در این مقاله 16 خصوصیت از افراد خودساخته را برایتان عنوان می کنیم. فرد خود ساخته اینجا به معنی فردی است که درصدد واقعیت دادن به توانایی های خود است.

بعد از اینکه تک تک این خصوصیات را به دقت مطالعه کردید، به نسبت میزان نزدیکی که به هریک از خصوصیات دارید، به خود نمره 1 تا 10 بدهید.

نتیجه ای که به دست می آورید نمایش شهودی نقاط ضعف و قدرت شما در حرکت به سمت به واقعیت کشاندن توانایی های فردیتان است.

وقت بگذارید و به این فکر کنید که واقعاً چرا در برخی خصوصیات قوی تر از بقیه هستید. چه چیز باعث شده که برای فلان خصوصیت نمره بالایی بگیرید؟ برای اینکه نمره هر خصوصیت را در خودتان بالاتر ببرید، چه باید بکنید؟ بالاترین نمره ای که می توانید به دست آورید 160 است. شما چقدر به این عدد نزدیک هستید؟

1) فرد خود ساخته درک کارامدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری می کند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایین ها را بپذیرد وتفاوت آنرا تشخیص دهد.

2) پذیرش خود، دیگران و طبیعت. فرد خود ساخته واقعیت را همانطور که هست می بیند و مسیولیت آنرا نیز به گردن می گیرد.

3) فرد خود ساخته در کارهای خود سادگی، طبیعیت و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آنطور که دیگران تصور می کنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی می رسد انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است: چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمی کند دیگران را آزار دهد، و برای خوبی ها ارزش و احترام قایل است.

4) مشکل محوری. فرد خود ساخته کسی است که شدیداً روی مشکلات خارج از خودش تمرکز می کند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش می کند.

5) جدایی و نیاز به حریم خصوصی. با وجود همه دغدغه های او برای جامعه، فرد خود ساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمانهایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق می شود، لذت می برد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمی بیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به تنهایی کافی است.

6) خودمختاری، استقلال از فرهنگ و محیط. فرد خود ساخته قادر است به تنهایی تصمیم بگیرد و به تنهایی کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.

7) طراوت همیشگی. فرد خود ساخته از ساده ترین و طبیعی ترین چیزها احساس لذت می کند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست به همین خاطر همیشه به تماشای آن می رود. هنوز هم از انجام بازی های دوران کودکی خود لذت می برد.

8) تجربه عارفانه، عالی ترین تجربه. فرد خود ساخته همیشه تجربیاتی دارد که باعث می شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان می بینند و تصور می کنند که در یک برهه از زمان بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.

9) حس همبستگی. فرد خود ساخته نسبت به همه مردم احساس دارد. از آدم هایی که در اطرافشان وجود دارد آگاهند و نسبت به آنها حساسند.

10) ارتباطات میان فردی. فرد خود ساخته ارتباطات میان فردی عمیق تر و شدیدتری نسبت به سایر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوست داشتنی دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولاً دوستان کمی دارند اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.

11) ساختار شخصیتی دموکراتیک. فرد خود ساخته به برابری انسانها معتقدند، اینکه هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و نقاط ضعف خاص خود را دارد.

12) تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد. فرد خود ساخته تفاوت بین راه و هدف، خوب و بد را می دانند و آنها را طوری با هم اشتباه نمی گیرند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران شود..

13) حس شوخ طبعی فلسفی یا غیرخصومت آمیز. فرد خود ساخته از شوخی لذت می برند. دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند اما نه به قیمت دیگران. آنها بااینکه می توانند خیلی جدی باشند، اما افرادی خوش طینت به نظر می رسند.

14) خلاقیت. فرد خود ساخته می توانند شدیداً خلاق باشند. خلاقیت خود را می توانند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیالپردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.

15) مقاومت دربرابر فرهنگ پرستی، برتری هر فرهنگ خاص. هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و می تواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند طوریکه خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.

16) نواقص فرد خود ساخته. افراد خود ساخته، افرادی هستند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل فردی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستی هایی دارند و همیشه چیزهای تازه ای برای یاد گرفتن و راه های تازه ای برای رشد وجود دارد.. فرد خود ساخته بااینکه با خود خیلی راحت است اما هیچوقت دست از تلاش برنمی دارد.

 قارچ

با توجه به نياز مبرم بدن انسان به پروتئين و به منظور تغيير الگوي مصرف غير گوشتي اين قارچ مي تواند جايگزين مناسبي از نظر تامين پروتئين خانواده باشد. جهت طبخ ، قسمت صفحه اي قارچ را از ساقه جدا نموده و در تهيه انواع غذاها از آن استفاده مي کنند که عبارتند از :
1- کباب قارچ با طعم قلوه :
ابتدا قسمت صفحه اي قارچ را با مقدار کمي روغن مايع چرب نموده و کمي نمک و فلفل به آن اظافه ميکنيم. سپس روي سيم طوري پهن کرده و با حرارت ملايم گاز و يا زغال به مدت کوتاه کباب مي کنيم.
2 - کباب قارچ با طعم جوجه کباب :
ابتدا قسمت صفحه اي قارچ را با مقدار کمي روغن مايع ويا چربي گوسفند چرب نموده و کمي نمک و فلفل ، پياز رنده شده بعلاوه آبليمو به آن اظافه مي نماييم و سپس با حرارت ملايم گاز ويا زغال کباب مي کنيم.
3 - شينسل قارچ با طعم مرغ سوخاري :
تخم مرغ را خوب هم زده صغحه قارچ را در آن مي غلتانيم سپس با پودر سوخاري آغشته کرده و به مدت نيم ساعت در همين حالت نگه مي داريم و بعد داخل روغن به اندازه اي که رنگ آن طلايي شود سرخ مي کنيم و در صورت عدم دسترسي به پودر سوخاري ، آرد سفيد ، زردچوبه ، نمک و فلفل و تخم گشنيز سائيده شده را با هم مخلوط کرده بجاي پودر سوخاري از آن استفاده کرد.
4 - خوراک قارچ :
دو عدد سيب زميني متوسط را خرد کرده با روغن تفت مي دهيم قبل از سرخ شدن مقدار 300 گرم قارچ و دو عدد فلفل دلمه اي را داخل آن ريخته تفت کامل مي دهيم و مقداري پياز داغ و زرد چوبه و نمک و فلفل و يک قاشق غذا خوري رب گوجه فرنگي به آن اظافه مي کنيم و بعد 3 عدد تخم مرغ و در صورت نياز کمي سير روي آن مي ريزيم بعد از مدت کوتاهي حرارت دادن غذاي ما آماده خوردن مي باشد.
5 - سوپ قارچ :
يکصد گرم قارچ را با يک عدد سيب زميني و پياز متوسط خرد کرده ، همراه با دو ليوان آب بار مي گذاريم تا کاملا بپزد. سپس مقداري ورميشل ، هويچ رنده شده ، نمک ، فلفل و آبليمو را به آن اظافه مي کنيم تا حدود 15 دقيقه بجوشد تا سوپ آماده شود. (بدون استفاده از روغن)
6 - قارچ سرخ شده :
قارچ دسته يا قاچ شده را با کره يا روغن سرخ کرده و به آن نمک ، جعفري ، سير رنده شده و آبليمو اظافه مي کنيم و به حالت گرم مصرف مي کنيم.
قابل توجه : جهت تهيه خوراک کودک: مي توان قارچ صدفي را در درجه حرارت 55 درجه سانتيگراد خشک نمود و پس از اينکه کاملا خشک شد آنرا آسياب کرده که اين پودر قارچ در سوپ قارچ و همچنين در خوراک کودک موارد استعمال زيادي دارد.

25 راه به افکار خلاق و زیبا

تا به حال چند بار احساس کرده اید که مغز شما از کار افتاده است و دیگر قادر به فکر کردن نیستید؟

این به دلیل آن است که ما نیاز داریم توانایی های خود را برای فکر کردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نکاتی می پردازد که ما برای بیشتر و بهتر فکر کردن باید به کار گیریم و به آن نیاز داریم.

1) یافتن بهترین زمان. بیشتر افراد مسن صبح ها بهتر می توانند فکر کنند و اغلب جوانان بعداز ظهر ها.شما چه زمانی بهتر فکر می کنید؟

2) خوب تحصیل کنید اما افراط نکنید. بعضی از روان شناسان عقید ه دارند که تحصیلات تخصصی افراطی و زیاد می تواند به توانایی تفکر خلاقانه آسیب وارد کند. شما اگر در رشته نویسندگی دکترا کسب کنید الزاما رمان نویس بزرگی نخواهید شد.

3) روز خود را با بهترین ها شروع کنید. محققین نشان داده اند که مقدار کافیین موجود در یک فنجان قهوه می تواند به تمرکز حواس کمک کند اما اگر شما مستعد اضطراب هستید بهتر است فراموشش کنید. .

4) خاطرات جدید را به خاطرات قبلی بچسبانید.

حافظه خود را چون دار بستی در نظر بگیرید و اطلاعات جدید را روی آن تثبیت کنید. همیشه اطلاعات جدید را به چیزی پیوند دهید و هرگز آن را تنها رها نکنید.

5) تا می توانید تمرین کنید. یاد گیری و تمرین مداوم ذهن را تغییر می دهد.مطالعاتی که روی عده ای داوطلب 70 ساله انجام شده نشان می دهد که آموزش های منظم و طبق برنامه

زمان بندی شده باعث تغییر ساختار ذهنی فرد می شود به نحوی که فعالیت ذهنی این افراد نسبت به زمانی که 7 سال جوان تر بوده اند بیشتر است. فرد مسنی که خوب تمرین می کند سریع تر از جوانی است که اصلا تمرین نمی کند.

6) به ایده های خود شانس شکوفا شدن بدهید. بسیاری از ما با توجه به توانایی ها یمان امکان ارزیابی حقایق وتصمیم گیری سریع داریم. خلاقیت نیاز به آرامش و سکون داردو این که به ایده های به ظاهر نا معقول و بی معنی خود فرصت دهیم.

7) شغلی که باعث رشد شود و همراهی که باهوش باشد. مطالعات انجام شده درلهستان نشان می دهد صاحبان مشاغلی که نیاز به کارگیری ذهن دارد نسبت به سایر افراد از قدرت تفکر بیشتری برخوردارند. همچنین ازدواج با فردی با هوش ممکن است در شما انگیزه ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی شما شود.

8) تجربه کنید. خلاقیت اغلب به توانایی تعدیل راه حل ها از جهات مختلف زندگی خلاصه می شود. برای مثال نوار چسب خیاطی با الهام گرفتن از خار و خسی که به لباس می چسبد ساخته شده است و یا شیوه پوست کندن موز ایده ای برای تهیه قوطی های کنسروی است که با حلقه ای که روی آن تعبیه شده باز می شود.

9) توجه کنید.آیا تا به حال برای شما پیش آمده که نام کسی را تا مدتی پس از آن که او را ملاقات کردید به خاطر نیاورید؟علت این امر ضعف حافظه نیست بلکه نداشتن تمرکز است. با بالا رفتن سن باید اطلاعات را آگاهانه به حافظه بسپاریم و حفظ کنیم.

10) ورزش با عث تقویت قوای فکری می شود. تحقیقات گوناگون اکنون از این فرضیه که ورزش و تمرینات بدنی اثرات سود مندی روی عملکرد تحصیلی دارد حمایت می کند.تصور می شود که در هنگام ورزش اکسیژن و مواد غذایی بیشتری در دسترس سلول های مغز قرار می گیرد؛ به علاوه با عث افزایش فاکتور هایی می شود که عامل رشد سلول های مغزی اند. ورزش فواید گوناگونی دارد و انجام آن به صورت مرتب و روزانه توصیه می شود.

11) تازه جویی رمز موفقیت. نقاش امپرسیونیست هنری ماتیس در سال های پایانی عمر خود از قیچی به جای قلم مو برای خلق آثارش بهره برد و به هنرش روحی تازه بخشید. مقایسه افراد خلاقی که متوقف می شوند با آنهایی که به خلاقیت ادامه می دهند نشان می دهد که افراد دسته دوم پیوسته به دنبال دانشی جدید هستند.

12) شناخت عوامل بازدارنده. چنانچه در معرض عوامل مختلفی قرار گیریم که رشته افکار ما را پاره کنند تمرکز کردن مشکل خواهد بود. چنانچه کاری نیاز به دقت و تمرکز زیاد دارد مثلا تهیه یک گزارش باید دو شاخه سیم تلفن را از پریز کشید و یا نوشته ای روی در قرار داد تا کسی در آن هنگام وارد اطاق نشود.

13) فراموش نکنید که همیشه به دنبال کارهای مورد علاقه تان باشید. اخیرا روان شناسی هلندی مطالعاتی روی تفاوت های بین قهرمان شطرنج و استاد شطرنج انجام داد.او افرادی از هر دسته را تحت آزمایشاتی چون تست هوش، حافظه وتعیین میزان قوه استدلال برای حرکت مهره ها قرار داد و هیچ تفاوتی بین افراد دو گروه پیدا نکرد.تنها تفاوت این بود که قهرمان شطرنج علاقه بیشتری به بازی شطرنج داشت. آنها اشتیا ق و تعهد بیشتری نشان می دهند و کلید خلاقیت آنها هم همین است.

14) ایده های جدید رابا یکدیگر تلفیق کنید. با هیچ مطلبی سرسری بر خورد نکرده وآن را با بی تفاوتی نخوانید. حاشیه نویسی، فکر کردن، شکل دادن وتلفیق مطالب با یکد یگر حتی اگر مطلبی که می خوانید به نظرتان به درد نخور و بی فایده باشد به شما کمک می کند تا آن را به نحوی بفهمید که در نهایت بتوانید خلاقا نه عمل کنید.

15) روش های سریع یا د گرفتن را بیا موزید. یکی از مهم ترین مهارت های قرن بیست و یکم توا نا یی یا د گیری سریع است؛ پس آ ن را پرورش دهید. یا د بگیرید که به سرعت به ایده های خود شکل دهید. شیوه عملکرد مغز خود را پیدا کنید تا بتوانید آن را بهتر به کا ر گیرید. بعضی اشخاص پس از مدتی کار فکری نیا ز به استراحتی کوتا ه مدت و نو شیدن چای یا قهو ه دارند تا بتوانند دو باره به کار ادامه دهند.

16) همیشه برنامه های بلند مدت داشته باشید حتی اگر آن را هر روز تغییر دهید. نفس برنا مه ریزی برای زندگی خود به تنهایی با ارزش است و تغییر دادن آن به ما کمک می کند که چیز های جدیدی یاد بگیریم.

17) اشتباه کنید. ممکن است در اولین تلاش خود مرتکب اشتباهات زیادی شوید اما کارتان را پیش برده و تمام کنید.اشتباهات خود را یادداشت کرده وسپس دوباره به کار بپردازید و این بار از تکرار اشتباهات جلوگیری کنید. به گفته شکسپیر تردیدهای ما خاین اند و با ترس از تلاش ما را از موفقیت دور می کنند.

18) عواملی که در ضمن کار باعث افزایش مهارت هایتان شده اند را یادداشت کرده و گاهی به آنها مراجعه کنید تا برایتان به عادت تبدیل شوند.

19) به مسایل از زوایای مختلف نگاه کنید. چنانچه می خواهید مسیله ای را حل کنید راه های مختلفی را امتحان کنید و اگر راه اول را به هر دلیلی مناسب تشخیص نداده اید، راه دوم را امتحان کنید. ایده ها و تصورات را از دیدگاه های مختلف بررسی کنید. برای مثال آیا کسی که در چین رشد کرده و بزرگ شده در مورد یک موضوع خاص به همان شکلی فکر می کند که یک نفر در ایرلند؟

20) آرامش خود را حفظ کنید. خویشتنداری به شما کمک می کند تا منصف و بی طرف باقی بمانید و بهتر فکر کنید.چنانچه به بحث و مجادله بپردازید و خونسردی خود را از دست دهید توانایی خودرا برای منطقی و عاقلانه فکر کردن از دست خواهید داد.

21) در جست وجوی حقیقت باشید. هر کسی که خوب فکر کند قبل از هرقضاوتی در جست وجوی حقیقت است.از خود سؤال کنید که آیا تمام حقایق را به طور کامل در دسترس دارید؟ آیا کمبودی در اطلاعاتتان وجود دارد که شما را از حقیقت و یا راه حل مسیله دور کند؟

22) چنانچه در موردی شک دارید حتما سؤال کنید. هرگز از سؤال کردن نهراسید.

23) مردم را درک کنیم. آیا کسانی که با شما صحبت می کنند همیشه این تصور رادارند که باید حرفشان را به طریقی به شما ثابت کنند؟ به راستی علت این تصور آنها چیست؟

24) تجربه مهم ترین مرجع ماست. چنانچه مطلبی را می شنویم باید ببینیم آیا واقعا در زندگی ما اتفاق افتاده است یا نه.

25) همیشه به خاطر بسپارید که بیشتر حقایق نسبی اند و بین حقیقت و عقیده تفاوت وجود دارد. کلمات را با احتیاط و دقت به کار برید و هیچ گاه خود را گول نزنید. فکر نکنید که باید پیوسته دنباله رو مردم باشید.