احتمال خيانـت شــوهرتــان را تخميــن بزنيـد!
بعضي وقتها، زماني كه زندگي سخت ميشود، پاي نفر سومي براي بازكردن گره اين سختيها به ميان ميآيد. اين دليلي است كه اغلب مردهايي كه به همسرشان خيانت ميكنند، براي اين موضوع مطرح ميكنند. اما اين موضوع چه دلايل ديگري ميتواند داشته باشد؟ چه چيزي مردها را به سمت رابطهاي خارج از محدوده سوق ميدهد؟ آشنايي اتفاقي و ناخواسته با يك آدم تازه؟ احساس تنهايي كه حتي بعد از ازدواج هم از بين نميرود؟ بله؛ همه اينها ميتواند دلايلي باشد كه اغلب از زبان مردها مطرح ميشود. اما اگر شما قصد داريد پيش از وقوع حادثه زندگيتان را سامان دهيد يا اينكه مطمئن شويد كه ازدواج شما چقدر به اين اتفاق نزديك است، بهتر است با برخي دلايل ديگر اين موضوع هم آشنا شويد. زندگي شما چند مورد از موارد زير را در خود دارد و شما چقدر در معرض خطر از دست دادن اين ازدواج هستيد؟
«اولين باري كه به همسرم خيانت كردم، زماني بود كه در تلفن همراهش پيامكي از طرف نامزد سابقش ديدم؛ گرچه اين يك پيامك عمومي و معمولي بود و هيچ بويي از خيانت در آن ديده نميشد اما آنقدر مرا آزار داد كه فكر كردم براي آرام ماندن راهي بهجز تلافي ندارم.»
ترس از ازدواج با زني كه وفادار نيست، حسادت نسبت به وقايعي كه در زندگي گذشته او وجود داشته و ترس از تكرار آن شرايط، گاهي مردها را به سمت تصميمهاي تلافيجويانه ميبرد؛ تصميمهايي كه گرچه خودشان هم دليل منطقي براي گرفتنش ندارند اما آنها را با اين اتفاق روبهرو ميكند. شايد دليل ديگر اين مشكل اين باشد كه افراد بعد از ازدواج عادت صحبت كردن با يكديگر را فراموش ميكنند، درحاليكه اگر بتوانند ناراحتيهايشان را با هم مطرح كنند و علتش را بپرسند نيمي از مشكلاتشان حل ميشود. شنيدن يك دليل منطقي بدون جبههگيري چيزي است كه مردها بعد از اين احساس ناامني احتياج دارند.
هشدار دوم
وقتي چند سال از زندگي مشترك ميگذرد و خيلي چيزها شكل عادت بهخود ميگيرد، بحران تازهاي در دنياي مردها شروع ميشود. آنها فكر ميكنند ديگر جذاب نيستند و در اين زندگي هيچچيز به غيراز يك مرد خانه از آنها باقي نمانده. از طرف ديگر اغلب آدمها، چه مرد و چه زن دوست ندارند جنبهخصوصي زندگيشان، بعد از ازدواج ويران شود. دوست ندارند علايق فرديشان را فراموش كنند و از ميان هزاران نقشي كه بهعنوان يك عضو اجتماع ميتوانند داشته باشند، تنها يك شوهر و يك پدر باشند. خيلي مردها براي رها شدن از اين تصور تلاشي نميكنند اما زماني كه زني بار ديگر به آنها توجه ميكند و به يادشان ميآورد كه ميتوانند به غير از آن مرد خانه هويت ديگري هم داشته باشند، اوضاع كمي تغيير ميكند. قطعا درصد مردهايي كه براي نجات پيدا كردن از اين تصور به همسرانشان خيانت ميكنند چندان زياد نيست اما در مجموعه دلايلي كه مردها براي خيانت كردن مطرح ميكنند، اين موضوع هم بارها و بارها ديده شده است.
يك رابطه پر تنش كه در آن براي هر موضوع ساده روزها و ماهها بحث ميشود هميشه قابل تحمل نيست. زني كه به هر بهانه همسرش را سرزنش ميكند يا به هر دليل كوچك روزها قهر و شكايت ميكند، از نظر مردها عامل نا امني خانه است.
ازدواج از نظر اغلب آدمها به معني ساختن خانهاي آرام است و طبيعتا همسري كه نميتواند تنشهاي خانه را كم كرده يا مديريت كند، اصليترين عامل ايجاد اين نا امني است. عاملي كه ميتوان با خيانت، جايگزيني براي آن پيدا كرد. كمتر آدمي است كه نسبت به اين اصل شك داشته باشد كه خانه محل آرامش است. افراد دوست دارند بعد از گذشتن از محيطهاي كاري كسالت آور و ترافيك خيابانها، به خانهاي امن و آرام بيايند. خانهاي كه هميشه پر از مهمان نيست و البته هميشه هم پر از تنهايي نيست. خانهاي كه مشكلات در آن گاهي با بحث حل ميشوند اما به قهر و جنجال منجر نميشوند.
سالها و سالها با كسي زندگي كردن ممكن است برخي قوانين با هم بودن را از ميان ببرد. اكثر زنها در صحبتهاي عاميانه و نصيحتهاي دوستانهشان اين موضوع را ميشنوند: «زيبا، جذاب و مرتب بودن در خانه حرف اول را ميزند» شايد اهميت دادن به اين موضوع تا اين حد، كمي اغراقآميز باشد اما هنوز هم نميتوان آن را انكار كرد يا بياهميت دانست.گاهي زنها احساس ميكنند دليلي ندارد مقابل مردي كه با آنها در هر شرايطي همراه بوده است، براي آراستگي ظاهرشان وقت بگذارند؛ اما از نظر خيلي مردها اين يكي از نقاط ضعف همسرشان تلقي ميشود. زنان بايد حتي چندين سال بعد از ازدواج هم طراوت و زيبايي خود را حفظ كنند. وقتي يك زن فقط زماني كه ميخواهد از خانه بيرون برود براي انتخاب لباسها و آرايش وقت ميگذارد، ناخودآگاه اين پيام را به همسرش منتقل ميكند كه «تو مهمترين مرد زندگي من نيستي» و اين خطرناكترين جملهاي است كه يك زن ميتواند به يك مرد بگويد.
مردها دوست دارند بعد از ازدواج معناي حقيقي خانواده را احساس كنند؛ خانوادهاي كه در كنار هم غذا ميخورند، با هم تفريح ميكنند و با هم تصميم ميگيرند. آنها از اين تصور كه ارزشمندترين فرد زندگي همسرشان هستند لذت ميبرند و زماني كه اين تصور را از دست ميدهند، بهدنبال راه ديگري براي اثبات اهميتشان ميگردند و گاه فرد تازهاي را براي اثبات اين موضوع به زندگيشان وارد ميكنند. زني كه مدام بر سر كوچكترين مسائل كوله باري از سرزنش نصيب شوهرش ميكند، زني كه هنوز براي جزئيترين تصميمات با هركسي به غيراز همسرش همفكري ميكند، زني كه وقتي براي تفريحات خانوادگي ندارد و ترجيح ميدهد با دوستان يا همكارانش وقت بگذراند، همسرش را هر روز يك قدم براي بيرون رفتن از اين زندگي جلوتر ميبرد.
مردها از اينكه به خاطر اشتباهات گذشتهشان هر روز تنبيه شوند، بيزارند. برخي از آنها ممكن است در كارنامهشان نشان يك خيانت را داشته باشند يا اينكه حتي قبل از ازدواج و آشنايي با همسرشان سابقه آشنايي با زنان ديگر يا نامزديهاي ناموفق را داشته باشند. اينها موضوعاتي است كه سالها پيش اتفاق افتاده و زمان آشكار شدنش همسر فرد ادعا كرده كه توان بخشيدنش را دارد اما پس از سالها ممكن است هنوز در لايههاي زيرين ذهنش اين مسئله وجود داشته باشد. گاهي بيزاري از اينكه مدام در معرض اتهام باشند آنها را به سمت تلافي پيش ميبرد و موضوعي كه تا پيش از اين تنها يك هراس در زندگي بوده است را به يك واقعيت تبديل ميكند. مردها دوست دارند وقتي با تمام وجود احساس تأسف ميكنند بخشيده شوند و وقتي بخشيده ميشوند ديگر سركوفتهاي گذشته را نشنوند.
انتظار داشتن يك رابطه زناشويي سالم بعد از ازدواج انتظار زيادي نيست. حق هر مرد يا زن است كه اين موضوع را هم بخشي از زندگي بعد از ازدواجش بداند و نيازهاي زناشويياش را با همسري كه دوست دارد و از بودن در كنارش آرامش ميگيرد برطرف كند. رابطه سردي كه بعد از چند سال سراغ خيلي از زن و شوهرها ميآيد ميتواند تهديدي جدي براي آن رابطه باشد. اگر زندگي شما در اين گروه قرار ميگيرد، بهتر است با مراجعه به يك متخصص يا صحبت كردن با همسرتان راهي براي برطرف كردن اين مشكل پيدا كنيد و اجازه ندهيد كه چنين موضوعي اعتماد و آرامش را از زندگي مشتركتان دور كند. اين موضوع شايد بهدليل برخي خلأهاي عاطفي در زندگيتان پيش آمده باشد و شايد بتوانيد با گفتوگو آن را حل كنيد. شايد هم مشكلي جديتر و نيازمند درمان باشد. پس، از حرف زدن در مورد آن نترسيد و بهترين راه را براي درمان يا برطرف كردنش انتخاب كنيد.
هشدار اول
ميخواستم تلافي كنم
ميخواستم تلافي كنم
«اولين باري كه به همسرم خيانت كردم، زماني بود كه در تلفن همراهش پيامكي از طرف نامزد سابقش ديدم؛ گرچه اين يك پيامك عمومي و معمولي بود و هيچ بويي از خيانت در آن ديده نميشد اما آنقدر مرا آزار داد كه فكر كردم براي آرام ماندن راهي بهجز تلافي ندارم.»
ترس از ازدواج با زني كه وفادار نيست، حسادت نسبت به وقايعي كه در زندگي گذشته او وجود داشته و ترس از تكرار آن شرايط، گاهي مردها را به سمت تصميمهاي تلافيجويانه ميبرد؛ تصميمهايي كه گرچه خودشان هم دليل منطقي براي گرفتنش ندارند اما آنها را با اين اتفاق روبهرو ميكند. شايد دليل ديگر اين مشكل اين باشد كه افراد بعد از ازدواج عادت صحبت كردن با يكديگر را فراموش ميكنند، درحاليكه اگر بتوانند ناراحتيهايشان را با هم مطرح كنند و علتش را بپرسند نيمي از مشكلاتشان حل ميشود. شنيدن يك دليل منطقي بدون جبههگيري چيزي است كه مردها بعد از اين احساس ناامني احتياج دارند.
مردها دوست دارند بعد از ازدواج معناي حقيقي خانواده را احساس كنند؛ خانوادهاي كه در كنار هم غذا ميخورند، با هم تفريح ميكنند و با هم تصميم ميگيرند
هشدار دوم
احساس پيري ميكردم
وقتي چند سال از زندگي مشترك ميگذرد و خيلي چيزها شكل عادت بهخود ميگيرد، بحران تازهاي در دنياي مردها شروع ميشود. آنها فكر ميكنند ديگر جذاب نيستند و در اين زندگي هيچچيز به غيراز يك مرد خانه از آنها باقي نمانده. از طرف ديگر اغلب آدمها، چه مرد و چه زن دوست ندارند جنبهخصوصي زندگيشان، بعد از ازدواج ويران شود. دوست ندارند علايق فرديشان را فراموش كنند و از ميان هزاران نقشي كه بهعنوان يك عضو اجتماع ميتوانند داشته باشند، تنها يك شوهر و يك پدر باشند. خيلي مردها براي رها شدن از اين تصور تلاشي نميكنند اما زماني كه زني بار ديگر به آنها توجه ميكند و به يادشان ميآورد كه ميتوانند به غير از آن مرد خانه هويت ديگري هم داشته باشند، اوضاع كمي تغيير ميكند. قطعا درصد مردهايي كه براي نجات پيدا كردن از اين تصور به همسرانشان خيانت ميكنند چندان زياد نيست اما در مجموعه دلايلي كه مردها براي خيانت كردن مطرح ميكنند، اين موضوع هم بارها و بارها ديده شده است.
هشدار سوم
از جر و بحث خسته بودم
از جر و بحث خسته بودم
يك رابطه پر تنش كه در آن براي هر موضوع ساده روزها و ماهها بحث ميشود هميشه قابل تحمل نيست. زني كه به هر بهانه همسرش را سرزنش ميكند يا به هر دليل كوچك روزها قهر و شكايت ميكند، از نظر مردها عامل نا امني خانه است.
ازدواج از نظر اغلب آدمها به معني ساختن خانهاي آرام است و طبيعتا همسري كه نميتواند تنشهاي خانه را كم كرده يا مديريت كند، اصليترين عامل ايجاد اين نا امني است. عاملي كه ميتوان با خيانت، جايگزيني براي آن پيدا كرد. كمتر آدمي است كه نسبت به اين اصل شك داشته باشد كه خانه محل آرامش است. افراد دوست دارند بعد از گذشتن از محيطهاي كاري كسالت آور و ترافيك خيابانها، به خانهاي امن و آرام بيايند. خانهاي كه هميشه پر از مهمان نيست و البته هميشه هم پر از تنهايي نيست. خانهاي كه مشكلات در آن گاهي با بحث حل ميشوند اما به قهر و جنجال منجر نميشوند.
هشدار چهارم
ظاهرش آزارم ميداد
ظاهرش آزارم ميداد
سالها و سالها با كسي زندگي كردن ممكن است برخي قوانين با هم بودن را از ميان ببرد. اكثر زنها در صحبتهاي عاميانه و نصيحتهاي دوستانهشان اين موضوع را ميشنوند: «زيبا، جذاب و مرتب بودن در خانه حرف اول را ميزند» شايد اهميت دادن به اين موضوع تا اين حد، كمي اغراقآميز باشد اما هنوز هم نميتوان آن را انكار كرد يا بياهميت دانست.گاهي زنها احساس ميكنند دليلي ندارد مقابل مردي كه با آنها در هر شرايطي همراه بوده است، براي آراستگي ظاهرشان وقت بگذارند؛ اما از نظر خيلي مردها اين يكي از نقاط ضعف همسرشان تلقي ميشود. زنان بايد حتي چندين سال بعد از ازدواج هم طراوت و زيبايي خود را حفظ كنند. وقتي يك زن فقط زماني كه ميخواهد از خانه بيرون برود براي انتخاب لباسها و آرايش وقت ميگذارد، ناخودآگاه اين پيام را به همسرش منتقل ميكند كه «تو مهمترين مرد زندگي من نيستي» و اين خطرناكترين جملهاي است كه يك زن ميتواند به يك مرد بگويد.
هشدار پنجم
او اصلا كنارم نبود
او اصلا كنارم نبود
مردها دوست دارند بعد از ازدواج معناي حقيقي خانواده را احساس كنند؛ خانوادهاي كه در كنار هم غذا ميخورند، با هم تفريح ميكنند و با هم تصميم ميگيرند. آنها از اين تصور كه ارزشمندترين فرد زندگي همسرشان هستند لذت ميبرند و زماني كه اين تصور را از دست ميدهند، بهدنبال راه ديگري براي اثبات اهميتشان ميگردند و گاه فرد تازهاي را براي اثبات اين موضوع به زندگيشان وارد ميكنند. زني كه مدام بر سر كوچكترين مسائل كوله باري از سرزنش نصيب شوهرش ميكند، زني كه هنوز براي جزئيترين تصميمات با هركسي به غيراز همسرش همفكري ميكند، زني كه وقتي براي تفريحات خانوادگي ندارد و ترجيح ميدهد با دوستان يا همكارانش وقت بگذراند، همسرش را هر روز يك قدم براي بيرون رفتن از اين زندگي جلوتر ميبرد.
هشدار ششم
از اتهامها خسته شدم
از اتهامها خسته شدم
مردها از اينكه به خاطر اشتباهات گذشتهشان هر روز تنبيه شوند، بيزارند. برخي از آنها ممكن است در كارنامهشان نشان يك خيانت را داشته باشند يا اينكه حتي قبل از ازدواج و آشنايي با همسرشان سابقه آشنايي با زنان ديگر يا نامزديهاي ناموفق را داشته باشند. اينها موضوعاتي است كه سالها پيش اتفاق افتاده و زمان آشكار شدنش همسر فرد ادعا كرده كه توان بخشيدنش را دارد اما پس از سالها ممكن است هنوز در لايههاي زيرين ذهنش اين مسئله وجود داشته باشد. گاهي بيزاري از اينكه مدام در معرض اتهام باشند آنها را به سمت تلافي پيش ميبرد و موضوعي كه تا پيش از اين تنها يك هراس در زندگي بوده است را به يك واقعيت تبديل ميكند. مردها دوست دارند وقتي با تمام وجود احساس تأسف ميكنند بخشيده شوند و وقتي بخشيده ميشوند ديگر سركوفتهاي گذشته را نشنوند.
هشدار هفتم
من را كنار گذاشته بود
من را كنار گذاشته بود
انتظار داشتن يك رابطه زناشويي سالم بعد از ازدواج انتظار زيادي نيست. حق هر مرد يا زن است كه اين موضوع را هم بخشي از زندگي بعد از ازدواجش بداند و نيازهاي زناشويياش را با همسري كه دوست دارد و از بودن در كنارش آرامش ميگيرد برطرف كند. رابطه سردي كه بعد از چند سال سراغ خيلي از زن و شوهرها ميآيد ميتواند تهديدي جدي براي آن رابطه باشد. اگر زندگي شما در اين گروه قرار ميگيرد، بهتر است با مراجعه به يك متخصص يا صحبت كردن با همسرتان راهي براي برطرف كردن اين مشكل پيدا كنيد و اجازه ندهيد كه چنين موضوعي اعتماد و آرامش را از زندگي مشتركتان دور كند. اين موضوع شايد بهدليل برخي خلأهاي عاطفي در زندگيتان پيش آمده باشد و شايد بتوانيد با گفتوگو آن را حل كنيد. شايد هم مشكلي جديتر و نيازمند درمان باشد. پس، از حرف زدن در مورد آن نترسيد و بهترين راه را براي درمان يا برطرف كردنش انتخاب كنيد.
زندگي بدون دعوا امكان ندارد!
خانمهاي عزيز بايد به اين نكته توجه كنند كه وقتي مجرد بودند، بسيار راحت ميتوانستند اين فهرست كاري را مديريت كنند چون فقط و فقط خودشان بودند و بس. وقتي ازدواج ميكنند، اوايل بهنظر ميرسد آقاي شوهر هم در اين ماجرا خوب نقش ايفا ميكند اما بعد از گذشت سالها، هر دو نفر متوجه ميشوند فهرست كاري خانم با برنامه آقا جور در نميآيد. تفاوت اساسي موجود اين است كه زمانبندي برنامه خانم و آقا يكي نيست و گاهي كاملا متفاوت است.
به اين موضوع توجه كنيد: صادقانه و بدون جانبداري بايد گفت، حقيقت اين نيست كه مردان دوست ندارند به همسرانشان كمك كنند اما واقعيت اين است، ضرورت انجام كارها و سطح اولويتبندي برنامه آقايان و خانمها كاملا با هم فرق ميكند. به عبارت ديگر، چيزي كه براي خانم يك امر فوري محسوب ميشود، براي آقا يك موضوع معمولي است و در اولويتهاي بعدي قرار ميگيرد.
در مورد اين ماجرا خوب فكر كنيد، خانم از سر كار به منزل آمده و ميخواهد براي خانواده شام درست كند. ميبيند ظرفشويي پر از ظروف نشسته است. او نميتواند شام درست كند چون با وجود ظروف نشسته براي اين كار فضاي كافي وجود ندارد، پس ظرفها را ميشويد. در اين بين متوجه ميشود سطل زباله پر است. هنوز بو نگرفته اما بهزودي بو هم ميگيرد! حين خالي كردن زباله متوجه ميشود كف آشپزخانه هم بايد تميز شود و بعد ميبيند كه لباسهاي كثيف هم بايد به لباسشويي ريخته شوند. در اين گيرودار، شوهر به خانه برميگردد و با صداي بلند ميگويد: «عزيزم سلام! شام چي داريم؟»
همين سوال ساده خانم را به يك چاه عميق مياندازد؛ چاهي پر از عصبانيت، خستگي، سردرگمي، گرسنگي و تنهايي. . . خانم ابتدا فقط يك برنامه ساده داشت و آن هم درست كردن شام بود اما درگير كوهي از كارها شد و از برنامه اوليه جا ماند! درنظر خانم يك كار به كار ديگر منتهي شد كه بايد انجام ميشد اما بهنظر آقا برنامه اصلي شام بود و بقيه كارها بايد به بعد موكول ميشد. حالا خودتان ميتوانيد آن شب اين 2 نفر را تصور كنيد!
خانمها در اغلب موارد فهرستهاي كاري طويلي دارند كه از آنها چشمپوشي نميكنند و ميخواهند خودشان به تنهايي آنها را انجام بدهند و البته با اين كار خودشان را ميسوزانند! وقتي خانمها از يك كار به كار ديگر ميپردازند، بدون آنكه لحظهاي زنگ تفريح داشته باشند، در اصل اسير فهرست كاري خود هستند. نكته مهم همينجاست؛ وقتي خانمها زمان بيشتري را بهخود اختصاص دهند و دائم درگير انجام كارها نباشند، در اصل هديهاي بزرگ به همسرشان ميدهند. وقتي خانمها بهخودشان كمك كنند تا كمتر خسته شوند و اولويتبندي داشته باشند، تنش و استرس آنها كم ميشود و ميتوانند به جاي كنار زدن آقا حمايت او را بپذيرند. شايد خانمها بگويند؛ چه جالب! يعني بايد خودمان را هم به فهرست كارهايمان اضافه كنيم؟! اما اين موضوع حياتي است چون وقتي خانم بهخودش هم زماني اختصاص دهد، انرژياش حفظ ميشود و خسته و درمانده نيست.
شايد قانع نشويد اما فقط 30 دقيقه تا يك ساعت وقت بهخود اختصاص دادن، شما را مجددا شارژ ميكند. ميتوانيد اين پيشنهاد را امتحان كنيد. فهرستي از كارهايي كه ميتوانيد براي خودتان انجام دهيد، تهيه كنيد و به اين ترتيب فرصت را فراهم كنيد تا «اكسيتوسين» يا همان «هورمون احساس خوب» را براي خود ذخيره كنيد. ما ضمانت ميكنيم، با اين كار احساس بهتري پيدا ميكنيد و آن فهرست بلند و طويل ديگر برايتان عذابآور نميشود؛ 80 درصد تلاش براي كاهش استرس از خودمان برميآيد نه از همسرمان!
اما چرا آقايان و خانمها در مورد موضوعي اساسي مثل شام اين همه متفاوت عمل ميكنند؟ اين تفاوت تا حدي به عملكرد متفاوت مغز زنان و مردان مربوط است. مغز خانمها از هزاران گيرنده عصبي تشكيل شده كه اين گيرندهها از مغز آقايان بيشتر است. نتيجه اين ميشود كه ارتباطات بين نيمكره راست و چپ مغز خانمها از نظر عملكرد در سطوح بالاتري قرار گيرد.
در اكثر موارد دسترسي خانمها به هر 2 نيمكره مغز بيشتر از آقايان است و همين خصوصيت باعث شده خانمها الگوي فكري گستردهاي داشته باشند. به زبان سادهتر ميتوان گفت خانمها ميتوانند در يك لحظه به ارتباط بين فاكتورهاي متفاوت فكر كنند. تفكر خانمها از فاكتور «الف» شروع نشده تا به فاكتور «ب» برسد بلكه از ارتباط بين «الف» و «ب» شروع ميشود و ميتواند همزمان روابط بين فاكتور «جيم» و «دال» را هم وارد ماجرا كند.
در يك مثال ساده ميتوان گفت وقتي خانمي شام درست ميكند، ميتواند همزمان به شستن ظروف، نظافت آشپزخانه، خالي كردن سطل زباله، خريد منزل، اتو كردن لباسها و. . . فكر كند. برعكس در آقايان اين ارتباطات 2 طرفه ضعيف است و الگوي فكري آنها متوالي است. آقايان در يك لحظه تنها به يك موضوع فكر ميكنند. فايده اين خصوصيت در آقايان اين است كه آقايان ميتوانند به يك موضوع بهطور كاملا دقيق با تمام جزئيات فكر كنند؛ درحاليكه اين كار براي اكثر خانمها بسيار عجيب است.وقتي آقا بطري خالي نوشابه را به سطل زبالهاي مياندازد كه يك سر سوزن جا ندارد و اصلا در همان زمان به خالي كردن آن فكر نميكند، خانم از ناراحتي منفجر ميشود! دليل آقا اين است: خالي كردن زباله در همان لحظه اصلا ضروري نيست و اين يك طرز تفكر عادي مردانه است كه براي خودشان اصلا عجيب نيست.
سوالي كه نبايد از همسرتان بپرسيد
به اين موضوع توجه كنيد: صادقانه و بدون جانبداري بايد گفت، حقيقت اين نيست كه مردان دوست ندارند به همسرانشان كمك كنند اما واقعيت اين است، ضرورت انجام كارها و سطح اولويتبندي برنامه آقايان و خانمها كاملا با هم فرق ميكند. به عبارت ديگر، چيزي كه براي خانم يك امر فوري محسوب ميشود، براي آقا يك موضوع معمولي است و در اولويتهاي بعدي قرار ميگيرد.
در مورد اين ماجرا خوب فكر كنيد، خانم از سر كار به منزل آمده و ميخواهد براي خانواده شام درست كند. ميبيند ظرفشويي پر از ظروف نشسته است. او نميتواند شام درست كند چون با وجود ظروف نشسته براي اين كار فضاي كافي وجود ندارد، پس ظرفها را ميشويد. در اين بين متوجه ميشود سطل زباله پر است. هنوز بو نگرفته اما بهزودي بو هم ميگيرد! حين خالي كردن زباله متوجه ميشود كف آشپزخانه هم بايد تميز شود و بعد ميبيند كه لباسهاي كثيف هم بايد به لباسشويي ريخته شوند. در اين گيرودار، شوهر به خانه برميگردد و با صداي بلند ميگويد: «عزيزم سلام! شام چي داريم؟»
همين سوال ساده خانم را به يك چاه عميق مياندازد؛ چاهي پر از عصبانيت، خستگي، سردرگمي، گرسنگي و تنهايي. . . خانم ابتدا فقط يك برنامه ساده داشت و آن هم درست كردن شام بود اما درگير كوهي از كارها شد و از برنامه اوليه جا ماند! درنظر خانم يك كار به كار ديگر منتهي شد كه بايد انجام ميشد اما بهنظر آقا برنامه اصلي شام بود و بقيه كارها بايد به بعد موكول ميشد. حالا خودتان ميتوانيد آن شب اين 2 نفر را تصور كنيد!
راهحل خانمها
درحاليكه خانمها بايد روش جلب حمايت آقايان را به دست آورند، بايد كارهايي هم براي تسكين خود و كاهش استرس انجام دهند.
درحاليكه خانمها بايد روش جلب حمايت آقايان را به دست آورند، بايد كارهايي هم براي تسكين خود و كاهش استرس انجام دهند.
داوطلبانه به يكديگر رسيدگي كنيد!
خانمها در اغلب موارد فهرستهاي كاري طويلي دارند كه از آنها چشمپوشي نميكنند و ميخواهند خودشان به تنهايي آنها را انجام بدهند و البته با اين كار خودشان را ميسوزانند! وقتي خانمها از يك كار به كار ديگر ميپردازند، بدون آنكه لحظهاي زنگ تفريح داشته باشند، در اصل اسير فهرست كاري خود هستند. نكته مهم همينجاست؛ وقتي خانمها زمان بيشتري را بهخود اختصاص دهند و دائم درگير انجام كارها نباشند، در اصل هديهاي بزرگ به همسرشان ميدهند. وقتي خانمها بهخودشان كمك كنند تا كمتر خسته شوند و اولويتبندي داشته باشند، تنش و استرس آنها كم ميشود و ميتوانند به جاي كنار زدن آقا حمايت او را بپذيرند. شايد خانمها بگويند؛ چه جالب! يعني بايد خودمان را هم به فهرست كارهايمان اضافه كنيم؟! اما اين موضوع حياتي است چون وقتي خانم بهخودش هم زماني اختصاص دهد، انرژياش حفظ ميشود و خسته و درمانده نيست.
اكسيتوسين را دريابيد!
شايد قانع نشويد اما فقط 30 دقيقه تا يك ساعت وقت بهخود اختصاص دادن، شما را مجددا شارژ ميكند. ميتوانيد اين پيشنهاد را امتحان كنيد. فهرستي از كارهايي كه ميتوانيد براي خودتان انجام دهيد، تهيه كنيد و به اين ترتيب فرصت را فراهم كنيد تا «اكسيتوسين» يا همان «هورمون احساس خوب» را براي خود ذخيره كنيد. ما ضمانت ميكنيم، با اين كار احساس بهتري پيدا ميكنيد و آن فهرست بلند و طويل ديگر برايتان عذابآور نميشود؛ 80 درصد تلاش براي كاهش استرس از خودمان برميآيد نه از همسرمان!
مغز خانمها و آقايان متفاوت است
اما چرا آقايان و خانمها در مورد موضوعي اساسي مثل شام اين همه متفاوت عمل ميكنند؟ اين تفاوت تا حدي به عملكرد متفاوت مغز زنان و مردان مربوط است. مغز خانمها از هزاران گيرنده عصبي تشكيل شده كه اين گيرندهها از مغز آقايان بيشتر است. نتيجه اين ميشود كه ارتباطات بين نيمكره راست و چپ مغز خانمها از نظر عملكرد در سطوح بالاتري قرار گيرد.
در اكثر موارد دسترسي خانمها به هر 2 نيمكره مغز بيشتر از آقايان است و همين خصوصيت باعث شده خانمها الگوي فكري گستردهاي داشته باشند. به زبان سادهتر ميتوان گفت خانمها ميتوانند در يك لحظه به ارتباط بين فاكتورهاي متفاوت فكر كنند. تفكر خانمها از فاكتور «الف» شروع نشده تا به فاكتور «ب» برسد بلكه از ارتباط بين «الف» و «ب» شروع ميشود و ميتواند همزمان روابط بين فاكتور «جيم» و «دال» را هم وارد ماجرا كند.
در يك مثال ساده ميتوان گفت وقتي خانمي شام درست ميكند، ميتواند همزمان به شستن ظروف، نظافت آشپزخانه، خالي كردن سطل زباله، خريد منزل، اتو كردن لباسها و. . . فكر كند. برعكس در آقايان اين ارتباطات 2 طرفه ضعيف است و الگوي فكري آنها متوالي است. آقايان در يك لحظه تنها به يك موضوع فكر ميكنند. فايده اين خصوصيت در آقايان اين است كه آقايان ميتوانند به يك موضوع بهطور كاملا دقيق با تمام جزئيات فكر كنند؛ درحاليكه اين كار براي اكثر خانمها بسيار عجيب است.وقتي آقا بطري خالي نوشابه را به سطل زبالهاي مياندازد كه يك سر سوزن جا ندارد و اصلا در همان زمان به خالي كردن آن فكر نميكند، خانم از ناراحتي منفجر ميشود! دليل آقا اين است: خالي كردن زباله در همان لحظه اصلا ضروري نيست و اين يك طرز تفكر عادي مردانه است كه براي خودشان اصلا عجيب نيست.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:11 توسط لیلا مرادنژاد
|