تحول فراحافظه و رفتار حافظه در کودکان و نوجوانان
هدف پژوهش حاضر، مطالعه چگونگی تحول فراحافظه و رفتار حافظه دانش آموزان بهنجار پایه های اول، سوم و پنجم ابتدایی و اول و سوم راهنمایی بوده است. مطالعه فراحافظه و رفتار حافظه در پنج ویژگی متضاد تکلیف (نوع مفاهیم) صورت گرفته است؛ عاطفی یا غیر عاطفی، منفرد یا مرکب، عینی یا انتزاعی، با رابطه مفهومی یا بدون رابطه مفهومی و پویا یا ایستا.
● روش:
در این مطالعه مقطعی تحلیلی از هر پایه تحصیلی، 50 نفر (25 دختر و 25 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای در پژوهش شرکت داده شدند. بر مبنای پنج ویژگی متضاد یاد شده، پنج خرده آزمون تدوین و هر خرده آزمون روی 10 نفر از افراد هر پایه اجرا گردید تا اثر تجربه در آزمون خنثی شود. هر خرده آزمون در دو مرحله، مرحله اول برای سنجش فراحافظه و مرحله دوم برای سنجش رفتار حافظه اجرا و داده ها تحلیل شدند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی و تحلیل واریانس سه متغیری با اندازه گیری مکرر استفاده شد.
● یافته ها:
نتایج نشان می دهد که بین فراحافظه و رفتار حافظه در اغلب موارد همبستگی مثبت پایین یا بسیار پایین و در برخی موارد همبستگی مثبت متوسط یا بالا وجود دارد. رابطه بین فراحافظه و رفتار حافظه تحت تاثیر سن و متغیر تکلیف قرار دارد. با افزایش سن، احتمال درستی فراحافظه و توانایی رفتار حافظه افزایش می یابد. درستی فراحافظه تحت تاثیر تکلیف قرار دارد. توانایی فراحافظه و رفتار حافظه دختران بیشتر از پسران است. بین فراحافظه و رفتار حافظه با پیشرفت تحصیلی افراد مورد مطالعه رابطه ای مشاهده نشد.
● نتیجه گیری:
بین فراحافظه و رفتار حافظه رابطه پایداری وجود ندارد. نتایج متفاوت مربوط به رابطه حافظه و رفتار حافظه در پژوهش های مختلف و چالش انگیز بودن این رابطه، بررسی های بیشتری می طلبد.
دکتر «مارتين سليگمن» بنيانگذار جنبش روانشناسي مثبت در دهه قبل مي گويد؛ «تصور کنيد دارويي کشف شده است که مي تواند طول عمر شما را هشت الي 9 سال بيشتر کند. احساس خوشبختي همان دارو است.» محققان در زمينه خوشبختي به پشتوانه هزاران تحقيق در اين مورد مي گويند «خوشبختي ساختني است». تحقيق روي چهار هزار دوقلو نشان داده است که ژنتيک حدود 50 درصد در ميزان خوشبختي انسان نقش دارد. پس حتي اگر به جاي خوش اخلاقي، اخم کردن را به ارث برده باشيد، باز هم محکوم به زندگي توام با اخم و ناراحتي نيستيد. همچنين امتيازاتي نظير سلامتي، ثروت، تحصيلات يا زيبايي مي تواند 10 درصد به خوشبختي کمک کند و 40 درصد باقي آن بستگي به آن دارد که چگونه خود را شاد سازيد و خوشحال باشيد. دکتر «مارتين سليگمن» مي گويد؛ «اين يک مساله گمراه کننده است زيرا بيشتر مردم تصور و فکر مي کنند چيزهاي ظاهري مانند داشتن يک خانه بزرگ، يک شغل عالي، يک بليت لاتاري برنده شده، زندگي را شادتر کنند در حالي که آنها فقط يک شادي موقتي را به ارمغان مي آورند و هيجان و شادي ناشي از آنها کم کم رنگ مي بازد.»
تحقيقاتي که روي جدول روند احساس خوشبختي در طول عمر انسان به عمل آمده است، نشانگر آن است که بعد از حتي بهترين و شادترين دوران کودکي، احساس خوشبختي و شادي در دوران نوجواني و اوايل جواني کاهش مي يابد اما با افزايش سن اين احساس نيز بيشتر مي شود. در واقع برخي دانشمندان معتقدند در سنين پيري، احساس خوشبختي و رضايت خاطر بسيار بيشتر مي شود زيرا افراد مسن با پيشامدهاي زندگي مانند جوانان با شدت و حساسيت برخورد نمي کنند و نسبت به جوانان نگرش مثبت تري به زندگي دارند و همچنين پس از گذراندن عمري درک کرده اند که زندگي کوتاه تر از آن است که بتوان آن را سخت گرفت و در نتيجه سعي مي کنند در زندگي، افراد يا چيزهايي را که موجب ناراحتي شان مي شود به کلي ناديده بگيرند. دکتر «ويل فليسون» روانشناس دانشگاه wake Forest مي گويد صرف نظر از سن و خلق و خو، هر کسي مي تواند رفتارش را تغيير دهد و خودش را آدم شادتري کند. بي شک در هر موقعيتي هر کسي راهي براي بالا بردن روحيه خودش پيدا مي کند. دکتر «فليسون» مي گويد؛ «با انجام کارهايي هر چند کوچک اما با انرژي و مهيج مي توانيد اثر مثبتي روي حالت روحي خود بگذاريد و حال تان را بهتر کنيد. يکي از اين کارها خنديدن با صداي بلند است که بسيار روحيه را شاد مي کند.»
در وزارت بهداشت سه مولفه آموزش، پژوهش و خدمت برای ارتقای سلامت و حفظ سلامت و پیشگیری از بروز بیماری ها و درمان آن جمع شده اند. نکته اساسی این است که دولت باید بداند آموزش و پژوهش از مسیر خدمات می گذرند، یعنی اگر خدمت بایسته ای به و یا ناشایسته مردم ارایه نشود، مفهوم آن این است که پژوهش و آموزش هم آسیب خواهند دید. به طور خلاصه آنکه در بعد آموزش در چهار سال گذشته، تغییری در فضای آموزش حوزه پزشکی که به ارتقای کیفیت منجر بشود، دیده نشد و هم چنان سردمداران اندیشه فوق تخصصی و تخصص گرایی موجب شدند تا دیدگاه های اندیشمندانه برای علوم پیراپزشکی و پزشکی عمومی جایگاه مناسبی پیدا نکنند. هنوز هم دانشجویان پزشکی ما تحصیلات و آموزش خود را در بخش های فوق تخصصی و زیر نظر آنها طی می کنند که قطعا نمی تواند محیط مناسب آموزش باشد...
آموزش پزشکی جامعه نگر و جامع نگری در آموزش پزشکی، روز به روز ضعیف تر شد و فضای شیرین خود را از دست داد. در مورد تحقیق به قول سازمان های بین المللی، هم چنان فاصله 90/10
(Global Gap 10/90) محسوس است. به این مفهوم که تنها 10 درصد از تحقیقات پاسخگوی نیازهای مردم بوده است. اما در حوزه سلامت که جایگاه اصلی را دارد، چهار حیطه اصلی برای مسوولان وجود دارد که حداقل سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آنها باید در وزارت بهداشت صورت بگیرد.
● ارتقای سلامت
حیطه اول ارتقای سلامت است. به این مفهوم که قدم هایی باید برداشته شود، سلامت مردم به طور عام و نه تنها بیماری آنها، تحت تاثیر قرار بگیرد و ارتقا پیدا بکند. معمولا این وظیفه، یک وظیفه حکومتی است که محوریت آن در وزارت بهداشت قرار دارد. اگرچه ممکن است کارهایی در این زمینه صورت گرفته باشد، اما با اطمینان می گویم که بازتاب عملی آن درحدی نیست که بنده به عنوان فردی با تجربه در حوزه سلامت صدای آن را شنیده باشم.
● پیشگیری
در مورد پیشگیری متاسفانه وضعیت بدتر از اقدامات درمورد ارتقای سلامت بود. در طول تاریخ هیچ گاه به اندازه امروز مواد دخانی در کشور وجود نداشت. افزایش مستمر مصرف کنندگان مواد دخانی پاسخی بود به این بازار مکاره ای که جهان خواران برای ما ساخته اند و مسوولان هم چشم بر آن بسته اند. همه مطالعات معرف افزایش کمی مصرف مواد دخانی در هر دو جنس پسر و دختر است. این در حالی است که قانون کنترل جامع دخانیات در دولت هشتم به تصویب رسید و با قریب دو سال تاخیر آیین نامه اجرایی آن نیز توسط دولت نهم مصوب گردید، اما شما هنوز در اغلب و یا شاید همه مکان های عمومی و فضاهای بسته مصرف دخانیات را شاهد هستید و تعداد تفرج گاه هایی که قلیان را وسیله جلب مشتری خود قرار داده اند رو به فزونی است. در دهه 1370 نوشتار بین المللی منتشر شد که گواهی می داد شرکت های بزرگ دخانی جهان ایران را هدف گرفته اند و تصمیم دارند دراین مروارید خاورمیانه بیشترین میزان فروش مواد دخانی را داشته باشند.
اگر چه این توطیه شناخته و بر ملا گردید، اما همه برنامه های مندرج در آن عینا به اجرا درآمد و بعضی از رفتارهای صوری تنها مصداق کلمه الحق یراد بها الباطل گردید. شما به راحتی و در هر سنی که باشید می توانید هر چند نخ سیگاری را از هر دست فروشی با هر رنگ و قیمتی تهیه کنید. چه آنهایی که اخیرا شعار بهداشتی رویشان نصب شده است و چه آنهایی که به طور قاچاق در بازار وجود دارد و میزان آن چند برابر میزان مورد تایید دولت است. همه این رفتارها مخالف صریح قانون کنترل جامع دخانیات است. از عوامل خطر دیگر باید روغن و نمک و شکر را ذکر کنیم که در همه موارد آگاهی نبخشیدن به مردم و تجارت توانستند هم چنان این عوامل خطر را در دنیای مصرفی ما حفظ کنند و یا روز به روز افزایش دهند. اگر چه حدود سه برابر استاندارد شکر مصرف می کنیم، اما تجارت شکر یکی از پرسودترین بازارهایی است که حاضر نشد به نفع سلامت مردم کوچک شود.
تقریبا کودکان ما از دو سالگی به غذاهای شور عادت می کنند و فریاد مصرف تنقلات نمکی از رسانه ملی، شنیداری و نوشتاری گوش جامعه را خراشیده است. شاید آب سالم یکی از مهم ترین فاکتورهای مرتبط با سلامتی باشد که هم در محافل بین المللی و هم در گزارشات داخلی بر آن تاکید شده است. در چند سال گذشته ما مشکل میکروبی آلودگی آب نداشتیم، اما متاسفانه وجود فلزات سنگین و باقی مانده مواد شیمیایی در آب های مصرفی، یکی از عوامل بزرگ خطر سلامتی به حساب می آید، مسوولان سازمان آب و فاضلاب در چند شهر بزرگ کشور از این آلودگی گله کردند، اما واقعا صدایی که اطمینان بخش جامعه باشد از وزارت بهداشت شنیده نشد.
موضوع آب تا حدی جلو رفت که دامن آب های صنعتی را نیز گرفت و آنها که باید زیر محدودترین استانداردهای بهداشتی باشند، به حدی نامناسب تشخیص داده شدند که کشورهای خریدار، عطای تجارت را بر لقای آن بخشیدند و آب ها را به بازار ایران برگرداندند تا مجددا این جسم آشنا به عوامل خطر ایرانیان باشد که آن را مصرف می کنند. وجود این فلزات سنگین و مواد شیمیایی باقی مانده در آب و سایر مواد غذایی، شیپوری است که صدای آن به زودی شنیده می شود، اما هنوز ناقوس آگاهی بخشی از وزارت بهداشت شنیده نشده است. تقریبا در اغلب شهرهای بزرگ ازجمله بعضی از شهرهای استان گلستان، لنجانات اصفهان و تمامی تهران بزرگ، آبی که برای کشاورزی مصرف می شود حاوی میزان های بالایی از فلزات سنگین و باقی مانده سمومی است که اصلا در قالب استاندارد نمی گنجد و همان وضعیت آب مصرفی را دارد.
● درمان
درمورد درمان، وظیفه اصلی وزارت بهداشت که منحصرا باید در همین وزارتخانه برنامه ریزی و عملیاتی شود و برخلاف موارد قبلی ارتباطی با سایر بخش های توسعه ندارد، نیز متاسفانه وضعیت مناسب نبود. دو مولفه اساسی در این زمینه وجود دارد. اول مساله علم در تشخیص و درمان بیماری ها و دوم عدالت در سلامت. در مورد تشخیص و درمان بیماری ها به دلیل عدم انجام وظیفه مناسب وزارت بهداشت در جایگاه رهبری و تولیت سلامت برای تعیین پروتکل ها و دستورالعمل های مناسب مدیریت شده، آن چنان بازاری درست شده که تقریبا با هیچ مولفه علمی سازگاری ندارد. به عنوان مثال، اگر به هر یک از مطب های تخصصی سر بزنید، بیمار های زیادی می بینید که بقچه هایی ازعکس و آزمایش و... همراه خود دارند که بیش از 90 درصد آنها حتی توسط پزشک سفارش دهنده نیز بررسی و تجزیه و تحلیل نمی شود. آزمایش هایی بر صفحه کاغذ می بینیم که قطعا بدون نیاز و بدون بهره وری مناسب برای بیمار درخواست شده است. هر یک از این بقچه ها می تواند در یک کشور پیشرفته که تکلیف تولیت سلامت در آن روشن است، پرونده ای باشد برای فاتحه مدیریت سلامت در آن کشور و نفی کامل آن مدیریت.
نکته ای که در این زمینه وجود دارد، علاوه بر زیان های جسمی و روانی و اجتماعی که بر جامعه وارد می شود، زیان های اقتصادی است، چه کسی این هزینه ها را می پردازد؟ این هزینه ها که حتی بیهوده هم هستند با کمال تاسف از جیب مردم تامین می شوند. عدالت در سلامت در دولت نهم به فراموشی سپرده شد و این در حالی بود که ماده 90 برنامه پنج ساله چهارم و ساختارهای حقوقی و قانونی مترتب بر آن تکلیف را برای این وظیفه مهم و چهار سال منتهی به 1388 روشن کرده بود. گاهی اوقات بعضی مسوولان یا رسانه های عمومی شیپور را از سر گشاد زده و تنها به کمبود بودجه سلامت از بودجه ملی تکیه کرده اند، اما صراحتا عرض می کنم که اگر همه بودجه ملت بر چاه ویل سلامت که تولیتی بر آن وجود ندارد ریخته شود، باز هم مردم هستند که باید از جیب خود هزینه های لازم و غیرلازم سلامت را تامین و پرداخت کنند. لذا موضوع علمی کردن تشخیص و درمان که تجربه جهانی آن را در قالب تدوین راهکارهای موثر بالینی و غیربالینی تبیین کرده است و حفظ منافع ملی با افزایش بهره وری در مصرف آنها از اهم گمشده های چهار سال گذشته است.
● توان بخشی
حیطه چهارمی که وزارت بهداشت مکلف به اجرای آن است و باز هم به هیچ بخش دیگری مربوط نمی شود، حوزه توان بخشی است که این توان بخشی در همه ابعاد معنوی، اجتماعی، روانی و جسمی باید شکل بگیرد. موضوع توان بخشی در دولت نهم همانند دولت های پیشین هیچ گاه به یک موضوع اولویت دار تبدیل نشد. در حالی که یکی از شاخص های ارزشیابی خدمات سلامت در جهان نحوه عملکرد ساختار سلامت در حوزه توان بخشی است.
چند نکته توصیه ای برای دولت محترم دهم که ادای دینی شده باشد و پاسخی به درخواست مقام معظم رهبری
▪ رعایت عدالت در سلامت باید از حیطه حرف و کلام به حوزه عمل تبدیل شود، به طوری که جراح در اتاق عمل، پزشک خانواده در کلینیک و مردم در صورت حساب هزینه های زندگی خود آن را لمس کنند. خوشبختانه همه موازین قانونی برای اجرای این امر در اختیار وزارت بهداشت است و تنها شرط اجرای آن هم عالم بودن و علمی نگاه کردن به مساله است.
▪ آگاهی بخشی و اصلاح رفتار بخش های مختلف توسعه که مرتبط با سلامت هستند. به عنوان مثال آب و غذا و رفتارهای فردی و اجتماعی و بهداشت فردی و معنوی را نمی توان در جامعه استوار کرد مگر همکاری معنی داری با حمایت عالمانه وزارت بهداشت بین همه بخش های توسعه پیدا شود.
▪ آشتی با مردم و جلب مشارکت جدی آنها در همه حیطه های سلامت. مبادا باز هم مردم آخرین کسانی باشند که از حضور ویروس های آنفلوآنزایی در کشور خبردار می شوند، در حالی که آنها هستند که می توانند هر ناممکنی را ممکن کنند. امنیتی کردن فضای سلامت و دور شدن از مردم خطایی است که هرگز بخشوده نمی شود.
▪ بهره گیری عالمانه از آنچه در اختیار داریم و یا باید در اختیار بگیریم مبتنی بر توان ملی و فرهنگ اقتصادی و اجتماعی خودمان. استفاده از تکنولوژی مناسب نه تنها فقط علم احتیاج دارد، بلکه شجاعت نیز از ضروریات آن است، زیرا اینجا میدانی است که غول تجارت هم قبراق و سرحال آماده مبارزه است.
امید بر این داریم که دولت دهم با بهره گیری مناسب از توان مردم و نخبگان علمی و تجربه های موثر پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی حداقل درحوزه سلامت،آموزش و پژوهش در پزشکی باشد.