این 5 کار را هرگز در پیامک انجام ندهید!
محققان دانشگاه میشیگان می گویند افراد معمولاً برای بیان اطلاعات حساسی که گفتنشان به صورت مستقیم راحت نیست به پیامک متوسل می شوند. ولی در اینجا شما را با 5 چیز که هرگز نباید با پیامک بیان شوند آشنا می کنیم.
1."فکر می کنم به درد هم نمی خوریم"
شاید خود شما هم طعم این تجربه تلخ را چشیده باشید و بدانید که چقدر سخت است وقتی کسی با ارسال یک پیامک و بدون گفتن دلیل، خواهان پایان یک رابطه عاطفی می شود. جدایی با پیامک ایده جالبی نیست پس همیشه این مسئله را رو در رو مطرح کنید.
2. "بین خودمان باشد..."
یادتان باشد که این یک قانون است. اگر پیامکتان با این جمله شروع شده اصلا دکمه ارسال را فشار ندهید. رازها را باید رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را برای نفر بعد ارسال کند!
3. "من باردارم"
فکر می کنید پیامک روش خوبی برای دادن چنین خبر خوب وقشنگی باشد؟ مسلما نه. بهتر است این خبر خوب را رو در ور به همسرتان بگویید تا از دیدن برق شادی در چشم های او محروم نشوید!
4. "دوستت دارم"
اگر می خواهید این جمله فراموش نشدنی را برای اولین بار به زبان بیاورید، لطفا اصلا از پیامک استفاده نکنید، چون از دیدن واکنش او محروم خواهید شد. علاوه بر این، تصور کنید که اگر در جواب چنین اعتراف بزرگی تنها یک ":)" دریافت کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.
5. :(
لحظه ای خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. اگر از چیزی رنجیده باشید و به جای معذرت خواهی تنها یک علامت (که درجه واقعی بودنش معلوم نیست) دریافت کنید، او را خواهید بخشید؟ اگر موضوع آن قدر بزرگ هست که احساس ناراحتی کنید، رو در رو یا دست کم تلفنی معذرت خواهی کنید. نکته بسیار مهم اینکه هیچ گاه از طریق پیامک بحث و جدل نکنید چون در این صورت کلمات ناخوشایندی که بیان کرده اید مدت ها در جایی ثبت خواهد شد و فراموش کردنشان آسان نخواهد بود.
1."فکر می کنم به درد هم نمی خوریم"
شاید خود شما هم طعم این تجربه تلخ را چشیده باشید و بدانید که چقدر سخت است وقتی کسی با ارسال یک پیامک و بدون گفتن دلیل، خواهان پایان یک رابطه عاطفی می شود. جدایی با پیامک ایده جالبی نیست پس همیشه این مسئله را رو در رو مطرح کنید.
2. "بین خودمان باشد..."
یادتان باشد که این یک قانون است. اگر پیامکتان با این جمله شروع شده اصلا دکمه ارسال را فشار ندهید. رازها را باید رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را برای نفر بعد ارسال کند!
3. "من باردارم"
فکر می کنید پیامک روش خوبی برای دادن چنین خبر خوب وقشنگی باشد؟ مسلما نه. بهتر است این خبر خوب را رو در ور به همسرتان بگویید تا از دیدن برق شادی در چشم های او محروم نشوید!
4. "دوستت دارم"
اگر می خواهید این جمله فراموش نشدنی را برای اولین بار به زبان بیاورید، لطفا اصلا از پیامک استفاده نکنید، چون از دیدن واکنش او محروم خواهید شد. علاوه بر این، تصور کنید که اگر در جواب چنین اعتراف بزرگی تنها یک ":)" دریافت کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.
5. :(
لحظه ای خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. اگر از چیزی رنجیده باشید و به جای معذرت خواهی تنها یک علامت (که درجه واقعی بودنش معلوم نیست) دریافت کنید، او را خواهید بخشید؟ اگر موضوع آن قدر بزرگ هست که احساس ناراحتی کنید، رو در رو یا دست کم تلفنی معذرت خواهی کنید. نکته بسیار مهم اینکه هیچ گاه از طریق پیامک بحث و جدل نکنید چون در این صورت کلمات ناخوشایندی که بیان کرده اید مدت ها در جایی ثبت خواهد شد و فراموش کردنشان آسان نخواهد بود.
همه فواید دانستن 2 زبان
اگر دو یا چند زبانه باشید، مغز شما میتواند بگوید ممنونم، thankyou، gracias، merci، arigato. اما منفعتهای دانستن زبان خارجی فقط در همین نكتهها خلاصه نمیشود.دوزبانه بودن مختص به سن خاصی نیست، از خردسالی گرفته تا دوران میانسالی. دانستن زبانهای خارجی میتواند، باعث بالا رفتن توجه، تمركز، فعالیت مغز و حافظه شود. علاوه بر این، برخی از تحقیقات نشان دادهاند، افراد دوزبانه دیرتر دچار اختلالات مغزی مثل «آلزایمر» میشوند.
مغز یك فرد دوزبانه مانند رادیویی است كه به طور همزمان 2 كانال را پخش میكند. ممكن است كه در حال صحبت كردن به یك زبان باشید اما مغزتان همیشه آماده است تا از زبان دومتان نیز استفاده كنید.
به لطف این كارایی دوجانبه، مغز در دستهبندی اطلاعات، تمركز روی مسائل مورد نیاز و اجتناب از مسائل نامربوط بسیار ورزیده خواهد شد. براساس تحقیقات انجام شده دوزبانه بودن قابلیت تمركز و توجه را در افراد بالا میبرد. همچنین حافظه كوتاهمدت را نیز تقویت میكند (گنجایش نگهداری اطلاعات در مغز برای استفاده لحظهای).
افراد دوزبانه، دوبرابر بیشتر از افراد تكزبانه از شنوایی خود منفعت میبرند. یكی از تحقیقات اخیر در دانشگاه Northwestern نشان داده كه دوزبانه بودن، بر واكنش سیستم عصبی نسبت به صدا تأثیر مثبت میگذارد. در این مطالعه، محققان واكنش مغز نسبت به صدای صحبت كردن را در 55 نوجوان دوزبانه مسلط به زبانهای انگلیسی و اسپانیایی و 25 نوجوان تكزبانه مسلط به زبان انگلیسی مورد بررسی قرار دادند. در محیطهای ساكت و آرام، واكنشهای آنها با یكدیگر قابل مقایسه بود، اما زمانی كه صدای موسیقی یا همهمه به محیط اضافه شد، افراد دوزبانه بهتر توانستند صدای صحبت یك فرد را دنبال كنند و متوجه شوند او چه میگوید.
محققان دانشگاه شیكاگو تحقیقی در زمینه تصمیمگیری افراد هنگام شرطبندیها انجام دادهاند. در این تحقیق مشخص شد، هنگامی كه شرطبندی با استفاده از زبان مادری انجام میشود، بیشتر افراد بدون فكر قبلی شرطبندی میكنند. ولی زمانی كه شرطبندی با استفاده از یك زبان خارجی انجام میشود، مجبور میشوند كه بیشتر راجع به شرایط شرطبندی فكر كنند و تصمیمات عاقلانهتری درباره مسائل مالی بگیرند.
دوزبانه بودن بر شكلگیری مغز و عملكرد مناسب تأثیر بسزایی میگذارد. برای مثال برخی از محققان پس از انجام مطالعات گسترده اعتقاد دارند، دوزبانه بودن از تقلیل ذهن و آتروفی آن در دوران پیری جلوگیری میكند. دانستن یك یا چند زبان خارجی حتی میتواند با تقویت حافظه شناختی (قابلیت مغز در كنار آمدن با آسیبها) ظهور علائم آلزایمر را به تأخیر بیندازد. برای آزمایش این نظریه، محققان به بررسی سوابق بیماران مبتلا به آلزایمر پرداختند. در گروه مورد بررسی نیمی از آنها دوزبانه و نیمی دیگر تكزبانه بودند. قابلیت ذهنی و سطح فعالیت هر 2 گروه نیز یكسان بود. اما سطح تحصیلات افراد تكزبانه بالاتر از افراد دوزبانه بود (بالا بودن سطح تحصیلات نیز به تقویت حافظه شناختی كمك میكند). با این حال، افراد دوزبانه به طور متوسط 4 سال دیرتر از افراد تكزبانه دچار علائم آلزایمر شده بودند.
بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه دوزبانه بودن، افرادی را مورد بررسی قرار دادهاند كه از زمان كودكی با 2 زبان بزرگ شدهاند. با این حال، فراگیری زبان دوم در بزرگسالی نیز فواید چشمگیری دارد. یكی از تحقیقات اخیر نشان داده است، افرادی كه در تفكرات خود از زبانی به غیر از زبان مادریشان استفاده میكنند، تصمیمات عاقلانهتری میگیرند و مسائل را سریعتر و درست تر حل
میكنند. شركتكنندگان در این مطالعه، زبان دوم خود را در سنین بزرگسالی آموخته بودند.
مغزتان را مثل یك كامپیوتر كنید
مغز یك فرد دوزبانه مانند رادیویی است كه به طور همزمان 2 كانال را پخش میكند. ممكن است كه در حال صحبت كردن به یك زبان باشید اما مغزتان همیشه آماده است تا از زبان دومتان نیز استفاده كنید.
به لطف این كارایی دوجانبه، مغز در دستهبندی اطلاعات، تمركز روی مسائل مورد نیاز و اجتناب از مسائل نامربوط بسیار ورزیده خواهد شد. براساس تحقیقات انجام شده دوزبانه بودن قابلیت تمركز و توجه را در افراد بالا میبرد. همچنین حافظه كوتاهمدت را نیز تقویت میكند (گنجایش نگهداری اطلاعات در مغز برای استفاده لحظهای).
گوشتان تیزتر میشود
افراد دوزبانه، دوبرابر بیشتر از افراد تكزبانه از شنوایی خود منفعت میبرند. یكی از تحقیقات اخیر در دانشگاه Northwestern نشان داده كه دوزبانه بودن، بر واكنش سیستم عصبی نسبت به صدا تأثیر مثبت میگذارد. در این مطالعه، محققان واكنش مغز نسبت به صدای صحبت كردن را در 55 نوجوان دوزبانه مسلط به زبانهای انگلیسی و اسپانیایی و 25 نوجوان تكزبانه مسلط به زبان انگلیسی مورد بررسی قرار دادند. در محیطهای ساكت و آرام، واكنشهای آنها با یكدیگر قابل مقایسه بود، اما زمانی كه صدای موسیقی یا همهمه به محیط اضافه شد، افراد دوزبانه بهتر توانستند صدای صحبت یك فرد را دنبال كنند و متوجه شوند او چه میگوید.
عاقلانهتر تصمیم بگیرید
محققان دانشگاه شیكاگو تحقیقی در زمینه تصمیمگیری افراد هنگام شرطبندیها انجام دادهاند. در این تحقیق مشخص شد، هنگامی كه شرطبندی با استفاده از زبان مادری انجام میشود، بیشتر افراد بدون فكر قبلی شرطبندی میكنند. ولی زمانی كه شرطبندی با استفاده از یك زبان خارجی انجام میشود، مجبور میشوند كه بیشتر راجع به شرایط شرطبندی فكر كنند و تصمیمات عاقلانهتری درباره مسائل مالی بگیرند.
آلزایمرتان را به تأخیر بیندازید
دوزبانه بودن بر شكلگیری مغز و عملكرد مناسب تأثیر بسزایی میگذارد. برای مثال برخی از محققان پس از انجام مطالعات گسترده اعتقاد دارند، دوزبانه بودن از تقلیل ذهن و آتروفی آن در دوران پیری جلوگیری میكند. دانستن یك یا چند زبان خارجی حتی میتواند با تقویت حافظه شناختی (قابلیت مغز در كنار آمدن با آسیبها) ظهور علائم آلزایمر را به تأخیر بیندازد. برای آزمایش این نظریه، محققان به بررسی سوابق بیماران مبتلا به آلزایمر پرداختند. در گروه مورد بررسی نیمی از آنها دوزبانه و نیمی دیگر تكزبانه بودند. قابلیت ذهنی و سطح فعالیت هر 2 گروه نیز یكسان بود. اما سطح تحصیلات افراد تكزبانه بالاتر از افراد دوزبانه بود (بالا بودن سطح تحصیلات نیز به تقویت حافظه شناختی كمك میكند). با این حال، افراد دوزبانه به طور متوسط 4 سال دیرتر از افراد تكزبانه دچار علائم آلزایمر شده بودند.
سرعت حل مسئلهتان را بالا ببرید
بیشتر تحقیقات انجام شده در زمینه دوزبانه بودن، افرادی را مورد بررسی قرار دادهاند كه از زمان كودكی با 2 زبان بزرگ شدهاند. با این حال، فراگیری زبان دوم در بزرگسالی نیز فواید چشمگیری دارد. یكی از تحقیقات اخیر نشان داده است، افرادی كه در تفكرات خود از زبانی به غیر از زبان مادریشان استفاده میكنند، تصمیمات عاقلانهتری میگیرند و مسائل را سریعتر و درست تر حل
میكنند. شركتكنندگان در این مطالعه، زبان دوم خود را در سنین بزرگسالی آموخته بودند.
در دل زندگی مشترك، خیلی لحظهها پیش میآید كه احساس میكنید حتما و حتما باید با یكدیگر صحبت كنید و آنچه را كه در دلتان انبار شده، بگویید.
این حرفها میتواند در مورد چیزهایی باشد كه هیچوقت دوست نداشتید برای طرف مقابلتان فاش كنید یا میتواند صحبتهایی در مورد موقعیتها و تصمیمگیریهای سخت باشد یا اینكه حرفهایی باشد كه ممكن است هر دو شما را ناراحت، عصبانی یا پریشان كند، تظاهر به اینكه هیچ اتفاقی در زندگی شما نیفتاده و هیچ موضوع مهمی برای بحث كردن وجود ندارد، شاید تا مدتی آرامش شما را حفظ كند اما بهتدریج میتواند زندگی مشتركتان را به سمت نابودی پیش ببرد.
صحبتكردن در مورد موضوعات، آن هم در كمال آرامش و احترام میتواند به همسرتان ثابت كند كه دوستش دارید و سرنوشت زندگی مشتركتان برایتان اهمیت دارد، پس از حرف زدن نترسید بلكه آداب درست آن را یاد بگیرید.
همانطور كه گفتیم همسرتان ممكن است با صحبتهایتان مخالف باشد و این مخالفت را با نشنیده گرفتن حرفتان اعلام كند. او ممكن است دوست نداشته باشد كاری را كه میخواهید انجام دهد و به همین دلیل خودش را به نشنیدن بزند. شاید او فكر میكند با نشنیدن حرفتان مسئولیت كمتری متوجهش خواهد بود اما اگر شما همسرتان را خوب بشناسید، خواهد فهمید كه منظور او از این سكوت مخالفت است. بعد از فهمیدن این موضوع میتوانید در مورد دلایل مخالفتش با هم صحبت كرده و سعی كنید در كمال آرامش یكی از شما دیگری را قانع كند.
تفاوت عقاید و احساساتتان را بشناسید و هیچوقت تنها به خاطر احساساتتان تصمیم نگیرید. اگر احساس میكنید، موضوعی آزارتان میدهد ابتدا به این فكر كنید كه چقدر آن موضوع برایتان مهم است و سپس چند ساعتی زمان بدهید تا بتوانید احساساتتان را از آن موضوع دور كنید و وارد یك گفتوگوی منطقی شوید.
از كلمات كلیدی آرامشبخش مثل من فكر میكنم... من احساس میكنم... استفاده كنید. این كلمات میتوانند گفتوگوی شما را به آرامی هدایت كنند و باعث شوند كه همسرتان كمتر نسبت به افكار و عقایدتان موضع بگیرد.
روی احساستان یك اسم بگذارید. پیش از این كار لازم است بیشتر در مورد حسی كه میخواهید مطرحش كنید، فكر كرده و بتوانید چهارچوبی برایش فرض كنید. یادتان نرود تا این موضوع برای خودتان بهطور كامل شفاف نباشد، نمیتوانید همسرتان را در موردش قانع كنید.
شاید همسرتان موضوع صحبتهایتان را دوست ندارد و چیزهایی كه از آن حرف میزنید برایش جذابیتی ندارد. اگر میبینید توجهی به حرفهایتان نمیكند از او بپرسید، آیا دوست دارد در مورد چیز دیگری حرف بزنید یا خیر؟
قبول كنید احساسات شما یا همسرتان نه دقیقا درست هستند و نه دقیقا غلط. پس فكر نكنید كه او دقیقا باید همان عقاید شما را داشته باشد و به موضوع به اندازه شما اهمیت بدهد اما همسرتان حتما باید به حرفهایتان احترام بگذارد و راهی برای آرامش شما پیدا كند.
قبول كنید در هر روز از زندگی ما احساسات زیادی میآیند و میروند و البته احساسات میتوانند خیلی زود تغییر كنند، پس اگر قصد مطرح كردن حستان بهعنوان یك مشكل جدی را دارید، اول به این فكر كنید كه چه مدت درگیر این موضوع بودهاید و چرا نتوانستهاید آنرا تغییر دهید. همسر شما چه كمكی در این مورد میتواند بكند؟
سعی كنید هر روز احساساتتان را با هم در میان بگذارید و فكر نكنید كه ممكن است حس امروزتان اهمیتی نداشته باشد اما بهخاطر احساساتتان روی خود یا همسرتان قضاوت نكنید. قبل از شروع كردن صحبت به او بگویید كه قرار نیست با این حرفها همسرتان را متهم كنید بلكه تنها بهدنبال یك راه چاره مشترك میگردید.
ممكن است همسرتان با حرفهایتان موافق نباشد اما نتواند مخالفتش را مطرح كند. باید ببینید اشكال كار كجاست و چرا او در خانه خودش نمیتواند عقایدش را به زبان بیاورد. آیا شما سابقه این را دارید كه او را بهخاطر مخالفتش سرزنش كرده باشید یا به محض شنیدن نظر مخالفش از او رنجیده باشید؟ شاید هم او بهدلیل اینكه مانع شروع یك دعوای تازه شود به شما گوش نمیكند. قطعا او آنقدر شما را میشناسد كه بفهمد موضوعی كه مطرح میكنید، میتواند جرقه یك دعوای تازه باشد و به همین دلیل سعی میكند آن را جدی نگیرد و بحث را ادامه ندهد.
شاید همسرتان زیادهازحد حرفهایتان را شنیده و جیره روزانهاش تمام شده است. به محض اینكه احساس میكنید به حرفهایتان گوش نمیكند علیهاش موضع نگیرید و سعی كنید رفتارتان را بررسی كنید. شاید او بیشازحد توانش در یك روز با شما ارتباط برقرار كرده و به حرفهایتان گوش داده است، پس زیادهروی نكنید.
قطعا عصبانی شده و احساس میكنید كه او قدر دلسوزیهایتان را نمیداند.
ولی ممكن است در اشتباه باشید؛ شاید او همه چیزهایی كه شما در حال گفتنش هستید را میداند و خودش پیش از آنكه شما بگویید قصد عملی كردنشان را دارد. شما باید ارتباطگر خوبی باشید و از آن مهمتر اینكه همسرتان را هم خوب بشناسید.
در این مواقع میتوانید از واكنشش، موضوعی كه نسبت به نصایحتان دارد را حدس بزنید و بفهمید كه آیا وقت سكوت كردن است یا نه؟
شاید همسرتان اولویتبندیهای خودش را در مورد مسائل زندگی داشته باشد و احساس كند موضوعاتی كه شما مطرح میكنید زیاد هم مهم نیستند. خب این مشكل كمی بزرگتر از مشكلات قبلی بهنظر میرسد. شما و همسرتان باید به توافق بیشتری در مورد این اولویتبندیها برسید و آنقدر در درك كردن هم توانا باشید كه آنچه برای همسرتان مهم بهنظر میرسد برای شما هم مهم باشد و در فهرست دغدغههایتان قرار گیرد.
او فكر میكند با نشنیدن حرفهایتان این موقعیت را پشتسر میگذارد و از شر موضوعی كه به آن علاقه ندارد، راحت میشود. شاید او فكر میكند شما زیادهازحد فراموشكار هستید و اگر در این لحظه به حرفی كه دوست ندارد گوش ندهد دیگر نباید برای عملی كردنش تلاشی بكند.
اگر همسرتان به حرفهایتان گوش نمیدهد یا لااقل آنطور كه انتظار دارید گوش نمیدهد، بخشی از گناه بر گردن ویژگیهای ذاتی اوست. تحقیقات نشان داده مردان تنها نیمی از مغز خود را برای شنیدن به كار میگیرند درحالیكه زنان از هر 2 نیمه مغزشان برای این كار استفاده میكنند، به همین دلیل است كه زنها میتوانند همزمان بهطور موفقیتآمیز از عهده 2 مكالمه بر بیایند درحالیكه مردها چنین توانایی را ندارند.
نپذیرفتن حس همسرتان از نظر او میتواند نپذیرفتن خودش باشد. اگر او برای صحبت كردن با شما پیشقدم شده است، هرگز چنین جملاتی را به زبان نیاورید؛ نگران نباش، سعی كن خوشحال باشی یا تو نباید چنین حسی را داشته باشی.
این حرفها میتواند در مورد چیزهایی باشد كه هیچوقت دوست نداشتید برای طرف مقابلتان فاش كنید یا میتواند صحبتهایی در مورد موقعیتها و تصمیمگیریهای سخت باشد یا اینكه حرفهایی باشد كه ممكن است هر دو شما را ناراحت، عصبانی یا پریشان كند، تظاهر به اینكه هیچ اتفاقی در زندگی شما نیفتاده و هیچ موضوع مهمی برای بحث كردن وجود ندارد، شاید تا مدتی آرامش شما را حفظ كند اما بهتدریج میتواند زندگی مشتركتان را به سمت نابودی پیش ببرد.
صحبتكردن در مورد موضوعات، آن هم در كمال آرامش و احترام میتواند به همسرتان ثابت كند كه دوستش دارید و سرنوشت زندگی مشتركتان برایتان اهمیت دارد، پس از حرف زدن نترسید بلكه آداب درست آن را یاد بگیرید.
وقتی سكوت یعنی مخالفت
همانطور كه گفتیم همسرتان ممكن است با صحبتهایتان مخالف باشد و این مخالفت را با نشنیده گرفتن حرفتان اعلام كند. او ممكن است دوست نداشته باشد كاری را كه میخواهید انجام دهد و به همین دلیل خودش را به نشنیدن بزند. شاید او فكر میكند با نشنیدن حرفتان مسئولیت كمتری متوجهش خواهد بود اما اگر شما همسرتان را خوب بشناسید، خواهد فهمید كه منظور او از این سكوت مخالفت است. بعد از فهمیدن این موضوع میتوانید در مورد دلایل مخالفتش با هم صحبت كرده و سعی كنید در كمال آرامش یكی از شما دیگری را قانع كند.
چطور حستان را در میان بگذارید؟
اول منطق بعد احساس
تفاوت عقاید و احساساتتان را بشناسید و هیچوقت تنها به خاطر احساساتتان تصمیم نگیرید. اگر احساس میكنید، موضوعی آزارتان میدهد ابتدا به این فكر كنید كه چقدر آن موضوع برایتان مهم است و سپس چند ساعتی زمان بدهید تا بتوانید احساساتتان را از آن موضوع دور كنید و وارد یك گفتوگوی منطقی شوید.
آرام باشید
از كلمات كلیدی آرامشبخش مثل من فكر میكنم... من احساس میكنم... استفاده كنید. این كلمات میتوانند گفتوگوی شما را به آرامی هدایت كنند و باعث شوند كه همسرتان كمتر نسبت به افكار و عقایدتان موضع بگیرد.
حستان را بشناسید
روی احساستان یك اسم بگذارید. پیش از این كار لازم است بیشتر در مورد حسی كه میخواهید مطرحش كنید، فكر كرده و بتوانید چهارچوبی برایش فرض كنید. یادتان نرود تا این موضوع برای خودتان بهطور كامل شفاف نباشد، نمیتوانید همسرتان را در موردش قانع كنید.
چرا همسرتان نمیشنود؟
آیا سوژههای خوبی را مطرح میكنید؟
آیا سوژههای خوبی را مطرح میكنید؟
شاید همسرتان موضوع صحبتهایتان را دوست ندارد و چیزهایی كه از آن حرف میزنید برایش جذابیتی ندارد. اگر میبینید توجهی به حرفهایتان نمیكند از او بپرسید، آیا دوست دارد در مورد چیز دیگری حرف بزنید یا خیر؟
حق به جانب نباشید
قبول كنید احساسات شما یا همسرتان نه دقیقا درست هستند و نه دقیقا غلط. پس فكر نكنید كه او دقیقا باید همان عقاید شما را داشته باشد و به موضوع به اندازه شما اهمیت بدهد اما همسرتان حتما باید به حرفهایتان احترام بگذارد و راهی برای آرامش شما پیدا كند.
حستان را موشكافی كنید
قبول كنید در هر روز از زندگی ما احساسات زیادی میآیند و میروند و البته احساسات میتوانند خیلی زود تغییر كنند، پس اگر قصد مطرح كردن حستان بهعنوان یك مشكل جدی را دارید، اول به این فكر كنید كه چه مدت درگیر این موضوع بودهاید و چرا نتوانستهاید آنرا تغییر دهید. همسر شما چه كمكی در این مورد میتواند بكند؟
دنبال مقصر نگردید
سعی كنید هر روز احساساتتان را با هم در میان بگذارید و فكر نكنید كه ممكن است حس امروزتان اهمیتی نداشته باشد اما بهخاطر احساساتتان روی خود یا همسرتان قضاوت نكنید. قبل از شروع كردن صحبت به او بگویید كه قرار نیست با این حرفها همسرتان را متهم كنید بلكه تنها بهدنبال یك راه چاره مشترك میگردید.
با نظراتتان مخالف است؟
ممكن است همسرتان با حرفهایتان موافق نباشد اما نتواند مخالفتش را مطرح كند. باید ببینید اشكال كار كجاست و چرا او در خانه خودش نمیتواند عقایدش را به زبان بیاورد. آیا شما سابقه این را دارید كه او را بهخاطر مخالفتش سرزنش كرده باشید یا به محض شنیدن نظر مخالفش از او رنجیده باشید؟ شاید هم او بهدلیل اینكه مانع شروع یك دعوای تازه شود به شما گوش نمیكند. قطعا او آنقدر شما را میشناسد كه بفهمد موضوعی كه مطرح میكنید، میتواند جرقه یك دعوای تازه باشد و به همین دلیل سعی میكند آن را جدی نگیرد و بحث را ادامه ندهد.
شاید بیشازحد از او توقع دارید؟
شاید همسرتان زیادهازحد حرفهایتان را شنیده و جیره روزانهاش تمام شده است. به محض اینكه احساس میكنید به حرفهایتان گوش نمیكند علیهاش موضع نگیرید و سعی كنید رفتارتان را بررسی كنید. شاید او بیشازحد توانش در یك روز با شما ارتباط برقرار كرده و به حرفهایتان گوش داده است، پس زیادهروی نكنید.
خودش همه چیز را میداند؟
اگر در حال نصیحت كردن همسرتان باشید و احساس كنید كه او به شما گوش نمیدهد چه حسی پیدا میكنید؟قطعا عصبانی شده و احساس میكنید كه او قدر دلسوزیهایتان را نمیداند.
ولی ممكن است در اشتباه باشید؛ شاید او همه چیزهایی كه شما در حال گفتنش هستید را میداند و خودش پیش از آنكه شما بگویید قصد عملی كردنشان را دارد. شما باید ارتباطگر خوبی باشید و از آن مهمتر اینكه همسرتان را هم خوب بشناسید.
در این مواقع میتوانید از واكنشش، موضوعی كه نسبت به نصایحتان دارد را حدس بزنید و بفهمید كه آیا وقت سكوت كردن است یا نه؟
شما را درك نمیكند؟
شاید همسرتان اولویتبندیهای خودش را در مورد مسائل زندگی داشته باشد و احساس كند موضوعاتی كه شما مطرح میكنید زیاد هم مهم نیستند. خب این مشكل كمی بزرگتر از مشكلات قبلی بهنظر میرسد. شما و همسرتان باید به توافق بیشتری در مورد این اولویتبندیها برسید و آنقدر در درك كردن هم توانا باشید كه آنچه برای همسرتان مهم بهنظر میرسد برای شما هم مهم باشد و در فهرست دغدغههایتان قرار گیرد.
همسرتان از مسئولیت فرار میكند؟
او فكر میكند با نشنیدن حرفهایتان این موقعیت را پشتسر میگذارد و از شر موضوعی كه به آن علاقه ندارد، راحت میشود. شاید او فكر میكند شما زیادهازحد فراموشكار هستید و اگر در این لحظه به حرفی كه دوست ندارد گوش ندهد دیگر نباید برای عملی كردنش تلاشی بكند.
محدودیتهای مردانه مانعش هستند؟
اگر همسرتان به حرفهایتان گوش نمیدهد یا لااقل آنطور كه انتظار دارید گوش نمیدهد، بخشی از گناه بر گردن ویژگیهای ذاتی اوست. تحقیقات نشان داده مردان تنها نیمی از مغز خود را برای شنیدن به كار میگیرند درحالیكه زنان از هر 2 نیمه مغزشان برای این كار استفاده میكنند، به همین دلیل است كه زنها میتوانند همزمان بهطور موفقیتآمیز از عهده 2 مكالمه بر بیایند درحالیكه مردها چنین توانایی را ندارند.
از قضاوت شما میترسد؟
نپذیرفتن حس همسرتان از نظر او میتواند نپذیرفتن خودش باشد. اگر او برای صحبت كردن با شما پیشقدم شده است، هرگز چنین جملاتی را به زبان نیاورید؛ نگران نباش، سعی كن خوشحال باشی یا تو نباید چنین حسی را داشته باشی.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:3 توسط لیلا مرادنژاد
|