این روزها بعضی از والدین ترجیح شان این است که اسم بچه شان را یک نام خاص بگذارند. برای همین سازمان ثبت احوال پر شده از اسامی که شبیه هیچ اسم دیگری نیستند.

انستیاژ، تامارا، اسپاندا، راتاناز، نیلفام، نوشیکا، ریونیز. کنار هم گرفتن این واژه بیشتر آدم را یاد منوی یک رستوران فرنگی می اندازد تا کتاب راهنمای نامگذاری ثبت احوال، اما اگر دوروبرتان نوزادی قرار است به منصه ظهور برسد! که پدر و مادر کمی متفاوتی هم دارد، حتما به اسم های سخت تر از اینها هم برخواهید خورد. اسم هایی که برای انتخاب شدن باید از فیلترهای زیادی بگذرند که مهمترینشان متواتر بودن است؛ یعنی قبلا سابقه ای برای این اسم در ثبت احوال وجود داشته باشد و بعد هم طی مراحل دیگر؛ البته پدر و مادرانی که متفاوت فکر می کنند یا دوست دارند اینگونه به نظر می رسند، همه اینها را به ان می خرند تا بچه شان یک اسم «خاص» داشته باشد. اسمی که خیلی از ما بعد از شنیدنشان کمی چشمانمان را تنگ و گردنمان را کج می کنیم و می پرسیم: «خب حالا این یعنی چی؟» اسدالله پارسامهر، مولف کتاب فرهنگ نام و نام گزینی ومسئول نام وسجلی ثبت احوال کارشناسی است که در طول این گزارش ما را همراهی کرد و هر جایی که نیاز داشتیم، توضیح داد و نگذاشت که کارمان لنگ بماند.

ژابیز؟ کدام ژابیز؟

برخلاف دهه های قبل که مردمبرای نامذگاری نوزادان اکثرا به دنبال نام های «متداول» بودند، در سال های اخیر به دنبال نام هایی «متمایز» هستند.

مثلا اگر در دهه 70 امیر علی ها وکورش ها زیاد بودند و در دهه 80 پارساها وایلیاها، در این سال ها نوبت به پادرا و هیراد و رشان و ... رسیده است. ظهور این جریان در سال های اخیر موجب شده که مردم در نامگذاری به دنبال واژه های جدید باشند، واژه هایی که قبلا خیلی مورد استفاده قرار نمی گرفته و به دلایلی بخشی از والدین علاقه دارندکه از این اسامی برای فرزندانشان استفاده کنند. این نوع نام ها را در سازمان ثبت احوال اسم های تو پدید می گویند که ازغ چند منبع وارد پروسه نامگذاری شده اند.



شبنمی از جنگل شمال، ایرانی


خب علاقه است دیگر. بعضی وقت ها ماجرا آنقدر کشش داردکه دو فرداز فرهنگ های مختلف با هم ازدواج می کنند و همینطور می شودکه اسمی از فرهنگی به فرهنگ دیگر منتقل می شود. یا حتی بعضی وقت ها یک زوج تهرانی آنقدر دوست و رفیق این ور و آن ور دارندکه مثلا نهایتا با هزار جور پرس و جو انتخابشان این می شودکه اسم بچه شان را از فرهنگ کردی یا ترکی یا لری انتخاب کنند. برای همین بعضی نام ها که از قومیت ها و گویش های منطقه ای وارد سطح ملی می شودو جزو گزینه های انتخابی قوم های دیگر قرار می گیرد، مثل هیوا که از زبان کردی آمده، این اسم در خود کردستان اکثرا به عنوان اسم دخترانه استفاده می شود اما در دیگر جاها به عنوان اسم پسر هم استفاده می شود یا مثلا تیامبه معنی چشم هایم که از زبان لری وارد شده یا مانلی، رایکا و ریکا در زبان مازندرانی و یا گیلوا یا گیلدا در گویش گیلکی.

این گروه از نام ها یک زیرمجموعه دیگر هم دارند، نام های دو رگه ای که نیمی از آن از یک منطقه ونیم دیگر از منطقه ای دیگر انتخاب شده. این جور ترکیب ها اکثرا به صورت ترکی – فارسی ساخته می شوند مانند آیلار، آتاشا.

آقای پارسامهر زیاد شدن نام های قومیتی را اینگونه توجیه می کند: «اینگونه نام ها به دلیل ویژگی هایی که دارند، مثل تلفظ و آهنگ زیبا با معنای قشنگ و شادابی و طراوتی که با خود دارند، مورد استقبال بقیه اقوام قرار می گیرند.»

یاس + من + گول + ا

پارسامهر می گوید: «گروه دیگری از نام های تازه به دوران رسیده، نام هایی است که توسط مردم ساخته می شود؛ یعنی اینکه اینها یا نام هایی هستندکه به صورت ترکیب جدید پیشنهادی از دو نام مستقل توسط والدین پیشنهاد می شود و یا نام ها از ترکیب چند تک واژه و واژه هایی که به تنهایی به عنوان نام استفاده نمی شوند ساخته می شوند.»

ترکیب اسم هایی که نام می برد بامزه هستند: «در اکثر نامگذاری های نوع اول از الگوی مذهبی – غیرمذهبی پیروی می شود؛ مانند امیر آرشام، محمد آریا، یاسمین زهرا و ... اما نمونه های دیگری هم وجود دارد که از این الگو پیروی نمی کنند، مانند یاس باران. پارسامهر معتقد است: «این نوع ترکیبات هم ظاهر جدیدی را به واژه می بخشد و هم به آن ترفیع معنایی می دهد. یعنی بار معنایی و بار عاطفی واژه را از جهت مثبت بالا می برد چون بعضی واژه ها ممکن است به تنهایی ویژگی خاصی نداشته باشندولی وقتی در ترکیب با یک واژه دیگر استفاده می شوند زیباتر جلوه می کنندوترکیبات این دو واژه نام متفاوت و متمایز از دیگر نام ها را در اختیار ما قرار می دهد.»

حالا البته همه ماجرا هم به این سادگی ها نیست. مثلا شما فکر کنید برای دختر یا خواهرتان یا هر کسی اسمی به نام «زیبا مهر» انتخاب می کنید. تحلیل لغوی این ماجرا در ثبت احوال این می شود: «یکسری از نام ها از تلفیق چند جزء واژگانی تشکیل شده اند که معنای خوبی دارند، مثل زیبامهر که می شود هم آن را به صورت ترکیب دو واژه زیبا + مهر (عاطفه زیبا داشتن) در نظر گرفت و هم ترکیب واژه های زی + با + مهر (با مهربانی زندگی کن) و ...» ضمن اینکه کشفیات ما نشان می دهد آمار نامگذاری فرزندان از طریق یکسری از این واژه هایغ نوساخته به شدت دارد بالا می رود.

یکی اش همین «مهری ماه» که احتمالا شما را هم مثل ما یاد یک چیزهایی می اندازد. «نیلفام» و یا «هویار» که هم معنای زیبایی دارند و هم خوش آوا هستند، از نوع واژه های نوساخته هستند که این روزها کلی طرفدار پیدا کرده اند.



خسرو کجا بود دیگه؟


پارسامهر برای جریان نامگذاری در ایران چهار سطح قائل است. نام های دینی و مذهبی – نام های ایرانی و ملی – نام های قومی و منطقه ای – نام های خارجی و فرنگی: «چندین سال است که این سطوح الگوی نامگذاری اکثریت مردم بوده است اما در حال حاضر و با توجه به وضعیتی که در فرهنگ نامگذاری ایرانی به وجود آمده، این سطوح در حال دگرگونی و جابجایی است؛ مثلا در آینده به احتمال زیاد نام های قومی و منطقه ای به سطح دو ارتقاء پیدا می کند و یا نام های ایرانی و ملی از گردونه نامگذاری خارج می شوند چون در یک زمانی هر یک از این نام ها مورد اقبال بوده ولی در حال حاضر، آن شادابی و تازگی را ندارد و به نوعی دِمده شده. مثل واژه خسرو و داریوش و رستم، که در دوره های قبل جزو انتخاب های پرطرفدار نامگذاری بوده اند اما در حال حاضر از اقبال کمتری برخوردارند.»



چرا باید بچه مان صاحب یک اسم درست و درمان باشد؟

اسمشو بذار عم قزی

1- برای اینکه بفهمیم چگونه باید یک نام درست درمان برای بچه انتخاب کنیم باید خیلی از نکات را در نظر بگیریم؛ اول از همه اینکه اسم انتخابی باید معنای خوبی داشته باشد، بعضی اسم ها هستندکه در لغتنامه معنای خوبی دارنداما در واقعیت تصویر خوبی به ذهن متبادر نمی کنند و یا کژتابی دارند. اینگونه اسم ها موارد خوبی برای انتخاب نیستند چون والدین نمی توانند همه جا دنبال بچه راه بیفتند ومعنی واقعی اسم بچه شان را به همه اعلام کنند.

2- نکته بعدی اینکه نام انتخابی باید خوش آوا و گوشنواز باشدو بقیه برای تکرار کردنش زیاد به زحمت نیفتند. کسی که اسم نوزادش را هیژا می گذارد، حتما باید قبل از آن یک دوره آموزش زبان کُردی بگذراند تا بچه اش را درست تلفظ کند.

3- موقع انتخاب اسم به این مسئله دقت کنید که نام انتخابی در حالت عامیانه و کوتاه شده چه صورتی به خود می گیرد. گاهی اوقات یک اسم متناسب زیبا با کمی تغییر تبدیل به یک اسم نامتناسب با معنای بد می شود.

4- نکته دیگر اینکه به معنای اسم و نوع تلفظ آن در زبان های دیگر توجه کنید که اگر فردا، پس فردا کودکتان فرار مغزها شد، در کشورهای دیگر با مشکل مواجه نشود.

5- به این مسئله حتما دقیقا کنید که در طول تاریخ چه کسانی صاحب این نام بوده اند، به بهانه متفاوت بودن، اسم یک پادشاه ستمگر و عیاش را روی فرزندتان نگذارید.

6- و در آخر اینکه قرار نیست همه بچه هایی که به دنیا می آیند، آرتیست و آرت دوست باشند، جوری برای کودکتان اسم انتخاب کنیدکه اگر راننده کامیون یا جراح مغز و اعصاب شد. رویش بشود اسمش را بنویسد و زیرش را امضا کند.

عجیب نیست اگر روزهای قبل از جشن عروسی و نخستين روزهای وارد شدن به خانه مشترک، پرتنش‌ترین لحظات زندگی شما باشد. شمایی که در همین چند روز، با دنیای مجردی و خانه پدری خداحافظی کرده‌اید و وارد چرخه روابط و مسئولیت‌هایی شده‌اید که گاهی نگران‌کننده به نظر می‌رسند. اما نگران پیچیدگی این روزها نباشید! کافی است یک نفس عمیق بکشید و یک‌بار اتفاقاتی که تاکنون افتاده و آنچه انتظار رخ دادنش را دارید را مرور کنید. اگر کنترل ذهن‌تان را به دست بیاورید، دیگر کنار آمدن با انتظارات سنتی خانواده‌ها و راضی کردن رویاهای مدرن خودتان کار پیچیده‌ای نیست.

اینقدر اضطراب نداشته باشید

مدت‌هاست که برای درست برگزار شدن مراسم عروسی نقشه می‌کشید و هر روز که به روز جشن نزدیک‌تر می‌شوید، ترس از اتفاق‌های ناخوانده اضطراب‌تان را بیشتر می‌کند. خود را سرزنش نکنید. کمی نگرانی، جزء جدا نشدنی این روزهاست. شما منتظر برگزار شدن یکی از مهم‌ترین مراسم‌ زندگی‌تان هستید و طبیعی است که اشتیاق‌تان گاهی با دلشوره همراه شود. اما باید مراقب باشید که گرفتار «خطاهای شناختی» نشوید. یکی از رایج‌ترین این خطاها در نوعروس‌ها، ذهن‌خوانی است. یعنی دائم به این فکر کنید که دیگران درمورد شما و مراسم‌تان چه فکری می‌کنند. از طرف دیگر، اگر فردی کمالگرا باشید، می‌خواهید مراسم به بهترین شکل اجرا شود و هر ایراد ساده‌ای شما را به‌شدت مضطرب می‌کند. بپذیرید و باور کنید همه چیز خوب پیش خواهد رفت و برای اطمینان بیشتر، برخی از کارها را به افراد باتجربه و کسانی که موقعیت مشابهی را تجربه کرده‌اند، بسپارید. همه هندوانه‌ها را با یک دست برندارید، چراکه خستگی و ترس از ناتوانی، شما را نگران‌تر خواهد کرد. به خودتان بگویید که امشب، با وجود تمام کاستی‌هایی که ممکن است داشته باشد، زیباترین شب زندگی من خواهد بود و با وجود هر اتفاقی لبخند از لبانم محو نخواهد شد.


مسئولیت‌تان بیشتر نمی‌شود تقسیم می‌شود

کمی نگرانی به دليل خداحافظی از یک مرحله زندگی و ورود به مرحله‌ای دیگر طبیعی است اما به یاد داشته باشید زندگی مشترک و ازدواج قرار نیست ما را از همه فعالیت‌های دوران  مجردی دور کند، تنها پس از پذیرش مسئولیتی به‌نام ازدواج شکل برخی از فعالیت‌های دوران مجردی یا کمیت آنها دچار تغییراتی می‌شود. حق شما و همسرتان است که بعد از ازدواج هم گاهی با دوستان‌تان تنها باشید و با حفظ اصول وفاداری و تعهد محدوده شخصی روابط‌تان را هم حفظ کنید. پیش از ازدواج می‌توانید این موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و حتی با صحبت کردن در مورد آن، محدوده‌هایش را بیشتر مشخص کنید. یادتان نرود که ازدواج به معنای افزایش طاقت‌فرسای مسئولیت‌ها نیست، بلکه این رابطه، به شما امکان تقسیم مسئولیت‌ها و به اشتراک گذاشتن نگرانی‌های‌تان را می‌دهد. 

با خانواده همسرتان وارد جنگ نشوید

پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. از یاد نبرید که نگاه و باور زن و مرد در رابطه با موضوعی به نام «مراسم» بسیار متفاوت است و طبیعی است که در موضوع مهمی چون «مراسم عروسی» همسرتان تنها تصمیم‌گیرنده نباشد و اطرافیانش هم حق اظهارنظر را به خود بدهند. آگاه باشید که در این روزها احتمال اصطکاک بین شما زیاد است اما قرار نیست اختلاف سلیقه شما را از تیم بودن خارج کند. در این شرایط اگر احساس کنید شما و همسرتان یک تیم خوب و متحد هستید، تنش‌ها کمتر شده و مدیریت‌شان برای شما آسان‌تر خواهد شد. این اصل را فراموش نکنید؛ عروسی مراسمی است که شما رسما کنار یکدیگر بودن و شادی ناشی از آن را با دیگران تقسیم می‌کنید، پس نه شادی این روز را از خود بگیرید و نه دیگران را از شاد بودن محروم کنید.

دوست ندارید جهازتان را نمایش دهید؟

از فامیل‌های خودتان گرفته تا آشنایان داماد، همه منتظر دیدن خانه شما هستند و روزهای قبل از عروسی، به شما برای دیدن چیدمان خانه‌تان اصرار می‌کنند. بعضی‌های‌شان می‌خواهند در کابینت‌ها را باز کنند و بعضی‌ها دوست دارند سر از کمد لباس‌های‌تان دربیاورند. برخی عروس‌ها هم می‌خواهند نتیجه زحمات خانواده‌شان را در این روزهای گرانی با اشتیاق به نمایش بگذارند و برخی دیگر اما موضوع را شخصی تلقی می‌کنند و میلی به اجرای این رسم قدیمی ندارند. اگر شما از دسته دوم هستید چطور باید با سیل تقاضای اطرافیان‌تان برخورد کنید؟ به شما پیشنهاد می‌کنیم در نخستين قدم، حساسیت خود را کم کنید. از یاد نبرید در شرایط زمانی ویژه‌ای قرار دارید. شاید نتوانید همه چیز را مدیریت کنید و با آسان گذشتن از برخی موارد، آرامش خود را در روزهای قبل از عروسی بیشتر کنید. اما اگر این موضوع جزء خط قرمزهای شماست و حاضر نیستید کسی را به طرف کمدهای‌تان راه دهید، تنها یک راه پیش‌رو دارید؛ برخورد قاطعانه! مراقب باشید که کلام شما پرخاشگرانه و توهین‌آمیز نباشد و با آرامش به دیگران توضیح دهید که میلی به این کار ندارید و بعد از سر و سامان گرفتن در خانه‌تان، از تک‌تک آنها برای دور هم بودن دعوت خواهید کرد.

نگرانید از شما برنجند؟

در روزهای قبل از مراسم بدون نگرانی و پرداختن زیاد به این موضوع، فقط يك‌بار آن را مرور کنید و برای هر چیزی که ممکن است پیش بیاید خود را آماده کنید؛ «ممکن است یکی از اطرفیان همسرتان یا حتی خود شما به هر دلیلی برخورد مناسبی نداشته باشد.» قبل از روبه‌رو شدن با چنین تصویری، بپذیرید که ما نمی‌توانیم دیگران را مجاب به رفتارهایی کنیم  که به نظر ما مناسب است یا بهتر بگویم ما نمی‌توانیم دیگران را کنترل کنیم اما می‌توانیم خود را مدیریت و کنترل کنیم. تجربه نشان داده که رنجیدن از خانواده همسر، تنها دلیل بحث‌های روز عروسی نیست، بلکه منتقل کردن آنها به داماد و انتظار نشان دادن واکنش‌های هیجانی و برخورد با خانواده، یکی از بزرگ‌ترین دلایل بحث‌های روز عروسی است. به یاد داشته باشید که همسرتان مسئول رفتار خانواده‌اش نیست. بد نیست با هم یک قرارداد دو نفره را امضا کنید «هیچ کدام از ما برای اشتباهات اطرافیان‌مان مقصر نیستیم و نباید به دليل نظر یا حرف‌های آنها، دیگری را سرزنش کنیم!» انتظار نداشته باشید همسرتان کسی که شما را آزار داده را سرجایش بنشاند. یادتان نرود که از این روز به بعد، یک طرف زندگی همسرتان شما هستید و یک طرف خانواده‌اش و فراموش نکنید که خانواده او، با تمام اشتباهات‌شان، عزیزترین افراد زندگی‌اش هستند، پس از او انتظار نداشته باشید به دليل شادی شما عزیزانش را برنجاند.

می‌خواهید تا یک ماه مهمان دیگران باشید؟

شاید بد نباشد یکی، دو روز بعد از عروسی-نه بیشتر- کمی استراحت کنید و با خانواده‌ها وقت بگذرانید. این ملاقات‌ها هم زحمت شما برای غذا درست کردن و رسیدگی به کارهای خانه را کم می‌کند و هم به اطرافیان‌تان کمک می‌کند که با نبود شما در خانه پدری‌تان راحت‌تر کنار بیایند اما مراقب باشید که روزهای استراحت شما طولانی نشود. بد نیست از همان ابتدا برای خود و دیگران روشن کنید که زندگی مشترک و مستقلي دارید .

می‌خواهید تنش‌ها را کم کنید؟

در کنار هم بودن در این زمان خاص را باید مدیریت کنید؛ به این معنا که هم کنار هم باشید و هم نباشید. باتوجه به استرسی که هر کدام از شما دارید، مدام در کنار هم بودن‌تان می‌تواند زمینه‌ساز تنش و دعوا شود، بنابراین گاهی در کنار هم باشید و به خودتان و فرد مقابل‌تان حق دهید که گاهی تنها باشد. خودتان هم در لحظات تنهایی او، می‌توانید به کارهای شخصی‌تان بپردازید. در زمان‌هایی که کنار یکدیگر هستید برای دادن انرژی مثبت به همسرتان تلاش کنید. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات زن و شوهرها در روزهای قبل از عروسی، تکرار حرف‌های دیگران و بحث در مورد آنهاست. در لحظات با هم بودن‌تان، پای دیگران را به میان نکشید و آرامش‌تان را قربانی نظرات متناقض اطرافیان نکنید.

نگرانید زیبا نشوید؟

زیبا نشدن در روز عروسی، یکی از نگرانی‌های همه عروس‌ها و البته موضوعی است که باید خود را برای آن آماده کنید. اگر کسی که قرار است ظاهر شما را آماده کند را با بررسی دقیق انتخاب کرده‌اید و به کارش اعتماد دارید، آرامش خود را حفظ کنید و با انرژی مثبت و اطمینان به نظر او منتظر پایان کار بنشینید.

یادتان نرود که مدیریت ذهن، بیشتر از هر راهی می‌تواند شما را به نتیجه‌ای که می‌خواهید، برساند. از سوی دیگر، بیشتر از آنچه در توان دارید از خود انتظار نداشته باشید و خود را با عروس‌های دیگر مقایسه نکنید. 

رابطه دوستی و صمیمیت یعنی توانایی در میان گذاشتن افکار و احساسات با یک دوست. در یک رابطه صمیمی، فرد احساس راحتی می کند و اطلاعاتی راجع به خود در اختیار دیگری قرار می دهد. گونه ای از این رابطه دوستی و صمیمیت مربوط به جنس مخالف می شود. 

رویکردهای گوناگون، تلاش هایی برای تبیین دلایل و عوامل زمینه ساز گرایش به جنس مخالف داشته و هر یک از منظری به این مسئله نگاه کرده اند اما آنچه می توان در همه این رویکردها و نظریه ها یافت، بیان این است که «گرایش به جنس مخالف امری کاملا طبیعی و سالم است». با اینحال در این مقاله سعی خواهیم داشت از منظر روانشناسی دلایل گرایش به جنس مخالف را برای شما شرح دهیم.

وارد شدن به سنین نوجوانی

عشق، پدیده ای هیجانی و اعجاب انگیز است که بیشتر مردم جهان را درگیر خود می کند. دلباختگی و عشق برای اولین بار در دوران بلوغ، احساس و معمولا با یک نگاه شروع می شود. از این رو، خاطرخواهی و تمایل به غیرهمجنس در نوجوانی طبیعی است و نوجوانان با فشار زیادی برای داشتن رابطه با غیرهمجنس روبرو هستند. بسیاری از آنان، ساعت ها درباره خاطرخواهی که حتی او را هم نمی شناسند، به خیالبافی می پردازند و این خاطرخواهی را به عنوان عشق قلمداد می کنند در حالی که این دلباختگی احساس درازمدت و پایداری نخواهد بود.

بیدار شدن تمایلات جنسی و میل به رابطه صمیمی


از دوران نوجوانی، احساسات جنسی با تاکید بیشتری نسبت به سنین قبلی افزایش می یابد و نوجوانان میل شدیدی برای برقراری رابطه صمیمی و عموما با غیرهمجنس پیدا می کند. البته این گرایش در پسران و دختران متفاوت است، به طوری که پسران احساسات و تمایل روابط جنسی شدیدتری دارند، به سرعت تحریک می شوند و در روابط دوستی با غیرهمجنس بر جنبه های روابط جنسی تاکید می کنند، در حالی که نوجوانان دختر، تمایل زیادی به نشانه های عاطفی دارند.

رهایی از هیجانات منفی


دوره نوجوانی و جوانی پر از هیجان است، هیجاناتی که گاهی مانند افسردگی و اضطراب جنبه منفی دارند. برخی از مشاوران سلامت روان، فرض می کنند افسردگی و اضطراب با گرایش به جنس مخالف ارتباط دارد. مطالعه ای در این زمینه نشان داد افسردگی در تعدادی از دختران و مصرف مواد مخدر در تعدادی از پسران عامل خطرناکی برای تجربه جنسی در رابطه با غیرهمجنس است. در واقع برخی از نوجوانان و جوانان برای کنترل اضطراب و افسردگی به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف رو می آورند و این روابط راه فراری برای آنان می شود.

دستیابی به هویت مردانگی و زنانگی


در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی، فرد به دنبال کسب هویتی است که متناسب با جنسیت خود باشد، گرایش به جنس مخالف می تواند برای هر دو جنس احساس هویت مردانگی و زنانگی را تقویت کند. در تحقیقی، نوجوانانی که به دنبال هویت بوده اند، انتخاب دوست دختر و پسر آنها اتفاقی تر و تصادفی صورت می گیرد اما نوجوانانی که ایده های نسبتا روشنی از هویت خود داشته اند، بیشتر به دنبال صمیمیت و اعتماد در روابط بوده اند.

کسب شناخت برای ازدواج


برخی از افراد به خصوص دختران، صرفا برای ایجاد زمینه های شناخت بیشتر که منجر به ازدواج و رابطه ای متعهدانه و بلند مدت شود، به سمت برقراری ارتباط با جنس مخالف می روند. در این موارد دختر و پسر با طرح مسئله ازدواج با یکدیگر رفاقت و سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند و به شناخت بیشتر یکدیگر مبادرت ورزند. گرچه در شرایط کنونی جامعه ما، بسیاری از این روابط با مخالفت خانواده، در نهایت منجر به ازدواج نخواهد شد

فشار همسالان

در سنین نوجوانی و جوانی برای هر دو جنس فشار زیادی از طرف دوستان و همسالان برای برقراری رابطه نزدیک با غیرهمجنس ایجاد می شود. به طوری که دختران داشتن دوست پسر را نشانه جذابیت و پسران داشتن دوست دختر را نشانه قدرت و احساس مردانگی می دانند.

فرصت های اجتماعی بیشتر


در تحقیقات مشخص شده است گاهی صرف نمایش مکرر یک محرک معین، رفته رفته نگرش خوشایندتری نسبت به آن پدیده به وجود می آورد. شاید به وجود آمدن بیشتر زمینه های آشنایی، مجاورت، اوقات خوش، دیدن مداوم و طولانی افراد در طی یک دوره و ... یکی از دلایل به وجود آمدن و به خصوص شیوع علاقه و گرایش به جنس مخالف باشد. البته این بدان معنا نیست که به وجود آمدن زمینه های حضور زنان و دختران در عرصه های اجتماعی مانند مردان، بد و نکوهیده است، بلکه بدین معناست که در روند طبیعی این موضوع، پیدایش و شیوع بیشتر گرایش به جنس مخالف به دلیل فراهم شدن زمینه های مناسب، افزایش می یابد.

شیوه های فرزند پروری والدین


نوع روابط با غیر همجنس در نوجوانی و جوانی، رابطه نزدیکی با پیوند بین والدین و نوجوان در کودکی دارد. اگر فرد در کودکی حضور فعال، حساس و همیشگی والدین را تجربه کند، بر روابط نوجوانی او تاثیر مطلوبی می گذارد. 

در یک پژوهش در آمریکا، نشان داده شد حمایت والدین از نوجوانان خود و درگیر شدن در زندگی آنها، تاثیر مهمی بر رفتار دوستی نوجوان دارد. در بین نوجوانانی که می گویند آنها هرگز درباره مشکلات خود با اعضای خانواده بحث و گفتگو نمی کنند، احتمال گرایش به جنس مخالف و اعمال رفتارهای پرخطر جنسی شایع تر است.

نوجوانان پسر، که حمایت عاطفی بسیاری از والدین خود دریافت می کنند، و دخترانی هم که با مادرانشان صحبت می کنند، کمتر در معرض خطر برقراری روابط خطرناک با غیرهمجنس قرار دارند. نوجوانی که در دوره کودکی خود پاسخ های مناسبی به نیازهای عاطفی و جسمی اش از سوی والدین دریافت نکرده، ممکن است به دلیل احساس طرد از سوی والدین در صورت ارتباط با غیر همجنس به سرعت در روابط درگیر شود تا احساس کند به دوست پسر یا دختر خود بسیار نزدیک است.

همچنین نداشتن علاقه برای تشکیل خانواده، بالا رفتن سن ازدواج، کمبود محبت، نیاز به همدلی و ابراز عاطفه، زندگی در خانواده با روابط ضعیف عاطفی، ناآگاهی از خود و جنس مخالف، چشم و هم چشمی و ... از جمله عوامل تاثیرگذار بر افزایش گرایش به روابط احساسی بین دختر و پسر در این دوران است.