آيا عشق و عاشقي با ازدواج از بين ميرود؟
حالا ديگر وقتش است. اصلا شايد دير هم شده باشد. عاشق شدن را نميگويم. آن خودش دير يا زود اتفاق ميافتد. منظورم واكاوي عشقهاي گذشته و حال و احتمالا آينده است. اصلا با كدام تعريف اينقدر مطمئنيد كه عاشق هستيد و عشقتان اگر اولي در دنيا نباشد بعد از ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد مقام سوم را ميتواند بگيرد؟ لطفا برای چند دقیقه بيخيال باورهاي خودتان شويد، ببينيد كارشناسان چه ميگويند؟ اصلا عشق واقعي چيست و چند درصد از آدمهايي كه ادعاي عاشقي ميكنند واقعا عاشق هستند؟
نقطه پايان عشق کجاست؟
جسم ما گرايشهايي دارد كه اسمش ميل است. مثلا من به اين شيريني ميل دارم و اين يك گرايش يكسويه محدود است. ميگويم يكسويه چون من به شيريني ميل دارم ولي شيريني به من ميلي ندارد و ميگويم محدود چون گرايش من هم تا زماني است كه شيريني را نخورده باشم. وقتي بخورم و سير شوم ديگر ميلي به آن ندارم. همين گرايش يكسويه ميتواند نامحدود باشد. مثلا من گلها را دوست دارم ولي معلوم نيست گل من را ميخواهد يا نه. اين ميشود حب يا دوست داشتن چون نامحدود است ولي يك طرفه. علاقه يك خانم به طلا و جواهر هم مشابه همين است، محدوديت ندارد و مثل ميل به غذا و شيريني نيست كه از آن سير شود ولي يك طرفه است. حالت سوم ميشود گرايش دو سويه محدود؛ يعني دو نفر همديگر را دوست دارند ولي اين دوست داشتن محدود است و بالاخره يك جايي تمام ميشود. به اين دوست داشتن ميگويند شوق. بيشتر احساساتي كه ما از آن به عنوان عشق ياد ميكنيم در واقع شوق است. يعني اشتياق شديدي كه تمام ميشود. حتي عشقهاي تاريخی هم بيشترش شوق بوده ولي چون به هم نرسيدهاند، تمام نشده. مطالعات نشان ميدهد نقطه پايان اين شوقهاي به ظاهر بيپايان نقطه به هم رسيدن است. يعني 2نفر همديگر را در حد مرگ دوست دارند ولي به محض اينكه به هم ميرسند اين علاقه شروع به كم شدن ميكند. همين است كه خيلي از جواناني كه عاشقانه همديگر را دوست دارند و زمين و زمان را به هم ميريزند تا با هم ازدواج كنند از همان ماه عسل اختلافهايشان شروع ميشود و زندگيشان دوامي ندارد. در واقع آنها هيچ وقت عاشق هم نبودهاند و فقط اشتياق شديدي نسبت به هم داشتهاند كه به اشتباه نامش را عشق گذاشتهاند و به بيراهه رفتهاند. در واقع شوق همان هوس است.
يعني همه عشقها روزي از بين ميرود؟
اما حالت چهارمي هم وجود دارد؛ يعني خواستن دو طرفه نامحدود. اين نوع خواستن يك خواستن بي حد و مرز است كه برتر و متعاليتر از همه خواستنهاي ديگر است و ميشود نام عشق بر آن نهاد. حالت زميني اين نوع دوست داشتن عشق ميان مادر و فرزند است؛ رابطهاي نامحدود و دوطرفه. هر كدام از ما در زندگي يك وضعيت موجود داريم و يك وضعيت مطلوب. من موجود چگونه بايد به من مطلوب تبديل شوم؟ مسيري كه مرا به حالت مطلوب هدايت ميكند عشق است ولي آيا عشق به تنهايي ميتواند؟ اينجاست كه پاي عقل به ميان ميآيد. عقل به ما تاكتيك ميدهد. روش ميدهد كه چطور به پشتوانه عشق به وضعيت مطلوب برسيم. عقل به ما نشان ميدهد وقتي دچار هيجان عشق هستيم چطور اشتباه نكنيم و در بهترين مسير قدم بگذاريم.
چطور مطمئن شويم احساسي که به يک نفر داريم همان عشق است؟
عشق از دوست داشتن مجزاست ولي گاهي به دليل شباهتهايي كه با هم دارند اشتباه گرفته ميشوند وگرنه هركدام از اينها يك مقوله جداست. اگر بخواهيم با مفاهيم آكادميك صحبت كنيم، دوست داشتن همان چيزي است كه در عربي ميگويند «حُب» و از جنس عالم دوم است ولي عشق از جنس عالم چهارم است. از اين تعاريف متوجه ميشويم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنيا با هم تفاوت دارند و اين تفاوت كمي نيست. حتما ميپرسيد منظور از 4 عالم چيست؟ اين عالمها مقوله پيچيدهاي دارند ولي در يك تعريف ساده بايد بگويم اين چهار عالم عبارتند از: اول، طبيعت كه همين جهان ملموس است. دوم، فطرت كه عالم معناست. سوم، طينت كه ميگويند تركيب عالم اول و دوم است و چهارم، حيرت يعني همان عالمي كه پيامبر(ص) در معراج ديد و متحير شد و گفت: «خدايا تو را آنقدر كه بايد نشناختم.» بعضيها معتقدند بالاترين درجه دوست داشتن عشق نام دارد. يكي از حكما هم عشق را مستي عقل معرفي كرده است. در حقيقت عشق يك مقدمه دارد به نام شناخت و معرفت و يك موخره به نام ايثار و فداكاري. اگر كسي را با معرفت آنقدر دوست داشته باشيد كه برايش ازخودگذشتگي كنيد، عاشقش هستيد.
سن عاشقي در مردان چند سال است؟
هر چيزي يك سني دارد؛ مثل سن بلوغ. بچهاي كه خيلي عقلش ميرسد ولي هنوز به سن بلوغ نرسيده بالغ نيست يا برعكس، كسي كه به سن بلوغ رسيده ولي آثار بلوغ در او وجود ندارد هم بالغ نيست. در اين جهان همه چيز تابع زمان و مكان است. هر چيزي بايد بر روال طبيعت بگردد. از 9 ماه ماندن بچه در رحم مادر تا كشيدن 4 درد زايمان كه باعث جفت شدن جمجمه بچه ميشود همه چيز در طبيعت قانون دارد. در عاشق شدن هم سن مهم است. يك نوجوان اگر احساس ميكند عاشق شده است هنوز بلوغ عقلياش كامل نشده و نميتواند براي آينده برنامهريزي كند. اگر بخواهم از ديد علمي بگويم عقل مردها تا 40 سالگي كامل نميشود. اصلا همين است كه ميگويند دوران چلچلي! همين است كه باعث میشود هرقدر هم طرفين به عشقشان مطمئن باشند باز نياز به مشاوره دارند و نبايد بيگدار به آب بزنند.
تا کي براي عاشق شدن فرصت داريم؟
در تكامل سني انسانها يك تقسيمبندي جالب وجود دارد؛ ميگويند اگر كسي بخواهد زيبا شود تا 20سالگي ميشود، اگر بخواهد قهرمان شود تا 30 سالگي میشود، اگر بخواهد عاقل شود تا 40 سالگي ميشود و اگر بخواهد عارف شود تا 60 سالگي ميشود. به اصطلاح ميگويند اگر تا اين سن شد، شد و اگر نشد ديگر فايده ندارد. البته اين بيشتر درباره مردان صدق ميكند و زنان تكامل سريعتري دارند. با اينكه در داستانها ميگويند خورشيد خانم ولي در واقع رفتار زنها شبيه ماه است. تقويمشان هم تقويم قمري است. زن و مرد مساوي نيستند، معادلند و زنان هم در خلقت و هم در رفتار اجتماعي برتر از مردان هستند. زن براي مادر شدن آفريده شده و مرد براي پدر شدن. زن بايد زن باشد و مرد بايد مرد باشد. يعني زن نياز به زنانگي دارد و مرد، مردانگي. زنانگي يعني ايجاد آرامش و مردانگي يعني ايجاد آسايش. زن بايد مثل گل باشد و مثل گل با او رفتار شود و مرد بايد مثل درخت باشد و مثل درخت با او رفتار شود. اگر اين چنين باشد عشق دوام ميآورد و زندگي به وضعيت مطلوب ميرسد.
چرا داغترين ازدواجها بعد از ازدواج سرد ميشود؟
به نظر من مشاوره قبل از ازدواج يك ضرورت است. همه زوجها بايد قبل از ازدواج به مشاور مراجعه كنند تا بتوانند مشكلات احتمالي آينده را پيشبيني كنند. فرض كنيد دختر و پسر جواني بسيار به هم علاقه دارند ولي چه تضميني وجود دارد كه دخترخانم در آينده مادر خوبي باشد يا آقاپسر از عهده نقش پدري برآيد؟ از كجا معلوم وقتي با هم زير يك سقف قرار ميگيرند هزار و يك اختلافنظر نداشته باشند؟ همه اينها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص ميشود. ما در اين جلسات تستهايي از هر دو نفر ميگيريم كه پاسخ خيلي از پرسشها را مشخص ميكند. اين همان مكانيسم عقل است كه كنار عشق قرار ميگيرد. يعني دو نفر كه احساس ميكنند عاشق هم هستند با يك روش عقلاني به اين نتيجه ميرسند كه آيا ازدواجشان به صلاح است يا نه؟ اگر بخواهم يك مثال ساده بزنم، ميگويم عشق شبيه يك جواهر گرانبهاست و عقل حلقهاي فلزي كه ركاب اين جواهر گرانبها ميشود. اگر اين حلقه باشد،ميتواني جواهرت را دستت كني و هميشه همراهت باشد ولي نميتواني يك جواهر گرانبها را تا ابد بدون هيچ محافظي توي مشتت نگه داري، شك نداشته باش كه بالاخره گم خواهد شد. همين است كه گاهي عشقهاي آتشين ناگهان خاموش ميشود. در حقيقت نگين باارزش آنها گم شده است.
چرا بعضي از عشقها تبديل به نفرت ميشود؟
ازدواج نياز به استطاعت دارد. همانطور كه وقتي كسي به حج ميرود بايد استطاعت داشته باشد در ازدواج هم استطاعت لازم است. البته اين استطاعت فقط توان مالي نيست. استطاعت بايد در عقل، در مسئوليتپذيري، در تعهدپذيري و خيلي چيزهاي ديگر باشد. كسي كه استطاعت ندارد و ميخواهد همه چيز را موكول به آينده كند نبايد به خيال خودش عاشق شود و درگيري عاطفي ايجاد كند. هيچ فاجعهاي از اول فاجعه نبوده. شرايط و اشتباهها به سوي فاجعه شدن هدايتش كرده است. وقتي يكي جا ميزند طرف دوم دو راه دارد؛ يا خودش را منهدم ميكند و دچار افسردگي ميشود يا دست به اقدامات خشونتبار ميزند و براي نابودي طرف مقابل تلاش ميكند. سد كه بشكند همه چيز را با خودش نابود ميكند.
آيا عشق مرد و زن تعدد ميپذيرد؟
عشق ممنوع يعني واژهپردازيهاي بيخودي. يعني چيزي كه اصل عشق نيست. يك هوس زودگذر است كه تمام ميشود اما در مسير خودش زندگي افراد را نابود ميكند. عشق بايد منطق داشته باشد. اصلا عشق يعني احساسي از جنس خدا. چيزي كه از جنس شيطان باشد نميشود نام عشق برآن گذاشت و بيشك هوس است. كسي كه دچار اين اشتياق غلط ميشود بايد پيش از آنكه گره روي گره بزند به مشاور مراجعه كند و راهنمايي بخواهد. يك نكته مهم ديگر اين است كه عشق در هيچ شرايطي تعدد نميپذيرد. در يك دل امكان ندارد محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق ميان زن و مرد است. ممكن است هوس كني 01 نوع غذا را با هم بخوري ولي حتما بعدش دلدرد ميگیري. لازمه عشق وفاداري است. نبايد اجازه بدهيم سريالهاي بيسر و ته ماهوارهاي با رواج عشقهاي به اصطلاح ممنوع كانون خانوادهها را به خطر بيندازند. بیشتر از اينها كاملا هدفمند پيش ميروند. در خيلي از كشورها بعد از پخش هر فيلم تحليلگر اجتماعي ميآيد و درباره موضوع فيلم حرف ميزند. ما هم به چنين كارشناسيهايي نياز داريم.
نقطه پايان عشق کجاست؟
جسم ما گرايشهايي دارد كه اسمش ميل است. مثلا من به اين شيريني ميل دارم و اين يك گرايش يكسويه محدود است. ميگويم يكسويه چون من به شيريني ميل دارم ولي شيريني به من ميلي ندارد و ميگويم محدود چون گرايش من هم تا زماني است كه شيريني را نخورده باشم. وقتي بخورم و سير شوم ديگر ميلي به آن ندارم. همين گرايش يكسويه ميتواند نامحدود باشد. مثلا من گلها را دوست دارم ولي معلوم نيست گل من را ميخواهد يا نه. اين ميشود حب يا دوست داشتن چون نامحدود است ولي يك طرفه. علاقه يك خانم به طلا و جواهر هم مشابه همين است، محدوديت ندارد و مثل ميل به غذا و شيريني نيست كه از آن سير شود ولي يك طرفه است. حالت سوم ميشود گرايش دو سويه محدود؛ يعني دو نفر همديگر را دوست دارند ولي اين دوست داشتن محدود است و بالاخره يك جايي تمام ميشود. به اين دوست داشتن ميگويند شوق. بيشتر احساساتي كه ما از آن به عنوان عشق ياد ميكنيم در واقع شوق است. يعني اشتياق شديدي كه تمام ميشود. حتي عشقهاي تاريخی هم بيشترش شوق بوده ولي چون به هم نرسيدهاند، تمام نشده. مطالعات نشان ميدهد نقطه پايان اين شوقهاي به ظاهر بيپايان نقطه به هم رسيدن است. يعني 2نفر همديگر را در حد مرگ دوست دارند ولي به محض اينكه به هم ميرسند اين علاقه شروع به كم شدن ميكند. همين است كه خيلي از جواناني كه عاشقانه همديگر را دوست دارند و زمين و زمان را به هم ميريزند تا با هم ازدواج كنند از همان ماه عسل اختلافهايشان شروع ميشود و زندگيشان دوامي ندارد. در واقع آنها هيچ وقت عاشق هم نبودهاند و فقط اشتياق شديدي نسبت به هم داشتهاند كه به اشتباه نامش را عشق گذاشتهاند و به بيراهه رفتهاند. در واقع شوق همان هوس است.
يعني همه عشقها روزي از بين ميرود؟
اما حالت چهارمي هم وجود دارد؛ يعني خواستن دو طرفه نامحدود. اين نوع خواستن يك خواستن بي حد و مرز است كه برتر و متعاليتر از همه خواستنهاي ديگر است و ميشود نام عشق بر آن نهاد. حالت زميني اين نوع دوست داشتن عشق ميان مادر و فرزند است؛ رابطهاي نامحدود و دوطرفه. هر كدام از ما در زندگي يك وضعيت موجود داريم و يك وضعيت مطلوب. من موجود چگونه بايد به من مطلوب تبديل شوم؟ مسيري كه مرا به حالت مطلوب هدايت ميكند عشق است ولي آيا عشق به تنهايي ميتواند؟ اينجاست كه پاي عقل به ميان ميآيد. عقل به ما تاكتيك ميدهد. روش ميدهد كه چطور به پشتوانه عشق به وضعيت مطلوب برسيم. عقل به ما نشان ميدهد وقتي دچار هيجان عشق هستيم چطور اشتباه نكنيم و در بهترين مسير قدم بگذاريم.
چطور مطمئن شويم احساسي که به يک نفر داريم همان عشق است؟
عشق از دوست داشتن مجزاست ولي گاهي به دليل شباهتهايي كه با هم دارند اشتباه گرفته ميشوند وگرنه هركدام از اينها يك مقوله جداست. اگر بخواهيم با مفاهيم آكادميك صحبت كنيم، دوست داشتن همان چيزي است كه در عربي ميگويند «حُب» و از جنس عالم دوم است ولي عشق از جنس عالم چهارم است. از اين تعاريف متوجه ميشويم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنيا با هم تفاوت دارند و اين تفاوت كمي نيست. حتما ميپرسيد منظور از 4 عالم چيست؟ اين عالمها مقوله پيچيدهاي دارند ولي در يك تعريف ساده بايد بگويم اين چهار عالم عبارتند از: اول، طبيعت كه همين جهان ملموس است. دوم، فطرت كه عالم معناست. سوم، طينت كه ميگويند تركيب عالم اول و دوم است و چهارم، حيرت يعني همان عالمي كه پيامبر(ص) در معراج ديد و متحير شد و گفت: «خدايا تو را آنقدر كه بايد نشناختم.» بعضيها معتقدند بالاترين درجه دوست داشتن عشق نام دارد. يكي از حكما هم عشق را مستي عقل معرفي كرده است. در حقيقت عشق يك مقدمه دارد به نام شناخت و معرفت و يك موخره به نام ايثار و فداكاري. اگر كسي را با معرفت آنقدر دوست داشته باشيد كه برايش ازخودگذشتگي كنيد، عاشقش هستيد.
سن عاشقي در مردان چند سال است؟
هر چيزي يك سني دارد؛ مثل سن بلوغ. بچهاي كه خيلي عقلش ميرسد ولي هنوز به سن بلوغ نرسيده بالغ نيست يا برعكس، كسي كه به سن بلوغ رسيده ولي آثار بلوغ در او وجود ندارد هم بالغ نيست. در اين جهان همه چيز تابع زمان و مكان است. هر چيزي بايد بر روال طبيعت بگردد. از 9 ماه ماندن بچه در رحم مادر تا كشيدن 4 درد زايمان كه باعث جفت شدن جمجمه بچه ميشود همه چيز در طبيعت قانون دارد. در عاشق شدن هم سن مهم است. يك نوجوان اگر احساس ميكند عاشق شده است هنوز بلوغ عقلياش كامل نشده و نميتواند براي آينده برنامهريزي كند. اگر بخواهم از ديد علمي بگويم عقل مردها تا 40 سالگي كامل نميشود. اصلا همين است كه ميگويند دوران چلچلي! همين است كه باعث میشود هرقدر هم طرفين به عشقشان مطمئن باشند باز نياز به مشاوره دارند و نبايد بيگدار به آب بزنند.
تا کي براي عاشق شدن فرصت داريم؟
در تكامل سني انسانها يك تقسيمبندي جالب وجود دارد؛ ميگويند اگر كسي بخواهد زيبا شود تا 20سالگي ميشود، اگر بخواهد قهرمان شود تا 30 سالگي میشود، اگر بخواهد عاقل شود تا 40 سالگي ميشود و اگر بخواهد عارف شود تا 60 سالگي ميشود. به اصطلاح ميگويند اگر تا اين سن شد، شد و اگر نشد ديگر فايده ندارد. البته اين بيشتر درباره مردان صدق ميكند و زنان تكامل سريعتري دارند. با اينكه در داستانها ميگويند خورشيد خانم ولي در واقع رفتار زنها شبيه ماه است. تقويمشان هم تقويم قمري است. زن و مرد مساوي نيستند، معادلند و زنان هم در خلقت و هم در رفتار اجتماعي برتر از مردان هستند. زن براي مادر شدن آفريده شده و مرد براي پدر شدن. زن بايد زن باشد و مرد بايد مرد باشد. يعني زن نياز به زنانگي دارد و مرد، مردانگي. زنانگي يعني ايجاد آرامش و مردانگي يعني ايجاد آسايش. زن بايد مثل گل باشد و مثل گل با او رفتار شود و مرد بايد مثل درخت باشد و مثل درخت با او رفتار شود. اگر اين چنين باشد عشق دوام ميآورد و زندگي به وضعيت مطلوب ميرسد.
چرا داغترين ازدواجها بعد از ازدواج سرد ميشود؟
به نظر من مشاوره قبل از ازدواج يك ضرورت است. همه زوجها بايد قبل از ازدواج به مشاور مراجعه كنند تا بتوانند مشكلات احتمالي آينده را پيشبيني كنند. فرض كنيد دختر و پسر جواني بسيار به هم علاقه دارند ولي چه تضميني وجود دارد كه دخترخانم در آينده مادر خوبي باشد يا آقاپسر از عهده نقش پدري برآيد؟ از كجا معلوم وقتي با هم زير يك سقف قرار ميگيرند هزار و يك اختلافنظر نداشته باشند؟ همه اينها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص ميشود. ما در اين جلسات تستهايي از هر دو نفر ميگيريم كه پاسخ خيلي از پرسشها را مشخص ميكند. اين همان مكانيسم عقل است كه كنار عشق قرار ميگيرد. يعني دو نفر كه احساس ميكنند عاشق هم هستند با يك روش عقلاني به اين نتيجه ميرسند كه آيا ازدواجشان به صلاح است يا نه؟ اگر بخواهم يك مثال ساده بزنم، ميگويم عشق شبيه يك جواهر گرانبهاست و عقل حلقهاي فلزي كه ركاب اين جواهر گرانبها ميشود. اگر اين حلقه باشد،ميتواني جواهرت را دستت كني و هميشه همراهت باشد ولي نميتواني يك جواهر گرانبها را تا ابد بدون هيچ محافظي توي مشتت نگه داري، شك نداشته باش كه بالاخره گم خواهد شد. همين است كه گاهي عشقهاي آتشين ناگهان خاموش ميشود. در حقيقت نگين باارزش آنها گم شده است.
چرا بعضي از عشقها تبديل به نفرت ميشود؟
ازدواج نياز به استطاعت دارد. همانطور كه وقتي كسي به حج ميرود بايد استطاعت داشته باشد در ازدواج هم استطاعت لازم است. البته اين استطاعت فقط توان مالي نيست. استطاعت بايد در عقل، در مسئوليتپذيري، در تعهدپذيري و خيلي چيزهاي ديگر باشد. كسي كه استطاعت ندارد و ميخواهد همه چيز را موكول به آينده كند نبايد به خيال خودش عاشق شود و درگيري عاطفي ايجاد كند. هيچ فاجعهاي از اول فاجعه نبوده. شرايط و اشتباهها به سوي فاجعه شدن هدايتش كرده است. وقتي يكي جا ميزند طرف دوم دو راه دارد؛ يا خودش را منهدم ميكند و دچار افسردگي ميشود يا دست به اقدامات خشونتبار ميزند و براي نابودي طرف مقابل تلاش ميكند. سد كه بشكند همه چيز را با خودش نابود ميكند.
آيا عشق مرد و زن تعدد ميپذيرد؟
عشق ممنوع يعني واژهپردازيهاي بيخودي. يعني چيزي كه اصل عشق نيست. يك هوس زودگذر است كه تمام ميشود اما در مسير خودش زندگي افراد را نابود ميكند. عشق بايد منطق داشته باشد. اصلا عشق يعني احساسي از جنس خدا. چيزي كه از جنس شيطان باشد نميشود نام عشق برآن گذاشت و بيشك هوس است. كسي كه دچار اين اشتياق غلط ميشود بايد پيش از آنكه گره روي گره بزند به مشاور مراجعه كند و راهنمايي بخواهد. يك نكته مهم ديگر اين است كه عشق در هيچ شرايطي تعدد نميپذيرد. در يك دل امكان ندارد محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق ميان زن و مرد است. ممكن است هوس كني 01 نوع غذا را با هم بخوري ولي حتما بعدش دلدرد ميگیري. لازمه عشق وفاداري است. نبايد اجازه بدهيم سريالهاي بيسر و ته ماهوارهاي با رواج عشقهاي به اصطلاح ممنوع كانون خانوادهها را به خطر بيندازند. بیشتر از اينها كاملا هدفمند پيش ميروند. در خيلي از كشورها بعد از پخش هر فيلم تحليلگر اجتماعي ميآيد و درباره موضوع فيلم حرف ميزند. ما هم به چنين كارشناسيهايي نياز داريم.
5 روش برای پرورش بهتر گل رز
دستکاری کردن رزها برای ایجاد منظره ای شگفت انگیزتر آسان است، اگر این قانون های ساده را رعایت کنید.
با کمی مراقبت و توجه بیشتر، می توانید رزهای خود را تشویق کنید که در تمام تابستان گل بدهند. از آنها مراقبت کنید، آنها را تغذیه کنید و گل های پلاسیده را جدا کنید و مراقب نشانه های آفت و بیماری باشید. 5 نکته زیر تضمین می کنند که رزهای شما به وضعیت شگفت انگیزی می رسند.
بطور منظم گل های پلاسیده را بچینید. در غیر این صورت گیاه بیشتر دانه تولید می کند و گل های بیشتری نمی دهد. ساقه های سالم فقط باید قسمت گل آنها چیده شود، ولی ساقه های باریک و ضعیف باید از پایین تر قطع شوند تا رشدشان بهتر شود. ساقه ها را از جایی که قطرشان به اندازه مداد بود هرس کنید، حتی اگر مجبور شدید کل جوانه را بچینید این کار را بکنید.
همیشه بالاتر از برگ های سالم و کامل را ببرید. این قسمت ها جاهایی هستند که هورمون ها متراکم شده اند، بنابراین گیاه می تواند از این قسمت سریعتر جوانه و گل بدهد.
تغذیه و افزودن لاشبرگ
در بهار و پائیز با کمپوست یا کود پوسیده برای رزها لاشبرگ تهیه کنید. در تابستان آنها را با پتاس و منیزیم تغذیه کنید تا گل های بهتری بدهند. با آبیاری منظم و گرفتن آب شیلنگ یا آبپاش به سوی قاعده گیاه، از تشکیل شدن سفیدک بر روی شاخ و برگ گیاه جلوگیری کنید.
تهیه تکیه گاه
رزهای بوته ای قدیمی را با قرار دادن تیرک هایی به دور گیاه و بستن ساقه ها به تیرک ها، حمایت کنید. رزهای رونده و فشرده را با بستن آنها به تیرک های آلاچیق، ستون های عمودی یا ستون های هرمی، حمایت کنید. رزهای معمولی هم به تکیه گاه نیاز دارند. ساقه اصلی آنها را با قرار دادن تیرک در کنارشان و بستن آنها به تیرک محکم کنید.
کنترل و مهار بیماری
گونه های مقاوم به بیماری رزها را انتخاب کنید تا از بیماری هایی همچون خال سیاه، سفیدک و پوسیدگی در تابستان های گرم و مرطوب پیشگیری شود، حتی گونه های مقاوم به بیماری هم ممکن است بیمار شوند. برگ های افتاده رز ها را جمع کنید و از گیاه دور کنید تا ریسک عفونت مجدد کاهش یابد و در صورت لزوم از قارچ کش استفاده کنید.
رز درست را انتخاب کنید.
قبل از آنکه مسحور عکس زیبایی از یک رز شوید، فکر کنید که کدام رز برای باغچه شما مناسب است. گونه های قدیمی به ندرت در کل تابستان گل می دهند، در حالیکه گونه های جدید در کل تابستان گل دارند.
چیدن گل های پلاسیده
همیشه بالاتر از برگ های سالم و کامل را ببرید. این قسمت ها جاهایی هستند که هورمون ها متراکم شده اند، بنابراین گیاه می تواند از این قسمت سریعتر جوانه و گل بدهد.
در بهار و پائیز با کمپوست یا کود پوسیده برای رزها لاشبرگ تهیه کنید. در تابستان آنها را با پتاس و منیزیم تغذیه کنید تا گل های بهتری بدهند. با آبیاری منظم و گرفتن آب شیلنگ یا آبپاش به سوی قاعده گیاه، از تشکیل شدن سفیدک بر روی شاخ و برگ گیاه جلوگیری کنید.
تهیه تکیه گاه
رزهای بوته ای قدیمی را با قرار دادن تیرک هایی به دور گیاه و بستن ساقه ها به تیرک ها، حمایت کنید. رزهای رونده و فشرده را با بستن آنها به تیرک های آلاچیق، ستون های عمودی یا ستون های هرمی، حمایت کنید. رزهای معمولی هم به تکیه گاه نیاز دارند. ساقه اصلی آنها را با قرار دادن تیرک در کنارشان و بستن آنها به تیرک محکم کنید.
گونه های مقاوم به بیماری رزها را انتخاب کنید تا از بیماری هایی همچون خال سیاه، سفیدک و پوسیدگی در تابستان های گرم و مرطوب پیشگیری شود، حتی گونه های مقاوم به بیماری هم ممکن است بیمار شوند. برگ های افتاده رز ها را جمع کنید و از گیاه دور کنید تا ریسک عفونت مجدد کاهش یابد و در صورت لزوم از قارچ کش استفاده کنید.
قبل از آنکه مسحور عکس زیبایی از یک رز شوید، فکر کنید که کدام رز برای باغچه شما مناسب است. گونه های قدیمی به ندرت در کل تابستان گل می دهند، در حالیکه گونه های جدید در کل تابستان گل دارند.
رازهای ژست های مردانه برای زنان
بسیاری از مردان می خواهند خود را ایده ال وبهترین معرفی کنند و برای رسیدن به این هدف فقط ظاهرشان را آراسته می کنند و حرکات حساب شده انجام می دهند. در حالي كه سكه مرد يك روي ديگر هم دارد و آن باطن اوست. مردان اصرار دارند كه باطنشان را از همه حتي از شما كه نامزد يا همسر اوهستيد مخفي كند اما ژستها، حركات غافل و بيخبر او، طرز برخوردها، تكهكلامها، نشست و برخاستها باطن و كاراكتر او را لو ميدهد و افكار خلق و خوي باطني او را آشكار ميكند، به قول روانشناسان هيچ انساني قادر نيست خود را براي هميشه و با توجه به جميع جهات كنترل كند. از همان اولينبار كه خواستگار يا نامزدتان شما را به يك رستوران يا سينما دعوت ميكند اگر در اعمال رفتار او خيره شويد ميتوانيد تشخيص دهيد كه مرد ايدهآل و قابل اطميناني است يا نه.
1- کنجکاو و ترسو
مردی كه با اين ژست وارد اتاق ميشود به نظر نازكنارنجي ميآيد و تظاهر به رقت قلب ميكند ولي چندان احساسات ظريفي ندارد. او فردي آبزيركاه، پنهانكار، نسبتا ترسو و شايد هم محتاط است. كنجكاوي بزرگترين خصلت ناپسند اوست و در عین حال مثل خالهزنكها دوست دارد از كار همه سر درآورد.
2- وفادار و میانهرو
مردي كه با اين ژست وارد اتاق ميشود هرچند اهل عمل است ولي از مبارزه اجتناب ميكند. در عشق و معاشرت ميانهروست. به هر چيز زود عادت ميكند و اين خصلت گاهي اوقات وبال گردنش ميشود. نگاهش به همه جا میچرخد اما اين خصوصيت در ذات اوست نه در خواست او و به همين جهت در زندگي مشترك مردي وفادار است.
3- عجول و خودخواه
مردي كه با اين ژست وارد اتاق ميشود اهل قضاوتهاي قطعي و گاهي عجول در قضاوت كردن است. از هيچگونه ريسكي باكي ندارد و براي تن دادن به هرگونه ماجراجويي حاضر است و تا حدودي خودخواه است. گويي براي رياست آفريده شده چون از استعداد بهرهكشي از ديگران برخوردار است.
4- قابل اعتماد
مردي كه فرمان اتومبيل را با اين ژست يا به قول مربيان رانندگي با ژست 10 و 10 دقيقه در دست ميگيرد كسي است كه واكنشهاي سريع و به موقع نشان ميدهد. اعتمادبهنفسش بيحساب است. در برابر همسرش بيآنكه شخصيتش را از دست بدهد زود خودش را نشان ميدهد. ميشود گفت شعار او اين است: «زندگي كن و بگذار زندگي كنند.»
5- سهلانگار
مردي كه فرمان اتومبيل را اينچنين با سهلانگاري در دست بگيرد نه فقط جان خود بلكه زندگي و آينده زن و فرزندانش را نيز به خطر میاندازد. وي مردي است راحتطلب و بيخيال در مقابل ديگران. نه تفاهم نشان ميدهد و نه احساس مسئوليت ميكند براي همسري شما مناسب است.
6- نا امید
مردي كه فرمان اتومبيل را اینگونه دردست میگیرد کمی بدبین است و کلا خیلی به آینده امیدوار نیست.
7- وابسته به اطرافیان
مردي كه فهرست غذاهاي رستوران را با اين ژست در دست بگيرد، ناخودآگاه نشان ميدهد كه اراده مستقلي ندارد و نميتواند به تنهايي تصميم بگيرد. روي هم رفته ترجيح ميدهد ديگران برايش تعيين تكليف كنند. كار امروز را مرتب به فردا مياندازد و درضمن اهل رك و راست حرف زدن هم نيست.
8- یک شریک واقعی
مردي كه فهرست غذاهای رستورانها را با اين ژست دردست ميگيرد نشان ميدهد كه براي مسائل مهم مهلت قائل ميشود. قبل از انجام هر كاري مدتي طرح ميريزد. تمامي جوانب كار را بررسي ميكند و همچنين طبعي لطيف دارد. شريك زندگي مناسبي است و ميداند از زندگي چگونه لذت ببرد. به عقيده ديگران احترام ميگذارد. در دوستي ثابتقدم و در عشق قابل اعتماد است.
9- خود رای و خسیس
مردي كه فهرست غذا را با اين ژست در دست ميگيرد، خودراي، تودار و تا حدودي از اصول رعایت عرف در اخلاقیات دور است. هرچه را كه متعلق به او باشد محكم نگه ميدارد و به قول معروف حتي جان به عزرائيل نميدهد. در مورد پول نيز همين رويه را دنبال ميكند پس خسيس هم است. اهل مزاح نيست. همه چيز حتي شوخيها هم را جدي ميگيرد. در كينهجويي خطرناك و در دوستي فقط نفع خود را ميجويد.
10- بی برنامه
مردي كه صورتحساب رستوران را اينطور بررسي ميكند به عقيده ديگران بيش از عقيده خود توجه دارد. از هدفي كه در نظر بگيرد به هيچ وجه رويگردان نميشود ولي وقتشناس و برنامهريز نيست. به زني برتر احتياج دارد تا بتواند از او يك مرد واقعي بسازد درضمن از آن دسته از مردهاي است كه همسرشان هرگز نميفهمد چقدر درآمد دارد.
11- زود باور و بی منطق
مردي كه فهرست غذاها را با اين ژست در دست ميگيرد، ساده و زودباور است به ظاهر طرفدار منطق است ولي خود منطق سرش نميشود. به طور كلي قابل اعتماد است ولي پراحساس نيست. زنهاي احساساتي او را تا اندازهاي خشك ميپندارند. اهل تظاهر است مثلا بيميل نيست كه شما ببينيد كه حساب ميز چقدر شده.
12- دست و دلباز و کمی خودخواه
مردي كه صورتحساب را با اين قیافه بررسي ميكند فقط جمع مبلغ را ميبيند و همين در نظرش كافي است. چنين مردي دست و دلباز است و در هيچ موقعيتي غافلگير نميشود. ميخواهد هميشه چيزي بيشتر از آن باشد كه نشان ميدهد. به جزئيات بيتوجه است و دوست دارد ديگران تملقش را بگويند به خودش بيش از پول اهميت ميدهد.
13- منزوی و شکاک
مردي كه انعام پيشخدمت را اينطور روي ميز ميريزد و به طرف پيشخدمت پرتاب ميكند از مردم فراري است. مايل است سایرین را از خود دور نگه دارد. در مقابل، توقع خدمتش تا دلتان بخواهد زياد است. به هر اتفاقي زود مشكوك ميشود و براي حفاظت از خودش خيلي تودار است.
14- متكبر و قدرتطلب
مردي كه با اين ژست انعام ميدهد بسيار متكبر است. وابستگي به ديگران را ضعف تلقي ميكند. ميتواند با گذشت باشد اما هرگاه كه منافعش ايجاب كند، عاشق قدرت است. زني كه به عنوان همسر به خانه او برود بايد خيلي مطيع، بياراده و نرم باشد و در قبال عقيده او از عقيده خود صرفنظر كند. بيم آن ميرود كه در زندگي مشترك شوهري خشن باشد و مثلا دست بزن هم داشته باشد.
15- دوست و همراه
مردي كه اينچنين انعام ميدهد ديگران را دوست دارد و مايل است ديگران هم دوستش داشته باشند. قدرت تحمل او گاه به اندازهاي است كه ممكن است به ضعف تعبير شود، اما خب این ناشی از این است که او از تنهايي گريزان است. مايل است هميشه چند نفر دور خود داشته باشد، روي دوستي او ميشود حساب كرد.
16- صميمي و بی محابا
مردي كه موقع دست دادن اينچنين به طرف نزديك ميشود صميمي، احساساتي و پرشور و شايد تا حدودي هم كنجكاو است بدون محابا وارد قلمروي زندگي خصوصي ديگران ميشود. در وفاداري لنگه ندارد. روشنفكر و پيشرو است منتها نه بيحساب.
17- دیر جوش و مردد
مردي كه با اين ژست دست بدهد مردد و بيتصميم، ديرجوش و مشكلپسند است. شايد سالها طول بكشد تا با كسي گرم بگيرد. به عقيده خودش هر كاري كه ميكند بهترين است ولي با وجودي كه اين را ميداند باز ترديد به خرج ميدهد به همين سبب خيلي سخت تصميم به ازدواج ميگيرد.
18- خونگرم و خوشصحبت
مردي كه با اين ژست دست ميدهد روي پاي خود ايستاده و به موفقيتش پيشاپيش مطمئن است. از تاثير خود روي دنياي اطرافش آگاه است. در مبالغه هم غلو ميكند با زبانش مار را از سوراخ درميآورد. در مهمانيها سعي ميكند شمع محفل باشد. خونگرم، زبانباز و خوشصحبت است. در برابر چنين مردي نبايد بيگدار به آب زد.
19- تنوعطلب
مردي كه با اين ژست تلفن صحبت ميكند؛ تنوعطلب، بيصبر و سرشار از زندگي است. به هرچيز تازه رو ميبرد. ايدهها و آرزوهايش او را واميدارند كه بعضي اوقات واقعيت را فراموش كند. سرسپرده نظم و ترتيب است. عادت دارد كه بلند بلند حرف بزند.
20- مشکل پسند و حسود
مردي كه با اين ژست تلفن صحبت ميكند، حسود و بخيل است. نميخواهد ديگران به افكار و فوت و فنهاي كارش پي ببرند و هرچه او را بيشتر بشناسيم سجاياي بيشتري در او كشف ميكنيم. در دوستي مشكلپسند است ولي وقتي اطمينان پيدا كند پاكباز ميشود. كسي كه زنش ميشود بايد مراقب وسوسههايش باشد و در پنهانكاري استاد است.
21- راستگو و صادق
در نظر چنين مردي، كسي كه به ملاقاتش رفته مهمتر از تلفن است. او طرفدار مشاركت است و ميل دارد او و دنيا يكديگر را درك كنند. قضاوتهايش ممكن است توي ذوق بزند ولي صادقانه است.
22- یک پشتوانه محکم
در نظر مردي كه اينچنين به صحبت مينشيند، تبادل نظر و همكاري در زندگي نقش اساسي را بازي ميكند. به همين دليل شريك زندگي ايدهآلي است خود را بهرغم ديگران مهم نميپندارد، از مشكلات نميهراسد و وجودش پشتوانه محكمي براي هر زندگي خانوادگي است.
23- طرفدار موفقيتهاي برقآسا
به نظر ميآيد كه اين مرد اهل پرش از روي مانع است ولي ازدواج را يك دوي ماراتون تلقي ميكند. طرفدار موفقيتهاي برقآساست ولي در نتيجه، بعضي اوقات سرش به سنگ ميخورد. از عهده مسئوليتهاي مهم برنميآيد. از هر چيز زود خسته ميشود. زياد قابل اعتماد نيست. در هر كاري آنقدر فكر و مطالعه ميكند كه وقت ميگذرد.
24- از خود راضی و جاه طلب
مردي كه با اين ژست به صحبت مينشيند تنها در دنياي خود ميپلكد و به مسائل ديگران حتي همسرش بدون اعتناست. از او نبايد توقع حمايت داشت چون خود محتاج حمايت است. بسيار از خودراضي و جاهطلب است. در دنيا تنها خود را آدم به حساب ميآورد.
1- کنجکاو و ترسو
مردی كه با اين ژست وارد اتاق ميشود به نظر نازكنارنجي ميآيد و تظاهر به رقت قلب ميكند ولي چندان احساسات ظريفي ندارد. او فردي آبزيركاه، پنهانكار، نسبتا ترسو و شايد هم محتاط است. كنجكاوي بزرگترين خصلت ناپسند اوست و در عین حال مثل خالهزنكها دوست دارد از كار همه سر درآورد.
2- وفادار و میانهرو
مردي كه با اين ژست وارد اتاق ميشود هرچند اهل عمل است ولي از مبارزه اجتناب ميكند. در عشق و معاشرت ميانهروست. به هر چيز زود عادت ميكند و اين خصلت گاهي اوقات وبال گردنش ميشود. نگاهش به همه جا میچرخد اما اين خصوصيت در ذات اوست نه در خواست او و به همين جهت در زندگي مشترك مردي وفادار است.
3- عجول و خودخواه
مردي كه با اين ژست وارد اتاق ميشود اهل قضاوتهاي قطعي و گاهي عجول در قضاوت كردن است. از هيچگونه ريسكي باكي ندارد و براي تن دادن به هرگونه ماجراجويي حاضر است و تا حدودي خودخواه است. گويي براي رياست آفريده شده چون از استعداد بهرهكشي از ديگران برخوردار است.
4- قابل اعتماد
مردي كه فرمان اتومبيل را با اين ژست يا به قول مربيان رانندگي با ژست 10 و 10 دقيقه در دست ميگيرد كسي است كه واكنشهاي سريع و به موقع نشان ميدهد. اعتمادبهنفسش بيحساب است. در برابر همسرش بيآنكه شخصيتش را از دست بدهد زود خودش را نشان ميدهد. ميشود گفت شعار او اين است: «زندگي كن و بگذار زندگي كنند.»
5- سهلانگار
مردي كه فرمان اتومبيل را اينچنين با سهلانگاري در دست بگيرد نه فقط جان خود بلكه زندگي و آينده زن و فرزندانش را نيز به خطر میاندازد. وي مردي است راحتطلب و بيخيال در مقابل ديگران. نه تفاهم نشان ميدهد و نه احساس مسئوليت ميكند براي همسري شما مناسب است.
6- نا امید
مردي كه فرمان اتومبيل را اینگونه دردست میگیرد کمی بدبین است و کلا خیلی به آینده امیدوار نیست.
7- وابسته به اطرافیان
مردي كه فهرست غذاهاي رستوران را با اين ژست در دست بگيرد، ناخودآگاه نشان ميدهد كه اراده مستقلي ندارد و نميتواند به تنهايي تصميم بگيرد. روي هم رفته ترجيح ميدهد ديگران برايش تعيين تكليف كنند. كار امروز را مرتب به فردا مياندازد و درضمن اهل رك و راست حرف زدن هم نيست.
8- یک شریک واقعی
مردي كه فهرست غذاهای رستورانها را با اين ژست دردست ميگيرد نشان ميدهد كه براي مسائل مهم مهلت قائل ميشود. قبل از انجام هر كاري مدتي طرح ميريزد. تمامي جوانب كار را بررسي ميكند و همچنين طبعي لطيف دارد. شريك زندگي مناسبي است و ميداند از زندگي چگونه لذت ببرد. به عقيده ديگران احترام ميگذارد. در دوستي ثابتقدم و در عشق قابل اعتماد است.
9- خود رای و خسیس
مردي كه فهرست غذا را با اين ژست در دست ميگيرد، خودراي، تودار و تا حدودي از اصول رعایت عرف در اخلاقیات دور است. هرچه را كه متعلق به او باشد محكم نگه ميدارد و به قول معروف حتي جان به عزرائيل نميدهد. در مورد پول نيز همين رويه را دنبال ميكند پس خسيس هم است. اهل مزاح نيست. همه چيز حتي شوخيها هم را جدي ميگيرد. در كينهجويي خطرناك و در دوستي فقط نفع خود را ميجويد.
10- بی برنامه
مردي كه صورتحساب رستوران را اينطور بررسي ميكند به عقيده ديگران بيش از عقيده خود توجه دارد. از هدفي كه در نظر بگيرد به هيچ وجه رويگردان نميشود ولي وقتشناس و برنامهريز نيست. به زني برتر احتياج دارد تا بتواند از او يك مرد واقعي بسازد درضمن از آن دسته از مردهاي است كه همسرشان هرگز نميفهمد چقدر درآمد دارد.
11- زود باور و بی منطق
مردي كه فهرست غذاها را با اين ژست در دست ميگيرد، ساده و زودباور است به ظاهر طرفدار منطق است ولي خود منطق سرش نميشود. به طور كلي قابل اعتماد است ولي پراحساس نيست. زنهاي احساساتي او را تا اندازهاي خشك ميپندارند. اهل تظاهر است مثلا بيميل نيست كه شما ببينيد كه حساب ميز چقدر شده.
12- دست و دلباز و کمی خودخواه
مردي كه صورتحساب را با اين قیافه بررسي ميكند فقط جمع مبلغ را ميبيند و همين در نظرش كافي است. چنين مردي دست و دلباز است و در هيچ موقعيتي غافلگير نميشود. ميخواهد هميشه چيزي بيشتر از آن باشد كه نشان ميدهد. به جزئيات بيتوجه است و دوست دارد ديگران تملقش را بگويند به خودش بيش از پول اهميت ميدهد.
13- منزوی و شکاک
مردي كه انعام پيشخدمت را اينطور روي ميز ميريزد و به طرف پيشخدمت پرتاب ميكند از مردم فراري است. مايل است سایرین را از خود دور نگه دارد. در مقابل، توقع خدمتش تا دلتان بخواهد زياد است. به هر اتفاقي زود مشكوك ميشود و براي حفاظت از خودش خيلي تودار است.
14- متكبر و قدرتطلب
مردي كه با اين ژست انعام ميدهد بسيار متكبر است. وابستگي به ديگران را ضعف تلقي ميكند. ميتواند با گذشت باشد اما هرگاه كه منافعش ايجاب كند، عاشق قدرت است. زني كه به عنوان همسر به خانه او برود بايد خيلي مطيع، بياراده و نرم باشد و در قبال عقيده او از عقيده خود صرفنظر كند. بيم آن ميرود كه در زندگي مشترك شوهري خشن باشد و مثلا دست بزن هم داشته باشد.
15- دوست و همراه
مردي كه اينچنين انعام ميدهد ديگران را دوست دارد و مايل است ديگران هم دوستش داشته باشند. قدرت تحمل او گاه به اندازهاي است كه ممكن است به ضعف تعبير شود، اما خب این ناشی از این است که او از تنهايي گريزان است. مايل است هميشه چند نفر دور خود داشته باشد، روي دوستي او ميشود حساب كرد.
16- صميمي و بی محابا
مردي كه موقع دست دادن اينچنين به طرف نزديك ميشود صميمي، احساساتي و پرشور و شايد تا حدودي هم كنجكاو است بدون محابا وارد قلمروي زندگي خصوصي ديگران ميشود. در وفاداري لنگه ندارد. روشنفكر و پيشرو است منتها نه بيحساب.
17- دیر جوش و مردد
مردي كه با اين ژست دست بدهد مردد و بيتصميم، ديرجوش و مشكلپسند است. شايد سالها طول بكشد تا با كسي گرم بگيرد. به عقيده خودش هر كاري كه ميكند بهترين است ولي با وجودي كه اين را ميداند باز ترديد به خرج ميدهد به همين سبب خيلي سخت تصميم به ازدواج ميگيرد.
18- خونگرم و خوشصحبت
مردي كه با اين ژست دست ميدهد روي پاي خود ايستاده و به موفقيتش پيشاپيش مطمئن است. از تاثير خود روي دنياي اطرافش آگاه است. در مبالغه هم غلو ميكند با زبانش مار را از سوراخ درميآورد. در مهمانيها سعي ميكند شمع محفل باشد. خونگرم، زبانباز و خوشصحبت است. در برابر چنين مردي نبايد بيگدار به آب زد.
19- تنوعطلب
مردي كه با اين ژست تلفن صحبت ميكند؛ تنوعطلب، بيصبر و سرشار از زندگي است. به هرچيز تازه رو ميبرد. ايدهها و آرزوهايش او را واميدارند كه بعضي اوقات واقعيت را فراموش كند. سرسپرده نظم و ترتيب است. عادت دارد كه بلند بلند حرف بزند.
20- مشکل پسند و حسود
مردي كه با اين ژست تلفن صحبت ميكند، حسود و بخيل است. نميخواهد ديگران به افكار و فوت و فنهاي كارش پي ببرند و هرچه او را بيشتر بشناسيم سجاياي بيشتري در او كشف ميكنيم. در دوستي مشكلپسند است ولي وقتي اطمينان پيدا كند پاكباز ميشود. كسي كه زنش ميشود بايد مراقب وسوسههايش باشد و در پنهانكاري استاد است.
21- راستگو و صادق
در نظر چنين مردي، كسي كه به ملاقاتش رفته مهمتر از تلفن است. او طرفدار مشاركت است و ميل دارد او و دنيا يكديگر را درك كنند. قضاوتهايش ممكن است توي ذوق بزند ولي صادقانه است.
22- یک پشتوانه محکم
در نظر مردي كه اينچنين به صحبت مينشيند، تبادل نظر و همكاري در زندگي نقش اساسي را بازي ميكند. به همين دليل شريك زندگي ايدهآلي است خود را بهرغم ديگران مهم نميپندارد، از مشكلات نميهراسد و وجودش پشتوانه محكمي براي هر زندگي خانوادگي است.
23- طرفدار موفقيتهاي برقآسا
به نظر ميآيد كه اين مرد اهل پرش از روي مانع است ولي ازدواج را يك دوي ماراتون تلقي ميكند. طرفدار موفقيتهاي برقآساست ولي در نتيجه، بعضي اوقات سرش به سنگ ميخورد. از عهده مسئوليتهاي مهم برنميآيد. از هر چيز زود خسته ميشود. زياد قابل اعتماد نيست. در هر كاري آنقدر فكر و مطالعه ميكند كه وقت ميگذرد.
24- از خود راضی و جاه طلب
مردي كه با اين ژست به صحبت مينشيند تنها در دنياي خود ميپلكد و به مسائل ديگران حتي همسرش بدون اعتناست. از او نبايد توقع حمايت داشت چون خود محتاج حمايت است. بسيار از خودراضي و جاهطلب است. در دنيا تنها خود را آدم به حساب ميآورد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:19 توسط لیلا مرادنژاد
|