حاصل کرده اند در مورد محصول یا  خدمات شما با نظر مثبت سخن می گویند، بسیار باورکردنی تر از زمانی است که همان عبارات توسط خود شما گفته شوند. اگر مشتری شما فرد خاصی باشد وضع بهتر نیز خواهد شد.

بنابراین، برتری رقابتی شما چیست؟

نگویید کیفیت و  خدمات . این گفته از مفهوم خاصی برخوردار نیست. سعی کنید خاص باشید. با در دست داشتن حقایق، باور کردنی تر شوید. سپس طرح منحصر به فرد فروش را از آن خود کنید.

 بی شک نظاره گر تفاوتی در نتایج حاصله خواهید بود و این، ارزش همه این تلاشها را دارد. باید یادآور شد که بهترین کار برای تداوم حرفه، ایجاد ارزشی عالی برای مشتریان است.

مدیریت بر نام تجاری

 شاید بتوان گفت كه بارزترین مهارت حرفه ای بازاریابان، قابلیت و توانایی آنها در ایجاد، حفظ، مراقبت و ارتقای نام تجاری (BRAND) است. تعیین نام تجاری هنر و بنیان بازاریابی است.

نام تجاری سبب شناسایی فروشنده یا سازنده می‌شود. نام تجاری می تواند یك نام، یك علامت تجاری، نشان و یا سمبل دیگری باشد. فروشنده براساس قانون علامت تجاری حق استفاده همیشگی از نام تجاری را در اختیار دارد.

بدین ترتیب نامهای تجاری جدای از داراییهایی نظیر مجوز بهره‌برداری، حق چاپ و غیره هستند كه از مدت زمان اعتبار خاصی برخوردارند.

 یك نام تجاری تعهد دائمی یك فروشنده برای ارائه مجموعه‌ای از ویژگیها، مزایا و خدمات خاصی به خریداران را الزام می كند. بهترین نامهای تجاری، حاوی تضمین كیفیت هستند. اما یك نام تجاری می‌تواند  سمبل موارد پیچیده‌تری هم باشد.

انجمن بازاریابی آمریكا نام تجاری را چنین تعریف می‌كند:

نام تجاری، یك نام، اصطلاح ، علامت‌، نشان یا طرح یا تركیبی از این ها است كه برای شناسایی كالاها یا خدمات یك فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز كردن این كالاها و یا خدمات از كالاها یا خدمات رقبا به كار می رود.

▪ مزایا:

 یك نام تجاری چیزی بیش از مجموعه‌ای از ویژگیها است. مشتریان خریدار ویژگی نیستند بلكه به دنبال مزیتها هستند. ویژگیها باید به مزیتهای عملیاتی یا عاطفی تبدیل شوند. ویژگی دوام پذیری به مزیت عملیاتی «من مجبور نخواهم بود هر چند سال یك بار اتومبیلی نو بخرم» تبدیل می‌شود.

ویژگی ارزشمندی هم مزیت عاطفی «اتومبیل كمك می‌كند من احساس كنم مهم و پسندیده هستم» را به دنبال دارد. ویژگی ساخت خوب هم ممكن است به مزیت عملیاتی و عاطفی «در صورت بروز حادثه به من آسیبی وارد نمی‌شود» تبدیل شود.

▪ فواید:

نام تجاری همچنین درباره فوایدی كه تولیدكننده ارائه می‌كند هم مطالبی گفتنی دارد. بدین ترتیب، مرسدس سمبل عملكرد خوب، ایمنی، حیثیت و اعتبار و نظایر آن است. بازاریاب نام تجاری، باید گروههای خاصی از خریداران اتومبیل را كه به دنبال این فواید هستند شناسایی و بررسی كند.

▪ فرهنگ:

 نام تجاری ممكن است، نشانگر فرهنگ خاصی باشد. اتومبیل مرسدس بیانگر فرهنگ آلمان است. یعنی نظم،كارآمدی و كیفیت برتر.

▪ شخصیت:

 نام تجاری همچنین می‌تواند شخصیت خاصی را ذهن مجسم كند.

▪ استفاده كننده:

 نام تجاری، نوع مصرف‌كننده‌ یا استفاده كننده كالا را مشخص می‌سازد. چنانچه یك منشی بیست ساله را ببینیم كه اتومبیل مرسدس سوار شده است،

 شگفت‌زده خواهیم شد چراكه انتظار داریم مدیر سطح بالایی با ۵۵ سال را پشت فرمان این اتومبیل مشاهده كنیم. استفاده كنندگان از كالا كسانی خواهند بود كه برای ارزش، فرهنگ و شخصیت كالا احترام قائل می‌شوند.

● مدیریت بر نام تجاری

مدیریت نام تجاری در مجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، اجرا و كنترل، برای نام تجاری ایجاد ارزش كند و سپس در جهت حفظ و ارتقای ارزش آن بكوشد. ویژگیهای یك نام تجاری مطلوب عبارتند از:

▪ نام تجاری باید مزایای كالا را همراه داشته باشد.

▪ نام تجاری باید خواص كالا مثل طرز عمل یا رنگ آن را به همراه بیاورد.

▪ تلفظ، شناخت و به خاطر سپردن نام تجاری باید آسان باشد.

▪ نام تجاری باید شاخص باشد.

▪ نام تجاری باید در سایر كشورها و یا زبان های دیگر نیز با معنا و مربوط باشد.

● هرم ارزش‌گذاری نام تجاری

هر نام تجاری برای اشتهار و معروف شدن می‌بایست مراحل هرم ارزش گذاری را طی كند. ابتدا مشتریان نام تجاری را نمی شناسند. سپس با توجه به تبلیغات شركت و یا استفاده از محصول با آن نام تجاری آشنا می‌شوند.

 در مرحله بعد مشتریان راجع به عملكرد محصول قضاوت خواهند نمود. در این مرحله همچنین احساسات مشتریان در مورد آن نام تجاری شكل خواهد گرفت. و در آخر نام تجاری به مرحله بلوغ خود می‌رسد.