کدام یک از کشورهای دنیا بیشترین سرانه مصرف گوشت را دارد؟ پاسخ این سوال می تواند شما را شگفت زده کند.

اشتباه نکنید، پاسخ این سوال آمریکا نیست (اگرچه آمریکایی هایِ همبرگر دوست رتبه دوم مصرف سرانه گوشت را دارند)، بلکه کشور کوچک لوکزامبرگ است که سرانه مصرف گوشت در آن به 136.5 کیلو گرم (یا تقریباً 300 پوند) در سال می رسد. در بین 177 کشوری که موردبررسی قرار گرفته اند، هندوستان کمترین میزان مصرف گوشت را داشته است.

طبق یافته های این تحقیق، که توسط FAO (سازمان موادغذایی و کشاورزی ملل متحد) صورت گرفته است، مصرف گوشت جهان در طول 50 سال گذشته افزایش یافته است.

به گزارش برترین ها مصرف گوشت علاوه بر ایجاد مشکلات جسمی، به محیط زیست نیز آسیب های جدی می رساند. اطلاعات FAO در سال 2008 نشان داد که 18 درصد از گازهای گلخانه ای از فعالیت های دامداری ناشی می شوند، که این میزان در مورد اتومبیل ها، قطارها، و قایق ها تنها 13 درصد بوده است.

آمار تحقیقات بدست آمده از مصرف گوشت کشور ها به شرح زیر است:

1. لوکزامبورگ با مصرف 136.5 کیلوگرم در سال
2. ایالات متحده آمریکا با مصرف 122.7 کیلوگرم در سال
3. استرالیا با مصرف 118.7 کیلوگرم درسال
4. نیوزلند با مصرف 115.6 کیلوگرم درسال
5. اسپانیا با مصرف 109.7 کیلوگرم درسال
.
.
.
173. روآندا با مصرف 5.3 کیلوگرم در سال
174. بوروندی با مصرف 4.8 کیلوگرم در سال
175. جمهوری دموکراتیک کنگو با مصرف 4.4 کیلوگرم در سال
176. بنگلادش با مصرف 4 کیلوگرم در سال
177. هند با مصرف 3.1 کیلو گرم در سال

اگر احساس می‌كنید در برابر همسرتان همیشه كم آورده‌اید

 نه زندگی میدان جنگ است و نه شما یك آدم بی‌عیب و نقص یا همیشه شكست خورده. این پیش‌فرضی ‌است كه اگر باورش داشته باشید، بسیاری از مشكلات‌تان با خود و دیگران حل می‌شوند. در این  مقاله  نمونه برخی اشتباهات رایج در زندگی مشترك را مطرح می‌كنیم كه تنها به دلیل نداشتن عزت نفس بالا رخ می‌دهند و از شما می‌خواهیم كه پس از خواندن مشكلات این آدم‌ها، با دقت بیشتری به رفتار‌ها و سبك زندگی‌تان نگاه كنید.  اگر  شما هم خودتان را شبیه  چنین آدم‌هایی‌می‌بینید، توصیه می‌كنیم با حذف برخی ویژگی‌های‌تان عزت نفس خود را بالا ببرید. نمی‌گوییم كار آسانی است‌ اما اگر این عادت‌های كهنه را نادیده بگیرید، دیر یا زود زندگی مشترك‌تان را با مشكلات زیادی روبرو می‌كنید كه حل كردن‌شان ساده نیست.


زمانی كه زهره با همسرش ازدواج كرد، تازه وارد دانشگاه شده بود. او كه فكر می‌كرد به دنیای پرمسئولیتی وارد شده و توان انجام همه كارها با هم را ندارد،‌ به سختی چند واحدی گذراند و ترجیح داد با گرفتن كاردانی و بیرون آمدن از دانشگاه، وقتش را وقف همسرش كند.

 حالا او یك زن 31ساله است كه در 10 سال گذشته جز مسائل خانه‌داری، برای یادگرفتن هیچ چیزی وقت نگذاشته و احساس می‌كند كه كیلومتر‌ها از همسرش كه فوق لیسانس مدیریت و مدیر یك شركت خصوصی است، عقب مانده. زهره فكر می‌كند، برای دوباره شروع كردن دیر است و راهی كه برای حفظ زندگی به نظرش می‌رسد، نظارت بیشتر بر همسرش و مانع پیشرفت بیشتر او شدن است. شما اگر موقعیت مشابهی داشتید،‌ چه رفتاری می‌كردید؟
  • سراغ توانایی‌های‌تان بروید
اگر شما حس كنید در زندگی‌تان آنقدر كه باید خوب عمل نمی‌كنید و همیشه شكست می‌خورید این موضوع باعث می‌شود تصویری كه در مورد خودتان دارید هم خدشه‌دار شود و درنتیجه دیگران هم تصویر جالبی در مورد شما نخواهند داشت. قرار نیست شما در تمام موضوعاتی كه همسرتان از آن‌ها سردر می‌آورد وارد شوید اما قطعا مسائلی هست كه شما بیشتر از او از آن‌ها اطلاع دارید و بیشتر توانایی رسیدگی به آن‌ها را دارید. 

سعی كنید به این مسائل رسیدگی بیشتری كنید تا هم تصویرتان در ذهن خودتان بهتر شود و هم در ذهن دیگران. نقاط قوت خودتان را فهرست كنید و اگر از آن‌ها با خبر نیستید، نظر دیگران را در این مورد بپرسید اما سعی نكنید خود را وارد هر ماجرایی بكنید و با صحبت كردن در مورد موضوعاتی كه تخصص یا اطلاعی در مورد آن‌ها ندارید، حرف‌های‌تان را برای دیگران بی‌اعتبار كنید.
  • خودتان را بشناسید
به جای این‌كه پله ترقی همسرتان شوید و خودتان درجایی كه هستید در جا بزنید، در عین حمایت كردن از او به فكر رشد خودتان هم باشید. سعی كنید تعریفی از خود داشته باشید كه به شما اعتماد به نفس و آرامش می‌دهد. در ذهن‌تان یك عنوان برای خود بسازید و سعی كنید این عنوان را هر روز تقویت كنید. 

مثلا بگویید من آشپز خوبی هستم؛ من یك ورزشكارم؛ من كارمند نمونه‌ای هستم؛ من به فكر تحصیلاتم هستم و... اگر شما چنین عنوانی را در ذهن‌تان نداشته باشید، بعد از چند سال احساس بی‌ارزشی خواهید كرد و ممكن است فكر كنید همین همسری كه شما پله ترقی‌اش شده‌اید، هزاران پله از شما بالاتر است و چرا باید برای بودن با شما انرژی بگذارد! در عین حال همیشه پشتیبان همسرتان باشید و به‌خاطر ترس از این‌كه روزی از شما بالاتر برود و قدرتان را دیگر نداند، او را از آنچه استحقاقش را دارد محروم نكنید.

الهام و دوستان خانوادگی‌اش هفته‌ای یك‌بار دور هم جمع می‌شوند. دوستانی كه به نظر الهام، هر كدام‌شان دلیلی برای افتخار كردن به خود را دارند. البته خود او هم زن موفقی است. هم ظاهر خوبی دارد و هم تحصیلات بالایی اما چون مثل دوستان دیگرش سراغ كار بیرون از خانه نرفته، احساس می‌كند كه ممكن است دیگران توانایی‌هایش را نادیده بگیرند. به همین دلیل سعی می‌كند كه گاهی برتری‌هایش را به دیگران گوشزد كند تا مبادا یاد‌شان برود كه او هم چیزی از دیگران كم ندارد. شما در چنین موقعیتی چه رفتاری می‌كنید؟
  • به فكر اثبات خود‌تان
دیگران شما را همان‌طور كه هستید می‌بینند، با تمام توانایی‌ها و ضعف‌های‌تان. شاید در برخورد‌های اولیه به تمام این موضوعات پی نبرند اما در ملاقات‌های بعدی نظر‌شان را در مورد شما اصلاح می‌كنند و به شناخت بهتری می‌رسند. تا زمانی كه این تصور در آن‌ها كامل شود دست نگه‌دارید و به‌خاطر ترس از قضاوت‌های آن‌ها مدام خود‌تان و عادت‌های‌تان را معرفی نكنید. اگر شما در كار‌تان برجسته باشید، ‌اخلاق خوبی داشته باشید یا هزار و یك هنر دیگر در وجودتان باشد، دلیلی ندارد كه به محض دیدن دیگران از همه این توانایی‌ها پرده‌بردارید و اگر هم ضعف‌ها و شكست‌هایی دارید، قرار نیست همه دنیا را از وجود‌شان با خبر كنید. در مورد خودتان كم توضیح دهید و بگذارید هركسی از دریچه دید خودش شما را بشناسد.

مریم طاقت ناراحتی كسی را ندارد. او به شوهرش و دوستانش بیشتر از هرچیزی اهمیت می‌دهد و وقتی كه ناخواسته مشكلی میان پیش می‌آید، به جای این‌كه تقصیر را گردن كسی بیندازد، سعی می‌كند كه رفتارهای خودش را بررسی كند و با تغییر دادن خودش یا حتی عذرخواهی كردن اوضاع را آرام كند البته از اغلب مواردی كه او با عذاب وجدان از دیگران عذرخواهی می‌كند، ‌مشكل به خاطر رفتارهای او درست نشده است. وقتی میان شما و دیگران سوءتفاهم ایجاد می‌شود چه احساسی پیدا می‌كنید؟ آیا خودتان را مقصر می‌دانید یا به آن‌ها حمله می‌كنید؟
  • همیشه حق با شما نیست
هرچقدر هم كه توانمند باشید، باز هم اشتباه می‌كنید. فكر نكنید نپذیرفتن اشتباهات و انكارشان یعنی داشتن اعتماد به نفس. یكی از نشانه‌های افرادی كه عزت نفس پایینی دارند، ناتوانی در پذیرش اشتباهات و مهم‌تر از آن، اعتراف به اشتباهات است. اگر مشكلات شما باعث یك دعوای خانوادگی شده، چند ساعتی بعد از آرام شدن همه چیز از همسرتان عذرخواهی كنید و به او نشان دهید كه مسئولیت‌پذیرید و می‌توانید قضاوت درستی در مورد رفتار خودتان داشته باشید. اگر شما همیشه از زیر عنوان تقصیر من بود شانه خالی كنید، او قضاوت‌های‌تان را در مورد خودش هم نخواهد پذیرفت و شما را مسئول تمام ناراحتی‌های زندگی مشترك‌تان خواهد دانست.
  • خودتان را زیر ذره بین نگذارید
شاید این پیشنهاد به‌نظر عجیب بیاید اما زیاد از حد فكر كردن به همه ویژگی‌ها و جزئیات می‌تواند در شما وسواس ایجاد كند و عزت نفس‌تان را هم تحت‌تاثیر قرار دهد. وقتی كاری می‌كنید یا حرفی می‌زنید، مدام از خود نپرسید كه آیا درست بود یا نه و آیا دیگری را رنجانده‌اید یا نه؟ شاید همسر شما خسته یا بی‌حوصله باشد، پس دلیلی ندارد به محض احساس ناراحتی در او بپرسید، من كاری كردم؟ از من ناراحتی؟ فلان حرف یا رفتارم تو را ناراحت كرد؟ و... قبل از انجام هر رفتاری به آن فكر كنید اما بعد از آن، این بررسی پایان‌ناپذیر را قطع كنید. مطمئنا اگر دیگران از شما ناراحت باشند، شما را در جریان خواهند گذاشت، پس سعی نكنید كه ناراحتی آن‌ها را پیش‌بینی كنید.


سمانه زن بداخلاقی نیست و خیلی راحت با دیگران كنار می‌آید اما دلخوری‌های ساده‌ای كه مدام میان او، همسرش و خانواده همسرش پیش می‌آید،‌ زندگی آن‌ها را به شدت تحت فشار قرار داده ‌است. او حتی نمی‌تواند از یك شام با خانواده شوهرش لذت ببرد، چون فكر می‌كند، دیگران همیشه به زبان بی‌زبانی او را سرزنش می‌كنند و تمام لحظات بعد از مهمانی به فكر رمز‌گشایی حرف‌هایی است كه دیگران زده‌اند. 
  • توهم توطئه نداشته باشید
فكر نكنید پشت همه حرف‌های دیگران، منظور خاصی هست كه باید تحلیلش كنید یا به فكر تلافی كردنش باشید. حتی اگر با آدمی سروكار داشته باشید كه واقعا چنین منظوری دارد، باید فكر كنید كه وقت و آرامش شما ارزشمند‌تر از این است كه مدام برای تلافی كردن كار او صرف شود. 

اگر در خانواده همسرتان كسی با چنین ویژگی‌هایی هست از كنار حرف‌هایش بگذرید و خودتان را درگیر موضوعات ساده و سطحی نكنید. اگر هم شما فكر می‌كنید كه دیگران چنین ویژگی‌هایی دارند، توان‌تان را بالا ببرید و با گذشتن از كنار حرف‌هایی كه شما را آزار می‌دهد، زندگی مشترك‌تان را نجات دهید.


نگار خانه‌دار است و روزی 10 ساعت تنها بودن برایش از هركاری سخت‌تر است. او فكر می‌كند كه شوهرش این موضوع را درك نمی‌كند و در طول روز با زنگ‌نزدن و پیامك نفرستادن به او بی‌توجهی می‌كند و گاهی سعی می‌كند كه با تماس گرفتن مداوم این فاصله را كم كند و گاهی هم می‌رنجد و به همین بهانه چند روزی سرسنگین می‌شود. همسر او فكر می‌كند، این رفتارهای نگار به‌خاطر این است كه او زیاد از حد محبت می‌كند؛ به همین دلیل در كنار حمایت از نگار سعی می‌كند كه زیاد محبتش را نشان ندهد و به قول خودش او را لوس نكند. شما و همسرتان در این شرایط چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟
  • از مهربان بودن نترسید
فكر نكنید كه لطف شما راهی برای سوءاستفاده دیگران باز می‌كند. اگر شما حد و مرز‌ها را رعایت كنید و به دیگران هم نشان دهید كه در زندگی شما هر چیز در جای خودش قرار دارد و هر رفتاری در جای خود بررسی می‌شود، دیگر نگران این مشكل نخواهید بود. شما تنها به مهربانی دیگران نیاز ندارید بلكه خود محبت كردن هم می‌تواند روان شما را راضی نگه‌دارد و آرامش و عزت‌نفس‌تان را بالا ببرد. نگذارید این مهربانی چشم‌های‌تان را ببندد و روی قضاوت‌های‌تان تاثیر بگذارد بلكه به همسرتان نشان دهید تا زمانی كه قدر مهربانی‌های‌تان را می‌داند از آن‌ها بهره‌مند می‌شود.
  • شرایط دیگران را درك كنید
همه آدم‌ها در همه لحظات آماده كمك كردن و توجه كردن به شما نیستند.  اگر چند ساعت منتظر ماندن برای دریافت این توجه یا درك كردن شرایطی كه طرف مقابل در آن قرار دارد شما را آزار می‌دهد، فكری برای عزت نفس‌تان بكنید.  اگر در تمام لحظاتی كه همسرتان سركار است، به بهانه تنهایی و بی‌حوصلگی از او هم می‌خواهید كه كارش را كنار بگذارد و با شما صحبت كند یا این‌كه حتی نمی‌توانید چند ساعت بودن او در كنار دوستان یا خانواده‌اش را بپذیرید در مورد این رفتار‌ها تجدید نظر كنید.  زیرا چنین انتظاراتی نه نشانه ضعف شماست و نه اقتدارتان در زندگی مشترك بلكه تنها نشانه این واقعیت است كه شما عزت نفس پایینی دارید.

فاطمه 3 فرزند دارد و چند سالی است كه به‌خاطر آرامش آن‌ها و همسرش از تفریحات و پیشرفت خودش صرف‌نظر كرده است. چون همسرش ساعات زیادی را كار می‌كند، او همه مسئولیت‌های مرتبط با خانه را پذیرفته و با اضافه‌تر شدن روز به روز این مسئولیت‌ها، ‌احساس می‌كند كه دیگر توان ادامه دادن به این شیوه را ندارد. این موضوع باعث مشكلاتی میان او و همسرش شده و بدتر این‌كه همسرش هم حاضر به پذیرش این موضوع نیست و می‌گوید كه نمی‌تواند شیوه زندگی‌اش را تغییر دهد. شما در مورد شرایط او چه فكری می‌كنید و اگر جای او بودید چه تصمیمی می‌گرفتید؟
  • از فرصت‌های‌تان نگذرید
شرایط همه آدم‌ها برابر نیست و قطعا خیلی از آدم‌ها شرایط‌شان بهتر از شماست اما این بهانه خوبی برای نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست. به جای مقصر دانستن زمین و زمان، از كوچك‌ترین فرصت‌ها بیشترین استفاده را بكنید. شاید شما به جایی كه دوست دارید نرسید و محدودیت‌های‌تان نگذارند كه شبیه آرزو‌های‌تان شوید اما اگر بیشترین تلاش‌تان را بكنید و سعی كنید خود‌تان باشید، عزت نفس‌تان بالا خواهد رفت و دلیلی برای سرزنش خود یا دیگران نخواهید داشت. اگر فكر می‌كنید كه ازدواج و بچه‌دار شدن پایان فعالیت‌های شما بوده، مشكل از این 2 اتفاق نیست بلكه مشكل اصلی شما هستید كه نتوانسته‌اید توانایی‌های‌تان را با تغییرات زندگی‌تان هماهنگ كنید.
  • بیشتر از توان تان، مسئولیت نپذیرید
ممكن است دوست داشته باشید كه دیگران همیشه شما را به‌عنوان یك فرشته نجات بشناسند اما چنین خصوصیتی بیشتر از آن‌كه به نفع‌تان باشد می‌تواند شما را از پا در بیاورد. هنر «نه» گفتن را یاد بگیرید و تاجایی كه در توان دارید دیگران را حمایت و پشتیبانی كنید و نه بیشتر از آن. قرار نیست به خاطر رفاه خودتان همیشه خواسته‌های دیگران را رد كنید بلكه باید به اندازه توان و انرژی و البته مهارت‌تان مسئولیت بپذیرید و نه بیشتر از آن. حتی اگر شما خیلی كار‌ها را بهتر و سریع‌تر از همسرتان انجام می‌دهید، باز هم بار زندگی را یك‌تنه به دوش نكشید.
تحقيقات نشان مي‌دهند، هرچقدر رابطه‌اي كه فرد در آن قرار گرفته‌است موفق‌تر، شادتر و متعهدانه‌تر باشد.  او بهتر مي‌تواند وجود خود را شكوفا سازد و به سمت آنچه مي‌خواهد حركت كند و به خواسته مطلوب خود دست يابد. يك رابطه خوب مي‌تواند كمك كند فرد استعدادهايش را پيدا كند و همان بشود كه در آرزوهايش مي‌بيند. در يك رابطه دو طرف در پيشرفت و تعالي هم نقش بسزايي دارند و هركدام مي‌توانند پله ترقي ديگري شوند. اين تست توسط دكتر «گري لواندوسكي» از دانشگاه «مان‌موث» طراحي شده‌است، او دكتراي روانشناسي اجتماعي از دانشگاه نيويورك دارد.


اصلا چقدر خوشبخت هستيد

روش كار: در اينجا 10 سوال مي‌بينيد به هركدام از آن‌ها براساس احساسي كه داريد پاسخ دهيد تا بتوانيد سطح رابطه خود را محك بزنيد و بفهميد رابطه‌تان با همسرتان در چه حد است و چقدر به هم نزديك هستيد ، كافي است 5 دقيقه وقت بگذاريد و به اين سوال‌ها با صداقت تمام پاسخ دهيد، هرچقدر صادقانه‌تر پاسخ دهيد نتايج دقيق‌تري بدست خواهد آمد و بيشتر مي‌توانيد به آن‌ها اعتماد كنيد.
  • از وقتي با همسرتان هستيد چقدر دوست داريد با هم به سراغ تجربه‌هاي جديد برويد؟
  •   اصلا
  •   خيلي كم
  •   گاهي اوقات سعي مي‌كنيم ، كاملا بستگي دارد
  •   زياد
  •   خيلي زياد (مدام به دنبال يافتن تجربه‌هاي جديد هستيم)
  • از وقتي با همسرتان هستيد آيا تفاوتي در درك‌ محيط اطراف احساس مي‌كنيد، آيا به دليل وجود او آگاهي بيشتري نسبت به دنيا و چيزهاي اطرافتان داريد ؟
  •   اصلا، هيچ فرقي نكرده‌است
  •   خيلي كم تفاوت ايجاد شده‌است
  •   تا حدي مي‌توان گفت نگاهم عوض شده است
  •   تفاوت  زيادي مي‌بينم
  •   كاملا نگاهي جديد پيدا كرده‌ام
  • همسرتان چقدر در افزايش توانايي‌هاي شما براي انجام كارهاي جديد نقش داده‌است؟(چقدر به خاطر با او بودن قوي‌تر شده‌ايد)
  •   اصلا ، او هيچ نقشي نداشته‌است
  •   فقط كمي
  •   تا حدي زندگي با او توانايي‌هاي مرا افزايش داده‌است
  •   با او بودن مرا خيلي قوي‌تر كرده‌است
  •   از زماني كه با او هستم توانايي بسيار زيادي پيدا كرده‌ام
  • چقدر همسرتان به شما كمك مي‌كند كه استعدادهاي‌تان را شكوفا سازيد و هماني شويد كه دوست داريد؟
  •   به هيچ وجه كمكي نمي‌كند
  •   خيلي كم
  •   تا حدي كمك مي‌كند كه خودم باشم
  •   بودن با او خيلي از استعدادهاي من‌را شكوفا ساخته‌ است
  •  از وقتي با او هستم تازه خودم را پيدا كرده‌ام
  • چقدر همسرتان به شما كمك كرده‌است كه نسبت به خودو آنچه هستيد احساس خوبي داشته‌باشيد؟
  •   به هيچ وجه كمكي نكرده‌است
  •   خيلي كم احساسم مثبت شده‌است
  •   تا حدي احساس بهتري به خودم دارم
  •   احساس خيلي خوبي نسبت به خودم پيدا كرده‌ام
  •   از وقتي با او هستم حس‌هايم كاملا نسبت به خودم متحول و مثبت شده‌است
  • چقدر توانايي‌ها و مهارت‌هاي همسرتان مي‌تواند ناتواني‌هاي شما را بپوشاند؟(شما چقدر مكمل هم هستيد و يكديگر را تكميل مي‌كنيد)
  •   به هيچ وجه نمي‌توانيم ناتوانايي‌هاي هم را بپوشانيم
  •   توانايي‌هايش  اندكي به من كمك مي‌كند
  •   تا حدي مي‌توانم به توانايي‌هاي او متكي باشم
  •   توانايي‌هاي او ناتواني‌هاي من را مي‌پوشاند
  •   تمام ناتوانايي‌هايم‌ توانمندي‌هاي او را مي‌پوشاند
  • از وقتي با همسرتان هستيد احساس مي‌كنيد چقدر ديد عميق‌تري نسبت به مسائل زندگي پيدا كرده‌ايد ؟
  •   به هيچ وجه تفاوتي نمي‌بينم
  •   نگاهم اندكي عميق‌تر شده‌است
  •   تا حدي احساس مي‌كنم  مسائل را عميق‌تر مي‌بينم
  •   او باعث شده‌است نگاهم به اطراف خيلي عميق شود
  •   از وقتي با او هستم كاملا نگاهم متفاوت شده‌ است
  • بودن با همسرتان چقدر باعث شده‌است چيزهاي جديدي ياد بگيريد؟
  •   به هيچ وجه كمكي نكرده است
  •   احساس مي‌كنم كمي چيزهاي بيشتري ياد گرفته‌ام
  •   تا حدي بودن با او مرا به يادگيري چيزهاي جديد تشويق كرده‌ است
  •   از وقتي با او هستم چيزهاي جديد زيادي ياد گرفته‌ام
  •   از وقتي با او هستم كاملا متحول شده‌ام و بيش از اندازه چيزهاي جديدي ياد گرفته‌ام
  • آشنايي با همسرتان تا چه حد باعث شده‌است آدم بهتري شويد؟
  •   هيچ فرقي نكرده‌است
  •   كمي بهتر شده‌ام
  •   تا حدي احساس مي‌كنم آدم بهتري شده‌ام
  •   رابطه با او من را خيلي بهتر كرده‌است
  •   او موجب شده  كاملا متحول شوم و به آدم متفاوتي تبديل شوم
  • همسر شما چقدر آگاهي‌هاي شما را افزايش داده است؟
  •   به هيچ وجه تفاوتي ايجاد نشده‌است
  •   كمي باعث افزايش آگاهي‌هايم شده‌است
  •   تا حدي آگاهي‌هايم افزايش يافته است
  •   بعد از همراهي با او آگاهي‌هاي من خيلي متفاوت شده‌است
  •   او شروع تازه‌اي براي من بود و باعث شد با آگاهي‌هاي جديدي از زندگي مواجه شوم

نتيجه‌گيري:حالا عدد گزينه‌هايي را كه علامت زده‌ايد با هم جمع كنيد، سپس عدد خود را به جدول زير ببريد تا ببينيد سطح رابطه شما با همسرتان تا چه حد است و آيا به بهبود احتياج دارد يا خير. 

اگر نمره شما 43 يا بالاتر بود

رابطه‌اي كه شما را رشد مي‌دهد
شما يك رابطه كاملا سالم و موفق داريد، شما به واسطه اين رابطه تجربه‌هاي جديد بسياري را كسب خواهيد كرد و به اهداف نو و تازه خود بهتر دست خواهيد يافت. احتمالا شما روز به روز خوشحال‌تر خواهيد شده و در نتيجه اين رضايت و خوشحالي، رابطه بين‌تان قوي‌تر و پايدارتر خواهد شد. 

اگر نمره شما بين 32 تا 42 بود

رابطه‌اي كه تا حدي هيجان در آن وجود دارد
رابطه شما ايده‌آل نيست ولي نسبتا رابطه خوبي است، شما در اين رابطه مي‌توانيد تا حدي رشد داشته‌ باشيد و مي‌توانيد به همراه همسرتان به دنبال تجربه‌هاي جديد باشيد اما هنوز جا دارد كه رابطه‌اي بهتر داشته باشيد، به دنبال راه‌هايي باشيد كه از طريق آن‌ها بتوانيد خود را در رابطه‌تان بيشتر شكوفا كنيد. مسلما در زندگي مشترك شما نكات مثبت فراواني وجود دارد پس سعي كنيد آن‌ها را برجسته كنيد. البته يك آزمون 10‌سوال نمي‌تواند وضعيت رابطه شما را دقيق نشان دهد و راه‌حل كاملا درستي ارائه دهد اما شايد بتواند به شما كمك كند كه يك ديد كلي نسبت به زندگي مشترك خود به‌دست بياوريد و بفهميد روي كدام بخش‌ها از رابطه‌تان بايد بيشتر تمركز كنيد و به دنبال بهبود آن باشيد و براي كدام بخش‌ها فكري اساسي كنيد و در راستاي اصلاح آن قدمي برداريد. 

اگر نمره شما 31 يا كمتر بود

بايد فكري به حال رابطه‌تان بكنيد
اين رابطه براي شما شرايط مناسب براي رشد و تعالي را فراهم نمي‌كند، در واقع فرصت را براي شما مهيا نمي‌كند تا آگاهي‌هاي‌تان را گسترش دهيد و احساس بهتري نسبت به خود پيدا كنيد. بهتر است با همسرتان صحبت كنيد و به دنبال وارد كردن تجربه‌هاي جديد مشترك در زندگي باشيد تا رابطه‌تان به مرور بهبود يابد. 


تلنگري براي شما

البته اين آزمون كوتاه نمي‌تواند دقيقا رابطه شما را تصوير كند و راه‌حل‌هاي اساسي به شما ارائه دهد، اما مي‌توانيد آن را به عنوان يك تلنگر بدانيد براي اين‌كه بيشتر به رابطه‌تان فكر كنيد و در انديشه بهبود آن باشيد، اين آزمون و تست مي‌تواند به شما كمك كند تا متوجه شويد روي كدام قسمت رابطه بايد بيشتر تمركز كنيد و در كدام قسمت بايد به دنبال راه‌حل باشيد.

بسیار قوی   43 و بالاتر

در حد متوسط  32 تا 42

بسیار ضعیف   31 و پایین تر