معمولا به رانندگان تازه وارد گفته می‌شود که برای رانندگی در جاده، در ابتدا کنار یک راننده‌ای که در جاده تجربه زیادی دارد، بنشیند تا از آن‌ها بیاموزند و در صورت مواجه شدن با خطر، بهترین و البته سریع‌ترین راه حل را انتخاب کند. وجود کامیون‌ها و کشنده‌های غول آسا، رانندگان کم حواس و خواب‌آلود، تاریکی جاده، پیچ‌های تند و خطرناک، خطر ریزش سنگ، تغییرات آب و هوایی و هزاران موارد دیگر باعث شده‌اند تا جاده‌ها برای رانندگان دلهره‌آور، چالش‌انگیز و تهدید کننده باشند.از آن‌جایی که اکثر رانندگان تنها به منظور سفر یا رفت و آمد به محل کار و... از جاده‌ها استفاده می کنند، تجربه کمی در جاده‌ها دارند و این امر به خطرات جاده دامن می‌زند. در حالی‌که برای برخی دیگر، تردد در جاده‌ها به نوعی به زندگی آن‌ها تبدیل شده است. این رانندگان حاضرند هر چند هم که ناگزیر باشند، در هر شرایطی از جاده‌ها استفاده کنند. بارانی و لغزنده، کوهستانی و سنگ​لاخی و شب یا روز برای‌شان تفاوتی ندارد.در نوشتار زیر به چند مورد از خطرناک‌ترین جاده‌های دنیا اشاره می‌کنیم که در صورت عدم رعایت مسائل ایمنی، به روش‌های گوناگونی می‌تواند باعث مرگ شما شود. حتی خواندن درباره این جاده‌ها، مو بر تن راست می‌کند چه برسد به بودن و تردد در آن‌ها.

یونگاس شمالی

North Yungas

 احتمالات مرگ: لِه شدن، سقوط، اصابت گلوله از سوی کارتل‌های مواد مخدر بولیویایی 

جاده یونگاس که به جاده مرگ و Grove نیز شهرت دارد، بین 60 تا 70 کیلومتر طول دارد و لاپاز را به کورویکو متصل می‌کند. طبق گزارش بی.بی.سی، سالانه 300 نفر در این جاده می‌میرند.این جاده در دهه 30 میلادی توسط اسرای جنگی ساخته شده است که از شهر لاپاز که با 3660 متر ارتفاع از سطح دریا به عنوان مرکز اداری کشور بولیوی شناخته می‌شود، شروع شد. البته بخشی از این جاده، از ارتفاع اشاره شده هم مرتفع تر می‌شود. عرض بخش اعظم این جاده، 3.2 متر است و با توجه به این‌که هیچ گارد ریلی در کنار این جاده کوهستانی وجود ندارد، حتی تردد اتومبیل‌ها (با حداقل عرض 1.7 متر) هم از دو جهت مخالف مشکل بوده چه بسا که این جاده، بیش‌تر کامیون‌رو است. یونگاس از یک سو به کوه و از یک سو به دره‌ای با عمق حداقل 600 متر با شیب تقریبا 90 درجه ارتباط دارد. مِه و باران‌های سیل آسا نیز از عناصر جدانشدنی این جاده هستند.

طبق آمار ثبت شده، بدترین حادثه رخ داده در این جاده به تاریخ 24 ژولای 1983 بازمی‌گردد که یک اتوبوس با 100 مسافر درون دره افتاد و تمام مسافران را به کشتن داد.

خاردونگ لا 

Khardung LA

احتمالات مرگ: لِه شدن، اصابت گلوله شلیک‌شده توسط نگهبانان مرزی، خفگی بدلیل کمبود اکسیژن 

این جاده که در هند مستقر است، یکی از سه مسیر ماشین رو مرتفع در دنیا بوده که 5359 متر از سطح دریا ارتفاع دارد که Leh شمالی را به شیوک و نوبرا وَلی متصل می‌کند. سطح این جاده، صاف‌تر و یکنواخت‌تر از بسیاری از جاده‌های هند است اما ارتفاع زیاد و طبعا، کمبود اکسیژن برای وسایل نقلیه و انسان، و هم‌چنین آب و هوای غیر قابل پیش‌بینی، تردد را در این جاده به چالشی بزرگ تبدیل کرده است. 

سطح این جاده در وسط مملو از خاک و ماسه و در اطراف مملو از سنگ‌های ریز و درشت است، که با در نظر گرفتن عدم بکارگیری گارد ریل، عرض کم و اشراف به دره‌ای عمیق از یک سو، هدایت و کنترل وسایل نقلیه را به امری دشوار مبدل ساخته است. اما طبق گزارشات، این جاده یکی از جاده‌های مورد علاقه دوچرخه‌سواران است که دلیل آن اعلام نشده است.

آزاد راه لنا

Lena

  احتمالات مرگ: گرسنگی، تشنگی، غرق‌شدن، یخ زدن

اگر از شرایط جاده‌های اطراف محل زندگی‌تان شکایت دارید، با دانستن در مورد این جاده، قطعا دیگر شکایتی نخواهید داشت. لِنا، شهر Yautsk را به جنوب روسیه متصل می‌کند و 1212 کیلومتر طول دارد. 

سطح آن کاملا خاکی بوده و هیچ آسفالتی ندارد. نه به خاطر بی مبالاتی مسئولان و عدم اختصاص دادن بودجه، بلکه به دلیل باران‌های مکرر و خاکی بودن سطح جاده، لِنا همیشه غرق در گل بوده و آسفالت کردن آن غیرممکن است.

در زمستان با یخ زدن گل سطح مسیر، جاده لغزنده شده و برای رانندگان چالش بر انگیز است.  در تابستان نیز با بارش مکرر باران، لِنا به دریاچه‌ای از گل تبدیل می‌شود و تقریبا دو ماه از سال، کاملا گلی است. طبق گزارشات، بارها پیش آمده که این جاده گل آلود، اتومبیل‌های سبک وزن و کوچک را بلعیده است.

جاده زمستانی توکتویاکتوک

Tuktoyaktuk

  احتمالات مرگ: یخ زدگی، غرق شدن

شاید پیش خود فکر کنید که کلمه زمستانی در این عبارت چه می‌کند. در پاسخ به این سؤال باید گفت که این جاده فقط در زمستان قابل استفاده است. این جاده که در یکی از شمالی‌ترین نقاط کانادا مستقر است از یخ زدن آب سطح رودخانه مَکِنزی و اقیانوس شمال پدیدار می‌شود. این جاده، اینوویک و توکتویاکتوک را به هم متصل می‌کند و بخشی از آزادراه Dempster را تشکیل می‌دهد.

این جاده در سطح دریا بوده و 130 کیلومتر طول دارد که بیش‌تر آن بر روی دریاچه مَکِنزی است. روی سطح آن، مملو از ترک‌ها و شکاف‌های بزرگ و کوچک بوده که کشنده‌ها و کامیون‌های سنگین با عبور از روی آن، سر از اعماق دریا در می‌آورند.

با وجود تمام خطرات ممکن، آمار مرگ و میر در این جاده بسیار کم بوده زیراکه ضخامت سطح یخ‌زدگی روی دریاچه 2.5 متر است و به راحتی از بین نمی‌رود.

تونل گوالیانگ

Guoliang

  احتمالات مرگ: لِه شدن، حمله قلبی از شدت ترس

برای کسی که از ارتفاع و هم‌چنین فضای تنگ و تاریک می‌ترسد، عبور از این جاده معادل مرگ است. زیرا این جاده، هم در ارتفاع زیادی از سطح دریا ساخته شده و هم این‌که از دل کوه عبور می‌کند.

تونل Guoliang، در کوه‌های تای هانگ چین مستقر است و تنها 3.6 متر عرض این جاده است اما خوشبختانه، تنها 1200 متر طول دارد. به دلیل این‌که این جاده از دل کوه می‌گذرد، 4.5 متر ارتفاع دارد. اگرچه این جاده کم تردد بوده و طول زیادی ندارد، مواجه با آن در صورت عدم آمادگی و مخصوصا برای اولین‌بار، قطعا بسیار دلهره‌آور است.

چرا زن‌ها و مردها حرف هم را نمی‌فهمند؟!

 زن‌ها و مردها به لحاظ شخصیتی و مهارت‌های ارتباطی تفاوت‌های زیادی باهم دارند اما بسیاری از خانم‌ها و آقایان از این نكته مطلع نیستند به همین دلیل شیوه برخورد درست با هم را نمی‌دانند و در نتیجه انتظارات و توقعات نابجایی از هم پیدا می‌كنند. این مسئله بیشتر از همه در روابط خانوادگی و زناشویی خود را نشان می‌دهد، وقتی زن و شوهر يكدیگر را درست نشناسند چگونه می‌توانند نیازهای هم را درست پیش‌بینی كنند و یكدیگر را راضی و خرسند نگه دارند؟ همین امر به مرور باعث به‌وجود آمدن اختلاف‌های جدی می‌شود و در مواردی هم زن و شوهرها به این نتیجه می‌رسند كه با هم تفاهم ندارند و این می‌تواند عواقب وخیمی به بار آورد، در این مطلب سعی می‌كنیم به شما بگوییم با همسرتان به لحاظ روانی چه تفاوت‌هایی دارید و چه توقعاتی می‌توانید از او داشته‌باشید.



قدرت‌بدني مهم نيست

نمی‌توان گفت كه آدم‌های با اعتماد به نفس كمتر از دیگران دچار شك و ترديد می‌شوند اما بايد بدانيد آن‌ها بهتر این شك‌ها را مدیریت می‌كنند و می‌توانند تمام انرژی خود را معطوف به حل مسئله كنند و این همان جایی است كه تفاوت‌هایی میان مردها و زن‌ها می‌بینیم.

مردها: در طول تاریخ مردها برای آنچه خواسته‌اند جنگیده‌اند،  آن‌ها با توان فیزیكی بالایی كه داشتند توانستند ثروت و منابع زیادی را به دست بیاورند. ولي در دوران مدرن كه تكنولوژی پیشرفت زیادی كرده‌است مسائل خیلی كمی هستند كه به قدرت‌بدنی نیاز داشته ‌باشند. این روزها وقتی تعارض و تضادی پیش می‌آید، مردها سعی می‌كنند با گفت‌وگویی صلح‌آمیز آن را حل كنند اما همچنان در ناخودآگاه آن‌ها این موضوع وجود دارد كه قدرت بدنی بیشتری دارند، به همین دلیل وقتی بحث و جدلی پیش می‌آید كه نمی‌توان با صحبت آن را حل كرد، ناخودآگاه قدرت بدنی آن‌ها به ذهن‌شان می‌آید و همین امر باعث افزایش اعتماد به نفس‌شان می‌شود، البته منظورمان این نیست كه آن‌ها از این نیرو استفاده می‌كنند بلكه به لحاظ ذهنی قوی‌ترشان می‌كند.

زن‌ها: زن‌ها می‌دانند كه به لحاظ قدرت بدنی توان كمتری دارند و شاید همین امر باعث می‌شود برای خیلی از خانم‌ها بحث جدی با آقایان كمی مشكل شود چون وقتی بحث بالا می‌گیرد ناخودآگاه یادشان می‌آید به لحاظ بدنی ضعیف‌تر و آسیب‌پذیرتر هستند و نمی‌توانند به خوبی در برابر آن مرد از خود دفاع كنند. ولي توصیه ما به خانم‌ها این است كه اول از همه یادشان باشد، اگر طرف مقابل حمله فیزیكی كند بیشتر نشان‌دهنده ترس اوست تا قدرتش. از طرف دیگر در طول تاریخ مردها از طریق قدرت بدنی خود زندگی را گذراندند ولی زن‌ها بیشتر از مهارت‌های زبانی خود استفاده كرده و توانسته‌اند مردها را متقاعد كنند، پس قدرت خود را در قانع كردن طرف مقابل دست‌كم نگیرید.



مردها برای‌شان هدف مهم است 

مردها مشكلات‌شان را همانند یك ماشین اتوماتیك حل می‌كنند؛ آن‌ها روی موضوعی تمركز كرده و همه كار می‌كنند تا آن را به دست آورند و به همين دليل، فرآیند و راهی كه آن‌ها را به خواسته‌‌شان می‌رساند برای‌شان چندان مهم نیست، مهم تنها نتیجه است اما زن‌ها توجه بیشتری به فرآیندها و طریقه رسیدن به هدف دارند و سوال مهم برای آن‌ها این است كه چطور بهتر عمل كنند؟ چگونه رفتار كنند؟ چگونه كار درست را انجام دهند؟ همه این سوال‌ها می‌تواند توجه را از هدف نهایی منحرف كند و حتی گاهی دسترسی به هدف غیرممكن می‌شود. به خانم‌ها توصیه می‌كنیم اینقدر به حاشیه‌ها فكر نكنند بهتر است تمام توجه‌تان را تنها به یك نتيجه مثبت متمركز كنید. البته باید حواس‌تان به تمام موانع ممكن و راه‌های غلبه بر آن‌ها باشد، جالب است بدانید افراد با اعتماد به نفس یك قانون مهم دارند: به جای این‌كه هنگام مواجهه با مسائل نگران پیامدها شوند تنها به حل آن فكر می‌كنند.



اعتماد به نفس با بي‌ادبي فرق دارد

مردها خیلی به ندرت به مشكلات‌شان اعتراف می‌كنند؛ آن‌ها وقتی به‌دنبال دستیابی به علائق خود هستند كم پیش می‌آید احساسات افراد دیگر را در نظر بگیرند. مردانی كه هدف برای‌شان مهم است معمولا سلطه‌جو هستند؛ آن‌ها تنها به‌دنبال دستیابی به هدف‌شان هستند و برای‌شان اهمیتی ندارد كه همكاران یا زیردستان‌شان درباره آن‌ها چه فكری می كنند، آن‌ها نمی‌ترسند كسی را بیازارند یا گستاخ به‌نظر برسند. زن‌ها در نقطه مقابل هستند، برای آن‌ها بسیار مهم است دیگران درباره آن‌ها چه فكری كنند؛ آن‌ها می‌خواهند همه را خشنود كرده و همه آن‌ها را تحسین كنند و دوست‌شان داشته باشند و در نتیجه آن‌ها حاضر می‌شوند كارهایی را كه نمی‌خواهند انجام دهند تنها به این دلیل كه همكاران و دوستان‌شان را نیازارند. نمی‌‌گوییم بیش از اندازه بر اهداف‌تان پافشاری كنید و حاضر باشید به هر دليلي به خودتان فشار بیاورید اما حواس‌تان باشد اعتماد به نفس با بی‌ادبی یا گستاخی فرق دارد.



خانم‌ها رمزگشاتر هستند

توانایی رمزگشایی به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیركلامی اوست؛ برای نمونه فردی كه این توانایی را دارد كه از حالات صورت، وضعیت بدن و حركات و نیز صدای دوست خود، در می‌یابد كه او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این توانایی در زنان به‌مراتب بیش از مردان است؛ زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف به ویژه از حالات صورت بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی هم دیده می‌شود. زنان در رمزگشایی توان بالایی دارند برای مثال در یك جمع و در یك مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره كند خانم سریعا متوجه می‌شود و مسیر حرف را عوض می‌كند ولی آقایان كمتر می‌توانند چنین كاری بكنند.



فرق زن‌ها و مردها در كنترل احساسات

مردها: از همان دوران كودكی معمولا پسرها را جوری تربیت می‌كنند كه در آینده بتوانند از خودشان دفاع كنند. آن‌ها یاد می‌گیرند نباید گریه كنند،  نباید از هیچ چیزی بترسند، نباید موجودات ضعیف‌تر را بترسانند و اذیت كنند. پدر و مادر به آن‌ها یاد می‌دهند باید قوی و شجاع باشند و روی خودشان كنترل داشته باشند. آدم‌ها و جامعه نیز از یك مرد انتظار دارند در هر موقعیتی آرامشش را حفظ كند، به دلیل همين باورها مردها تلاش می‌كنند كه چنین قابلیت‌هایی را در خود به‌وجود آورند اما منظور ما این نیست كه مردها در وضعیت‌های بحرانی عصبی نمی‌شوند. آن‌ها معمولا احساسات‌شان را كمتر نشان می‌دهند، در نتیجه زن‌ها احساس می‌كنند مردها اعتماد به نفس زیادی دارند و كاملا به‌خودشان مطمئن هستند.

زن‌ها: خانم‌ها به‌طور طبیعی، ‌احساساتی‌تر و حساس‌تر هستند، عصبی بودن آن‌ها كاملا آشكار است و خیلی راحت می‌توان آن‌ها را آشفته كرد و بعد نقطه ضعف‌های‌شان را به رخ كشید. اگر به‌عنوان یك خانم دوست ندارید كسی بتواند با شما چنین كاری كند باید یاد بگیرید در جمع به‌خود مسلط باشید و خودتان را كنترل كنید. حواس‌تان به تمام حركت‌ها، حالت‌های صورت و صدای‌تان باشد. وقتی عصبی می‌شوید، سعی كنید عمیق نفس بكشید و حواس‌تان باشد كه كاری نكنید كه بعدا از خودتان خجالت بكشید. باید سعی كنید احساسات‌تان را تا زمانی كه به خانه می‌روید یا جایی كه غریبه‌ای نیست درون‌تان نگه داريد و آن‌ها را بروز ندهید. البته حواس‌تان باشد نباید احساسات منفی را درون خودتان نگه دارید بلكه باید به نحوی آن‌ها را تخلیه كنید و اما هیچ‌گاه افراد با عزت نفس این كار را در مقابل غریبه‌ها انجام نمی‌دهند. البته فراموش نكنید هیچ‌كس از شما انتظار ندارد كه همچون مردها رفتار كنید ولي اگر بتوانید در موقعیت‌های بحرانی خودتان را كنترل كنید، برای‌تان نقطه قوت بزرگی است.

مردها پیام‌ها را می‌سنجند و زن‌ها فراپیام را

زنان و مردان با وجودی كه از كلمات مشابه استفاده می‌كنند ولی حرف یكدیگر را نمی‌فهمند. كلماتی كه ما به كار می‌بریم 2 قسمت دارند: به اطلاعاتی كه به وسیله معانی كلمات منتقل می‌شوند «پیام» می‌گویند و آنچه درباره روابط مخابره می‌شوند، تلقی در قبال یكدیگر، موقعیت و حرفی كه می‌زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما هنگام صحبت‌كردن، «فراپیام» ناميده مي‌شود. در حالی كه كلمات اطلاعاتی را منتقل می‌سازند، طرز سخن ما،  بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای كلمات و تاكیدها، ذهنیت ما را مشخص می‌سازند؛ حالتی كه به مخاطب ما می‌فهماند عصبانی هستیم یا احساس دوستانه داریم و می‌خواهیم صمیمی‌تر شویم همان فراپیام است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند، زن‌ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می‌دهند در حالی كه برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد. زنان برای بیان احساسات به‌خود حق می‌دهند از انواع صفات عالی و مبالغه‌آمیز استفاده كرده و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند؛ مثلا می‌گویند:« تو هیچ وقت به فكر من نبودی»، « تو همیشه دیر می‌آیی»، «100 بار به شما گفتم.» زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی‌بیند در صورتی كه مردان این كلمات را واقعی پنداشته و واكنش نامناسب نشان می‌دهند؛ مثلا می‌گویند: «در یك ماه گذشته فقط یك شب دیر آمدم.»



فرق ميان گوش دادن زن و مرد

تحقیقات نشان می‌دهند زن‌ها و مردها از روش‌های متفاوتی برای نشان دادن گوش‌كردن خود به حرف‌هاي ديگران استفاده می‌كنند. زن‌ها حین گوش دادن بیشتر سر تكان می‌دهند و از كلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می‌كنند و مقصودشان نیز از استفاده این كلمات این است كه «دارم به حرف های شما گوش می‌دهم.» ولی مردها كمتر این حركات انجام می‌دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و كلمات استفاده می‌كنند كه بخواهند توافق خود را اعلام كنند بنابراين بيشتر اوقات زن‌ها شكایت می‌كنند كه همسرشان به حرف‌های‌شان گوش نمی‌دهد یا حوصله شنیدن حرف‌های آن‌ها را ندارد. در صورتی كه نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.