زنان عاشق خوشبختتر از مردان عاشق هستند
عاشق شويد و عاشق بمانيد؛ اين نصيحت پزشكان براي شماست، شايد فكر كنيد عاشق شدن براي شما اضطراب، ترس و هيجان به ارمغان ميآورد اما فكر نكنيد كه اين حالتها به ضرر شماست. مطالعات پزشكان و روانشناسان نشان داده، وجود عشق در زندگي شما به سلامت روح و جسمتان كمك ميكند.
عاشقها معتاد نميشوند
مطالعات نشان ميدهد، افرادي كه عاشقانه كسي را دوست دارند، كمتر به مصرف مواد مخدر و سيگار گرايش دارند. در مطالعهاي در فنلاند مشخص شد، ميزان استفاده دائمي از مواد مخدر در افرادي كه يك ارتباط عاشقانه مستحكم دارند بسيار كمتر از افرادي است كه چنين ارتباطي ندارند. تنها 4درصد از افراديكه يك ازدواج مناسب داشتهاند و بين يك تا 3 سال از زندگي مشترك آنها گذشته و تنها 3درصد از كساني كه يك ازدواج مناسب داشتهاند كه بين 3 تا 5 سال از زندگي مشترك آنها گذشته، استفاده تفنني و گاهبهگاه مواد مخدر دارند، اين در حالي است كه اين ميزان در بين افراد همان گروههاي سني كه ازدواج يا رابطه عاشقانه مستحكمي نداشتهاند اين ميزان 9 درصد بوده است. روانشناسان ميگويند تنهايي، انزوا و احساس كمبود محبت يكي از دلايل اصلي گرايش به مواد مخدر است.
عاشقها جوان ميمانند
«عاشقها جوانتر هستند»؛ اين يك ضربالمثل قديمي است كه در كشورهاي حوزه بالكان رواج داشته اما حالا علم هم ثابت كرده، عاشق بودن ميتواند انسانها را جوان نگه دارد، نه فقط روح آنها را بلكه جسم آنها را. تحقيقات دانشمندان و پژوهشگران مركز تحقيقاتي ادينبوري اسكاتلند نشان داده است زنان بين 40 تا 45 سالهاي كه براي يك مدت 5 تا 10 ساله ازدواجي همراه با خوشبختي داشتهاند به طور متوسط 3 تا 5 سال كمتر از سن واقعي خود به نظر ميرسيدند. در واقع در اين تحقيق سن متوسط زنان مجردي كه زندگي خود را «خالي از عشق» توصيف كرده بودند از سوي افرادي كه آنها را نميشناختند بين يك تا 3 سال بيشتر از سن واقعي آنها تخمين زده شد دكتر ديويد ويكس، متخصص پزشكي خانوادگي در وستبينستر ميگويد، علت اين مسئله مشخص است: «افرادي كه كسي را دوست دارند بيشتر به فكر سلامت جسمي خود هستند و به ظاهر خود هم بيشتر اهميت ميدهند... در ضمن ترشح هورمونها و عملكرد دستگاههاي مختلف بدن در اين افراد كه آرامش بيشتري دارند، منظمتر است.»
زنان عاشق، خوشبختتر هستند
بهتر است اين موضوع را به آقايان نگوييد اما تحقيقات پژوهشگران دانشگاه ولشكاير نشان داده، زناني كه زندگي مشترك خوبي دارند از همسران خود خوشحالتر و سالمتر هستند. در واقع كيفيت زندگي اين زنان از كيفيت زندگي همسران آنها بالاتر ارزيابي ميشود. برخي روانشناسان معتقدند، در يك رابطه عاشقانه نيازهاي روحي زنان بيشتر از مردان پاسخ ميگيرد و اين دليل كيفيت بالاتر زندگي آنها در چنين شرايطي است ولي دكتر نورااسپارن، متخصص روانشناسي ميگويد: «زنان بيشتر از مردان از احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت ميبرند و احساس شادي آنها از اين موضوع تاثير بيشتري در وضعيت خلقوخو و كيفيت زندگي آنها دارد.»
اگر ميخواهيد به خودكشي فكر نكنيد
عاشقبودن فوايد سلامت زيادي براي بدن شما دارد و عاشق بودن براي ذهن شما هم فايدههاي زيادي دارد. پژوهشگران دانشگاه اوتاگو در نيوزلند هزار زن و مرد بالغ را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند، مردان و زناني كه بيش از 5 سال در يك ارتباط عاشقانه موفق بودهاند كمتر به افسردگي مبتلا ميشوند و احتمال خودكشي و فكر كردن به خودكشي در آنها پايينتر است. مطالعه ديگري كه در بزاسكا انجام گرفته هم نشان داده، در يك دوره 10 ساله ميزان مراجعه به روانشناسي و روانپزشكي در زنان و مرداني كه ازدواج موفق داشتهاند و زندگي خود را عاشقانه توصيف كردهاند، بسيار كمتر از ديگران است و ميزان اضطراب و استرس در اين گروه به ميزان مشخص كمتر از افراد با وضعيت متفاوت است. مطالعات جهاني هم نشان داده ميزان خودكشي در مردان متاهل 50درصد كمتر از مردان مجرد و 70درصد كمتر از مرداني است كه از زنان خود جدا شدهاند.
چرا سمبل عشق، قلب است؟
سمبل عشق در جهان چيست؟ در سراسر جهان براي نشان دادن عشق از شكل قلب استفاده ميكنند، اما چرا؟ خب، شايد دليلي پشت اين موضوع باشد. در واقع شايد مسئله اين است كه عشق، سلامت قلب شما را تضمين ميكند. نتايج تحقيقي در دانشگاه روچستر در نيويورك نشان داده، افراد متاهل و داراي ارتباط عاطفي مستحكم ديرتر از همسنهاي خود كه چنين ارتباطي ندارند دچار مشكلات قلبي ميشوند و در صورت نياز به عمل جراحي قلب هم احتمال زنده ماندن آنها بيشتر است. يك گروه مطالعاتي در كانادا مدعي شدهاند، داشتن يك ارتباط عاطفي مناسب ميتواند مثل كنار گذاشتن سيگار به سلامت قلب كمك كند. افرادي كه داراي ارتباطات عاطفي مستحكم هستند بيشتر متوجه وزن خود هستند، رژيم غذايي سالمتري را انتخاب ميكنند و فشار خون آنها در حد طبيعي است و براي همين قلب سالمتري دارند. دكتر وسلي كانر از دانشگاه كاروليناي شمالي ميگويد: «همه مطالعات نشان داده، عاشقبودن و بيانكردن احساسات عاشقانه تاثير مثبتي روي قلب شما دارد و سلامت قلب و عروقتان را تا حدودي تضمين ميكند.»
تعداد بيشتري شمع فوت ميكنيد
عاشق بودن به جشن تولدهاي شما ميافزايد، البته اين به آن معنا نيست كه شما بيشتر از يكبار در سال ميتوانيد جشن تولد بگيريد اما به اين معناست كه اگر عاشق باشيد به طول عمرتان اضافه ميشود. براي مثال، در انگلستان مطالعات طولانيمدت نشان داده، ميزان مرگومير در مردان و زنان مجرد بين 30 تا 60 ساله 2برابر ميزان مرگومير در مردان و زنان متاهل در همين گروه سني است. مطالعهاي در آلمان هم نشان داده، ميزان مرگومير در زنان مجرد 30 تا 50 ساله 25درصد بيشتر از زنان متاهل همين گروه سني است. دكتر روانا اسكالامدير مركز تحقيقات سلامت دانشگاه هانور ميگويد: «مردان و زنان مجرد كمتر به فكر سلامت خود هستند، كمتر به پزشك مراجعه ميكنند، كمترچكآپ سالانه ميروند و از لحاظ شغلي و اجتماعي كمتر موفق هستند، همه اين عوامل باعث ميشود كه وضعيت سلامت آنها بدتر باشد.»
در 13 روز مشکلات زناشویی خود را حل کنید
روزهای تعطيلات عيد نوروز قرار است در این روزها بیشتر از هر زمان دیگری از سال با همسرتان باشید؛ روزهایی كه هم میتوانند خیلی شیرین باشند و هم آزاردهنده، بهخصوص اگر هنوز نميدانيد چگونه با هم گفتوگو كنید تا بیشتر با هم بودنتان مساوی شود با بحثهاي بيشتر. شما میتوانید این نوروز را تبدیل به یكی از زیباترین تعطیلات زندگیتان كنید. تنها كافی است همانطور كه منزلتان را خانهتكانی میكنید و چیزهای اضافه را دور میریزید، زایدههای رابطهتان را نیز دور بریزید و رابطهای پاك و بدون ایراد بسازید تا هم خواستههاي خودتان و هم همسرتان برآورده شود. میتوان گفت ازدواج مثل یك سفر است، سفری كه با یك دوست عزیز دارید تا با هم تجربههای نو و تازه بهدست بیاورید و مهم است كه برای هم همسفر خوبی باشید. در اینجا برای 13روز عید شما برنامهای ویژه ریختهایم تا با برنامهریزی و جدیت هر روز یك مشكل را حل كرده و یك عادت سازنده را ایجاد كنید.
روزهای عید بیشتر از هرزمان دیگری با هم هستید و اگر بلد نباشید با هم گفتوگوی سالم كنید این روزها بیش از هر زمانی آزاردهنده میشود. اگر بخواهید مسائل مختلفی را با همسرتان حل كنید باید تعامل بیشتری باهم داشته باشید ولي اگر تعامل داشتن را بلد نباشید مشكلات زیاد میشوند و در نهایت از تعطیلاتتان هیچلذتی نخواهید برد. برای داشتن یك رابطه سالم اولین شرط، گفتوگوكردن است. گفتوگو راهی برای ارتباط دنیاهای درونی شماست. درواقع گفتوگوی سالم يعني بلد باشید پیام، احساس و فكرتان را با طرف مقابل در میان بگذارید و در جاهایی هم قضیه را مدیریت كنید.
باید بدانید همان طور كه هر سازمان یا شركتی اصولی خاص برای پیشرفتش لازم دارد، زندگی مشترك نیز قواعد خاص خودش را دارد و نمیتوان بدون هیچ قاعده مشتركی عمل كرد و با آزمون و خطا رابطه را پیش برد پس باید با گفتوگو این اصول را پیدا كرد.
در پژوهشهای مختلف عنوان شده یكی از اولویتهای مهم همه آدمها، گفتوگوی سالم و بیان احساسات با شریك زندگی است. وقتی احساساتتان را بیان نكنید، اول از همه احساس تنهایی میكنید چون حرفها و احساسهای نگفتهای را در دلتان نگهداشتهاید و بعد وقتی احساسات بهطور طبیعی بیان نشوند به تدریج تبدیل به غم میشوند و وقتی غمها روی هم جمع شوند خشم به وجود میآید و خشم میتواند حسابی به رابطه آسیب بزند.خیلی از زوجها بلد نیستند احساساتشان را بیان كنند، مثلا وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند به جای اینكه با او صحبت كنند و بگویند عصبانی هستند، هرچیزی را میگویند به جز این مورد و آنها خاطرات گذشته را یادآوری میكنند، متلك میگویند، سرزنش و توهین میكنند و... تا بالاخره به او بگویند عصبانی هستند!
توجه نداشتن زوجین به یكدیگر میتواند حسابی مشكلساز شود، من نام توجه به همسر را «ویتامین روانی» میگذارم و میگویم همانطور كه بدن ما به طور روزانه به انواع ویتامینها نیاز دارد وگرنه تحلیل میرود، رابطه نیز نیاز به ویتامین دارد وگرنه روز به روز سردتر، روزمره و كسالتآور میشود و در نهایت تحلیل میرود.
مهمترین ویتامین روانی ما توجه به یكدیگر است، دقیقا همان توجهای كه در روزهای اول به هم داشتید باید در طی زندگی نیز حفظ شود و همچنين باید مرتب حواستان به همه ابعاد رابطه باشد و نباید بعد از ازدواج به چيزهاي متفرقه فكر كنید چون با هم زندگی میكنید كافی است. حواستان باشد طرف مقابل شی نیست بلكه یك انسان است و انسانها نیاز به توجه دارند. جالب است بدانید كه تحقیقاتی انجام شدهاست كه اگر كودكی از لحظه تولد هیچ توجهی را دریافت نكند و تنها به او آب و غذا بدهند زنده نخواهد ماند. آدمها وقتی توجه لازم را نمیبینند كمكم از رابطه سرد میشوند و همین به رابطه آسیب میزند.
یكی از آسیبهایی كه در زندگی بسیاری زوجها وجود دارد توقعات غیرواقعبینانهای است كه از یكدیگر دارند. وقتی مرتب از یكدیگر توقع داشته باشید طرف مقابل در منگنه قرار میگیرد حالا اگر این توقعات غیر واقعبینانه، بیش از اندازه و فراتر از توان او باشد میتواند مشكلات عدیدهای ایجاد كند، مثلا انتظاراتی چون « وقتي سركار هستی باید 5 بار به من زنگ بزنی» یا «باید وقتی به خانه میرسی همه كارهایت را كنار بگذاری و فقط با من حرف بزنی» و... به خودتان و رابطهتان نگاه كنید و ببینید در كجاها از طرف مقابل توقعات بیش از اندازه دارید كه اجابت آن مشكل یا غیرممكن است و در همینجاها چقدر بحث و جدل پیش میآید.
یكی دیگر از آسیبهایی كه میتواند به رابطه خدشه وارد كند صبور نبودن طرفین است مثلا زمانی كه طرف مقابلتان در حال مطرح كردن خواستهای است یا انتقادی میكند یا در حال بیان عصبانیتش است یا حتی حالش بد است یا هرچیز دیگر ؛شما صبر ندارید تا او حرفهایش را بزند تا كمی آرام شود یا... اشتباهترین كار اين است كه؛ وقتی میبینید ذهن همسرتان بسیار مشغول است خود را جای او قرار ندهید و دركش نكنید، یعنی صبر نداشتهباشید كه حالش تغییر كند و در عوض مرتب جواب او را بدهید و شما هم انتقاد و بحث كنید، همه اینها میتواند نشاندهنده خودخواهی شما باشد. همین صبور نبودن باعث میشود، هر حرفی گفته شود و در نتیجه خیلی از پلها خراب شوند.
یكی دیگر از آسیبهای رابطه توجه نكردن زوجها به جنبههای مثبت یكدیگر است. باید این را قبول كنید كه به طور طبیعی هر آدمی چه شما، چه همسرتان نقصهایی دارد و اگر بخواهید تنها با نگاه نقصبین و كمالگرایانهای نسبت به طرف مقابل بنگرید، تنها نقصهایش را میبینید و دیر یا زود از چشمتان میافتد. اگر تنها نقصهای همسرتان را ببینید، آنها را بزرگ كنید و توجهی به ویژگیهای مثبت او نكنید و حتی آنها را كوچك كنید، چیزی نمیگذرد كه دیگر همسرتان را دوست نخواهید داشت و نمیتوانید با او زندگی كنید.
نداشتن توانایی برای حل مسائل زندگی میتواند حسابی به زندگی شما آسیب برساند، خیلی از زوجها حتی نمیدانند كه مسئلهشان واقعا چیست! در واقع آنها آنقدر با هم بحث میكنند و همه چیز را پیچیده میكنند كه اصلا از یكدیگر نمیپرسند «مسئله تو چیست؟» من برای حل مسئله توصیهای ساده دارم كه همهجا میتوان انجام داد و نام آن هشت پای حل مسئله است. وسط یك كاغذ دایرهای بكشید و مشكلات خود را به صورت یك تیتر كلی درون دایره بنویسید مثلا «سفر رفتن در عید نوروز» یا مثال دیگر «دعوت كردن خانوادهها» یا.... حالا در سمت راست دایره 4خط بیرون بكشید(مثل پاهای هشتپا) و زیر هركدام از این خطها علتهایی كه باعث به وجود آمدن این مسئله شدهاند را بنویسید. در سمت چپ، چهار پای دیگر هشتپا را بكشید و روی خطها راهكارهایی كه برای هركدام از علتها وجود دارد را بنویسید تا كاملا مسئله برایتان روشن شود.باید بدانید وقتی نتوانید مسئله را به درستی ببينید، وقتی نتوانید علتهایش را به درستی پیدا كنید، بهطور طبیعی قادر به ارائه راهكار برای حل آن نیز نخواهید بود.
به تجربه دیدهام كه بسیاری از زوجها اصلا به آن يكي گوش نمیكنند، در واقع اصلا برای یكدیگر وقتی ندارند تا باهم گفتوگو كنند، گپ بزنند و... در تحقیقی كه در دانشگاه ماساچوست انجام شده آمده، زوجهایی كه به یكدیگر گوش نمیكنند و بینشان فضای گفتوگو نیست بعد از یك سال با مشكلات شدید زناشویی مواجه میشوند.باید یك زمانهایی تنها به همسرتان فضا دهید تا با شما حرف بزند، در این زمانها نباید به دنبال حرفزدن خودتان باشید بلكه باید با تمام وجود به طور فعال به او گوش دهید، در این زمان باید تمام حواستان به او باشد، یعنی نه روزنامه بخوانید نه تلویزیون ببینید و نه در آشپزخانه باشید، نه بچهها در كنارتان باشند و... تنها گوش دهید حتی اگر انتقاد بشنوید تا تمام احساسات و هیجانات همسرتان خالی شود و دیگر مشكلی با شما نداشته باشد.
خیلی از زوجها نسبت به همسرشان احساس مالكیت میكنند، مثلا اینكه «او زن من است»، «شوهر من است» به همین دلیل مرتب او را چك میكنند، به او زنگ میزنند، او را كنترل میكنند، از او میخواهند رفتارش را عوض كند مثلا فلان كار را بكند، فلان گونه نباشد و... این مورد حتما به رابطه آسیب میرساند، ممكن است ابتدای رابطه طرف مقابل به خاطر دوست داشتن یا احترام خواستههای همسرش را برآورده كند ولی به مرور احساس دلزدگی میكند، اعتمادبهنفسش را از دست میدهد و از رابطه دلسرد میشود. جبران خلیل جبران در كتاب پیامبر میگوید: «رابطه دو زوج مثل دو ستون زیر یك سقف است، اگر این دو ستون از یك حدی بیشتر به هم نزدیك شوند سقف میریزد و اگر از حدی بیشتر از هم دور شوند باز هم سقف میریزد.» وقتی احساس مالكیت زیاد شود یعنی زوج از یك حدی بیشتر به هم نزدیك شدهاند و بهحریمهای یكدیگر نفوذ كردهاند این میتواند آسیب زننده باشد.
بعضی از زوجها مدام رفتارهای منفی یكدیگر را ديده و آنها را به رخ یكدیگر میكشند و همدیگر را مقصر میدانند، به هم برچسب میزنند، سرزنش میكنند و از جملاتی چون «تو باعث شدی»، «تو هیچوقت نخواستی»، «خانوادهات هم همین جوریاند» و... استفاده ميكنند.
خود زوجها بهتر میدانند با این بحثها نمیتوان به هیچجا رسید و با زیرسوال بردن طرف مقابل در او تغییری ايجاد كرده چون وقتی شما شروع به سرزنش او میكنید در آن لحظه او احساس گناه كرده و حالت دفاعی به خود میگیرد و در آن احساس گناه گیر میكند؛ باید بدانید آدمی كه در فضای احساس گناه است یا گارد گرفته به هیچوجه تغییری نمیكند.
حواستان باشد فقط همسرتان را مقصر جلوه ندهيد، به خود نیز نگاهی بیندازید تا ببینید شما میتوانید برای بهبود این رابطه چه كار كنید؟
خیلی از اوقات نمیتوانیم قبول كنیم طرف مقابل متفاوت از ما فكر میكند و همین امر میتواند حسابی آسیبزننده باشد. در یك خانواده یك خواهر و برادر كه والدین یكسان هم دارند تفاوتهای زیادی با هم دارند چه برسد به 2 زوج كه از 2 دنیای متفاوت با خانوادههای مختلف آمدهاند. باید تفاوتها را پذیرفت، اگر بخواهید مرتب طرف مقابل را زیر سوال برده و او را به خاطر عادتهایش بازخواست كنید، بحثها شروع خواهد شد بنابراین اول باید بپذیرید با هم اختلاف سلیقه دارید و بعد با هم فكر كنید كه چگونه به نقطه اشتراك برسید.
پرداختن بیش از حد به دیگران مثل پدر و مادرها یا بچهها میتواند به رابطه شما آسیب بزند مثلا بعضی از زوجها هستند كه با به دنیا آمدن بچه همه توجه خانم به سمت بچه میرود در این مواقع آقا به مرور احساس ناامنی و عدم توجه میكند و آسیب میخورد و حتی احتمال خیانت وجود دارد و... یا مثلا آقا اولویت اول را به پدر و مادرش بدهد و در اولویت بعدی زندگی مشتركش را قرار میدهد و اول از همه برایش مهم است كه والدینش چه میگویند در صورتی كه وقتی ازدواج میكنید ضمن احترامی كه برای پدر و مادرها قائلید باید اولویت اول را به همسرتان بدهید و نظر او برایتان مهمتر از هركس دیگر باشد تا زندگیتان را بهتر مدیریت كنید.
به زوجها توصیه میكنم اجازه ندهید هیچكس و هیچ حرفی بین شما و همسرتان قرار بگیرد، مثلا وقتی خانم حرفی را كه پدرش درباره همسر او زده به خانه میآورد مسلم است مشكل ایجاد میشود یا بالعكس. وقتی شما اجازه دهید خانوادهتان هر رفتار یا برخوردی را با زندگی شما بكنند و هیچ تذكری هم به آنها ندهید تنها به این دلیل كه آنها بزرگتر هستند اين میتواند مشكلساز شود، قرار نیست به بزرگترها بیاحترامی شود بلكه باید سعی كنید زندگیتان را مدیریت كنید تا به هم نریزد.
روز اول : گفتوگوي سالم را یاد بگیرید
روزهای عید بیشتر از هرزمان دیگری با هم هستید و اگر بلد نباشید با هم گفتوگوی سالم كنید این روزها بیش از هر زمانی آزاردهنده میشود. اگر بخواهید مسائل مختلفی را با همسرتان حل كنید باید تعامل بیشتری باهم داشته باشید ولي اگر تعامل داشتن را بلد نباشید مشكلات زیاد میشوند و در نهایت از تعطیلاتتان هیچلذتی نخواهید برد. برای داشتن یك رابطه سالم اولین شرط، گفتوگوكردن است. گفتوگو راهی برای ارتباط دنیاهای درونی شماست. درواقع گفتوگوی سالم يعني بلد باشید پیام، احساس و فكرتان را با طرف مقابل در میان بگذارید و در جاهایی هم قضیه را مدیریت كنید.
باید بدانید همان طور كه هر سازمان یا شركتی اصولی خاص برای پیشرفتش لازم دارد، زندگی مشترك نیز قواعد خاص خودش را دارد و نمیتوان بدون هیچ قاعده مشتركی عمل كرد و با آزمون و خطا رابطه را پیش برد پس باید با گفتوگو این اصول را پیدا كرد.
روز دوم : هر احساسي را بيان كنيد
در پژوهشهای مختلف عنوان شده یكی از اولویتهای مهم همه آدمها، گفتوگوی سالم و بیان احساسات با شریك زندگی است. وقتی احساساتتان را بیان نكنید، اول از همه احساس تنهایی میكنید چون حرفها و احساسهای نگفتهای را در دلتان نگهداشتهاید و بعد وقتی احساسات بهطور طبیعی بیان نشوند به تدریج تبدیل به غم میشوند و وقتی غمها روی هم جمع شوند خشم به وجود میآید و خشم میتواند حسابی به رابطه آسیب بزند.خیلی از زوجها بلد نیستند احساساتشان را بیان كنند، مثلا وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند به جای اینكه با او صحبت كنند و بگویند عصبانی هستند، هرچیزی را میگویند به جز این مورد و آنها خاطرات گذشته را یادآوری میكنند، متلك میگویند، سرزنش و توهین میكنند و... تا بالاخره به او بگویند عصبانی هستند!
روز سوم : ويتامين رواني را به همسرتان برسانيد
توجه نداشتن زوجین به یكدیگر میتواند حسابی مشكلساز شود، من نام توجه به همسر را «ویتامین روانی» میگذارم و میگویم همانطور كه بدن ما به طور روزانه به انواع ویتامینها نیاز دارد وگرنه تحلیل میرود، رابطه نیز نیاز به ویتامین دارد وگرنه روز به روز سردتر، روزمره و كسالتآور میشود و در نهایت تحلیل میرود.
مهمترین ویتامین روانی ما توجه به یكدیگر است، دقیقا همان توجهای كه در روزهای اول به هم داشتید باید در طی زندگی نیز حفظ شود و همچنين باید مرتب حواستان به همه ابعاد رابطه باشد و نباید بعد از ازدواج به چيزهاي متفرقه فكر كنید چون با هم زندگی میكنید كافی است. حواستان باشد طرف مقابل شی نیست بلكه یك انسان است و انسانها نیاز به توجه دارند. جالب است بدانید كه تحقیقاتی انجام شدهاست كه اگر كودكی از لحظه تولد هیچ توجهی را دریافت نكند و تنها به او آب و غذا بدهند زنده نخواهد ماند. آدمها وقتی توجه لازم را نمیبینند كمكم از رابطه سرد میشوند و همین به رابطه آسیب میزند.
روز چهارم : در توقعات منطقي باشيد
یكی از آسیبهایی كه در زندگی بسیاری زوجها وجود دارد توقعات غیرواقعبینانهای است كه از یكدیگر دارند. وقتی مرتب از یكدیگر توقع داشته باشید طرف مقابل در منگنه قرار میگیرد حالا اگر این توقعات غیر واقعبینانه، بیش از اندازه و فراتر از توان او باشد میتواند مشكلات عدیدهای ایجاد كند، مثلا انتظاراتی چون « وقتي سركار هستی باید 5 بار به من زنگ بزنی» یا «باید وقتی به خانه میرسی همه كارهایت را كنار بگذاری و فقط با من حرف بزنی» و... به خودتان و رابطهتان نگاه كنید و ببینید در كجاها از طرف مقابل توقعات بیش از اندازه دارید كه اجابت آن مشكل یا غیرممكن است و در همینجاها چقدر بحث و جدل پیش میآید.
روز پنجم : صبور نبودن، يعني خودخواهي
یكی دیگر از آسیبهایی كه میتواند به رابطه خدشه وارد كند صبور نبودن طرفین است مثلا زمانی كه طرف مقابلتان در حال مطرح كردن خواستهای است یا انتقادی میكند یا در حال بیان عصبانیتش است یا حتی حالش بد است یا هرچیز دیگر ؛شما صبر ندارید تا او حرفهایش را بزند تا كمی آرام شود یا... اشتباهترین كار اين است كه؛ وقتی میبینید ذهن همسرتان بسیار مشغول است خود را جای او قرار ندهید و دركش نكنید، یعنی صبر نداشتهباشید كه حالش تغییر كند و در عوض مرتب جواب او را بدهید و شما هم انتقاد و بحث كنید، همه اینها میتواند نشاندهنده خودخواهی شما باشد. همین صبور نبودن باعث میشود، هر حرفی گفته شود و در نتیجه خیلی از پلها خراب شوند.
روز ششم : به ویژگیهای مثبت همسرتان توجه كنید
یكی دیگر از آسیبهای رابطه توجه نكردن زوجها به جنبههای مثبت یكدیگر است. باید این را قبول كنید كه به طور طبیعی هر آدمی چه شما، چه همسرتان نقصهایی دارد و اگر بخواهید تنها با نگاه نقصبین و كمالگرایانهای نسبت به طرف مقابل بنگرید، تنها نقصهایش را میبینید و دیر یا زود از چشمتان میافتد. اگر تنها نقصهای همسرتان را ببینید، آنها را بزرگ كنید و توجهی به ویژگیهای مثبت او نكنید و حتی آنها را كوچك كنید، چیزی نمیگذرد كه دیگر همسرتان را دوست نخواهید داشت و نمیتوانید با او زندگی كنید.
روز هفتم : مهارتهای حل مسئله را یاد بگیرید
نداشتن توانایی برای حل مسائل زندگی میتواند حسابی به زندگی شما آسیب برساند، خیلی از زوجها حتی نمیدانند كه مسئلهشان واقعا چیست! در واقع آنها آنقدر با هم بحث میكنند و همه چیز را پیچیده میكنند كه اصلا از یكدیگر نمیپرسند «مسئله تو چیست؟» من برای حل مسئله توصیهای ساده دارم كه همهجا میتوان انجام داد و نام آن هشت پای حل مسئله است. وسط یك كاغذ دایرهای بكشید و مشكلات خود را به صورت یك تیتر كلی درون دایره بنویسید مثلا «سفر رفتن در عید نوروز» یا مثال دیگر «دعوت كردن خانوادهها» یا.... حالا در سمت راست دایره 4خط بیرون بكشید(مثل پاهای هشتپا) و زیر هركدام از این خطها علتهایی كه باعث به وجود آمدن این مسئله شدهاند را بنویسید. در سمت چپ، چهار پای دیگر هشتپا را بكشید و روی خطها راهكارهایی كه برای هركدام از علتها وجود دارد را بنویسید تا كاملا مسئله برایتان روشن شود.باید بدانید وقتی نتوانید مسئله را به درستی ببينید، وقتی نتوانید علتهایش را به درستی پیدا كنید، بهطور طبیعی قادر به ارائه راهكار برای حل آن نیز نخواهید بود.
روز هشتم : به همسرتان گوش كنید
به تجربه دیدهام كه بسیاری از زوجها اصلا به آن يكي گوش نمیكنند، در واقع اصلا برای یكدیگر وقتی ندارند تا باهم گفتوگو كنند، گپ بزنند و... در تحقیقی كه در دانشگاه ماساچوست انجام شده آمده، زوجهایی كه به یكدیگر گوش نمیكنند و بینشان فضای گفتوگو نیست بعد از یك سال با مشكلات شدید زناشویی مواجه میشوند.باید یك زمانهایی تنها به همسرتان فضا دهید تا با شما حرف بزند، در این زمانها نباید به دنبال حرفزدن خودتان باشید بلكه باید با تمام وجود به طور فعال به او گوش دهید، در این زمان باید تمام حواستان به او باشد، یعنی نه روزنامه بخوانید نه تلویزیون ببینید و نه در آشپزخانه باشید، نه بچهها در كنارتان باشند و... تنها گوش دهید حتی اگر انتقاد بشنوید تا تمام احساسات و هیجانات همسرتان خالی شود و دیگر مشكلی با شما نداشته باشد.
روز نهم : احساس مالكیت نكنید
خیلی از زوجها نسبت به همسرشان احساس مالكیت میكنند، مثلا اینكه «او زن من است»، «شوهر من است» به همین دلیل مرتب او را چك میكنند، به او زنگ میزنند، او را كنترل میكنند، از او میخواهند رفتارش را عوض كند مثلا فلان كار را بكند، فلان گونه نباشد و... این مورد حتما به رابطه آسیب میرساند، ممكن است ابتدای رابطه طرف مقابل به خاطر دوست داشتن یا احترام خواستههای همسرش را برآورده كند ولی به مرور احساس دلزدگی میكند، اعتمادبهنفسش را از دست میدهد و از رابطه دلسرد میشود. جبران خلیل جبران در كتاب پیامبر میگوید: «رابطه دو زوج مثل دو ستون زیر یك سقف است، اگر این دو ستون از یك حدی بیشتر به هم نزدیك شوند سقف میریزد و اگر از حدی بیشتر از هم دور شوند باز هم سقف میریزد.» وقتی احساس مالكیت زیاد شود یعنی زوج از یك حدی بیشتر به هم نزدیك شدهاند و بهحریمهای یكدیگر نفوذ كردهاند این میتواند آسیب زننده باشد.
روز دهم : همسرتان هميشه مقصر نيست
بعضی از زوجها مدام رفتارهای منفی یكدیگر را ديده و آنها را به رخ یكدیگر میكشند و همدیگر را مقصر میدانند، به هم برچسب میزنند، سرزنش میكنند و از جملاتی چون «تو باعث شدی»، «تو هیچوقت نخواستی»، «خانوادهات هم همین جوریاند» و... استفاده ميكنند.
خود زوجها بهتر میدانند با این بحثها نمیتوان به هیچجا رسید و با زیرسوال بردن طرف مقابل در او تغییری ايجاد كرده چون وقتی شما شروع به سرزنش او میكنید در آن لحظه او احساس گناه كرده و حالت دفاعی به خود میگیرد و در آن احساس گناه گیر میكند؛ باید بدانید آدمی كه در فضای احساس گناه است یا گارد گرفته به هیچوجه تغییری نمیكند.
حواستان باشد فقط همسرتان را مقصر جلوه ندهيد، به خود نیز نگاهی بیندازید تا ببینید شما میتوانید برای بهبود این رابطه چه كار كنید؟
روز یازدهم : تفاوتهای همسرتان را بپذیرید
خیلی از اوقات نمیتوانیم قبول كنیم طرف مقابل متفاوت از ما فكر میكند و همین امر میتواند حسابی آسیبزننده باشد. در یك خانواده یك خواهر و برادر كه والدین یكسان هم دارند تفاوتهای زیادی با هم دارند چه برسد به 2 زوج كه از 2 دنیای متفاوت با خانوادههای مختلف آمدهاند. باید تفاوتها را پذیرفت، اگر بخواهید مرتب طرف مقابل را زیر سوال برده و او را به خاطر عادتهایش بازخواست كنید، بحثها شروع خواهد شد بنابراین اول باید بپذیرید با هم اختلاف سلیقه دارید و بعد با هم فكر كنید كه چگونه به نقطه اشتراك برسید.
روز دوازدهم : او مهمتر از همه است
پرداختن بیش از حد به دیگران مثل پدر و مادرها یا بچهها میتواند به رابطه شما آسیب بزند مثلا بعضی از زوجها هستند كه با به دنیا آمدن بچه همه توجه خانم به سمت بچه میرود در این مواقع آقا به مرور احساس ناامنی و عدم توجه میكند و آسیب میخورد و حتی احتمال خیانت وجود دارد و... یا مثلا آقا اولویت اول را به پدر و مادرش بدهد و در اولویت بعدی زندگی مشتركش را قرار میدهد و اول از همه برایش مهم است كه والدینش چه میگویند در صورتی كه وقتی ازدواج میكنید ضمن احترامی كه برای پدر و مادرها قائلید باید اولویت اول را به همسرتان بدهید و نظر او برایتان مهمتر از هركس دیگر باشد تا زندگیتان را بهتر مدیریت كنید.
روز سیزدهم : اجازه دخالت ندهید
به زوجها توصیه میكنم اجازه ندهید هیچكس و هیچ حرفی بین شما و همسرتان قرار بگیرد، مثلا وقتی خانم حرفی را كه پدرش درباره همسر او زده به خانه میآورد مسلم است مشكل ایجاد میشود یا بالعكس. وقتی شما اجازه دهید خانوادهتان هر رفتار یا برخوردی را با زندگی شما بكنند و هیچ تذكری هم به آنها ندهید تنها به این دلیل كه آنها بزرگتر هستند اين میتواند مشكلساز شود، قرار نیست به بزرگترها بیاحترامی شود بلكه باید سعی كنید زندگیتان را مدیریت كنید تا به هم نریزد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:31 توسط لیلا مرادنژاد
|